www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 30خرداد/

30خرداد.بازگشت شجريان به ايران

30خرداد.سالگردشهدای 30 خرداد، مادر اشکان سهرابی:همه آمدند، اما نميتوانم حرف بزنم، شرايط خوبی نيست.

30خرداد.اخذ تعهد از۷۰ دانشجوی بدحجاب دانشگاه تبريز/ برخورد انضباطی با ۱۰ دانشجو

30خرداد.درخواست درمان عبدالله مومنی با آزار و توهين وی در اوين پاسخ گرفت

30خرداد. يورش مامورين حراست به منزل مادر فعال سنديکای زندانی سعيد ترابيان

30خرداد. محاصره دانشگاه شريف و پلی تکنيک توسط نيروهای سرکوبگر

30خرداد.ورشکستگی صنعت نيشکر و سود بی حساب و کتاب مافيای شکر


30خرداد.مجلس مصوبه شورای انقلاب فرهنگی در باره دانشگاه آزاد را لغو کرد

30خرداد.احتمال تأثير تحريم‌ها بر قرارداد صدور گاز ايران به پاکستان

30خرداد.بلاگفا فيلتر شد

30خرداد.بازداشت ده ها تن از فعالين سياسی و دانشجويی در شيراز

30خرداد.احضار يازده تن از دانشجويان معترض ٢٢ خرداد دانشگاه تهران به کميته انضباطی

30خرداد.نامه شيرين عبادی به کميسر عالی حقوق بشر

30خرداد.جنگل‌های هزاران ساله گيلان غرب در آتش

30خرداد.ويديوکليپ:اظهارات عبدالمالک ريگی

30خرداد.اظهارات هاشمی درباره مناظره و نامه به خامنه ای

30خرداد :تشديد تدابير امنيتی دروحشت از اعتراضات مردمى دريكمين سالگرد شهداى 30خرداد

30خرداد :بيانيه زهرا رهنورد به مناسبت سالگرد شهادت ندا آقا سلطان و جمعی ديگر از هموطنان

30خرداد :بيانيه مهدی کروبی در مورد اختيارات ولايت فقيه

30خرداد :عبدالمالک ريگی بامداد امروز در زندان اوين اعدام شد

30خرداد :نوزادان ناقص الخلقه پيامد آلودگى ماهيان در درياى ماهشهر

30خرداد :رئيس دانشگاه آزاد اسلامشهر بازداشت شد/ صدور دستور توقف اجرای اساسنامه جديد دانشگاه آزاد

30خرداد.حميد رضا جلايی پور و پناه بردن از نظام ظالم به رهبر ظالم تر

30خرداد.نامه سروش به خامنه ای:اينک ای "رهبر معظم"! من به شما ميگويم که فرمان هبوط صادر شده

30خرداد.همکاری قوه قضائيه با نيروی انتظامی در سرکوب حق پوشش زنان



30خرداد.بازگشت شجريان به ايران

خبرآنلاين

محمدرضا شجريان، پس از حدود يک ماه و نيم تور کنسرت با گروه شهناز در استراليا، کانادا و امريکا ، 25 خردادماه به ايران بازگشت.



به گزارش خبرآنلاين، شجريان آخرين باراوايل ارديبهشت ماه امسال از کنسرت همايون شجريان و علی قمصری و گروه همنوازان حصار ديدن کرد، در جشن نوگشايی خانه موسيقی نيز حضور يافت و پس از آن راهی تور کنسرتش شد.


30 خرداد 1389    23:48
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   مهران
ای-ميل:  
14:07 31 خرداد 1389
ش ريان از هنرمندان محبوب ايران است.او هي كاه مردم را تنها نكذاشته است درود بى بايان بر او.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.سالگردشهدای 30 خرداد، مادر اشکان سهرابی:همه آمدند، اما نميتوانم حرف بزنم، شرايط خوبی نيست.

جرس: اولين سالگرد شهدای سی خرداد نيز همانند سالگرد کشته شدگان راهپيمايی ۲۵ خرداد با تدابير شديد امنيتی برگزار شد.



تماس تلفنی خبرنگار جرس با چند تن از خانواده هايی که بر مزار جان باختگان حضور داشتند، با سکوت سنگين آنان و فريادهای ماموران نيروهای امنيتی همراه شد.



خانم نيک پي، مادر اشکان سهرابی در حال بازگشت از بهشت زهرا، با صدای متاثر گفت: مردم خيلی خوب هستند، همه آمدند، اما....نمی توانم حرف بزنم، شرايط خوبی نيست. از صحبت کردن معذورم بداريد.



سکوت اين روزها پاسخ بسياری از خانواده های شهدا است.



خانم رستمي،مادر ندا آقاسلطان نيز به جرس گفت مراسمی برای دختر شهيدش برگزار نخواهد کرد و تنها برای گرامی داشت ياد او به بهشت زهرا خواهد رفت. او هم در برابر پرسش های ديگر سکوت را ترجيح داد.



جمعی از خانواده های شهدای بيست و پنجم خرداد نيز امروز با حضور در بهشت زهرا، خانواده های شهدای سی خرداد را همراهی کردند.



خانم مصطفايي، همسر علی حسن پور که از بهشت زهرا با خبرنگار جرس گفتگو می کرد، گفت: وقتی بر مزار ندا نشسته بوديم ماموران بارها از ما می خواستند که زودتر فاتحه بخوانيم و بهشت زهرا را ترک بکنيم.



وی گفت: مردم بر مزار شهدای سی خرداد به صورت پراکنده حضور پيدا می کردند اما با اينکه هنوز هوا تاريک نشده است، برخی از خانواده ها بهشت زهرا را ترک کرده اند و ظاهرا از آنها خواسته اند که مراسم سوگواری را زودتر خاتمه دهند.



امروز سی ام خرداد، در حالی برگزار شد که پيش از اين نهادهای امنيتی اين خانواده ها را از برگزاری هرگونه مراسم منع کرده است و بدين ترتيب خانواده ها نيز اعلام کرده اند هيچ مراسمی برگزار نخواهند کرد و تنها برای برافروختن شمعی به بهشت زهرا خواهند رفت.



علی رغم فشارها و تهديدات امنيتي، برخی از شهروندان و مردم معمولی به صورت خودجوش امروز در بهشت زهرا حضور يافته و با نثار گل و برافروختن شمع ياد جان باختگان راهپيمايی مسالمت آميز سی خرداد را گرامی داشتند.





در حالی که تمام دنيا اين روز را به ياد کشته شدگان اين روز سوگوار هستند، نيروهای امنيتی در مراسم عزاداری اين روز حضور پررنگی در کنار خانواده ها دارند، تا آنجا که گفته می شود نيروهای امنيتی و لباس شخصي، برخی از خانواده ها ی کشته شدگان را به صورت مسلح و مستمر در کنار آرامگاه جان باختگان، همراهی می کنند.



همچنين بر اساس اين گزارش نيروهای امنيتی از نزديک شدن مردم به مزار شهدای سی خرداد ممانعت به عمل آورده و خواستار پايان مراسم گرامی داشت شهدا در اين روز «حساس» شده اند.










30 خرداد 1389    20:26
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.اخذ تعهد از۷۰ دانشجوی بدحجاب دانشگاه تبريز/ برخورد انضباطی با ۱۰ دانشجو

انشجو نيوز



معاون دانشجويی دانشگاه تبريز درباره تعداد احضار دانشجويان بدحجاب به کميته انضباطی گفت: از ابتدای سال تاکنون از حدود 70 دانشجوی بدحجاب تعهد اخذ شده است و با بيش از 10 دانشجو نيز برخورد انضباطی صورت گرفته است.



محمدتقی اعلمی در گفتگو با خبرنگار مهر در تشريح برنامه اين دانشگاه برای مقابله با بدحجابی گفت: اولين مرحله، مرحله ارشادی است و در مراحل بعدی در صورت ادامه روند استفاده از پوشش نامناسب، برخورد صورت می گيرد.



وی شيوه شناسايی بدحجابان و دادن تذکر اوليه را اينگونه بيان کرد: از طريق انتظامات دانشگاه در هنگام ورود، پوشش دانشجويان مورد نظارت قرار می گيرد و در دو بخش خواهران و برادران به بدحجابان تذکر داده می شود.



معاون دانشگاه تبريز افزود: در جلسات متعدد به ويژه جلسات شورای دانشگاه از روسای دانشکده ها و اساتيد خواسته می شود که در مبارزه با بدحجابی سهيم شوند.




30 خرداد 1389    20:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.درخواست درمان عبدالله مومنی با آزار و توهين وی در اوين پاسخ گرفت

دانشجو نيوز

بيماری پوستی عبدالله مومنی در زندان تشديد شده و اين درحالی است که مسئولان زندان نه تنها هيچ پاسخی به درخواست های مکرر وی نمی دهند بلکه شرايط سخت و دشواری نيز برای وی فراهم کرده اند.



به گزارش ادوارنيوز، عبدالله مومنی که از 24 فروردين مجددا به زندان بازگشته و در بند 8 زندان اوين محبوس است، از مدتها پيش درخواست رسيدگی درمانی به ناراحتی پوستی خود را به مسئولان بهداری زندان اوين ارائه داده است اما هر بار به درخواست او بی توجهی می شود.



با اين وجود روز گذشته در پی درخواست مجدد عبدالله مومنی مسئولان زندان وی را به فردی معرفی می کنند که خود را "پزشک قانونی" معرفی می کند. اين فرد که احتمالا دارای چنين سمتی نيست، پس از شنيدن شرح بيماری آقای مومنی و با اين استدلال که وی يک زندانی سياسی است به جای آنکه به مسايل درمانی عبدالله مومنی بپردازد اقدام به توهين و هتاکی می کند و با الفاظ رکيک و به شکل موهن و تحقيرآميزی با آقای مومنی رفتار می کند.



اين درحالی است که يکسال از بازداشت عبدالله مومني، سخنگوی سازمان دانش آموختگان ايران می گذرد و وی بارها بر عدم رسيدگی درمانی در مدت حبس خود شايت کرده است.



ادوارنيوز






30 خرداد 1389    20:27
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد. يورش مامورين حراست به منزل مادر فعال سنديکای زندانی سعيد ترابيان



بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران"يورش مامورين وزارت اطلاعات تحت عنوان حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به منزل مادر سعيد ترابيان و اذيت وآزار و توهين او، باعث اعتراض همسايه ها و فرار مامورين گرديد

روز شنبه 29 خرداد ماه حوالی ساعت 16:00 مامورين وزارت اطلاعات تحت عنوان حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به منزل مادر سعيد ترابيان مسئول روابط عمومی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه يورش بردند و اين مادر سالخورده و بيمار را مورد اذيت و آزار و توهين قرار دادند.

اين مسئله باعث شد که همسايه های اين مادر نسبت به رفتارها و اعمال مامورين وزارت اطلاعات که تحت عنوان حراست شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه عمل می کنند اعتراض کنند. اعتراضات همسايه ها به حدی شديد بود که مامورين حراست وحشت زده منزل را ترک و فرار کردند.

مادر آقای سعيد ترابيان مسئول روابط عمومی سنديکای شرکت اتوبوس رانی تهران حدودا 60 سال سن دارد و از نارحتی قلبی رنج می برد و تنها زندگی می کند. اين مادر همچنين از بی خبری از وضعت فرزندش در نگرانی فزآينده ای بسر می برد.

روز گذشته همسر آقای رضا شهابی مسئول مالی سنديکا شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به دليل ربوده شدن همسرش توسط حراست اين شرکت عليه آنها شکايت کرد.فردی که در دستگيری فعال سنديکايی رضا شهابی نقش داشت مرشدلو نام دارد او از مامورين وزات اطلاعات است که تحت نام حراست شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه فعاليت می کند.

عليرغم مراجعات مکرر خانواده های شهابی و ترابيان به ارگانهای مختلف برای پيگيری وضعيت عزيزانش تا به حال هيچ جواب مشخصی به آنها داده نشده است. گفته می شود که پرونده اين دو فعال سنديکايی به شعبه 2 بازپرسی دادگاه انقلاب مستقر در زندان اوين ارجاع داده شده است.

لازم به يادآوری است که علاوه بر سعيد ترابيان و رضا شهابی دو تن از رهبران سنديکای اتوبوس رانی تهران و حومه آقايان منصور اسالو و ابراهيم مددی تنها به دليل حق داشتن سنديکای کارگری چند سال است که در شرايط طاقت فرسايی در زندانهای اوين و گوهردشت زندانی هستند.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،يورش به خانواده ها و بی اطلاع نگه داشتن آنها از عزيزانشان را محکوم می کند و ازکميسر عالی حقوق بشر ،گزارشگران ويژه دستگيريهای خودسرانه و شکنجه سازمان ملل متحد و سازمان جهانی کار خواستار اقدامات عملی برای آزادی بی قيد و شرط فعالين سنديکايی است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

30 خرداد 1389 برابر با 20 ژوان 2010



گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

سازمان جهانی کار

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل



http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193






30 خرداد 1389    20:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد. محاصره دانشگاه شريف و پلی تکنيک توسط نيروهای سرکوبگر



بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" به مناسبت سالگرد گراميداشت کشتار 30 خرداد که به فرمان علی خامنه در 29 خرداد ماه صادر شد نيروهای سرکوبگر وی دانشگاه پلی تکنيک و دانشگاه صنعتی شريف را به محاصره خود درآورده اند.

روز يکشنبه 30 خرداد ماه از حوالی ساعت 11:00 صبح تعداد زيادی از نيروهای سرکوبگر، دانشگاه های پلی تکنيک و دانشگاه صنعتی شريف را به محاصره درآوردند. دانشگاه امير کبير در محاصره نزديک به200 نفر از نيروهای سرکوبگر که با تجهيزات کامل سرکوب می باشند قرار دارد.

همچنين نيروهای ويژه سپاه پاسداران (لباس شخصيها) و بسيجيهای و ساير نيروهای سرکوبگر دانشگاه صنعتی شريف را در محاصره خود گرفته اند.

نيروهای سرکوبگر ولی فقيه با توقف در مقابل درب دانشگاه قصد دارند که مردم را از اعتراضات دانشجويان در درون دانشگاه را مخفی نگه دارند.

مردم تهران و دانشجويان قصد دارند که با حضور و اعتراضات گسترده سالگرد شهدای 30 خرداد را گرامی بدارند. سال گذشته علی خامنه ای ولی فقيه در روز 29 خرداد ماه دستور قتل مردم ايران را بصورت علنی صادر نمود و در پی آن بود که نيروهای سرکوبگر او بر روی مردم آتش گشودند و ده ها نفر از مردم تهران را به خاک و خون کشيدند. که از جملۀ آنها شهيد راه آزادی ندا اقا سلطان بود که مظلوميت ملت ايران را به جهانيان نشان داد و جهان را از جنايتهای عريان و ضد بشری که در ايران جريان دارد آگاه نمود.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

30 خرداد 1389 برابر با 20 ژوان 2010





http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193




30 خرداد 1389    17:11
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.ورشکستگی صنعت نيشکر و سود بی حساب و کتاب مافيای شکر

خبرگزاری مهر: عدم حمايت از خريد محصول شکر داخلی و اختصاص ندادن اعتبارات لازم باعث شده شرکت توسعه نيشکر خوزستان با مشکلات عديده ای دست و پنجه نرم کند به گونه ای که اين شرکت امسال در اقدامی تامل برانگيز اقدام به کشت گندم در مزارع نيشکر کرد.

به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، بخش جلگه اى خوزستان که از آبرفتهاى رودخانه هاى کارون، دز، کرخه و جراحى تشکيل شده است به علت دارا بودن شرايط مناسب از جمله خاکهاى رسوبى ( با و جود املاح شور)، آب کافي، آفتاب درخشان و روزهاى طولانى منطقه اى بسيار مستعد براى کشت نيشکر به شمار مى رود.



بنا به گفته بسيارى مورخين، رواج کشت نيشکر در ايران از زمان اشکانيان شروع شده است به همين دليل آغاز اهميت دادن به کشت نيشکر در خوزستان را بايد در دوره های قبل از اسلام و در دوره سلسله ساسانيان جست.



آبادانى مزارع نيشکر خوزستان از قرون اوليه تا قرن پنجم و ششم هجرى در شهرهاى شوشتر، شوش، جندى شاپور و اهواز باقى بوده، اما کم کم اين رونق رو به زوال نهاد و به توليد محلى بسنده شد.



در همان زمان که خوزستان مهد نيشکر و انبار شکر ايران بود، در شمال کشور در ناحيه مازندران کشت نيشکر به طور محدود انجام مى گرفت و تهيه شکر به صورت ابتدايى صورت مى پذيرفت که به هيچ وجه قابل قياس با صنعت قند و شکر سازى خوزستان نبود.



تاريخچه تاسيس شرکت نيشکر و توسعه صنايع جانبی خوزستان



به سبب نياز روز افزون کشور به شکر و جلوگيرى از واردات بی رويه اين محصولات پر مصرف در سال 1362 شوراى شکر تشکيل شد و به دنبال مطالعاتى که از سال 1363 تا 1365 توسط صندوق مطالعات نيشکر صورت گرفت، ضرورت تاسيس شرکت توسعه نيشکر و صنايع جانبى در استان خوزستان به تصويب دولت رسيد.



در نهايت اين شرکت در سال 1369 تاسيس شد و اجراى طرح مطالعاتى مذکور را بر عهده گرفت که در آن ساخت هفت کارخانه شکر با توليد سالانه 700 هزار تن شکر، هفت کارخانه خوراک دام با توليد سالانه 700 هزار تن خوراک دام، چهار کارخانه کاغذ با توليد سالانه 350 هزار تن کاغذ چاپ و تحرير، يک کارخانه تخته صنعتى با توليد سالانه 100 هزار تن تخته نيمه سنگين(صنعتی)، يک کارخانه خميرمايه با توليد سالانه 10 هزارتن خميرمايه و يک کارخانه الکل با توليد سالانه 33 ميليون ليتر الکل پيش بينی شده بود.



طبق اهداف تاسيس شرکت توسعه نيشکر خوزستان اهداف اقتصادی فراوانی برای اجرای اين طرح عنوان شده بود که می توان در اين خصوص به تامين شکر مصرفى حدود 28 ميليون نفر با مصرف سرانه 25 کيلوگرم در سال، تامين کاغذ مصرفى حدود 27 ميليون نفر با مصرف سرانه 13 کيلوگرم در سال، تامين تخته صنعتى (MDF) مصرفى حدود 19 ميليون نفر با مصرف سرانه 2.5 کيلوگرم در سال، فراهم آوردن امکانات توليد 80 هزار تن گوشت قرمز با استفاده از خوراک دام توليدى که با مصرف سرانه 15 کيلوگرم، گوشت مورد نياز 4.5 ميليون نفر از جمعيت کشور فراهم مى شود، توليد محصولات بيوتکنولوژى (مانند خمير مايه، الکل و ... ) که هم مصرف داخلى دارد و هم قابل صدور به خارج از کشور است و همچنين ايجاد بيش از 50 هزار شغل (حدود 25 هزار شغل مستقيم و بيش از 25 هزار شغل غير مستقيم) اشاره کرد.







در همان زمان زمينهای فراوانی در بين شهرهای آبادان و اهواز از مردم خريداری شد تا اين مناطق به کشت نيشکر و توليد صنايع جانبی آن اختصاص يابد و زمينهايی که اغلب باير بودند به مزارع عظيم نيشکر تبديل شود.



اين کار صورت گرفت و اميدواری فراوانی ايجاد شد که اين شرکت با هفت کارخانه توليد شکر بتواند ضمن رساندن کشور به خودکفايی در زمينه توليد و قطع وابستگی به کشورهای بيگانه، باعث رونق منطقه و رشد اقتصادی کشور شود.



اما اکنون مدتهاست که شرکت توسعه نيشکر و صنايع جانبی با مشکلات عديده ای مواجه است که دست يافتن به چشم انداز ترسيم شده برای آينده آن را غير ممکن جلوه می کند و اين چشم انداز محقق نمی شود مگر با حمايت جدی و عملی دولت از اين صنعت سود آور.



يکی از جدی ترين مشکلات اين صنعت اين است که شکر توليد شده کارخانجات آن توسط دولت خريداری نمی شود و به جای آن شکر از کشورهای خارجی وارد کشور می شود چرا که به گفته دولت هزينه واردات شکر بسيار کمتر از هزينه خريد آن از شرکتهای داخلی است به همين دليل اکنون وضعيت به گونه ای است که طبق آخرين آمار 13 هزار تن شکر در انبارهای توليد شرکتهای توليد شکر در خوزستان بدون استفاده باقيمانده و اين شرکتها در انتظار نگاه دولت برای خريد اين شکرها هستند.



در دومين سفر هيئت دولت به استان خوزستان رئيس جمهور قول خريد اين ميزان شکر از کارخانجات توليد آن در استان خوزستان را داد اما ظاهرا اين وعده تا به امروز محقق نشده يا اينکه تنها بخش اندکی از آن محقق شده است به همين دليل مشکلات اين کارخانجات همچنان به قوت خود باقی مانده است.



به خطر افتادن 23 هزار فرصت شغلی



نماينده مردم اهواز در مجلس که به شدت پيگير حل مشکل کارخانجات توليد شکر خوزستان بوده است در اين خصوص به خبرنگار مهر در اهواز گفت: اکنون 23 هزار نفر در اين کارخانجات مشغول بکار هستند و اگر اين صنايع به هر دليلی نتوانند به حيات توليدی و اقتصادی خود ادامه دهند وضعيتی فاجعه بار در استان خوزستان رخ می دهد به همين دليل اين نياز به شدت احساس می شود که دولت در قبال اين صنايع نيشکر خوزستان با احساس مسئوليت بيشتری وارد ميدان شود.







سيدشريف حسينی افزود: در مدت اخير به علت اينکه شکر توليدی کارخانجات شکر خوزستان توسط دولت خريداری نشده است اين واحدهای توليدی با وضعيتی بحرانی و ترحم برانگيز مواجه شده اند به گونه ای که در اغلب موارد کارکنان اين واحدها مدت شش ماه حقوق عقب افتاده دارند.



وی توضيح داد: هنگامی که قرار بود اين صنايع راه اندازی شود، حمايت معقولانه ای از آنها صورت گرفت تا شرکت توسعه نيشکر و صنايع جانبی در خوزستان پا بگيرد و اين اميدواری ايجاد شد که اين واحدهای عظيم توليد شکر و صنايع جانبی نيشکر بتوانند بسياری از مشکلات استان و کشور به خصوص در زمينه شکر را حل کنند ولی اکنون مدتهاست اين شرکتهای توليد از نگاه رافت آميز دولت بی بهره مانده اند.



کشت گندم به جای نيشکر



نماينده مردم اهواز در مجلس عنوان کرد: اکنون اين شرکتها با داشتن چندين هزار هکتار مساحت کشت نيشکر به روزگاری مبتلا شده اند که برای تامين هزينه های جاری و به خصوص پرداخت مطالبات معوقه کارکنان خويش مجبور به کشت گندم در مزارع خود شده اند و اين حالت با هيچ عقل و منطقی جور در نمی آيد که زمينهايی که برای توليد محصولی مهم در عرصه داخلی و بين المللی آماده شده اند به کشت گندم اختصاص يابند.



لزوم راه اندازی صنايع جانبی نيشکر



حسينی با اشاره به اينکه بايد برای کاهش بهای تمام شده توليد شکر در سريع ترين وقت ممکن صنايع جانبی شرکت توسعه نيشکر خوزستان راه اندازی شود، گفت: هدف از راه انداری شرکت توسعه در کنار توليد شکر، توليد محصولات جانبی همانند خوراک دام، کاغذ، تخته صنعتى، خميرمايه و الکل از ضايعات نيشکر بود در حاليکه اکنون صنايع جانبی خاصی در اين شرکت توليد نمی شود و راه اندازی آنها بدون حمايت و سرمايه گذاری آنها ميسر نخواهد شد.







وی عنوان کرد: محصولات پيش گفته که از ضايعات نيشکر توليد می شود بسيار مهم و حياتی هستند و کاربردهای فراوانی برای کشور دارند که علاوه بر توليد اشتغال، بسياری از نيازهای کشور که اغلب آنها از خارج از کشور وارد می شود را تامين می کنند و می توانند در حد قابل ملاحظه ای هزينه توليد شکر در اين شرکتها را به علت احيای ضايعات توليد شده آن کاهش داد.



نماينده مردم اهواز اضافه کرد: واقعيت اين است که خود دولت بايد برای راه اندازی اين صنايع جانبی بيش از هر کس ديگری پيشقدم باشد نه اينگونه جواب درخواستهای ملتمسانه مديران شرکت توسعه نيشکر برای خريد شکر را با واردات آن جواب دهد.



کوتاه شدن دست مافيای شکر از منافع غيرمشروع



عضو کميسون صنايع مجلس تاکيد کرد: اگر شکر توليدی کارخانجات نيشکر خوزستان از سوی دولت خريداری شود، کشور تا حدی فراوانی از واردات اين محصول بی نياز می شود و اين موضوع باعث می شود دست مافيای شکر از دستيابی به منافع سرشار و بی حساب و کتاب ناشی از واردات بی رويه آن به کشور قطع شود.



وی افزود: بی شک يکی از عواملی که اجاره نمی دهد کارخانجات داخلی به توليد شکر بپردازند مافيای شکر هستند که با اقدامات خود اجازه نفس کشيدن به صنايع داخلی را نمی دهند و ما در خوزستان انتظار داريم دولت با حمايت قاطع خود از شکر داخلی دست اين افراد سود جو را از اين درآمدهای نامشروع کوتاه کند.



حسينی ادامه داد: دولت به جای اينکه پول خريد شکر را به جيب کشورهای بريزد، با هزينه ای هر چند بيشتر و به صورت چند ساله شکر داخلی را خريداری کند تا کارخانجات توليدی سرپا شوند و در آينده علاوه بر عرضه شکری با قيمت پايين تر، محصولات جانبی آن را نيز روانه باز کنند.



راه حل نجات شرکتهای توليد شکر



نماينده اهواز در خصوص راه حل هايی که برای نجات کارخانجات توليدی می تواند از سوی دولت اجرا شود چنين عنوان می کند: اولين قدم مثبت اين است که دولت به طور قاطع از شرکت توسعه نيشکر و صنايع جانبی تا رسيدن به هدف نهايی يعنی توليد محصولات جانبی پيش گفته حمايت کند و در وسط راه اسير حرفهای نا اميد کننده نشود.







وی افزود: دومين راه حل هم خريد تضمينی محصول کارخانجات توليدی شکر به خصوص شکری که هم اکنون در انبارهای اين شرکتها مانده و خريداری ندارد، است تا اين شرکتها با احيای توان از دست رفته خود بتوانند برای راه اندازی صنايع جانبی با همت بيشتری وارد عمل شوند.



عدم حمايت دولت يعنی ورشکستگی



نماينده مردم اهواز عنوان کرد: در صورتی که دولت همچنان از کارخانجات توليد شکر در خوزستان حمايت نکند اين کارخانجات بی شک با خطر ورشکستگی مواجه خواهند شد که به نظر نمی رسد دولت علاقه ای به ثبت چنين عملکرد نامطلوبی در کارنامه خود دارد.



وعده معاون اول رئيس جمهور



معاون اول رئيس جمهور در پانزدهم بهمن ماه سال گذشته هنگام بازيد از شرکت توسعه نيشکر و صنايع جانبی خوزستان هنگامی که با توانايی اين شرکت آشنا شد به مديرعامل و استاندار خوستان گفت: در صورتی که شرکت نيشکر خوزستان و صنايع جانبی قادر به رساندن کشور به خودکفايی در زمينه مصرف شکر است، دولت به شدت از اين طرح حمايت می کند.



محمدرضا رحيمی در بازديد از کارخانه نيشکر دعبل خزايی از مدير عامل شرکت توسعه نيشکر خوزستان خواست طرحی را برای رساندن کشور به خودکفايی در بخش شکر ارائه کند و در صورتيکه اجرای طرح عملی بود دولت هيچ محدويتی در پرداخت و اختصاص اعتبار در اين خصوص نخواهد داشت و به شدت و با تمام وجود از طرح خودکفايی کشور در زمينه شکر حمايت خواهد کرد.



حالا زمان آن رسيده که هرچه سريعتر چاره ای اساسی برای شاغلان اين عرصه و صنعت نيشکر کشور انديشيده شود.



.....................................................




30 خرداد 1389    17:04
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   افشا
ای-ميل:  
11:16 31 خرداد 1389
دولت ایران در زمان شاه و در زمان ملایان دولت دلال تولیدکنندگان بیگانه و منافع حاکمان همسو با منافع همان تولید کنندگان و بضرر مردم ایران و اقتصاد تولیدی ایران بوده است.

در خواست برای خودکفایی که یکی از علل انقلاب بود در ماه های اول انقلاب در بین مردم با ای اد کارخانه های صابون پزی و ...و خودش را نشان میداد و هر فردی از تولید سخن میگفت و روی دیوار ها شعار مینوشتند که سهم شما در تولید آنچه مصرف میکنید چیست؟ مدیر کل ایران ناسیونال که پیکان میساخت در تلویزیون گله میکرد که ما را عمال خار ی و نوکر خار ی مینامند چون صنعت ما مونتاژ است و نه تولید همه ماشین پیکان در داخل کشور. بعدا و حتی تاکنون دولت ملایان برای وانمود کردن خود کفایی هر کاری که میکند و حتی اگر از خار  خریده باشد ان را تولید داخلی  ا میزند تا به خواسته مردم با تقلب  واب داده باشد

این نماینده خودش از گزینش حکومت دلال تولید کنندگان بیگانه گذشته است یعنی نوکر همان هاست و در  ایی که فساد و وابستگی ملایان که  ندین برابر زمان شاه است رو شده است میخواهد که مردم استان خوزستان را فریب دهد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.مجلس مصوبه شورای انقلاب فرهنگی در باره دانشگاه آزاد را لغو کرد

بی بی سی



مجلس ايران کليات طرحی را تصويب کرده که بر اساس آن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد تغيير اساسنامه دانشگاه آزاد لغو می شود.



اين اقدام مجلس يک روز بعد از آن صورت گرفت که دادگاهی در تهران دستور توقف اجرای اساسنامه مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی را صادر کرده بود. بر اساس رای اين دادگاه، دانشگاه آزاد بر اساس اساسنامه فعلی به کار خود ادامه خواهد داد.



شورای عالی انقلاب فرهنگی به رياست محمود احمدی نژاد، چندی پيش با تغيير اساسنامه دانشگاه آزاد، اختيارات دولت را در اداره اين دانشگاه غير دولتی افزايش داده و اعضای جديدی برای عضويت در هيات امنا معرفی کرده بود.



طرح نمايندگان مجلس بر اين اساس تنظيم شده که دانشگاه آزاد بر اساس مصوبه ای از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکيل نشده است و برای اصلاح اساسنامه آن نمی توان فقط با نظر شورای عالی انقلاب فرهنگی اين کار را انجام داد.



طرح مجلس، تاکيد دارد که برای اصلاح اساسنامه ابتدا دانشگاه آزاد بايد پيشنهاد اصلاح را ارائه دهد و اين پيشنهاد به تائيد شورای عالی انقلاب فرهنگی برسد.



بنابر به مصوبه مجلس، هر گونه تعيير در اساسنامه اوليه دانشگاهها با پيشنهاد هيات موسس و تائيد شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می گيرد و کليه مصوبات وضع شده مغاير با اين آن لغو می شود.



در هنگام بررسی طرح تعيين تکليف و وقف مراکز آموزش عالی در مجلس، برخی نمايندگان نظير الياس نادران و عليرضا زاکانی از حاميان دولت با تصويب اين طرح مخالف بودند. از نظر اين گروه از نمايندگان، مجلس نبايد در مواردی که شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد آن شده، دخالت کند.



الياس نادران نماينده تهران از جمله مخالفان اين طرح گفت که به مصلحت مجلس نيست که وارد منازعات دانشگاه آزاد و شورای عالی انقلاب فرهنگی شود.



در هنگام بررسی اين طرح در مجلس، محمد دهقان عضو هيات رئيسه مجلس با استناد به سخنان مخالفان و اصل 110 قانون اساسي، اخطار قانون اساسی داد و گفت که ورود مجلس به بحث اساسنامه دانشگاه آزاد "يک امر ولايی و غير مجاز" است.



با ربط دادن بحث شورای عالی انقلاب فرهنگی و اختيارات رهبري، علی لاريجانی رئيس مجلس گفت که "اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد ربطی به رهبری ندارد و مقام معظم رهبری مشخصا در اين زمينه نظری نداشته اند اما ضابطه ای بين شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس است که رهبری آن را تعيين کرده اند. بر اساس اين ضابطه، جايی که شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد شده اند، ما (مجلس) نبايد وارد شويم."



با اين سخنان آقای لاريجانی اخطار قانون اساسی را وارد دانست و آن را به رای گذاشت اما نمايندگان با 95 رای موافق و 85 رای مخالف و ده رای ممتنع به اين اخطار رای ندادند.



آقای احمدی نژاد، از زمان به قدرت رسيدن در سال ۱۳۸۴ انتقاد های تندی از عملکرد دانشگاه آزاد داشته است و سعی داشته اين دانشگاه غير انتفاعی را تحت کنترل دولت درآورد.



سال گذشته همزمان با تلاش های دولت آقای احمدی نژاد برای تغيير اساسنامه دانشگاه آزاد، هيات موسس دانشگاه آزاد اسلامي، تمام اموال منقول و غيرمنقول اين دانشگاه را وقف کرد و بر اساس آن موقوفات دانشگاه آزاد بايد برای توسعه و تعميق آموزش، پژوهش و فناوری در داخل و خارج از ايران مصرف شود.



پس از آن شورای عالی انقلاب فرهنگی اساسنامه دانشگاه آزاد را تغيير داد و اين تصميم شورای عالی انقلاب فرهنگی به مناقشه ای ميان مديران کنونی دانشگاه آزاد که از نزديکان اکبر هاشمی رفسنجانی هستند و طرفداران دولت محمود احمدی نژاد تبديل شد.



در ماههای گذشته اين اختلافات بعد از معرفی اعضای جديد هيات امنا از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی و ورود دادسرای عمومی و انقلاب تهران به يکی از ساختمانهای دانشگاه آزاد، ابعاد تازه ای پيدا کرد و با ورود مجلس به اين ماجرا دامنه بحث ها از دولت و دانشگاه آزاد فراتر رفته است




30 خرداد 1389    17:41
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   افشا
ای-ميل:  
11:16 31 خرداد 1389
رهبری اگر دیکتاتور نیست در کار دانشگاه ها و علم آموزی آنها چرا دخالت ناب ا میکند.آیا علم آموزی دانشگاه ها کشور را بخطر میاندازد؟ اگر هم علم آموزی دانشگاه ها کشور را بخطر نیاندازد و موضع رهبری را هم تضعیف کند صلاح کشور در این است که رهبری خودش را اصلاح کند.

ضربه به آموزش در کشور کار نیروهایی است که نوکر بیگانگان هستند.

دعوای سیاسی دو ملا را نباید در کار دانشگاه ها که مراکز آموزشی هستند دخالت داد.کشور به علم و اقتصاد خود کفا احتیا  دارد و هر کس و هر نهادی که در این خط است باید تقویت شودو نهادها و یا افرادی که بضد خودکفایی و بضد اقتصاد تولیدی هستند باید تضعیف بشوند تا ایران و ایرانی بقایی داشته باشند.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.احتمال تأثير تحريم‌ها بر قرارداد صدور گاز ايران به پاکستان

راديو آلمان

پس از گذشت يک هفته از قرارداد گازی ميان ايران و پاکستان، اين موضوع مطرح شده که ممکن است تحريم‌های اقتصادی آمريکا در مورد ايران به خاطر برنامه‌های اتمی جمهوری اسلامی بر اين قرارداد تأثير بگذارد.



خط لوله‌ای که گاز ايران را به پاکستان خواهد رساند، "خط لوله‌ی صلح" نام دارد. طبق قراردادی که ميان ايران و پاکستان بسته شده، از سال ۲۰۱۴ روزانه بيش از ۲۱ ميليون متر مکعب گاز از طريق اين خط لوله به پاکستان صادر خواهد شد.



مذاکرات در مورد پروژه‌ی "خط لوله‌ی صلح" از مدتها پيش آغاز شده بود. ابتدا قرار بود که هندوستان نيز در اين پروژه مشارکت داشته باشد. هند به دليل عدم اعتماد به پاکستان و نگرانی درباره‌ی تأثير تحريم‌ها به خاطر برنامه‌ی اتمی ايران بر اين قرارداد، از آن کناره کشيد.



آخرين امضاها زير ضمايم قرارداد در يکشنبه هفته‌ی گذشته (۲۳ خرداد، ۱۳ ژوئن) نهاده شد. مدت اعتبار قرارداد ۲۵ سال است. مبلغ کلی آن هنوز اعلام نشده است. وزير نفت ايران، مسعود ميرکاظمی گفته است: «با توجه به ملاحظاتی که وجود دارد، هم اکنون نمي‌توان ارزش مالی قرارداد را اعلام کرد و در شرايط کنوني، مشخصات فنی قرارداد از ارزش مالی آن مهم‌تر است».



پاکستان بايد منتظر بماند

خبرهای هفته‌ی گذشته حاکی از آن بودند که ايالات متحده‌ی آمريکا در باره‌ی قرارداد گازی ميان پاکستان و ايران حساسيت ويژه‌ای ندارد. اين موضوع ولی قطعی نيست و ممکن است در آينده‌ حساسيت‌هايی نشان داده شود.



ريچارد هالبروک، نماينده‌ی ويژه‌ی آمريکا در منطقه، گفته است که نسبت به نياز پاکستان به انرژی تفاهم دارد، اما در مورد اينکه تحريم‌های آمريکا چه تأثيری بر نگاه واشنگتن به قرارداد گازی ميان ايران و پاکستان دارد، دولت پاکستان بايستی منتظر بماند. او به پاکستان هشدار داده که محتاط باشد، در معامله با ايران چندان زير بار تعهد نرود و منتظر تصميم‌های بعدی دستگاه قانو‌گذاری آمريکا در تشديد تحريم‌ها عليه ايران بماند.





مذاکره با تهران

سناتور ليبرمن، عضو کميته‌ی مشترک کنگره و سنای آمريکا گفته است که قانون جديد تحريم، در روز ۴ ژوئيه تصويب خواهد شد.



اروپا نيز به سمت سختگيری بيشتر در مناسبات با ايران پيش مي‌رود. رهبران کشورهای عضو اتحاديه اروپا در روز پنجشنبه‌ی گذشته (۲۷ خرداد، ۱۷ ژوئن) توافق کردند که مجموعه‌جديدی از تحريم‌ها را عليه ايران پيش ببرند که متوجه صنعت نفت و گاز، اشخاص و شرکت های مرتبط با سپاه پاسداران، شرکت‌های حمل و نقل هوايی و دريايی و مبادلات مالی با ايران است.



با وجود اين، از مذاکره نيز سخن مي‌رود. ديروز (شنبه، ۲۹ خرداد، ۱۹ ژوئن) نيکلا سارکوزي، رئيس جمهور فرانسه در ديدار با همتای روسی خود ديمتری مدوديف در سنت پترزبورگ اعلام کرد که کشورش آماده است فورا با ايران بر سر برنامه‌های اتمی اين کشور گفت‌وگويی را بياغازد. دفتر سارکوزی اعلام کرده که مبنای گفت‌وگوی مورد نظر رئيس جمهور فرانسه توافق ميان ايران و ترکيه و برزيل بر سر مبادله‌ی اورانيوم و پاسخ دولت‌های آمريکا، فرانسه و روسيه به آن است.








30 خرداد 1389    16:27
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.بلاگفا فيلتر شد

ايلنا: از سايعاتى پيش دسترسى كاربران سروى وبلاگ بلاگفا امكان پذير نيست و اين سرويس دهنده وبلاگ فيلتر شده است

عليرضا شيرازى مدير سايت بلاگفا در گفتگو با خبرنگار ايلنا با تاييد اين مطلب افزود :با توجه به اينكه اين مشكل براى سرويس وبلاگ دهنده ديگرى نيز اتفاق افتاده است امكان دارد فيلتر شدن بلاگفا بر اثر يك اشتباه صورت گرفته باشد

شيرازى با اشاراه به اينكه عدم دسترسى كاربران از لحاظ اعتبار و مالى به بلاگفا آسيب زده است ادامه داد : با توجه به اينكه بر اسا س استعلام از دادگاه جرائم رايانه‌اى حكم قضايى مبنى بر فيلترينگ بلاگفا وجود ندارد با توجه به ماده 20 ، 21 و 23 قانون جرايم رايانه‌يى كه مسؤوليت كيفرى سرويس دهنده‌ها و سايت‌هاى ميزبان وبلاگها را مشخص مي‌كند، كارگروه مرتكب تخلف شده است.

عليرضا شيرازى با اشاره به پيگيريهاى خود ابراز اميدوارى كرد تا مشكل بوجود آمده براى بلاگفا به زودى رفع شود


30 خرداد 1389    16:23
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.بازداشت ده ها تن از فعالين سياسی و دانشجويی در شيراز

دانشجو نيوز

بنابر برخی گزارشات هم اکنون ده ها تن از فعالين سياسی و دانشجويی شيراز در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند.



به گزارش دانشجونيوز، اداره اطلاعات شيراز به دلايلی نامعلوم اين فعالين سياسی و دانشجويی را در روز 20 خرداد بازداشت کرده و در بازداشتگاه پلاک 100 شيراز که متعلق به اداره اطلاعات اين شهر است نگاه داری می کند.



همچنين مجيد رزمجو، در گفتگو با خبرنگار رهانا گفت: اين دانشجويان که مجوز انجمن توسعه ملی را داشته اند با کسب مجوزهای قانونی قصد داشته اند روز ۲۰ خرداد سميناری برگزار کنند.



فرشيدرضازاده مدير مسئول نشريه دانشجويی توسعه ملي،حميده مرادی سردبير نشريه،مهرداد رزمجويي،آتنا علوي،نجمه ستوده،پيمان حاجی زاده و مسعود شمس از جمله دانشجويان بازداشت شده هستند.



رزمجو تاکيد کرد که هنوز نتوانسته با موکلان خود ديدار کند و گفت: مقامات قضايی با اعلام اينکه پرونده در مرحله تحقيقات قرار دارد،مانع دسترسی اش به پرونده شده اند.



وکيل اين دانشجويان در بخش ديگری از اظهارات خود به خبرنگار رهانا گفت: هنوز به صورت رسمی اتهام اين دانشجويان اعلام نشده اما در مراجعه خانواده بازداشت شدگان به آنها گفته شده که فرزندان شان به « برنامه ريزی اغتشاشات،تبليغ عليه پيامبر،تبليغ نظام شاهنشاهي،تبليغ لاييک و پخش سی دی های ضاله» متهم هستند.




30 خرداد 1389    13:59
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.احضار يازده تن از دانشجويان معترض ٢٢ خرداد دانشگاه تهران به کميته انضباطی



جـــرس: بنا به گزارش منابع خبری جرس، بعداز تجمع و راهپيمايی اعتراضی بيست ودوم خرداد امسال در دانشگاه تهران که به مناسبت سالگرد انتخابات رياست جمهوری برگزار شد، يازده تن از دانشجويان دانشکدۀ ادبيات و علوم انسانی دانشگاه تهران، به اتهام "ايجاد اغتشاش"، به کميته انضباطی احضار شدند.





بر اساس اين گزارش، در اين تجمع که بعد از ظهر شنبه گذشته از مقابل دانشکده هنر آغاز شده و در سراسر دانشگاه ادامه پيدا کرد، دانشجويان با شعارها و پلاکاردهايي، اولين سالگرد جنبش سبز و شهدا و زندانيان سياسی را گرامی داشتند.





متعاقب اين تظاهرات، کميته انضباطی دانشگاه تهران، دست کم يازده دانشجوی دانشکده ادبيات و تعدادی از دانشجويان دانشکده های ديگر را، احضار و تهديد به صدور احکام انضباطی سنگين کردند و همچنين به آنان هشدا دادند در صورت ادامه تجمعات و اعتراضات، بازداشت خواهند شد.





گفتنی است طی هفته گذشته و در سالگرد انتخابات رياست جمهوري، دانشجويان دانشگاههای تهران، شهيد بهشتی و صنعتی شريف، با برگزاری تظاهرات و تجمعات روزانه و شبانه (در خوابگاهها)، ياد خيزش و تولد جنبش سبز را گرامی داشتند.




30 خرداد 1389    13:00
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.نامه شيرين عبادی به کميسر عالی حقوق بشر

جرس



کميسر عالي‌ حقوق بشر سازمان ملل متحد



پيرو مذاکرات قبلي‌ به استحضار مي‌رساند:





خانم نرگس محمدی نائب رئيس کانون مدافعان حقوق بشر در تاريخ بيستم خرداد ماه ۱۳۸۹ ساعت ۱۲ بعد از نيمه شب در مقابل چشمان اشک بار پسر و دختر دو قلوی سه ساله ‌اش بازداشت شد. طرفه آن که مأمورين امنيتی طي‌ نامه ای که ارائه نمودند، حق داشتند به منزل خانم محمدی وارد شده، آنجا را تفتيش کرده و در صورت لزوم وی را بازداشت کنند. چنين شيوه و روشي‌ بر خلاف ضوابط مندرج در قانون آ ئين دادرسی کيفری و نشان از عدم استقلال قوه قضائيه است زيرا صدور حکم بازداشت بايستي‌ توسط مقام قضائی صورت گيرد و مأمورين امنيتی حق ندارند راسا و به تشخيص خود مبادرت به بازداشت افراد نمايند. ضمنا خانم نرگس محمدی به علت ناراحتي‌ ريوی احتياج به درمان پزشکي‌ دارند و ادامه بازداشت و محروميت وی از معالجات ، نامبرده را با مخاطرات جدی مواجه مي‌‌سازد.



هم چنين آقای عبدالرضا تاجيک همکار مطبوعاتی کانون مدافعان حقوق بشر در تاريخ بيست و يکم خرداد ماه ۱۳۸۹ هنگام خروج از محل کار خود در خيابان دستگير شدند. نامبرده در مدت يک سال برای سومين مرتبه بازداشت شده است.



هر دو نفر قبلا توسط مأمورين امنيتی تهديد شده بودند که در صورت ادامه فعاليت حقوق بشری و همکاری با کانون مدافعان حقوق بشر دستگير خواهند شد.



لذا با اعلام مراتب فوق، يک بار ديگر توجه آ ن مقام محترم را به تضيقاتی که دولت جمهوری اسلامی ايران برای مدافعان حقوق بشر ايجاد نموده جلب می نمايم و ياد آور مي‌‌شوم که نه تنها افراد فوق الذکر بلکه تعدادی از فعالين حقوق بشر از جمله محمد صديق کبودوند، عمادالدين باقي‌، محمد اوليائی فر وبسياری ديگر نيز صرفاً به علت فعاليت برای حقوق بشر در بازداشت به سر ميبرند. ادامه چنين شرايطی منجر به گسترش نقض حقوق بشر شده و به التهاب موجود در جامعه دامن زده و باعث گسترش بحران‌های اجتماعی خواهد شد.



شيرين عبادی

مدافع حقوق بشر و برنده جايزه صلح نوبل ۲۰۰۳








30 خرداد 1389    13:04
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.جنگل‌های هزاران ساله گيلان غرب در آتش



کلمه-کمال الدين صبا: در پی آتش گرفتن يکی از چاههای نفت در نفتشهر، آتش چند روزی است که جنگل های اطراف گيلان غرب را فراگرفته و منابع طبيعی منطقه در آتش می سوزد و حتی منزل ساکنين منطقه نيز در معرض خطر سوختن قرار گرفته است.



هر ساله در اثر بی احتياطی و گاهی گرمای بيش از حد هوا، قسمتهايی از جنگلهای طبيعی کشورمان که بطور گسترده به دست سودجويان مورد تخريب قرار میگيرد، طعمة حريق میشود و در غفلت مدعيان دولتمداری به خاکستر تبديل میشود. امسال نيز جنگلهای غرب کشور در سکوت خبری مطلق طعمة حريق شده اند و در حال سوختن اند.



برای اطفاء حريق در مناطق جنگلي، بسته به گسترة آتش، راههای شناخته شدهای برای مقابله وجود دارد و حتی در مواردی که جنگلهای انبوه دستخوش حريق میشوند و يک کشور در اطفاء آن ناکام میماند، سازمانهای بين المللی زيادی به کمک می آيند تا ريه های زمين را از تخريب حفظ کنند. اما متأسفانه پس از چند روز آتش سوزی در جنگلهای گيلان غرب و استمداد مسوولين محلی و آتش نشانی منطقه مبنی بر ناتوانی آنان در مقابله با اين آتش سوزي، هيچ تمهيدی از طرف دولت و مجلس انديشيده نشده است و هيچ نهادی به کمک آنان نشتافته است. کمک های سازمان های بين المللی نيز در صورت استمداد و استفاده از روابط قوی بين المللی اتفاق می افتد که دستگاه ديپلماسی موجود هيچگونه علاقمندی برای کمک به اينگونه مسائل از خود نشان نمیدهد و حتی به نظر میرسد هيچ گونه مسووليتی را متوجه خود نمی بيند.



از آنجا که جنگلهای غربی کشور مانند جنگلهای شمالی انبوه نيستند، امکان مقابله به نسبت راحتتر است، اما خشکی و گرمای هوا در اين مناطق به نسبت خيلی بيشتر بوده و امکان بارندگی نيز کمتر است و در هر حال اين دست بشر است که بايد ابتدا برای کمک بالا رود و با دست روی دست گذاشتن و منتظر بودن برای امداد غيبی کاری از پيش نخواهد رفت.







جا دارد که مسوولين هرچه زودتر دست به کار شده و حتی از کمک امکانات و نيروهای نظامی برای غلبة سريع بر اين آتش استفاده کنند و محيط زيست گياهی و جانوری کشور را از نابودی نجات دهند و نگذارند که اين جنگلهای قيمتی و ارزشمند بدين گونه و از سر غفلت و ندانم کاری به آسانی به خاکستر تبديل شود.



گسترده شدن آتش و تخريب جنگل‌ها در گيلان غرب در حالی در سکوت خبری اتفاق مي‌افتد، که دولت دم از خدمت به مردم می زند و سايتها و روزنامه ها و صدا و سيمای حاميش مدام به تعريف و تمجيد از او و به تمسخر گرفتن مخالفان مشغولند. اين در حالی است که برای آتش سوزی با حجم بسيار کمتر از اين در کشورهای ديگر، بخشهای نخست خبری به پوشش خبری کامل اين مطلب بسيار حياتی برای بشر می پردازد و با بسيج تمامی نيروهای خود سعی می کند قبل از فراگير شدن آتش، آن را مهار کند. جالب اينجاست که شايد بيشتر مردم کشورمان هنوز حتی از اين موضوع با اهميت خبردار نشده اند و کوچکترين تصويری از اين صحنه های دلخراش از صدا و سيمای حامی دولت پخش نشده است تا مبادا حمل بر ضعف دولت و دستگاههای ذيربط شود.



همچنين، مقايسه رويکرد رئيس دولت در ايران و نحوه برخورد اوباما برای مواجهه با اين بحران زيست محيطی نيز جالب توجه است. رئيس جمهور آمريکا برای مقابله با نشت نفت در خليج مکزيک تا به حال چندين بار شخصاً به آن منطقه سفر کرده است و تمامی بخش های خبری آمريکا و ديگر رسانه های معتبر بين المللی به پوشش خبری اين حادثه پرداخته اند و افکار عمومی جهانی نيز به شدت به اين موضوع حساسيت نشان داده است، اما مهمترين سفر اخير احمدی نژاد در روزهای گذشته به استان چهارمحال و بختياری بوده و تاکنون حتی برای کسب محبوبيت رسانه ای نيز کلمه ای از وی مبنی بر اهميت موضوع و تأکيدش برای رفع بحران ديده نشده است. چنان که گويی سياست يک بام و دو هوای نقد عملکرد دولت در مواجهه با بحران‌های زيست محيطي، تنها به عنوان سلاحی ابزاری و شعاری برای ادعای ناکارآمدی دولت آمريکا قابل استفاده است، و نقدهای مشابه بر عملکرد دولت و رئيس دولت در ايران لزومی به مطرح شدن ندارند.




30 خرداد 1389    12:11
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:11 1 تير 1389
کشورمان را ن ات دهیم


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد.اظهارات هاشمی درباره مناظره و نامه به خامنه ای



آفتاب: آيت‌الله هاشمی رفسنجاني، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، پس از يک سال سکوت در برابر منتقدان نامه به مقام معظم رهبری پيش از انتخابات گفت: مايل بودم از مسئوليت‌های سياسی خود کناره‌گيری کنم، اما مي‌ترسيدم که عوارض بد سياسی داشته باشد.



رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت‌و گو با ماهنامه مديريت ارتباطات در پاسخ به اين سوال که آيا تاکنون به بازنشستگی به معنای کناره‌گيری از مسئوليت‌های سياسی فکر کرده‌ايد؟ گفت: مايلم. الان سن من در حدی است که مايلم اين‌گونه شود. ولی هنوز مي‌ترسم عوارض بد سياسی داشته باشد و به نوعی قهر تلقی شود.



هاشمی افزود: يکی از کارهای که مي‌خواستم بعد از رياست جمهوری بکنم و نتوانستم انجام دهم اين بود که در سفرهای خارجی که مي‌رفتم، خيلی جاها را نشان کردم که بعدا بروم ببينم و جهانگردی کنم که نشد. اگر بخواهم به سفر خارجی بروم بايد جمع زيادی از پاسداران همراه من باشند و آنجا هم که مي‌رويم شورای تامين نيرو مي‌آورند و هميشه زحمت دارد.



رئيس مجلس خبرگان رهبری درباره نامه خود به مقام معظم رهبری قبل از انتخابات تصريح کرد: همه مي‌دانستند که نسبت به ديگر نامزدها بي‌طرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی مي‌دهند. ولی همه مي‌دانستند که روحيه کاری من با اين شيوه اداره جامعه سازگار

“ همه مي‌دانستند که نسبت به ديگر نامزدها بي‌طرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی مي‌دهند. ولی همه مي‌دانستند که روحيه کاری من با اين شيوه اداره جامعه سازگار نيست. ”

نيست. متأسفانه در مناظره، آقای احمدي‌نژاد حرف‌هايی را زده بود که غيرواقعی بود، انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام اين بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. چون من تنها نبودم. در آن مناظره شما نوعی ستيز با روحانيت را مشاهده کرديد که به بهانه مخالفت با من، آقای خاتمي، آقای ناطق نوری و آقای کروبی که رؤسای جمهوری و رؤسای مجلس بوديم، همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و اين گونه القا کرد که روحانيت در اداره جامعه کارايی ندارد.



وی ادامه داد: در سالگرد رحلت امام در مرقد به ايشان گفتم حرف‌های ناقص گفته‌اند. ترجيح مي‌دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضيح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی نديدم. پس از آن نامه‌ای تهيه کردم. چون مي‌بايست جواب آن حرف‌ها داده مي‌شد. مي‌گويند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. اين سوال ديگر سفسطه است چون مگر ايشان هدفی غير از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟ نامه را تهيه کردم و در آخرين فرصت قبل از انتخابات که عصر سه‌شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه‌شنبه مي‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه مي‌نوشتند و اگر چهارشنبه‌ مي‌دادم پنجشنبه کسی حق نداشت بنويسد. چون فرصت تبليغات تمام مي‌شد. مي‌خواستم جواب آن حرف‌ها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار موثق، شور و اشتياق مردم را مي‌ديدم.



رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: به هر حال در همان فرصت باقي‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله 2 ساعته باقي‌مانده نامه به ايشان نرسيده بود، چون جوابی به من نرسيده بود. در آخرين لحظاتی که مي‌خواستم خدمت ايشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ايشان گفتند: داشتم نامه شما را از کامپيوتر مي‌خواندم. يعنی پس از اينکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را نديده بودند.



پرسيدم از نظر شما چگونه بود؟ گفتند: از لحاظ محتوا هيچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط يک نکته دارم که آقای احمدي‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچه‌های شما گفت. گفتم: فضا به گونه‌ای بود که اگر چه از من اسم نبرد، اما همه چيز متوجه من شد. ايشان

“ متأسفانه در مناظره، آقای احمدي‌نژاد حرف‌هايی را زده بود که غيرواقعی بود، انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام اين بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. ”

گفتند: واقعاً هيچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر مي‌کردم.



هاشمی افزود: گفتم: خواست خدا بود که شما تا قبل از انتشار نبينيد، چون اگر مي‌خوانديد و به من مي‌گفتيد، منتشر نمي‌کردم و اين مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر کنم دو حالت دارد: اگر آقای احمدي‌نژاد شکست بخورد که درست نيست با ايشان درگير شوم. چون اخلاقاً کار درستی نيست. اگر هم پيروز شود که اصلاً درست نيست با منتخب مردم درگير شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم. ايشان هم در مقابل اين منطق من اعتراض نکرد.



هاشمی درباره اينکه به نظر مي‌رسد اين نامه رابطه شما با رهبری انقلاب را دچار تغييرات کرده است، گفت: نه، ايشان صراحتاً گفتند که هيچ ملاحظه‌ای درباره محتوای نامه ندارم. حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار داريد که جواب بدهم. صلاح نديدم که پيش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثير مي‌گذارد ولی بعد از انتخابات جواب مي‌دهم. حتی گفتند که به آقای احمدي‌نژاد هم گفتم که حرف‌های ناحقی زديد و جواب شما را مي‌دهم. واقعاً هيچ وقت ايشان به خاطر نامه از من گله نکردند، چون روابط ما به گونه‌ای است که اگر گله هم داشته باشند، مي‌گويند. الحمدلله همکاری 60 ساله ما به گونه‌ای است که با هم رودربايستی نداريم.



هاشمی در برابر اين توضيح که برخی مي‌خواهند به بهانه نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند، تصريح کرد: اين‌ها در سياست طبيعی است. گروهی که وارد بازي‌های سياسی مي‌شوند از اين حرف‌ها زياد مي‌زنند، ولی هميشه واقعيت‌ها خود را بر احتمالات سياسی تحميل مي‌کند و دير يا زود همه چيز مشخص مي‌شود.



او درباره ملاقات‌های خود با رهبری انقلاب هم گفت: قبلا هفته ای يک بار ملاقات رايج و حتمی داشتيم. بعدا که کارها کمتر شد دو هفته يک ملاقات داريم که معمولا دو ساعت طول مي‌کشد که گاهی تا شام است. اگر مساله‌ای هم پيش بيايد، تلفنی يا حضوری بين دو هفته صحبت مي‌کنيم.


30 خرداد 1389    13:56
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:05 1 تير 1389
ایشان هم حق دارند آخر عمری با صنار سی شاهی موا ب باز نشستگی دوران استراحتی داشته باشند. شاید در ن ف و کربلا و شاید هم در یک  زیره بهشتی در کارائیب که در شان ایشان و اهل بیت باشد و با پول حلال روحانی بودن خریداری شده باشد. آقا زاده ها هم با کمی از همان پول به کسب حلال در لندن بپردازند. البته احتیا  به هواپیما و کشتی اختصاصی هم هست که با همان اندوخته حلال می شود تهیه کرد بشرطی که قبله نما و محل اعتکاف داشته باشند و عکس امام در همه  ا نصب شده باشد.


نام:   حسن از قم
ای-ميل:  
14:55 31 خرداد 1389
بعداز ان همه " دیوسی " ایشان هوس دیدن دنیا دارند . بدبخت مردم و راه سبزی ها .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد :تشديد تدابير امنيتی دروحشت از اعتراضات مردمى دريكمين سالگرد شهداى 30خرداد

به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبـــردرروزهاى اخير گشت های مقاومت بسيج و تدابير امنيتی نظامی به اوج خود رسيده است .اين تدابير امنيتی شديد را می توان در ميادين بزرگ شهر مثل فلکه های صادقيه , ميدان پونک وميدان هفت تير مشاهده كرد , تمهيدات امنيتى درراستاى وحشت حكومت آخوندى از اعتراضاتى است كه قراراست در روز 30خرداد سالگرد شهادت ندا آقا سلطان وساير شهدا صورت پذيرد . حكومت درمانده با بالا بردن فضاى امنيتى سعى دركنترل اوضاع دارد . اما فراخوان هاى متعدد كه توسط جوانان ودانشجويان دانشگاههاى مختلف داده شده است حاكى از عزم جزم آنها براى شركت در برنامه هاى اعتراضى 30 خرداد است .




30 خرداد 1389    10:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد :بيانيه زهرا رهنورد به مناسبت سالگرد شهادت ندا آقا سلطان و جمعی ديگر از هموطنان

کلمه:سی ام خرداد ماه ۱۳۸۸ تعداد زيادی از معترضان به نتيجه انتخابات به خيابان ها آمدند تا بپرسند رای ما کجاست؟ جواب معترضانی که به تظاهرات مسالمت آميزدست زده بودند گلوله بود. در اين ميان شهادت دختر جوانی که به صورت کاملا آماتور از صحنه شهادتش فيلم گرفته شده بود، جهان را تکان داد. امروز۳۰ خرداد ۱۳۸۹، نخستين سالگرد شهادت اوست؛ او به سمبل شهدای مظلوم جنبش اعتراضی ايران تبديل شد، جنبشی که تا کنون هم ادامه دارد، و اکنون نيز اين جنبش فراتر از اعتراض به نتايج انتخابات پيش مي‌رود. دکتر زهرا رهنورد به مناسبت سالگرد شهادت ندا آقا سلطان و جمعی ديگر از هموطنان بيانيه ای نوشته است.



به گزارش کلمه، متن اين بيانيه به شرح زير است:



«سی ام خرداد، سالگرد يکی از باشکوه ترين حضورهای ملی و مردمی در تاريخ کشور ماست. سی ام خرداد، سالگرد غم بار شهادت زنان بيگناه، زنان سلحشور و آزاديخواه و زنان مقاوم است که جنبش سبز بی حضور آنان نمی توانست پايدار بماند. ندا آقا سلطان، شبنم سهرابي، ترانه موسوی از جمله شهدای زن جنبش هستند.



در چنين روزی بار ديگر، حاکميت فعلي، به روی ملت و مردم سرزمين خود تير گشود و جوانان و زنان ملت را به خاک و خون کشاند.



در طی يک سال از ۲۲ خرداد هشتاد و هشت تا امروز که سی ام خرداد هشتاد و نه است پيوسته زنان و جوانان و حتی ميانسالان در معرض سخت‌ترين رنج‌ها، دغذغه ها، نگراني‌ها، بازجويي‌ها و شکنجه ها بوده اند.



فهرست حضور زنان در جنبش سبز را مي‌توان طبقه بندی کرد:



- حضور فعال و شجاعانه زنان در سطح خيابان‌ها و حتی در مواردی به عنوان پيش‌گام و يا حامی مبارزان.



- حضور سلحشورانه و مقاومت مدارانه زنان در زندان‌ها و مقاومت، در برابر شکنجه ها و اعتراف گيري‌ها. (زنانی چون شيوا نظر آهاري، بهاره هدايت، آذر منصوري، مهديه گلرو، عاطفه نبوی و..)



- حضور با هويتی چون روزنامه نگاران، معلمان، کارگران، فعالان حقوق بشر و هنرمندان و حضوری سخت تر از هر حضور، در مقام مادرانی که در سوگ فرزندان شان در فستيوال‌های غم و اندوه گورستان‌ها، لکه ننگی بر سيمای حاکميت فعلی نشاندند.



مادرانی که هر روز پشت در زندان‌ها آزادی دختران و پسران زندانی خود را مطالبه می کنند و البته همسران زندانيان سياسی. آنان که مرد خانواده را در کنار خود نمي‌بينند و با همه اين مشکلات دندان بر جگر نهاده اند تا مبادا خون دل دردمندشان، آبروی سلحشوريشان را نزدايد.



اينک با سه مخاطب مشکلات زنان مطرح می شود.



نخست روی سخن با جريان پرشکوه جنبش سبز است. موقعيت امروزی جنبش سبز مرهون پايداری زنان است که در کنار همسران و فرزندان خود و به عنوان جمعی از پيشتازان جنبش حضوری بی بديل داشته اند.



جنبش بايد بداند تحقق آزادی و دمکراسی بدون زنان سر افراز و بدون محاسبه و اجرای مطالبات رفع تبعيض و خشونت که زنان پيوسته طالب آن بوده اند ممکن نيست.



حاکميت فعلی برای اينکه بحران‌های اقتصادی و بين المللی و فرهنگی و سياسی را زير نقاب قرار دهد، خشونت را همچنان طراحی و پی گيری می کند که دستگيری ها، حمله به بيوت علمای عظام، پر کردن زندان‌ها در اين زمره اند. اما پيشنهاد می کنم به جای اين گونه اقدامات آرامش و لطافت و عقلانيت را پيشه خود سازد و بدون هيچ قيد و شرطی زندانيان را آزاد کند.



در اين روند با آزادی زنان بدون هرگونه قيد و شرط حسن نيت خود را ثابت کند و به خاطر داشته باشند که خودشان مادر، همسر و فرزند دارند و حداقل با شبيه سازی عاطفی و عقلانی دست از سر زنان زندانی بردارند و آنها را به حال شکوهمند خود برگردانند.



ساليان متمادی است که زنان مطالبات خود را در چارچوب مبارزه برای برابري، رفع تبعيض و رفع خشونت اعلام کرده اند. حاکميت برای تحقق اين اهداف، اقدامات اساسی را شروع کند.



تعدد زوجات، حضانت، ديه و ده‌ها عنوان ديگر را که خوشبختانه علمای نو انديش برای آنها راه حل ارائه کرده اند، از مرحله تحقيق و پژوهش و فتوا به مرحله عمل در آورد و در جهت اصلاح فرهنگ و قوانين قيم مابانه نسبت به زنان اقدام کند. از دخالت در زندگی خصوصی افراد به ويژه زنان خودداری کنند و در نهايت در روند رفع بحران و توسعه عقلانيت در کنار آزادی زندانيان سياسي، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات و رسانه ها، احترام به دمکراسی و اجرای قانون اساسی را در همه بندها و بخش‌های آن وجهه همت خود قرار دهد.»




30 خرداد 1389    10:35
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
13:03 1 تير 1389
خانم رهنورد نوشته اند: "حداقل با شبيه سازی عاطفی و عقلانی دست از سر زنان زندانی بردارند و آنها را به حال شکوهمند خود برگردانند.:



پرسش من این است از انقلاب 1357 به بعد مگر به  ز حزب چماق (الله) و خانواده هایشان، به  ز عناصر سرکوب و حکومتیان  مهوری اسلامی هیچ شهروند دیگری زندگی باشکوه داشته و دارد؟

آیا مردم از حداقل آرامش برخوردار بوده اند یا اینکه ایران را  هنم مردم کردید و به دست احمدی نژاد و بقیه آدمکشان  مهوری اسلامی تحویل دادید؟!

نام:  
ای-ميل:  
20:50 30 خرداد 1389
بنام نیلوفر شکوه صبحدمان

با احترام به همه نیک اندیشان من معتقدم که با تو ه به متون اصلی و نص صریح قران اسلام واقعی ه مانست که گروه القاعده و با در ه کمتر طالبان معتقد به ا رای انند و باور عامه نیز متکی به ان است لذا صحبت از دموکراسی تا زمانیکه باور عامه دچار تغییر نگردد خلاف باور مردم و بعبارت دیگر غیر قابل ا را است و راهکار اینست که فرهیختگان این باور را به باور عامه تبدیل نموده که مقوله دین باوری شخصی بوده و ضمن اعتلای اصل خدا شناسی که منظور اصولی ادیان است از استفاده ابزاری دین برای تحصیل قدرت مطرود و منفور اعلام شود .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد :بيانيه مهدی کروبی در مورد اختيارات ولايت فقيه

سحام نيوز

بسم الله الرحمن الرحيم



ملّت بزرگ و شريف ايران



يک سال از حضور با شکوه و پرشعور شما در انتخابات رياست جمهوری دهم گذشت. حضور پرشور شما در آن انتخابات، گواه تمايل تان برای اعمال حق تعيين سرنوشت خود در امور مملکت تان بود که متاسفانه اما عده ای بر اساس تئوری ای که مردم را ناصر حکومت و ولی فقيه می داند نه ناصب آن، به جای شما تصميم گرفتند و رای خود را به نام شما خواندند. يکسال از چنين انتخاباتی گذشت و در اين يک سال، فراز و نشيب بسيار ديديم. ديديم که چگونه اصحاب قدرت پرده حجب و حيا را دريدند، و هزينه اين بدنامی را برای حکومت اسلامی خريدند و شهروندان اين مملکت را که از رای شان می پرسيدند در خيابان ها به شهادت رساندند و بسياری را به خاک و خون کشيدند و زندان ها را از فرزندان اين نظام و انقلاب پر کردند. آنچه در اين يکسال غايب بود ”حقوق ملّت مندرج در فصل سوم قانون اساسي“ بود و آنچه جای آن را گرفته بود پا فشاری اصحاب قدرت بود بر بکارگيری زبان زور و شکستن تمامی حرمت ها. ما اما به رغم تمامی اين تلخی ها و سياهی ها همچنان اميدواريم که قطار خارج شده از ريل قانون اساسي، انقلاب و امام به راه اصلی خود بازگردد و خطاکاران توبه کنند و راه گفتگو و تعامل هموار شود.



ملّت بزرگ و شريف ايران



يکسال پس از انتخابات رياست جمهوری دهم و گذر از مصائب و تلخی های اين يکساله بيش از هر چيز لازم می دانم سپاس، تشکر و تقدير خود را از خانواده های معظم شهدای حوادث يک سال گذشته که در مظلوميت تمام حتی نگذاشتند مراسمی در شأن عزيزانشان برگزار نمايند، اعلام کنم. اينجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدای عزيز از خداوند برای شهدای اين راه، رحمت و برای بازماندگان آنها نيز طلب صبر و اجر می کنم. به مجروحين عزيز هم که در کنار جراحت ها و آسيب ها حتی حق درمان در آسايش نيز از آنها سلب شد، ادای احترام می کنم و در مقابل اين همه استقامت و پايداری آنها سر تعظيم فرود می آورم. و نهايتاً از خيل کسانی که به ناحق و برای خفه کردن ندای حق طلبانه اين ملت مظلوم و بزرگ، به جای مجرمين واقعی به زندان افتادند، به نيکی ياد می کنم. اين روزها زندان های کشور پر است از ياران انقلاب و امام، و انديشمندان و فرهيختگان و جوانان و آزادی خواهان و همچنان اميدوارم مقامات قضايی کشور در جهت احيای دستگاه قضا به جای صدور کيفر خواست های سياسی و ابلاغ احکام ديکته شده، زمينه رهايی و آزادی همه زندانيان سياسی و عقيدتی را به زودی فراهم آورند.



ملت حق خواه و آزادی خواه ايران



تا يکسال پيش با وجود اختلافات فراوان در شيوۀ اداره کشور و تعطيل يا تفسير به رأی قانون اساسی توسط برخی حاکمان، وحدت و انسجامی نسبی ميان همه جريان های فکری و فعال سياسی و آحاد مردم و مسئولان نظام وجود داشت. اگرچه عده ای به حقوق مردم و آزادی های مشروع آنان بی اعتنايی می کرند و حقوق اقوام گوناگون ايرانی و اقليت های رسمی دينی و مذاهب و فرق مختلف اسلامی را ناديده می گرفتند و از هتک حرمت و توهين و تحقير اقشاری چون جامعه زنان و جوانان و اعمال خشونت و رعب و وحشت عليه آنان ابايی نداشتند و فضای يأس و سرخوردگی در جامعه ايجاد می کردند و فشارهای سنگين و غير قابل تحملی بر حوزه های علميّه و دانشگاه های کشور وارد می آورند تا حوزه و دانشگاه را مطيع خود سازند ولی آنچه در انتخابات رياست جمهوری گذشته اتفاق افتاد از همه آنچه پيشتر ديده بوديم فراتر بود. به کارگيری تمام امکانات مالي، رسانه اي، نظامی و بسيج جهت مصادره رأی مردم و اعلام نتايج انتخابات به صورت مهندسی شده و ظالمانه و در عين حال ناشيانه، و توهين و تحقيرهايی که از آن پس نسبت به مردم و جريان های حاضر در صحنه به عمل آمد و از همه بدتر بی اعتنايی نسبت به معترضين و اعتراضات، اتفاقات جديدی بودند که در چنين وسعتی در سه دهه گذشته در اين مملکت رخ نداده بود. بدين ترتيب اگر تا يکسال پيش وحدت و انسجامی نسبی در کشور حاکم بود، بعد از غارت رأی مردم به وسيله مجريان و ناظران در سايه زور و سرنيزه، ادامه چنان وحدتی غير ممکن می نمود، آنچنانکه کانديداها و هواداران ايشان و آحاد مردم نيز نسبت به اين ظلم آشکار و بزرگ اعتراض کردند و آنچنانکه به ياد داريم تمام مطالبه آنان در ابتدا در شعار زنده و جاويد “ رأی من کجاست؟ “ تبلور يافت. متاسفانه اما مسئولان مربوطه به جای توجه و رسيدگی به اين مطالبه حداقلی و به کار گيری قانون و عدالت، به خشونت و ايجاد فضای امنيتی و بازداشت و شکنجه و آزار معترضين و تشکيل دادگاه های فرمايشی و صدور آرای کليشه ای روی آوردند و هزينه ای سخت و جبران ناپذير را بر نظام، کشور و مردم تحميل کردند. بسياری از رجال و شخصيت های با سابقه حوزه دين و سياست و انقلاب را کافر، ملحد، محارب، اجنبی و خود فروخته معرفی کردند و چوب حراج بر تمام سرمايه های مادی و معنوی اين مملکت و انقلاب زدند.



ملت عزيز ايران



همانطور که می دانيد و پيشتر هم اشاره کردم در يک سال گذشته پرده حجب و حيا از سوی کسانی که خود را وابسته به مراکز قدرت می دانند دريده شد و پياده نظام اين جريان در رسانه ها و سايت هايی که از پول نفت و بيت المال ارتزاق می کنند چنان آتشی بر خيمه نظام و انقلاب زد که ترکش های آن به همه خدمتگزاران و انقلابيون از جمله بيت معزز حضرت امام و نوه عالم و انديشمند ايشان حاج سيد حسن خمينی و ديگر مراجع بزرگ شيعه نيز اصابت کرد. سامان دهی عده ای از مواجب بگيران در ۱۴ خرداد و شکستن حرمت بيت امام در کنار مرقد ايشان را ديديم و سيل محکوميت اين فعل ابلهانه از سوی مردم و علمای بزرگ و مراجع تقليد را هم به نظاره کرديم. در مقابل واکنش مردم و علما اما يک روزنامه که حريمی اهريمنی دارد و هيچ چارچوب و حد و مرزی برای گستاخی و فحاشی قائل نيست همچون گذشته در دفاع از رفتار اوباش پياده نظام، به توهين مضاعف به نوه امام پرداخت گويی بدان دليل که جرم آن عزيز ايستادن در کنار ملت بود. اين روزنامه اهريمنی به همين مقدار بسنده نکرد و با ساختار شکنی عجيبی به حريم مراجع نيز وارد شد و آنان را به سبب آنکه توهين به بيت امام را محکوم کرده بودند مورد پرسش و تهديد قرار داد. اين روزنامه مراجع را متهم به ملاحظه کاری کرد و از آنان پرسيد که “ کدام ملاحظه می تواند با دفاع از حريم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابری کند؟ “ بايد تاسف خورد بر کسانی که کمترين درک و فهمی از آموزه های اسلامی و انقلابی امام نداشته اند و ندارند و با اين حال می خواهند درک آلوده به قدرت خود را با زور و زندان و تهديد به ديگران از جمله مراجع بزرگ و محترم شيعه تحميل کنند. حال آنکه مرجعيت شيعه دارای تاريخ و جايگاهی رفيع و حافظ آيين محمدی در ايام غيبت است. آنها اما مراجع را نيز مطيع قدرت خود می خواهند و از همينرو پياده نظام خود را به بيت مراجع می فرستند تا آنها را به بصيرت دعوت کنند و آنگاهی که دعوت به بصيرت گرهی از کار فروبسته شان نمی گشايد، عده ای را اجير می کنند تا نيمه شب در کمال توحش به بيت آيت الله العظمی صانعی و دفتر مرحوم آيت الله العظمی منتظری حمله کنند و خواستار خروج آنان از قم شوند. تاملی در اخبار اين حوادث و فيلم های اين حملات وحشيانه به بيوت مراجع و روايات نزديکان آيت الله صانعی و بيت آيت الله منتظری از اين حملات سبعانه کافی است تا پاسخی به اين پرسش بيابيم که آيا جايگاه مرجعيت و علمای دين در طول تاريخ شيعه تا کنون چنين مورد بی حرمتی واقع شده است؟ و آن بسيج مردمی که با رمز يا زهرا(س) به متجاوزين به خاک کشور يورش می برد کارش به کجا رسيده است که ساعت ۵/۳ نيمه شب به بيوت مراجع حمله و به تخريب و غارت اموال و کتب دينی می پردازد؟ به راستی چه کسی مسئول و پاسخگوی اين انحراف عظيم است ؟ به ياد داريم که قبل از پيروزی انقلاب اظهار نظر گستاخانه يک نفر در روزنامه اطلاعات نسبت به يک مرجع دينی چه طوفانی در کشور به پا کرد و امروز در روزنامه ای که عنوان نمايندگی رهبری را يدک می کشد چگونه به مراجع دين توهين می شود. شايد حريم اهريمنی و حمايت های مادی و امنيتی بی شمار امروز مانع از پاسخگويی مردم به اين حرمت شکنان شود اما اين گستاخی ها هرگز از اذهان مردم پاک نخواهد شد. و آيا اگر مردم نيز سکوت کنند خدا در برابر چنين ظلمی به بزرگان دين و اسلام سکوت خواهد کرد؟



از ياوه گويی های آن سرمقاله اگر بگذريم، در سرمقاله آن روزنامه اهريمنی نکته قابل تامل و درستی نيز بيان شده بود و آن، همين سخن اميرالمومنين علی (ع) بود که افراد را بايد با معيار “ حق “ سنجيد و نه “ حق “ را با معيار افراد. به راستی تعريف حق و عدالت از منظر آقايان چيست و چگونه می توان مطالبه حق رأی مردم را با گلوله پاسخ داد و آنگاه از حق نيز سخن گفت؟ اساس مطالبه مردم در روزهای پس از انتخابات، تنها حق رأی شان بود و به دنبال جنايات بی حد و حصر در کهريزک و ساير بازداشتگاه های غير قانونی و قانونی بود که مطالباتی ديگر بر مطالبه اوليه مردم افزوده شد، که مگر می شد مردم را به گلوله بست و از آنها خواست که از اين خون ريخته شده و مسببان آن نپرسند؟ اما چه کسی طرح اين مطالبات حقه و پرسشی حداقلی درباره رای خود را از ابتدا در مخالفت با ولايت فقيه تلقی کرد؟ چرا با توسل به ولايت فقيه تيشه به ريشه قانون اساسی و جهوری اسلامی برخواسته از رأی مردم زده و اختيار و دامنه ولايت فقيه آنقدر توسعه داده شد که بعيد می دانم در مواردی اين مقدار اختيار از سوی خداوند به پيامبران و ائمه معصومين نيز داده شده باشد و حتی گمان نمی کنم که خدا چنين حقی برای چنين برخوردی با بندگان را برای خودش نيز درنظر گرفته باشد؟ تاريخ شيعه انتقاد از حاکم را نه تنها لازم بلکه واجب شرعی می داند: ”النصيحه لائمه المسلمين“. امام صادق می فرمايند که ”احب اخوانی الی من اهدی الی عيوبي“ اما می بينيد که آقايان اظهار نظر و بيان ديدگاه افراد را تقابل با ولايت فقيه تفسير می کنند. رهبری در مورد انتخابات نظر خود را اعلام کردند اما آنچنانکه ديديم مردم در کمال احترام به ايشان، نظری ديگر داشتند و آن مطالبه رأيی بود که به صندوق انداخته بودند. مگر می شود با کهريزکی کردن مردم و آباد کردن قبرستان ها درک شعور و حق پرسش را از مردم سلب کرد و به بهانه نظر رهبری به مراجع و بيت و ياران امام با توسل به اوباش حمله کرد و اصول قانون اساسی را زير پای سرکوبگرانه خود له کرد؟ ياران امام و مردم هوشيار هنوز سنت و سيره عملی آن عزيز سفر کرده را فراموش نکرده اند. ايشان بارها مطالبی فرمودند و مسئولين بنا به درک و نظر خود به گونه ای ديگر عمل کردند و با اين حال نه امام ناراحت شدند و نه کسی به آنان اعتراض کرد و نه آن مسئولان که نظری مخالف ديدگاه امام داشتند از حقوق اجتماعی خود مرحوم شدند. آيا اگر اعلم علما و مرجع دينی و ولی فقيه نيزدر پايان رمضان، ماه را نديد و بر اساس معيارها به صدور حکم عيد فطر نرسيد ولی چوپان يا کارگری ساده و بی سواد دربلندای افق کوه های محل زندگی خود ماه را ديد و افطار کرد، او ضد ولايت فقيه، مخالف نظام، مشرک، محارب و وابسته به آمريکا و صهيونيسم است؟ گيريم که آقايان متوجه دزديدن رای مردم نشده اند اما مردم اين اتفاق را به چشم ديده باشند حال آيا می توان آنها را ضد ولايت فقيه و مشرک و محارب خواند؟ به راستی پرسيدن از رای خود چه ربطی به ضديت با دين و اسلام و ولايت فقيه دارد؟ علاوه بر اين در حوزه دين آزادی بخش و جهانی اسلام که مخالف و معاند می توانند در حضور امام معصوم به بحث و مناظره و جدل پرداخته و حتی در خصوص انکار خدا هم صحبت کنند چگونه است که عده اي، درخواست رسيدگی و احقاق حق را جرم و مخالفت با ولايت فقيه می دانند؟



ملت آزادی خواه و شريف ايران



همه ما به ياد داريم که نگاه سياسی و اجتماعی بنيانگذار جمهوری اسلامی در زمان مرجعيت مرحوم آيت الله العظمی بروجردی با نگاه سياسی و اجتماعی آن حضرت تفاوت داشت اما به ياد نداريم که هيچگاه هيچ يک از اين دو طرف سخنی در تخطئه طرف مقابل زده و مردم را به مقابله با يکديگر تحريک و تشويق کرده و فضای جامعه دينی را به نا امنی کشيده باشند. همه به ياد داريم که امام(ره) در واکنش به ديدگاههای اختلافی مراجع شايسته دينی و حوزه های علميّه از جمله در برخورد با ديدگاه های فقهی و اجتماعی و حتی سياسی مرحوم آيت الله العظمی گلپايگانی چگونه عمل می کردند تا آنجا که اعلام عيد فطر برای مسلمين را با تشخيص و اعلام آن به نقل از ايشان در رسانه ها به رسميت می شناختند. ما به ياد داريم که عده ای يک نوار ضبط شده در حدود يک ربع ساعت از سخنان آيت الله العظمی گلپايگانی در رابطه با ولايت فقيه را که در نقطه مقابل ديدگاه امام قرار داشت برای امام آوردند و امام اما دستور دادند که مشروح سخنان ايشان دو بار از راديو سراسری پخش شود. همه به ياد داريم که رهبری فعلی در دوره اول رياست جمهوريشان در خصوص معرفی نخست وزير نظری غير از نظر امام و مجلس داشتند و چقدر زيبا بود که ايشان بر تصميم خود که مخالف نظر امام و ولی فقيه وقت نيز بود پای می فشردند اما پاسخ اين مخالفت با نظر رهبری و ولايت فقيه، چنان نبود که برخی امروز در نظر دارند. به ياد داريم که حتی در سال ۶۴ که جناب اقای موسوی برای دور دوم به عنوان نخست وزيرانتخاب شدند و در جريان معروف ۹۹ نفر نماينده ای که به آقای ميرحسين موسوی رأی مخالف دادند رهبری فعلی که در مقام رياست جمهوری قرار داشتند نيز موافق با انتخاب ايشان نبودند و فرمودند که آنان ۹۹ نفر نيستند و با احتساب اينجانب ۱۰۰ نفر هستند و در جريان تحليف در مجلس و در حضور تماشاچيان و خبرنگاران نيز اظهار داشتند که التزام من به سوگند رياست جمهوری درحاليست که تمام ابزار اجرائی آن در اختيار من نيست و با اين بيان ادامه نا رضايتی خود نسبت به ديدگاه امام را اعلام کردند اما هيچگاه برای ايشان يا آن نمايندگان کمترين تعرض يا مزاحمت يا بی حرمتی پيش نيامد و ايشان هدف تيرهای تهمت قرار نگرفتند و هيچ يک از آن نمايندگان نيز بازداشت يا محکوم به ضديت با نظام و ولايت فقيه نشدند. همه به ياد داريم که يکی از نمايندگان دور دوم مجلس در جريان يک نطق پيش از دستور در برابر معترضين که محتوای نطق او را خلاف ديدگاه امام می خواندند با صدای بلندی پاسخ داد که «اگر اين طور باشد بهتر است حضرت امام ۲۷۰ پوزه بند برای مجلس بفرستند.» آن فرد اما به رغم بيان اين موضوع هيچ وقت از طرف امام و بيت ايشان مورد غضب قرار نگرفت و مايه رنج و دردسر او فراهم نشد و مورد اذيت و آزار و شکنجه و بازداشت قرار نگرفت و حتی بعد از آن نطق در مناصب عالی نظام از جمله در سمت عضو حقوقدان شورای نگهبان و معاونت قوه قضائيه نيز انجام وظيفه کرد و مورد توجه مسئولان بالای نظام نيز قرار داشت و به ياد دارم باری که ايشان به ملاقات امام رفته بودند نيز درحاليکه در آن زمان معمول نبود خبر ديدار يک نماينده با امام را از راديو پخش کنند، خبر آن ديدار از راديو نيز پخش شد. حال آن ولايت فقيهی که بر اساس آموزه های علمی و عملی بنيانگذار جمهوری اسلامی می توان تصوير کرد را مقايسه کنيد با تصويری که امروز از ولايت فقيه ارائه می شود و در سايه دفاع از آن عمل می شود. خدا می داند اين خيانت که عده ای به ولايت فقيه و دين مردم روا داشتند چه آسيب هايی به کشور، مردم و باورهای معنوی آنها وارد کرده است.



ملت شريف و آزاده ايران



يک سال پس از انتخابات رياست جمهوری دهم و آنچه با رای شما کردند و آن خون هايی که برای احقاق حقوق شما ريخته شد يک بار ديگر با صراحت و صداقت اعلام می کنم که بر سر پيمان خويش با شما تا پايان اين راه ايستاده ام و آماده ام تا با هر کس که به نمايندگی از سوی حاکميت معرفی شود به مناظره بنشينم و نگرش خود نسبت به قانون اساسي، خط امام و انقلاب را بيان کنم تا مردم -همان ها که امام فرمود جان من فدای تک تک آنان- به داوری بنشينند و معين کنند چه کسانی از قانون اساسي، راه و انديشه و آرمان های انقلاب منحرف شده اند و چه کسانی عليرغم همه فشارها و سختی ها بر آن اصول پايبند مانده اند. تنها در چنين مناظره آزادی در برابر چشم ملت است که می توان اعتماد از دست رفته مردم را بازيافت. که اگر اقناع مردم با اين حجم از تبليغات و در چنين باتلاقی از دروغ و تهمت ممکن بود، نبايد احتياجی به سرکوب می بود و بدون هراس و توسل به قوای مسلح، مجوز راهپيمايی سکوت به معترضين داده می شد. اما مخالفان رای مردم حتی حاضر نشدند سهم ناچيزی از امکانات و ابزار رسانه ای و تبليغاتی شان را برای توضيح و پاسخگويی يا اعلام مواضع به معترضين واگذار کنند تا به بيان ديدگاه خود و دفاع از تهمت های ناروای وارده بپردازند. آقايان منطق را در گلوله ديدند و به سوی مردم پرتاب کردند. طرفه آنکه آقايان به جای مديريت کشور و شنيدن صدای مردم، در اين ام القرای اسلام، شعار مديريت جهان و برنامه ريزی برای جهانيان داده می شود. از مردم و سايه خود می هراسند و به جای توسعه و آبادانی کشور، سرکوب و گسترش زندان ها و کهريزک ها، را در برنامه خود قرار داده اند و سودای مديريت جهان را نيز در سر می پرورانند.



ملت آزاده و حق خواه ايران



آن رايی که از شما دزديدند و حقی که ظالمانه از شما ستاندند ننگی است که با هيچ رنگی پاک نخواهد شد. آنچنانکه پس از يکسال به رغم تمام فشارها و ارعاب ها نه تنها مطالبه حق خواهانه شما به فراموشی سپرده نشده بلکه اين تحول خواهی بر اساس يک شبکه اجتماعی گسترده در لايه های مختلف اجتماعی نيز رسوخ کرده است و اين گسترگی اجتماعی چيزی نيست که بتوان با سرکوب و ارعاب و بازداشت و دادگاههای فرمايشی از ميان برد. خداوند مومنان را به صبر و استقامت فراخوانده و وعده پيروزی به آنها داده است. راه شما اگرچه سخت و صعب و پر پيچ و خم است اما آينده وعده داده شده خدا متعلق به شما و تقدير بر نابودی ستم پيشگان است و «اليس الصبح بقريب».







والسلام



مهدی کروبی



۳۰/۳/۱۳۸۹




30 خرداد 1389    09:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:09 31 خرداد 1389
درست خاطرم نیست م«ل اینکه رهبر از انتخابات دفاع کرد. آلزایمر گرفتم.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد :عبدالمالک ريگی بامداد امروز در زندان اوين اعدام شد

خبر آنلاين:با حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب اسلامی ، « ‌عبدالمجيد ريگي» با نام مستعار « عبدالمالک» سحرگاه امروز (‌يکشنبه) در محل زندان اوين به دار مجازات آويخته شد.




30 خرداد 1389    07:19
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد :نوزادان ناقص الخلقه پيامد آلودگى ماهيان در درياى ماهشهر

ايرن:سعيده وحيدنيا: يک کارشناس زيست دريايى و محيط زيست در خصوص آلودگى آب درياى ماهشهر و تاثير تداوم اين آلودگى بر روى نوزادان و افراد بومى گفت: به دليل اينکه غذاى اصلى مردم بومى ماهى است روى اين افرادتاثيرات بيشترى دارد.

به گزارش خبرگزارى مستقل محيط زيست ايران، دکتر محمد رضا فاطمى با بيان اين مطلب افزود: از پيامدهاى خوردن ماهيان آلوده در درازمدت ايجاد بيمارى هايى نظير کم خوني، کم اشتهايي، سرطان، از کار انداختن کبد و به وجود آمدن فرزندان ناقص الخلقه است.

وى ادامه داد: اين آلودگى ها مثل به دليل خط توليد پتروشيمى و غيره است که وارد اين آب مى شود و چون خورها محيط هايى نيمه بسته هستند اگر آلودگى وارد آنها بشود ديگر خارج نخواهند شد و همين امر سبب آلودگى ماهيان خواهد شد.

فاطمى گفت: مسوولان در سازمان شيلات خود به اين امر واقف هستند که جانمايى اين مرکز اشتباه بوده و در اين مکان نمى توان پرورش ماهى انجام داد اما اينکه چرا در خور احمدى در نزديک ماهشهر اين کارگاه تکثير را راه اندازى کرده اند کسى نمى داند. هرچند هنوز امکانات پرورش ماهى در اين نقطه به وجود نيامده است اما در حال حاضر کار تکثير بچه ماهى انجام مى شود.

شايان ذکر است که: در حالى که پايش انجام شده در بندر ماهشهر حکايت از چندين برابر بودن ميزان فلزات سنگين و به خصوص جيوه در آب و رسوب اين منطقه دارد و گفته مى شود که به طور قطع اين آلودگى در بدن آبزيان اين منطقه نيز وجود دارد، تا جايى که بوميان اين منطقه ماهى نمى خورند، يکى از قفس هاى پرورش ماهيان مولد موسسه تحقيقات شيلات در بندر ماهشهر قرار دارد. مدير کل دفتر اکوبيولوژى دريايى معاونت دريايى سازمان حفاظت محيط زيست گفت که به دليل آلودگى اين منطقه، پرورش ماهيان مولد در اين منطقه مکان مناسبى نيست و اين پزرورش در اين منطقه کار درستى نيست.






30 خرداد 1389    07:14
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:11 1 تير 1389
شرکتهای نفتی خار ی مسئول این ف ایع زیست محیطی هستند. وچود نکبت بارشان حافظ  مهوری اسلامی است. آنها را از کشورمان بیرون بیندازیم به همراه نوکر گوش به فرمانشان رژیم حاکم بر ایران.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

30خرداد :رئيس دانشگاه آزاد اسلامشهر بازداشت شد/ صدور دستور توقف اجرای اساسنامه جديد دانشگاه آزاد

دانشجو نيوز: بر اساس گزارش خبرگزاری فارس علت بازداشت علی بدرقه در چهارشنبه ی هفته ی گذشته مورخ 26 خردادماه، مربوط به حواشی حضور رسايی در اين دانشگاه است.



به نظر می رسد بازداشت رئيس دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر با ارتباطات ايشان با خانواده هاشمی مرتبط باشد.



همچنين در تازه ترين تحول در پرونده مناقشه بين دولت محمود احمدی نژاد و دانشگاه آزاد اسلامي، شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضايی شهيدبهشتی تهران دستور موقت مبنی بر منع و توقف اجرای اساسنامه جديد دانشگاه آزاد اسلامی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی را صادر و ابلاغ کرد.



دبيرخانه هيئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی طی اطلاعيه ای اعلام کرد: بنا به اعلام دبيرخانه هيئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی و در پی ارائه دادخواست هيئت موسس دانشگاه به طرفيت شورای عالی انقلاب فرهنگي، شعبه 29 دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضايی شهيدبهشتی تهران با احراز حصول ارکان و شرايط قانونی و با موجه دانستن درخواست هيئت موسس دانشگاه آزاد اسلامی مستنداً به مواد 310 الی 325 از قانون آيين دادرسی مدنی دستور موقت مبنی بر منع و توقف اجرای اساسنامه جديد دانشگاه آزاد اسلامی مصوب جلسات 597، 636، 651، 652، 654، 656 و 660 شورای عالی انقلاب فرهنگی را صادر و ابلاغ کرد.



در ادامه اين اطلاعيه آمده است: با توجه به مراتب مذکور اجرای اساسنامه اخير التصويب دانشگاه آزاد اسلامی تا رسيدگی و صدور رای ماهوی و قطعی دادگاه متوقف خواهد ماند و دانشگاه بر اساس اساسنامه فعلی به کار خود ادامه خواهد داد.



پيش از اين نيز، اعضای هيات موسس و امنای دانشگاه آزاد اسلامی در واکنش به تصويب اساسنامه جديد در شورای انقلاب فرهنگی در ارديبهشت ماه به رياست اکبر هاشمی رفسنجانی تشکيل جلسه داد و مصوبه شوراي‌عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر تغيير اساسنامه اين دانشگاه را غير قانونی خواند.



در اساسنامه جديد مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی افزايش نقش دولت در تعيين روسای دانشگاههای آزاد، نام ميرحسين موسوی از هيأت موسس دانشگاه آزاد اسلامی حذف شده بود.




30 خرداد 1389    09:51
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



2 تیر 1389    12:16
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد