www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 26خرداد/

26خرداد.گزارش ختنه زنان:100 تا 140 ميليون زن ختنه شدهدر دنيا/ بيش از 70 درصد زنان در برخی مناطق کردستان عراق ختنه شده اند.


26خرداد.اعتراف فرمانده پليس به صحت فيلم کوی دانشگاه و احتمال اختلاف بين پليس و سپاه

26خرداد :بيانيه بيش از ششصد نفر از فعالان جنبش زنان به مناسبت 22 خرداد

26خرداد :نصب دوربين مداربسته در مدارس

26خرداد :کاهش 50 ميليونی مخاطبان سينمای ايران

26خرداد :فيلترينگ دسته جمعی برخی وبلاگهای ادبی فارسی

26خرداد :محسن آرمين يک هفته پيش از بازداشت: بحران حل نشده؛ آقايان از ترس خواب آشفته می بينند

26خرداد :ادامه يافتن شکنجه هاى وحشيانه زندانيان بى دفاع در بند 1 زندان گوهردشت کرج

26خرداد :در آستانه برگزاری سالگرد شهادت مصطفی غنيان: دور تازه فشارهای نهادهای امنيتی و قضايی مشهد بر فعالين دانشجويی اين شهر

26خرداد :نامه خامنه ای به مجلس برای توقف پی گيری پرونده فساد رحيمی

26خرداد :تجمع دانشجويان در سالگرد حمله به دانشگاه

26خرداد :۵۶ کشور جهان با امضای بيانيه‌ای در شورای حقوق‌بشر سرکوب معترضان در ايران را محکوم کردند.

26خرداد :اطلاعيه مطبوعاتی شماری از فعالين مدني، سياسی و مدافعان حقوق بشر به منظور گراميداشت ياد اعدام شدگان ۱۹ اردی بهشت ماه

26خرداد :باران هاى اسيدى جنگلهاى سواد کوه(ناشى از فعاليت کارخانه کک‌‌سازى)

26 خرداد: احمدی نژاد و حضور سرنشين زن در اتومبيل وی

26خرداد :نرگس محمدی: اعتصاب غذا خواهم کرد

26خرداد :لاريجانی: دولت غني‌سازی ۲۰ درصد را آغاز کند

26خرداد :مراسم سالگرد شهادت کيانوش آسا روز گذشته در شهر کرمانشاه برگزار شد.

26خرداد.مريم زندی در اعتراض به سرکوب همکارانش نشان عکاسی وزارت ارشاد را نپذيرفت.

26خرداد: لاريجانى: درصورت بازرسى کشتی های ايرانی به خدمت كشتي‌هاى آنان خواهيم رسيد

26خرداد.اعتراض ۵۶ کشور به 'سرکوب' اعتراضات خيابانی در ايران

26خرداد.وزير اطلاعات از بازداشت اعضای دو تيم سازمان مجاهدين خلق در تهران خبر داد



26خرداد.اعتراف فرمانده پليس به صحت فيلم کوی دانشگاه و احتمال اختلاف بين پليس و سپاه

بی بی سی

فرمانده نيروی انتظامی ايران اخيرا با تائيد صحت فيلم سه ماه پيش به نمايش در آمده از شبکه بی بی سی در مورد حمله به کوی دانشگاه تهران، از مقصر قلمداد شدن نيروهای پليس در اين فيلم انتقاد کرد.



اسماعيل احمدی مقدم در مصاحبه با شماره خرداد ماهنامه "سروش" در مورد فيلم به نمايش درآمده از تلويزيون بی بی سی در اوايل اسفند ماه گفت: "اين فيلم صحت دارد ولی شما همان فيلم را اگر نگاه کنيد مي‌بينيد آن را به نفع خودشان قطع و وصل کرده اند و صداگذاری روی آن با حوادث صحنه نمي‌خواند و پليس مردم را مي‌زند و لباس‌شخصي‌ها مي‌گويند نزن، در حالی که صحنه برعکس است. لباس شخصي‌ها مي‌زنند، پليس از دستشان مي‌گيرد و مي‌آورد."



سرتيپ احمدی مقدم در اظهارات خود، که در آستانه سالگرد حمله به کوی دانشگاه تهران منتشر شده، بدون توضيح بيشتر، کسانی را متهم کرده که بر روی فيلم "به نفع خودشان" صداگذاری کرده اند.



در اظهارات فرمانده نيروی انتظامی مشخص نيست که چه کسانی به صدا گذاری روی فيلم متهم شده اند؟ شبکه ای که فيلم را منتشر کرده؟ اين فرمانده مرجع ضمير "خودشان" را به صراحت مشخص نمی کند، اما در ادامه اظهارات خود توضيحی می دهد که منظور او را روشن تر می سازد. وی می گويد در فيلم "پليس مردم را مي‌زند و لباس‌شخصي‌ها مي‌گويند نزن" در حالی که واقعيت به گفته وی - برعکس است: "لباس شخصي‌ها مي‌زنند، پليس از دستشان مي‌گيرد و مي‌آورد."



بنابر اين به گفته سرتيپ احمدی مقدم، کسانی که فيلم حمله به کوی دانشگاه به نفع آنها "صداگذاری" شده است، "لباس شخصی" هايی هستند که به گفته وی "مردم را می زنند"، اما به غلط، وانمود می شود همين ها هستند که دارند به پليس می گويند "نزن".



بعد از انتشار فيلم حمله به کوی دانشگاه، سايت بی بی سی اعلام کرد که اين فيلم، در روز يکشنبه ۲ اسفند و از سوی فرستندگانی ناشناس به اين رسانه ارسال شده است. اين، دقيقا همان روزی بود که در آن، عزيزالله رجب زاده، فرمانده پيشين نيروی انتظامی تهران بزرگ در مراسم توديع خود مدعی شد که در مدت مسئوليت او، پليس حتی يک نفر را نکشته است. وی افزود که "بعد از انتخابات، پليس تمام امکانات خود را در اختيار قرارگاه ثارلله سپاه قرار داده و اين قرارگاه مسئول امنيت تهران بود".



اين اظهارات، به معنی سلب مسئوليت از پليس و مسئول دانستن انحصاری سپاه پاسداران و بسيج در خشونت های خبرسازی بود که بعد از انتخابات رياست جمهوری عليه معترضان به نتايج انتخابات صورت گرفت.



برخی ناظران، ارسال فيلم حمله به کوی دانشگاه به يک شبکه تلويزيونی پربيننده را از سوی فرستندگان ناشناس، واکنشی به اظهارات عزيزالله رجب زاده در مراسم توديع خود دانستند. به ويژه آن که در بخشی از فيلم، صدای کسی می آمد که می گفت حمله با دستور تيمسار رجب زاده انجام شده است. همچنين، مشخص بود اين فيلم، با موبايل و به طور مخفيانه گرفته نشده و فيلمبردار، خود را از نيروهای عملياتی پنهان نکرده است.



گفته های اخير فرمانده نيروی انتظامی در مورد فيلم حمله به کوی دانشگاه، گمانه زنی های ناظر بر اختلافات داخلی نيروهای امنيتی جمهوری اسلامی را بر سر مسئوليت اين حمله تقويت می کند.



البته هنوز نمی توان با اطمينان گفت که آيا از پرده برون افتادن فيلم حمله به دانشجويان در تهران، قطعا حاصل اختلافاتی از اين نوع بوده است يا نه.



اما يک چيز قطعی است: در حالی که پيشتر، مقام های حکومتی ايران فيلم حمله به کوی دانشگاه تهران را حاصل "مونتاژ" تصويری دانسته بودند، اکنون فرمانده نيروی انتظامی به صراحت اعتراف می کند که اين فيلم "صحت دارد"



در واقع، گذشته از آن که در شب حمله به کوی دانشگاه چه کسی به چه کسی گفته باشد "نزن"، و آن که آيا اساسا چنين چيزی گفته شده باشد يا نه، اين که فرمانده پليس ايران صحت صحنه های به نمايش درآمده در فيلم را تاييد می کند، موضوع مهمی است. چرا که فيلم مربوط به حمله، شدت خشونت ماموران پليس را عليه دانشجويان نشان می دهد، و اهميت اين موضوع، قابل مقايسه با آن نيست که کدام کلمات بر زبان نيروهای پليس يا لباس شخصی جاری شده باشد. همان طور که در صدها صحنه ديگر ضرب و شتم معترضان توسط پليس و لباس شخصی ها در خيابان ها نيز، درک ميزان خشونت ضاربان، بی نياز از شنيدن صدای آنها ممکن بوده است.



سه هفته بعد از حمله به کوی دانشگاه تهران، محمدعلی جعفری فرمانده سپاه پاسداران با اشاره به "خرابکاری" و حمله "گروه های تندرو" به کوی دانشگاه گفت: "همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، گروه ويژه‌ای برای بررسی اين موضوع تشکيل شده و احتمال مي‌دهيم تا پايان اين ماه [تير ۱۳۸۸] دادگاهی مخصوص اين عوامل تشکيل شود."



اکنون، بيش از ۱۱ ماه از زمان انتشار اظهارات فرمانده سپاه می گذرد و هنوز "دادگاه مخصوص" رسيدگی به حمله به کوی دانشگاه تهران تشکيل نشده است.



احتمال دارد که چنين دادگاهی هرگز برگزار نشود. اما در صورت برگزار شدن، اعتراف فرمانده پليس ايران در مورد صحت فيلم حمله به کوی دانشگاه، در آن با اهميت خواهد بود




26 خرداد 1389    23:06
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :بيانيه بيش از ششصد نفر از فعالان جنبش زنان به مناسبت 22 خرداد

ادوارنيوز: بيش از 600 نفر از فعالان جنبش زنان، همزمان با سالگرد 22 خرداد، روز همبستگی جنبش زنان ايران، بيانيه ای صادر کرده اند.



به گزارش ادوارنيوز در اين بيانيه آمده است:



در 22 خرداد امسال جنبش دموکراسی خواهی مردم ايران در حالی نخستين سالگرد خود را گرامی می دارد، که اين روز برای جنبش زنان يادآور پنجمين سالگرد تلاشش برای بازگشت به خيابان ها، بيان صريح و ملموس مطالبات زنان و دعوت از همه اقشار جامعه برای همراهی در پيگيری آن هاست.







22 خرداد 84 فضای پيش از انتخابات رياست جمهوری برای مدافعان حقوق زنان ايران فرصتی فراهم کرد تا پس از سال ها، در اعتراض به ناديده گرفتن حقوق زنان در قانون اساسي، در مقابل دانشگاه تهران تجمع کنند و خواستار حقوق برابر جنسيتی شوند.







22 خرداد سال بعد، با فراخوانی گسترده تر به ميدان هفت تير آمديم تا اين بار از تضييع حقوق مان در قوانينی بگوييم که برآمده از همان قانون اساسی بود و هر زنی در زندگی روزمره با گوشت و پوست لمس شان می کرد. خواهان حق برابر در حضانت، طلاق و حق تصميم گيری برای ازدواج که زنان ايرانی از آن محروم هستند، شديم. از نابرابری در ارث، ديه و شهادت که زنان را نيم مردان ارزش گذاری می کند، گفتيم و از زنانی دم زديم که زير سايه وحشت از هوو زندگی می کنند. آمديم که بگوييم دختر نه ساله کودک است، مجازاتش نکنيد، آمديم تا به قتل های ناموسی اعتراض کنيم و بگوييم که ما هم در اين خانه حقی داريم.







پاسخ مان را با باطوم و بازداشت بيش از 70 تن از زنان و مردان برابری خواه، دادند. اما اين روز، سنگ بنايی شد برای کمپين يک ميليون امضا تا در سراسر ايران به سراغ زنان و مردانی از همه اقشار اجتماعی برويم و در پيمودن مسير طولانی و دشوار برابری جنسيتی همراهی شان را طلب کنيم. تلاشی که دستاوردش تنها تغييراتی محدود در قوانين ارث و ديه نبود، بلکه قوانين نابرابر را به بحثی هر روزه تبديل کرد و صدای خواست زنان را به گوش جامعه رساند.







22 خرداد ماه امسال برايمان فرصتی است تا نقش تاريخی جنش زنان در شکل گيری فرهنگ مطالبه محوری و بيان مسالمت آميز خواسته های اجتماعی در جامعه مدنی ايران را يادآوری کنيم. در سال گذشته که جنبش دموکراسی خواهی جانی دوباره گرفت، بسياری از فعالان حقوق زنان و نيز زنان روزنامه نگار، دانشجو، فعال حقوق قومی يا صنفی همچون مردان به جرم آزادی خواهی مجازات شدند. در آستانه 22 خرداد 89 نه تنها عاليه اقدام دوست يک سال و 6 ماه از سه سال حبسش را به اتهام شرکت در تجمع 22 خرداد 85 پشت ديوارهای اوين گذرانده، بلکه اعلام اجرای حکم دو سال حبس تعليقی بهاره هدايت حکايت از عزمی برای فرودآوردن شمشير احکام تعليقی است که سال هاست سايه اش بر سر فعالان مدنی ايران سنگينی می کند.







ما به عنوان جمعی از فعالان جنبش زنان ايران، خواهان پايان دادن به بازداشت و مجازات غيرقانونی همه فعالان مدنی بالاخص فعالان زن در بند هستيم و می خواهيم خواست حداقلی تساوی جنسيتی در کليه قوانين ايران تحقق يابد و اميد داريم که روزی به رويای مان برای دستيابی به جامعه ای برابر، عادلانه و بدون تبعيض دست يابيم.







امضا کنندگان به ترتيب حروف الفبا:







آتنا کيدو، آذر پژوهنده، آذر خوناني، آذر عفيف، آذر معصوم خاني، آذر مهرابي، آراز م. فني، آرزو آزادي، آرزو حسيني، آرزو عليان، آرش ايران دوست، آرش بهمني، آرش نصيری اقبالي، آرمان معماري، آرمان ميهن دوست، آريو ملکي، آزاد مراديان، آزاده اميري، آزاده خسروشاهي، آزاده دواچي، آزاده فرامرزيها، آزيتا رحيم پور، آزيتا رضوان، آسيه اميني، آلما قوانلو، آناهيتا ناهيد، آيدا ابروفراخ، آيدا سعادت، آيدا قجر، آينده آزاد







ابراهيم امدادي، ابراهيم مرادي، ابوالفضل اردوخاني، احترام شادفر، احمد زاهدی لنگرودي، احمد عبداللهي، احمد مساحي، احمد نجاتي، ارمغان عبيري، اسماعيل رضايي، افسانه دلخوش، افسر خديو، افشين زاهدي، اکرم ابويي، اکرم اديب کيا، اکرم عابدي، اکرم محمدي، الف. مير، الناز انصاري، الناز ميلاني، الهام احدي، الهام يزدي، الهه اماني، الهه واحدي، اميد ايران مهر، اميد کشتکار، اميد کوهي، امير رشيدي، امير صداقت، امير مسعود سعيد فر، امير معماريان، امير يعقوبعلي، اميرحسين محمدعلي، اميرحياتي، امين احمديان، اولدوز مؤدب، اويس اخوان، ايران اکتويست







بابک مخابري، بابک معزي، بابک نصيري، باراب آزاده، باران آزاده، بامشاد تابناک ، بانو صابري، بانو عابدين، برازجاني، برديا شفيعي، بلال مرادويسي، بنفشه جمالي، بنفشه حجازي، بنفشه سماواتي، بهار فرامرز، بهاره افقهي، بهاره بهبودي، بهاره ع.، بهاره علوي، بهداد بردبار، بهرام اسماعيل بيگي، بهروز سورن، بهروز فدائي، بهروزي، بهزاد لاهور پور، بهمن فره بخش، بهناز اميري، بهناز مهراني، بهنوش عامري، بيتا طاهباز، بيتا ياري، بيژن درقانی پارميدا ايراني، پدرام رضا زاده، پرتو نوری علا، پرديس درخشنده، پرستو اله ياري، پرستو حکمي، پرستو دوکوهکي، پروانه پرهيزکاري، پرويز مختاري، پرويز ميرمکري، پروين اردلان، پروين شاه، پروين ضرابي، پروين قاسمي، پروين ملک، پريسا كريمي، پری نامي، پريسا روشن فکر، پريسا کاکايي، پريسا کريمي، پريناز اتابکي، پژهان مختاري، پگاه احمدي، پوپک مهاجر، پوريا پشتاره، پويا عزيزي، پيمان امين مويد







تارا ابدالي، تارا احمدي، تارا سپهری فر، تارا عظيما، تراب مستوفي، ترانه روستا، تورج پشايی







ثريا ضرقامي، ثريا يوسفی







جلوه جواهري، جمشيد آيين دار، جمشيد اسدي، جمشيد قرجه داغي، جواد جمشيدي، جواد ملتي، جيم لطفی







حجت نارنجي، حسام ميثاقي، حسن بهگر، حسن شمعدوني، حسن نايب هاشم، حسين کريمي، حماسه غفاري، حميد آذر، حميد آزرم منش، حميد حميدي، حميد رفيع، حميد فريد، حميده باقرزاده، حميده دگمه ساز، حميده نظامي، حميده وطني، حنا رحيمي، حورا وکيلي، حييب قويدل







خديجه مقدم، خرسند ستوده، خسرو تجربه کار، خسرو خواجه نوري، خسرو دليرثانی







داريوش زندي، داوود مقدوري، دريا نيرويي، دکتر جمال اديب، دکتر علی گوشه، دکتر م. انصاري، دکتر هما بديهيان، دلارام علي، دنيا اکبري، دنيا راد







رامش کياني، رامين امن گستر، رامين محمودي، رزا حسامي، رزيتا حسني، رزيتا رجايي، رضا احمدي، رضا اکوانيان، رضا بيگان، رضا ترابي، رضا شاه حسيني، رضا شاهين، رضا فانی يزدي، رضا قاسمي، رضا کريمي، رضا گوهرزاد، رضا هيوا، رضاشاه حسيني، رضوان مقدم، رقيه رضايي، رها سربلند، رها عسگری زاده، روبان تبريزي، روجا بندري، روجا فضائلي، روجا لطفی نژاد، روزبه شفيعي، رويا ايراني، رويا پاکزاد، رويا ربيعي، رويا طلوعي، رويا کاشفي، ريحانه جديدفرد، ريحانه مهری







زارا امجديان، زهرا داوري، زهرا رضايي، زهرا سعيدزاده، زهرا عامري، زهرا قنبري، زهرا مداح، زهره ارزني، زهره اسدپور، زهره اسدي، زهره شجاعي، زويا اسکندريان، زينب پيغمبرزاده







ژيلا تاد، ژيلا گلعنبر، ژينا مدرس گرجی







س ثمري، ساحل پروانه، سارا حلم زاده، سارا زارع، سارا قاسمي، سارا کريمي، سارا محمدی اردهالي، ساره ابراهيمي، سامان رحماني، سپهر عاطفي، سپيده سقفيان، سپيده قدرت، سپيده لرستاني، سپيده يوسف زاده، ستاره سجادي، ستاره هاشمي، ستايش حسن پور، سجاد عزيزخانی ، سحر رضازاده، سحر مفخم، سحر نجاتي، سعديه ميرکي، سعيد جعفري، سعيد حبيبي، سعيد موسوي، سعيد نعيمي، سعيد ِييوندي، سعيده اسلامي، سلماز مقدم، سلمان سبز، سلمان کوشا، سمانه عابديني، سمانه فريد، سمانه موسوي، سمير گرشاسبي، سميرا لشکري، سميه جودکي، سميه خواجوندي، سميه رشيدي، سميه شيرمحمدي، سميه فريد، سهيل دولتشاهي، سهيلا حقيقت، سهيلا ستاري، سهيلا شغفي، سودابه فرّخ نيا، سوده راد، سوری کعبي، سوسن شعباني، سوسن ضرابي، سوسن طهماسبي، سوسن کيايي، سوفيا صديق پور، سولماز احمري، سولماز اسدي، سولماز شريف، سياوش منتظري، سياووش جليلي، سيد اردشير آل داود، سيروس ندايي، سيما حسين زاده، سيمين کريمي‌، سيمين مرعشی







شادی صدر، شاهين انزلي، شبنم چهره، شراگيم زند، شفق رحماني، شقايق شريف، شقايق کمالي، شکوفه اکبري، شکوفه اميري، شکوه ميرزادگي، شمس تولايي، شمسی فروغيان، شهاب الدين شيخي، شهاب فيضي، شهرام صادقي، شهربانو جانعليپور، شهرزاد آل داود، شهرزاد ارشدى، شهرزاد بهمني، شهره موحدي، شهروز فزوني، شهلا ابقري، شهلا بهاردوست، شهلا محسني، شيرين اردلان، شيرين اکبري، شيرين دخت نورمنش، شيرين دليلي، شيرين فاميلي، شيما فرزادمنش، شيما کلباسي، شيوا بديهي، شيوا بديهی نژاد، شيوا نوجو







صادق نقاش‌زاده، صبری نجفي، صدرالدين زاهد، صديق جعفرپور طاهريان، صديقه مقدم، صفيه ناظر زاده، صنم محجوب







ط. مينويي، طاهر رهبري، طاهره خرمي، طه ولى زاده، طيبه علی رضايي، طيبه عليرضايی







ظريفه نصيری







عباس مظاهري، عزيزه اسدي، عسگر داوودي، عسل اخوان، عسل حضرتي، عشا مومني، عطيه وحيدمنش، على معيني، عليرضا فقاهتي، علی اصغر ذوالقدر، علی اوحدي، علی تهراني، علی جمالي، علی ستاري، علی سعيدي، علی شاکري، علی صمد، علی عبدي، علی فتوتي، علی نديمي، عليرضا کاظمی







غزال اميري، غزل حلم زاده







ف.هاشمي، فائزه ضيائي، فائقه اشکوري، فاطمه پيغمبرزاده، فاطمه خاکسار، فاطمه خاني، فاطمه خوشرو، فاطمه رضايي، فاطمه صابري، فاطمه صبحي، فاطمه غلام رضايي، فاطمه فرهنگ خواه، فاطمه کيان ارثي، فاطمه مقدم، فتانه کيان‌ ارثي، فتانه ميرزازاده، فخری شادفر، فرح خليلی نژاد، فرحناز محمدي، فرخنده جبارزادگان، فرزاد جاسمي، فرزانه آقايی پور، فرزانه ايل بيگي، فرزانه سيد سعيدي، فرزانه عظيمي، فرزانه عليزاده، فرزانه محمدي، فرزين اميري، فرشته شيرازي، فرشته قاضي، فرشيد ياسائي، فرناز فلاحت، فرناز کمالي، فروزان عاملي، فروزسهرابي، فروغ سميع نيا، فريده حيدرزاده، فريبا اصلي، فريبا تحقيقي، فريبا داودی مهاجر، فريبا زيوه اي، فريبا گلسرخي، فريبا ياوري، فريده پورعبدالله، فريده غائب، فريده مقدم، فضل الله روحاني، فهيمه خضرحيدري، فيروزه مهاجر







كاوه رضائى شيراز، كاوه قاسمى كرمانشاهي، کاظم علمداري، کامران بزرگ نيا، کامران طاهباز، کامران گرامی نژاد، کامليا حاج قاسم، کاوه مظفري، کبری قاسمي، کمال ارس، کيوان جهاني، کيوان فروزان، کيوان مظفری







گرجی مرزبان، گلاله بهرامي، گلناز ملک، گلناز ناجي، گنش عبادي، گوهر بيات، گيتی مهدوی







لادن بازركان، لادن کريمي، ليلا خلج زاده، ليلا اسدی ، ليلا پرويز، ليلا دباغ، ليلا عرب، ليلا علی پور، ليلا فرجامي، ليلا کرمي، ليلا موري، ليلا نظري، ليلی بهبهانی







م. ساقي، مارال فرخي، مازيار خسرو بيک، مجيد شهباز خاني، محبوبه حسين زاده، محبوبه عباسقلی زاده، محبوبه محبي، محسن نژاد، محمد آزاد، محمد افراسيابي، محمد جواد طواف، محمد رضا شاعري، محمد شوراب، محمد شيرزاد، محمد علی اصلاني، محمد علی زاده، محمد کرباسي، محمد ميرزاخاني، محمدرضا اسکندري، محمدرضا يزداني، محمود جعفري، محمود حميدي، مرجان فرزين، مرجان نمازي، مرضيه بخشی زاده، مريم ايراني، مريم بهادران، مريم افشار، مريم افشاري، مريم انصاري، مريم اهري، مريم بابايی ، مريم بهرمن، مريم بيدگلي، مريم جمشيدي، مريم جواهري، مريم حسين خواه، مريم حکمت شعار، مريم رحماني، مريم زندي، مريم صابري، مريم قاسمي، مريم کاشي، مريم کيواني، مريم مالک، مريم ميرزا، مريم نوري، مريم يزدان پرست، مژده عليمرداني، مژگان ثروتي، مسعود آذري، مسعود شب افروز، مسعود فتحي، مصطفی خسروي، معصومه تقی پور، معصومه جدي، معصومه وطني، معين ارشک، ملودی تزري، ملوک ملاحسيني، مليحه محمدي، منصور صابري، منوجهر فاضل، منوچهر تقوي، منوچهر نامور آزاد، منيره کاظمي، منيژه شکوهی تبريزي، مهدی اشتري، مهدی اميني، مهدی علی اکبر، مهدی محسني، مهديه فراهاني، مهديه کلهر، مهراد فرهي، مهرداد شمس، مهرنوش اعتمادي، مهرنوش جعفري، مهسا صانع، مهسا نقاش، مهشيد پگاهي، مهشيد راستي، مهناز پرويز، مونا محمدزاده، مينوحيدرى(كيامان)، ميترا آزادفر، ميترا آزرم، مينا پوراسدي، مينا جعفري، مينا شفيعي، مينا کهريزي، مينا مشکاتي، مينا يزدی ، مينو شفيعي، ميهن جزنی







نادر افشار، نازلی فرخي، نازنين بخشي، نازنين جواهری ، نازنين کاظمي، نازنين محکمي، نازنين محمدنژاد، نازی عظيما، ناهيد توسلي، ناهيد جعفري، ناهيد خيرابي، ناهيد فرشي، ناهيد کشاورز، ناهيد ميرحاج، ناهيد نصرت، نجمه واحدي، ندا آزادي، ندا ابراهيمي، ندا فرخ، نرگس طيبات، نرگس عظيمي، نرگس مقدم، نريمان رحيمي، نسترن آزادمرد، نسرين بصيري، نسرين حميدي، نسرين سياوشي، نسيما شريعت، نسيم خسروی مقدم، نسيم سلطان بيگي، نصرالله مشايخي، نصرت الله مشايخي، نعيم آقايي، نغمه حيات، نغمه نقاش، نفيسه محمدي، نفيسه آزاد، نگار انسان، نگار باقري، نگار بيات، نگار رهبر، نگار سماک نژاد، نگين راستي، نگين فيروزه اي، نوا نوين، نورالله يگان، نوشين خاکسار، نوشين خاکي، نوشين کشاورز نيا، نويد محبي، نيره توحيدي، نيکروز اولاد اعظمي، نيکزاد زنگنه، نيکی ايراني، نيلوفر آزادي، نيلوفر انسان، نيلوفر رستمي، نيلوفر گلکار، نيلوفر مهديان، نينا مور، نينا وباب، نيوشا حسينی







ه. بيگي، هادی احمديان، هادی يوسفي، هاله آگنج، هاله واعظ، هانا دارابي، هانيه سليمي، هايده تابش، هدا امينيان، هدی هاشمي، هژير پلاسچي، هلن گرگاني، همايون مهمنش







واحده خوش سيرت، وجيهه مقدم، وحيد کاظمي، وحيدشمسي، وحيده مولوي، وفا معزي، ونوس رضايي، ويدا فرهودي، ويکتوريا آزاد







ياسر عزيزي، ياسمن نيلفروشان، ياديه قرباني، ياسمن تورنگ، ياسمين نوري، ياشار پورخامنه، ياشار گرمستاني، ياور خسروشاخي، يلدا يوسفی








26 خرداد 1389    17:32
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :نصب دوربين مداربسته در مدارس

راديو کوچه:دبير شورای عالی آموزش و پرورش از صدور مجوز نصب دوربين مداربسته در مدارس و قانونی شدن آن خبر داد.



مهدی نويد ادهم اعلام کرده است که طبق اين بخش‌نامه مديران مدارس مي‌توانند دوربين‌های مداربسته را تنها از منظر حفاظت از اموال و مکان‌های حساس و خطرناک مدارس نصب کنند.



وی با اعلام اين‌که هماهنگي‌هايی لازم با مسوولان وزارت آموزش و پرورش صورت گرفته، خاطر‌نشان کرد نصب دوربين‌های مداربسته به شکل قانونی در مدارس فراهم شده است



در پی نصب دوربين مدار‌بسته در مدارس، مسوولان وزارت آموزش و پرورش نسبت به اين موضوع واکنش‌های متفاوتی را داشتند. اغلب آن‌ها معتقدند که نصب دوربين‌های مداربسته تبعات منفی تربيتی در دانش آموزان هم‌چون پنهان کردن شخصيت واقعی دانش آموز و دوگانگی شخصيتی آن‌ها را به دنبال دارد.



لازم به يادآوری است نصب دوربين‌های مداربسته از سال گذشته در حالی در برخی از مدارس تهران به دليل کمبود معاونت انضباطی برای کنترل دانش آموزان آغاز شد که هيچ قانون و مقرراتی در آموزش و پرورش در اين باره وجود نداشت.




26 خرداد 1389    17:30
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :کاهش 50 ميليونی مخاطبان سينمای ايران

دنياى اقتصاد:اميرحسين علم‌الهدی*

در ترکيه با جمعيت 70 ميليون نفر، جمعيت سينمارو 37 ميليون نفر

در کره‌جنوبی با جمعيت 49 ميليون نفر، جمعيت سينمارو 157 ميليون نفر

در ژاپن با جمعيت 128 ميليون نفر، جمعيت سينمارو 170 ميليون نفر







قصدم پاسخگويی به رييس محترم سابق کانون کارگردانان نيست و نياز نمي‌بينم درباره دلايل کاهش مخاطب فيلم ايرانی و نياز سينمای ايران به فيلم خارجی به فرار رو به جلو متوسل شوم و مي‌دانم که قدر هر ملتی به تاليف و توليد کيفی آن است و مهمتر از آن احترام به شعور مصرف‌کنندگان آن محصول. سينمای ايران در سال 1370 حدود 65 ميليون نفر مخاطب داشته؛ اما در سال 1387 اين تعداد به حدود 14 ميليون نفر رسيده است و اين يعنی 51 ميليون نفر کاهش؛ اما سينمای ايران توانسته است خارج از کشور به موفقيت‌های خوبی در شناساندن قابليت‌هايش برسد و اين برای من ايرانی يعنی غرور؛ اما اين بدان معنی نيست که نقاط ضعف را نشناسم.

سينمای ايران در حوزه اکران سينمايی مدت‌هاست که با خود مسابقه مي‌دهد و در اين ميدان بر اساس آمار و ارقام مردمان ايران‌زمين هر پنج سال به ديدن اين مسابقه مي‌آيند و اما در کشورهايی که بعضی دوستان نام برده‌اند و اشاره داشته‌اند که سينما در آن کشورها با فيلم خارجی نابود شده‌اند، حوزه رقابت از جنس ديگری است.

در ژاپن با جمعيت 128 ميليون نفر، جمعيت سينمارو 170 ميليون نفر، تعداد سينماها 3340 سالن، تعداد توليد فيلم ژاپنی 480 فيلم است. 57 درصد از فضای نمايش سينمايی در اختيار توليدات داخلی و 43 درصد در اختيار ساير کشورها است. در کره‌جنوبی جمعيت 49 ميليون نفر، جمعيت سينمارو 157 ميليون نفر، تعداد سينماها 1996 سالن است. تعداد توليد فيلم کره‌ای 138فيلم، 49 درصد از فضای نمايش سينمايی در اختيار توليدات داخلی و 51 درصد در اختيار ساير کشورها است.

در ترکيه جمعيت 70 ميليون نفر، جمعيت سينمارو 37 ميليون نفر، تعداد سينماها 1575 سالن، تعداد توليد فيلم ترکيه‌‌ای 69 فيلم است. 51 درصد از فضای نمايش سينمايی در اختيار توليدات داخلی و 49 درصد در اختيار ساير کشورها است.

من از دوستانی که مخالف اکران فيلم خارجی هستند، پرسش‌هايی دارم؛ طی چند سال گذشته که 30 سالن استاندارد به ظرفيت سينماهای تهران افزوده شده است، چرا شاهد افزايش مخاطب نيستيم؟ آيا با انحصار توليدات نامرغوب سينمای داخلی بر سينماهای کشور موافق هستيد؟ آيا با نمايش توليدات مرغوب خارجی برای رعايت شان مخاطب سينما موافق هستيد؟

طی 30 سال گذشته سياست‌ها حمايت از توليد داخلی بوده است، به نظر شما کی بايد از حق مصرف‌کننده داخلی حمايت کرد؟ از نظر شما با بحران اقتصاد سالن‌های سينمايی بايد چه کار کرد؟ لطفا به جداول 3 کشور فوق دقت فرماييد و آيا موافق هستيد که حيات توليد داخلی در گرو رقابت با توليدات خارجی معنا پيدا مي‌کند و نه در انحصار؟ آن 3 کشور توانسته‌اند، ما نمي‌توانيم؟

ژاپن:

1 - هري‌پاتر و شاهزاده نيمه اصيل/ ديويد ييتز/ محصول انگلستان و آمريکا/ تعداد بليت فروخته شده: 7.025.472

2 - تازه‌کارها: سودسوگيو/ يوييچيرو هيراکاوا/ محصول ژاپن/ تعداد بليت فروخته شده:6.573.541

3 - ردکليف 2/ جان وو/ محصول آمريکا، چين و هنگ‌کنگ/ تعداد بليت فروخته شده: 4.560.394

4 - همينه که هست/ کنی اورتگا/ محصول آمريکا/ تعداد بليت فروخته شده:4.272.802

5 - پوکي‌مون: آرسيوس و جواهر زندگی بخش/ محصول ژاپن/ تعداد بليت فروخته شده: 3.837.305

کره‌جنوبی:

1 - هی يون دای/ جه گيون يون/ محصول کره/ تعداد بليت فروخته شده: 11.325.228

2 - پرش/ يونگ هواکيم/ محصول کره/ تعداد بليت فروخته شده: 8.392.953

3 - ترنسفورمرز: انتقام شکست خوردگان/ مايکل بی/ تعداد بليت فروخته شده: 7.394.025

4 - 2012 /رولند امريخ/ محصول آمريکا/ تعداد بليت فروخته شده: 5.374.975

5 - اواتار/ جيمز کمرون/ محصول آمريکا/ تعداد بليت فروخته شده: 5.111.742

ترکيه:

رجب ايوديک 2/ توگان گوک باکان/ تعداد بليت فروخته شده: 4.333.116

تماشای خورشيد/ ماهسون کرميزی گل/ محصول ترکيه/ تعداد بليت فروخته شده 2.491.454

نفس: وطن پرست/ / لوند سمرچی/ محصول ترکيه/ تعداد بليت فروخته شده: 2.419.136

2012/ رولند امريخ/ محصول آمريکا/ تعداد بليت فروخته شده:1.468.855

عصر يخ: سقوط دايناسورها/ سالدانيا و تورمه ير/ محصول آمريکا/ تعداد بليت فروخته شده: 1.408.523

*مدير پرديس سينمايی ملت




26 خرداد 1389    19:52
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :فيلترينگ دسته جمعی برخی وبلاگهای ادبی فارسی

آژانس ايران خبر:بنا بر اعلام فعالين اينترنتی در ايران طی دو روز گذشته و به طور دسته جمعی تعداد زيادی از وبلاگ های ادبی فارسی از سوی حکومت ايران مورد فيلتر و سانسور قرار گرفتند.

اين گزراش می افزايد که مخابرات جمهوری اسلامی ايران که مسئول مانيتورينگ و کنترل اينترنت ايران است، در هفته ی اخير تمامی وبلاگهايی که فضا و دامين خود را از سرويس بلاگ وردپرس گرفته بودند به طور دسته جمعه فيلترکرده است. در اين سانسور و فيلترينگ دسته جمعی که در چند سال اخير بی سابقه است دسترسی کاربران ايرانی به برخی از وبلاگ های ادبی پر مخاطب مسدود شده است. از جمله اين وبلاگ ها که از سرويس بلاگی ورد پرس استفاده می کردند می توان از وبلاگ دمادم، خواب بزرگ، مينيمال های من، فيلدوست وبسياری وبلاگ های ديگر که در چند روز اخير از دسترس مخاطبان ايرانی خارج شده اند نام برد.

پيش از اين صفحه ی اصلی وردپرس پارسی و پس از آن وردپرس انگليسی در ايران مسدود شده بود. سانسور گسترده دراينترنت گامى جهت جلوگيرى ازآگاهى هاى مردم ميباشد .


26 خرداد 1389    17:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :محسن آرمين يک هفته پيش از بازداشت: بحران حل نشده؛ آقايان از ترس خواب آشفته می بينند

جــرس: بايد از مديريت کشور بازخواست کنيم که اين چه مديريتی است که به کشته شدن و ريختن خون ده ها انسان بی گناه و به بند کشيده شدن هزاران نفر در سلول های انفرادی منجر می شود؟ اين چه مديريتی است که کينه ، نفرت و نارضايتی می آفريند و کشور را دچار بحرانی کرده که هنوز گرفتار آن است؟بحرانی که هنوز حل نشده وآقايان با تمام ادعايی که در جمع و سرکوب کردنش می کنند هنوز از ترس و نگراني، خواب های آشقته می بينند. در طول اين ماه ها تمام تريبون های کشور از صدا و سيما تا منابر جمعه و ميزگردهای برگزار شده همه تبديل شده است به سيل اتهامات، فحاشي، نسبت های ناورا و افترا به چهره ها و جريان های منتقد و هيچ گاه حاضر نشدند ميز گردی با حضور منتقدان اصلی برگزار کنند.

محسن آرمين خاطرنشان کرده بود همان طور که اصلاح طلبان انتخابات را فرصتی برای تحقق مطالبات خود و خواسته های اجتماعی و آزادی طلبانه خود تلقی می کردند، حاکميت موجود نيز انتخابات را يک رويارويی نهايی برای تلقی می کرد، تا با پيروزی در اين انتخابات که با مهندسی آراء همراه بود، جريان های مخالف، منتقد و اصلاح طلب را از عرصه سياسی کشور به طور کامل حذف کند .





محسن آرمين، عضو سازمان مجاهدين انقلاب و نماينده مجلس ششم، يک هفته پيش از بازداشتش، اظهار داشت "آن روز هيچ گمان نمی کرديم اويی که از دستگيری ياران و دوستانش می گويد، از رفتارهای خشن و غير اسلامی بازجويان در زندان ها انتقاد می کند و بر اهداف و آرمان های جنبش سبز تاکيد می ورزد، امروز در زندان باشد."





مهندس محسن آرمين در گفت و گو با کلمه از تقلب در انتخابات، حرکت اصلاحي، اهداف و چرايی بوجود آمدن جنبش ، آزادی و دموکراسی و از آينده سخن می گويد و سيمای ملی و حاکميت انحصارطلب را مورد انتقاد قرار می دهد که هيچ گاه فرصت برابری را برای مخالفان در پاسخگوی به ادعای دولتيان فراهم نياورده است. آرمين مديريت کشور را به دليل ريخته شدن خون بيگناهان مسئول می داند و ضمن رد حل بحران به وجود آمده درکشور می گويد آقايان با تمام ادعايی که در جمع و سرکوب کردن اين جنبش انجام می دهند هنوز از ترس و نگراني، خواب های آشقته می بينند.





تعريف شما از جنبش سبز چيست و چه هويتی برای آن قائل هستيد؟



من جنبش سبز را يک جنبش مدنی از جنس جنبش های اجتماعی مدرن می بينم. اين جنبش به لحاظ تاريخی نيز عقبه دارد و بايد گذشته آن را در حرکت اصلاحات جستجو کرد. در واقع جنبش سبز به لحاظ ماهوی همان حرکت اصلاح طلبانه است که در سال ۷۶ شروع شد و امروز در سطح گسترده جريان دارد. البته تفاوت های عمده ای بين دو حرکت است، حرکت اصلاحی عمدتا محدود به فعالان، جريان های سياسی و نخبگان بود و از اين حد فراتر نمی رفت يا به عبارتی ديگر حرکت اصلاحات حرکت اجتماعی به معنی واقعی کلمه نبود و هرچند که در مقاطعی از دوران اصلاحات مردم در پای صندوق های رای حضور پيدا می کردند و به جريان اصلاحات رای می دادند اما مبارزات اصلاحی و تحرکات اصلاح طلبانه در سطح جريان های سياسی و نخبگان باقی ماند و چندان به بدنه جامعه تسری پيدا نکرد. اما جنبش سبز توانست در لايه های مختلف جامعه نفوذ کند و از سطح فعلان سياسي، احزاب، گروه ها و نخبگان فراتر رفته رود و بخش اعظمی از طبقه متوسط اجتماعی را در برگيرد. البته حرکت اصلاحات نيز مطالبات طبقه متوسط را پی گيری می کرد اما يک جنبش اجتماعی نبود درحالی که جنبش سبز يک جنبش اجتماعی است که سطح وسيعی از طبقه متوسط شهری را پوشش می دهد. اين جنبش مرکب از جنبش های مختلف با اهداف و مطالبات گوناگون است؛ ما در اين جنبش از يک طرف شاهد جريان های مذهبي، جريان های وفاداربه انقلاب که خواهان تحقق قانون اساسی و اهداف انفلاب هستند و نيز زنان و جوانان که مطالبات حقوقی خاصی را پی گيری می کنند هستيم و ازطرفی ديگر گروه هايی را مشاهده ميکنيم که دارای گرايش های مذهبی خاص نيستند و عمدتا مطالباتشان بر محور آزادی های اجتماعی يا سياسی متمرکز است. بنابر اين جنبش سبز حرکت های متنوعی را در درون خود دارد که متشکل از حرکت ها و جنبش های گوناگون است و به همين دليل می شود نام آن را "جنبش جنبش ها " گذاشت و تمامی اين گروه ها به رغم تفاوت هايی که در اهداف و مطالبات دارند در يک وجه مشترک متحد هستند و آن وجه مشترک که هويت جنبش سبز را شکل می دهد مطالبه آزادی خواهی و مخالفت با استبداد و خودکامگی است. همچنين جنبش سبز در روی گسل ناشی از شکاف مردم سالاری و استبداد و آمريت و آزادی بوجود آمده است و از آنجاکه اين شکاف در جامعه وجود دارد حاملان اين جنبش طبقه متوسط شهری هستند.









انقلاب اسلامی با شعار استقلال و ازادی به پيروزی رسيد، استقلال کشور تامين شده است اما آزادی هنوز معضل جامعه است، برای رسيدن به اين آزادی در دوم خرداد ۷۶ مردم به آقای خاتمی رای دادند و دولت اصلاحات شکل گرفت، اما بازهم آزادی محقق نشد و اکنون برای تحقق اين آرمان جنبش سبز شکل گرفته است، چرا در دهه سوم انقلابی که به نام آزادی به پيروزی رسيد، اصلاحات نتوانست اين مشکل راحل کند و چنين جنبشی شکل گرفته است؟



به گمان من عدم تحقق اين هدف و ديگر اهدافمان در ناکامی حرکت اصلاحات بود. به طور مشخص اصلاحات اهداف خود را از طريق اصلاح نهادهای نظام دنبال می کرد و درواقع به اين سمت رويکرد داشت که با حضور در حاکميت و قدرت به دموکراتيزه کردن نهادهای نظام بپردازد و از طريق حضور در قدرت بتواند اهداف اصلاح طلبانه خود را محقق سازد. اما اين مشی به رغم هشت سال تلاش ناکام بود و خروج يا بهتر است بگويم اخراج اصلاح طلبان از حاکميت بهترين دليل بر شکست حرکت اصلاحی بود. حرکت اصلاحات بنا به طبعيت و ماهيت خود و ساز و کارهايی که در خود داشت موفقيتش منوط به اين بود که اراده مساعدی در سطح حاکميت برای تغيير و اصلاحات بر خوردار باشد اما متاسفانه چنين نبود يعنی حاکميت نشان داد که ظرفيت و آمادگی لازم برای به رسميت شناختن حرکت اصلاحی و اهداف اصلاح طلبانه را ندارد. زمانی که که اصلاح طلبان حضور در حاکميت و قدرت را از طريق شرکت در انتخابات و رقابت های سياسی پيگيری می کردند اولين شرط برای تداوم حرکت اصلاحی وجود فضای مبتنی بر رقابت آزاد سياسی و وجود حداقل شرايط برای برگزاری انتخابات آزاد لازم بود اما اين اتفاق رخ نداد و فضای رقابت و فضای سياسی کاملا يک جانبه و ناعادلانه بود. همچنين عواملی چون نظارت استصوابی و رد گسترده کانديداهای اصلاح طلب برخلاف قاتون انتخابات اين عرصه را مسابقه ای با يک اسب تبديل کرد به طوريکه در مجلس هفتم و هشتم به دليل ورود و دخالت عوامل خارج از عرصه رقابت سياسی به انتخابات و مساله رد صلاحيت گسترده نامزدها امکان ادامه حرکت اصلاحی منتفی شد. بعد از ناکامی حرکت اصلاحات ما يک دوره ای گذار را سپری کرديم، دوره ی که جامعه با حالت صبر و انتظار نتيجه مرحله جديد پس از اصلاحات را ارزيابی می کرد اما نتايج اين دوره انقدر ناگوار بود و سريع خود را نشان داد که جامعه ار ادامه اين دوره جديد احساس نگرانی کرد. در انتخابات مجلس هفتم و هشتم شاهد بوديم که جامعه استقبال سردی از انتخابات کرد که البته بخشی از آن به دليل عملکرد اصلاح طلبان بود چراکه عملکرد انتخاباتی اصلاح طلبان طوری نبود که در جامعه اطمينان و اعتماد ايجاد کند و بخشی هم به دليل اين بود که جامعه همچنان به ارزيابی درستی از نتيجه اين دوره نرسيده بود. اما نتايج اين دوران انقدر سنگين و نگران کننده بود که جامعه خيلی زود به اين نتيجه رسيد که ادامه اين روند بسيار خطرناک و نامطلوب است و درنتيجه در انتخابات رياست جمهوری دهم ما با يک خيزش و جنبش برای پايان دادن به اين وضعيت، مديريت ناکارآمد و ناتوانی که کشور را به اين نقطه رسانده بود رو به رو شديم.









جنبش سبز پس از انتخابات ۲۲ خرداد بوجود آمد، آيا اين جنبش نتيجه اعتراضات فروخفته ، مطالبات بی پاسخ و سرکوب شده مردم بود و يا فقط مردم به نتيجه انتخابات اعتراض داشتند ؟



انتخابات فرصتی بود برای جامعه تا بوسيله آن بتواند مطالبات خود را پيگری کند و طبعا اين انتخابات يک آزمون برای نظام و حاکميت محسوب می شد. از طرف ديگر ما انتظار داشتيم که در صورت مشارکت گسترده مردم اعمال نفود های احتمالی تاثير چندانی در نتيجه انتخابات نداشته باشد. به گمان من جامعه در انتخابات سال ۸۸ دعوت سياسيون واصلاح طلبان را لبيک گفت و برای شرکت در انتخابات قانع شد. در آن زمان منطق اصلاح طلبان اين بود که انتخابات فرصت مناسبی است برای تحقق مطالبات و خواسته ها از طرق مسالمت آميز و قانونی و جامعه هم به نظر من استقبال خيلی خوبی از اين فرصت کرد. پس صرف نظر از نتيجه بد و حوداث تلخی که ما بعد از انتخابات شاهد بوديم عزم و اراده جامعه برای شرکت در انتخابات صحيح و تشخيص درستی هم بود و مسيری بود که حتما بايد برای استفاده از اين فرصت مغتنم طی می کرديم.









آيا شما معتقد هستيد که در انتخابات تقلب صورت شده است و در صورت اعتقاد به تقلب آيا اين يک برنامه از پيش تعيين شده بود يا خير؟



ارزيابی ما قبل انتخابات ۸۸ اين بود که جريان حاکم، جريانی نيست که آمادگی و ظرفيت اين را داشته باشد که به مطالبات و خواسته های مردم تن دهد و انتخابات آزاد را به رسميت بشناسد و تمکين کند اما بر اساس تجارب سال های گذشته معتقد بوديم اعمال نفوذ هايی که می تواند در ساز و کارهای انتخابات و نتايح تاثير گذارد، يک ميزان مشخصی است و جريان حاکم برای تغيير نتيجه انتخابات، مهندسی آرا و اعمال نفود های احتمالی در انتخابات توان و قدرت محدود و مشخصی دارد. اما متاسفانه ما از تحولاتی که در اين ۴ سال در ساختار قدرت بوجود آمده بود ارزيابی درستی نداشتيم و پيش بينی هايمان مبتنی بر تجارب سال های گذشته بود. بنابراين احتمال قوی می داديم که در صورت مشارکت بالای ۶۰ درصد مردم در انتخابات طبعا اعمال نفود های احتمالی در نتايج انتخابات تاثير چندانی نداشته باشد و خواسته مردم محقق شود اما آنچه اتفاق افتاد نشان داد که ما در اين ارزيابی ها دچار خطای محاسبه شده ايم و تحولاتی که اين چهار سال در قدرت صورت پذيرفته بود را به صورت دقيق ارزيابی نکرده بوديم، البته مانند ما که انتخابات را فرصتی برای تحقق مطالبات خود و خواسته های اجتماعی و آزادی طلبلانه خود تلقی ميکرديم، جناح مقابل نيز با يک طرح وارد انتخابات شد. جناح مقابل در نظر داشت که اين انتخابات را به عنوان يک رويارويی نهايی برای حذف جريان اصلاحات از عرصه سياسی کشور تبديل کند و با پيروزی در اين انتخابات که طبعا با اعمال نفود و مهندسی آراء همراه بود جريان های مخالف، منتقد و اصلاح طلب را از عرصه سياسی کشور به طور کامل حذف کند و با تمسک به ظواهر و روش های قانونی حاکميت را يک دست کند. البته اين يک دستی درسطح حاکميت در انتخابات مجلس هفتم و خصوصا مجلس هشتم و درنهايت رياست جمهوری نهم به وقوع پيوست اما آنچه اين بار دنبالش بودند اين بود که اين يکپارچگی و يک دستی به رقابت های سياسی نيز تسری پيدا کند . جريان حاکم با يک طرح از پيش طراحی شده و سازمان يافته و با هدف حذف جريان های رقيب وارد انتخابات شده بود در اثبات اين ادعا همين بس که بخش عمده ای از احکام دستگيری ها در روزهای آغازين خرداد سال ۸۸صادر شده بود که اين نشان می دهد جناح مقابل از قبل خودش را کاملا آماده کرده بود. از طرفی ديگر اظهارات برخی چهره ها سياسی جريان حاکم حاکی از نشانه ها و شواهد چنين طرح و برنامه ای است به طور مثال پبش بينی هايی برخی چهره ها مبنی بر اعلام وقوع درگيری و تنش و احتمال وقوع ترور شخصيت های برجسته اصلاح طلب اين تحليل را تاييد می کند. وقتی تمام اين اتفاق ها را کنار هم ميگذاريم متوجه ميشويم که يک برنامه از پيش طراحی شده برای انتخابات تدارک ديده شده بود. بخش افراطی جريان حاکم در نظر داشت با يک مهندسی آرا اما با ظاهری قانونی کانديدای خود را از صندوق های رای بيرون آورند.









در دهه سوم انقلاب شاهد دستگيری گسترده ای از فعالان سياسی که خود در بوجود آمدن اين انقلاب نقش اساسی داشتند بوديم؛ همچنين عده زيادی از مردم و روزنامه نگاران نيز دستگير شدند و مهم تر از همه خون های بيشماری ريخته شد. ايا هيچ گاه گمان می کرديد در نظام جمهوری اسلامی چنين حوادثی رخ دهد؟





به صراحت اعتراف می کنم که نه ، به هيچ وجه چنين دوران تلخی را پيش بينی نمی کرديم و هرگز تصور نمی کرديم جمهوری اسلامی به چنين مرحله ای برسد که در آن شاهد چنين اتفاقات ناگواری باشيم. همان طور که بيشتر نيز اشاره کردم جريان حاکم با برنامه ريزی برای تغيير نتيجه انتخابات وارد عرصه رقابت شده بود، در همين حال آنان اين پيش بينی را نيز کرده بودند که چنين اتفاقی با اعتراض جريان های سياسی اصلاح طلب و مستقل مواجه خواهد شد و لذا آمادگی برای برخورد قاطع و جدی با اعتراضات و مخالفت های احتمالی را داشتند و احکام دستگيری که پيش از برگزاری انتخابات صادر شده بود گويای اين واقعيت است که می دانستند اعتراضات و انتقاداتی نسبت به انتخابات مهندسی شده رخ خواهد داد. اما همان طور که ما در اين انتخابات دچار خطای محاسبه در مورد توان و قدرت جريان حاکم در مهندسی آرا شده بوديم آنان هم در ارزيابی خود درباره واکنش های احتمالی به دستکاری نتيجه آرا دچار خطای محاسباتی شدند . تصور اين جريان اصلا اين نبود که اعتراضاتی با اين گسترده گی روی دهد و خود را برای رويارويی با آن آماده نکره بود، آنان بر اين تصور بودند اين اعتراضات به فعالان سياسی ، احزاب و نهايتا نخبگان محدود می شود و همين دليل می توانند به راحتی صد نفر را دستگير کنند وپرونده جريانات و احزاب سياسی در کشور را به بندند و اعتراضات را سرکوب کنند اما در اين مدت اتفاقاتی افتاد که بر خلاف تمامی ارزيابی ها و پيش بينی ها بود. اعلام آراء، نحوه عملکرد جناح مقابل و نتيجه نامعقول و غير قابل باور انتخابات سبب شد يک اعتراض عمومی و همگانی آغاز شود. اينجا بايد تاکيد کنم که شرکت صحيح جامعه در انتخابات و تاکيد اصلاح طبان برای شرکت در انتخابات نشان دهنده اين بود که شرکت در انتخابات اشتباه نبوده و دقيقا همين جا نتيجه داد چراکه اگر اين انتخابات بدون حضور گسترده مردم صورت می گرفت همين نتيجه به دست می آمد بی آنکه کسی معترض و مدعی باشد و اعتراضات محدود می شد به احزاب و جريان منتقد و اين همان چيزی بود که جريان مقابل می خواست. به همين دليل بر خلاف دوره های انتخاباتی گذشته تا نزديک به يک ماه و نيم تا زمان برگزاری انتخايات رسانه ملی هيچ تمايلی به انتخاباتی کردن فضا نداشت و مواجهه صدا و سيما و رسانه های وابسته به جريان حاکم در انتخاباب کاملا انفعالی بود. بر اساس طرح از پيش تعيين شده آنان نبايد انتخابات به صورت پرشور برگزار می شد و با يک مشارکت زير متوسط اما خوب، آراء می توانست به هرگونه اعلام شود اما حضور گسترده مردم اين محاسبه را برهم زد و به آن شکل آرا با آن نتايج باور نکردنی اعلام شد و ما با يک اعتراض گسترده در سطح جامعه که ناشی از بيداری وجدان عمومی بود مواجه شديم که هيچ ارتباطی به احزاب و گروه ها نداشت. از اين رو به گمان من آن صحنه های زشت و تاسف باری که ما در ماه های نخست پس از انتخابات در سطح خيابان ها شاهد بوديم که منجربه کشته شدن افراد بی گناه شد همه ناشی از نوعی اقدامات واکنشي، نگرانی و احساس استيصال نسبت به اعتراضات صورت گرفته بود. جناح افراطی جريان حاکم خود را برای چنين پديده ای آماده نکرده بود و به همين دليل در مواجه با اين اعتراضات گسترده انفعالی و از سر ترس و وحشت برخورد کرد بی آنکه برنامه ای برای کنترلش داشته باشد. بنده بر اين باورم که از قبل آمادگی برای آنکه به روی مردم اسلحه شليک شود وجود نداشته و اين اتفاقات و حوادث شوم ناشی از عدم آمادگی و خطای در محاسبه بوده است.









در ۲۵ خرداد مردم در تظاهرات سکوت فقط اعلام کردند که "رای من کجاست" اما از جايی به بعد اين شعار تغيير کرد ، جدا از درست بودن يا نبودن اين شعار ها چرا قسمتی از جنبش در بعضی از مواقع البته در شعار دادن متفاوت و تند تر از قبل شد شد؟





اگر به اعتراضات صورت گرفته عميق تر نگاه کنيم متوجه خواهيم شد که مساله فراتر از رای است و اين خطا است که تصور کنيم جامعه فقط به خاطر آنکه رايش جابه جا شده به خيابان آمده است. برای آنکه متوجه شويم که خواست مردم چه بوده است، ماهيت اين جنبش چيست و چه مطالباتی را دنبال می کند بايد دقت کنيم که جامعه از شرکت خود در انتخابات چه هدفی را دنبال می کرد. رای دادن جامعه صورت قضيه و يک نماد بود و جامعه اهداف و انگيزه های مشخصی را برای شرکت در انتخابات دنبال می کرد پس زمانيکه نتيجه انتخابات به صورتی رقم زده شد که جامعه احساس کرد به مطالباتش به صورت عامدانه پاسخ منفی داده شد برای اعتراض به اين امر به صحنه آمد، بنابراين شعار "رای من کجاست" و اعتراضات يک نماد بود برای تحقق مطالبات تحقق نيافته جامعه و اعتراضی بود به واکنشی که جريان حاکم به اين مطالبات نشان داد. با اين توضيح می توان متوجه شد که جريان جنبش سبز در طول اين مدت دستخوش تغيير بوده و موضوع فقط رای نبوده وبيشتر به دنبال آزادي، دموکراسی و انتخابات آزاد بوده است. البته در طول اين مدت در برخی مقاطع با شعارهای راديکال نيز مواجه بوديم که فراتر از مطالباتی بود که مردم با شرکت در انتخابات دنبال می کردند اما اين شعارهای راديکال، اگر نگوييم همه آن اما بخش زيادی از آن واکنش به خشونت و سرکوبی عليه جنبش بود؛ زمانيکه با خواسته ها و مطالبات منطقی مردم چنين رفتاری صورت می گيرد به صورت طبيعی شاهد يکسری شعارهای واکنشی نيز خواهيم بود. از طرفی ديگر نفی نمی کنم که در جنبش ما شاهد گرايشات متفاوتی هستيم که چندان هم تمايلی به حفظ مجموعه نظام ندارند اما واقعيت اين است که اين جنبش در حال حاضر توسط چهره هايی نمايندگی و مديريت می شود که مطالبات مشخص و معينی را مطرح کرده اند که مورد اجماع همه بخش های جنبش است، به طور مثال اجرای بی تنازل قانون اساسی که آقای موسوی آن را بيان کرده است و آقايان کروبی و خاتمی هم آن را تاييد کرده اند وجه مشترک خواسته های بخش های مختلف جنبش سبز است. البته ممکن است بخش هايی مطالبات و خواسته هايشان فراتر از اين موضوع باشد اما ما چنين وجه مشترکی را داريم و می بينيم جنبش همچنان يک ماهيت اصلاح طلبانه چه در روش و چه در هدف دارد.









در مواردی انتقاد شده است که آمدن مردم به خيابان ها اشتباه بود و نبايد خون نداها و سهراب ها ريخته می شد، البته هيچ فراخوانی از سوی رهبران جنبش و اصلاح طلبان وجود نداشت، آيا فکر می کنيد اين انتقاد درست است؟





به نظر من به طور کلی چنين اعتقادات و اظهار نظر هايی در خوشبينانه ترين حالت نه تنها تصوير درستی از اتفاقات رخ داده نمی دهد که انحراف در تشخيص و ارزيابی از واقعيت هم ايجاد می کند. اگر از من بپرسيد می گويم نه تنها ندا که تمام جوانان و افراد بی گناهی که در طی اين مدت شهيد شدند نبايد خونشان بر زمين ريخته می شد. اعتراض و انتقاد حق هر شهروندی است و اگر جريان حاکم مديريت قانونی اعمال ميکرد اين اعتراضات می توانست به صورت مسالمت آميز صورت گيرد و ما شاهد اين خشونت ها نباشيم اما ذهنيت متوهم و بيمار عده ای باعث شد که بر اين اعتراضات تحليل های عجيب و غريبی گذاشته شود. به دنبال پيدا کردن دست های پنهان بگردند و به آن به عنوان يک توطئه نگاه کنند و خود را در سرکوب و اعمال حشونت و قساوت محق بدانند. دقت کنيد همزمان با انتخابات در ايران، در افغانستان نيز انتخابات برگزار شد و در آنجا نيز مانند ايران انتخابات با اعتراض و ادعای تقلب مواجه شد. تا اينجا همه اتفاقات شبيه ايران بود منتهی ما در اينجا شاهد دو نوع مديريت متفاوت هستيم. مديريت آقايان در ايران منجر شد به اغتشاش، آشوب، سرکوب، کشتن و دستگيری گسترده فعالان سياسی و مدنی فقط به خاط اينکه در برابر راه های مسالمت آميز و قانونی مقاومت شد اما در افعانستان مديريت صحيح و تشکيل کميته حقيقت ياب باعث شد تا تعدادی از ارا باطل و انتخابات به دور دوم کشيده شود که همان نتيجه اوليه هم درآمد اما خون از دماغ کسی نريخت. برای همين بايد علت حوادث اخير را ارزيابی کنيم که به چه علت اين اتفاقات رخ داد. آيا مديريت کشور درست عمل کرده و نمی توانست به صورت ديگری عمل کند؟ در طول اين ماه ها تمام تريبون های کشور از صدا و سيما تا منابر جمعه و ميزگردهای برگزار شده همه تبديل شده است به سيل اتهامات، فحاشي، نسبت های ناورا و افترا به چهره ها و جريان های منتقد و هيچ گاه حاضر نشدند ميز گردی با حضور منتقدان اصلی برگزار کنند و به اين سوال پاسخ دهند که آيا نمی شد به شکل ديگری اين ماجرا را تدبير کرد و مديريت کشور نمی توانست به نحو ديگری بحران رخ داده را مديريت کند تا اتفاق های رخ داده اجتناب ناپذير باشد؟ اما هيچ گاه اين سوال ها مطرح نشد و آقايان نيز احساس نکردند که ضرورت دارد به اين سوالات پاسخ داده شود؛ از اين رو تصور ميکنم بايد اين نکته را مطرح کنيم و مديريت کشور را با اين سوال ها به محاکمه بکشانيم، بايد از مديريت کشور بازخواست کنيم که اين چه مديريتی است که به کشته شدن و ريختن خون ده ها انسان بی گناه و به بند کشيده شدن هزاران نفر در سلول های انفرادی منجر می شود؛ اين چه مديريتی است که کينه ، نفرت و نارضايتی می آفريند و کشور را دچار بحرانی کرده که هنوز گرفتار آن است، بحرانی که هنوز حل نشده است و اقايان با تمام ادعايی که در جمع و سرکوب کردنش می کنند هنوز از ترس و نگرانی خواب های آشقته می بينند، آقايان می گويند که آشوب ها را جمع کرديم. اگر جمع کرده بودند که اين همه به سر وصدا، داد و بيداد ، فحش دادن و دستگيری های تازه نياز نبود. اگر جمع کرده بودند که ديگر چه نيازی هست تا به سراغ آزاد شده ها بروند و مجبورشان کنند که اعتراف نامه و توبه نامه بنويسند، مصاحبه و سخنرانی کنند و جنبش سبز و رهبران آن را محکوم کنند. اگر جمع شده بود آقايان نيازی نداشتند که تقاضای انحلال دو حزبی را داشته باشند که کارکردشان در اين ايام خلاصه شده بود به بيانيه دادن. اقايان خوب می دانند که قضيه نه جمع شده و نه حل شده است. اقايان اگر به دنبال حل کردن بحران بودند زمانيکه مردم در همان روزهای نخست نسبت به نتيجه آراء اعتراض داشتند به خواسته مردم توجه می کردند، به طور مثال همان زمان خود آقايان اعلام کردند که در ۱۴۰ شهر و حوزه انتخابيه تعداد شرکت کنندگان ۱۰۰ درصد و بيشتر بوده، مثل روز روشن است که در اين ۱۴۰ شهر تقلب صورت گرفته، وقتيکه از شورای نگهبان سوال می کنند چرا همين آراء را باطل نکرديد پاسخ می دهند که اين تعداد آراء تاثيری در نتيجه کل آراء نداشته است، شورای نگهبان وظيفه اش پاسداری از انتخابات است و به او ربطی ندارد که ابطال يا عدم ابطال آراء چه ربطی در نتيجه کلی می گذارد و حتی اگر در يک رای تاکيد می کنم يک رای تقلب صورت گرفته باشد شورا موظف است تا آن رای را باطل کند اما آقايان حاضر نمی شوند به دلايل واهی و ناموجه اين کار را انجام دهند. به عبارت ديگر برای اين اقدام شورای نگهبان هيچ نامی جز لجاجت در مقابل اعتراضات مردم نمی توان گذاشت، اين مديريت نيست لجاجت است که نتيجه آن نيز کار را به اين جا کشاند ؛ درحاليکه اگر می آمدند کميته حقيقت ياب و بازنگری آراء تشکيل می دادند، آراء را ابطال می کردند و اجازه می دادند انتخابات به مرحله دوم کشيده شود کشور اکنون در اين موقعيت قرار نمی گرفت اما ذهن آقايان انقدر بيمار است که هر چيزی حتی گران شدن گوجه فرنگی را نيز توطئه دشمن می دانند و نمی خواهند به صورت اصولی و منطقی برای حل بحران اقدام کنند.









سپاه در اول انقلاب برای دفاع از انقلاب و مرزهای کشور تاسيس شد و امام نيز توصيه اکيد کردند که هيچ گاه وارد مسايل سياسی نشود. اما اکنون می بينيم که اين نهاد نظامی در تمامی عرصه ها از اقتصاد تا سياست حضور دارد و حتی در اين يک سال نه تنها در خيابان ها به عنوان يک نيروی سرکوب گر حضور داشت که حتی اقدام به دستيگيری فعالين سياسی نيز کرد به طوريکه بند ۲ الف سپاه، امروز معروف ترين بخش زندان اوين را تشکيل می دهد چرا چنين اتفاقی برای مردمی ترين نهاد نظامی کشور رخ داد؟





اهدافی که از ابتدا سپاه بر اساس آنها تشکيل شد با عملکرد امروزسپاه هيچ همخوانی ندارد، حضور سپاه در عرصه سياست، دفاع از يک جريان سياسي؛ مخالفت با جريان ديگر سياسی و حضور در فعاليت های اقتصادی هيچ کدام منطبق بر اهداف شگل گيری سپاه نيست و نبوده است. سپاه، بر اساس ايده دفاع از انقلاب و دفاع از دستاوردهای آن تشکيل شد اما ايستادن در مقابل اعتراضات مردمی يا در گير شدن در اختلافات داخلی به هيچ وجه به معنی دفاع از آرمان های انقلاب به عنوان مردمی ترين انقلاب جهان نيست. اين انحراف بيش از همه به خود سپاه ضربه خواهد زد و ما نسبت به اين روند از ده سال پيش هشدار می داديم که سپاه نبايد وارد منازعات سياسی شود، البته نمی خواهم بگويم که اين روزها را می ديديم ولی اگر به اين هشدار ها توجه ميشد امروز ما شاهد اين صحنه و کارکرد نبوديم. بهترين ملاک و شاخص ترين برای جلوگيری از اين انحرافات بعد از قانون وصيت نامه امام است که صراحت دارد به عدم حضور سپاه در عرصه رقابت های سياسی که تفسير بردار نيز نيست اما آنچه اتفاق می افتد بی توجهی و مخالفت صريح با وصيت امام است.









دهه سوم انقلاب بايد دهه ثبات و امنيت باشد و نبايد اتفاقات دهه اول در آن تکرار شود اما بازهم می بينيم عده زيادی دستگير می شوند، تحت فشار قرار می گيرند و به نوعی پروژه تواب سازی در زندان ها دنبال می شود، چرا بايد اين رفتارها صورت گيرد و آيا اين رفتارها مبنی حقوقي، انسانی و دينی دارد؟





فکر می کنم پاسخ به اين سوال روشن است و چندان احتياج به استدلال ندارد. افرادی دستگير می شوند و ماه های طولانی در سلول های انفرادی به صورت ايزوله نگه داری می شوند و سپس بعد يک مرتبه اين افراد را می آورند و اعترافاتی را از آنان پخش می کنند. اين امر چقدر می تواند ارزش داشته باشد،مطمئنا نه از نظر حقوقی ، نه شرعی و نه عقلی هيچ اعتباری ندارد و ضمن آنکه آنچه هم گفته شده است اعترافات نيست. يک صحنه نمايشی به عنوان دادگاه شروع به کار کرد و در آن افراد تحليل های خود را از اتفاقات پيش امده ارائه دادند و دوستانی که مجبور شدند به اعتراف بارها گفتند که ما نقطه نظرات و ديدگاه های خودمان را که در زندان به آن رسيده بوديم را مطرح کرديم و حتی اگر صادقانه، بی فشار و تهيد به اين نظرات نيز رسيده باشند نهايتا ميشود نقطه نظراتی که چند نفر به آن رسيده اند و کاملا نيز روشن است که تا چه حد بر استدالال های متين و قوی مواجه بود و اگر می توانست کسی را قانع کند، تا کنون نوشته های هرروزه آقای شريعتمداری در کيهان همه را بايد قانع می کرد. از سويی ديگر از بين هزاران نفری که دستگير شدند فقط به اندازه انگشتان دو دست افراد تحت شرايطی حرف هايی مخالف حرف های گذشته خودشان را بيان کردند و اين برخلاف آنچه است که سعی می کنند تبليغ کنند و اين برای آقايان يک شکست بزرگ در مقابل تعداد بيشمار افرادی است که براعتقادات خود پای فشردند و ايستادند. همچنين به اين نکته نيز توجه کنيد که در مقابل اين هفت يا هشت نفری که مجبور به اعترافات يا اقرار به اشتباها شدند ما به طور گسترده شاهد بوديم که تعداد بيشماری از کسانيکه تا قبل از انتخابات از جريان حاکم حمايت می کردند بعد اين ماجراها به صراحت و شجاعت اقرار کردند که مشی گذشته شان نسبت به حمايت از اين جريان اشتباه بوده است، با اين تفاوت که اقرار به اشتباهات نه در سلول های انفرادی که در شرايط کاملا آزاد و با اختيار کامل صورت گرفته است که نمونه بارز آن آقای نوری زاد است.





در خصوص رهبری جنبش، آيا شما فکر می کنيد که اقايان موسوي، خاتمی و کروبی رهبری جنبش را برعهده دارند و يا جنبش به صورت خود جوش و به صورت تصميم گيری در لايه های اجتماعی راه خود را ادامه می دهد؟





هيچ حرکت و جنبشی نمی تواند بدون رهبری و مديريت مشخص حرکت کند و نمی توانم جنبش را بی رهبر تصور کنم و اين مساله را در هيچ جای دنيا نيز مشاهده نمی کنيم . از اين رو اين حرکت اجتماعی مديريت و رهبری می خواهد و مردم نيز به روی چند چهره های خاصی به تدريح اجماع کرده اند و به نظر من اين ۳ نفريعنی آقايان کروبي؛ موسوی و خاتمی اصلی ترين چهره های مديريتی جنبش سبز هستند و بخش های مختلف کم و بيش مديريت اين افراد را به رسميت شناخته اند. البته طبيعی است چون ماهيت جنبش سبز مدرن است ، مديريتی نيز از صنف جنبش های مدرن دارد و ما نمی توانيم انتظار داشته باشيم که مديريت آن مانند جنبش های کلاسيک باشد.




26 خرداد 1389    17:55
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :ادامه يافتن شکنجه هاى وحشيانه زندانيان بى دفاع در بند 1 زندان گوهردشت کرج

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسى در ايران" شکنجه ،اذيت و آزار وفشارهاى قرون وسطائى عليه زندانيان بند 1 زندان گوهردشت کرج ادامه دارد.

در طى چند هفته گذشته شکنجه هاى غير انساني،اذيت و آزار زندانيان اسير در بند1 زندان گوهردشت کرج ادامه دارد.زندانيان بى دفاع و اسير در سلولهاى انفرادى معروف به سگدونى تحت شکنجه هاى وحشيانه قرار دارند.زندانيان در گرماى زياد از داشتن آب ساعتها محروم مى باشند و در صورت زدن درب سلول و تقاضاى آب نوشيدنى به آنها دست بند ،پابند و چشم بند زده و به سلول شکنجه برده مى شوند. آنها مدت طولانى تحت شکنجه هاى وحشيانه قرار مى گيرند. شکنجه ها با باتونهاى برقى و معمولى صورت مى گيرد. زندانيان که در روزهاى گذشته در سلولهاى انفرادى تحت شکنجه هاى وحشيانه جسمى قرار گرفتند عبارتند از؛ حسن شريفي،قيصر اسماعيلي،جواد زارع،احد فتحيان ( در اثر شکنجه بينى او شکسته شده است) ، سامان محمدى و تعدادى زياد ديگرى مى باشند.

کرمانى و فرجى رئيس و معاون اطلاعات زندان اکثر اوقات در شکنجه گاه بند 1 حضور دارند و با حسن آخريان رئيس بند 1 زندان گوهردشت کرج که معتاد به مواد مخدر معروف به شيشه مى باشد و همراه با افسران پاسدار ميرزا آقايي،شيرخواني،محمدى و زينعلى زندانيان بى دفاع و اسير که به آنها دست بند و پابند و چشم بند زده اند مدت طولانى تحت شکنجه هاى وحشيانه خود قرار مى دهند .کرمانى و حسن آخريان افرادى درنده خو و وحشى هستند و در شکنجه و جنايت هيچ مرزى را نمى شناسند. اين دو جنايتکار عليه بشريت با دست باز و بدون هيچگونه مانعى اقدام به قتل و شکنجه در زندان مى کنند.

از طرفى ديگر زندانيان سالنهاى 1 و 3 بند 1 زندان گوهردشت تقريبا هر روز به محوطه زندان برده مى شوند و در گرماى زياد و در معرض تابش شديد خورشيد از ساعت 09:00 تا 16:00 نگه داشته مى شوند. آنها در طى اين مدت از داشتن آب نوشيدنى و غذا و استفاده از سرويسهاى بهداشتى محروم هستند.کسانى که در اثر شکنجه هاى وحشيانه در آگاهى کرج و يا سلولهاى انفرادى دچار معلوليت شده اند و نياز به مراقبت شديد پزشکى دارند در آن شرايط قرار داده مى شوند.

همچنين در هفته هاى اخير گارد زندان بصورت مستمر به سلولهاى زندانيان يورش مى برند و آنها را مورد ضرب وشتم و اذيت قرار مى دهند و حداقل امکانات آنها را تخريب مى کند و يا با خود مى برند.گارد زندان حتى اقدام به تخريب پنکه ها در سلولها ى زندانيان مى زند.يورش گارد زندان توسط کرمانى و فرجى و حسن آخريان سازماندهى مى شود.

شکنجه و فشار و اذيت وآزار زندانيان باعث شده است که زندانيان بصورت متحد و يگپارچه در مقابل اعمال وحشيانه و غير انسانى آنها به مقاومت برخيزند. تعدادى از زندانيان که در باندهاى مافيايى حذف فيزيکى ساير زندانيان و پخش مواد مخدر شرکت داشته اند از اين باندهاى مافيايى خارج شده اند و به همبنديان خود پيوسته اند و تا حد زيادى بساط جاسوسى و خبر چينى از بند بر چيده شده است. مقاومت زندانيان با آزادى سازى کامل بند، شکل دادن اعتصاب غذاى جمعى و مقابله با اعمال وحشيانه شکنجه گران ابعاد تازه اى به خود گرفته است. اين مسئله باعث شده است که اقدامات سرکوبگرانه را تا حد زيادى خنثى کنند و شکنجه گران را مايوس و مستاصل نمايند.

جنايتکاران عليه بشريت که در اين زندان در قتل و شکنجه و ايجاد شرايط قرون وسطائى نقش دارند عبارتند از ؛ على حاج کاظم رئيس زندان،على محمدى معاون زندان،کرمانى رئيس اطلاعات زندان ، فرجى معاون اطلاعات زندان،حسن آخريان رئيس بند1 ،محمود مغنيان رئيس بند 4 ،گرامى رئيس بند 3 ، افسران پاسدار ميرزا آقايي،زينعلى و ... مى باشند.



فعالين حقوق بشر و دمکراسى در ايران، به اجرا گذاشتن شکنجه هاى وحشيانه و قرون وسطائى توسط بالاترين مسئولين زندان عليه زندانيان بى دفاع و اسير را محکوم مى کند و از کميسر عالى حقوق بشر خواستار پايان دادن به سکوت و اقدامات عملى براى نجات جان زندانيان در ايران است.


26 خرداد 1389    16:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :در آستانه برگزاری سالگرد شهادت مصطفی غنيان: دور تازه فشارهای نهادهای امنيتی و قضايی مشهد بر فعالين دانشجويی اين شهر

دانشجونيوز:در سالگرد کودتای انتخاباتی و در آستانه اولين سالگرد دانشجوی شهيد مصطفی غنيان و شهيد حميد مداح، نهاد های قضايی و امنيتی مشهد دور تازه ای از فشار بر فعالين دانشجويی شهر مشهد را آغاز کرده اند.





به گزارش دانشجونيوز، در روزهای گذشته فعالين دانشجويی دانشگاه های مختلف شهر مشهد به نهاد های امنيتی و قضايی احضار و تهديد به بازداشت شده اند.

اين احضارها در حالی اتفاق افتاده که سبزها و دانشجويان مشهد برای برگزاری سالگرد شهيد الله اکبر ، شهيد مصطفی غنيان در روز پنجشنبه27 خرداد آماده ميشوند.





اولين سالگرد شهيد غنيان روز پنجشنبه 27 خرداد از ساعت 6 بعد از ظهر در صحن قدس حرم امام رضا (ع) برگزار خواهد شد. مزار شهيد غنيان در قطعه 157 صحن قدس حرم امام رضا ميباشد.





شايان ذکر است در روز 22 خرداد همه دانشگاه های شهر مشهد در محاصره کامل نيروهای امنيتی و انتظامی قرار داشت. خصوصا جو به شدت امنيتی در دانشگاه های فردوسی و آزاد مشهد برقرار بود. در روز 22 خرداد داخل اين دانشگاه ها با حضور مشهود افراد لباس شخصی وامنيتی جو رعب و وحشت حاکم بود و و خارج دانشگاه ها نيز در محاصره نيروهای انتظامی قرار داشت.


26 خرداد 1389    16:17
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :نامه خامنه ای به مجلس برای توقف پی گيری پرونده فساد رحيمی

ندای سبز آزادی :در حاليکه چندی پيش موضوع فساد مالی محمد رضا رحيمي، معاون اول محمود احمدی نژاد از سوی الياس نادران نماينده اصولگرای مجلس مطرح شد، اما بعد از بارها درگيری بر سر اين موضوع و به پا شدن جنجال های زياد، اين موضوع ناگهان ازسوی نمايندگان مجلس و دستگاه قضايی به فراموشی سپرده شد. اين درحالی بود که در طول چند روز، الياس نادران با سخنرانی ها و حضور در مناظره های مختلف، بر فساد مالی معاون اول احمدی نژاد تاکيد می کرد.



اکنون و پس از گذشت حدود چند هفته از اين ماجرا يکی از نمايندگان مجلس شورای اسلامی که خواست نامش فاش نشود، به العربيه گفت: "اين موضوع در دستور کار مجلس برای بررسی قرار داشت اما رهبری دستور دادند که اين موضوع مسکوت بماند."



اين نماينده مجلس شورای اسلامی از نامه رهبر ايران آيت الله علی خامنه ای به هيأت رئيسه مجلس درباره پرونده فساد رحيمی خبر داد و افزود: "رهبری در نامه ای به هيئت رييسه مجلس عنوان کردند که موضوع فساد مالی رحيمي، معاون اول احمدی نژاد، پيگيری و مطرح نشود."



به اين ترتيب بود که مهمترين پرونده فساد مالی دولتی پس از انقلاب با دستور رهبر جمهوری اسلامی از دستور پيگيری خارج شد.



پيش از اين نيز برخی سايت های اصلاح طلب گفته بودند که توقف پی گيری پرونده فساد رحيمی بنا به درخاست رهبری از قوه قضائيه ايران بوده است.



پيش از اين و در سال 1384 نيز پرونده مفقود شدن 300 ميليارد تومان از بودجه شهرداری در دوره شهرداری احمدی نژاد درتهران، از دستور کار مجلس خارج شده بود.




26 خرداد 1389    23:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :تجمع دانشجويان در سالگرد حمله به دانشگاه

خودنويس: با وجود تهديدها و فضای رعب آور دانشگاه و همچنين خلوتی دانشگاه به علت زمان برگزاری امتحانات، صدها تن از دانشجويان سبز به مناسبت سالگرد حمله به دانشگاه روز گذشته دست به راهپيمايی در سطح دانشگاه زدند.



دانشجو نيوز نوشت، ساعت ۲ بعد از ظهر دوشنبه تجمعی ۱۰۰ نفره روبروی در دانشکده فنی دانشگاه تهران شکل گرفت و به تدريج بر تعداد آنها افزوده شد. جمعيت ناظر که چند برابر هسته اصلی تجمع بود و به علت فيلمبرداری و حضور لباس شخصي‌ها وارد هسته اصلی تجمع نمي‌شدند، اين جمع را همراهی مي‌كردند.



اين گزارش مي‌افزايد، دانشجويان با استفاده از نماد سبز، الله اکبر مي‌گفتند و عليه دولت احمدي‌نژاد شعار مي‌دادند. ‌اعضای بسيج دانشجويی نيز در اقدامی سازماندهی شده با مستقر کردن تعدادی از بسيجيان دانشگاه‌های مختلف در مسجد دانشگاه به بهانه برگزاری مراسم مذهبی و با هماهنگی فردی از دفتر نمايندگی ولی فقيه دانشگاه به نام نصيری در مزار شهدای دانشگاه تجمع كردند و در حمايت از دولت دهم شعار دادند.



بر اساس اين گزارش، دانشجويان سبز با شعار خواستار پيوستن ديگر دانشجويان ناظر به جمع خود شده و بعد از نيم ساعت جمعيتی بالغ بر ۳۰۰ نفر از سبزها به سمت سر در دانشگاه حرکت كردند. در اين بين حراست دانشگاه در اقدامی قابل تقدير مانع از درگيری تعدادی از بسيجيان با دانشجويان سبز شد.‌ بسيجيان دانشگاه‌های تهران و شريف و اميرکبير و دانشگاه آزاد با هماهنگی نصيری (از دفتر نمايندگی ولی فقيه) با شتاب نيروهای خود را که اکثراً از دانشجويان ديگر دانشگاه‌ها بودند به سر در دانشگاه منتقل و با پرچم ايران و عکس‌هايی از رهبری راه دانشجويان سبز را مسدود کرده و اقدام به تهديد و درگيری با دانشجويان سبز نمودند. در پی اين اقدام به تدريج بر تعداد دانشجويان سبز افزوده و بسيجيان توسط اين دانشجويان محاصره شده و فرياد مرگ بر ديکتاتور در سر در دانشگاه طنين انداز گرديد.



اين گزارش مي‌افزايد، بعد از راهپيمايی تعدادی از لباس شخصي‌ها با شناسايی دانشجويان به ماموران نگهبانی دستور مي‌دادند کارت دانشجويی آنان را بگيرند. در ساعت 5 بعد از ظهر دو لباس شخصی وارد بوفه دانشکده حقوق دانشگاه شده و با نشان دادن دو تن از دانشجويان دختر به يکی از نگهبانان، خواستند تا کارت دانشجويی آنها را گرفته و تحويلشان دهد که اين امر منجر به درگيری فيزيکی ميان دانشجويان دانشکده و لباس شخصي‌ها گرديد و دانشجويان ديگر دو دختر را با لباس مبدل از دانشکده فراری دادند.



همچنين شنيده‌ها حاکيست برای چند ساعت اطراف دانشگاه و مخصوصا سر در نيروی انتظامی مستقر و برای اينکه درگيري‌های داخل دانشگاه توسط مردم رويت نشود چند اتوبوس در سر در اصلی دانشگاه پارک شد. بر پايه اين گزارش در ساعت ۵ هيچ نيرو و اتوبوسی به غير از چند ماشين لباس شخصی در اطراف دانشگاه رويت نشده است.




26 خرداد 1389    16:14
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :۵۶ کشور جهان با امضای بيانيه‌ای در شورای حقوق‌بشر سرکوب معترضان در ايران را محکوم کردند.

صدای آلمان

۵۶ کشور جهان با امضای بيانيه‌ای در شورای حقوق‌بشر سرکوب معترضان در ايران را محکوم کردند. برغم مخالفت نماينده ايران اين بيانيه در شورا قرائت شد. از سوی ديگر تهران با ديدی تلافي‌جويانه خواهان بازرسی کشتي‌های غربی شد.



برغم مخالفت نمايندگان دولت ايران، ۵۶ کشور جهان موفق به قرائت قطعنامه‌ای در شورای حقوق‌بشر سازمان ملل شدند، که در آن به شدت از اعمال سرکوب‌گرانه‌ی دولت جمهوری اسلامی انتقاد شده است.



اين بيانيه از سوی نماينده نروژ در مقر شورای حقوق‌بشر در ژنو در روز سه‌شنبه (۱۵ ژوئن) قرائت شد. بيانيه از جمهوری اسلامی مي‌خواهد که به قرارهای بين‌المللی در زمينه رعايت حقوق‌بشراز جمله "اعلاميه وين" گردن گذارد.







نقض آشکار حقوق‌بشر در ايران



نمايندگان جمهوری اسلامی به همراه برخی کشورهای ديگر نظير چين، پاکستان، سودان، کره‌شمالی و کوبا ادعا کردند که گفت‌وگوهای شورا تنها بايد درباره موارد کلی حقوق‌بشر باشد و از ذکر نام کشورها خودداری شود.







اتحاد کشورهای ناقض حقوق‌بشر با ايران، به منظور جلوگيری از قرائت بيانيه موجب شد که نشست شورا چند ساعت متوقف شود، اما سرانجام به دستور بلژيک، که رياست جلسه را برعهده داشت، متن بيانيه در شورای حقوق‌بشر خوانده شد.



در اين بيانيه آمده است، که نشست شورای حقوق‌بشر نمي‌تواند بدون توجه و اشاره به سالگرد رويدادهای انتخاباتی در ايران برگزار شود. کشورهای امضا‌کننده «سرکوب خشونت‌آميز مخالفان، دستگيری و اعدام‌های غيرقانوني‌، تبعيض عليه زنان و اقليت‌ها از جمله بهاييان و نقض آزادی بيان و مذهب» در جمهوری اسلامی را به شدت محکوم کردند.







بيانيه از ايران مي‌خواهد که اجازه بازديد کميسياری عالی حقوق‌بشر از زندان‌ها را فراهم کند و در مورد کشتارها و بازداشت‌هايی که در پی انتخابات سال ۱۳۸۸ رخداده امکان تحقيق مستقل را بوجود آورد.







تمام ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا از جمله امضاکنندگان اين بيانيه هستند.



حربه غني‌سازی برای مقابله با تحريم‌ها و انتقاد غرب از وضعيت حقوق‌بشر







جمهوری اسلامی شديداَ به افزايش تحريم‌ها و بيانيه اتحاديه اروپا پيرامون وضعيت حقوق‌بشر در ايران اعتراض کرد. کاترين اشتون، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، در سالگرد انتخابات شرايط حقوق‌بشر در ايران را وخيم خوانده و از استقرار «فضای ترس و وحشت» در جمهوری اسلامی انتقاد کرده بود.







از سوی ديگر در پی تشديد تحريم‌ها عليه جمهوری اسلامی از جانب اتحاديه اروپا و آمريکا، حال ايران نيز خواهان مقابله به مثل است. به گزارش خبرگزاري‌های داخلي، علی لاريجاني، رئيس مجلس شورای اسلامی در ابتدای جلسه علنی در روز چهارشنبه (۲۶ خرداد) گفت: «به آمريکا و برخی کشورهای ماجراجو هشدار مي‌دهيم در صورتی که وسوسه بازرسی محمولات هواپيما و کشتی ايرانی را در سر داشته باشند، مطمئن باشند در خليج‌فارس و دريای عمان به خدمت کشتي‌های آنان رسيدگی خواهد شد. و اين مقابله به مثل بخشی از دفاع از منافع ملی ما است.»







لاريجانی در سخنان خود همچنين اظهار داشت که به ميزان افزايش فشار خارجی بر ايران، روند غني‌سازی ۲۰ درصدی در درون کشور نيز گسترش خواهد يافت.







گيدو وستروله، وزير امورخارجه آلمان تشديد تحريم‌هاعليه ايران از سوی اتحاديه اروپا را «پيامی قاطع در قبال رهبران جمهوری اسلامي» خواند. اين تحريم‌ها از جمله محدوديت‌های معاملاتي، ممنوعيت فعاليت بانک‌ها ايراني، خودداری از سرمايه‌گذاری در صنايع نفت و گاز و همچنين عدم اجازه ورود کشتي‌های ايرانی به بنادر اروپايی را در بر مي‌گيرد.


26 خرداد 1389    13:05
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :اطلاعيه مطبوعاتی شماری از فعالين مدني، سياسی و مدافعان حقوق بشر به منظور گراميداشت ياد اعدام شدگان ۱۹ اردی بهشت ماه

اطلاعيه مطبوعاتی



شماری از فعالين مدني، سياسی و مدافعان حقوق بشر به منظور گراميداشت ياد اعدام شدگان ۱۹ اردی بهشت ماه و در اعتراض به اجرای اين احکام غيرقانوني، اعتراض به تحويل ندادن پيکرهای اعدام شدگان و با درخواست توقف اين قبيل جنايات؛ به صورت خودجوش بر آن شدند که مردم سرتا سر ميهن را عموما و مردم مناطق کردنشين را خصوصا، چهارشنبه شب، مورخ ۲۶ خردادماه که مصادف است با چهلمين روز اين واقعه، به مدت ۵ دقيقه به خاموش کردن چراغ های منازل خود فرا بخوانند.



در اين رابطه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران بر اساس مشی و وظيفه خود لازم ديد حمايت خود را از طرح مورد اشاره اعلام دارد و هم چنين ساير فعالان مدنی و اصحاب رسانه ای را به تلاش برای برگزاری هر چه گسترده تر اين فراخوان دعوت کند.اين مجموعه معتقد است اعتراضات مطرحه در اين اطلاعيه، راهبردی موثر، مسالمت آميز و استاندارد در موضوع مبارزات حقوق بشری محسوب می شود.



همچنين اين مجموعه اصرار دستگاه امنيتی-قضايی در خصوص عدم تحويل پيکر زندانيان اعدام شده (فرزاد کمانگر، علی حيدريان، فرهاد وکيلي، شيرين علم هولی و مهدی اسلاميان) را مسله ای تاسف آور ميداند و قسمتی ديگر از حقوق نقض شده زندانيان و خانواده های آنان می خواند.



اين فشارها اعم از روند اجرای غيرقانونی و غيرانسانی احکام، عدم تحويل پيکرها، عدم اجازه به برگزاری مراسم و تحت تعقيب قرار دادن بعضی از افراد خانواده ها تاکنون موجب صدمات جسمی و روحی به بازماندگان جان باختگان شده است به طوريکه پدر زندانی جان باخته، فرهاد وکيلی در اثر اين فشارها سکته و فوت نموده و هم چنين تنی از نزديکان اين خانواده ها تا کنون راهی بيمارستان ها شده اند .آزاد کمانگر خواهرزاده فرزاد کمانگر، ديگر زندانی سياسی اعدام شده نيز توسط نيروهای امنيتی از دانشگاه محل تحصيل خود ربوده شده و تاکنون نيز خبری از سرنوشت ايشان حاصل نشده است.



مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، باور دارد که پس از اعتصاب گسترده پيشين در کردستان در تاريخ ۲۳ اردی بهشت ماه، که از گستردگى قابل توجهی در سطح شهرهاى كردنشين از ماكو تا ايلام عموما و استان کردستان و سنندج خصوصا برخوردار بود، اعتراض به اجرای اين احکام و ساير اهداف مورد اشاره در برنامه خاموشی کردستان، گامی ديگر در راستای توسعه و توانمند سازی فعاليت های مدنی و مسالمت آميز در اين مناطق محسوب می شود.





دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران



۲۶ ارديبهشت ماه ۱۳۸۹




26 خرداد 1389    17:07
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26 خرداد: احمدی نژاد و حضور سرنشين زن در اتومبيل وی

خبرآنلاين

طيبه صفايی نماينده مجلس ضمن اشاره به سخنان اخير رييس جمهور درباره حجاب تاکيد کرد: شايد از برخی سخنان ايشان عدم اعتقاد کافی به عفاف و حجاب برداشت شود اما به واسطه برخی رفتارهايی که از رييس جمهور ديده ام مطمئنم حجاب و عفاف زنان از دغدغه های جدی رييس جمهور است .



وی در اين زمينه خاطرنشان کرد: يکی از اين رفتارها که ميتوانم اشاره کنم اين است که چندين بار که من به همراه همسر رييس جمهور در اتومبيل بوديم و رييس جمهور هم حضور داشت، ايشان به لحاظ حفظ شئونات از راننده ميخواستند که آينه وسط را بالا زده تا چهره مسافرين صندلی عقب در آينه ديده نشود.
26 خرداد 1389    13:04
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
22:15 26 خرداد 1389
احمدی هم زورش به راننده رسیده. اصلاً این آینه لعنتی را باید از طرح خودروها حذف کرد.

نام:  
ای-ميل:  
20:50 26 خرداد 1389
چهره تو زشت بوده ، لابد حالش بهم می خورده امام اگر چهره آن ولیانا  ولی بود می گفت شما پیاده شید ما بریم در در

نام:  
ای-ميل:  
16:58 26 خرداد 1389
چه اعترافی کرده است!

خانم طيبه خانم با انتری نژاد در صندلی عقب و راننده هم آينه را بالا بزند. اما آهنگی، که از ظبط ماشين پخش می شود چيست؟ عمت ن يبو ...؟


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :نرگس محمدی: اعتصاب غذا خواهم کرد

صدای آلمان :نرگس محمدی اعلام کرده که در صورت ادامه نگهداري‌اش در سلول انفرادی اعتصاب غذا خواهد کرد.او ناراحتی ريوی دارد و وضع سلامتي‌اش نگران‌کننده‌ست. جمعی از فعالان جنبش زنان خواهان توقف دستگيري‌ها و نيز آزادی فعالان مدنی شده‌اند.



نرگس محمدي، نايب رئيس کانون مدافعان حقوق بشر که شامگاه بيست‌ام خرداد دستگير شده، اکنون با گذشت يک هفته از بازداشت خود همچنان در انفرادی نگه‌داری مي‌شود. وی شب گذشته در تماسی تلفنی با بستگان خود اعلام کرد که در صورت ادامه اين روند دست به اعتصاب غذا خواهد زد.





تقی رحماني، همسر اين فعال حقوق بشر، در گفت‌وگو با دويچه وله گفت که همسرش سه سال پيش دچار آمبولی ريوی شده بود و اکنون در تماس خود اعلام کرده که حال جسماني‌اش نامساعد است و حتی به بهداری نيز منتقل شده است.





آقای رحمانی توضيح داد که « کسانی که دچار اين بيماری هستند در جاهای تنگ دچار تنگی نفس و مشکلات قلبی مي‌شوند و سلول‌های انفرادی ۲۰۹ يا جاهايی شبيه به آن که من خودم سال‌ها در آن‌ها بوده‌ام فضای بسيار تنگی دارند و سلامت همسر من را به شدت به خطر مي‌اندازند.»





به گفته آقای رحمانی وی به زودی پرونده پزشکی همسرش را به زندان خواهد رساند. وی همچنين از ارايه نامه‌ای درباره وضعيت نرگس محمدی به دادستان تهران خبر داد.





او گفت: «من امروز وضعيت همسرم را در نامه‌ای شرح دادم و به منشی دادستان تهران تحويل دادم. حداقل خواسته من اين است که هر چه سريع‌تر همسرم از انفرادی خارج شود.»





رحمانی اظهار اميدواری کرد که با اين نامه مقدمات انتقال خانم محمدی به بند عمومی مهيا شود. وی گفت: «بحث انفرادی وقتی مطرح است که بيم تبانی رود در صورتی که همسر من هم‌پرونده‌ای ندارد که او را به انفرادی برده‌اند.»





وکيل به پرونده دسترسی ندارد





يکی ديگر از اعتراضات همسر نرگس محمدي، فعال حقوق بشر در ايران، اين است که چرا همسرش به جای تماس با خانه خود مجبور به تماس با يکی از بستگان شده است. وی به دويچه وله گفت: «اين‌ها روش‌های نادرستي‌ست که ماموران امنيتی برای فشار به زندانی اتخاذ مي‌کنند و جای تاسف فراوان دارد که به جای اين‌که يک مادر بتواند با دو بچه‌ سه ساله و نيمه‌اش صحبت کند مجبور مي‌شود با شوهر خواهر همسرش تماس بگيرد.»





وی در پاسخ به اين سوال که آيا وکيل همسرش تا به حال امکان رويت پرونده را داشته گفت: «وکيل در قوه قضاييه ايران بسيار تحت فشار و سختی و محروميت است بخصوص وکلايی که پرونده‌های سياسی به دست مي‌گيرند. درباره پرونده خانم محمدی هم هنوز وکيل ايشان، آقای شريف، نه تنها امکان مطالعه پرونده را نداشته‌اند که حتی به ما اعلام نشده که پرونده ايشان در کدام شعبه است تا وکيل آن‌جا اعلام وکالت کند.»





آقای رحمانی گفت: «فعلا به اتکای يک تبصره‌ از قانون مدنی به اسم اين‌که پرونده امنيتي‌ست خانم محمدی را از دسترسی به وکيل محروم کرده‌اند.»



دستگيری محمدی با يک حکم کلی





اکنون با گذشت يک هفته از دستگيری نرگس محمدي، در حالی وکيلش هنوز امکان دسترسی به پرونده موکل خود را نيافته که خانواده وی نيز کوچک‌ترين اطلاعی از اتهامات اين فعال حقوق بشر ندارند. تقی رحمانی ضمن اظهار بي‌اطلاعی از اتهامات همسرش گفت: « حتی در حکمی که برای بازداشت ايشان به همراه داشتند هيچ اسمی از ايشان برده نشده بود. فقط در حالی که يک سال از انتخابات گذشته همچنان حکمی در اختيار آقايان قرار دارد که به نظر من بايد مجامع حقوقی آن را تفسير کنند. در اين حکم نوشته شده که بعد از انتخابات رياست جمهوری دهم در ايران به علت اغتشاشات و مشکلات به وجود آمده دارنده اين حکم مي‌تواند وارد منزل افراد شود، البته نبايد مزاحم همسايه‌ها شود، مي‌تواند فرد را بازداشت و بخشی از اموال خانه را نيز ضبط کند. با همين حکم کلی هم وارد خانه ما شدند و همسرم را بازداشت کردند.»





او درباره بازجويي‌هايی که همسرش پيش از دستگيری خود داشته توضيح داد: «خانم من ۱۵ روز پيش از دستگيری به وسيله يکی از شعب دادگاه انقلاب در ارتباط با کانون مدافعان حقوق بشر و فعاليت‌های حقوق بشری خود احضار و پنج جلسه بازجويی شد. در جلسه آخر بازپرس گفت که شما با قيد کفالت آزاد مي‌شويد.»





با اين همه به گفته آقای رحمانی تنها با گذشت کمتر از دو هفته از اين بازجويي‌ها و دو ساعت پس از پخش آن‌چه از سوی برنامه خبری «بيست وسي» مصاحبه با همسر شيرين عبادی عنوان شد، نرگس محمدی بازداشت شد.





همسر شيرين عبادی در آن مصاحبه که به گفته نزديکان تحت فشار و پس از بازداشت وی انجام شده بود، برنده جايزه صلح نوبل ايران را متهم به خشونت در منزل کرده بود.





آقای رحمانی بازداشت همسرش را هم در مسير همين فشارهای وارده بر کانون مدافعان حقوق بشر ارزيابی کرد و گفت: «اين اقدامات اصلا شکل حقوقی ندارد و سناريوسازي‌هايی هستند که ادامه دارند.»





فعالان جنبش زنان خواهان توقف دستگيري‌ها





تماس تلفنی نرگس محمدی که در آن از اعتصاب غذای خود در صورت ادامه روند فعلی خبر داده در حالی صورت گرفت که بيش از ششصد تن از فعالان جنبش زنان در بيانيه‌ای خواستار « پايان دادن به بازداشت و مجازات غيرقانونی همه فعالان مدنی بالاخص فعالان زن در بند» شده‌اند.





به نقل از سايت «تغيير برای برابري» امضا کنندگان اين بيانيه از خواست ديگر خود چنين نوشته‌اند: « مي‌خواهيم خواست حداقلی تساوی جنسيتی در کليه قوانين ايران تحقق يابد و اميد داريم که روزی به روياي‌مان برای دستيابی به جامعه ای برابر، عادلانه و بدون تبعيض دست يابيم.»





در اين بيانيه به تجمعات اعتراضی جنبش زنان در ۲۲ خرداد سال‌های ۸۴ و ۸۵ اشاره شده و آمده است: « در سال گذشته که جنبش دموکراسی خواهی جانی دوباره گرفت، بسياری از فعالان حقوق زنان و نيز زنان روزنامه نگار، دانشجو، فعال حقوق قومی يا صنفی همچون مردان به جرم آزادی خواهی مجازات شدند. »





اين بيانيه افزوده است: «در آستانه ۲۲ خرداد ۸۹ نه تنها عاليه اقدام دوست يک سال و ۶ ماه از سه سال حبسش را به اتهام شرکت در تجمع ۲۲ خرداد ۸۵ پشت ديوارهای اوين گذرانده، بلکه اعلام اجرای حکم حبس تعليقی بهاره هدايت حکايت از عزمی برای فرودآوردن شمشير احکام تعليقی است که سال‌هاست سايه‌اش بر سر فعالان مدنی ايران سنگينی مي‌کند.»



مريم ميرزا

تحريريه: بهمن مهرداد




26 خرداد 1389    16:11
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :لاريجانی: دولت غني‌سازی ۲۰ درصد را آغاز کند

علی لاريجانی اعلام کرد: مجلس شورای اسلامی از دولت مي‌خواهد به دليل عدم تبعيت اين کشورها از مقررات NPT و عدم تأمين سوخت مورد نياز رآکتور تحقيقاتی تهران، پايه توليدات غني‌سازی را در سطح ۲۰ درصد قرار دهد و به هيچ وجه از آن تنازل ننمايد.



به گزارش خانه ملت، رييس قوه مقننه در نطق پيش از دستور خود در جلسه علنی روز چهارشنبه ۲۸ خرداد ماه گفت: در خبرها آمده بود که اتحاديه اروپا، سنا و کنگره آمريکا پس از قطعنامه مفتضحانه اخير به اقدام ديگری دست زدند و برای تکميل چرخه حرکت ماجراجويانه شورای امنيت مصوبات ديگری را در مقابله با ملت ايران تدارک ديده‌اند.



وی افزود: مجلس شورای اسلامی از دولت محترم مي‌خواهد به دليل عدم تبعيت اين کشورها از مقررات NPT و عدم تأمين سوخت مورد نياز رآکتور تحقيقاتی تهران، پايه توليدات غني‌سازی را در سطح ۲۰ درصد قرار دهد و به هيچ وجه از آن تنازل ننمايد تا کشورهای بي‌تعهد و زورگو متوجه شوند به ميزان فشار بي‌منطق‌ آنان درجه غني‌سازی متناسب با نيازها افزايش مي‌يابد.




26 خرداد 1389    13:03
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد :مراسم سالگرد شهادت کيانوش آسا روز گذشته در شهر کرمانشاه برگزار شد.

مراسم سالگرد شهادت کيانوش آسا روز گذشته در شهر کرمانشاه برگزار شد.



به گزارش دانشجونيوز، اين مراسم عليرغم ممانعت نيروهای امنيتی در مسجد اختر شاد کرمانشاه با حضور صدها تن از مردم شهر کرمانشاه در منزل برادر شهيد کيانوش آسا برپا شد.



به گفته يکی از حاضرين نيروهای امنيتی که منزل را در نظارت کامل خود داشتند، با پاره کردن اعلاميه های سالگرد کيانوش آسا اقدام به بازداشت يکی از نصب کنندگان اين اعلاميه ها کردند.



اين مراسم با برگزاری مراسم تنبور نوازی کلام که از سنن اهل يارسان است ادامه يافت و در حاشيه ی اين مراسم يادگاران به جای مانده از شهيد کيانوش آسا در معرض ديد عموم قرار گرفت. همچنين فيلمی از جبهه سبز ايران (مجموعه فعالان محيط زيست کرمانشاه) که کيانوش از اعضای اصلی آن بود به نمايش در آمد.



گفتنی است تعدادی از مادران شهدای جنبش سبز نيز در اين مراسم حضور يافته بودند.



همچنين صبح روز گذشته ۲۵ خرداد، تعدادی از افراد لباس شخصی با پاشيدن رنگ به مزار شهيد کيانوش آسا تعرض کردند که اين مساله باعث واکنش و خشم مردم شده است. به گزارش دانشجونيوز در پی اين واقعه مردم عزادار شهر کرمانشاه اعلام کردند که روز پنج شنبه ۲۷ خرداد در ساعت ۴ عصر بر مزار شهيد کيانوش آسا حضور خواهند يافت.



کيانوش آسا دانشجوی دانشگاه علم و صنعت سال گذشته مورد شليک گلوله نيروهای نظامی کشور قرار گرفته و به شهادت رسيد. جسد وی پس از مدت‌ها به خانواده آسا تحويل داده شد و پس از آن نيز اين خانواده بارها مورد آزار و اذيت نيروهای امنيتی قرار گرفته اند.


26 خرداد 1389    13:55
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد.مريم زندی در اعتراض به سرکوب همکارانش نشان عکاسی وزارت ارشاد را نپذيرفت.

کلمه





مريم زندي، پيشکسوت عکاسی و دبير انجمن ملی عکاسان ايران، در نامه ای به سيد محمد حسيني، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم، از پذيرش مدرک درجه يک هنری امتناع کرد.



به گزارش تارنمای «عکس آنلاين»، زندی در نامه صريح خود به وزير ارشاد، فشارهای وارده بر عکاسان خبري، بازداشت ها، احکام صادره، ضرب و شتم، جلای وطن بدليل ترس از جان و موارد مشابهی که برای اين صنف بوجود آمده را، دليل امتناع خود از اين نشان درجه يک اعلام کرده است.

متن اين نامه به شرح زير است:



جناب آقای سيد محمد حسينی

وزير محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی

با سلام



پاسخ به نامهٔ شماره ۱/۷۸۹۴ مورخ ۸۹/۳/۱۸ مبنی بر دريافت مدرک درجه يک هنري، به اطلاع مي‌رسانم، دريافت اين مدرک برای همهٔ کسانی که با سال‌ها تلاش خود در خدمت فرهنگ و هنر ايران و ايرانی بوده‌اند، مسلماً موجب افتخار و خوشحالی خواهد بود.

متأسفانه در حاليکه حرفهٔ عکاسی و عکاسان به شدت مورد تهاجم قرار گرفته و هيچگونه امنيت حرفه‌ای و جانی برای عکاسان ايران وجود ندارد و تعدادی از آنها فقط به جرم عکاسی يعنی انجام وظيفه‌شان مورد ضرب و شتم و زندان قرار گرفته‌اند و در زندان يا بيرون منتظر احکامشان هستند و تعدادی از عکاسان حرفه‌ای و غيرحرفه‌ای ما از ترس جان، سرگردان در اقصی نقاط دنيا و در شرايط بسيار نامناسب هستند و در حاليکه من حتی از دست گرفتن دوربينم در خيابان بايد بترسم، و امکان انتشار کتاب عکس خود و بعضی از همکارانم بدون سانسورهای سليقه‌ای ميسر نمي‌باشد. در چنين شرايطی برای گرفتن اين مدرک، دليل و اشتياقی در خود احساس نمي‌کنم.

مسلماً اگر در شرايط ديگری بوديم دريافت چنين مدرکی شوق تداوم آنچه را که تا امروز برای وطنم، ايران، انجام داده‌ام «که ادای دين بوده است» مضاعف مي‌کرد. به همين دليل از دريافت چنين نشان‌هايی تا زمانه‌ای که شرايط چنين باشد معاف خواهم بود.

لازم به ذکر است، چندی پيش خبرگزاری ايلنا گزارش داده بود که مريم زندی در چاپ کتاب عکس‌های انقلاب خود با مشکل روبرو شده و اداره کتاب وزارت ارشاد مانع از چاپ اين کتاب شده است.

زندي، هنرمند عکاس و عضو هيات موسس انجمن عکاسان ايران در گفت‌وگو با ايلنا، گفته بود: نزديک به هفت ماه است که اداره کتاب وزارت ارشاد برای کتاب عکس‌های انقلاب من مشکل ايجاد کرده و مانع چاپ آن شده است. اين اداره از من خواسته که عکس‌های انقلاب را سانسور کند. اين اداره خواستار حذف برخی از عکس‌ها شده است که من با اين جريان کاملا مخالفم. اين عکس‌ها سند هستند و کم و زياد نشده‌اند. اين عکس‌ها روايت تاريخ بدون کم و کاست است پس کسی نمي‌تواند درباره نادرستی آنها صحبت کند.

خالق پرتره‌های مشهور شخصيتهای برجسته ايران خاطرنشان ساخته بود ”به من گفته‌اند که اين عکس‌ها درحال بررسی علمی هستند. من نمي‌دانم عکس‌های انقلاب را چگونه مي‌خواهند بررسی علمی کنند مگر چه چيز اين عکس‌ها عجيب است. برای چاپ اين عکس‌ها خارج از ايران هيچ مشکلی ندارم و حتی چند ناشر هم به من پيشنهاد کار داده‌اند ولی معتقدم اين کتاب بايد در داخل ايران چاپ شود.“




26 خرداد 1389    09:27
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد: لاريجانى: درصورت بازرسى کشتی های ايرانی به خدمت كشتي‌هاى آنان خواهيم رسيد

ايلنا

رئيس مجلس شوراى اسلامى از دولت خواست به علت عدم تبعيت برخى كشورها از مقررات NPT و عدم تامين سوخت راكتور تهران، پايه توليدات غني‌سازى را در سطح 20 درصد قرار دهد و به هيچ وجه از آن تنازل نشود.

به گزارش خبرنگار ايلنا رئيس مجلس شوراى اسلامى در آغاز جلسه علنى امروز با اشاره به اينكه در خبرها منعكس است كه اتحاديه اروپا و سنا و كنگره آمريكا پس از قطعنامه مفتضح اخير، به اقدامى ديگر دست زدند و براى تكميل چرخه حركت ماجراجويانه شوراى امنيت مصوبات ديگرى را در مقابله با ملت ايران تدارك ديده‌اند، افزود: مجلس شوراى اسلامى از دولت مي‌خواهد به دليل عدم تبعيت اين كشورها از مقررات NPT و عدم تامين سوخت راكتور تهران پايه توليدات غني‌سازى را در سطح 20 درصد قرار دهد و به هيچ وجه از آن تنازل نكند تا كشورهاى بي‌تعهد و زورگو متوجه شدند به ميزان فشار بي‌منطق آنان درجه غني‌سازى متناسب با نيازها افزايش مي‌يابد.

رئيس قوه مقننه در ادامه به آمريكا و برخى كشورهاى ماجراجو هشدار داد تا در صورتى كه وسوسه بازرسى محصولات هواپيماو كشتى ايران را در سر داشته باشد، مطمئن باشند در خليج فارس و درياى عمان به خدمت كشتي‌هاى آنان رسيده خواهد شد.

لاريجانى اضافه كرد: اين معامله به مثل بخشى از دفاع از حقوق ملى ما خواهد بود و رئيس‌جمهور آمريكا بايد متوجه باشد از اين به بعد، زمان سرگرم‌سازى از طريق سخنرانى سر آمده است و زمان كلاس انشاء تمام شده و نوبت امتحان حساب است و مطمئن نباشند موزى گرى نسبت به ملت ايران به نفع آنان تمام خواهد شد.

رئيس مجلس به آمريكا و رژيم صهيونيستى يادآور شد كه با اينگونه پرونده‌سازي‌ها، نمي‌توانند بر ماجراى خيانت‌بار حمله به كاروان آزادى را سرپرش نهند. چرا كه موضوع شكستن محاصره غزه و جلوگيرى از يهودي‌سازى بيت المقدس مبارزه درخشنده دنياى اسلام است كه مستمرا پيگيرى خواهد شد. مجالس كشورهاى اسلامى در حال آماده‌سازى كاروان جديدى براى كمك به مردم غزه هستند و فلسطين قلب مسلمانان است و هيچ گاه فراموش نخواد شد.

گفتنى است لاريجانى در ابتداى نطق خود طى سخنانى ضمن تسليت شهادت امام هادى (ع)، اظهار داشت: اما هادى (ع) با تدبير سياسى دقيق تشخيص

دادند كه راهبرد پيشرفت شيعه در آن دوره در مبارزه سياسى نهفته نيست. بلكه بايد يك جريان فكرى وسيع تدارك نماينده و ايشان رهبرى فكرى اين حركت عظيم را عهده دار شدند. از اين دوره كه به عصر وكالت ياد مي‌شود، در واقع دنباله نهضت فرهنگى امام صادق (ع) است كه معارف اهل بيت به نحو گسترده‌اى به شهرهاى مختلف اشاعه پيدا مي‌كند به طورى كه امام هادى(ع) در همه شهرها نمايندگانى از خود داشتند كه پاسخگوى نياز جامعه بودند.

رئيس فراكسيون اصولگرايان ياد شهدايى همچون بخارايي، هرندى و نيك‌نژاد از شهداى موتلفه را نيز گرامي‌داشت و گفت: اين قهرمانان دلاور كه در جريان موتلفه مبارزه فكرى سياسى پرداختند تشكيلاتى را سامان دادند كه با روحانيت و مرجعيت كاملاً مرتبط بود و اين مهم‌ترين ويژگى آن هابود.

اين نماينده مجلس معتقد است كه سه‌ويژگى “داشتن تشكيلات منضبط”، “ ارتباط داشتن با مرجعيت” و “حضور در ميان تودده‌هاى مردم” را از موتلفه دانست و گفت:

گروه‌هاى مسلح ديگرى بودند كه يا از توده‌ها جدا شدند و يا مسير خود را از روحانيت تغيير دادند و همين امور سبب انحراف آنها گشت.

لاريجانى در ادامه اظهارات خود حركت موتلفه را در ارتباط با امام و آيت الله ميلانى دانست و گفت: اين گروه در سطح تهران با استاد شهيد مطهري، شهيد بهشتى و آيت الله انوارى و ديگران مرتبط بودند.حركت موتلفه بر مساجد و هيات‌هاى مذهبى تكيه داشت و مبانى اين حركت هم اصالت جريان موتلفه را تضمين مي‌كرد و هم از نظر فكرى عقل مي‌بخشيد و جايگاه آنان درميان توده مردم را مقرى مي‌كرد.
26 خرداد 1389    09:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   هموطن
ای-ميل:  
20:01 26 خرداد 1389
اقا فرشاد واقعا كل كفتى.با نظر شما موافقم.به اميد بيروزى مردم بر اين شيادان دروغكو.

نام:   فرشاد
ای-ميل:  
18:09 26 خرداد 1389
بنظر مى رسد اقاى لاري انى در استفاده از ادبيات  اله ميدانى و اوباش كرى با احمدى نزاد و خامنه اى مسابقه بسته است به تازكى رهبر معظم هم در سخنرانى 14 خرداد بر سر مزار خمينى خطاب به اسرائيليها كفت : م«ل سك دروغ مى كويند معلوم نيست سك اين حيوان باوفا و خوب  را از نظر حضرات دروغكو ست.شايد قصد رهبر اين بوده كه بكويد م«ل احمدى دروغ مى كويند.اقاى لاري انى به همراه سه برادر ديكرش كه سه دهه است به ناحق در بالاترين سمتهاى  .ا  ا خوش كرده اند فراموش كرده اكر قرار است امتحان حسابى در كار باشد اول شما و برادرانت بايد به  رم 30 سال  نايت و خيانت به ملت ايران بس دهيد ,حساب بس دادن اوباما بيش كش امريكاييها.مضاف بر اينكه اكر امروز وضعيتى بيش امده كه  امعه بين المللى مى تواند كشتيها و هوابيما هاى ايرانى مشكوك را بازرسى نمايند نتي ه اعمال ضد مردمى و ضد ايرانى شماست كه هفتاد ميليون ايرانى را براى نيات شوم خود به كروكان كرفته ايد. لاري انى  نان سخن مى كويد كه كويا مردم ايران را تهديد مى كند مكر كشورهاى دنيا از تهديدهاى تو مى ترسند؟ اقاى لاري انى  نان از موضوع شكست محاصره غزه و ما راى يهودى سازى بيت المقدس صحبت مى كند كه كويا كسى نمى داند كه خود او از كاركزاران رزيمى در ايران است كه به اهل تسنن ايران حق ساختن يك مس د در تهران نمى دهد و سنيها در كشور خودشان ايران شهروند در ه سه هم محسوب نمى شوند.ضمنا اقاى لاري انى هم در بين كودتا كران حامى احمدى نزاد هم محرم شمرده نمىشود زيرا كويا او را از قبل در  ريان تقلب انتخاباتى سال كذشته قرار نداده بودند بطوريكه او در ساعت 5 بعد از ظهر رو ز انتخابات بر اساس مشاهدات خود كه مى بيند مردم سراسيمه به صندوقهاى راى ه وم اورده اند و بيروزى موسوى را قطعى دانسته بود براى  ا نماندن از قافله كوشى تلفن را برداشته به موسوى تبريك مى كويد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد.اعتراض ۵۶ کشور به 'سرکوب' اعتراضات خيابانی در ايران

بی بی سی

نمايندگان ۵۶ کشور جهان در شورای حقوق بشر سازمان ملل با امضای بيانيه ای از دولت ايران خواستند در مورد سرکوب اعتراضات خيابانی پس از انتخابات رياست جمهوری سال گذشته تحقيق کند.



به هنگام مطرح شدن اين بيانيه در جلسه امروز (سه شنبه ۲۵ خرداد، ۱۵ ژوئن) اين شورا در ژنو، نماينده ايران از طريق مطرح کردن ايرادهای آئين نامه ای برای چند ساعت از خوانده شدن متن بيانيه توسط سفير نروژ جلوگيری کرد.



چند کشور ديگر از جمله پاکستان، چين و کوبا هم به اين بيانيه اعتراض کردند.



ضمير اکرم، نماينده پاکستان در شورای حقوق بشر، به نمايندگی از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی گفت که انگشت نما کردن يک کشور در جريان مباحثاتی که قرار بود به کنفرانس تاريخی سال ۱۹۹۳ در وين اختصاص يابد، منصفانه نيست.



اما در متن بيانيه مذکور آمده است که نمی توان نشست شورای حقوق بشر را بدون اشاره به سالگرد حوادث انتخاباتی ايران برگزار کرد.







امضا کنندگان بيانيه

کشورهای امضا کنندگان بيانيه به "سرکوب خشونت آميز مخالفان، بازداشت ها و اعدام هايی که بدون طی مراحل قانونی انجام شده اند، تبعيض شديد عليه زنان و اقليت ها از جمله بهائيان، و محدود کردن آزادی بيان و مذهب" در ايران اعتراض کرده اند.



اين بيانيه به ابتکار آمريکا و نروژ تهيه شده و ۱۶ کشور از ۴۷ کشور عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل در ميان امضا کنندگان آن هستند.



تمام ۲۷ کشور عضو اتحاديه اروپا هم اين بيانيه را امضا کرده اند.



اين در حالی است که دولت ايران ديروز (دوشنبه) به شدت به بيانيه اخير کاترين اشتون، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا در مورد وضعيت حقوق بشر در ايران اعتراض کرده بود.



خانم اشتون در بيانيه ای که روز ۲۲ خرداد، ۱۲ ژوئن و در سالگرد انتخابات بحث برانگيز رياست جمهوری ايران صادر کرده بود، از وخيم تر شدن وضعيت حقوق بشر در ايران و برقراری "جو رعب و وحشت" در اين کشور انتقاد کرد.



او در بيانيه مذکور نوشت: "با استفاده از اين فرصت به مردم ايران اطميان می دهيم که فراموش نشده اند، اتحاديه اروپا به اعتراض خود به ايران ادامه می دهد و از مسئولان حکومت ايران می خواهد که حقوق شهروندان خود را مطابق الزاماتی که بر اساس ميثاق بين المللی حقوق سياسی و مدنی و ساير پيمان های حقوق بشری به آن متعهد شده اند، رعايت کنند".






26 خرداد 1389    09:05
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

26خرداد.وزير اطلاعات از بازداشت اعضای دو تيم سازمان مجاهدين خلق در تهران خبر داد

خبرگزاری هرانا - حيدر مصلحي، وزير اطلاعات، روز سه شنبه اعلام کرد که اعضای دو تيم از سازمان مجاهدين خلق در تهران شناسايی و بازداشت شده اند.



به گزارش واحد مرکزی خبر، وزير اطلاعات عنوان کرد که اين دو تيم قصد بمب گذاری در چند ميدان شهر تهران را داشتند.



حيدر مصلحی به تعداد افراد بازداشت شده و مناطقی که به گفته او، قصد بمب گذاری در آن ها را داشتند، اشاره ای نکرد.



وزير اطلاعات همچنين خط مشی سازمان مجاهدين خلق را برنامه ريزی برای جذب نيرو، جمع آوری اخبار و اطلاعات، ساماندهی و تلاش برای راه اندازی اغتشاشات و شورش های خيابانی ذکر کرد.




26 خرداد 1389    09:22
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   افدر
ای-ميل:  
03:33 27 خرداد 1389
یکی این وزیر را بیدار کند،خبر را با سی سال تأخیر اعلام کرده.

http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



29 خرداد 1389    11:54
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد