www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 8 تير/

8تير :توضيحات دکتر محمد شريف وکيل زينب جلاليان از محکومان به اعدام

8تير :مهدی کروبی: اگر زمان شاه يک شعبان بی مخ بود، اکنون اين حاکميت صدها شعبان بی مخ تربيت کرده است

8تير :اخراج کارکنان شرکت واحد تهران تحت عنوان طرح بازخريد شدن

8تير :روسيه شکايت کرد:توقيف محموله تاسيسات هسته‌ای بوشهر در آلمان

8تير :افزايش فشارها بر خانواده اسانلو:احضار پسر منصور اسانلو

8تير :اطلاعيه مادران عزادار در ايران: يک سال مبارزه، همچنان پيگير و پايدار!

8تير :درخواست خانواده های زندانيان سياسی بند ۳۵۰ اوين از دادستان تهران

8تير :مصاحبه با ناصر حجازی: اگر دست‌اندرکاران حکومت پاک باشند فوتبال هم پاک خواهد بود

8تير :مختار اسدی از فعالان کانون صنفی معلمان ايران بازداشت شد.

8تير: گرد مرگ بر دامان دماوند

8تير: درياچه ای از فاضلاب در عمق پنج متری شهر کرمان/ خطر بيخ گوش مردم

8تير: توقيف محموله نيروگاه بوشهر

8تير: خواسته كارگران سايپا از دولت

8تير: قتل دانشجوی پناهنده بدست عوامل رژيم اسلامی در کولامپور مالزی


8تير :حمله نيروهای امنيتی به جمعی از دانشجويان دانشگاه آزاد

8تير :پيام زهرا رهنورد در رابطه با شايعه حکم اعدام زينب جلاليان

8تير :رويترز: «تجارت دعا» در ايران رونق مي‌گيرد



8تير :توضيحات دکتر محمد شريف وکيل زينب جلاليان از محکومان به اعدام

ادوار نيوز:دکتر شريف که از سوی خانواده زينب جلاليان به عنوان وکيل او انتخاب شده به "روز" می گويد: يک ماه است تلاش ميکنم بتوانم پرونده زينب را پيدا کنم و وکالت نامه را روی پرونده بگذارم اما موفق نمی شوم.



وی می افزايد: پدر زينب از ماکو به تهران آمد و از من خواست وکالت دخترش را برعهده بگيرم. به او گفتم پی گيری ميکنم و تمام تلاشم را به عمل می آورم. بعد شروع به پی گيری کرديم. رفتيم و گفتيم که ميخواهيم پرونده را ببريم ديوان عالی کشور و روی اعاده دادرسی کار کنيم اما گفتند او سر موضع است. گفتيم خب بگذاريد او را ببينيم و با او حرف بزنيم و در همين مورد هم صحبت کنيم اما فعلا اجازه نداده اند؛تاکنون هم نه موفق شده ام وکالت نامه را به امضای زينب برسانم و نه او را ديده ام.



دکتر شريف در توضيح نحوه پی گيری های خود می گويد: روز يکشنبه، مشخصات حکم بدوی زينب در کرمانشاه و شعبه دادگاهی که او را محاکمه کرده و ساير موارد را به دست آورديم؛ چون حکم در شهرستان صادر شده و برای اجرا به تهران آمده است. اين پرونده هايی که از شهرستان به تهران می آيد، ابتدا به دايره نيابت در تهران می رود. رفتيم اما آنجا هم نبود و گفتند پرونده اينجا نيامده است. رفتيم و نامه ای در دفتر دادستان به ثبت رسانديم اما هنوز خبری از اينکه پرونده کجاست، نيست.



اين وکيل دادگستری سپس درباره برخی شايعات منتشر شده مبنی بر اجرای قريب الوقوع حکم اعدام زينب می گويد: اگر چنين امری صحت داشته باشد، خانواده زينب که به طور مستمر پی گير هستند در جريان قرار می گرفتند اما آنها از اين امر ابراز بی اطلاعی می کنند. در عين حال حکم برای اجرا به تهران آمده اما اينکه وارد مرحله اجرايی شده يا نه، فعلا خبری نداريم و اميدواريم اين شايعات، پايه و اساس درستی نداشته باشند.



دکتر شريف در پاسخ به اين سئوال که با توجه به قطعی شدن حکم در ديوان عالی کشور، چه راهی برای شکستن حکم اعدام زينب و جلوگيری از اجرای اين حکم باقی مانده می گويد: کماکان می شود تقاضای اعاده دادرسی داد. البته شرايطی دارد يعنی اگر سند جديد يا مستنداتی به دست بيايد که قبلا لحاظ نشده باشد، می توان چندين بار تقاضای اعاده دادرسی کرد. مساله توبه هم هست اما همه اينها بستگی به اين دارد که من زينب را ببينم و با او حرف بزنم و وکالت نامه را روی پرونده بگذارم.



از دکتر شريف می پرسم گفته می شود زينب با پ کا کا همکاری داشته؛ آيا دستگاه قضايی ايران می تواند او را به عنوان همکاری با پ کا کا مجازات کند؟



اين وکيل دادگستری پاسخ ميدهد: زينب، تا جايی که ما ميدانيم، بعد از آمدن به ايران هم با پژاک ارتباط داشته است و آنطور که من از هم بندی ها و هم سلولی های زينب که آزاد شده اند متوجه شدم، او به گفته خودش با پژاک هم ارتباط داشته است. در عين حال ارتباط و همکاری با پ کا کا در ايران جرم محسوب نمی شود. من قبلا يک موکل داشتم که تبعه سوريه بود و به اتهام همکاری با پ کا کا بعد از ورود به ايران بازداشت شده بود. البته ارتباطاتی هم با پژاک داشت اما در حکمی که برای او صادر شد ارتباط با پ کا کا هم به لحاظ شده بود در حاليکه مطابق ماده 498 و 499 قانون مجازات اسلامي، که مربوط به ارتباط و عضويت در گروههای غير قانونی است و اين احکام به استناد آنها صادر می شود، ارتباط با پ کا کا نمی تواند شامل اين ماده ها شده و مبنای صدور حکم شود.




8 تير 1389    19:45
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :مهدی کروبی: اگر زمان شاه يک شعبان بی مخ بود، اکنون اين حاکميت صدها شعبان بی مخ تربيت کرده است

سحام نيوز: بعد از ظهر امروز مهدی کروبی جهت شرکت در مراسم ختم پدر دکتر محمد رضا عارف-معاون اول دولت اصلاحات- در مسجد دانشگاه صنعتی شريف حاضر شد. به گزارش خبرنگار سحام نيوز، مهدی کروبی در بدو ورود با عربده کشی تعدادی اراذل و اوباش بسيجی روبرو شد. متاسفانه اين افراد با الفاظ رکيک و سردادن شعارهايی قصد برهم زدن مراسم ختم را داشتند که در اين هنگام مهدی کروبی جهت حفظ شان مسجد و مراسم عزا، اقدام به خروج از محل برگزاری مراسم نمودند.



در پی اين رخداد و اقدامات مشابه قبلي،خبرنگار سحام نيوز در سوالی علت و اساس اين وقايع را از مهدی کروبی جويا شد که ايشان در پاسخ چنين گفتند:



ابتدا تسليت ميگويم به دوست گرامی جناب آقای دکتر عارف به دليل از دست دادن پدر گراميشان و اينکه بنده در مراسمات قبلی نتوانستم حضور يابم، لذا امروز جهت ابراز همدردی با ايشان در مراسم شرکت کردم.



و اما موضوع حمله ها و توهين های سريالی گروهی جيره خوار و حقوق بگير که گاها لباس مقدس بسيج را به تن ميکنند. يکسال پس از رحلت امام، فرمانده بسيج وقت پيش من آمد و گفت که قصد داريم تشکيلات و گردانهايی را در شهرهای کشور ايجاد کنيم. من ضمن مخالفت ، علت تشکيل چنين تشکيلاتی را جويا شدم که وی هدف از تشکيل گردانهای بسيج را مقابله با شورشها و تظاهرات های مردمی اعلام نمود و گفت که با نيروی بسيج ميتوانيم اين تظاهرات ها را سرکوب کنيم. که مجددا با مخالفت من روبرو گرديد.



حدوداً چند ماه بعد و در زمان رياست من در مجلس سوم در يکی از جلسات شورای انقلاب فرهنگی که در نبود رياست جمهور رياست جلسه با من بود درخواست هايی توسط همين شخص درباره حضورتشکيلات بسيج در دانشگاه ها و برخی درخواست های ديگر مطرح گرديد. بنده هنگامی که ديدم کسی با اين طرح مخالفت نمی کند از آنجايی که من هميشه بصيرت داشته و دارم فهميدم که برای چه است که اينها می خواستند لشکر کشی کنند شروع به مخالفت نموده و گفتم که دانشگاه محل تحصيل و علم و دانش است و محل ارگان های نظامی نيست. پس از مخالفت من چند تن ديگر نيز به مخالفت پرداختند که در اين هنگام رياست وقت بسيج جلسه را ترک نمود.



من بسيار متاسفم بسيجی که در زمان امام ۸ سال در جبهه ها جنگيد و از کشور دفاع کرد، کارش به جايی رسيده است که در دانشگاه ها با دانشگاهايان برخورد ميکند، در مساجد مردم را کتک بزنند، در رای گيری ها تقلب، در خيابان ها به کشتار مردم، در ۱۴ خرداد جلوگيری از سخنرانی نوه امام، حمله به خانه، دفاتر و مساجد مراجع و در بسياری جاهای ديگر اقداماتی که نام و ياد بسيج را لکه دار کرده اند. بسيجی که با خون هزاران شهيد و جانباز آبياری شده بود. متاسفانه عملکرد اين افراد بدانجا رسانده است که ميراث امام که همان جمهوريت و اسلاميت بود اکنون رنجور و ناتوان گشته است.



بنده ميگويم اگر زمان شاه يک شعبان بی مخ بود، اکنون اين حاکميت صدها شعبان بی مخ تربيت کرده است و اين افراد بايد بدانند که مهدی کروبی تا آخر ايستاده است و آماده پرداخت هرگونه هزينه ای در اين راه است و تا گرفتن حق مردم از پا نخواهد نشت.




8 تير 1389    18:16
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :اخراج کارکنان شرکت واحد تهران تحت عنوان طرح بازخريد شدن

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" کارکنان شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه تحت فشار قرار دارندکه بايد به بازخريد شدن تن در دهند.



از اول تيرماه به تعداد زيادی از کارکنان شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه طرح بازخريد ابلاغ شده است. تعداد زبادی از کارکنان که با بيش از 2 دهه کار در قبال 15 ميليون تومان در مقابل طرح بازخريد قرار گرفته اند.



برای وادار کردن کارکنان شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه جهت تن دادن به بازخريد فشارهايی عليه آنها بکار می برند. پارکينگ اتوبوسها را به نقاط دور افتاده و خارج از شهر و يا به شهرهای ديگر مانند کرج منتقل کرده اند.سرويس اياب و ذهاب را قطع و يا بسيار محدود کرده اند و موارد متعدد ديگر.



به تعدادی از کارکنان اين شرکت که از 2 سال پيش برای مسکن ثبت نام کرده بودند و مبالغ سنگينی بابت خريد آن پرداخت کرده اند وعده داده شده است که در صورت موافقت با طرح بازخريد، مسکن آنها زودتر از کسانی که با طرح بازخريد موافقت نکنند حل خواهد شد.



از طرفی ديگر خطوط جديد اتوبوسرانی را به سپاه پاسداران واگذار می کنند. خطوط جديدی که سپاه پاسداران قصد راه اندازی آن را دارد ترمينال جنوب و پايانه افشار می باشد که از مدتی پيش راننده های جديد آن را استخدام شده اند و در صدد راه اندازی آن هستند. همزمان اقدام به اخراج کارکنان تحت عنوان بازخريد می کنند. به نظر می آيد که سپاه پاسداران قصد به تصرف در آوردن اين شرکت را دارد.



در راستای طرح به اصطلاح خصوصی سازي، اتوبوسهايی که با امکانات ملی خريداری شده است ، اخير به افرادی که از بستگان و نزديگان مدير عامل شرکت اتوبوس رانی و از افراد سپاه پاسداران می باشد فروخته می شود.در حال حاضر در توقفگاه غرب،جنت آباد و 17 شهريور تعداد زيادی از اتوبوسها برای فروش آماده سازی می شوند.طرح تدريجی تبديل شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به شرکتهای خصوصی که در دست سپاه پاسداران است در حال انجام می باشد. شرکت اتوبوس رانی که اکثرا مردم کم در آمد از آنها استفاده می کنند با تبديل شدن به شرکتهای خصوصی کرايه آنها به چندين برابر افزايش می يابدو شرايط را بر مردم محروم و کم در آمد سختر خواهد کرد.



طرحهای ضد کارگری وضد مردمی فوق توسط مدير عامل شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه سرهنگ پاسدار اردشير مقيم پور که با نام مستعار حسين بيژنی صورت می گيرد.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،اخراج کارکنان شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه تحت عنوان طرح بازخريد که بيش دو دهه مشغول به کار هستند را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار و ساير سنديکاهای کارگری جهان خواستار حمايت از کارگران در ايران است.



فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران



08 تير 1389 برابر با 29 ژوان 2010





گزارش فوق به سازمان جهانی کار ارسال گرديد



http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com



pejvak_zendanyan10@yahoo.com



pejvakzendanyan@gmail.com



Tel.:0031620720193




8 تير 1389    18:09
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :روسيه شکايت کرد:توقيف محموله تاسيسات هسته‌ای بوشهر در آلمان

مردمک :دولت آلمان يک محموله تجاری را که گفته مي‌شود مربوط به تاسيسات هسته‌ای روسيه است و به مقصد ايران فرستاده مي‌شد، توقيف کرد.



روسيه امروز به دليل توقيف محموله خود توسط آلمان به شورای امنيت سازمان ملل شکايت کرد.



ديپلمات‌های سازمان ملل گفته‌اند که اين کار آلمان همسو با قوانين سازمان ملل نيست و به خبرنگاران هم گفته‌اند که روسيه از اين اتفاق بسيار خشمگين است.



براساس گزارش‌ها، اين محموله قرار بود به نيروگاه هسته‌ای بوشهر که روسيه در حال ساخت آن است، فرستاده شود.



ماموران آلمانی با توقيف اين محموله از چند نفر از همراهان آن نيز بازجويی کرده‌اند.



ويتالی چرکين، نماينده دائم روسيه در سازمان ملل بدون نام بردن از کشور خاص گفت که روسيه از اين که کشور ديگری از تحويل تاسيسات هسته‌ای به ايران جلوگيری کند، ناخرسند است.



در اولين قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل، راکتور آب سبک بوشهر از تحريم معاف شده بود. در مقايسه، پس‌ماند راکتور آب سنگين مي‌تواند در توليد بمب هسته‌ای استفاده شود.



يک ديپلمات اروپايی به خبرگزاری رويترز گفته است که شايد جلوگيری از تحويل اين محموله بر خلاف قوانين سازمان ملل باشد، اما اين کار بر اساس قوانين اتحاديه اروپا انجام شده و احتمالا روسيه از آن بي‌خبر است.



نزديک به يک ماه پيش شورای امنيت سازمان ملل چهارمين قطعنامه تحريم ايران را تصويب کرد.



آمريکا و متحدانش از جمله اتحاديه اروپا، تحريم‌های يک‌جانبه شديدتری را عليه ايران وضع کرده‌اند.



هر چند روسيه که عضو دائم شورای امنيت است به قطعنامه تحريم ايران رای مثبت داد، اما به تحريم‌های دو چندان عليه ايران روی خوش نشان نداده و از آن ناخشنود است.



مسئولان هسته‌ای ايران و روسيه مي‌گويند که نيروگاه بوشهر در جنوب ايران قرار است کمتر از دو ماه ديگر در ماه اوت امسال افتتاح شود. با اين حال افتتاح اين نيروگاه بيش از 10 سال به تاخير افتاده است.



قرارداد ساخت نيروگاه اتمی بوشهر با روسيه در سال 1994 بسته شد و قرار بود روسيه تا سال 2000 واحد نخست اين نيروگاه را آماده بهره‌برداری کند، اما به دلايل مختلف به تاخير افتاده است.




8 تير 1389    18:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :افزايش فشارها بر خانواده اسانلو:احضار پسر منصور اسانلو

دانشجو نيوز:کمتر از يک هفته بعد از بازداشت و ضرب و شتم عروس منصور اسانلو، پسر کوچک اين فعال سرشناس کارگری به دادگاه احضار شد و همزمان، حکم صادره در سال 81 برای هدی صابر، از فعالان ملی ـ مذهبي، به اجرای احکام فرستاده شد.آزادی نرگس محمدی نيز به امروز موکول شد و آن سوتر و در زاهدان، دو نفر از بازداشت شدگان بعد از انتخابات به اعدام محکوم شدند؛ برای 6 نفر ديگر نيز تقاضای اعدام شده است.







احضار پسر منصور اسانلو





پسر کوچک منصور اسانلو به شعبه 1027 فراخوانده شد و امروز می بايست در دادگاه حضور يابد.



پروانه اسانلو، همسر منصور اسانلو در مصاحبه با "روز" با بيان اين خبر توضيح داد: پسر من روز دوم تير ماه سال گذشته بازداشت و بعد از 18 روز آزاد شده و پرونده او منع تعقيب خورده بود؛ اما نمی دانيم باز چرا او را احضار کرده اند.



خانم اسانلو در تشريح پرونده پسرش گفت: روز دوم تير خيابان ها آرام بودند و خبری از شلوغی های روزهای قبل نبود. پسرم برای خريد کفش بيرون رفت و او را به همراه تعدادی ديگر بازداشت کردند. خيلی آسيب روحی و روانی ديده بود 18 روز بعد آزاد شد و بعد برای بازپرسی او را احضار کردند که من هم رفتم و پرونده پزشکی پسرم را هم بردم و گفتم که پسر من به دليل جراحی سنگينی که روی جمجمه اش انجام شده، تحت نظر پزشک است و اکنون در جمجه او پروتز گذاشته اند و او اصلا از خانه بيرون هم نمی رود و با کسی هم ارتباط ندارد. از پسرم سئوال و جواب کردند و تمام شد بعد هم به پرونده اش منع تعقيب زدند.



خانم اسانلو افزود: ديروز باز زنگ زدند و گفتند پسرم بايد در راستای همان پرونده به شعبه 1027 برود. نمی دانم چرا؟ آقای اسانلو که 4 سال است در زندان است و اکنون خانواده اش را اين گونه تحت فشار قرار می دهند. قضيه عروسم تمام نشده، اين مشکل را پيش آورده اند؛ همه اينها برای اعمال فشار به آقای اسانلو است. من ديروز که آقای اسانلو زنگ زد موضوع پسرم را نگفتم تا ببينيم امروز چه اتفاقی می افتد.



وی در خصوص وضعيت جسمی و روحی عروس اش، خانم زويا صمدی گفت: همچنان مشکل روحی دارد، اعصابش به هم ريخته است و دست راستش را هم نمی تواند تکان بدهد. زير نظر پزشک است و از اين پزشک به آن پزشک، مدام در رفت و آمد هستيم.



خانم اسانلو که پيش تر به "روز" گفته بود قضيه خانم صمدی را از طريق قانونی پی گيری خواهد کرد، خبر داد که به مراجع قضايی شکايت کرده و خواهان پی گيری قضايی موضوع شده است.



اجرای حکم 9 سال پيش هدی صابر



همزمان دکتر محمد شريف، وکيل دادگستری خبر داد که حکم سال 81 هدی صابر در مرحله اجرا است.



دکتر شريف در گفتگو با "روز" اظهار داشت: ديروز از اجرای احکام برای آقای صابر احضاريه فرستاده اند که در رابطه با پرونده سال 79 که حکم آن پرونده در سال 81 قطعی شده، است و از ايشان خواسته اند به اجرای احکام برود.



وکيل آقای صابر افزود: بر اساس آن حکم آقای صابر به 8 سال زندان محکوم شده اند و اکنون ميخواهند آن حکم را اجرا کنند. من امروز به دادگاه می روم تا اين موضوع را پی گيری کنم.



آقای شريف که وکالت نرگس محمدی را نيز بر عهده دارد به "روز" گفت: ديروز همسر خانم محمدی به دادگاه رفته؛ به او گفته بودند ساعت دو بياييد که مجددا ساعت دو رفته و گفته اند فردا وثيقه بياوريد. منتظريم ببينيم فردا چی می شود.



تعويق دادگاه محبوبه کرمی



دادگاه محبوبه کرمي، از فعالان جنبش زنان، به تعويق افتاد.براساس گزارش سايت تغيير برای برابري، پس از گذشت نزديک به ۱۲۰ روز از بازداشت محبوبه کرمي، فعال کمپين يک ميليون امضاء، دادگاه وی که قرار بود هفتم تيرماه برگزار شود، به تاريخ ۱۸ مردادماه موکول شد.

با وجود حضور محبوبه کرمی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به دليل عدم حضور پيرعباسي، قاضی دادگاه و فراهانی نماينده دادستان، جلسه دادگاه وی برگزار نشد. در حال حاضر، حدود چهار ماه است که محبوبه کرمی در بازداشت موقت به سر می برد، و با اينکه از مشکلات جسمی رنج می برد، قاضی پرونده حاضر به تقليل قرار نيست.



بلاتکليفی سلمان سيما



سلمان سيما، عضو سازمان دانش آموختگان ايران نيز که از ۲۲ خردادماه سال جاری برای دومين بار طی يکسال گذشته بازداشت شده است، در وضع بلاتکليفی در بند ۳۵۰ اوين نگهداری می شود.



به گزارش ادوارنيوز، درپی اعتصاب غذای چند روزه سلمان سيما در بند ۲ الف که طی آن وی سه بار جهت تزريق سرم به بهداری منتقل و يک بار نيز تا آستانه وضعيت کما و بی هوشی پيش رفت، اين فعال دانشجويی دانشگاه آزاد به بند عمومی ۳۵۰ منتقل و به اعتصاب غذای خود پايان داد.



اين درحالی است که قرار بازداشت موقت سلمان سيما در ابتدا به صورت ۵ روزه صادر شده بود، اما اکنون با گذشت ۱۷ روز از بازداشت مجدد وی در وضعيتی کاملا بلاتکليف و با وجود پايان بازجويی ها در بند عمومی ۳۵۰ محبوس است.



آزادی عبدالله يوسف زادگان و بهزاد حيدری



عبدالله يوسف‌زادگان دانشجوی نخبه کشور روز دوشنبه ۷ تيرماه بعد از ۱۰۶ روز بازداشت، آزاد شد.



وی با قرار وثيقه ۹۰ ميليون تومانی آزاد شده است.



به گزارش آفتاب، عبدالله يوسف‏زادگان، دارنده‌ی مدال طلای المپياد ادبی و دانشجوی برتر رشته‌ی حقوق، در تاريخ ۲۴ اسفند ماه ۱۳۸۸ بازداشت شده بود.



همچنين بهزاد حيدری دانشجوی رشته کشتي‌سازی دانشگاه صنعتی امير کبير و از اعضای انجمن اسلامی اين دانشگاه که در تجمع اعتراضی روز ۲۲ خرداد در ميدان انقلاب بازداشت شده بود، امروز آزاد شد.



حيدری پيش از اين در سال ۱۳۸۵ به حکم کميته انضباطی دانشگاه به ۲ ترم محروميت از تحصيل محکوم شده بود.



انتقال حامد برائی به زندان سقز



حامد برائی زندانی کرد که حدود دو هفته پيش بازداشت شده بود روز پنج شنبه از بازداشتگاه به زندان مرکزی سقز منتقل گرديد.

به گزارش آژانس خبری موکريان، اتهام برائی همکاری با يکی از احزاب غير قانونی عنوان شده است.يادآور می گردد حامد برائی پيشتر نيز به اتهام همکاری با احزاب مخالف از سوی دادگاه انقلاب به زندان محکوم شده بود.



اعدام برای 8 شهروند در زاهدان



محمد مرزيه، دادستان عمومی و انقلاب زاهدان در نشستی مطبوعاتی گفت که برای آنچه "عوامل اغتشاشگر دهه فاطميه در زاهدان" ناميده می شوند، ۲ نفر محکوم به اعدام و برای ۶ نفر ديگر درخواست اعدام شده و برای ساير مقصرين که می توانستند از بروز اين حادثه جلوگيری کنند ولی کوتاهی کردند هم پرونده هايی در حال تکميل شدن است.



براساس گزارش وب سايت هرانا، درخرداد سال گذشته پس از انفجار مسجد امام علی و بنا به اظهارت ابراهيم حميدي، مديرکل دادگستری استان سيستان و بلوچستان، ۱۵۰ نفر از شهروندان اهل سنت توسط نيروی انتظامی دستگير شدند که اين هشت نفر جز دستگيرشدگان بودند.



انجمن فعالان حقوق بشر بلوچستان از سازمان عفو بين الملل، سازمان ديده بان حقوق بشر و شورای حقوق بشر سازمان ملل خواسته است در مقابل اعدام شهروندان بلوچ سکوت نکنند.



ليلا طيری



منبع: روز




8 تير 1389    18:51
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :اطلاعيه مادران عزادار در ايران: يک سال مبارزه، همچنان پيگير و پايدار!

مدرسه فمينيستی:از آغاز جنبش اعتراضی مردم ايران که ابتدا به خاطر اعتراض به نتيجه انتخابات مهندسی شده خرداد سال ۱۳۸۸ شکل گرفت سالی گذشت. سالی که خيابان‌های ايران انسان‌های آزادی خواهی را که خواهان پاسخ گويی مسئولان به تقلب آشکار انتخاباتی در قالب جنبشی مدنی بودند، پذيرا شدند.حکومت اما اعتراض قانونی مردم را پاسخی جز شکنجه و گلوله و کشتار در زندانهايش و در خيابانها نداشت و نداد.به بند کشيدنها و کشتارها بار ديگر مادرهای بسياری را به سوگ دلبندانشان نشاند و بسياری را برای آگاهی از وضعيت فرزندهايشان جلوی زندان‌ها و دادگاه‌ها کشاند.مادران داغدار و خانواده زندانيان سياسی در اعتراض به سرکوب،زندان،شکنجه،کشتار و همين‌طور به نشان دادخواهی فرزندهای کشته شده‌شان سياه پوشيدند و خواهان محاکمه و مجازات عاملين و آمرين جنايت های صورت گرفته در زندان ها و خيابان ها شدند.



مادران عزادار طی فراخوانی در ۴ تيرماه سال ۸۸ اعلام کردند که در يک حرکت نمادين، هر شنبه ساعت ۷ تا ۸ بعدازظهر در ميدان آب نمای پارک لاله و پارکهای ديگر تهران گردهم می آيند و با در دست گرفتن عکس فرزندان خود، شمع روشن مي‌کنند و صدای اعتراضشان را به گوش مردم دنيا خواهند رساند و تا رسيدن به خواسته هايشان دست از مبارزه برنخواهند داشت.پس از انتشار اين فراخوان گروه‌های حامی مادران عزادار در شهرهای مختلف ايران و جهان شکل گرفت و آن‌ها نيز هر هفته همراه با مادران عزادار ايران تجمعات اعتراضی برگزار کردند.



آغاز حرکت اعتراضی مادران عزادار ششم تيرماه ۱۳۸۸ بود.از آن روز تعداد بسياری از مادران و حاميان‌شان(قريب به ۹۰ نفر)، در نوبت های مختلف مورد حمله و يورش نيروهای امنيتی قرار گرفتند و دستگير شدند و در تمام اين مدت خود و خانواده‌هايشان مورد تهديد،اذيت و آزار ،احضار و ضرب و شتم نيروهای سرکوبگر قرار گرفتند.مادران اما روز به روز همبستگي‌شان بيشتر شد و مصمم به اشکال مختلف مبارزه مدني، از تجمع جلوی زندان اوين و دادگاههای انقلاب،تجمع در ساير پارک‌ها گرفته تا همراهی با اعتصاب غذای زندانيان و شرکت در مراسم يادبود کشته شدگان، ديدار و همدردی با خانواده‌های جان‌باختگان در تهران و شهرستان‌ها و اعتراض و مخالفت با اعدام هم چنان برخواسته‌های خود پای فشردند. اين حرکت اعتراضي، به شکلی گسترده مورد حمايت بسياری از گروه های سياسی و اجتماعی در سراسر دنيا نيز قرار گرفت که از آن جمله مي‌توان به حمايت مادران سياه‌پوش کوبا ومادران ميدان مايا/ آرژانتين و همين طور برخی شخصيت های حقوق بشری و صلح خواه ايرانی و بين المللی ، فعالان جنبش زنان، جنبش دانشجويي،هنرمندان سينما ، تاتر ، شاعران و نويسندگان اشاره کرد.



تهديد، ارعاب، دستگيری و زندان نه تنها مانع حرکت اعتراضی مادران نشد، بلکه خواسته هايشان را عمق بخشيد تا برای جلوگيری از تکرار تاريخ، تابوهای گذشته را شکستند، خط کشی ها را کنار زدند و همراه با خانواده زندانيان سياسی و جان باختگان کنونی و گذشته، خواستار: ۱- محاکمه علنی و مجازات آمرين و عاملين جنايات سی و يک سال گذشته، ۲- آزادی تمامی زندانيان سياسی و عقيدتي، ۳- محکوم کردن مجازات اعدام و پايان دادن به احکام اعدام شدند.



امروز پس از يک سال اگر چه مادران عزادار رخت عزا از تن در آورند، ولی از پای نخواهند نشست و با قامتی استوار، پيگير و پايدار و تا جان در بدن دارند، مادران دادخواهی هستندکه برای رسيدن به خواسته های خود مبارزه خواهند کرد.




8 تير 1389    18:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :درخواست خانواده های زندانيان سياسی بند ۳۵۰ اوين از دادستان تهران

خانواده های زندانيان سياسی بند ۳۵۰ زندان اوين از دادستان تهران می خواهند که کتابخانه اين بند را بازگشايی کند.



به گزارش کلمه، بند ۳۵۰ زندان اوين يکی از بندهای اين زندان است که اکنون بيش از ۲۰۰ نفر از زندانيان حوادث پس از انتخابات در آن نگهداری می شوند .



اين بند که در زيرزمين يکی از طبقات زندان اوين قرار دارد امکانات رفاهی محدودی دارد . يک کتابخانه کوچک تنها مکانی بود که زندانيان اوقات فراغت شان را در آن می گذراندند .اما اين کتابخانه نيز مدتی است که تعطيل شده است .اين درحالی است که اين بند زندان اوين بر خلاف ساير بندهای عمومی آن فاقد هر گونه امکانات ورزشی يا کلاس های آموزشی است .



خانواده های زندانيان سياسی اين بند نيز حق ندارند برای عزيزان دربندشان کتاب يا وسيله ديگری ببرند . چرا که مسوولان زندان از پذيرفتن هر گونه کتاب خودداری می کنند در اين شرايط خانواده های زندانيان سياسی می پرسند که فرزندان شان چگونه بايد اوقات خود را سپری کنند ؟



خانواده های زندانيان سياسی از دادستان تهران می خواهند ضمن بازديد از اين بند زندان اوين، شرايط بازگشايی کتابخانه را فراهم کنند و همچنين در بهتر کردن شرايط رفاهی آن بکوشند چرا که اين بند در اين فصل به شدت گرم است و وسيله خنک کننده ای ندارد.



هم اکنون عليرضا بهشتی شيرازي، عبدالله مومني، علی عرب مازار،کيوان صميمی ،مجيد دري، بهمن احمدی امويي، حسين نورانی نژاد، فرامرزعبدالله نژاد، مهدی فتاح بخش، علی بيکس، ضيا نبوي،فرزاد مددزاده، علی تاجرنيا،رجبعلی داشاب، علی زاهد،احمدکريمي، مجيد توکلی ، قربان بهزاديان نژاد ،حسين باستانی نژاد از جمله زندانيان بند ۳۵۰ هستند.




8 تير 1389    18:53
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :مصاحبه با ناصر حجازی: اگر دست‌اندرکاران حکومت پاک باشند فوتبال هم پاک خواهد بود

دويچه‏وله:دست‌وپنجه نرم کردن ناصر حجازی با سرطان ريه از خبرهای نگران‌کننده‌ی ماه‌های اخير است. او در گفت‌وگويی با دويچه وله از وضعيت سلامتی خود، حسادت مسئولان کشور به چهره‌های محبوب ملی و فساد در مديريت ورزش ايران مي‌گويد.



دويچه‏وله: آقای حجازی اول از همه از حالتان براي‏ ما تعريف کنيد. مردم ايران در ۶-۷ ماه اخير به شدت نگران حال شما بودند و هستند. نگران حال اين چهره‏ی محبوب و ملی ايران.



ناصر حجازی: البته حال‏ام نسبت به ماه گذشته خيلی بهتر است. ديگر درد ندارم. فقط يک ذره تنگی نفس دارم که انشاالله اين‏هم به مرور رفع خواهد شد. من بايد اينجا از تمام ايراني‏ها، چه داخل کشور و چه خارج از کشور، تشکر کنم که واقعاً دعا کردند. دعاهای همين مردم خوب‏مان بود که من توانستم دوباره سلامتي‏ام را به‏دست بياورم و دوباره به ميادين ورزشی بيايم.







در همين ۶-۷ ماه اخير که همه نگران شما بودند، اتفاقات ديگری هم پيش آمد. برخی معترض بودند و مي‏گفتند، وقتی عزيزان ما، بزرگان ورزش ما متأسفانه دچار مريضی مي‏شوند، يک‏باره مسئولين ورزش کشور سراغ‏شان مي‏آيند و مي‏خواهند به آنان پست و مقام بدهند. شما اين مسئله را چگونه مي‏بينيد؟







البته خيلي‏ها آمدند متأسفانه… من که احتياج به کمک آن‏ها نداشتم. اين‏ها اصلا عددی نيستند که به من کمک کنند. اين‏ها خيلی کوچک‏تر از اين حرف‏ها بودند که بيايند به من کمک کنند. ولی افراد ديگری بودند که واقعاً با دل و جان آمدند و کمک کردند؛ مانند آقای هدايتي، بدون اينکه بتوانم نامی از او بياورم. چون مي‏گفت اصلا نياز نيست اسم او را مطرح کنم. يا آقای زنوزی از فولادگستر تبريز، بدون اين که کسی او را بشناسد، آمد و به من کمک کرد. ولی افرادی مانند رييس فدراسيون فوتبال، رييس تربيت بدني، آمدند، فقط حرف زدند و رفتند. چون آن‏ها در اندازه‏ی کسانی نبودند که بيايند به ناصر حجازی کمک کنند. من از ابتدای انقلاب ۱۰۰ هزار تومان از فدراسيون طلبکارم که الان معادل ۳۰۰ ميليون تومان مي‏شود. پول خودم را به من پس نمي‏دهند، چگونه مي‏خواهند به من کمک‏ کنند .در هر صورت بايد از بيمارستان‏ها و دکترها تشکر کنم که واقعاً سنگ تمام گذاشتند، يک ريال شارژ نکردند و در ضمن با دل و جان برای من کار کردند و مرا به سلامتی بازگرداندند.







در دوران تراپي‏ای که گذرانديد و داريد مي‏گذرانيد، اعتقاد عجيبی به پزشکان ايرانی داشتيد. در اين باره براي‏مان تعريف کنيد.



فکر مي‏کنم دکترهای ايرانی در دنيا نظير نداشته باشند. نه برای اينکه مرا معالجه کردند؛ همه اذعان دارند که دکترهای ايراني، چه در داخل و چه در خارج از کشور، حرف اول را مي‏زنند. اينجا هم دکترها بسيار لطف داشتند، هميشه بالای سر من بودند. کاری کردند که من بيش از دو ماه ناراحتی نکشيدم. طی دو ماه سرپا شدم و پيش خانواده بازگشتم. به اين دليل مي‏گويم که دکترهای ايرانی مي‏توانند نبض پزشکی دنيا را در دست بگيرند.







شما بعد از ۶-۷ ماه بار ديگر به اروپا آمده‏ايد و در اتريش و اسلواکی هستيد. تيم استرادا -نيم‏فصل اول فصل گذشته‏تان- پس از بازگشت شما به ايران، دچار وضعيتی بحراني‏ شد و با زور و زحمت توانست در ليگ برتر اسلواکی حفظ بقا کند. چطور شد که دوباره به اروپا آمديد؟







ما در استرادا تيم خوبی داشتيم. من زياد کمک نکردم. خودشان بودند که توانستند آن نتايج را بگيرند. من هم جزوی از آنان بودم و کمک‏شان کردم. همه به من ايراد مي‏گرفتند که چرا به اسلواکی آمده‏‏ام. مي‏گويند مگر اسلواکی هم تيم دارد که تو به اسلواکی رفته‏اي؟! ولی الان مردم ايران بايد بدانند که حجازی جايی دارد کار مي‏کند که تيم‏اش جزو ۱۶ تيم برتر دنيا شده است. يعنی ايتاليا را حذف کرده و به يک هشتم نهايی جام جهانی صعود کرده است. مردم ايران و مسئولينی که حسادت مي‏کنند بدانند، حجازی جايی دارد مربي‏گری مي‏کند -انشالله امسال هم بتوانم ادامه بدهم- که فوتبال‏اش خيلی برتر از فوتبال ايران است .ولی چون متاسفانه در ايران حسادت‏ها زياد است، دوست ندارند حجازی آنجا کار کند؛ من مجبور شدم به اين‏جا بيايم. آقای دکتر محسنی هم لطف مي‏کنند هميشه زنگ مي‏زنند و مي‏خواهند که من به اينجا بيايم و در کنار ايشان باشم. در هر صورت اميدوارم که امسال هم بتوانم در اينجا کاری انجام بدهم.







آقای حجازي، سؤال همين‏جاست؛ کدام عقل سليمی مي‏تواند اين مسئله را درک کند که به يک چهره‏ی ملی و محبوب ايراني، مانند ناصر حجازي، در ايران ميدان ندهند و اذيت‏اش کنند؟ چه لذتی از اين کار مي‏برند؟ کجای دنيا، حتی در بدترين حکومت‏ها هم، به بزرگان مملکت اين‏قدر ظلم مي‏شود؟







همان‏طور که گفتم، در ايران حسادت زياد است. کسانی که سرکار آمده‏اند، کسان بزرگی نبودند. از آدم‏هايی که واقعاً محبوب هستند و مردم دوست‏شان دارند يا ترس دارند و يا از آن‏ها ناراحت هستند. دوست ندارند اين افراد سرکار بيايند.



من از خودشان پرسيدم که چرا در حالی که همه‏ی تيم‏های دولتی هستند، ولی تيم‏های خصوصی دنبال حجازی مي‏آيند؟ قول داده‏ام که اگر تيم‏های ايران دولتی نباشند و تماماً خصوصی اداره شوند، از ۱۸ تيم موجود، دست‏کم ۱۰ تيم به دنبال ناصر حجازي، به عنوان مربی خواهند آمد. اين تيم‏ها چون دولتی هستند، دوست ندارند ناصر حجازی در آن‏جا کار کند. يک نفر را دوست دارند که در خدمت‏شان باشد، يعنی زير دست‏شان کار کند. ولی ناصر حجازی هيچ‏وقت اجازه نمي‏دهد عده‏ای که از خودش کوچک‏تر هستند، به او دستور بدهند.







اما هدف پشت‏ پرده‏ی تضعيف قطب‏های فوتبال ايران، مانند استقلال و پرسپوليس، و هدف از جلوگيری از خصوصي‏سازی فوتبال و ورزش ايران چه مي‏تواند باشد؟







من هدف را اين‏ مي‏بينم که سفره‏ای را پهن کرده‏اند؛ خودي‏ها را دور اين سفره گذاشته‏اند، نفرات و مهره‏های خود را مي‏چينند و مي‏گويند کاری نداشته باشيد، شما از اين سفره برداريد، سرتان را هم بالا نکنيد، اگر سرتان را بالا کنيد، مي‏زنيم توی سرتان، فرد ديگری را به‏جاي‏تان مي‏گذاريم. اين سفره پهن است و دارند از آن مي‏خورند و به فوتبال و پيشرفت فوتبال هم اصلاً فکر نمي‏کنند.



مثلی هست که مي‏گويد: «کسی پرسيد، جهان سومی به چه کسانی مي‏گويند؟ گفتند: جهان سومی آن‏هايی هستند که اگر بخواهند مملکت‏شان آباد شود و پيشرفت کند، بايد خانه‏‏شان خراب شود. اگر هم بخواهند مملکت‏‏شان ويران باشد، بايد خانه‏شان را آباد کنند». منظورم اين است که در جهان سوم شما اگر بخواهيد مملکت‏ را آباد کنيد، بايد خانه‏ات ويران باشد. در ضمن مي‏گويند: «رسيدن حق کسانی است که نمي‏دوند و دويدن حق کسانی است که هرگز نمي‏رسند»! در ايران.



شما چندی پيش نيز در برنامه‏ی عادل فردوسي‏پور (برنامه‏ی ۹۰) شرکت کرديد و در آنجا صحبت از ناپاکی فوتبال ايران بود. به محض اينکه شما گفتيد: «کجای جامعه‏ی ما پاک است که ما به فوتبال ناپاک گير داده‏ايم»، فردوسي‏پور فوری موضوع را عوض کرد. در اين مورد چه نظری داريد؟







البته آقای فردوسي‏پور جوان بسيار خوبی هستند. با من هم خيلی دوست‏اند. در هرصورت برنامه‏ی ايشان بود و از طرح اين صحبت‏ها در تلويزيون ناراحت شد. اما بايد اين حرف‏ها گفته شود که مردم و حتی خود مسئولين هم متوجه بشوند که کجا پاک است که ما دنبال فوتبال پاک هستيم. جاهای ديگر پاک شود، فوتبال هم ناخودآگاه پاک خواهد شد. پس اميدوارم کسانی سر کار بيايند که خودشان پاک و درستکار باشند. مطمئن باشيد وقتی اداره‌کنندگان پاک باشند، زيردستي‏ها هم مجبورند اطاعت کنند و پاک باشند.







آيا شما روزنه‏ی اميدی مي‏بينيد که ما روزی به اين شرايط برسيم؟







من فقط مي‏گويم: اميدوارم… فقط مي‏توانم اين را بگويم.







در اين روزها، مسابقات جام جهانی فوتبال در حال برگزاری است. فوتبال‏های اين جام را تاکنون چگونه‏ ديده‏ايد؟







اوايل که بازي‏ها را ديدم، به دلم نچسبيد. يعنی نسبت به جام‏ جهاني‏های گذشته، آنچنان قوی بازی نمي‏کردند. ولی اين اواخر دو سه تا تيم نشان دادند که در مرحله‏ی بالاتر مي‏توانند فوتبالی زيباتر، فوتبالی که مردم دوست‏ دارند، بازی کنند. اميدوارم که اين‌طور بشود. من فکر مي‏کنم برزيل و آرژانتين شانس‏هايی برای بردن جام دارند. در ميان اروپايي‏ها هم فکر مي‏کنم هلند بد نباشد.







حرف و حديث در اين باره که چرا تيم ملی فوتبال ايران نتوانست به جام جهانی راه پيدا کند، زياد بود. اين تيم قرار است اردويی تدارکاتی در اتريش نيز برگزار کند. اردويی که نزديک پنج ماه با جام ملت‏های آسيا فاصله‏ی زمانی دارد. چندی پيش در گفت‏وگويی که با علی فتح‏الله‏زاده، عضو هيأت رييسه‏ی فدراسيون فوتبال ايران داشتم، از وی پرسيدم: تيمی که مي‏خواهد خود را برای تورنمنت آماده کند، بايد در چند هفته‏ی آخر اين کار را بکند که هنگام شروع تورنمنت به اوج آمادگی برسد و نه پنج ماه قبل. پس هدف از برگزاری چنين اردويی چيست؟ او گفت: «اين کار را مي‏کنيم که کسی نتواند بهانه‏سازی کند که ما برای تيم ملی اردو نگرفتيم». شما کل ماجرا را چگونه توصيف مي‏کنيد؟







شما اصلاً اشتباه مي‏کنيد که با امثال آقای فتح‏الله‏زاده مصاحبه مي‏کنيد. آقای فتح‏الله‏زاده در کجای فوتبال ايران هستند که شما با ايشان در مورد فوتبال مصاحبه مي‏کنيد؟ ايشان اصلاّ نمي‏دانند فوتبال چيست. خُب از طرف دولت به عنوان مديرعامل يک باشگاه به کار گمارده مي‏شوند و سال‏ها نيز کار مي‏کنند. ولی شما بايد با کسانی که واقعاً کارشناس اين کار هستند، مصاحبه کنيد.



من بعضی وقت‏ها از روزنامه‏‏ها و يا تلويزيون‏مان ايراد مي‏گيرم که کارشناس‏های معتبر، کارشناس‏هايی که خاک خورده‏اند را بياوريد. ولی مي‏‏روند کسانی را دعوت مي‏کنند که اصلاً از فوتبال سردر نمي‏آورند. به‏نظر من، اين اشتباه از ما است و اشتباه از شما است که با فتح‏الله‏زاده مصاحبه مي‏کنيد.



به‏هرحال فکر مي‏کنم اين اردوها اصلاً اثری در کار تيم ملی نمي‏گذارد، فقط ممکن است يک تففريح باشد. به‏زودی بازي‏های ليگ شروع مي‏شود و باشگاه‏ها به بازيکنان‏شان نياز دارند که بدن‏سازی کنند. حال ما ۲۰ روز ديگر نفرات‏مان را به تيم ملی بدهيم که چي؟! تيم ملی به قول شما، پنج ماه ديگر بازی دارد. ما مي‏توانيم يک ماه پيش از بازي‏ها، بازيکنان‏مان را در اختيار تيم ملی بگذاريم.



اين اشتباه بزرگی است که کسانی که در کميته‏ی بررسي‏ بازي‏ها و شکست‏های تيم ملی هستند، نمي‏توانند درست تصميم بگيرند و برنامه‏ريزی کنند.







آقای حجازی به فصل جديد فوتبال ايران اشاره کرديد؛ فصل جديد را با حضور ۱۸ تيمی که مي‏توان گفت همه‏ی آن‏ها تحت پوشش ارگان‏های دولتی يا شبه دولتی يا نظامی هستند، چگونه پيش‏بينی مي‏کنيد؟ در فصل گذشته ديديم که تيمی بومی مانند تراکتور‏سازی تبريز به ميزان زيادی باعث ايجاد عرق ملی در ميان آذربايجاني‏ها شد و مانند آهن‏ربا، طرفداران را به خود جذب کرد، اما ساير تيم‏ها زياد مورد حمايت قرار نگرفتند. آيا با ادامه‏ی حضور سپاه پاسداران در ليگ برتر ايران، اين روند ادامه خواهد داشت؟



البته اگر دقت کنيد، در ميان تيم‏های سال گذشته، همه‏ی تيم‏ها دولتی بودند به‏جز استيل‏آذين و استقلال اهواز. استقلال اهواز چون دولتی نبود، نتوانست دوام پيدا کند و پس از ۶-۷ سال از ليگ برتر حذف شد و در حال حاضر فقط استيل‏آذين باقی مانده است. ولی من فکر مي‏کنم که عدالت در ميان تيم‏های دولتی نيز برقرار نمي‏شود. تيمی مانند سپاهان با ۱۵ميليارد، بودجه تمام بازي‏کنان خوب ايرانی و خارجی را جمع مي‏کند و تيم ديگری با چهار ميليارد، مي‏خواهد در مقابل او بايستد. اين تيم مشخصاً و مسلماً شکست خواهد خورد. اين‌ها قهرمان مي‏شوند. ولی چه فايده که در جام باشگاه‏های آسيا در همان مرحله‏ی اول شکست مي‏خورد و حذف مي‏شود. بنابراين اگر بخواهد عدالت برقرار شود، بايد به تمام تيم‏های دولتی يکسان پول بدهند و آن‌وقت مشخص شود که مديريت اين باشگاه‏ها قوی است يا خير. الان همه‏ی بازيکنان استقلال به سپاهان رفته‏اند. جان‏باريو، بيگ‏زاده، خسرو… ستاره‏ها را برده‏اند، ولی آقايانی که مربی آنجا هستند، عشق و عرق استقلالی بودن دارند و مي‏گويند که عاشق استقلال هستند. نه؛ اين‏ها عاشق پول‏اند. عاشق استقلال نيستند. من اين را بايد به مردم و طرفداران استقلال بگويم. آن‏ها اگر عاشق استقلال بودند، از استقلال بازيکن نمي‏گرفتند، مي‏گذاشتند استقلال يک ذره قوی بماند. اما مي‏خواستند استقلال ضعيف شود، تا خودشان بيايند و بگويند استقلال ضعيف است، ما مي‏گيريم. ولی اميدوارم طوری باشد که قدرت همه‏ی باشگاه‏ها تقريبا يکسان باشند. چون دولتی است اين را مي‏گويم. اگر خصوصی باشد هيچ اشکالی ندارد؛ يک تيم ۱۵ ميليارد خرج مي‏کند و تيم ديگر ۵ ميليارد. چون توان‏اش را دارد، مي‏رود بنز مي‏خرد، در مقابل پيکان راحت برنده مي‏شود.







بودجه‏های تيم‏های دولتی از کجا مي‏آيند؟







تيم سپاهان از فولاد، تيم ذوب‏آهن، از ذوب‏آهن و… ماليات‏های ورزشي‏ای گذاشته‏اند که اين ماليات‏ها را به دولت نمي‏دهند، ولی بايد آن را خرج ورزش کنند. ولی در ميان پول‏های هنگفتی که خرج مي‏شود، مقدار زيادی از آن حيف و ميل مي‏شود. يعنی به بازيکنان داده مي‏شود، ولی خودشان هم پول‏ها را برمي‏دارند مي‏گذارند توی جيب‏شان. اگر ثروت مديرعامل‏های گذشته را با مديران امروز مقايسه کنيم، متوجه تفاوت مي‏شويم. مثلا ثروت ناصر حجازی به عنوان مديرعامل باشگاه در ۲۰ سال پيش حدود دو ميليون تومان بوده است، اما ثروت مديرعامل امروز ۲۰ ميليارد تومان است. اين ثروت‏ها را از کجا آورده‏اند؟ از همين پول‏های دولتی است ديگر. کرانچار که به پرسپوليس رفت، اينجا ماهی ۵ هزار يورو، معادل ۶ ميليون تومان درآمد داشت. در آنجا ماهی ۵۰۰ ميليون برای او مي‏نويسند. اما فکر مي‏کنيد ماهی ۵۰۰ ميليون را به کرانچار مي‏دهند؟







پس چقدر مي‏دهند؟







۲۰۰ميليون مي‏دهند، ۳۰۰ ميليون آن هم تقسيم مي‏شود بالاخره.







پس همان چيزی شده که اشاره کرديد؛ سفره‏ی…







سفره‏ی پهنی است در دسترس آن‏ها. غريبه را هم به آن سفره راه نمي‏دهند



به نقش سياست در ورزش ايران اشاره کرديد؛ برای خيلي‏ها اين سؤال بي‏پاسخ مانده است که چرا سياستمدارانی که پيشينه‏ی ورزشی ندارند و فوتبال ايران را در دست گرفته‏اند، علاقه‏ای به پيشرفت فوتبال ندارند. دوست دارند هرچند وقت يک‏بار مربی عوض شود، مديرعامل عوض شود. در حالی که اگر فوتبال ايران پيشرفت کند، شايد برای خود آنان هم بهتر باشد.







من هم متوجه نمي‏شوم. فکر مي‏کنم ما در ايران حداقل ۳۰ تا ۴۰ ميليون جوان داريم که عاشق فوتبال هستند. سرگرمي‏شان هم همين فوتبال است. اگر فوتبال پيشرفت کند، مي‏توانند جوان‏ها را از اين طريق سرگرم کنند. ولی فکر مي‏کنم چون اداره کردن اجتماع نزديک به ۱۰۰ ميليونی خيلی مشکل است، اين‏ها دوست دارند فوتبال ما پيشرفت نکند، نتواند موفق شود و فوتبالی داشته باشند که دو تا پنج‏هزار تماشاچی داشته باشد. اين‏طوری براي‏شان راحت‏تر است.







نکته‏ی جالب ديگر هم واکنش تند و تيز علی پروين در اين ‏روزها نسبت به حبيب کاشانی است. گفته مي‏شود به علی پروين قول‏هايی داده شده بود که اجرا نشدند و الان علی پروين دارد با حبيب کاشانی تسويه حساب مي‏کند. آيا اين به تمام مجموعه‏ی فاسد ورزش ايران برمي‏گردد؟







من اصلاً توقع نداشتم که آقای پروين برود با آن‏ها کار کند. نه اينکه مصاحبه کند. وقتی به او پيشنهاد کار مي‏دهند، بايد شرط و شروط بگذارد و برود. با من شرط مي‏گذارند، مي‏گويند: فلان روز. مي‏گويم: نه آقا… من مي‏گويم که کی ملاقات مي‏کنم. بايد اين‏گونه برخورد کرد. هروقت زنگ مي‏زنند، آقای پروين بلند مي‏شود مي‏رود. در صورتی که ما بايد وجهه و نام خودمان را حفظ کنيم. آخر در ورزش آقای پروين کجا و مثلا سعيدلو کجا؟!







آقای حجازي، مي‏دانيد که حرف شما وزنه‏ی بزرگی برای تمام ملت ايران است که شما را به عنوان يک چهره‏ی ملی دوست دارند. چه پيام و نويدی از ديدگاه خودتان مي‏توانيد در تابستان ۲۰۱۰ به مردم ايران بدهيد؟







من فقط آرزومندم که مردم ايران هميشه در آرامش و صحت و سلامت باشند و واقعاً موفق باشند. اميدوارم دولت و حکومت‏مداران بدانند اين مردم چقدر برای مملکت‏شان دلسوزند و چقدر آن را دوست دارند. من فقط مي‏گويم؛ بياييد يک ذره با هم مهربان باشيم، با هم رفيق باشيم. بياييد هم‏ديگر را دوست داشته باشيم. نياييم هم‏ديگر را خراب کنيم، هم‏ديگر را از بين ببريم. اگر دوستی و مهربانی را وارد جامعه‏مان بکنيم، جامعه‏ی موفقی خواهيم داشت.







مصاحبه‌گر: فريد اشرفيان



تحريريه: بابک بهمنش


8 تير 1389    18:08
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :مختار اسدی از فعالان کانون صنفی معلمان ايران بازداشت شد.

هرانا : مختار اسدی از فعالان کانون صنفی معلمان ايران روز دوشنبه مورخ 7 تير ماه در کرج بازداشت شد.



در پی بازداشت اين فرهنگي، منزل وی نيز توسط مأموران مورد بازرسی قرار گرفته و کامپيوتر وی را نيز همراه خود برده اند.



به گزارش آژانس خبری موکريان، از محل نگهداری و وضعيت مختار اسدی و هم چنين اتهامات احتمالی اين فعال فرهنگی خبری در دست نيست.



ياد آور می گردد مختار اسدی پيشتر نيز به دليل فعاليت های صنفی مدتی را در تبعيد سپری نموده بود.


8 تير 1389    19:13
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير: گرد مرگ بر دامان دماوند

خبرگزارى ميراث فرهنگى

گروه ميراث فرهنگى ـ دماوند به عنوان يک اثر ملي، در سال 1387 به ثبت رسيد اما از آن تاريخ تا کنون هنوز فعاليت‌هاى حفاظتى از اين اثر ثبتى صورت نگرفته و علاوه بر کشيدن جاده‌هاى متعدد در دامنه و ارتفاعات آن، معدن‌هاى برداشت پوکه دماوند هنوز فعال هستند و هر روز در حالى که بخشى از اين کوه خورده مي‌شود گرد مرگ بر دامان دماوند پاشيده مي‌شود



به گزارش CHN دماوند بلندترين و مهمترين کوه ايران است. اهميت اين کوه و حضور نام‌اش در داستان‌ها و افسانه‌ها، جلوه و هويت ويژه‌اى به آن داده است. بر همين اساس در سال 1387 و طى تشکيل پرونده‌اي، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستى و گردشگرى اين کوه عظيم را در فهرست ميراث ملى به ثبت رساند و از آن تاريخ، دماوند نيز جز آثار ملى محسوب شد.



ثبت يک اثر به معناى حفاظت از آن اثر است. دماوند نيز از اين قائده مستثنى نيست و انتظار مي‌رفت که حفاظت از اين اثر ملى پس از ثبت آن جدي‌تر دنبال شود. اما اين‌طور نشد و در حالى که انواع مشکلات، کمر اين کوه باستانى را خم کرده بود، هر روز بر تعداد معادن برداشت پوکه از آن بيشتر شد و هرگاه اعتراضى دراين‌باره به گوش مي‌رسيد، معدن‌کاران بر سرعت برداشت خود مي‌افزودند؛ گويى قصد دارند تا آخرين تکه‌هاى اين کوه را هم بردارند.



کوه دماوند به عنوان يکى از کوه‌هاى آتشفشانى جهان از جمله مهمترين کوه‌هاى معادن پوکه در ايران است. امروز از پوکه در کنار کاربري‌هاى زيادى که دارد براى سبک‌سازى بام خانه‌ها استفاده مي‌شود و به همين علت به يکى از مصالح مهم ساختمان‌سازى تبديل شده است. اما برداشت پوکه از کوه دماوند فجايع زيست‌محيطى زيادى را به همراه داشته و هر روز نيز به آن افزوده مي‌شود.



«جلال مومنى»، فعال زيست محيطى در شهر رينه،‌ در دامنه‌هاى کوه دماوند با بيان اين مطلب که سال‌ها در راه توقف فعاليت معادن پوکه دماوند تلاش شده اما هنوز نتيجه بخش نبوده به CHN گفت: «هم‌اکنون در کل دامنه دماوند، 4 معدن برداشت پوکه فعاليت مي‌کنند که با شکاف داخل اين کوه، بدنه آن را مي‌کنند و بيرون مي‌آورند.»



وى در ادامه گفت: «اين معادن در اکثر ارتفاعات دماوند مشغول هستند و حتى در ارتفاع 3800 مترى هم برداشت پوکه انجام مي‌شود. اين درحالى است که بارها به غيرقانونى بودن فعاليت معدنى در اين ارتفاع تاکيد شده است.»



پيش از اين در اسل 1378 اهالى رينه و دوستداران طبيعت دماوند با اعتراض به يکى از معادن فعال در در اين کوه،‌ با مالک آن درگير شدند که منجر به زخمى شدن 7 تن از آن‌ها شد. مالک معدن با تفنگ شکارى به جمع معترضين شليک کرد اما پس از سال‌ها مجادله در دادگاه،‌ تبرئه شد.



هرچند آن معدن تعطيل شد اما پس از سال‌ها پروانه بهره‌بردارى از آن به شخص ديگرى داده شد و دوباره اعتراض‌ها برخواست و آن‌هم تعطيل شد.



به گفته مومنى فعاليت معدنى در ارتفاعات بالاى 2500 متر غيرقانونى است ولى منابع طبيعى مجوز برداشت از اين معادن را صادر مي‌کند. بعد هم بولدوزرها به جان دماوند مي‌افتند و کوه را مي‌خورند.



خاک مرده دماوند

راه‌اندازى معادن، به خصوص در ارتفاعات بالاى دماوند مشکلات زيادى را براى اين کوه به وجود آورده است. خاک ناشى از برداشت معادن پوکه، شبيه شن و غبار و به رنگ سيمان است. اين خاک همزمان با فعاليت معدن در منطقه پخش مي‌شود و تمامى گياهان را خشک مي‌کند.



مومنى دراين‌باره مي‌گويد: «زمانى که معدنى شروع به کار مي‌کند، باعث خشک شدن تمام گياهان اطراف خود مي‌شود. اين فاجعه زيست محيطى به دوران فعاليت معدن محدود نمي‌شود و حتى زمانى که معدن تعطيل هم مي‌شود، ديگر علف و گياهى در اطراف آن نمي‌رويد.»



به گفته وى 35 سال قبل معدنى در دماوند براى برداشت پوکه باز شد و چندسال هم فعاليت کرد. در همان زمان‌ها اين معدن تعطيل شد اما هنوز هم ديگر علفى در کنار آن و حتى تا فاصله‌هاى دورتر نروئيد.



وى تاکيد مي‌کند که بخشى از دشت‌هاى شقايق و لاله وحشى دماوند به دليل فعاليت معادن پوکه از بين رفته‌اند و ديگر هم جايگزين نشده‌اند.



خط‌کشى بر اندام دماوند

بازگشايى معادن در کوه دماوند علاوه بر فجايع زيست محيطى مداخلات ديگرى نيز به همراه دارد. از جمله اين مداخلات مي‌توان به کشيدن راه‌هاى ارتباطى و جاده‌هاى خاکى براى دسترسى به معدن اشاره کرد.



مومنى مي‌گويد: «امروز اگر از بالا به کوه دماوند نگاه کنيد، مي‌بينيد که اندام‌اش را پر از خط‌کشي‌هاى نامنظم کرده‌اند و گويا با چاقويى به جان اين کوه افتاده‌‌اند.»



وى در ادامه مي‌‌گويد: «از معادن فعال در کوه دماوند امروز بيش از 400 کاميون پوکه در روز استخراج مي‌شود. براى رفت و آمد اين کاميون‌ها جاده‌هايى کشيده شده است که تا پيش از اين نبودند. اين جاده‌ها چهره کوه را از بين برده‌اند و منظر تاريخي‌اش را تخريب کرده‌اند.»



خفاش‌هاى کوه را نکشيد

دماوند از جمله کوه‌هايى است که تنوع زيستى جانورى دارد. غارهاى اين کوه‌ها محل زندگى ميليون‌ها خفاش است که شايد ساليان درازى در اين‌جا ساکن شده‌اند.



مومنى دراين‌باره مي‌گويد: «سال‌هاى پيش به غارهاى دماوند سر زدم و شايد بيش از ميليون‌ها خفاش در اين غارها زندگى مي‌کردند. اما امروز که به برخى از‌ آن‌ها مراجعه کردم تعداد آن‌ها خيلى کم شده است. به جرات مي‌توان گفت که به 100‌هزارتا خفاش هم نمي‌رسد.»



به گفته وى علت کشتن خفاش‌ها هنوز به درستى مشخص نيست اما هر روز بر تعداد کسانى که اين‌کار را مي‌کنند افزوده مي‌شود و از سوى ديگر خفاش‌ها هم کم‌کم از دماوند مي‌روند.



مومنى درباره کشتن خفاش‌هاى مي‌افزايد: «با روشن کردن لاستيک و ايجاد دود در داخل اين غارها خفاش‌ها را بيرون مي‌کشند و آن‌ها را مي‌کشند. گاهى هم با انداختن ترقه داخل اين غارها باعث خروج خفاش‌ها مي‌شوند. معلوم نيست که چرا به جان خفاش‌ها افتادند و کسى هم جلوى آن‌ها را نمي‌گيرد.»



وى مي‌گويد که جغدى نيم‌مترى در منطقه دماوند زندگى مي‌کرد که زيبا و منحصر به فرد بود. افراد ناشناسى به جان‌اش افتادند و آن را کشتند و بعد هم خشکش کردند.



فجايع زيست‌محيطى دماوند همچنان ادامه دارد. ريختن زباله‌هاى شهرى در دامنه‌هاى کوهپايه آن، احداث جاده‌هاى جديد، شکارهاى غيرقانونى حيوانات آن و بسيارى موارد ديگر بخش ديگرى از اين فجايع زيست‌محيطى هستند.



امروز لازم است که اين اثر ملى با دقت نظر بيشترى حفاظت شود؛ غير از اين دليلى بر ثبت آن نبود. دماوند با ريشه‌هاى عميق حضوراش در زندگى ما، بخشى از هويت ملي‌مان نيز محسوب مي‌شود که با روح و انديشه ايرانيان ارتباط دارد.
8 تير 1389    15:46
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير: درياچه ای از فاضلاب در عمق پنج متری شهر کرمان/ خطر بيخ گوش مردم

کرمان - خبرگزاری مهر

در حالی درياچه ای از فاضلاب روز به روز در زير شهر کرمان در ميان سکوت مسئولان گسترش می يابد که مردم و مسئولان کرمان نگران آينده شهر کهن کرمان، خطرات زيست محيطی و خسارات زمين لرزه احتمالی هستند.



به گزارش خبرنگار مهر در کرمان، طی ماههای گذشته بارها از خطرات بالا امدن آبهای زير زمينی شهر کرمان گفته شد و در مقابل نه تنها هيچ عکس العمل مناسبی از سوی مسئولان کشور در خصوص افزايش بودجه و اعتبارات شبکه فاضلاب صورت نگرفته است بلکه حتی بودجه فاضلاب کرمان درسال جاری کاهش نيز يافته است.



درياچه ای از فاضلاب در عمق 5 متری زير شهر کرمان



ديروز از احتمال خطر آبهای زيرسطحی کرمان سخن گفته می شد و مسئولان محلی استان و رسانه ها در خصوص احتمال بروز خطرات جبران ناپذير در بحث بناهای تاريخی و اماکن مسکونی و تجاری خبر می دانند اما امروز و با گذشته يک سال شاهد وجود درياچه ای از فاضلاب در عمق 3 تا 5 متری زير شهر کرمان هستيم که خسرات جبران ناپذيری به اماکن تاريخی و برخی واحدهای مسکونی وارد کرده است و می تواند خطرات زيست محيطی بی شماری را برای مردم کرمان به همراه داشته باشد.



شايعه آلوده شدن آبهای شرب کرمان و در نهايت تکذيب مکرر آن توسط مسئولان بازار خريد و فروش دستگاههای تصفيه آب خانگی را نيز داغ کرده است.



در سلسله گزارشهای خبری خبرگزاری مهر در گذشته، سخن از احتمال ريزش برخی از بناهای تاريخی همچون مسجد جامع کرمان و مجموعه تاريخی گنجعلی خان سخن می رفت اما امروز شاهديم بسياری از بناهای تاريخی همچون حمام باغ له له غرق در آب شده اند.



در گفته های قبلی مردم شهر کرمان خبر از احتمال نم زدگی خانه های مسکونی و واحدهای تجاری بود اما امروز درد دل مردم نم زدگی و ترک خوردگی ديوارهای و سقف منازل مسکونی است.



مسئولان شهر کرمان بارها و بارها در خصوص لزوم افزايش اعتبارات پروژه فاضلاب شهر کرمان گفتند اما در سال جاری نيز اعتبارات اين طرح نه تنها افزايش نيافته است بلکه کاهش نيز يافته است.



شايعه آلودگی آب شرب تکذيب شد



ديروز مردم کرمان نگران واحدهای مسکونی خود بودند اما امروز از گوشه و کنار شايعه آلودگی آب شرب و تکذيب مکرر مسئولان را می شنوند.



اما بايد به اين نکته توجه شود سطح لوله های آب شرب از سطح زمين نزديک 2.5 متر است و سطح آبهای زير زمينی در برخی نقاط به سه متر رسيده است آيا در آينده و در صورت ادامه روند افزايش سطح آب نيز مشکلی برای آب شرب ايجاد نخواهد شد؟



تا ديروز مردم کرمان و گردشگران داخلی و خارجی از آب انبارهای شهر کرمان بازديد می کردند اما امروز قفل بزرگی بر درب اين آب انبارها زده شده و تا نيمه پلکان اين آب انبارها را فاضلاب فراگرفته است.



و همه اينها درحالی رخ می دهد که پروژه فاضلاب شهری کرمان به عنوان تنها راه حل قطعی آبهای زير سطحی کرمان به دليل کمبود اعتبار با کندی پيش می رود.



با توجه به هشدار مسدئولان در خصوص وارد شدن دو متر مکعب آب درهر ثانيه به اين درياچه فاضلاب کاملا مشخص است که خطر آبهای زير سطحی شهر کرمان را تهديد می کند.



بروز زمين لرزه در کرمان فاجعه بار خواهد بود



تک تک مردم کرمان درک کرده اند که خطر در کمين شهر زلزله خيز کرمان است و در صورت بروز زمين لرزه ای نسبتا شديد شايد شاهد فاجعه ای انسانی در چند کيلومتری شهر بم باشيم اما با اين تفاوت که جمعيت شهر کرمان بيش از 500 هزار نفر است و بم حدود 70 هزار نفر بود.



کافی است با يک حساب سرانگشتی در نظر بگيريم با بروز يک زمين لرزه پنج ريشتری که در کرمان بی سابقه نيز نيست، خانه های نم زده و بناهای تاريخی خيس خورده شهر کرمان چه وضعيتی پيدا می کنند.



اين سلسله گزارشها سندی بر هشدارهای پی در پی به مسئولان کشوری در خصوص لزوم افزايش اعتبارات طرح فاضلاب کرمان است اما در مقابل از دستگاههای مربوط سئوال می شود چرا تاکنون هيچ اقدامی برای رفع نگرانی مردم کرمان صورت نگرفته است.



دستگاههای مربوط تا چه زمانی به سکوت خود ادامه می دهند



حجم آبهای زير سطحی در کرمان به حدی رسيده است که برخی نسبت به خالی کردن درياچه فاضلاب شهر کرمان ابراز نگرانی می کنند و احتمال بروز برخی پيامدها را از جمله نشست زمين مطرح می کنند، اين در حالی است که قبل از ايجاد اين درياچه بارها به مسئولان هشدار داده شده بود و هنوز هم اين سئوال مطرح است که دستگاههای مربوط تا چه زمانی در مقابل اين خطر بالقوه که شهر کرمان را تهديد می کند، سکوت خواهند کرد.



از مسئولان سئوال می شود در صورت بروز زمين لرزه و فاجعه ای همچون زلزله بم پاسخ آنها چه خواهد بود؟



با وجود تمام هشدارهای داده شده امروز شاهد هستيم سطح آبهای زير زمينی در کرمان به حدی افزايش يافته است که به ناچار به پمپاژ آب به مکانهای ديگر می پردازند که بيشتر صرف آبياری جنگل قائم می شود، اما سئوال مردم کرمان اين است آيا اين فاضلابها با توجه به شروع فصل تابستان برای سلامت جامعه خطر آفرين نيست.



سطح بودجه فاضلاب کرمان در سال جاری کاهش يافته است!



اما مديرعامل آب و فاضلاب کرمان در اين خصوص می گويد: عليرغم پيگيريهايی که تاکنون صورت گرفته است متاسفانه سطح بودجه فاضلاب شهری کرمان در سال 89 نه تنها افزايش ندارد بلکه کاهش نيز يافته است و به 4.5 ميليارد تومان رسيده است.



محمد تربتی افزود: از هزار و 300 کيلومتر طرح فاضلاب در محدوده مصوب تاکنون قريب به 200 کيلومتر ايجاد و هفت هزار انشعاب نيز نصب شده است.



طرح فاضلاب کرمان 50 سال ديگر تمام می شود



وی افزود: با اعتباری که به صورت قطره چکانی به اين پروژه حياتی تزريق می شود طرح فاضلاب شهر کرمان 50 سال ديگر تکميل می شود.



تربتی اضافه کرد: آبهای زير سطحی از مهمترين مشکلات شهر کرمان است که شرکت آب و فاضلاب به تنهايی نمی تواند آن را کنترل کند و به عزم ملی نياز دارد ضمن اينکه اعتبارات ملی نيز بايد به اين طرح تزريق شود.



هر ثانيه دو متر مکعب به حجم آبهای زير سطحی کرمان افزوده می شود



کارشناسان اعلام کرده اند که در هر ثانيه دو متر مکعب آب به درياچه ای از فاضلاب در زير شهر کرمان وارد می شود و با يک حساب سر انگشتی هر فرد عاقلی می تواند حدس بزند پس از گذشت چند دهه چه خطراتی شهر کرمان را تهديد می کند شهری که هم اکنون سطح آب در برخی نقاط آن تا سطح زمين تنها سه متر است.



حفر چاههای پمپاژ آب تنها يک درمان کوتاه مدت است



با وجود خطرات فراوان آبهای زير سطحی حفر چاههای متعدد و پمپاژ آب تا حدودی سطح آب در برخی مناطق از جمله مسجد جامع را کاهش داده است اما اين طرحها تنها يک درمان کوتاه مدت هستند و تنها راه اساسی حل مشکل آب زير سطحی کرمان تکميل شبکه فاضلاب است کهه اعتبار ملی می طلبد.



ايجاد چرخه ورود آب فاضلاب به زير سطح شهر و خارج کردن آن به منظور ورود به شبکه فاضلاب و يا آبياری درختان نه تنها راه حل قطعی نيست بلکه اگر به آنها به عنوان راه حل مشکل فاضلاب کرمان نگريسته شود موجب می شود انرژی و اعتبار در محلی نامناسب هزينه شود.



هر چند اين طرحها توانسته اند سطح آب را در برخی مناطق ثابت نگه دارند اما تا کی بايد چرخه ورود فاضلاب به زير شهر کرمان و پمپاژ آن ادامه يابد؟

   8 تير 1389    15:43


  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

بازگشت

8تير: توقيف محموله نيروگاه بوشهر

ايلنا

ديپلما‌‌ت‌های غربی در سازمان ملل اعلام کردند که نماينده روسيه در اين سازمان، توقيف کالاهای ارسالی به ايران توسط آلمان را تخطی از قطعنامه‌ شورای امنيت و عملی غيرقابل قبول خواند.



روسيه پيش از اين نارضايتی خود از توقيف فناوري‌های ارسالی به ايران و بازجويی از افراد مرتبط با محموله‌های ارسالی توسط دولت آلمان را به اطلاع شورای امنيت رسانده بود.



گمرک آلمان در ماه نوامبر سال ۲۰۰۹ ميلادى و ماه ژانويه سال ۲۰۱۰ ميلادى محموله‌های ارسالی روسيه را بازرسى و رايانه‌ها و ماشين‌آلات کنترل کيفيت که به مقصد ايران بارگيری شده بود را توقيف کرد.



بنا بر اين گزارش، نيروگاه اتمى بوشهر هزار مگاواتى و از نوع آب سبک است که در 15 کيلومترى جنوب شهر بوشهر قرار دارد. احداث اين نيروگاه در سال 1974 ميلادى با کمک يک شرکت آلمانى آغاز شد اما پس از پيروزى انقلاب اسلامى طرف آلمانى حاضر به همکارى با ايران نشد و سرانجام در 25 ماه آگوست سال 1992 ميلادى تهران و مسکو توافق‌نامه جامع همکاري‌هاى هسته‌اى را امضا کردند که براساس آن شرکت روسى «اتم استروى اکسپورت» هشتم ماه ژانويه سال 1995 ميلادى عمليات تکميل نيروگاه بوشهر را برعهده گرفت.



بر اساس نخستين تاريخ مورد توافق ايران و روسيه، قرار بود اين نيروگاه در هشتم ماه جولاى سال 1999 ميلادى تکميل شود اما تاريخ بهره‌بردارى از آن تاکنون حدود 10 سال است که به تعويق افتاده است.



هم اکنون اين نيروگاه در مراحل نهايى تکميل است و شرکت پيمانکار روسى بر شمار نيروهاى خود براى افزايش سرعت کار در اين نيروگاه افزوده است.



روسيه همچنين از روز 16 دسامبر سال 2007 ميلادى تحويل سوخت هسته‌‌اى به نيروگاه را آغاز کرد. عرضه‌ سوخت بر اساس توافق‌نامه بين دولتى روسيه و ايران و تحت کنترل آژانس بين‌المللى انرژى اتمى انجام شد.
8 تير 1389    15:34
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير: خواسته كارگران سايپا از دولت

ايلنا: جمعى از كارگران كارخانه خودروسازى سايپا مي‌گويند با وجود دستور رييس‌جمهور مبنى بر حذف شركت‌هاى پيمانكارى و تبديل وضع قراردادهاى كارگران هنوز به صورت پيمانى مشغول به كار هستند.

اين كارگران درگفت و گو با ايلنا گفتند: مسوولان شركت سايپا با بيان اينكه هنوز بخشنامه مربوط به تبديل وضع كارگران پيمانكارى صادر و ابلاغ نشده است استمرار حضور و فعاليت پيمانكاران نيروى انسانى در مجموعه سايپا را توجيه مي‌كنند.

اين كارگران با يادآورى اينكه تفاوت كارگران پيمانى با كارگران قراردادى و رسمى در دريافت استفاده از كمك‌هاى تشويقى و رفاهى است، افزودند: كارگران پيمانى مشغول هيچ يك از كمك‌هاى نقدى و غير نقدى كه در ايام و مناسبت‌هاى ويژه به ديگر كارگران شاغل در سايپا تعلق مي‌گيرد نيستند و اين درحالى است كه دروضع اقتصادى كنونى چنين كمك‌هايى براى رفع نياز خانواده‌هاى كارگرى بسيار سودمند است.

كارگران پيمانى سايپا با بيان اينكه تنها قرارداد كار عده معدودى از كارگران پيمانى سايپا در سال گذشته تبديل وضعيت شده است از دولت خواستند تا بخشنامه‌هاى لازم براى تبديل وضع قراردادهاى كار را صادركنند.
8 تير 1389    12:04
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير: قتل دانشجوی پناهنده بدست عوامل رژيم اسلامی در کولامپور مالزی

صالح ترابی زاده دانشجوی پناهنده در کولامپور مالزی در تاريخ 20210616 بدست عوامل رژيم اسلامی به قتل رسيد. روز قبل چند نفر از مزدوران رژيم اسلامی وارد منزل صلح ترابی زاده شده واو را بدليل مخالفتش بارژيم جمهوری اسلامی بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند. صالح قرار بود با دوستانش به جائی برود بعد از ساعاتی انتظار دوستان او با نگرانی وارد خانه صالح ميشوند که او را نيمه جان می يابند. صالح به سرعت به بيمارستان منتقل ميشود اما مقامات بيمارستان از پذيرش او به دليل اينکه پدر يا مادر او حضور ندارند سر باز ميزنند. قبل از سفر پدر مادر صالح به کولامپور او جان می سپارد.



اين چندمين بار است که در يک سال اخير پناجويان مخالف حکومت اسلامی در مالزی به قتل ميرسند وهنوز کسی در اين باره برای جلوگيری اين کشتار اقدامی انجام نداده اين بار پناجوايی که با صلح در کولامپور در ارتباط بود گزارش اين قتل را تلفنی بمن داد



من از همه آزاديخواهان درخواست دارم برای جلوگيری از قتل ساير پناجويان سياسی در مالزی که بشدت در ترس و وحشت بسرمی برند اقدام عاجل بعمل آورند



وحيد



20100628
8 تير 1389    12:35
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :حمله نيروهای امنيتی به جمعی از دانشجويان دانشگاه آزاد

دانشجو نيوز:ديروز نيروهای امنيتی دانشگاه آزاد تهران مرکز واحد نيايش، به جمعی از دانشجويان دانشگاه‌های کشور که به منظور بحث و هم‌انديشی در طبقه هم‌کف اين دانشگاه جمع شده بودند، حمله کردند.



به گزارش جرس، اين هم‌انديشی ديروز ميان برخی از اعضای ستاد انتخاباتی مهندس موسوی که در دانشگاه‌های مختلف بودند، برگزار و موضوع آن بررسی دلايل توهين های مکرر کيهان، وطن امروز و روزنامه جوان عنوان شده بود.



برگزار کنندگان جلسه در نظر داشتند تا با برگزاری تجمع در مقابل دفاتر اين روزنامه‌ها اعتراض خود را به اين رفتار نشان دهند، اما با حمله نيروهای امنيتی جلسه ناتمام ماند.



هم اکنون اطلاعی از وضعيت دانشجويان مورد حمله قرار گرفته در دست نيست.


8 تير 1389    11:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :پيام زهرا رهنورد در رابطه با شايعه حکم اعدام زينب جلاليان

سحام نيوز:زهرا رهنورد در رابطه با خبر حکم اعدام زينب جلاليان در پيامی اظهار اميدواری کرد که فقط اين مجازات برای زينب جلاليان شايعه باشد وگرنه بياييد يک بار برای هميشه شمشير را نه از رو ببنديد و نه از زير و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگريد.



متن کامل پيام زهرا رهنورد که در اختيار جرس قرار گرفت به اين شرح است:

اين روزها شايعه اعدام زينب جلاليان بر سر زبان هاست. چرا؟ آيا زينب جلاليان عضو گروههای به اصطلاح محارب بوده است؟ آيا زينب جلاليان تاکنون اسلحه در دست داشته است؟



آيا فقط دو سال پيش کاغذ و قلم و پوستر تبليغاتی را به عنوان يک مبلغ گروهی با خود حمل می کرد؟



آيا خدا را خوش می آيد و شايسته است يک زن را که مظهر رافت و لطافت درهستی و در هر ملتی است، نابود و از از صحنه روزگار حذف کرد؟ به خصوص که

زينب يک دختر جوان است.



يک دختر جوان، چقدر از اطلاعات ، آگاهي، تاريخ شناسي، قوم شناسی و نظايرآن بهره مند است؟



آيا واقعا او بی گناه است يا با گناه؟ آيا اقدام او با مجازاتش متناسب است يا نه؟ و نهايتا،آيا بهتر نيست برای همه به ويژه زنان و جوانان فرصت های جديدی را در اختيار نهاد تا بتوانند خود را و جايگاه خود را هم در نظام هستی وهم در نظامات سياسی و اجتماعی بازيابند؟



آيا بهتر نيست نظامی که به نام جمهوری اسلامی مزين است، قلب های دردمند مادران و تب و تاب جوانان را دريابد و با محبت با آنان رفتار کند؟



آيا بهتر نيست که از طريق فرهنگ و آموزش، روح و روان و انديشه ها به بالندگی دعوت شود تا اينکه به اعدام اعدام و امحاء آنان انديشيده شود؟



بايد برای زينب و زينب ها يی که در انتظار مجازات مرگ هستند انديشيد.



امروز بيش از دو سوم کشورهای جهان با اين مجازات وداع کرده و مجازات ديگری جايگزين کرده اند. اين نوشته را مجال آن نيست اما می دانم که در اين خصوص انديشيده اند و بحث های فقهی و دينی آن را کارشناسان نوشته اند.



اکنون در مقام ورود به لزوم تجديد نظر در مجازات مرگ نيستم اما می دانم تجربه نشان داده است بسياری از اعدام شدگان به ارشاد احتياج داشته اند اما اعدام دريافت کرده اند.



اميد است که فقط اين مجازات برای زينب جلاليان شايعه باشد وگرنه بياييد يک بار برای هميشه شمشير را نه از رو ببنديد و نه از زير و به جای آن با لبخند پر محبت به روی ملت بنگريد.




8 تير 1389    11:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

8تير :رويترز: «تجارت دعا» در ايران رونق مي‌گيرد

مردمک :خبرگزاری رويترز در گزارشی در باره رشد بي‌سابقه «تجارت‌ فروشندگان دعا» در «ايران اسلامي» مي‌نويسد که کار دعاخوان‌های غيررسمی با قول حل مشکلات زندگی مردم با استفاده از شفاعت الهی درحال رونق است.



به نوشته اين گزارش راهنماهای معنوی خيابانی مانند «ياعلي» توسط مقامات تحمل مي‌شوند و مردم هم به طور فزاينده از آن‌ها استقبال مي‌کنند.



رويترز حکايت دعانويسی به نام «ياعلي» را مطرح مي‌کند که روی صندلی در يک از کوچه‌های قديمی شهر نشسته است و مي‌گويد: بيشتر مردم به‌خصوص زنان جوان از دعانويس‌ها مي‌خواهند تا مشکلاتشان را حل کنند.



ياعلی که نام مستعارش را از مشتري‌های خود گرفته است در حالي‌که به ريش سفيدش دست مي‌کشد از دعاهای مختلفی حرف مي‌‌زند که بنابر مشکلات مختلف بايد به صورت‌های متفاوت استفاده شوند «برخی از دعاها که نوشته روی کاغذند بايد سوزانده شوند و برخی بايد در ظرف آب گذاشته شوند» و بر دنبال کردن دستورالعمل آن‌ها تاکيد مي‌کند.



پديده فال‌گيری سال‌هاست که به صورت‌های مختلف در ايران از جمله تلفني، حضوري، از داخل يا خارج از کشور انجام مي‌شود و شامل مواردی چون فال ورق، فال تفاله چای و قهوه، کف بيني، بازکردن سرکتاب، دعانويسی در موارد مختلف بيماری يا شکستن طلسم و جادو و مرگ، فال شمع، استخاره، احضار روح يا آيينه‌بينی مي‌شود.



خبرگزاری ايسنا در 18 خرداد 89 گزارش داد که مدتی است پخش كارت‌هايی با عناوين مختلف کف‌بيني، فال يا دعانويسی در برخی زيارتگاه‌ها، خيابان‌ها، محافل زنانه، آرايشگاه‌ها و حتی اتوبوس‌های شهری جلب نظر مي‌كند و در پس آن جرايمی مانند تجاوز، اغفال و کلاه‌برداری وجود دارد.



خبرگزاری رويترز در گزارش خود با اشاره به اين‌که «دعاها در اسلام دارای منبع الهی هستند و رابطه بين خدا و بندگانش را ايجاد مي‌کنند» مي‌افزايد: کسانی که دانش مذهبی درستی دارند مي‌توانند دعاها را برای ديگران بنويسند تا آن‌ها بتوانند به نتايج بهتر دست يابند.



ماهور که يکی از مشتريان «يا علي» است و به دنبال خلاص شدن از شر يک مزاحم بوده از اثر دعايی که دريافت کرده بوده راضی است و به خبرنگار رويترز مي‌گويد که پس از آن دعا ديگر آن مزاحم را نديده‌ است.



او و دوستانش به «يا علي» مراجعه مي‌کنند زيرا براين باورند که دعاهای او باعث تغيير سرنوشت آن‌ها مي‌شود و از بروز وقايع بد جلوگيری مي‌کند.



ماهور در باره قصد مراجعه مجدد خود به دعانويس مي‌گويد که اين بار مي‌خواهد دعايی بگيرد تا باعث شود دوست پسرش با او ازدواج کند چرا که دوست پسرش به او گفته که پول کافی برای آغاز زندگی با او را ندارد.



«روحانيت ايران مخالف دعاهای فاقد پايه دينی است»



رويترز در ادامه گزارش مي‌نويسد که روحانيت ايران قدرت دعا را باور دارند اما به مردم اندرز مي‌دهند که از دعاهايی که فاقد پايه مذهبی است استفاده نکنند چرا که براساس قوانين اسلام جادو و خرافات غير قانونی است.



اين گزارش به نقل از پايگاه اينترنتی حوزه و از قول آيت‌الله لطف‌الله صافی گلپايگانی در باره مشروعيت اين دعاخواني‌‌ها نوشته است:« نوشتن دهاهای روايت‌شده از امامان معصوم شيعه و دريافت پول در قبال آن‌ هيچ منع قانونی ندارد اما دعاهای نوشته شده از سوی افراد حقه باز بدون ذکر منبع معتبر ممنوع است و دريافت پول برای آن هم از نظر مذهبی منع مي‌‌شود.»



چندی پيش خبرگزاری ايسنا در يک استفتا از مراجع تقليد درباره دعانويسی ، فالگيری و رمالی پرسش کرد و در تمام پاسخ‌هايی که از سوی آيت‌الله مكارم شيرازي، صافي‌ گلپايگانی و علوي‌گرگانی ارائه شده بود دعانويسی پذيرفته شده، اما نوع حرفه‌ای آن و امرار معاش از آن طريق جايز دانسته نشده يا باطل و حرام اعلام شده بود.



در بخش سوال‌ها و جواب‌های پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر آيت‌الله سيستانی نيز به اين سوال كه «آيا مراجعه به دعانويس اشكال دارد؟ نظر شما در مورد سحر و جادو چيست؟» پاسخ داده شده است: «مراجعه به دعانويس اشكال ندارد، ولی سحر و جادو جايز نيست» و آن را از محرمات و معاصی کبيره دانسته و جايز ندانسته‌ است.



خبرگزاری رويترز در ادامه گزارش مي‌نويسد: هيچ يک از مشتري‌های دعانويس‌هايی مانند «يا علي» در باره پايه دانش دينی او سوالی نمي‌کنند اگرچه او خود ادعا مي‌کند که دعاها را از قران مي‌گيرد.



مرجان دختر 24 ساله‌ای که از سخت‌ترشدن مراجعه به «ياعلي» به دليل زيادی مشتري‌هايش شاکی است مي‌گويدکه دانش او برايش مهم نيست و فقط مي‌خواهد« مشکلاتش حل شود.»



او با لبخندی تلخ به خبرنگار مي‌گويد «به نظر مي‌رسد مردم اين روزها با مشکلات زيادی روبرو هستند.»



يافتن نويسندگان دعا در ايران دشوار نيست و به قول رويترز با سری به اينترنت مي‌توان شماره‌ تلفن‌های زيادی يافت.



مرجان که يکی از مشتريان دعانويس مورد نظر گزارشگر است «فقدان حمايت دولت از زنان را عامل مراجعه به دعاخوان‌ها» مي‌داند و مي‌گويد: باوجود گرانی قيمت‌ها ، من خيلي‌ها، به‌خصوص زنان را مي‌شناسم که هنوز هم به عنوان آخرين راه چاره به اين افراد مراجعه مي‌کنند. حتی برخی زنان برای محکم‌تر شدن زندگی خانوادگی خود به اين دعاها متوسل مي‌شوند.



اعتراض برخی از دست‌اندرکاران به رواج خرافات در کشور



گسترش رمالی و خرافات در ايران به گونه‌ای گسترش پيدا کرده که درباره نفود آن به بخش‌های مديريتی هم نگراني‌های پيداشده است و پليس ناچار شده است در اين مورد به شهروندان هشدار بدهد.



در اواسط خرداد ماه سال جاری محمد تقی رهبر، نماينده مجلس، با انتقاد از رواج خرافه در كشور و مراجعه به دعانويسان برای حل مشكلات با بيان سرکيسه کردن مردم از سوی برخی افراد به رسوخ آن در مديريت كشور نيز اشاره کرده بود.



ميرحسين موسوی نخست‌وزير سابق و از نامزدهای معترض به انتخابات سال گذشته نيز ماه گذشته با هشدار نسبت به نفوذ خرافه‌گرايی در سطح مديريت کلان کشور گفت: امروز خرافات در خدمت يک فساد سازمان يافته سياسی و اقتصادی قرار گرفته‌است.




8 تير 1389    11:29
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



11 تیر 1389    15:52
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد