www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 27خرداد/

27خرداد.سرقت پول و غارت اموال دفتر آيت الله منتظری توسط گماشتگان حکومت/ نامه پسر منتظری به مراجع

27خرداد :اجتماع کارگران شهرداری آبادان به دليل عدم پرداخت سه ماه حقوق

27خرداد :بيست و پنجمين بيانيه خانواده های زندانيان سياسی :يکسال از بازداشت عزيزانمان گذشت و ما همچنان معترضيم

27خرداد :دبير کل کنفدراسيون اتحاديه بين المللی کارگران، خواستار آزادی فوری سعيد ترابيان عضو سنديکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه شد.

27خرداد :گشتها و ايست هاى بازرسى 24ساعته در تهران

27خرداد :مدير اجرايی عفو بين‌الملل مالزی:ايران، يک سال به ياد ندا آقاسلطان

27خرداد :ويدئو کليپ:ترانه ی کردی با صدای هنرمند نجم الدين غلامی به مناسبت چهلم فرزاد کمانگر و ديگر اعدامی های 19 اردی

27خرداد :پدر يک قربانی کهريزک: اداره کنندگان امور کشور را مسئول می دانم

27خرداد :آتش سوزی در يک پادگان در تهران

27خرداد :"جبهه مشارکت" و "مجاهدين انقلاب" در آستانه انحلال قرار دارند

27خرداد :انصاری راد: عدم برخورد قضايی با عاملان قتل های زنجيره اي، عامل حمله به دفاتر مراجع است

27خرداد :استاندار تهران از تغيير در مبارزه با بدحجابی خبر داد

27خرداد :گزارش تصويری/ باربران بازار تهران

27خرداد.اصلا گزارش «حمله به کوي» تهيه نشده است

27خرداد.مجوز نصب دوربين مدار بسته در مدارس صادر شد

27خرداد.روش های سرکوب برای تحميل «حجاب بدتر» در دانشگاه ها:محروميت از تحصيل، تعليق، جريمه نقدی...

27خرداد.محافظ و شاگردان مجتبی خميني، صحنه گردان تهاجم به بيت مراجع در قم



27خرداد.سرقت پول و غارت اموال دفتر آيت الله منتظری توسط گماشتگان حکومت/ نامه پسر منتظری به مراجع

‏نامه حجةالاسلام احمد منتظری به مراجع معظم تقليد و علمای اعلام

اشتراک

Donbaleh بالاترين Facebook Google Buzz Twitter Delicious پنجشنبه, ۲۷ خرداد, ۱۳۸۹چکيده : اين گونه هتک حرمت مرجعيت و فقاهت و حمله به دفاتر و بيوت مراجع و‏ ‏علما و برخوردهايی اينچنين در رژيم شاه هيچگاه ديده نشد. آنچه بيشتر‏ ‏موجب تأسف و تأثر است اين که تمام اين وحشي‌گري‌ها و تخريب و‏ ‏توهين و غارت اموال و اثاثيه و مصادره شهريه طلاب، در حکومتی انجام‏ ‏مي‎شود که ادعای اسلاميت و تشيع و پيروی از حضرت علی (ع) را دارد.‏ ‏آن حضرت بخاطر ربودن خلخال پای يک زن يهودی آنگونه آزرده خاطر‏ ‏گشتند که فرمودند: اگر انسان از غصه چنين کاری بميرد جای ملامت ندارد.‏ ‏اکنون چگونه مي‎توان اينگونه تجاوزات آشکار و حملات وحشيانه به‏ ‏دفاتر و بيوت مراجع و غارت اموال آنها به نام اسلام و حمايت از ولايت‏ ‏فقيه و با حمايت نهادهای حکومتی را توجيه نمود؟







بسم الله الرحمن الرحيم ‏



( لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم )‏





خدمت حضرات مراجع معظم تقليد و علمای اعلام دامت برکاتهم‏ ‏پس از سلام و تحيت ; جهت اطلاع از چگونگی فجايع و حوادث مولمه‏ ‏اخير در شهر مقدس قم ، مطالبی را مختصرا به استحضار مي‎رسانم :



‏ ‏عصر يکشنبه عده ای از افراد لباس شخصی به همراه تعدادی ملبس به‏ ‏لباس روحانيت با در دست داشتن عکسهای رهبری و با شعارهايی در‏ ‏حمايت از ايشان ، به بهانه ورود حجة الاسلام والمسلمين آقای کروبی به‏ ‏منزل حضرت آيت الله العظمی صانعی ، به دفتر ايشان و دفتر مرحوم والد،‏ ‏حضرت آيت الله العظمی منتظری قدس سره حمله نمودند.



‏ ‏اين حملات از ساعت ۳ بعدازظهر شروع و تا ساعت ۵ صبح فردای آن‏ ‏روز ادامه داشت . با گذشت زمان تعداد افراد حمله کننده زيادتر شد و آنان‏ ‏بطور کاملا سازماندهی شده هر لحظه بر شدت حملات خود مي‎افزودند.‏ ‏حملات به حدی دور از انتظار و وحشيانه بود که واقعا و بدون اغراق‏ ‏صحنه هايی از حملات وحشيانه و ضد انسانی مأموران رژيم صهيونيستي‏ ‏را در ذهن تداعی مي‎کرد.



‏ ‏حملات همراه با شعارهايی موهن و خلاف شرع و ايراد کلماتی مستهجن‏ ‏بود که شرعا موجب تعزير مي‎باشد.



‏ ‏اينجانب پس از خواندن نماز مغرب و عشاء چندين بار با استانداری و‏ ‏شورای تأمين استان و نيروی انتظامی تماس گرفته و با اعلام وضعيت‏ ‏موجود صريحا يادآور شدم که نمازگزاران در دفتر تأمين جانی ندارند.



‏ ‏در ساعت ۴ بعد از نيمه شب و هنگام اذان صبح در اول ماه رجب که ماه‏ ‏حرام و ماه عبادت است ، مهاجمين با سر دادن شعارهايی بر عليه مرحوم‏ ‏والد معظم ، با سنگ و آجر و چوب و لگد، با شکستن شيشه ها، با ديلم‏ ‏درب دفتر را از جای درآورده و وارد دفتر شدند و به تخريب وحشيانه‏ ‏وسايل و شکستن و خرد کردن هر آنچه بود پرداختند و سپس با نوشتن‏ ‏شعارهای موهن بر در و ديوار، دفتر را ترک کردند. قابل تأسف آن که در‏ ‏تمامی اين ساعات نيروهای انتظامی و امنيتی و بعضی از مسئولين شهر در‏ ‏محل حضور داشتند. مسئولين و نيروهايی که بايد حافظ جان و مال مردم‏ ‏باشند فقط تماشاگر بوده و هيچ گونه برخوردی نسبت به آنان انجام‏ ‏نمی دادند، گويا حضورشان برای اين بود که مبادا کسی مانع و مزاحم انجام‏ ‏مأموريت محوله توسط مهاجمين گردد، و در اين راستا بنا بر گفته يکی از‏ ‏مسئولان انتظامی هيچ کس در اين قضيه بازداشت نشد ! !



‏ ‏پس از انجام تخريب گسترده لوازم و اموال داخل دفتر، در ساعت ۶ صبح‏ ‏مأمورين دادگاه ويژه روحانيت و اداره اطلاعات وارد دفتر شده و آنچه از‏ ‏اموال و اثاثيه و لوازم صوتی و تصويری که سالم مانده بود و وجوهی را که‏ ‏بعضا امانت افراد بوده و همچنين با شکستن درب گاو صندوق ، وجوهاتي‏ ‏را که برای شهريه ماه رجب آماده شده بود با خود بردند; و پس از‏ ‏جمع آوری و خارج نمودن وسايل و لوازم شکسته شده توسط مهاجمين و‏ ‏پاک نمودن آثار جرم و شعارهايی که بر در و ديوار دفتر و درب منازل‏ ‏اطراف نوشته شده بود درب دفتر را پلمب نمودند.



‏ ‏حضرات مراجع معظم و علمای اعلام



‏ ‏اين گونه هتک حرمت مرجعيت و فقاهت و حمله به دفاتر و بيوت مراجع و‏ ‏علما و برخوردهايی اينچنين در رژيم شاه هيچگاه ديده نشد. آنچه بيشتر‏ ‏موجب تأسف و تأثر است اين که تمام اين وحشی گری ها و تخريب و‏ ‏توهين و غارت اموال و اثاثيه و مصادره شهريه طلاب ، در حکومتی انجام‏ ‏مي‎شود که ادعای اسلاميت و تشيع و پيروی از حضرت علی (ع) را دارد.‏ ‏آن حضرت بخاطر ربودن خلخال پای يک زن يهودی آنگونه آزرده خاطر‏ ‏گشتند که فرمودند: اگر انسان از غصه چنين کاری بميرد جای ملامت ندارد.‏ ‏اکنون چگونه مي‎توان اينگونه تجاوزات آشکار و حملات وحشيانه به‏ ‏دفاتر و بيوت مراجع و غارت اموال آنها به نام اسلام و حمايت از ولايت‏ ‏فقيه و با حمايت نهادهای حکومتی را توجيه نمود؟



‏ ‏اينجانب مطمئن هستم که شما حضرات از اينگونه اعمال که در مرآ و‏ ‏مسمع همگان انجام شده که نه اولين است و نه آخرين ، نگران و ناراحت‏ ‏مي‎باشيد; جسارتا عرض مي‎نمايم که هر گونه صلاح مي‎دانيد خطر اين‏ ‏اعمال زشت را برای وجاهت حوزه و مرجعيت و نيز قبح آن را به نحو‏ ‏موثر به اطلاع مسئولان حکومتی تصميم گيرنده برسانيد، به يقين در جهت‏ ‏رفع مظالم وارده و نيز در جهت جلوگيری از تکرار و سرايت آنها به ساير‏ ‏بيوت و دفاتر حضرات علما و مراجع محترم موثر خواهد بود. آنچه قابل‏ ‏انکار نيست اينکه اگر حرمت مرجعيت در سالهای گذشته شکسته نمی شد و‏ ‏در همان هنگام به شکل معقول و موثر تقبيح و محکوم مي‎گرديد، حوزه ‏علميه قم امروزه شاهد اين بی آبروئی ها و هتک حرمت ها و بازی خطی و‏ ‏سياسی با مرجعيت و فقاهت نبود.



‏ ‏اينجانب به خود اجازه نمی دهم که با وجود حضرات مراجع ذی نفوذ در‏ ‏حوزه علميه قم و نجف ، تظلم خود را به مراجع حقوقی بين المللی اعلام‏ ‏دارم ، و اميد وافر دارم که با اقدامات موثر شما فشارها و تضييقات به آنجا‏ ‏نرسد که برای دفع ظلم ، از سازمانها و مجامع خارج از کشور استمداد شود.‏ ‏در خاتمه ضمن عذرخواهی از اطاله کلام ، سلامتی و طول عمر را براي‏ ‏شما در جهت خدمت به اسلام و دفع ظلم از مظلومين را از خداوند قادر‏ ‏متعال مسألت دارم .

‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .







‏۲۷ خرداد ۱۳۸۹‏

‏احمد منتظری


27 خرداد 1389    22:05
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   برگرفته از سایت سیامک مهر
ای-ميل:  
00:27 28 خرداد 1389
Wednesday, January 13, 2010







میخ های تابوت مر عیت شیعه



اگر خیزش خرداد و  نبش آزادیخواهی ِ ملت ایران را سوای و ه سیاسی ِ بظاهر پررنگ آن،  نبشی عمیقاً ا تماعی و فرهنگی بدانیم، آنگاه خواهیم دید که نوک پیکان تغییرش بر دین زدایی از  امعهء ایران قرار می گیرد: مبارزه با دخالت مذهب در تمامی عرصه های زیست ا تماعی انسان و کوتاه کردن دست دراز و ذاتاً ت اوزگر اسلامگرایان از زندگی و سرنوشت و حقوق و آزادی ها و امید و آیندهء ملت ایران.

مبارزه و کوشش  هت انحلال و یا احیاناً براندازی ِ حتا خشونت بار نظام  مهوری اسلامی که تنها سه دهه از استقرار و تأسیس آن می گذرد، به هیچ و ه از مبارزه و مقابله تاریخی با حاکمیت اسلام و شوریدن بر سلطهء اسلام و آخوندها و آیت الله ها و متولیان اسلام بر  امعهء ایران که بطور سنتی چهارده قرن در تمامی حوزه های فرهنگی و ا تماعی و اقتصادی تداوم داشته است و حتا پس از انقلاب مشروطیت در متن قانون اساسی نیز رسمیت یافت،  دا و گسسته و دگرگونه نیست و نخواهد بود.

 امعهء ایران در حال دگرگونی از  امعه ای اسلامی به  امعه ای مدنی و شهروندی است. به همانطور که ایرانزمین نیز در شرف باززایی و بازیابی ِ هویت سرزمینی ِ خویش در مقام سرزمین آریایی و خواستگاه تمدن ایرانی و فرهنگ ایرانشهری است و در تلاش گسستن از آنچه که بلاد اسلامی و  هان اسلام خوانده می شود.



قیام ملت ایران بر علیه نظام سنگسار اسلامی به  ز از سوی اسلام گرایان و حامیان بین المللی ایشان با مقابله و دشمنی و ممانعتی  دی موا ه نیست. باید بدانیم که روحانیون و مرا ع شیعه و تاریک اندیشان مسلمان در برابر هر گامی که انسان برمیدارد، دامی از آیه و یاوه و خرافه می گسترند که تا آزادیش را مشروط به حفظ منافع دکان خویش گردانند. دینفرشان او  هر پرواز فکری را فقط تا سقف کوتاه محرم و نامحرم و حریم و حرام شرعی و تنها در چارچوب تنگ و دگم امر و نهی های الهی می پذیرند. نزد دینمداران و اسلامپرستان، انسان آزاد و فارغ از بندها و رن یرهای خفت بار اسلامی غیر قابل تحمل است. دینفروشان و اسلام گرایان مخالف فکری دیگران نیستند، بلکه مخالف فکرکردن انسانند. اسلامگرایان مخالف فکری و دگراندیش محسوب نمی شوند که آراء ایشان در ذیل واقعیت و و ود تنوع فکری و رنگارنگی آراء و اندیشه ها در  امهء بشری و همردیف سایر دستگاه های فکری و  هان بینی ها از یک منظر نگریسته شود. به دین باوران و اسلامخواهان اگر از دیدگاه حقیقی و به منزله دشمنان آزادی و اختیار و عاملیت انسان بر سرنوشت خویش بنگریم، منبعد شاهد تکرار انحراف و سرگشتگی و شکست در مبارزات آزادیخواهانه و تاریخی خود نخواهیم بود.

در گیرودار  نبش آزادی خواهی ِ ملت ایران نیز هرگونه همراهی و دخالت مذهبیون و اسلام فروشان و حمایت برخی از پدرخوانده های مافیای روحانیت شیعه،  ز با مکر الهی و به هدف کنترل و مهار و منحرف ساختن خیزش براندازانهء حاکمیت اسلام نیست. اسلام خواهان در برابر سقوط قریب الوقوع  مهوری اسلامی اگرچه ناتوانند و ناچار به پذیرش واقعیت، اما در حفظ و حراست از حاکمیت سنتی اسلام و سلطه و سیطرهء بر  امعهء ایران و مشخصاً در برابر رستاخیز ملت ایران به سختی ایستادگی خواهند نمود. واقعیت این است که در باورهای ایرانیان نه فقط اسلام سیاسی که اساساً دین اسلام و ایمان اسلامی در حال فروریزی است و شتاب فزاینده ای هم یافته است. این تحول عمیق فرهنگی بویژه در حوزهء دانایی و آگاهی ملت ایران، همان اتفاق فرخنده ای است که به رستاخیز تعبیر می شود.



پر پیداست که امروز نیز بح« داخلی ِ پدرخوانده های مافیای روحانیت، کماکان حول محور مشروعه و مشروطه دور می زند.

سؤال این است که آیا قادریم و یا ممکن است که به سیاق و روش سه دههء گذشته در قدرت بمانیم و شمشیر اسلام را از رو ببندیم و با ا رای احکام و دستورات و حدود و شریعت نبوی و اعدام و قصاص و سنگسار و شلاق و دست و پا بریدن و چشم درآوردن و تحمیل ح اب و زندان و شکن ه و گلوله ...، آشکارا با آزادی ها و حقوق انسانی ب نگیم و با مصادرهء اموال مردم و غارت سرمایه ها و «روت های ملی یک  امعه به سنت رسول الله و امیر المؤمنین عمل کنیم... و اگر نه، پس بهتر نیست آب رفته را به  وی بازگردانیم و در حاشیه قدرت بنا به سنت ماضیه تشیع و در مقام نایب امام زمان مؤمنین را بچاپیم و بخوریم و در سایه و سکوت و در قالب نیرویی خفیه، هر فکر زیبا و هر فروزهء نیک و هر و ود ارزشمندی را در معدهء اسلام معدوم کنیم. بنابر این سؤال این است که اگر حکومت مشروعه کنونی بیش از این قابل دوام نیست، پس چگونه و از چه راهی در برابر سکولاریسم که فکر و خواستهء غالب  امعه گشته است مقاومت کنیم و نظام سیاسی ِ آینده و قانون اساسی آن را مانند قانون اساسی ِ 1906 و یا به کمک استعمارگران شبیه قانون اساسی عراق به مذهب رسمی و شروط اسلامی که دکان تاریخی ِ ما را تضمین می کند مشروط بسازیم؟

یکی از اسلامفروشان دوزیست به نام مهدی حائری که هم عبا و عمامه می پوشد و هم کروات می بندد، چندی پیش در مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا معتقد بود که روحانیت نه در حکومت بلکه باید در کنار حکومت قرار بگیرد.

از این منظر اگر بنگریم، وظیفهء روحانیت و مر عیت در قبال سیستم سیاسی  امعه، نه دخالت و شراکت مستقیم در قدرت به مانند  مهوری اسلامی و ولایت فقیه و نه بصورت رهبانیتِ بریده از سیاست، بلکه وظیفه و رسالت دینی و تاریخی ِ اوست که در زمانه های فترت و برودت اسلام، مانند قارچ به تنهء حکومت بچسبد و در هر گامی که نمایندگان ملت به  هت پیشرفت و آزادی و شادی و رفاه  امعه بر می دارند، اخلال کند و سنگی بزرگ فرارویشان بیاندازد؛ فریاد وااسلاما- وااسلاما هوا کند و هرک ا به حقوق زنان احترام گذاشته شد، همچون  نّی که مویش را آتش زده باشند حاضر شود و بیضهء اسلام را در خطر ببیند؛ از هر مس د و منبری آیات  نایتبار و زن ستیز قرآن را عربده بکشد؛ چماق امر به معروف و نهی از منکر را دائماً بر سر مرد بکوبد و مردم را به  اسوسی وادارد و دشمن یکدیگر بگرداند؛ با مغزشویی کودکان خردسال در مسا د و حسینیه ها و تکیه ها و هیئت های مذهبی به گلهء وحوش مسلمان بیفزاید؛ در ماه های شعبان و رمضان و محرم و صفر مؤمنان و مقلدان و ا امر و اوباشش را به خیابان ها گسیل دارد تا به بهانهء ا رای مراسم و شعائر مذهبی و تاسوعا و عاشورا و عزاداری، قدرت مافیایی اش را به رخ  امعه بکشاند؛ با تکفیر و صدور فتوای قتل، مریدانش را تحریک کند تا هر آزادیخواه و دگراندیشی را در تاریکی ترور کنند و رعب و ترس اسلامی را بر  امعه مستولی سازند؛ زنان بی ح اب را در معابر انگولک کنند و هر تهمت و افترا و انگ و ناسزایی به آزادیخواهان و روشنگران نسبت دهند...

این واقعیات، هم سنت اسلامی در طول تاریخ بوده است و هم آینده نگری ِ اسلامگرایانی است که نظام ولایت فقیه را بی آینده می بینند. اسلام گرایان هر زمان که قدرت و امکان تأسیس و تشکیل حکومت نداشته باشند به سوراخ های خود خزیده و با چنین شیوه های رذیلانه ای با حکومت طاغوت مبارزه می کنند.

(لازم به توضیح است که از دیدگاه اسلامی فقط و فقط دو نوع حکومت و ود دارد: حکومت اسلام و حکومت طاغوت. به همین دلیل روحانیت شیعه در طول تاریخ تمامی حکومت ها را غاصب می شمرده است. از دیدگاه اسلامی بین دموکراسی و حکومت استبدادی ِ عرفی فرقی نیست. چون هیچکدام اسلامی نیستند پس هردو طاغوتی اند و غاصب. بدین معنی که حق و مقام و حکومت رسول الله و نایب برحقش را در بلاد اسلامی غصب کرده اند.)



نگاه ایرانپرستان و سیمرغیان و فرزندان کوروش به حکومت اسلام و خمینی و خامنه ای و آخوندها و آیت الله ها و کلاً مافیای روحانیت و م موعهء اسلامفروشان، نگاهی است از ژرفای تاریخ، نگاهی است از آغاز چیرگی اهریمن بر ایرانشهر. ایرانیان و نسل های کنونی، سرآغازه های سه دهه سلطه و سیطرهء آیت الله ها و ح ت الاسلام ها بر سرزمین و سرنوشت خود را، در آغاز ه وم ملخوار تازیان و م اهدین اسلام و صحابهء رسول الله و عمر ابن خطاب و علی ابن ابیطالب و خالدبن ولید و سعد ابی وقاص و سایر وحوش بیابانگرد به ایرانزمین می دانند.

ناگفته پیداست که هر گامی که آزادیخواهان ایران در  هت مقابله با رژیم اسلامی بر می دارند و هر ضربه ای که بر پیکر عفونت زای حکومت اسلام وارد می آورند در عین حال میخی است که بر تابوت مر عیت و روحانیت شیعه نیز کوبیده می شود. اسلام و مر عیت شیعه در ایران به مانند فواره ای از فاضلاب که در نهایت توان و پتانسیلش به او  خود رسیده است، روند سرنگونی اش آغاز گشته و عنقریب با سر به زمین خواهد خورد و متلاشی می گردد. منتها ساده اندیشی است اگر تصور کنیم تا زمانیکه منابع مالی مافیای روحانیت به م«ابه شریان هستی و حیات هیولای اسلام کنترل و مسدود و قطع نگردیده، نه از نفوذ، که از ا«رگذاری واپسگرایان و تاریک اندیشان بر تحولات  امعه و سنگ اندازی بر مسیرهای تغییر و ت دد چیزی کاسته می گردد. وقتی گورکن و غارنشین و فسیلی بنام آیت الله ح ت به هنگام مرگ، بالغ بر 170 میلیارد تومان در حساب بانکی اش مو ودی داشته باشد، در نتی ه فقط یک آخوند، فقط یکی از پدرخوانده های مافیای روحانیت، منبع عظیمی  هت بسی  مؤمنان و اراذل و اوباش مسلمان در اختیار دارد که قدرت قابل تو هی به وی می بخشد تا راه های تغییر و تنفس و نوگرایی  امعه را تخریب و منحرف سازد.



حکومت اسلام و مافیای روحانیت، قدرتش را بیشتر از همه نه از حمایت معتقدان و مؤمنان به خویش، که اتفاقاً از احترامی کسب می کند که ناباوران و دگراندیشان و لائیک ها از سر نادانی و ترس و  بن ذاتی و نیز فرصت طلبی و نوکرمنشی ن«ارش می کنند و مو بات پرشانی و سردرگمی ِ  وانان را فراهم می آورند. از سویی اگر گورگن ها و آیت الله های عقب مانده صرفاً بر توان شخصی و قدرت کلام و ادبیات متح ر و مذهبی خود و متون خاک گرفته و سنگواره ای اسلامی و حدی« و روایت تکیه داشتند، هرگز قادر به نفوذ در اذهان  وانان و مردم این روزگار و عصر مدرن نمی بودند. سوگمندانه  امعه ایران به گونه ای است که آخوندها و مرا ع و روحانیون و دشمنان ایران و آزادی، بیشتر از مریدان و مقلدان خود، قواد روشنفکر و تحصیلکرده و بی خرد و بیگانه با فرهنگ ایران به ام«ال شریعتی و آل احمد به خدمت دارند که امروزه در قالب نواندیشان دینی و با ادبیات مدرن و روش های به ظاهر علمی و آکادمیک، موهومات و یاوه ها و خزعبلات دینی و مذهبی و سفیهانهء اسلامی را در زرورقی چشم نواز به  وانان حقنه می کنند و با ممانعت از آگاهی و روشنگری و بلوغ مردم، روابط و مناسبات مر ع و میمون را در  امعه تداوم می بخشند.

در  ریان مرگ آخوند حسینعلی منتظری، اسلامفروشی که قفل دهانش تنها با کلید شریعت زشت محمدی باز و بسته می شد، دیدیم که این دسته از روشنفکران و دانش اندوختگان خردباخته با عزاداری در مرگ وی و مقاله نویسی و شرح مناقب او و در خوش خدمتی نسبت به دستگاه آیت الله ها و مافیای روحانیت، بیگانگی خود را با فرهنگ ایران و ناتوانی خود را از درک مفهوم آزادی آشکار ساختند.

در این ا مناسب می دانم بخشی از نوشتار روشنگر آقای  واد اسدیان را با عنوان« حنظل سبز موسوی» یادآوری کنم تا معنایی که در این فراز آخر مدنظر نگارنده است روشنتر بیان شود:

« اسلام همچون یک دین بیگانه، بلاهتی ا تماعی ست که با کشتار و تحمیق و خرافه پروری و نهادینه کردن ترس، پیوسته بازتولید می شود. بیان این واقعیت، توهین به مسلمانی نیست. بسا، فرد مسلمانی که از بارزه های انسانی نیز برخوردار باشد، اما این بارزه ها، در سهمی که مسلمان در بازتولید بلاهت دارد، دگرگونی ای ای اد نمی کند. و تا آن هنگام که روشنفکری ایران، چه به گونه ای سامان یافته در نهادهای سیاسی و چه مستقل، با روشنگری های شفاف و ش اعانه از مدار این بلاهت بیرون نیاید، از سویی، خواسته و ناخواسته از استقرار و تداوم روشنگری در روشنفکری ایران  لوگیری می کند و از سوی دیگر، خود، تبدیل به یکی از مؤ«رترین ابزارهای تولید و بازتولید بلاهت، همچون امری ا تماعی می شود.»



امروز و در کارزار آزادیخواهی، ار مندترین احساس ملت ایران خشم و نفرتی است که سی سال نکبت نظام الهی برانگیخته است و اتفاقاً قدرت همین احساس است که در نهایت چاره ای و درمانی بر زخم و چرک و عفونت و درد مزمن و هزاروچهارصد سالهء اسلام خواهد یافت. ماندگاری و دوام و چیرگی ِ حکومت اسلام بر  امعه ایران به نسبت احترامی بستگی دارد که متو ه مقدسات و معتقدات اسلامی می شود. همانگونه که شعار  مهوری ایرانی و  انم فدای ایران سر دادیم و مس د لولاگر را آتش زدیم، تصویر خمینی و خامنه ای را پاره کرده و به آتش کشیدیم، حرمت و حریم دروغین عاشورای حسین عرب را شکستیم و به گند کشیدیم، روز شهادت اباعبدالله  شن گرفتیم و زدیم و رقصیدیم، قرآن آتش زدیم و خیمهء حسین در دانشگاه شریف را در آتش سوزاندیم و... پس از این نیز با خشم و نفرت خویش و با آتش اهورایی نقطه نقطه از خاک ایرانشهر را از تمامی آلودگی های اسلام پاک و منزه خواهیم ساخت و تا کوبیدن آخرین میخ بر تابوت اسلام و آخوند از پای نخواهیم نشست.

اسلام، مکتب ت اوز، آیین پلیدی ها و تباهی هاست. اسلام بیماری است، فساد خرد است. تلاش کنیم تا  امعه و میهن و زادگاه خویش را از آلودگی های اسلام پاگیزه گردانیم تا در برابر فرزندان و نوادگان و داوری نسل های آینده از هم اکنون سرافکنده نباشیم.

siamakmehr@yahoo.com

--------------------------------------

پی نویس:

در مطلب فوق، ب ای آیت الله به ت، به اشتباه آیت الله ح ت آورده شده که تصحیح می گردد.
















نام:  
ای-ميل:  
20:11 28 خرداد 1389
خمینی  نایتکار و آدمخور یک سادیست اسلامی واقعی بود حال از خدماتش سخن میگویید؟ بیشرمی و رذالت در اسلام حد و مرزی ندارد؟!

نام:  
ای-ميل:  
15:19 28 خرداد 1389
آخوندهای پست فطرت و حرام زاده را بايد بازهم بهتر شناخت.

آقای کدیور، شما در نامه ای که خطاب به آقای حسن خمینی نوشته اید، از خدمات آیت الله خمینی نام بردید. اما از چند اشتباه به زعم شما نه چندان کوچک ایشان به اشاره ای گذشتید. چرا بیشتر به این اشتباهات نپرداختید؟

من به عنوان کسی که زمانی ایشان را درک کردم، قائلم که با احترام انتقادی با ایشان برخورد کنم. آیت الله خمینی در کارنامه خودش خدمات متعددی به اسلام، تشیع و ایران دارد و از سوی دیگر مانند هر انسان دیگری خطاهایی مرتکب شده است

http://www.radiofarda.com/content/f35_Kadivar_Letter_Hassan_Khomeini/2075148.html

"0" cellpadding="0" width="90%" style="border-style: dashed; border-width: thin">
نام:  
ای-ميل:  
11:20 28 خرداد 1389
خوب بگو ک ایش نهایت بیعدالتیست؟ الکی که آدم حرف نمیزنه؟؟؟

نام:  
ای-ميل:  
11:30 28 خرداد 1389
نوشته سیامک مهر در توهین به شیرین عبادی و وکلای دیگر نهایت بی عدالتی است

نام:   برگرفته از سایت سیامک مهر
ای-ميل:  
00:00 27 خرداد 1389
Tuesday, October 13, 2009







قصاص یا توحش اسلامی



در مورد اعدام بهنود ش اعی و پیش از آن اعدام دلارا دارابی که افکار عمومی را مدتی به خود مشغول داشته بود، نکته های بسیاری به ذهن می رسد که بررسی و پرداختن به آن از ضروریات  امعهء ماست.

در هر دوی این موارد آنچه آشکار است فشار و اغفال و حتا تو یه خانوادهء مقتولین از طرف پایوران حکومت اسلامی، از سوی مؤمنین و آیت الله ها است که بر حق خود یعنی قصاص پای فشاری کنند. آخوندها معتقدند ام«ال دلارا و بهنود را اعدام نکرده اند بلکه این عمل ا رای قصاص بوده است که از مسلمات شریعت اسلام است و از حقوق اولیای دم و آنان هیچ نقشی در این  ریان ندارند. دم یعنی خون و اولیای دم یعنی صاحبان خون. پس صحبت از خون و خونخواهی و انتقام و کینه توزی است نه ا رای عدالت و دادخواهی. صحبت از خوی وحشی و بربریت قبایل و طوایف بیابانگرد ماقبل تاریخ در صحراهای خشک و قفر ح از است که مانند بختک بر روزگار ما افتاده و بر ما تحمیل شده است.



حکومت اسلامی از هر حاد«ه و اتفاق و پیش آمد و پدیده ای برای تأکید و اصرار بر ا رای احکام و حدود و مسلمات شریعت اسلام و دهن ک ی و ل ا ت و ضدیت با ارزش ها و موازین و پرنسیپ های بشری و زمینی و عرفی و مدرن سود می  وید. با همهء تلاشی که از طرف آزادیخواهان و نهاد های حقوق بشری در داخل و خار   هت توقف این اعدام ها ان ام گرفت، اما رژیم اسلامی به راه خود رفت و همزمان به تمسخر ارزش های انسانی پرداخت. آنها حتا به می«اق های بین المللی را ع به توقف اعدام کودکان با گستاخی تمام بی تو هی می کنند.

این نوع رفتار کاملاً برنامه ریزی شده است. پیش از این هم از طریق صدا و سیمای  مهوری اسلامی بارها افرادی را به نمایش گذاشته اند که با داد و فریاد و اشک و آه و ناله قصاص قاتلان فرزند خود را از مقامات قضایی طلب می کردند. این برنامه ها در م موع تبلیغ نکبت شریعت محمدی است. در ما رای دلارا دارابی هم در آخرین لحظات با فشاری که بر خانوادهء مقتول وارد ساختند ایشان را به اعمال قصاص فراخواندند. در صورتیکه هیچکس تردیدی نداشت که آنان رضایت خواهند داد. نه حاکمان اسلامی و نه خانوادهء مقتول هرگز به این نمی اندیشند که پس از اعمال این  نایت، والدین و بستگان بهنود و دلارا و ام«الهم دردشان را به ک ا برند و به چه طریقی تسکین یابند؟ چندبعدی و پیچیدگی ِ موضوع قصاص آنرا از امر یک بعدی و بسیط و سادهء اعدام متمایز می سازد.

والدین احسان، پسری که توسط بهنود ش اعی به قتل می رسد، تحت تلقین و مغزشویی و اغفال آخوندها و وحوش مسلمان به آن در ه از بی عاطفگی و ددمنشی مسخ می شوند و استحاله می یابند که با دست های خود چهارپایه را از زیر پای بهنود ش اعی می کشند و  وانی به رعنایی و زیبایی فرزند خود را به قتل می رسانند. حکومت اسلامی وظیفه و کار " لاّد" را با سخاوت به مردم تحمیل می کند. قصاص انسان ها را در برابر قانون قرار نمی دهد، بلکه به مقابله و کینتوزی نسبت به یکدیگر تشویق می کند. مردم را به  ان هم می اندازد. در صورتی که بارها گفته اند که خدا هم حق ندارد حکم اعدام صادر کند. خونریزی و قتل و کشتار از صفات اهریمن است که در  نگ با بشر بسر می برد. اعدام و قصاص و قتل و خونریزی از حقوق هیچ بنی بشری نیست که حتا در بارهء آن رأی گیری شود.



سرشب ( سه شنبه 21 مهرماه) مادر احسان در مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا(VOA) به گونه ای کاملاً تو یه شده و طوطی وار خواسته های حاکمان اسلامی را با دهان ا اره ای خود بیان می کرد. وی هم مردم دلسوز و هم سازمان های حقوق بشری را که برای ن ات  ان بهنود تلاش کرده بودند مورد تحقیر و شماتت قرار می داد. او با لحنی زننده و با تأکید بر حکم خدا هنرمندانی که وساطت کرده بودند را هنرپیشه و بی خدا به منزلهء انسان هایی پست می خواند و نیز از اقدامات حقوق بشری به زشتی یاد می کرد. او حتا رضایت خود را که قبلاً بصورت کتبی اعلام نموده بود با دروغگویی آشکار انکار می کرد.



متولیان اسلام، خوی و خصلت بیابانگردان بی تمدنی که در  هل و  نایت و حیاتی حیوانی بسر می بردند را تا به امروز ما و  وامع متمدن و مدرن ما چون زائده ای متعفن و غده ای چرکین کش داده و کشیده اند و با ریشخند در برابر فروزه های نیک و ارزش های انسانی و یافته های علمی بشر و اقتضائات عصر مدرن ایستاده اند و در مقام اهریمن و نماد پلیدی به مقابله با نیکی ها برخاسته اند.



از طرفی سال های متمادی است شاهدیم که وکلای مبرزی  هت دفاع از متهمان در محاکم اسلامی تلاش می کنند بلکه حقوقی از فردی ضایع نشود. این موضوع در ظاهر خود امر پیش پا افتاده ای است که در هر نقطه ای از  هان همه روزه اتفاق می افتد. اما امر قضا در کشور ما لااقل از یک  هت و  نبه با سایر امور قضایی و حقوقی در  هان کاملاً متفاوت است.

در قضای اسلامی اساساً نهادی به نام " وکالت" به معنای مدرن و ود ندارد. همانطور که هیئت منصفه نهادی معطل و بی حاصل است. در قضای اسلامی، حاکم شرع و قاضی شرع حدود و احکام الهی را  اری می سازد. او به استناد کلام مقدس و مسلمات دین عمل می کند. در هیچ یک از منابع فقهی هم از نهاد وکالت و هیئت منصفه به معنای امروزین یادی نشده است. در محاکم اسلامی و در طی این سی سال هرزمان دادگاهی برای رسیدگی به اتهامی برگزار می شد که یکی از احکام و مسلمات دین نقض شده بود، غالباً وکیل یا وکلای متهمان از سوی قاضی شرع نه تنها مورد تمسخر قرار می گرفتند، بلکه بعضاً شخص وکیل نیز مورد اتهام واقع می شد و بازداشت می گردید. به ویژه در محاکمات متهمان سیاسی و حقوق بشری به هر روش ممکن وکلا را مضحکه می سازند. یا آنان را از دسترسی به پرونده ها مانع می شوند، یا از زمان ا رای حکم ایشان را بی خبر می گذارند، یا مانع ملاقات وکیل با موکل می گردند... همهء این رفتار و کردار تعمداً در  هت یادآوری این نکته است که در قضای اسلامی، نظری بالاتر از رأی قاضی شرع و ود ندارد و به هیچکس حق دخالت در کار نمایندگان الله داده نمی شود.

حتا نظر هیئت منصفه هم که نماینده افکار عمومی است در برابر رأی حاکم شرع به پشیزی نمی ارزد. به همین خاطر اعضای هیئت منصفه در تمامی محاکمات اسلامی هرگز نماینده و دان عمومی نبوده است بلکه از میان وحوش مسلمانی برگزیده شده اند تا با بیشرمی، یک نهاد بشری و مدرن را به تمسخر بگیرند.

در این سی سال وکلای دادگستری بیشتر از آنکه  ان افراد را ن ات دهند، با استناد به قانون م ازات اسلامی و قانون تعزیرات اسلامی در دفاعیات خود، در واقع بر ناقانون ها و توحش اسلام مهر تأیید می زدند. آنان هرگز به قصاص و دست و پا بریدن و چشم درآوردن و سنگسار به م«ابه  نایت و اعمالی اهریمنی نپرداختند و اعتراض نکردند.

تاکنون این وکلا سر و صدا و  ن الشان بیشتر از بهرهء عملشان بوده است و در مورد خانم شیرین عبادی به ضرس قاطع می گویم که از اصل و اساس به قصد و هدفِ دفاع و تو یه و اعتبار بخشیدن به ناقانون ها و اصول و حدود و احکام توحش و بربریت اسلام و شریعت نبوی به م«ابه اموری انسانی و متداول و عادلانه پا به محاکم  مهوری اسلامی گذاشته و وکالت افراد را به عهده گرفته است.

به یاد داریم که آشپزهای ضحاک بسیار موفق تر از این آقایان و خانم های وکیل عمل می کردند. آنها مغز یک  وان را با مغز یک گوسفند مخلوط می کردند و به خورد مارهای دوش ضحاک می دادند. یعنی با این ترفند حداقل پن اه درصد  وانان ایرانی را ن ات می دادند. شما آیا به نسبت ایرانیانی که ولی فقیه و آیت الله ها و حکومت اسلام طی این سی سال اعدام و قصاص کرده اند و به قتل رسانده اند، نیمی از این تعداد را از مرگ رهانیده اید؟

اگر آن  وایز و افتخاراتی که غالباً از سوی اسلامنوازان و استعمارگران اروپا هرازگاهی نصیب این وکلا می گردد، بخصوص آن  ایزه نوبل صلح را بر ورقی می نوشتند و  لوی یابویی می گذاشتند و می خورد، بی گمان حاصل و بهره اش برای ملت ایران بسیار بیشتر می بود.



می دانیم که یکی از شباهت های آخوند به کفتار در این خصیصه نهفته است که کفتار از مرده تغذیه می کند ولی آخوند از مرگ! به همین دلیل پیش بینی می کنم که به زودی و در یکی از همین روزها، حکومت اسلامی زن و یا مردی را سنگسار خواهد کرد. حکومت الله بطور سمبلیک هم شده هرازگاهی باید توحش نبوی و خشم و عذاب الله را به مردم یادآوری کند.



یاد دلارا و بهنود و سایر محکومان نظام ت اوز الهی همیشه زنده باد.

siamakmehr@yahoo.com









نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :اجتماع کارگران شهرداری آبادان به دليل عدم پرداخت سه ماه حقوق

ايلنا:کارگران منطقه يک شهرداری آبادان به دليل عدم پرداخت سه ماهه حقوق ، مزايا و عدم پرداخت پنج ماهه بيمه خود دست از کار کشيده و خواستار پرداخت مطالبات خود شدند .

در همين رابطه آنها اظهار داشتند : وضعيت بيمه تکميلی آنان نيز مناسب نبوده و طی يکسال گذشته ماهيانه مبلغ 25000ريال از حقوق کارگران بابت بيمه تکميلی کسر می شده ولی متاسفانه تا کنون هيچگونه اقدامی در خصوص تحت پوشش قرار گرفتن آنان از سوی کارفرما صورت نپذيرفته است .

اين در حالی است که عدم پرداخت حقوق و مزايای 360 کارگر اين شهرداری موجبات سنگينی را برای کارگران و خانوادهای آنان بوجود آورده و آنان رامجبور به استفاده از ويزيت درمانی و داروها بصورت آزاد کرده است و از سوی ديگر اين عدم پرداخت موجبات ناميدی خانواده های اين زحمت کشان را با اين وضعيت گرانی در پی داشته است .

شايان ذکر است کارگران شهرداری مرکزی آبادان نيز با عدم پرداخت دوماهه حقوق خود روبرو می باشند .


27 خرداد 1389    18:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :بيست و پنجمين بيانيه خانواده های زندانيان سياسی :يکسال از بازداشت عزيزانمان گذشت و ما همچنان معترضيم

کلمه:جمعی از خانواده های زندانيان سياسی هم زمان با سالگرد بازداشت گسترده فعالان سياسی ،مدنی و روزنامه نگاران که پس از انتخابات پرمناقشه ۲۲ خرداد اتفاق افتاد ،بيانيه ای صادر کردند .خانواده بزرگ زندانيان سياسی در بيست و پنجمين بيانيه خود با اعتراض به ادامه نگهداری اين زندانيان علی رغم گذشت يک سال و همچنين ادامه روند بازداشت فعالين سياسی و روزنامه نگاران، از پروردگار خود طلب رضا و تسليم کردند.



به گزارش کلمه ،متن کامل اين بيانيه به شرح زير است :



بسم الله الرحمان الرحيم



لا يحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم



يک سال از اولين بازداشت های غيرقانونی بهترين فرزندان اين سرزمين پاک می گذرد. فرزندانی که بعضا از موسسين و پايه گذاران نظام جمهوری اسلامی بودند و يا خدمتگزاران دوران های سخت از آغاز تاسيس تا کنون.



خانواده های زندانيان سياسی طی بيش از بيست بيانيه فرياد اعتراض خود را نسبت به همه اعمال غيرقانونی مدعيان قانون گرايي، بلند کردند و در حالی که اختناق و سانسور شديد خبری مانع از هرگونه اطلاع رسانی بود، از هر دريچه ای برای رساندن صدای حق خود مدد جستند و در کنار اين اطلاع رسانی ها از هيچ گونه تلاشی برای بهره مندی حداقلی عزيزانمان از حقوق شرعی و انسانی شان فروگذار نکردند.



هرچند تعدادی از زندانيان سياسی با پرداخت وثيقه های سنگين به مرخصی آمدند اما تعداد بيشتری از آنان هنوز به اتهامات واهی و برای جرم ناکرده شرايط سخت و طاقت فرسای زندان را سپری می کنند و آنان که به مرخصی آمده اند نيز مجددا احضار و به محبس بازگردانده می شوند.



اين در حالی است که بسياری از کيفرخواست های صادره خالی از هرگونه مورد اتهام جدی و قابل قبول است و جرايم امنيتی تا حد اخلال در ترافيک تقليل يافته است. داستان هايی که زاييده ذهن بيمار سناريو نويسان تيره دل بود اينک با پايانی مبهم و موهوم روبه رو شده و جناح اقتدارگرا که خشونت داخلی و نرمی در خارج شيوه جاری اش شده، شکست در عرصه های بين المللی را با سخت گيری هرچه بيشتر بر شهروندان محروم از حقوق اجتماعی جبران می کنند و روند خشونت گرايی آنچنان شدت گرفته که دامنه آن به بيوت مراجع کشيده شده و موجب هتک حرمت از آنان شده و کار به جايی رسيده که يادگار امام (ره) مورد بی احترامی و توهين سازمان يافته انسان های بی اخلاق مدعی دينداری و ارزش مداری قرار گرفته است.



در چنين شرايطی ما خانواده های مظلوم زندانيان سياسی چگونه می توانيم سخن از حقوق خود و عزيزانمان بگوييم و از سختی ها و هتک حرمت از خودمان شکوه کنيم؟



يک سال از بازداشت های غيرقانونی و پايمال کردن قانون توسط مردان قانون و وابستگان آنان می گذرد. يک سال تلخ و پرمرارت که هر روز و شبش بلکه هر لحظه اش می تواند دست مايه تراژيک کتاب ها در تاريخ معاصر کشورمان باشد.



يک سال پر از صعوبت و سختی برای ما که خود از فرزندان انقلابيم و دردکشيده از انحراف و کژی در مسير انقلاب و ارزش ها و آرمان های والای آن.



يک سال از گلگون کفن شدن بهترين فرزندان اين آب و خاک که هر يک افتخاری برای همه ملت ايران هستند، می گذرد.



ما خانواده های زندانيان سياسی اينک در سالگرد بازداشت غير قانونی عزيزانمان و شهادت فرزندان جنبش سبز، شاهد ضعف جسمانی و صدمات و لطمات روحی وارده بر آنان هستيم و خود نيز آلام و دردهايمان را پنهان می کنيم تا روحيه عالی و پايداری عزيزانمان با کوچکترين خدشه ای روبه رو نشود و از نامحرمان رخ می پوشانيم اما در محضر ملت بزرگوارمان که تنها پشتيبان ما بوده اند و هستند با بيان دردهايمان تسکين می يابيم و توان مضاعف می يابيم.



ما عزيزانمان را به پروردگارشان سپرده ايم اما از مطالبات و حقوق قانونی مان دست بر نمی داريم و اجازه نمی دهيم همه اين تخطی ها از قانون شامل فراموشی مرور زمان شود.



ما خانواده های زندانيان سياسی اينک که همه مناسبت های نيکو را از سالروز پيروزی انقلاب اسلامی و ولادت بزرگان دينمان سپری کرده ايم و چشممان به آزادی عزيزانمان روشن نشده، ضمن گرامی داشت ياد و خاطره شهدای سبز، در ايام مبارک رجبيه به پيشگاه پروردگارمان از ظلم مخلوقاتش شکوه ها می بريم و از او مقام تسليم و رضا طلب می کنيم و عاقبت به خيری را برای عزيزانمان.



والسلام.



جمعی از خانواده های زندانيان سياسی




27 خرداد 1389    18:48
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   برگرفته ازسایت سیامک مهر
ای-ميل:  
00:00 27 خرداد 1389
Tuesday, January 26, 2010







دربارهء بیانیه های زن یره ای  ناح اصلاحاتچی



اینروزها و در گرماگرم  نبش آزادیخواهی ِ ملت ایران، اتاق های فکر و کارگاه های باند رفسن انی و کارگزاران اصلاح طلب و ملی- مذهبی ایشان بصورت زن یره ای به صدور بیانیه رسمی و غیر رسمی و با امضاء و بی امضاء مشغولند. این بیانیه ها در ظاهر به موضوعات سیاسی و حقوق بشری و مسائل روز می پردازد، اما در باطن خود به دنبال هدف دیگری است.

حدوداً یک سوم از متن چنین نوشته هایی به زبان عربی و شامل آیه و حدی« و روایت و شعارهای اسلامی است. اسلامفروشی و تأکید بر ضدارزش ها و یاوه ها و مهملات اسلامی استخوان بندی این نوشتارهاست. تأکید بر این نکته که گویا مردم ایران به تمامی و دربست مسلمان و شیعه و حسینی و عاشق اباعبدالله هستند و به رغم سی سال مشاهده و ت ربه عملی و تحمل پلیدی ها و تباهی ها و نکبت آیین اهریمنی و انسان ستیز اسلام و شیعه، کماکان دل در گرو ائمه و اهل بیت و آیت الله و مر ع و م تهد دارند و گویا راه ن ات خویش از حکومت  بار اسلامی را در خود اسلام  ست و می کنند. گویا آزادی و دموکراسی و حقوق بشر از اصول اولیه آیین اهریمن و فرقهء تشیع بوده است. گویا همهء زشتی ها، غارت ها،  نایت ها، ت اوزها و قتل ها و اعدام ها و سنگسارها هیچ ارتباطی با اسلام و قرآن نداشته و طی این مدت اسلام ناب محمدی و تشیع علوی و حسینی مظلوم و مورد تهمت واقع شده است.



در چند روز اخیر دو بیانیه و نامه با عنوان « نگران ایران هستیم» و « نامه  معی از روزنامه نگاران به سید حسن نصرالله » در سایت های اینترنتی منتشر شده است که همین خط و ربط را به وضوح دنبال می کند و م«ال خوبی از کلیه بیانیه ها و اطلاعیه های باند رفسن انی است.

در مورد نخست گفته شده است که بیستمین بیانیهء خانواده های زندانیان سیاسی است. این به اصطلاح بیانیه با « بسم رب المظلومین» و شعار« یازینب، یازینب» شروع می شود و به آنان که در خفا ستم می کنند هشدار می دهد که در« بارگاه الهی» باید پاسخگو باشند. خانواده های زندانیان سیاسی در این بیانیه، آنانی که صدای مظلومیت ایشان را نشنیده اند را مصداق بارز « صم بکم عمی فهم لایعقلون» دانسته اند. گفته اند که بیش از 7 ماه « فرزندان امام و انقلاب» را دربند و حصر و در سلول هایی غیرقابل تحمل و محروم از حقوق انسانی به اتهامات واهی نگاه داشتند و خانواده هایشان را سرگردان و پریشان و متحیر و متع ب از این رویه غیرقانونی و غیرحقوقی در« کشوراسلامی و ام القرای مسلمین» رها کردند!

در ادامه آمده است که ما نگران سلامت عزیزان دربند هستیم... و نمی دانیم روح های بزرگ این « دلاوران و قهرمانان راه آزادی و استقلال و  مهوری اسلامی» که « شعار انقلاب اسلامیمان» که به سی و یکمین سالگردش نزدیک می شویم بود، چه میزان آسیب دیده و چه قدر زمان لازم است تا این همه لطمه و صدمه  بران شود و « سرمایه های ا تماعی» باردیگر فزونی گیرد؟

همچنین خانواده های زندانیان سیاسی در این بیانیه گفته اند که « فرزندانشان در عرصه رزم علیه باطل  ان در کف گذاشتند و دعوت امام را لبیک گفتند... و بیشتر از آن نگران انقلابی هستند که با « آرمان هایی انسانی و والا شکل گرفت و با حضور یک پارچه ملت و رهبری داعیانه امام (ره) به پیروزی رسد.»

در پایان نیز برای اینکه خواننده گمان نکند نویسندگان بیانیه عنوان نوشتهء خود را فراموش کرده اند، آورده شده است که« ما نگران امروز و فردای ایرانیم» و سپس:« والسلام علی عبادالله الصالحین».



در هیچ قسمت از این بیانیه صحبتی از ایران نشده و اساساً گفته نشده که موضوع  نگ باند خامنه ای و سپاه با مافیای رفسن انی و اصلاحطلبان که من ر به دستگیری تروریست های سازمان م اهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت و کارگزاران و عواملی مانند بهزاد نبوی و تا  زاده و عطریانفر و ابطهی و علیرضا بهشتی و سایر وحوش مسلمان و کفتارهای اسلام گردیده، چه ربطی به ایران و ایرانی دارد؟



در نامه  معی از روزنامه نگاران به تروریست بین المللی، سید حسن نصرالله نیز آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 ناب آقای سید حسن نصرالله

روحانی گرامی!

سید عزیز!

شما می دانید که رهبران و عناصر مرکزی  نبش سبز، همگی از یاران و همراهان امام و از مبارزان در راه انقلاب و از مسئولان عالی رتبه نظام هستند که در ت«بیت  مهوری اسلامی ا«رگذار بوده اند... مردم مسلمان ایران... از شما که خود را پیرو امام خمینی و پرورش یافته مکتب امام موسی صدر می دانید می پرسیم که چگونه می توانید در برابر این رفتار غیر اسلامی و غیر انسانی سکوت کنید؟ ؟ آیا به حدی«" من اصبح ولم یهتم بامورالمسلمین" اینگونه عمل می شود ؟ آیا تنها بر تن کردن لباس روحانیت، روحانیت شیعه را در طول تاریخ به محل اعتماد و احترام مومنان تبدیل کرده یا دفاع آزادمردانه آنان از حق و حقیقت؟ مطابق آموزه های ائمه معصومین (ع) تکلیف آنان که ردای پیامبر مکرم اسلام را به تن کردند در قبال ظلم ظالم به عده ای مسلمان بی دفاع چیست؟

آیا مردمی که بدون سلاح در روز عاشورا به شیوه مولای خود اباعبدالله... شما که خود یک عالم دینی هستید آیا م از می دارید که به نام اسلام به در خواستهای قانونی مردم مسلمان تو ه نکرد، حریم خصوصی مومنان معترض را شکست، به منازل، مسا د، مدارس و حسینیه ها یورش برد، خانواده و بیت امام راحل و خانواده شهدای بزرگ انقلاب را هتک حرمت کرد... تا چند ماه پیش شما را پیرو راه ائمه معصوم (ع) و امام راحل می دانستیم. همان امامی که در پیروی از امام علی (ع) که فرمود : "کونوا للظالم خصما وللمظلوم عون "... مگر امام خمینی نمی فرمود:" ما شریک غم همه مظلومان  هان هستیم.".. آیا ارزش ملاحظات سیاسی تا این اندازه است که چشم بر حقیقت دین، یعنی عدالت ببندید!... اگر دست شیعیان لبنان به خون شیعیان ایرانی آلوده نشده که سرافرازانه آن را اعلام کنید...

والسلام علی من یخدم الحق لذات الحق

 معی از روزنامه نگاران ، نویسندگان ، پژوهشگران و فعالان سیاسی ایران



این بیانیه ها که با ادبیات منحوس و نفرت انگیز اسلامی و قرآنی نگارش یافته، در نگاه اول مطالب پیش پاافتاده ای به نظر می رسند که در این هفت هشت ماههء پس از انتخابات دهم نظیرش را به وفور دیده و خوانده ایم. اما اگر خط پی گرفته شده در این قبیل بیانیه ها و اطلاعیه ها و نامه ها از  مله بیانیه های سران اصلاح طلب مانند موسوی و کروبی را به دقت دنبال کنیم به نکبت و ود اسلامی و نیت ضدایرانی نویسندگان آن به خوبی پی خواهیم برد و خواهیم دید که همین بیانیه های ظاهراً بی ارزش نیز در اتاق فکر باند رفسن انی تولید می شود. زمانی رفسن انی در  واب خبرنگاری که از «روت های هنگفتی که گرد آورده است پرسیده بود، به صراحت گفته بود که این سرمایه ها برای روزی در نظر گرفته شده که اسلام را در خطر ببینیم.

و امروز مافیای رفسن انی با دست باز «روت های دزدیده شده از ایرانیان را خر  ن ات اسلام می کند. هزینهء و مخار  اصلاح طلبان و دوره گردی های گن ی و کدیور و افشاری و حقیقت  و و مها رانی و ده ها اسم دیگر از همین منبع تأمین می شود. هزینهء رسانه های غربی، دانشگاه های اروپایی و آمریکایی که به اصطلاح نواندیشان دینی و اصلاح طلبان ارسالی را توی بوق کرده اند،  ایزه هایی که به مناسبت های مختلف به اسلامگرایان و زنان لچک به سر داده می شود نیز از همین منبع فراهم می شود.

در  نگ گرگ ها و در نزاع بر سر تقسیم غنایم بین دو گروه از م اهدان اسلام و دو  ناح از زمامداران حکومت اسلام، مافیای رفسن انی به کارگزاری ِ اصلاح طلبان و ملی- مذهبی ها و آلت فعل هایی همچون خاتمی و موسوی و کروبی که بسیار سعی می شود به عنوان سران  نبش سبز به ملت ایران اماله شوند، بیشتر از هر موضوع سیاسی اما هدف و منظور و مقصود اصلی خود که ن ات اسلام از ضربات خردکنندهء ایرانیان میهن پرست می باشد را با  دیت تعقیب می کنند. دوره گردی ها و سخنرانی ها و بیانیه های مأموران و کارگزاران مافیای رفسن انی در خار  از کشور نیز دقیقاً همین هدف و منظور و مقصود را پیگیری می کند.

زمانی که شخصی بنام حیدری که گفته می شود از کارکنان سفارت  مهوری اسلامی در نروژ بوده است در مصاحبه های فراوان با بی بی سی و صدای آمریکا در هر  ملهء خود یکبار هم تأکید می کند که مردم شیعهء ایران... ما مردم شیعه ... و از این قبیل مزخرفات، و یا آن  ا که شیرین عبادی مأمور اتحادیه استعمارگران اروپا دائماً به شیعه بودن خود افتخار می کند... و یا هنگامی که میرحسین موسوی در بیانیه هفدهم خود تأکید می کند که: "ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم"... همه و همه تنها از یک نگرانی و از یک حقیقت پرده بر می دارد و آن چیزی نیست به  ز رستاخیز ملت ایران که بنا بر آن گذاشته و سر آن دارد که یکبار برای همیشه نظام نکبت الهی را به همراه حاکمیت هزاروچهارصدسالهء اسلام و آخوند و ریشه های فاسد و گندیدهء آیین اهریمن از خاک ایران برکند.

اصلاح طلبان و کارگزاران سیاسی ِ باند رفسن انی و پدرخوانده های مافیای روحانیت زمانی که نتوانستند  نبش سبز را به بیراههء « راه سبز امید» بکشانند و خیزش خرداد به مانند سرو راست قامت در برابر تمامیت حکومت اسلام، تمام قد ایستاد، به شدت به هراس افتاده اند و در  ست وی راه چاره ای آنهم در آستانه سالگرد یوم الکفتار 22 بهمن به هر دری می زنند تا روزنه ای برای ن ات بیابند. اما بی گمان آیت الله ها و پاسداران و سران رژیم اسلامی را از اصولگرا و اصلاح طلب سران ام از سوراخی که صدام حسین در آن مخفی شده بود بیرون خواهیم کشید و شپش های پشم و ریششان را گندزدایی کرده و محاکمه خواهیم کرد.

siamakmehr@yahoo.com

----------------------------------------------------------------

بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی:

http://ilna.eu/10-januari/news.asp?id=44535&sort=PolPrison

نامه  معی از روزنامه نگاران به سید حسن نصرالله:

http://ilna.eu/10-januari/news.asp?id=44540&sort=Arab









نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :دبير کل کنفدراسيون اتحاديه بين المللی کارگران، خواستار آزادی فوری سعيد ترابيان عضو سنديکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه شد.

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی: گای برنارد رايدر، دبير کل کنفدراسيون اتحاديه بين المللی کارگران، در نامه ای به محمود احمدی نژاد خواستار آزادی فوری سعيد ترابيان عضو سنديکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه شد. متن اين نامه به شرح زير است.

جناب رئيس جمهور،



من از طرف کنفدراسيون اتحاديه بين المللی کارگران ، که دارای ۱۷۶ ميليون عضو در سراسر دنيا از جمله در بسياری از کشورهای اسلامی است، به منظور اعتراض شديد به بازداشت سعيد ترابيان، عضو مرکزی سنديکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه در تهران، اين نامه را برای شما می نويسم.



کنفدراسيون اتحاديه بين المللی کارگران آگاه شده است که سعيد ترابيان توسط ماموران امنيتی در تاريخ ۹ جون در منرل خود بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده است. ماموران امنيتی لوازم شخصی و کامپيوتر او را نيز با خود برده اند.



کنفدراسيون اتحاديه بين المللی کارگران اين بازداشت را، که آخرين مورد از سری بازداشت های اتحاديه های کارگران در ايران است، به شدت محکوم می کند.



من از اينکه دولت جمهوری اسلامی ايران همچنان کارگران را تحت فشار قرار داده و حقوق اوليه آنها را پايمال می نمايد، ابراز نگرانی می کنم.



جمهوری اسلامی ايران به عنوان عضو سازمان جهانی کار، متعهد است به آزادی فعاليت نهادها و نيز روابط کارگر و کارفرما احترام بگذارد.



باور دارم که شما به اين موضوع مهم توجه خواهيد داشت و شرايط آزادی فوری سعيد ترابيان را فراهم خواهيد کرد.



با احترام،

دبير کل کنفدراسيون اتحاديه بين المللی کارگران

گای برنارد رايدر


27 خرداد 1389    19:39
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :گشتها و ايست هاى بازرسى 24ساعته در تهران

شهر تهران با گذشت چند روز از سالگرد برگزارى انتخابات رياست جمهورى وروى كار آمدن دولت كودتا , همچنان در حالت حفاظتى و امنيتى قرار دارد.به گزارش خبرنگار آژانس ايران خبــــــــرگشت ها و ايست هاى بازرسى 24 ساعته نيروى انتظامى در بسيارى از خيابان هاى شهر باعث ترافيک سنگينى شده اند. دربسيارى از خيابان هاى اصلى شهر شاهد نارضايتى رانندگانى هستيم که در اين گونه ترافيک ها گرفتار مى شوند.به طور مثال گشتهاى حكومتى در بزرگراه محمد على جناح به سمت شمال يا خيابان مرزداران ترافيك كلافه كننده اى را به وجود آورده اند .




27 خرداد 1389    18:16
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:19 28 خرداد 1389
آقا افشا خواب دیدی خیر باشه؟؟؟

نام:   افشا
ای-ميل:  
11:30 28 خرداد 1389




برگشت بکارها و نمودهای اول انقلاب نشانه ای از مسیر معکوس برای ملایان و رفتن آنان است


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :مدير اجرايی عفو بين‌الملل مالزی:ايران، يک سال به ياد ندا آقاسلطان

راديو کوچه:شنبه گذشته‌، يک‌سال از انتخابات عمومی که در ايران برگزار شد، گذشت. در اين کشور از اين دوره به عنوان دورانی تلخ و آزاردهنده از حوادث انتخابات گذشته ياد مي‌شود که بسياری از خبرنگاران ،روزنامه‌نگاران،دانشجويان، سياست‌مداران و فعالان حقوق بشر در زندان‌ها به دور از دنيا نگاه داشته شدند.



اين دوران هم‌چنين به عنوان پايان دهنده‌ای برای زندگی بسياری از ايرانيانی که به نتايج اين آرا اعتراضات داشتند، مطرح است. يکی از اين کشته‌شدگان «ندا آقاسلطان» دختری ۲۷ ساله بود که در هنگام تماشای معترضان کشته شد و صحنه تيراندازی به صورت يک ويديو کليپ آماتوری با اينترنت (به تمام دنيا) ارسال شد.



مقامات ايرانی هيچ گونه اقدامی در اين مورد انجام ندادند و در عوض، به متهم‌کردن معترضين پرداختند که از مرگ ندا جهت تبليغ برعليه نظام استفاده کرده‌اند.



صدها تن از مردم که در ژوئن ۲۰۰۹ در تظاهرات شرکت کرده‌بودند و يا برای ابراز عقايدشان که مخالف حکومت است در بازداشت به سر مي‌برند. بسياری ديگر متهم به محاربه (جنگ با خدا) شدند که مجازات آن‌ها مرگ است.



در ژوئن ۲۰۱۰، نيز هم‌چنان شاهد افزايش تدابير سخت برای آزادی عقايد و بيان هستيم.



وکلا، روزنامه‌نگاران و فعالان حقوق‌مدنی با تهديد به مرگ، بازداشت غيرقانونی و کنکاش‌های غيرقانونی خود و وابستگانشان برای يافتن اظهارنظری عليه دولت، روبه‌رو هستند.



جرمی که «تبليغ عليه نظام » نام گرفته و يک سال حبس را با خود به همراه دارد.



«محمد اوليايی فرد» وکيل مدافع حقوق بشر به جهت گفتن سخنانی برعليه اعدام موکل جوانش که ۱۸ سال داشت، دستگير شد. وی خاطر نشان کرده‌است که از سال ۱۹۹۰ تا کنون ۴۵ بار دستگير شده‌است.



اين اقدامات دولت برخلاف اصول سازمان ملل متحد در زمينه نقش وکلا است که بر اساس آن وکلا مجاز به انجام کار خود «بدون ارعاب، مانع ، آزار و دخالت نابجا» هستند. آن‌ها (دولت) در به رسميت شناختن اين حق قانونی برای وکلا که بتوانند عقايد خود را آزادانه بيان کنند و در بحث‌های عمومی مربوط به اجرای عدالت، ارتقا و محافظت از حقوق بشر شرکت کنند، در عمل شکست خورده‌اند.



دولت ايران بايد فوری و بي‌قيد و شرط تمامی اين زندانيان را آزاد نمايند آن چنان‌که برای ساير زندانيان نيز بايد به سرعت و در يک روند کاملن مطابق با استانداردهای بين‌المللی و بدون توسل به مجازات اعدام تشخيص جرم صورت گيرد و منصفانه محاکمه شوند.



اين فراخوانی است برای هر فرد با هر مليتي، تا بداند «صلح» تنها با نبود جنگ ميسر است.



صلح به معنی اجرای عدالت، ابراز آزادانه عقايد، آزادی شرکت در مراحل تصميم‌گيری بدون هيچ‌گونه ترس و وحشت است.



بياييد زمانی که درحال لذت بردن از زندگی خود هستيم، به يادآوريم مردم ايران را که هنوز برای صلح مبارزه مي‌کنند نه تنها در انديشه و ادراکشان بلکه در عمل.



روزنامه مالای ميل، ۱۵ ژوئن



نورا مورات ،مدير اجرايی عفو بين‌الملل مالزی


27 خرداد 1389    21:48
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :ويدئو کليپ:ترانه ی کردی با صدای هنرمند نجم الدين غلامی به مناسبت چهلم فرزاد کمانگر و ديگر اعدامی های 19 اردی

http://www.youtube.com/watch?v=qA7DnJcOtdM&feature=player_embedded#!
">http://www.youtube.com/watch?v=qA7DnJcOtdM&feature=player_embedded#!


27 خرداد 1389    18:46
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:09 28 خرداد 1389
شناخت موسوی و خط امامی ها (اصلاح طلبان) یک چیز است و ترک اعتراضات و شرکت در  نبش مردمی چیز دیگر. صحبت بر سر اینست که موسوی نباید رهبر باشد و شایستگی های یک رهبر را ندارد و کسی هم نباید خود را بصورت دم و دنباله اصلاح طلبان در بیاورد که در اولین فرصت اصلاح طلبان، آنها و آرمانهای آزادی خواهانه ایشان را به مافیای حاکم میفروشند و آنرا با امتیازات حکومتی تاخت میزنند. بنا بر این صحبت این نیست که به تظاهرات و اعتراضات نروید، فقط بخاطر و بدنبال اصلاح طلبان کذایی نیفتید، همین. صحبت اینست که برای موسوی به تظاهرات نروید، برای آزادی، دموکراسی و آرمانهای بلند ۱۵۰ ساله ایرانیان به تظاهرات بروید، این آرمانها را فریاد کنید و بدانید که روی همراهی موسوی و اصلاح طلبان حکومتی فقط تا زمان مشخصی میتوانید حساب کنید. زمانیکه تمامیت رژیم بخطر بیفتد اصلاح طلبان نه تنها پشت مردم را خالی میکنند که خود در کنار سرکوبگران حاکم قرار خواهند گرفت


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :پدر يک قربانی کهريزک: اداره کنندگان امور کشور را مسئول می دانم

کلمه: پدر محمد کامراني، نوجوانی که در بازداشتگاه کهريزک به شهادت رسيد، گفتگويی با روزآنلاين انجام داده و گفته از نظر او بايد «آمران» مجازات شوند نه «عاملان.»



اين در حالی است که قاضی پرونده کهريزک چند روز پيشتر اعلام کرده بود يک غير نظامی و يازده مامور نيروی انتظامی به جرم خود در بازداشتگاه کهريزک اعتراف کرده اند و احکام نهايی ايشان به زودی اعلام خواهد شد. اين مرجع قضايی هيچ اشاره ای به سعيد مرتضوي، دادستان وقت تهران، که نامش در همين رابطه مطرح شده بود، نکرد.



پدر محمد کامرانی با اشاره به دادگاهی که برای جنايات کهريزک برگزار شد گفته است: «زمانی که از زبان بچه ها و ساير کسانی که شاکی بودند و در دادگاه می گفتند چه بلاهايی سرشان آورده اند می شنيديم تازه فهميديم که چه جنايت هايی شده و انگار تازه از خواب بيدار شديم. خدا ازشان نگذرد. اميدوارم زنده باشم و مجازات تمام کسانی را که در اين جنايت ها دست داشتند و آمر بودند ببينم.“



پسر ۱۸ ساله آقای کامرانی در جريان اعتراضات ۱۸ تير سال گذشته بازداشت و در حاليکه خود را برای کنکور پزشکی آماده می کرد به دليل شکنجه و جراحات شديد، در بيمارستان مهر جان باخت.



فرشته قاضی که اين مصاحبه را برای روزآنلاين انجام داده در شروع گزارش خود می نويسد «اين مصاحبه يکی از دردناکترين و تلخ ترين مصاحبه هايی است که تاکنون انجام داده ام. آقای کامرانی تمام طول مصاحبه را به شدت متاثر بود و گريه می کرد و»



متن کامل مصاحبه را بخوانيد:



آقای کامراني، براساس اعلام مسئولان قرار است ظرف چند روز آينده حکم دادگاه کهريزک منتشر شود. روند برگزاری اين دادگاه چگونه بود و آيا از روند برگزاری دادگاه راضی هستيد؟



قاضی پرونده را تا جايی که تشخيص داده ايم فرد مثبتی است و ما هم خدا ميداند و خدا ميداند و خدا ميداند که نمی خواهيم هيچ کسی به اندازه سرسوزنی فراتر از آنچه که در اين جريان مقصر است مجازات شود. حالا ديگر رای دادگاه بستگی به نظر و وجدان قاضی دارد که با توجه به مستنداتی که در پرونده وجود دارد چگونه رای را صادر کند.



آيا متهمان پرونده، اتهامات خود را پذيرفته اند؟



عده زيادی از متهمين مسائل را انکار ميکردند و می گفتند که در آن مواقع حالمان خوب نبوده و حواسمان نبوده و بهانه های مختلف می آوردند در حاليکه مستندات کامل وجود دارد و از جريانات فيلمبرداری شده بود و فيلم های اين جريانات از بازداشتگاه کهريزک موجود است. در عين حال من شخصا آمران را مقصر ميدانم نه عاملان را و انتظارم اين است که ای کاش به آمران بيشتر توجه ميکردند تا عاملان و توقع من اين است که آمران هر چه سريع تر محاکمه شوند.



منظورتان از آمران، قضاتی است که دستور انتقال بازداشت شدگان به کهريزک را داده اند؟



مسئولان قضايی که دستورات رادر اين زمينه داده اند بايد محاکمه شوند و پرونده قضايی در دادگاه ديگری در حال پی گيری است و اميدوارم به زودی برگزار شود. اما من شخصا اداره کنندگان امور کشور را مسئول می دانم و کسانی که چنين شرايطی را ايجاد کردند. بر اساس گفته های متهمان در دادگاه، اين نابسامانی ها به قوه قضائيه و مسئولين وقت قوه قضائيه برميگردد و اميدوارم دادگاه آنها برگزار شود و اين رااز مسئولين نظام هم که در راس امور هستند ميخواهم. ايشان به من قول داده اند که حتما آمران به مجازات خواهند رسيد. توقع به جای ما از مسئولان نظام اين است که با توجه به اظهارات متهمان، حداقل برای اصلاح رويه و تکرار نشدن جرم و مستندات و ادله، حداقل برای اصلاح رويه و تکرار نشدن اين جرم و جنايات، اقدام کنند و دادخواهی ما را انجام دهند شايد درصدی روح و روان ما را التيام بخشند. چرا بايد چنين مکانی داير شود؟ چه کسی بايد جوابگوی چراهای ما باشد؟ بچه های ما را ناجوانمردانه به شهادت رساندند؛ چه کسی بايد به داد ما برسد؟ خدای بزرگ بايد به فرياد ما برسد و آمران و عاملان را به سزای اعمالشان برساند.



تا جايی که ميدانم شما و خانواده های جوادی فر و روح الامينی نسبت به بخشی از کيفرخواست و نبودن اسامی برخی افراد در کيفرخواست اعتراض کرده بوديد و برای همين روند برگزاری دادگاه متوقف شده بود. ممکن است بفرماييد در آخرين جلسه دادگاه به اين اعتراضات ترتيب اثری داده شده بود؟



بخشی از اعتراضات ما را وارد دانستند و بخشی را رد کردند و من فعلا نمی توانم در اين زمينه توضيحی بدهم. ما اکنون منتظر اعلام حکم دادگاه هستيم و اميدوارم همه آمران و عاملان به سزای خود برسند.



آقای کامرانی امکان دارد برگرديم به حدود يکسال پيش و بفرماييد که چگونه از شهادت محمد مطلع شديد؟



۱۸ تير سال گذشته من و همسرم رفته بوديم شهرستان برای فاتحه اهل قبور و درگذشتگان خود و همسرم.مدتها بود نرفته بوديم. ما اهل اردستان اصفهان هستيم. دو روز قبل پسر ديگرم، معين گفت که چون امتحان کنکور غير پزشکی دارد نمی تواند بيايد و محمد هم کنکور داشت. آنها ماندند و ما رفتيم جمکران؛ حرم حضرت معصومه بوديم که محمد تماس گرفت. اين آخرين تماس و صحبت ما با محمد بود. صحبت کرديم و گفتيم می رويم اردستان و فردا برميگرديم. روز بعد که برگشتيم سرکار بودم که پسر خاله محمد آمد و گفت محمد را گرفته اند. شروع کرديم به پی گيری. خيلی ها گفتند پی گير هستند اما کاری نکردند. همه جا سر زديم. رفتم پليس امنيت. ليست بچه ها انجا بود اما به ما نمی گفتند که بچه ها کجا هستند. از طريق يکی از دوستان دوران نوجوانی خودم، توانستم حکم و دستور آزادی محمد را بگيرم.گفتند برويد زندان اوين و پسرتان را تحويل بگيريد. روز ۲۴ تير بود که رفتيم اوين. گفتند اينجا نيست. بعد گفتند برويد بيمارستان لقمان و با مامور رفتيم بيمارستان و ديديم محمد در کما است. تب به شدت بالايی داشت. پزشکانی که از آشنايان و دوستان با ما بودند متوجه شدند که کار محمد تمام است و اعتراض کرديم و با اصرار فراوان او را به بيمارستان مهر منتقل کرديم اما بعد از دو سه ساعت جان به جان آفرين تسليم کرد و



برای تحويل پيکر محمد و مراسم تشييع و ختم مشکلی پيش نيامد؟



نگذاشتند محمد را از بهشت زهرا به منزل بياوريم و تشييع کنيم؛ غير از اين مشکلی پيش نيامد. مراسم هم گرفتيم و برای سالگرد هم انشاالله مراسمی کامل خواهيم گرفت.



آقای کامرانی شما بلافاصله شکايت کرديد و.



بله روز دوم يا سوم بود که شکوائيه ای به مقام رهبری نوشتم و اعلام کردم که کليه کسانی که در قتل محمد دست داشتند بايد به اشد مجازات برسند و همين نامه باعث شد که انفجار خبری شود. پيکرهای امير و محسن را بعد از محمد تحويل داده بودند. محسن را يک هفته بعد و امير را ۱۴ روز بعد تحويل داده بودند و تا زمانی که دادگاه برگزار نشده بود از خيلی چيزها آگاه نبوديم. زمانی که از زبان بچه ها و ساير کسانی که شاکی بودند و در دادگاه می گفتند چه بلاهايی سرشان آورده اند می شنيديم تازه فهميديم که چه جنايت هايی شده؛ انگار تازه از خواب بيدار شديم که چه جنايت هايی شده. خدا ازشان نگذرد. اميدوارم زنده باشم و مجازات تمام کسانی راکه در اين جنايت ها دست داشتند و آمر بودند ببينم.



آقای کامراني، ميدانم بازگويی اين تلخی ها بسيار سخت است و



عزير ترين کسم را، جگرگوشه ام را، بدون هيچ دليل و توجيهی به بدترين شکل ممکن از من گرفته اند. بزرگترين سرمايه زندگی ام را گرفته اند. من تا آخر عمر، يک زنده متحرک هستم و اگر به خاطر سه فرزند ديگرم نبود زندگی را رها ميکردم و می رفتم گوشه ای و به چه دليل فرزند من را در خيابان که حق دارد تردد کند و حقوق شهروندی خود را مطالبه کند می برند ضرب و شتم می کنند و می فرستند به مکانی بدون هيچ گونه امکانات و بدون بهداشت و بدون آب و غذا با آن شرايطی که ای کاش يک روز پرونده دادگاه کهريزک را به دنيا نشان دهند تا همه بدانند چه به سر بچه ها آمده است بنويسيد فرياد ما را و بگوييد که ما حرف بی حساب نمی زنيم و بايد پاسخگوی ما باشند. به اميد روزی که حکومت عدل، بر دنيا حالم شود و همه ظالمان را به سزای اعمالشان برساند. زبان من قاصر است برای تشکر از مردم؛ از همه کسانی که نمی شناسيم و همه جوره با ما همدلی و همدردی کردند و




27 خرداد 1389    14:24
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:09 28 خرداد 1389
شناخت موسوی و خط امامی ها (اصلاح طلبان) یک چیز است و ترک اعتراضات و شرکت در  نبش مردمی چیز دیگر. صحبت بر سر اینست که موسوی نباید رهبر باشد و شایستگی های یک رهبر را ندارد و کسی هم نباید خود را بصورت دم و دنباله اصلاح طلبان در بیاورد که در اولین فرصت اصلاح طلبان، آنها و آرمانهای آزادی خواهانه ایشان را به مافیای حاکم میفروشند و آنرا با امتیازات حکومتی تاخت میزنند. بنا بر این صحبت این نیست که به تظاهرات و اعتراضات نروید، فقط بخاطر و بدنبال اصلاح طلبان کذایی نیفتید، همین. صحبت اینست که برای موسوی به تظاهرات نروید، برای آزادی، دموکراسی و آرمانهای بلند ۱۵۰ ساله ایرانیان به تظاهرات بروید، این آرمانها را فریاد کنید و بدانید که روی همراهی موسوی و اصلاح طلبان حکومتی فقط تا زمان مشخصی میتوانید حساب کنید. زمانیکه تمامیت رژیم بخطر بیفتد اصلاح طلبان نه تنها پشت مردم را خالی میکنند که خود در کنار سرکوبگران حاکم قرار خواهند گرفت


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :آتش سوزی در يک پادگان در تهران

پادگان نيروی هوايی واقع در منطقه پيروزی تهران عصر امروز پنجشنبه دچار حريق شد.



به گزارش خبر آنلاين، درحال حاضر دود غليظ حاصل از اين آتش سوزی در آسمان اين منطقه ديده می شود. پس از وقوع حريق، ماشين های آتش نشانی با حضور در محل حادثه به اطفاء حريق پرداختند.



گفته می شود بخشی از باند فرودگاه اين پادگان نيز دچار آتش سوزی شده است.



هنوز از دلايل اين آتش سوزی و ميزان خسارات وارده خبری گزارش نشده است.




27 خرداد 1389    21:02
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:49 29 خرداد 1389
يعنی نظم ندارند و ارتش را هنوز نتوانسته اند سازماندهی کنند. فرماندهانشان که م«ل فيروزآبادی باشند، بقيه شان هم ...

نام:   حمید
ای-ميل:  
16:07 28 خرداد 1389
نابود باد ماشین سرکوب رژیم سرمایه داری  مهوری اسلامی.



برقرار باد دولت پرولتاریا.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :"جبهه مشارکت" و "مجاهدين انقلاب" در آستانه انحلال قرار دارند

صدای آلمان: جعفر دولت‌آبادي، دادستان تهران اعلام کرد که "جبهه مشارکت" و "سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی" به موجب توقيف پرونده فعاليت آنان از سوی کميسيون ماده ۱۰ اجازه فعاليت سياسی ندارند. به گفته دولت‌آبادی درخواست اين احزاب برای جلوگيری از صدور اين تصميم از سوی دادگاه پذيرفته نشده است. وی تصريح کرد ادامه فعاليت اين دو حزب ديگر وجاهت قانونی ندارد. به گفته دادستان تهران کميسيون ماده ۱۰ در مرداد ماه سال گذشته به اين احزاب به خاطر عدول از مواضع قانونی هشدار کتبی داده بود. بنا به درخواست کميسيون ماده ۱۰ پرونده‌ی احزاب اصلاح‌طلب برای انحلال نهايی به يکی از شعب دادگاه انقلاب ارجاع شده است.


27 خرداد 1389    18:51
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:19 28 خرداد 1389
هرچه مربوط به اسلام؟؟؟ است باید منحل شود.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :انصاری راد: عدم برخورد قضايی با عاملان قتل های زنجيره اي، عامل حمله به دفاتر مراجع است

جـــرس: در ادامه واکنش ها به اقدامات اخير صورت گرفته در شهر قم و يورش و اهانت لباس شخصی ها به دفاتر مراجع تقليد مردمي، رئيس کميسيون اصل نود مجلس اصلاحات خاطرنشان کرد "تجاوز به جان و مال اشخاص توسط لباس شخصي‌ها سابقه‌ای طولانی دارد و ريشه آن در قتل‌های زنجيره ای است و عدم برخورد مراجع قضايي، موجب نقض مجدد قانون از سوی اين نيروهای خودسر شده است."

به گزارش سامانه خبری «پارلمان نيوز»، حسين انصاري‌راد در واکنش به حمله لباس شخصي‌ها به دفاتر آيات عظام صانعی و مرحوم منتظري، متذکر شد "اين عمل يکی از زشت‌ترين کارهاست که سا‌بقه‌ای طولانی دارد و افراد غيرمسئول و بي‌بهره از فرهنگ و اعتبار قانوني، علمی واجتماعی که مي‌توان در بيشتر اوقات از آنها به عنوان اوباش و يا مردمی جاهل و نادان و ابزار دست ديگران نام برد اين نوع اقدامات را درباره شخصيت‌های مهم فرهنگي، مذهبی و سياسی انجام داده‌اند."





اين روحانی اصلاح‌طلب ادامه داد: "بسيار تاسف‌انگيز است که اين اعمال از طرف مراکز قدرت مورد حمايت قرار گرفته و در مواردی که منجر به جنايت و تجاوز به جان و مال اشخاص گرديده است از تعقيب و رسيدگی معاف بوده‌اند."





نماينده نيشابور در مجلس ششم، حمله صورت گرفته به دفاتر آيات عظام صانعی و منتظری را ادامه همين پديده زشت و ناميمون دانست و تاکيد کرد: "اين رفتار هرگز با تعليمات اسلام سازگاری ندارد و کسانی که اين نوع اقدامات را نه نام اسلام انجام مي‌دهند بالاترين نوع ستم را به اسلام روا مي‌دارند و چهره لطيف و مهربان و عادل و زيبای اسلام را به اين امور زشت مي‌آلايند."





انصاري‌راد تصريح کرد: "حقيقت اين است که در درجه اول مسئولان کشور، ماموران اجرای قانون، تشکيلات قضايی و مجريان دستورات قضا موظفند به حکم قانون اساسي، از اين نوع اقدامات جلوگيری کنند و به اين پديده طبق قانون رسيدگی و افراد متجاوز را به مجازات قانونی برسانند."





رئيس کميسيون اصل 90 مجلس ششم، افزود:« در مرحله بعد اين مقام شامخ روحانيت هستند که در همه موارد و مخصوصا هنگامی که اين نوع اقدامات ناروا و تعرض به ساحت مقدس روحانيت و مرجعيت اتفاق مي‌افتد و به خصوص هنگامی که در قم و در منظر و در مرأی آنان اتفاق افتاده ،آن را مورد انکار، نقد و اعتراض قرار دهند و بشدت از آن جلوگيری کنند.»





وی در پايان خاطر نشان کرد: "اگر عنايت کافی به اين پديده از طرف بزرگان انجام مي‌گرفت امروز شاهد چنين حوادث تلخی نبوديم، چرا که در گذشته شاهد شکل‌های ديگر اين نوع نقض قانون که منجر به جنايت‌هايی شده است که نمونه آن قتل‌های زنجيره‌ای است که هنوز به صورت دمل چرکيني، نظام مقدس جمهوری اسلامی را آزار مي‌دهد."





لازم به ذکر است يکشنبه هفته اخير (٢٣ خرداد)، بلافاصله بعد از سفر رهبر جمهوری اسلامی به شهر قم وهمزمان با سفر مهدی کروبی به آن شهر و ديدار با آيت الله صانعي، گروهی از لباس شخصی ها درحالی که به حمايت از رهبر جمهوری اسلامی شعار می دادند، در مقابل دفاتر آن مراجع تقليد تجمع کرده و شروع به فحاشي، تهديد و شعارنويسی کرده و سپس با شکستن در و ورود به آن محل ها، اقدام به تخريب و هتاکی کردند.





اين اقدامات با واکنش تند اصلاح طلبان و همچنين سکوت حاميان دولت روبرو شده است.




27 خرداد 1389    15:40
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:20 28 خرداد 1389
دفتر مرا ع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بدبختی ملت از و ود همین دفاتر است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :استاندار تهران از تغيير در مبارزه با بدحجابی خبر داد

مهر :استاندار تهران گفته است که تمام دستگاه‌های مرتبط با طرح عفاف و حجاب ملزم هستند اين طرح را طبق نظر شخص رئيس‌جمهور اجرا کرده و سليقه‌ای عمل نکنند.



براساس گزارش خبرگزاری مهر مرتضی تمدن با تاکيد بر اين‌که گفته‌های رئيس‌جمهور در رسانه ملی ملاک اجرای طرح حجاب و عفاف است تاکيد کرده است: هيچ سازمان مرتبطی با اين موضوع حق ندارد سليقه‌ای عمل کند.



محمود احمدي‌نژاد، در يک برنامه تلويزيونی در روز ۲۳ خرداد روش‌های برخورد با آن‌چه که بدحجابی در کشور ناميده مي‌شود را نادرست خوانده بود.



آقای احمدي‌نژاد روش‌های موجود در زمينه برخورد با «بدحجابي» را مورد قبول دولت ندانسته و گفته بود که تا آن‌جايی که بتواند با اين موضوع برخورد و آن را کنترل خواهد کرد.



پيش‌تر آقای احمدي‌نژاد در دوره تبليغات انتخاباتی نخستين دوره رياست جمهوری خود در سال ۱۳۸۴ گفته بود که «مشکل ما از لباس پوشيدن جوانان يا دو تار موی دختران نيست.»



اما عملکرد دولت‌های نهم و دهم به رياست جمهوری محمود احمدي‌نژاد حاکی از سخت‌گيری بيشتر در زمينه پوشش زنان بوده است و پليس هم ارديبهشت امسال طرحی به نام «طرح جديد امنيت اخلاقي» را اعلام کرد و در اجرای اين طرح شمار زيادی خودرو را توقيف و با افراد زيادی به عنوان «بدحجاب» و «مزاحم نواميس» برخورد کرد.



طرح «عفاف و حجاب» با عنوان «طرح ارتقای امنيت اجتماعي» از نخستين سال رياست جمهوری محمود احمدي‌نژاد در دولت نهم اجرايی شد و وزارت کشور ستادی برای اين کار تشکيل داد.



چراغ سبز احمدي‌نژاد به بي‌بند و باری



در واکنش به سخنان آقای احمدي‌نژاد که يکشنبه ۲۳ خرداد از تلويزيون پخش شد، محمد تقی رهبر، رييس مجمع نمايندگان روحانی مجلس، احمدي‌نژاد را متهم کرد که به «بی بند و بارها» چراغ سبز نشان داده است.



آقای رهبر با اعلام اين‌که «بازتاب گفت و گوی تلويزيونی رئيس‌جمهوری در قم بسيار منفی بود» به واکنش مراجع نسبت به آقای احمدي‌نژاد اشاره مي‌کند.



برخی مراجع از جمله آيت‌الله صافی گلپايگانی و آيت‌الله مکارم شيرازی از اجرا نشدن طرح حجاب و عفاف انتقاد کرده و بهبود وضعيت حجاب را در حيطه کاری دولت دانسته‌اند.



رئيس‌جمهور دستور دهد تا برخورد نشود



حسين ابراهيمي، نماينده اصولگرای مجلس، در واکنش به سخنان احمدي‌نژاد گفت: اگر رئيس‌جمهوری مخالف اين برخوردها هستند، امر کنند تا ديگر انجام نشود.



آقای ابراهيمی با تاکيد بر اين که رئيس‌جمهور که رئيس شورای عالی انقلاب فرهنگی هم هست، مصوبه اين شورا درمورد برخورد با بدحجابی را به وزير کشور ابلاغ کرده، گفت: پس چطور دولت مي‌گويد که اين برخورد‌ها از سوی دولت نيست.



داريوش داريوش قنبري، عضو کميسيون اجتماعی مجلس، هم معتقد است که وزير کشور منصوب رئيس‌‌جمهوری است و نمي‌شود گفت دستورالعمل‌های وزارت کشور مستقل از دولت است.



اين نماينده مجلس براين باور است که چون برخوردهای انتظامی در زمينه حجاب مي‌تواند تاثير منفی بر جايگاه اجتماعی آقای احمدي‌نژاد داشته باشد، رئيس‌جمهوری با اين اظهارات خود را مبرا مي‌کند و اين‌گونه جلوه مي‌دهد که با اين اقدامات مخالف است و مسئوليت کار را نمي‌پذيرد.



علی مطهري، نماينده اصولگرای تهران در مجلس و منتقد دولت، در واکنش به سخنان احمدي‌نژاد درمورد حجاب گفت: اين حرف‌ها نشانه تاثير مشايی بر احمدي‌نژاد است.



اسفنديار رحيم مشايي، رئيس دفتر احمدي‌نژاد، گفته بود: اين‌که با انتشار عکس ماشين افراد مي‌خواهند برخورد با مزاحمين نواميس را نشان دهند خود اشاعه فساد است و بايد به نحوی عمل کنيم که اين اتفاق نيفتد.



مجازات بدحجابی



براساس تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامي، زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و يا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ريال جزای نقدی محکوم خواهند شد.



اگرچه محمود ذوقي، دادستان عمومی و انقلاب مشهد، گفته است که مبلغ جريمه‌های مربوط به بدحجابی در سال جديد تا مبلغ يک ميليون و ۳۰۰ هزار تومان افزايش يافته است.



نيروی انتظامی در موارد متعددی در اجرای طرح «ارتقای امنيت اجتماعي»، به خشونت متوسل شده‌ است. رفتار خشونت‌آميز نيروی انتظامی در برخورد با متهمان، توسط رسانه‌های خارجی و مردم عادی تصويربرداری و پخش شده‌است.




27 خرداد 1389    15:36
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد :گزارش تصويری/ باربران بازار تهران

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1070948
">http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1070948


27 خرداد 1389    18:29
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
12:40 28 خرداد 1389
بیچاره این افراد مسن و ناتوان که ب ای بازنشستگی از سهمیه نفت باید اینچنین حمالی کنند مرگ ابدی بر اسلام ک«یف و رذل.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد.اصلا گزارش «حمله به کوي» تهيه نشده است

کلمه

بيش از يک سال پيش در بامداد روز ۲۵ خرداد حادثه تلخی در کوی دانشگاه تهران رخ داد و گروهی با حمله به کوی خسارات فراوانی به محل زندگی دانشجويان وارد کردند در اين حمله تعدادی از دانشجويان نيز آسيب ديدند و عده‌ای ديگر بازداشت شدند.



در همان زمان مجلس شورای اسلامی کميته‌ای را به رياست حجت الاسلام ابوترابی فرد نايب رييس مجلس تشکيل داد تا حقايق اتفاقات آن شب را پيگيری نمايد و طی گزارشی به مجلس ارائه کند. اما با گذشت بيش از يک سال از آن ماجرای تلخ هم‌چنان وقايع کوی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و گزارشی از سوی کميته مذکور به مجلس ارائه نشده است.



الياس نادران نماينده مردم تهران و يکی از اعضای کميته حقيقت‌ياب وقايع کوی و مجتمع سبحان امروز اعلام کرد که اگر مسئولين در رابطه با آن حادثه اظهار نظر نکنند، اسناد و مدارک خود را شخصا در اختيار رسانه‌ها قرار خواهد داد.



نادران در گفت و گو با ”جهان“ گفت: «واقعاً جای تأسف و گلايه دارد که ابعاد اين پرونده پس از ماه‌ها گذشت از حادثه صورت گرفته، هنوز برای مردم باز نشده است.»



وی افزود: «نمي‌دانم آقايان چه بهانه‌ای برای عدم اطلاع رسانی در اين پرونده دارند. رسيدگی سريع و برخورد قاطع با عوامل اين پرونده يکی از نقاط مثبت حوادث پس از انتخابات است.»



اين نماينده مجلس تاکيد کرد: «اهمال و سستی مسئولين در بيان جزئيات اين پرونده و افشای عملکرد متخلفينی که احکام قضائی نيز دريافت کرده‌اند، باعث شده برخی تصور کنند نظام و دستگاه قضائی و کميته پی گيری حوادث در اين رابطه کم کاری کرده است.»



با وجود اين‌که مجلس شورای اسلامی درباره حوادث کهريزک اقدامات مناسبی را صورت داد و گزارش مقصران آن فاجعه را ارئه کرد اما تاکنون گزارش وقايع تلخ کوی دانشگاه و مجتمع سبحان را ارائه نکرده است تا راز اتفاقات کوی هم‌چنان سر به مهر باقی بماند.



در همين رابطه کاظم جلالی سخنگوی کميسيون امنيت ملی مجلس در گفت و گو با خبرنگار فرارو اعلام کرد که اگر گزارش کوی مدون شود بسيار کار ساز خواهد بود.



گفت و گوی کوتاه فرارو با آقای جلالی به اين شرح است:



آيا به نظر شما بهتر نيست که هر چه سريعتر گزارش کوی ارائه شود و ابعاد اين ماجرا روشن شود؟

من قائلم که بايد گزارش واقعه کوی ارائه مي‌شد و خود بنده پيگيري‌های زيادی در اين رابطه داشتم که گزارش به نوعی ارائه شود و بارها هم خدمت رياست محترم مجلس عرض کردم که اگر گزارش به نوعی مدون شود بسيار کارسازتر است.



اما مسئوليت کار بر عهده تيمی به سرپرستی حجت الاسلام ابوترابی است قاعدتا مسئله را با ايشان مطرح کنيد خيلی بهتر خواهد بود.



آقای نادران امروز گفتند که اگر مسئولين در رابطه با وقايع کوی اظهار نظر نکنند شخصا افشاگری مي‌کنند. آيا افشاگری کار ساز است؟

نيازی به افشاگری نيست. آقای نادران عضو همان گروه پيگيری قضيه بودند. همان گزارش تهيه شود خيلی کار مناسبی است.



البته آقای نادران برای تهيه گزارش پيگيري‌هايی را صورت دادند اما به هر حال توصيه من به آقای نادران اين است که گزارش به نوعی تهيه شود و ارائه گردد.



آقای نادران طوری اظهار نظر کردند که گويی کسی يا گروهی مانع از ارائه گزارش کميته است. آيا برای ارائه گزارش محدوديتی وجود ندارد؟

نه، اين مسئله وجود ندارد. اصل مسئله اين است که اصلا گزارش تهيه نشده است بخش‌های از آن گزارش وجود دارد و در ذهن همه ما هست.



در زمان خودش کار خيلی خوب پيگيری شد. دوستان کميته ايفای نقش کردند و در همان روز حادثه در کوی دانشگاه حاضر شدند و جلسات مفصلی با مسئولين مختلف داشتند و دانشجويان را با سرعت از بازداشتگاه ازاد کردند و درکل اقداماتی که در آن مقطع انجام شد مناسب بود.



اما آن چه‌که الان امروز نقد به آن وارد است اين است که چرا گزارش تهيه نشد. بارها ما پيگيری کرديم اما به هر حال مسئوليت کميته بر عهده حاج آقا ابوترابی بود و قاعدتا ايشان بايد تشکيل جلسه دهند و گزارش نوشته شود و در کميته به تصويب برسد.



عين همان کاری که ما درباره کهريزک در کميته‌ای که از سوی کميسيون امنيت ملی مسئول پيگيری ماجرا بود و بنده در آن کميته حضور داشتم انجام داديم.



من هم تصور می کنيم که اين برای کميته يک ضعف است که تاکنون نتوانسته است گزارش خود را ارائه کند.


27 خرداد 1389    09:26
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   secular
ای-ميل:  
12:15 27 خرداد 1389
قدردانی از استاد منوچهر  مالی

علی اصغر سلیمی

بسیار سرافراز و خوشحالم که امروز در بزرگداشت مصدق بزرگ به نمایندگی از  انب برگزارکنندگان این مراسم از استاد منوچهر  مالی، که به فرهنگ و فلسفه ایران خدمات شایسته ای ارائه داده اند، یاد و قدردانی کنم.



منوچهر  مالی از  مله پرکارترین و بر سته ترین پژوهشگران ایرانی است که در دهه های اخیر ١٢ کتاب، رساله و نوشته های گوناگون در زمینه های: فرهنگ ایرانی، فلسفه، تاریخ، زبانشناسی، تاویل و تفسیر متون شاهنامه، بندهشن، اوستا، اندیشه ها و آ«ار خیام، عطار، مولانا، صائب تبریزی و ... به رشته تحریر کشیده است.



منوچهر  مالی متولد بهمن ١٣ ٧ در کاشان است و اکنون ٨٢ سال از عمرش میگذرد. گستردگی اندیشه، غنای کاربردی واژه ها، گشودگی مرزهای تبیین و استدلال، ت سم و تصور در شناخت گسترده و باز آفرینی فرهنگ مهری و مردمی ایران، صراحت و شفافیت های کلام، درهم آمیختگی فرزانگی و خردمندی با دلیری و بیباکی در بیان اندیشه ها از ویژگی های استاد  مالی است



منوچهر  مالی از  مله اولین منتقدانی بود که پس از انقلاب ١٣٥٧ و ت ربه تلخ تاریخی قدرت گیری رژیم  مهوری اسلامی و پایه گذاری رژیم ولایت فقیه به نقد فلسفی و ا تماعی و سیاسی این رژیم پرداخت. وی به بنیان گذاران و پیروان انواع دیگر اسلام راستین هشدار داد که خود را نفریبند و بدنبال خوانش دیگری از اسلام در راستای کسب قدرت، نروند. وی در آ«ار خود مشروحا خاطر نشان کرد که دینی که مدعی برپایی حکومت و کسب قدرت و از آن طریق به سعادت رساندن انسانها را رسالت خود قرار داده است و برپایی هرگونه حکومت دینی چیزی  ز فریب مردم و تکرار ت ربه شکست خورده تاریخ نیست



استاد  مالی پایه ریزی حکومت اسلامی و قدرت فقها در ایران را نه یک حاد«ه غریب تاریخی، بلکه نتی ه منطقی و تاریخی رسوخ اندیشه های خلافت و امامت در بین ایرانیان نامیده و مبرمیت و ضرورت کار فلسفی و فرهنگی و نقد پیگیرانه و همه  انبه این اندیشه ها را برای بهروزی و سعادت انسان ایرانی و ایران آینده در دستور کار قرار میدهد. وی همزمان با قدرت گیری رژیم  مهوری اسلامی هشدار میدهد که دین موبدان و زرتشت و خلافت چند صد سالانه امویان و عباسیان و تشیع صفوی و سپس رژیم  مهوری اسلامی چیزی  ز فریب، خشونت و نابسامانی بهمراه نخواهد آورد. از این رو وی خواهان بازگشت دین اسلام و هر دین و بینش دیگر به حوزه های خصوصی انسانها و محدود ماندن آنها در آن حوزه ها میباشد



منوچهر  مالی در کنار نقد حکومت دینی و هر حکومت ایدئولوژیک، تمام مکاتبی که خود را صاحبان انحصاری و مطلق حقیقت می شمارند را نیز به بوته نقد و انتقاد کشیده است. وی برای دست یابی به حقیقت و نوزائی انسان و اندیشه آزاد به تلاشها و آزمایشهای خودزائی و خودآفرینی پرداخته و مینویسد که پیام خداوند مهر چنین است: حقیقتی که خود ب وئی و با آن زندگی کنی، بهتر از زندگی کردن با حقیقت و معرفت منست



استاد منوچهر  مالی در تعدادی از کتاب و رساله هایش به تبیین زندگی در این گیتی کوشیده است. وی احترام به  ان انسانی (قداست  ان) را پایه و مایه و بنیاد فرهنگ مردمی ایران میداند و می اندیشد که این ایده و سراندیشه میتواند در پایه گذاری و پی ریزی حکومت دموکراسی به ایرانیان یاری رساند. ایرانی نه در تقلید از اندیشه های غربی و نه در تابعیت از اسلام، بلکه در کاوش، آموزش و فراگیری فرهنگ مردمی ایران و خودزائی حقیقت خویش میتواند به ساختن خود مستقل و  امعه ای آزاد و گیتی گرا و خرم نهاد و شادزی دست یازد



امید که ایرانیان و از  مله شرکت کنندگان در نشست ١٢٨مین زادروز دکتر مصدق در خواندن آ«ار فلسفی و فرهنگی استاد  مالی، به عنوان یکی از پژوهشگران و فیلسوفان پرکار دوره سی ساله اخیر، بکوشند و نیز با این امید که  وانان میهنمان در پایان نامه های تخصیلی آینده خود به این اندیشه ها و کتابها پرداخته، از این گن ینه غنی فلسفی و فرهنگی بهره مند شده تا در ساختن ایرانی آزاد و دموکراتیک و سکولار و آباد این آموزشها را به نحو شایسته ای بکار بندند



با آرزوی شادمانی و تندرستی برای استاد  مالی، لوح تقدیر اهدائی برگزارکنندگان به ایشان، که شامل تصویری از دکتر مصدق با زیرنویسی است، برای ایشان ارسال خواهد شد.

علی اصغر سلیمی

کلن، پن م ژوئن 2010 میلادی



------------------------------------------------



دوستان گرامی که دراین ان من بیاد زاد روز بزرگمرد ایران دکترمحمد مصدق گرد آمده اید ، به همه شادباش میگویم و پیروزی وبهروزی همه را خواهانم

با مصدق ، تنها یک  نبش سیاسی درایران روی نداد . اگرچه ،  نبش او، به عنوان یک  نبش سیاسی ، آغازشد . ولی  نبش مصدق ، سراسرگستره های زندگی ا تماعی وفکری واخلاقی ایران فراگرفت و سخت تکان داد و همه را تا ژرفای و ودشان برانگیخت .



اینست که مطالعه  نبش مصدق ، ازدیدگاههای سیاسی واقتصادی ، ازهمان بُن، گرفتار تنگی دید واشتباه میگردد . آنچه را مصدق درژرفای روان ایرانیان انگیخت ، بیش ازاقدامات محدود تاریخی او بود .



اینست که آنچه درسیرتاریخ رویداد، برآیندهای فراسوی تاریخ را داشت ودارد وخواهد داشت . بانگ آزادیخواهی واستقلال ودلیری و استواری و سرخم نکردن او ، مرا که درعنفوان  وانی بودم ، سخت برانگیخت .



من ازهمان آغاز، متو ه شدم که رسیدن به آرمانهای او ، که ابعاد« فراتاریخی» داشت ، نیاز به تفکرمستقل ایرانیان دارد که ازسرچشمه فرهنگ خود ایران  وشیده باشد .



ازآن پس ، من ، سرمایه عمرم را هزینه کردم تا کاری را که مصدق درگستره سیاست واقتصاد آغازکرده بود ، درگستره فلسفه وفرهنگ ادامه بدهم . تحصیلات من در دانشگاههای مختلف آلمان در بخشهای فلسفه وعلوم ا تماعی ودینی و سیاسی ، مرا به این نکته رسانید که تفکرمستقل و آزاد ایرانیان ، فقط وفقط برپایه فرهنگ اصیل ایران ممکنست .



ازافکار غرب وشرق با ید انگیخته به آفرینندگی درفرهنگ خود شد . وگرنه با « کپیه کردن ازغرب » ، به استقلال خود که بیش از استقلال سیاسی است ، نخواهیم رسید . استقلال حقیقی ما ، دراستقلال فرهنگی ماست .



من درپژوهشهایم که دهه ها ازعمرم را صرف آن کردم ، متو ه شدم که فرهنگ اصیل ایران ، در باززائی ایران ، همان نقشی را بازی خواهد کرد ، که فرهنگ یونان در غرب کرده است . ما باید درفرهنگ خود ، باز زائیده بشویم .



با پیمودن راههای دراز وسرگشتگی درپیچ وخمها واشتباهات وتصحیحات فراوان ، متو ه شدم که « فرهنگ اصیل ایران » ، غیر از« تئولوژی زرتشتی » وغیر از « آموزه خود زرتشت » است . و آنچه ما درآ«ارومنابع ب ای مانده داریم ، روایاتی است که از دیدگاه زرتشتی ازفرهنگ اصیل ان ام پذیرفته است .



برای من بسیار دردناک بود که از زرتشت انتقادکنم ولی برای شناخت حقیقت وبزرگی ایران ، باید این سختدلی را داشت . انتقاد ازاو ، مانند زخمگین کردن خودم بود . ازسوی دیگر، متو ه شدم که میان « تاریخ سیاسی ایران » و « فرهنگ مردمی ایران » ، ورطه ای بسیارژرف هست . با مطالعات د رتاریخ قدرتمداران ایران ، نمیتوان فرهنگ اصیل ایران که درست متضاد با آنست ، کشف کرد . با شناخت این نکات بسیار مهم ، کوشیدم که در آغاز« معیارهائی » را بیابم که این متون ، برای انطباق دادن به آموزه زرتشت ، تحریف ومسخ شده است . همچنین آهسته آهسته اختلافات آموزه خود زرتشت را بافرهنگ ایران ، یافتم . ازاین راهست که میتوان اندیشه های زرتشت را فهمید . چون اندیشه های زرتشت ، رویاروی آن فرهنگ ، ودرمبارزه با آن فرهنگ ، به و ود آمده وعبارت بندی شده است .



با پیگیری این اندیشه ها ، آهسته آهسته ، دروازه بزرگی به فرهنگ باشکوه ومردمی ایران برایم بازشد که هرایرانی دربرخورد با آن ، گرفتار همان شگفت وناباوری میشود که خود من شده ام . من یقین دارم که ایران آینده ، بربنیاد این فرهنگ ، که فرهنگ آزادی وانسانیت وفردیت وا تماعیست ، به استقلال وشکوه وبزرگی نوینی خواهد رسید . این فرهنگ ، وارونه آنچه پنداشته میشود ، ناسیونالیست نیست، بلکه یک فرهنگ  هانیست ، ومنشور کورش کبیر، فقط رد پائی ازاین آرمانهای مردمی میباشد . من براین باورم که تنها با اتکاء به فرهنگ اصیل ایرانست که میتوان قدرت علمای دینی را درایران ، مهارکرد ، وگرنه روشنفکران ، با کاربرد چند اندیشه وام کرده از غرب ، باز ازنو شکست خواهند خورد ، و به دموکراسی ، دست نخواهند یافت . دموکراسی وحقوق بشر وسکولاریسم ، نیاز به یک فرهنگ مردمی دارد که زندگی ا تماعی وسیاسی و اقتصادی وحقوقی را برتصویری ازانسان بگذارد که خردانسان را اندازه حکومت بکند .


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد.مجوز نصب دوربين مدار بسته در مدارس صادر شد

خبرگزاری هرانا - دبير شورای عالی آموزش و پرورش از صدور مجوز نصب دوربين مداربسته در مدارس و قانونی شدن آن خبر داد و گفت: طبق اين بخشنامه مديران مدارس می توانند دوربين های مداربسته را تنها از منظر حفاظت از اموال و مکان های حساس و خطرناک مدارس نصب کنند.



مهدی نويد ادهم در گفتگو با مهر با اعلام اين خبر افزود: طبق هماهنگی هايی که با مسئولان وزارت آموزش و پرورش داشته ايم امکان نصب دوربينهای مداربسته به شکل قانونی در مدارس فراهم شد.



نصب دوربينهای مداربسته از سال گذشته در حالی در برخی از مدارس تهران به دليل کمبود معاونت انضباطی برای کنترل دانش آموزان آغاز شد که هيچ قانون و مقرراتی در آموزش و پرورش در اين باره وجود نداشت.



دبيرشورای عالی آموزش و پرورش ادامه داد: طبق بخشنامه صادر شده مديران مدارس می توانند دوربينهای مداربسته را تنها از منظر حفاظت از اموال و مکانهای حساس و خطرناک مدارس نصب کنند و به هيچ وجه اجازه نصب آن را در کلاس درس ندارند.



در پی نصب دوربين مدار بسته در مدارس، مسئولان وزارت آموزش و پرورش نسبت به اين موضوع واکنشهای متفاوتی را داشتند. اغلب آنها معتقدند که نصب دوربينهای مداربسته تبعات منفی تربيتی در دانش آموزان همچون پنهان کردن شخصيت واقعی دانش آموز و دوگانگی شخصيتی آنها را به دنبال دارد.



نويد ادهم در پاسخ به اين سئوال که " آيا مديران مدارس اجازه نصب دوربين در راهروهای مدارس را دارند؟" نيز گفت: در راهروهايی که امکان لغزش و آسيب رسانی فيزيکی به دانش آموزان است امکان نصب دوربين وجود دارد.



دبير شورای عالی آموزش و پرورش با تاکيد بر اينکه نصب دوربينهای مداربسته به هيچ وجه جنبه انضباطی و کنترلی دانش آموزان را ندارد، تصريح کرد: مخالفتهايی که از قبل نيز بر روی اين موضوع وجود داشت به قوت خود باقی است و نصب دوربين در کلاسهای درس برای ملاحظات تربيتی به هيچ وجه مورد تاييد نيست.



نويد ادهم درباره اينکه " در اين بخشنامه برای برخورد با مديران متخلف که استفاده های انضباطی از دوربين می کنند در نظر گرفته شده است؟" نيز گفت: آيين نامه انضباطی نيز در اين باره تهيه شده و تمام جوانب را در نظر گرفتيم و از اين لحاظ خلا قانونی وجود ندارد.



همچنين "جواد مرتضی زاده" مديرکل ارزيابی عملکرد و پاسخگويی به شکايات مردمی آموزش و پرورش شهر تهران گفت: نصب دوربينهای مداربسته در مدارس با هماهنگی حراست منطقه و سازمان آموزش و پرورش انجام می شود.



نظر افزودن جديد






27 خرداد 1389    09:22
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
16:07 28 خرداد 1389
نابود باد ماشین سرکوب و خفقان رژیم سرمایه داری  مهوری اسلامی


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

27خرداد.محافظ و شاگردان مجتبی خميني، صحنه گردان تهاجم به بيت مراجع در قم



جرس:شنيده های خبرنگار جرس از حوزه علميه قم حکايت از آن دارد که مامور پيراهن سفيدی که در جلوی حسينه شهدا (حسينيه مرحوم آيت الله منتظری که 12 سال است به شکل غيرقانونی در تصرف عدوانی حکومت است) و جنب بيت آيت الله صانعی در حال سخنرانی تحريکی بسيجی ها و لباس شخصى هاست، يکی از اعضای تيم محافظ حجت الاسلام سيد مجتبی خامنه ای (وليعهد مقام رهبری) است. دو طلبه معممی که در کنار وی هستند نيز از شاگردان سيد مجتبی هستند و در درس وی در مدرسه فيضيه ديده شده اند.



با توجه به سفر محرمانه آقای خامنه ای در روز شنبه 22 خرداد به قم و ناکامی وی در کسب رضايت مراجع برای سرکوب بيشتر، ساعتی بعد به بهانه سفر حجت الاسلام مهدی کروبی و ملاقاتش با آيت الله صانعی دستور حمله به بيوت مراجع معترض با همکاری اداره اطلاعات قم، دادگاه ويژه روحانيت، تيپ 83 امام صادق، بسيج و سپاه زير نظر سيد مجتبی خامنه ای صادر شد



لحن بی ادبانه اين محافظ سيد مجتبی درباره آيت الله صانعی و بويژه حجت الاسلام سيد حسن خمينی نشانه از کينه عميق و حسادت شخصی کارگردانان اين نمايش تاسف برانگيز دارد. جلسه درس سيد حسن به لحاظ کمى و کيفی از يکی دروس مطرح سطح عالی حوزه قم است، در حالی که جلسه درس سيد مجتبی خامنه ای چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کيفيت از رونق لازم برخوردار نيست. انتشار نخستين کتاب سيد حسن (که برای اولين بار خبرش توسط آيت الله صانعی منتشر شد) نيز بر خشم رقبای سيد حسن افزوده است



هفت هشت سال قبل خبری در محافل سياسی تهران منتشر شد مبنی بر اينکه آقای خامنه ای يک شوراى سه نفره را برای رهبری آينده کشور زير نظر دارد: سيد حسن خميني، شيخ صادق لاريجانی و پسرش سيد مجتبی خامنه ای. سير حوادث بعدی و افشای نام سيد مجتبی در نامه مهدی کروبی در سال 1384 براى نخستين بار باعث شد که سيد مجتبی نسبت به سابق بيشتر تقيه کند. از اين سه نفر شيخ صادق بدون کمترين تجربه قضائی رئيس قوه قضائيه شد. با شروع جنبش سبز سيد حسن به معترضان متمايل شد و اکنون مقام رهبری و سپاه پاسداران به آينده رهبری ايران می انديشند. عمليات 14 خرداد مرقد آيت الله خمينی و 23 خرداد قم کنار زدن مهمترين رقيب رهبر آينده را در دستور کار خود داشت








26 خرداد 1389    01:06
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:55 29 خرداد 1389
م تبی خامنه ای مگه  ز فتنه و فساد چیز دیگه هم بلده که بخواد شاگرد هم داشته باشه؟خاک بر سر اونی که میخواد از م تبی خامنه ای چیزی یاد بگیره.


نام:  
ای-ميل:  
00:28 28 خرداد 1389
من نمیدانم که ما چرا باید پیرو افرادی که قبولشان نداریم چرا باید به اخوند  ماعت فکر کنیم

نام:  
ای-ميل:  
11:43 27 خرداد 1389
چه فرق میکنه سگ زرد برادر شغاله اینها همشون سروته یک کرباسند. خمینی خامنه ای همشون  نابتکار آدمکشند ماترکشون هم همینطور. گندم از گندم بروید  و ز و.....

نام:   آراز
ای-ميل:  
03:33 27 خرداد 1389
دوستان گرامي سايت روشنگري! در تيتر خبر اشتباهاً ب اي م تبي خامنه اي، م تبي خميني نوشته شده است.

http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



29 خرداد 1389    22:12
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد