www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 18خرداد/

18خرداد.تاکيد معاون«فرهنگي» وزارت کشور برضرورت استفاده از نيروی انتظامی برای تحميل حجاب


18خرداد.طرح مجتمع های آموزشی «ترنم ولايت»، ايجاد 10 هزار مدرسه قران در مدارس

18خرداد.حمايت 65 نماينده مجلس هلند از جنبش آزاديخواهی ايران

18خرداد :«اسلامي‌تر کردن مدرسه‌ها»؛ سی سال آزمون و خطا :مدرسه‌های اسلامی برای مهار دانشگاه‌ها؟

18خرداد :«فيلم‌نامه‌ای از احمد شاملو به نام «ميراث» منتشر مي‌شود

18خرداد :بهانه جويی وزارت کشور در قبال درخواست مجوز راهپيمايی

18خرداد :هنرمندان متاثر از جامعه هستند:خانه تئاتر خواهان احترام دولت به آزادي‌‌هنرمندان است

18خرداد :ضرب و شتم شديد يکی از محافظان کروبی

18خرداد :کنفرانس خبری مهدی کروبی و ميرحسين موسوی

18خرداد :سالگرد انتخابات:نيروی انتظامی: با «اخلال‌گران» برخورد خواهد شد

18خرداد :۱۳۸۸، سال سرکوب مطبوعات:متن کامل گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز

18خرداد :مادر سهراب: کسی نمی تواند حق برگزاری سالگرد را از من بگيرد

18خرداد :گزارش رسمی محمد علی انصاری به سيد حسن خميني؛پشت صحنه مراسم ۱۴ خرداد و حوادث تلخ آن

18خرداد :محروميت از دوره كارشناسى ارشد به دستور وزارت اطلاعات

18خرداد :۳۰ سال محروميت از روزنامه نگاری برای ژيلا بنی يعقوب!

18خرداد :راهپيمايی سکوت و بدون قطعنامه از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی

18خرداد :سازمان ميراث‌فرهنگی مقاصد تورهای خروجی کشور را کنترل مي‌کند

18خرداد :انتشار دو پيام متناقض از 'کارشناس اتمی' ايرانی

18خرداد :نامه مجيد توکلي، در وصف يکسال مبارزه دانشجويان و روزنامه نگاران و فعالين مدنی و مردم ايران

18خرداد:آخرين دادگاه متهمان کهريزک بصورت غير علنی برگزار شد

18خرداد :مشكلات معيشتى شانزده ماه بى حقوقى گريبانگير كارگران مخابرات راه دور شيراز

18خرداد.گزارش وضعيت 30 زن زندانی در اوين

18خرداد.دانشجوی فعال ستاد موسوی بيش از 60 روز است که در سلول انفرادی است

18خرداد :افتتاح اولين بانک «زنانه» در مشهد

18خرداد :متن چهارمين قطعنامه تحريم های ايران نهايی شد

18خرداد.اطلاعيه دفتر خامنه ای مبنی بر نارضايی او از مقاله خود افشاگر کيهان



18خرداد.حمايت 65 نماينده مجلس هلند از جنبش آزاديخواهی ايران





65 نماينده مجلس هلند متشکل از سه فراکسيون حزب سوسياليست هلند، حزب سبزهای چپ و حزب سوسيال دمکرات با رستاخيز دمکراسی خواهی مردم ايران اعلام همبستگی کردند.

http://www.prime95.nl/MainW/?p=296
">http://www.prime95.nl/MainW/?p=296



احمد پوری در نامه ای سرگشاده به نمايندگان پارلمان هلند خواسته بود در حمايت و همبستگی با مردم ايران دست به يک انتخاب روشن بزنند. اين نامه در دو بخش تنظيم شده بود. دوازده صفحه آناليز رويدادهای سال گذشته و چشم انداز آينده جنبش ... در دوصفحه درخواست مشخص از نمايندگان پارلمان هلند.







محکوم کردن اعمال دولت ايران به يک ضرورت تبديل شده است. ...







47 سال پيش ( 26 جون 1963 ) در برلين جان اف کندی در همبستگی با مردم برلين گفت:



" دو هزار سال پيش افتخار آميز ترين جمله داشتن " حقوق شهروندی رم " بود. امروز در دنيای آزاد افتخار آميز ترين شعار اين است. " من يک برلينی هستم. " ... تمام انسانهای آزاده در هر جايی که زندگی می کنند شهروند برلين هستند. به همين دليل من هم يک برلينی هستم و به مثابه يک انسان آزاد با افتخار می گويم: من يک برلينی هستم. "







ما اميدواريم که هلند برای ادای جمله فوق به انتظار باراک اوباما نه نشيند. اروپا بايد مسئوليت خودش را به پيش ببرد.



ما اميدواريم که نمايندگان پارلمان هلند پيشگامی خود را در اروپا، در همبستگی با مردم ايران به يکی از سه روش زير بيان کنند: " من يک ايرانی هستم." يا "من يک ندا هستم. " يا با هر بيانی که می پسنديد با مردم ايران ابراز همبستگی کنيد.











زمانيکه مردم آزاديخواه ايران با بيان يکی از جملات فوق مورد حمايت واقع شود، در حقيقت انسانهای آزاده دنيای متمدن جنبش مردم و خواستهای دمکراتيک آن را به رسميت می شناسند. اين به مفهوم يک حمايت اخلاقی و عادلانه از جنبش مردم ايران است، در عين حال يک ضربه کاری به بنيادگرايان اسلامی حاکم نيز می زند.







به نظر ما راه انداختن جنگ با ايران يا تحريم آن تنها به ضرر مردم ايران است. ما خواهان "تحريم هوشمندانه" هستيم . تحريمی که تنها جنايت کاران حاکم را زير ضرب ببرد مانند مسدود کردن حسابهای بانکی رهبران ايران و ندادن رواديد سفر به آنها و غيره ...







اسلام ديگر بيانگر تنها هويت ايرانی نيست، جوانان ايرانی انتظار دارند که رهبران کشور به خواسته های آنها احترام بگذارند، ولی دولت ايران تنها با سرکوب، تهديد و تحقير جواب می دهد.







مردم ايران لياقت و شايستگی آنزا دارند که بدون ترديد مورد پشتيبانی بين المللی تمامی انسانهای آزاده و عدالت خواه واقع شوند. در اين لحظات حساس تاريخی نبايد مردم ايران ر ا تنها گذاشت. رژيم جمهوری اسلامی دقيقا می خواهد با پاشيدن تخم ترس اميد به تغيير را در دل مردم ايران بکشد.



ما می خواهيم با همبستگی بين المللی اميد به دگرگونی و پيروزی را تقويت کنيم. مردم ايران در روزهای آينده شديدا به همبستگی بين المللی نيازمند خواهند بود و در اين مبارزه بايد پيروز شوند.







در صورتيکه همبستگی خودتان با مردم ايران را به يکی از سه روش فوق اعلام کنيد من تلاش می کنم مواضع شما را از طريق رسانه های فارسی زبان در خارج از ايران به اطلاع مردم ايران برسانم.







از طرف حزب سوسياليست هلند که 25 نماينده مجلس دارد، آقای هری فان بومل مسئول امور خارجه اين حزب همبستگی خود را با مردم ايران با اين جمله ادا کردند: " من يک ايرانی هستم." Harry van Bommel







از طرف حزب سبزهای چپ هلند که 7 نماينده مجلس دارد، خانم ماريکو پيترس مسئول امور خارجه اين حزب همبستگی خود را با مردم ايران با اين جمله ادا کردند: " من يک ندا هستم. " Mariko Peters







از طرف حزب سوسيال دمکرات هلند که 33 نماينده مجلس دارد، آقای مارتين فان دام مسئول امور خارجه اين حزب همبستگی خود را با مردم ايران با اين جمله ادا کردند: "به نظر ما همه جا از جمله در ايران مردم حق دارند رهبران و دولت خود را انتخاب کنند. همه کسانيکه برای دمکراسی و به حرمت رای شان در انتخابات بپا خواسته اند، مورد حمايت ما هستند. ما اعمال خشنونت در برابر تظاهرات مسالمت آميز مردم را شرم آور می شماريم. علاوه بر اين ما خواهان آن هستيم که دولت ايران به قراردادهای بين المللی خودش در باره عدم توليد سلاح اتمی پايبند باشد، کاری که احمدی نژاد نمی کند. به همين دليل اين ريسک وجود دارد که با تحريم بين المللی روبرو شود. ما حتما تلاش خواهيم کرد که اين تحريمها نه به مردم ايران بلکه به حکام قدرت طلب ضربه زند . " Martijn van Dam







حزب خلق برای آزادی و دمکراسی ( ليبرال ) هلند که 22 نماينده در پارلمان دارد، گفته است که در عرض يک هفته مواضعش را اعلام خواهد کرد. VVD



لازم به تذکر است که من اين نامه را به همه احزاب سياسی هلند فرستاده ام به غير از حزب راست افراطی "حزب آزادی" که رهبرش آقای ويلدرس است. PVV







مردم ايران توسط دولت خود به کثيف ترين شيوه ممکن مورد توهين و تحقير واقع می شوند. در چنين شرايطی چقدر غرور آفرين است که احزاب مترقی و شخصيت های محبوب و آزاديخواه جهان به بهترين شيوه ممکن به خواسته مردم ايران ارج نهاده و همبستگی بين المللی خود را با بيان جمله "من يک ايران هستم . يا من يک ندا هستم" ابراز کنند.



من اميدوارم که در تمام کشورها اين موج حمايت از مردم ايران به حرکت در بيايد و مردم ايران به حکومتی برسند که واقعا شايسته آن هستند. ...







احمد پوری



http://www.prime95.nl/MainW/?p=296
">http://www.prime95.nl/MainW/?p=296







Namens stichting PRIME,




18 خرداد 1389    22:03
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :«اسلامي‌تر کردن مدرسه‌ها»؛ سی سال آزمون و خطا :مدرسه‌های اسلامی برای مهار دانشگاه‌ها؟

صدای آلمان :وزارت آموزش و پرورش دولت دهم يکی از مهمترين دغده‌های خود را «اسلامي‌تر کردن» فضای آموزشی کشور اعلام کرده. يکی از معاونان اين وزارت‌خانه مي‌گويد مديريت آموزشی در سی سال گذشته سليقه‌ای بوده و اکنون زمان مديريت اسلامی است.



پيش از ظهر دوشنبه، هفدهم خرداد، معاون پژوهش و برنامه ريزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش در يک نشست خبری حضور يافت تا رويکرد جديد اين وزارت‌خانه را برای آنچه «اسلامي‌تر شدن مدارس» خوانده شده، تشريح کند. حجت‌الاسلام محي‌الدين بهرام محمديان ضرورت شکل‌گيری اين رويکرد را ناموفق بودن تلاش دولت‌های قبلی در تمام سی سال گذشته ذکر مي‌کند. اين سخنان مي‌تواند به معنای اعتراف به ناکامی سياست‌های فرهنگی حکومت جمهوری اسلامی تعبير شود، در عين حال بيانگر تلاشی است که در صورت موفقيت سيستم آموزشی کشور را از بنياد تغيير خواهد داد.



اعتراف به شکست سياست‌های فرهنگی



محي‌الدين بهرام محمديان در توضيح ضرورت آنچه «رويکرد اسلامی در مديريت آموزش و پرورش» عنوان شده گفت «در تمام اين سالها مديريت‌های ما براساس آزمون و خطا جلو رفته و بيشتر متکی بر سليقه بوده است.» او مي‌افزايد «بيش از سی سال از پيروزی انقلاب اسلامی می گذرد اما متاسفانه نتوانسته‌ايم تجارب مديريتی موفق و ناموفق خود را ثبت کنيم تا بتوانيم يک بستر مديريتی داشته باشيم و از آن مدل مناسبی را استخراج کنيم.»



اکنون معاونت پژوهشی و برنامه‌ريزی وزارت آموزش و پرورش طرحی را در دست اجرا دارد تا پس از جمع‌بندی تجربه‌ی مدرسه‌ها و مديرانی که موفق ارزيابی شده‌اند، رويکرد تازه‌ی مديريت اسلامی را به عنوان "يک چشم‌انداز واحد" مشخص کند. بخش بزرگی از اين "تجربه‌های موفق" به مدرسه‌های اسلامی مربوط مي‌شود؛ اينها مدرسه‌هايی هستند که به منظور «ارتقای سطح دينی و اخلاقی دانش آموزان» تاسيس شده‌اند.



اسلامی کردن مهدکودک‌ها



به گفته‌ی محمديان برنامه‌ی تدوين چشم‌انداز واحد برای مديريت اسلامی مدرسه‌ها جزيی از طرح ايجاد «تحول بنيادين در آموزش و پرورش» است. اين طرحی است که وزارت آموزش و پرورش با تاييد و حمايت رهبر جمهوری اسلامي، آيت‌الله علی خامنه‌اي، درصدد اجرای آن است. علی خامنه‌ای پانزدهم ارديبهشت در ديدار با جمعی از معلمان گفت «برنامه تحول بنيادين در آموزش و پرورش يك كار اساسی است كه بايد متناسب با نيازها، اهداف والا، و امكانات انسانی كشور حتماً انجام شود و به سرانجام نيز برسد.»



تغيير در محتوای کتاب‌های درسی و تفکيک آنها بر اساس جنسيت دانش آموزان و استفاده‌ی گسترده ار حوزه‌های علميه و طلبه‌ها از جمله اقدام‌هايی است که تا کنون صورت گرفته يا اجرای آن در دست بررسی است. پنجم ارديبهشت ماه ۸۹ نيز وزير کشور، مصطفی محمد‌نجار، از وجود برنامه‌هايی برای اسلامی کردن مهدکودک‌ها خبر داد. همزمان با انتشار اين خبر، روزنامه جام جم از قول اميرحسين آزادي‌وفا، مشاور رئيس سازمان بهزيستی نوشت «با همكاری وزارت كشور محتوای آموزش معارف در مهدكودک‌ها را مورد بازنگری قرار داده‌ايم و با ۷ موسسه قرآنی برای آموزش كودكان كشور قرار داد بسته‌ايم.»



استفاده از حوزه علميه



چندی پيش نهادی تشکيل شد که «ستاد همکاري‌های حوزه و آموزش و پرورش» نام دارد. دبير اين ستاد حجت‌الاسلام علی ذوعلم، نوزدهم ارديبهشت ۸۹ به خبرگزاری مهر گفت: «يکی از عرصه‌هايی که لازم است همه نهادها و سازمانها مشارکت داشته باشند ارتقای سطح دينی و اخلاقی دانش آموزان است و روشن است که حوزه‌های علميه بيشتر از ديگر نهادها مي‌توانند در اين موضوع فعال باشند.» او در ادامه مي‌افزايد: «بر همين اساس طرح ايجاد مدارس اسلامی وابسته به حوزه در دستور کار ستاد قرار گرفته است.»



ستاد ياد شده پيشنهاد کرده برای عملی ساختن تاسيس مدرسه‌های اسلامی وابسته به حوزه، رشته‌ی تعليم و تربيت به دوره‌های طلاب حوزه علميه اضافه شود. وزير آموزش و پرورش حميدرضا حاجی بابايی نيز هفدهم ارديبهشت از برنامه‌های وزارت‌خانه‌ی متبوعش برای تغيير در محتوای کتاب‌های درسی سخن گفته بود. جاجي‌بابايی گفته است «تحول بنيادی در آموزش و پرورش مي‌تواند آموزش و پرورش را در زمينه‌های گوناگون به سمتی سوق دهد که دانش‌آموزان درجاتی از حيات طيبه و تربيت اسلامی را دريافت کنند.»



مدرسه‌های اسلامی برای مهار دانشگاه‌ها؟



برنامه‌ی همکاری وزارت آموزش و پرورش با حوزه علميه قم و استفاده از طلاب و روحانيان در مدرسه‌ها، اواخر دولت نهم وارد فاز جديدی شد. در توافقی که ميان اين دو نهاد به عمل آمد قرار شد از ابتدای سال تحصيلی جاری اداره‌ی بيش از چهار هزار مدرسه و موسسه آموزشی به حوزه سپرده شود. به گفته‌ی وزير کنونی آموزش و پرورش رهبر جمهوری اسلامی بر «اسلامي‌تر کردن» مدرسه‌ها تاکيد بسيار دارد. خامنه‌ای پيشتر از وضعيت آموزشی دانشگاه‌ها نيز به شدت انتقاد کرده بود.



ظاهرا تمرکز بر مدرسه‌ها در برنامه‌های «اسلامي‌کردن»، رويکرد جديدی است که حکومت جمهوری اسلامی حل بسياری از مشکلات اجتماعی را در گرو سامان دادن آن مي‌داند. مدير حوزه علميه قم، آيت‌الله مرتضی مقتدايی آبان‌ماه سال ۸۸ گفته بود «اگر توانستيم آموزش و پرورش را دينی و اسلامی کنيم، نيازی نيست که به سوی اسلامی کردن دانشگاه‌ها برويم، زيرا دانش‌آموزان از پايه درست تربيت شده‌اند.» ظاهرا اين نکته بسيار مورد پسند علی خامنه‌ای قرار گرفته و با تاکيد و توصيه‌ی اوست که وزارت آموزش و پرورش به مدرسه‌ها توجهی خاص دارد. به گزارش منابع خبری در طرح «اسلامي‌تر کردن مدرسه‌ها» برای نيروهای سپاه و بسيج نيز نقش فعالی در نظر گرفته شده است.


18 خرداد 1389    20:56
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :«فيلم‌نامه‌ای از احمد شاملو به نام «ميراث» منتشر مي‌شود

آفتاب:‌ فيلم‌نامه‌ای از احمد شاملو به نام «ميراث» كه در سال‌های 68 يا 70 برای ساخت دراختيار مسعود كيميايی قرار گرفته بود، توسط اين فيلم‌ساز برای انتشار به نشر ثالث واگذار شد. اين فيلم‌نامه در آن زمان به دليل مخالفت دستگاه فرهنگی كشور با ساخت آن؛ امكان ساخت پيدا نكرد.



فيلم‌نامه‌اى از احمد شاملو به نام «ميراث» كه آن را برای ساخت دراختيار مسعود كيميايی قرار داده بود، توسط اين فيلم‌ساز براى انتشار به نشر ثالث واگذار شد.



داستان «ميراث» در آذربايجان مي‌گذرد و به نهضت آزادي‌طلبانه آذربايجان و برخوردهايش با حكومت وقت مي‌پردازد. اين فيلم‌نامه

ازسوی ثالث برای گرفتن مجوز به ارشاد فرستاده شده است.



فيلم‌نامه «ميراث» هرگز امكان تبديل شدن به فيلم را پيدا نكرد.



مسعود كيميايی كه اين روزها سرصحنه فيلمبرداری «جرم» به‌سر مي‌برد، تاريخ نوشتن اين فيلم‌نامه را در سال‌های 1368 يا 70 دانست و دليل فيلم نشدن آن را در هنگام زندگی شاملو، مجوز ندادن به اين سناريو اعلام كرد.



اين فيلم‌نامه همراه با نوشته‌ای از شاملو كه حقوق ساخت آن را دراختيار كيميايی قرار داده است، منتشر مي‌شود.



«احمد شاملو» در واگذاری حقوق «ميراث» به مسعود كيميايی نوشته است:‌ بدين‌وسيله سناريو نوشته خود را كه موقتا «ميراث» ثبت شده، برای تبديل به فيلم به آقای مسعود كيميايی واگذار مي‌كنم. ضمنا بين طرفين در مورد حذف پاره‌ای صحنه‌ها، توافق حاصل شده است كه من از اين نظر هم برای آسان‌تر شدن كار، از طرف خود به ايشان اختيار وكالت مي‌دهم.
18 خرداد 1389    20:11
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:   عبود
ای-ميل:  
22:10 18 خرداد 1389
Ø لل الخالق احمد شاملو مسعود كيميايي نميتوان باور كرد اينرا از اينØ هت ميكويم كه در ليست شاهكارهاي احمد شاملو در سال 1355 عنواني تحت نام بيوكراÙÙŠ نامه اي ست بنام " ميراث " كه تنها نسخه دست نوشته هاي ان را عليرضا ميبدي به امانت برد !!


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :بهانه جويی وزارت کشور در قبال درخواست مجوز راهپيمايی

کلمه: پس از بی پاسخ گذاشتن درخواست آقايان مهندس موسوی و کروبی برای صدور مجوز به بهانه اينکه درخواست کننده بايد حزب و يا گروه سياسی باشد اين بار پس از ارائه در خواست از جانب احزاب و گروههای سياسي، عباس زاده مشکينی مدير کل سياسی و دبير کميسيون احزاب وزارت کشور با بهانه جوئی و سنگ اندازی از پذيرش درخواست قانونی احزاب طفره رفته و بدين وسيله دفع الوقت نموده است.



وی به خانم فرامرزی نماينده انجمن روزنامه نگاران زن که نامه گروهها را پس از ثبت در دبيرخانه به دفتر وی برده بود اظهار داشته است هدف راهپيمايی روشن نيست و دبيرکل يا نماينده تام الاختيار دبيرکل هر يک از احزاب و گروهها بايد شخصا در وزارت کشور حاضر شده و تعهد بدهند و سپس ثبت محضری کنند که راهپيمايی مسلحانه نخواهد بود. وی اظهار داشته است اگر در پرونده هر يک از گروهها در وزارت کشور ايرادی وجود داشته باشد آن گروه نمی تواند درخواست بدهد. وی بر همين اساس علاوه بر رد درخواست جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی که پروانه شان توسط کميسيون ماده ده احزاب لغو شده است انجمن روزنامه نگاران زن را نيز بدليل ناقص ماندن مراحل آخرين انتخابات شورای مرکزی از حق دادن درخواست محروم دانسته است.اين بهانه جويی در حاليست که در يک سال گذشته وزارت اطلاعات اجازه برگزاری هيچ گونه تجمعی از جمله برگزاری کنگره يا مجمع عمومی را به هيچ يک از احزاب و گروههای سياسی نداده است.


18 خرداد 1389    19:09
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :هنرمندان متاثر از جامعه هستند:خانه تئاتر خواهان احترام دولت به آزادي‌‌هنرمندان است

ايلنا: نخستين نشست مطبوعاتی هيئت مديره جديد خانه تئاتر، صبح امروز(18 خرداد) با حضور ايرج راد، کاظم هژير آزاد، محمد يعقوبي، حسين کيانی و خسرو احمدی برگزار شد.

ايرج راد(رئيس هيئت مديره خانه تئاتر) گفت: با تغيير و تحولاتی که در سطح وزارتخانه صورت گرفته و معاون هنری جديد آمده است، خانه تئاتر بارها نظرات خود را برای برون‌رفت از مشکلاتی که تئاترشهر با آن روبرو شده، بيان کرده است.

وی افزود: خانه تئاتر خواهان حمايت معنوی دولت از تئاتر است؛ به اين معنا که به آزادي‌‌های لازم برای هنرمندان جهت خلق يک اثر هنري، احترام بگذارد و ازآنجاکه اکثر نيروی توليد کننده تئاتر در اين خانه عضويت دارند، بايد شرايطی به‌وجود آيد که هنرمندان تئاتر در سرنوشت کاری خود و تئاتر کشور بتوانند به صورت مستقل اثرگذار باشند.

راد ادامه داد: سياست‌گذاري، برنامه‌ريزی و آنچه در حيطه تئاتر کشور به‌عنوان جذب و ارتباط با مخاطب و انديشه‌سازی و تفکر که وظيفه اصلی تئاتر وجود دارد، بايد دراختيار هنرمندان قرار بگيرد و دولت تنها در زمينه ايجاد ابزار و امکانات لازم، حامی اين جريان باشد.

وی به‌عنوان رئيس هيئت مديره خانه تئاتر خواستار احترام دولت و مديران به توانمندي‌های هنرمندان شد و اضافه کرد: هنرمندان متاثر از جامعه هستند و با نگاهی خاص به جهان، تلاش مي‌کنند ديدگاه‌های خود را در زمينه‌های مختلف از طريق ارتباط هنری با مخاطبان بازگو کنند تا بتوانند خدمتگذار جامعه خود باشند.

اين هنرمند تاکيد کرد: تعيين موضوعات مشخص، محدود کردن هنرمند و گرفتن امکانات خلاقه چه از لحاظ زيبايي‌شناسی و يا موضوعي، باعث مي‌شود امکان اظهارنظرهای موشکافانه از هنرمند گرفته شود و او را از جامعه خويش دور مي‌کند.

راد يادآوری کرد: هنرمندی که احساس شخصيت و آزادی نداشته باشد و شرايط را برای عرضه توانمندي‌های خود نبيند، آرام آرام از چيزی که ذات و جوهره يک هنرمند است، فاصله مي‌گيرد.

وی همچنين درباره موضوع جذب تماشاگر تئاتر گفت: آيا نگاه ما اين است که از ديدگاه فرهنگی و ارزشی دور شويم و به تئاتر به مثابه يک تفريح و سرگرمی نگاه کنيم تا سالن‌ها پر شود يا اينکه لازم است آزادي‌های لازم به هنرمند داده شود تا از اين طريق بتواند ارتباط شايسته‌ای با مخاطب برقرار شود.

راد، راهکار افزايش قيمت‌ بليط‌‌ها به بهانه تامين هزينه گروه نمايش را پاسخگو ندانست.

وی با اشاره به ايجاد تغييرات عجيب و غريب در تئاتر برحسب تغيير مديريت‌ها گفت: تغيير مديريت‌ها باعث اعمال برنامه‌ريزی و تصميم‌گيري‌های سليقه‌ای شده است و چون قانون مدون و مشخصی وجود ندارد، حتی اگر مديران دلسوز باشند اما چون تخصصی در اين حوزه ندارند، شاهد مشکلات عديده ای هستيم.

رئيس هيئت مديره خانه تئاتر به پيشنهاد تشکيل سازمان تئاتر به منظور جلوگيری از موازي‌کاری و برنامه‌ريزي‌های چند شاخه در حوزه تئاتر اشاره و اظهار کرد: بعضی گمان مي‌کنند با به وجود آمدن سازمان تئاتر کشور شاهد بوروکراسی گسترده‌تری خواهيم شد، درحاليکه درصورت ايجاد آن، بودجه‌های پراکنده و برنامه‌های موازی تجميع مي‌شود و همه سياست‌گذاري‌ها و برنامه‌ريزی ها تحت لوای اين سازمان انجام خواهد شد.

وی از اقدام برای تفکيک گروه های حرفه‌ای و آماتور در تئاتر ابراز خشنودی کرد و گفت: بنابراين شده است که گروه‌های حرفه‌ای چند سالن اصلی تئاتر را دراختيار داشته باشند و گروه‌های آماتورهم با تخصيص بودجه يک ميليارد تومان، در مکان‌های ويژه‌ای که به آنها اختصاص داده خواهد شد، فعاليت کنند.

در ادامه اين نشست، حسين کيانی به مساله صدور مجوز برای نمايشنامه‌ها اشاره کرد و گفت: وقتی برای يک نمايشنامه مجوز صادر مي‌شود، بايد آن مجوز برای اجرای سال‌های آينده و توسط هنرمندان مختلف به قدرت خود باقی بماند.

وی گفت: مکان‌های زياد مناسبی برای اجرای تئاتر در تهران شناسايی شده‌اند که با اندک تجهيزاتی مي‌توان به آنها قابليت اجرا داد و از مشکل کمبود سالن‌های تئاتری رهايی پيدا کرد؛ اما چنين کاری تاکنون صورت نگرفته است.

کيانی همچنين درباره اقدام برای درج قيمت واقعی و بدون يارانه بر روی بليط تئاتر اظهار کرد:

شايد اين کار با هدف خصوصي‌سازی تئاتر صورت گرفته باشد تا بار تامين هزينه‌ها برعهده توليدکنندگان باشد، اما اين راه اشتباهی است؛ بلکه اولين گام موثر برای رسيدن به اين هدف، رفع گير وگرفت‌هايی است که در راه اجرای تئاتر برای هنرمندان وجود دارد.

وی به هنرمندانی اشاره کرد که اگر سنگ‌اندازي‌ها برای اجرای تئاتری انها رفع شود، بدون نياز به جمايت مالی دولت هم مي‌توانند در سطح يک زندگی مرفه را برای خود تدارک ببينند زيرا تماشاگران قابل توجهی که دارند.

کيانی همچنين توضيح داد: لفظ "يارانه" برای تئاتر اشتباه است؛ تئاتر بودجه مصوب خود را دارد و هر دولتی وظيفه داردف اين بودجه را به تئاتر بپردازد.

همچنين در اين نشست، محمد يعقوبی(نويسنده و کارگردان تئاتر و عضو هيئت مديره جديد خانه تئاتر) گفت: در ارتباط با تئاتر مي‌توان از دو نوع مشکل صحبت کرد؛ يکی مديران هستند که دوست دارند هرچه کمتر هزينه کنند و در طرف ديگر تئاتري‌ها قرار دارند که تمايل دارند هرچه بيشتر پول خرج تئاتر شود.

وی بحث درج قيمت‌ واقعی بليط را در راه تئاتر خصوصی اشتباه دانست و توضيح داد: بليط تئاتر، قبض آب و برق نيست که بخواهيم به مصرف کنندگان يادآوری کنيم بايد صرفه‌جويی کنند؛ درج قيمت واقعی روی بليط‌هايتئاتر هيچ پيام مثبت و قابل توجيهی را نمي‌تواند با خود داشته باشد.

يعقوبی اظهار کرد: تماشاگر برای حمايت شدن، مُحِق است و اين وظيفه برعهده دولت قرار دارد و ما حق داريم برای زمانی که تماشاگران ناچار مي‌شوند، قيمت واقعی بليط تئاتر را بپردازند، نگران باشيم.

در ادامه اين نشست، کاظم هژيرآزاد بااشاره به سابقه فعاليت تئاتری خود گفت: من در طول دوره فعاليتم در تئاتر، شاهد رفت و آمد بيش از بيست مدير بوده‌ام که البته هرکدام در ابتدا برای گسترش تئاتر در کشور و جهانی سازی تئاتر ايران شعارهايی داده‌اند و ما هنوز اندر خم يک کوچه‌ايم!

وی افزود: از آنجاکه تئاتر در کشور ما قانون ثابت خودش را ندارد، در هر دوره و با ورود هر مدير جديدي، قانون‌های جديدی وضع مي‌شود.

هژيرآزاد توضيح داد: ما هنرمندان زبده‌ای داريم که برای ادامه تحصيل و آموزش به خارج از کشور رفته‌اند اما متاسفانه شرايط برای فعاليت آنها فراهم نمي‌شود و کنج خانه نشسته‌اند در حاليکه يک مديريت درست و کارامد بايد اينان را به کار گيرد و از توان و انرژی آنها استفاده کند.

در انتهای اين نشست، خانه تئاتر اعتراض خود را نسبت به تخطی شهرداری و متروی تهران از تفاهم‌نامه‌ای که ميان خانه تئاتر، معاونت هنري، شورای شهر و سازمان مترو امضا شده بود اعلام کرد.

بر اساس اعلام ايرج راد، در اين تفاهم‌نامه که در تاريخ آذرماه سال ۱۳۸۶ امضا شده، تعهد شده بود که نام ايستگاه مترو در محدوده تئاتر شهر، "تئاتر شهر" باشد که اکنون ديده شده است بر روی تابلوها نام "چهاراره وليعصر" برای اين ايستگاه انتخاب شده است.

محمد يعقوبی نيز درخصوص اخذ ماليات از هنرمندان تئاتر توضيح داد: اگر هنرمند تئاتر نامه‌ای را مبنی بر هنرمند بودن خود به اداره دارايی تحويل بدهد، مالياتی از وی گرفته نخواهد شد اما مشکل اينجاست که وقتی يک بار شخصی به‌عنوان هنرمند، نامه‌ای را تحويل اين اداره داد، ديگر نيازی به نامه‌های دوباره و چندباره نيست.

وی همچنين اعلام کرد: حتی اگر بپذيريم چنين نامه‌ای بايد برده شود، اين کار وظيفه اداری مرکز هنرهای نمايشی است که آن را بر دوش هنرمندان قرار داده است و من پيشنهاد مي‌کنم جلسه‌ای با حضور نمايندگانی از وزارت دارايي، مرکز هنرهای نمايشی و خانه تئاتر در خصوص اين موضوع تشکيل شود تا اين مساله يک بار برای هميشه حل شود.

در اين نشست، فعال‌كردن كتابخانه خانه تئاتر، انتشار كتاب، برگزاری جلسات نمايش فيلم تئاترهای برتر دنيا و ... از برنامه‌های خانه تئاتر در سال 89 عنوان شد.




18 خرداد 1389    19:03
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :ضرب و شتم شديد يکی از محافظان کروبی

دانشجو نيوز:يکی از محافظان مهدی کروبی که روز پنجشنبه ايشان را در بهشت زهرا و مرقد امام خمينی(ره) همراهی می کرد؛ پس از پايان مراسم توسط نيروهای امنيتی-نظامی بازداشت و به مکان نامعلومی برده شد.



به گزارش خبرنگار سحام نيوز«سايت رسمی حزب اعتماد ملي» محمد ميرزائی توسط اين نيروهای امنيتی – نظامی به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحيه دهان و دندان دچار آسيب شديد شد.



نيروهای امنيتی-نظامی پس از ضبط تمام وسايل شخصی وی-اعم از تلفن همراه،کيف و مدارک شناسايی- و انتقال چندباره وی به محل های نامعلوم، سرانجام در اوايل بامداد روز جمعه وی را آزاد کردند. محمد ميرزائی همکنون به دليل جراحات وارده تحت درمان قرار دارد.




18 خرداد 1389    19:47
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
02:18 19 خرداد 1389
بریم Ø لوی سازمان ملل داد بزنیم " وا حقوق بشرا"


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :کنفرانس خبری مهدی کروبی و ميرحسين موسوی

سحام نيوز: امروز صبح مهدی کروبی و ميرحسين موسوی در کنفرانسی خبری به سوالات خبرنگاران مختلف از سراسر جهان پاسخ دادند. به گزارش خبرنگار سحام نيوز«سايت رسمی حزب اعتماد ملي» اين کنفرانس خبری باهدف بررسی يکساله حوادث اخير و در آستانه سالگرد ۲۲خرداد برگزار شد.

در اين کنفرانس خبری ميرحسين موسوی و مهدی کروبی به صورت مشترک به سوالات خبرنگاران در حوزه های مختلف پاسخ دادند.

مشروح کامل اين کنفرانس خبری و فيلم آن به زودی منتشر ميشود




18 خرداد 1389    19:41
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
20:44 19 خرداد 1389
09.06.2010

Ø ÙØ±ÛŒ رابرتسن: موسوی باید در باره اعدام‌های سال Û¶Û· پاسخگو باشد

خودنویس: باز شدن پرونده اعدام‌های سال Û±Û³Û¶Û· برای گروه‌های بسیاری اگر خوشحال کننده نباشد، اما تضمین کننده این نکته است Ú©Ù‡ قتل عام برنامه‌ریزی شده زندانیان سیاسی از چشمان Ø هانیان پنهان نمی‌ماند. امروز گزارش Ø ÙØ±ÛŒ رابرتسن، حقوق‌دان کارشناس در پرونده‌های «Ø نایت علیه بشریت» در باره اعدام‌های «۶۷» منتشر شد. رابرتسن به خودنویس Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ خیلی‌ها از Ø مله میرحسین موسوی باید پاسخگو باشند.



Ø ÙØ±ÛŒ رابرتسن وکیل حقوق بشری است Ú©Ù‡ با رسانه بیگانه نیست Ùˆ سال‌ها علاوه بر مشغله حقوقی، با رسانه‌های استرالیا Ùˆ انگلستان همکاری کرده. اما شناخت ویژه او از حقوق بین‌المللی باعث شد Ú©Ù‡ بنیاد عبدالرحمن برومند برای بررسی اعدام‌های سال Û±Û³Û¶Û· به سراغ او برای انØ ام تحقیقات گسترده‌ای در این باره برود.



رابرتسن دیروز در روزنامه گاردین به اهمیت زنده کردن این پرونده برای Ø لوگیری از قتل‌عام‌های بعدی پرداخت.



امروز گزارش کامل تحقیقات رابترسن توسط بنیاد برومند در واشنگتن منتشر شد. به نظر می‌رسد انتشار این گزارش از اعدام‌های سال Û±Û³Û¶Û· درست چهار روز پیش از سالگرد Û²Û² خرداد باعث بروز سو ØªÙØ§Ù‡Ù…‌های زیادی بشود.



رابرتسن در گاردین نوشت Ú©Ù‡ شاید خشونت‌های بعد از انتخابات Ùˆ اعدام عده‌ای با Ø­Ú©Ù… «محارب» نباید باعث تعØ ب کسی شود، Ú†Ù‡ این همان رژیمی است Ú©Ù‡ سال‌ها قبل هزاران Ù†ÙØ± از زندانیان سیاسی را کشت اما هیچگاه حساب پس نداد.



رابرتسن این Ø نایت را با قتل عام صربرنیتسا در بوسنی مقایسه می‌کند.



در باره علت انتخاب رابرتسن برای نوشتن گزارش در باره اعدام‌های سال Û¶Û· از رویا برومند، یکی از گردانندگان بنیاد عبدالرحمن برومند پرسیدم. خانم برومند تخصص رابرتسن در حوزه «Ø نایت علیه بشریت»، بی‌پروا بودن Ùˆ استقلال Ùˆ همچنین سبک نگارش این حقوق‌دان را از نکات مهم Ùˆ دلایل انتخاب بر شمرده‌اند. رابرتسن قاضی داخلی سازمان ملل هم هست. به Ú¯ÙØªÙ‡ خانم برومند، بسیاری از نوشته‌های حقوقی خواندنی نیستند Ùˆ اما کتاب «Ø نایت علیه بشریت» Ø ÙØ±ÛŒ رابرتسن بر خلا٠بسیاری از نوشته‌ها Ùˆ کتاب‌های حقوقی، خواندنی بوده است، Ùˆ این می‌تواند برای مخاطبانی Ú©Ù‡ گزارشی طولانی اما مهم را می‌خوانند یک نکته مثبت باشد.



اما یکی از سوال‌هایی Ú©Ù‡ ممکن است برای خوانندگان این گزارش پیش بیاید، زمان انتشارش است. رویا برومند می‌گوید Ú©Ù‡ کار نگارش این گزارش از زمانی شروع شد Ú©Ù‡ دولت بولدوزرها را به Ø ان گورستان خاوران انداخت، Ùˆ وقوع این حادثه در زمستان سال Û¸Û· زمینه‌ساز Ø³ÙØ§Ø±Ø´ موضوع به Ø ÙØ±ÛŒ رابرتسن شد، یعنی ماه‌ها قبل از انتخابات ریاست Ø مهوری سال Û±Û³Û¸Û¸.



رابرتسن در Ú¯ÙØªÚ¯Ùˆ با خودنویس Ú¯ÙØª امیدوار است Ú©Ù‡ شورای امنیت بر اساس این گزارش امکان بیشتری برای ایØ اد محدودیت برای Ø مهوری اسلامی داشته باشد. او معتقد است Ú©Ù‡ باید مصونیت قضایی از بازیگران سیاسی قدرت در سال Û±Û³Û¶Û· برداشته شود. رابرتسن می‌گوید دنیا در برابر Ø نایت‌هایی مثل حلبچه Ú©Ù‡ ÛµÛ°Û°Û° Ù†ÙØ± قربانی بمب‌های شیمیایی شدند توسط دولت عراق چشمانش را بست Ùˆ کاری نکرد. دنیا در برابر قتل عام زندانیان سیاسی ساکت ماند Ú©Ù‡ چیزی در همان حدود قربانیان حلبچه کشته شدند. صدام محاکمه شد اما مسوولان قتل‌های سال Û¶Û· هنوز پاسخگوی اعمالشان نبوده‌اند Ùˆ تحقیق مناسبی در این باره انØ ام نشده است.



* رابرتسن در پاسخ به زمان انتشار این گزارش Ùˆ با توØ Ù‡ به نزدیکی‌اش به سالگرد انتخابات خرداد Û¸Û¸ Ú¯ÙØª:



علت انتشار گزارش در Ù‡ÙØªÙ‡ Ø اری این بود Ú©Ù‡ این Ù‡ÙØªÙ‡ کارمان پایان ÛŒØ§ÙØª Ùˆ هم این بود Ú©Ù‡ در انتشارش تاخیر وارد نکنیم. اگر گزارش را بعد از سالگرد انتخابات منتشر می‌کردیم، اما ÙØ±Ø§Ù…وش نکنیم Ú©Ù‡ یک قاعده در گزارشگری حقوق بشر، عدالت نسبت به طرÙین ماØ را است، اینکه الان یک طر٠ماØ را مورد علاقه Ùˆ مورد تایید مردم در زمانی طولانی نسبت به واقعه شده، مسوولیت او را Ù†ÙÛŒ نمی‌کند. به عبارت بهتر، هیچ منع زمانی در مورد «Ø نایت علی بشریت» ÙˆØ ود ندارد. من نمی‌گویم Ú©Ù‡ موسوی مقصر بوده، اما می‌گویم Ú©Ù‡ ایشان در پنهان‌کاری این Ø نایت دخیل بوده است. ایشان در Ú¯ÙØªÚ¯Ùˆ با خبرنگاران اروپایی در سال Û±Û¹Û¸Û¸ مدعی شد Ú©Ù‡ این ماØ را قتل عام زندانیان بی‌پناه نبوده Ùˆ این گروه در حال توطئه برای شورش بوده‌اند.



آقای موسوی باید توضیحاتی بدهد.البته بنیاد برومند می‌خواست Ú©Ù‡ این گزارش پیش از سالگرد انتخابات منتشر شود تا دولت ایران متوØ Ù‡ آسیب‌پذیری‌اش نسبت به قانون بین‌الملل باشد Ú©Ù‡ اگر بخواهد قتل عام سال Û±Û¹Û¸Û¸ را تکرار کند Ùˆ یا به راه‌پیمایان تیراندازی کند Ùˆ یا به زندان‌ها ببرد Ùˆ دار بزند، با عواقب Ø دی روبرو خواهد شد.



با این حساب این گزارش می‌تواند به



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :سالگرد انتخابات:نيروی انتظامی: با «اخلال‌گران» برخورد خواهد شد

مردمک :در حالی که کمتر از يک هفته به سالگرد انتخابات دوره دهم رياست جمهوری باقی مانده، جانشين فرمانده انتظامی کشور از برخورد قاطع با « اخلال‌گران در نظم عمومي» خبر داد.



به گزارش خبرگزاری مهر، احمدرضا رادان، جانشين فرمانده انتظامی کشور روز 17 خرداد در در نخستين يادواره سرداران و 130 شهيد بومی انتظامی كردستان در سنندج، با تاکيد بر برخورد با اخلال گران نظم و امنيت عمومی در کشور، گفت که «نيروی انتظامی با هيچ کسی تعارف ندارد و با اخلال گران نظم و امنيت عمومی در جامعه با قاطعيت هر چه تمامتر برخورد خواهد کرد.»



آقای رادان با اشاره به وقايع پس از انتخابات خرداد سال گذشته در کشور گفت: فتنه گران در مسير برنامه‌های خود از تمامی ابزارها و امکانات بهره برداری کرده و حتی در اين راه از شيوه‌های هنری نيز استفاده کردند، ولی در مقابل سيل خروشان ملت کم آورده و برای هميشه از صحنه تاريخ حذف شدند.



سرتيپ حسين ساجدی نيا، فرمانده پليس تهران بزرگ نيز چهارم خرداد ماه درباره تجمع در روز 22 خرداد هشدار داد و گفت که «پليس با هر نوع تجمع غير قانونی برخورد می کند.»



به گزارش ايلنا، آقای ساجدی نيا گفته بود: هر تجمعی که قانونی باشد پليس همکاری می کند، اما با تجمعات غيرقانوني، چه در مواقع خاص و چه در ديگر روزها، برخورد می شود.



در يک سال گذشته و در جريان اعتراضات مردم نسبت به نتايج انتخابات رياست جمهوری در خرداد 88، نيروی انتظامی در مناسبات‌های مختلف چون سيزده آبان، روز قدس، 22 بهمن و چهارشنبه آخر سال اعتراضات را سرکوب کرده بود.



راهپيمايی در سالگرد انتخابات



نيروی انتظامی در شرايطی نسبت به سرکوب «اخلال‌گران» هشدار داده است که ميرحسين موسوی و مهدی کروبی دو کانديدای معترض به نتايج انتخابات سال گذشته، برای برگزاری تجمع در سالگرد انتخابات درخواست مجوز کرده‌اند.



مهدی کروبي، پيش‌تر با تاکيد بر ارائه درخواست مجوز به وزارت کشور گفته بود که برای راهپيمايی مسالمت‌آميز، طبق اصل 27 قانون اساسی نبايد مجوز درخواست‌کرد، اما با توجه به شرايط امروز ما و اين‌که نمي‌خواهيم آسيبی به مردم برسد، درخواست مجوز خود را به وزارت کشور ارائه مي‌کنيم.



براساس اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی «تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‏‌ها بدون حمل سلاح، به شرط آن‌که مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است.»



همچنين به گزارش پايگاه اينترنتی کلمه هشت حزب و گروه اصلاح طلب، شامل جمع نمايندگان ادوار مجلس، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، انجمن اسلامی جامعه پزشکی ايران، انجمن روزنامه‌نگاران زن، مجمع دانش آموختگان ايران اسلامي، جبهه مشارکت ايران اسلامي، حزب اراده ملت و مجمع نيروهای خط امام، در نامه‌ای از وزارت کشور برای برگزاری راهپيمايی در روز 22 خرداد درخواست مجوز کرده‌اند.



به گزارش پايگاه خبری جنبش راه سبز، جرس، در پی اين تقاضا وزارت کشور از شش حزب و گروه امضاء کننده اين درخواست خواسته است که ضمن معرفی يک نماينده به وزارت کشور، درخواست خود را با مشخص کردن شعارها و متن قطعنامه پايانی تکميل کنند.



وزارت کشور همچنين درخواست دو حزب مشارکت ايران اسلامی و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی را به عنوان دو حزب اصلاح‌طلب امضاء کننده اين درخواست را به علت «لغو پروانه آنها توسط کميسيون ماده ده احزاب» نپذيرفته است.




18 خرداد 1389    19:38
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :۱۳۸۸، سال سرکوب مطبوعات:متن کامل گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز

خودنويس:سازمان گزارشگران بدون مرز، امروز با اعلام مشکلات و مصائب روزنامه‌نگاران در طول يک سال گذشته،، به بررسی نتيجه يک سال سرکوب بعد از انتخاب مجدد محمود احمدي‌نژاد پرداخته است. بر اساس گزارش اين سازمان، سال ۱۳۸۸ يکی از امنيتي‌ترين و سخت‌ترين سال‌های کاری برای روزنامه‌نگاران ايرانی بوده است؛ سالی که ٢٢ روزنامه‌نگار و وب‌نگار به ١٣٥ سال زندان محکوم و ٨٥ نفرشان در انتظار دادگاه و يا حکم زندان خود به سر مي‌برند.



بر اساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز، سال اول دور دوم رياست جمهوری محمود احمدي‌نژاد يکی از سخت‌ترين دوران برای روزنامه‌نگاران ايرانی بوده است. در تاريخ ايران، اخذ بيش از ٠٠٠\٠٠٠\٢٣٠\٥ تومان وثيقه از اهالی خبر برای آزاد بودن بي‌سابقه است.



متن کامل اين گزارش به شرح زير است:







در انتخابات ٢٢ خرداد ماه ١٣٨٨ محمود احمدی نژاد با ٦٣ درصد آرا مجددا به رياست جمهوری اسلامی ايران برگزيده شد. همه چيز برای " پيروزی " رئيس جمهور پيش‌بينی شده بود، جز موج اعتراضات مردمي، که خيابان‌های شهرهای بزرگ را با فرياد " دورغگو ٦٣ درصد کو" و " رای ما کجاست" پر کرد. امری بي‌سابقه از انقلاب ١٣٥٧ بدين سو. برای به سکوت وادرار کردن اعتراضات سياسي، قدرت حاکم، ماشين برنامه‌ريزی شده سرکوب به راه انداخته شد، سرکوبی که گزارشگران بدون مرز سعی در ترسيم آن دارد.



با اختلال در وسائل ارتباطات جمعي، با کنترل کامل تصاوير، قدرت حاکم به دنبال ناديده انگاشتن تجمعات و ممانعت از استحکام انسجام و مقبوليت مردمی مخالفان بود. پاسداران انقلاب اسلامی با سانسور رسانه ها، توقيف مطبوعات، دستگيری روزنامه‌نگاران، پاسدار عدم دسترسی رهبران مخالفان به هر امکان رسانه‌ای شدند. با اخراج گزارشگران خارجی و قطع گزارشدهي، نظارت و حمايت بين‌المللي، رِژيم جنگ فرسايشی با مخالفان را در داخل آغاز کرد. زندان و شکنجه ، وثيقه های سنگين، تحت فشار قرار دادن و مقروض کردن خانواده‌ها، طرد اجتماعی و محروم کردن از حق کار و.... در آخر برای بسياری تبعيض به تبعيد انجاميد. روزنامه‌نگاران، کنشگران مدني، فعالان سياسي، بخش عمده و فعال روشنفکری کشور. همه حرفه‌کارانی بودند که در اين سال ها از درون جامعه سربرآورده و رژيم در پی حذفشان بود.







سرکوب با آمار



در يک سال گذشته دست‌کم



١٧٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگار از جمله ٣٢ زن دستگير شدند.



٢٢ روزنامه‌نگار و وب‌نگار به ١٣٥ سال زندان محکوم شده‌اند.



٨٥ روزنامه‌نگار و وب‌نگار در انتظار دادگاه و يا حکم زندان خود بسر می برند



٠٠٠\٠٠٠\٢٣٠\٥ تومان از روزنامه نگاران زندانی وثيقه دريافت شده است



٢٣ روزنامه توقيف و يا مجبور به توقف انتشار شده‌اند



٣٧ روزنامه‌نگار و وب‌نگار هم اکنون در زندان بسر می برند. ايران پس از چين دومين زندان بزرگ جهان برای روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران است.



١٠٠ روزنامه‌نگار و وب‌نگار مجبور به ترک کشور شدند.







اعلام نتايج انتخابات



دولت با اعمال فشار بر رسانه پيروزی محمود احمدی نژاد را در دور اول انتخابات اعلام کرد. در شب ٢٢ خرداد سعيد مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب وقت تهران به رسانه‌های نزديک به مخالفان هشدار داد که از انتشار مطالبی در مغايرت با اعلام رسمی نتايج خوداری کنند. در عوض روزنامه‌های دولتی در انتشار پيروزی محمود احمدی نژاد آزاد بودند. اينگونه در همان روز چهار روزنامه صبح تهران از انتشار بازماندند. روزنامه کلمه سبز متعلق به ميرحسين موسوی روز شنبه ٢٣ خرداد اجازه انتشار نيافت، و از آن تاريخ عملا توقيف شد. ٢٣ خرداد و در فردای اعلام انتخاب مجدد محمود احمدي‌نژاد به رياست جمهوري، برخی از روزنامه نگاران شناخته شده از سوی وزرات اطلاعات، سپاه پاسداران و اطلاعات نيروهای انتظامی بازداشت شدند، از جمله احمد زيد آبادي، کيوان صميمی بهبانی و شيوا نطر آهاری که به احکام سنگين زندان محکوم شده اند و همچنان در زندان بسر می برند.



ماموران قضايی – امنيتی در تحريره های روزنامه‌های حضور يافته و راسا مطالب و مقالات را سانسور مي‌کردند. مهدی کروبی يکی از کانديداهای انتخابات در يک اطلاعيه مطبوعات اعلام کرد : " کار به جايی رسيده است که حتی از انتشار اطلاعيه‌ها و بيانيه‌های اينجانب در روزنامه ها و حتی روزنامه اينجانب خودداری می شود و مطبوعات مورد تهديد قرار می گيرد ." روزنامه اعتماد ملی از روز شنبه ٢٣ خرداد با ستون‌های سفيد سانسور شده منتشر مي‌شد. اين روزنامه ٢٧ مرداد پس از انتشار مطلبی در باره تجاوز در زندان‌های جمهوری اسلامی توقيف شد.



اختلال در وسائل ارتباطاتی



يکی ديگر از شگردهای رژيم در برابر اعتراضات گسترده عليه دستبرد تاريخی به آرای ايرانيان، اختلال در شبکه ارتباطاتی کشور بود. دو روز پيش از انتخابات شبکه ارتباطاتی ارسال پيامک‌ دچار اخلال و سپس قطع شد. سرعت اينترنت بشدت کاهش يافت. در ماه‌های خرداد، تير و مرداد ١٣٨٨ به شکل منطم شبکه تلفن‌های همراه را در شهرهای بزرگ و به ويژه در مناطق مرکزی که معمولا محل تظاهرات بود، قطع می کردند. اما راست اين است که در اين باره نبايد اغراق کرد، همه‌ی اين تدابير در آن روزها مانعی در برابر راهپيمايی و اعتراض ايجاد نکرد. اطلاع‌رسانی در باره روز و ساعت راهپيمايي‌ها از طريق صف های تظاهرات و دهان به دهان انتقال مي‌يافت. روشی که هنوز در حافظه‌ها از دوران انقلاب ١٣٥٧ مانده بود. علاوه بر آن، تراکت و اعلاميه و روزنامه‌های خيابانی نقش مهم ارتباطات را در تابستان و پائيز بر عهده داشتند. از اينترنت بعنوان اصلی ترين وسيله ارتباطاتی سخن گفته مي‌شد. تحرک جنبش را به توئيتر منتسب کردند، نقش توئيتر بيشتر در عرصه خبررسانی بين‌المللی بود تا داخلي، فقط نزديک به دو درصد از کاربران ايرانی در داخل مي‌توانستند از توئيتر استفاده کنند.



وادار کردن به سکوت سايت های اطلاع رسانی



دولت مالک اصلي‌ترين شرکت خدمات دهنده اينترنت شرکت مخابرات ايران بود، مقامات مسئول می توانستند هر گاه که بخواهند، سايت‌های اطلاع‌رسانی را مسدود کنند. شرکت‌های خدمات دهند اينترنت در ايران وابسته به شرکت مخابرات ايران هستند و اين شرکت در سال گذشته به مالکيت سپاه پاسداران درآمد. از روز پنجشنبه ٢١ خرداد مسدود سازی با سايت انتخاب آغاز شد و سپس در روز انتخابات سايت‌های آينده، موج سوم، نوروز ، تريبون، رسما مورد حمله قرار گرفته و تعطيل شدند. ديگر سايت‌های کانديداهای مخالف نيز از صيح ٢٣ خرداد با دشواری قابل دسترسی بودند. تا امروز و هنوز سياست مسدودسازی سايت‌های اطلاع‌رسانی ادامه دارد. سايت‌های مدافع حقوق زنان از جمله تغيير برای برابری و يا مدرسه فمينيستی ده‌ها بار فيلتر شده‌اند. شبکه‌های اجتماعی فيس بوک، يوتيوب، توييتر و يا جی ميل با دشواری و با کمک فيلتر شکن قابل دسترسی هستند. کاهش سرعت اتصال، استفاده از فيلترشکن‌ها را با مشکلات بيشتری مواجه مي‌کند. در آستانه رويدادهايی تاريخی که به امکانی برای اعتراض مخالفان تبديل مي‌شود، همچون تظاهرات ٢٢ بهمنٰ ١٦ آذر، ١٣ آبان، شبکه اينترنت در بسياری از شهرهای ايران همچنان با اختلال روبرو مي‌شود. علاوه بر آن‌که همزمان به سايت های اطلاع‌رسانی از سوی " ارتش سايبری ايران" که گروه هکرهای سپاه پاسداران هستند، حمله مي‌شد. در اواسط دی ماه از جمله سايت راديو زمانه مورد حمله قرار گرفت.



جنگ عليه تصوير



کارزار سرکوب با بکار بستن دو روش آغاز شد. سانسور تصاوير و به بيرون راندن گزارشگران خارجی. رژيمی که " پيروزی قاطع" رئيس جمهورسخن مي‌گفت از تظاهرات خودجوش مردمی به لرزه افتاد و اقدام به ممنوع کردن تصاوير آن کرد. هدف پنهان کردن تجمعات از ديدگان بود، عکاسان و تصويرگران تظاهرات‌ها هدف قرار گرفتند. مهدی زابلي، توحيد بيگي،ساتيار امامي، مجيد سعيدی و تعداد ديگری از عکاسان در فاصله ١٦ خرداد تا ٢٣ تير بازداشت شدند.



کارزار ضد رسانه‌ای جمهوری اسلامی با تهديد و تخريب رسانه‌های خارجی و به ويژه رسانه‌های غربی ادامه يافت. گزارشگران خارجی به "سخنگوی آشوبگران" متهم شدند. در تاريخ ٢٦ خرداد محمد صفار هرندی وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی با انتشار بخش‌نامه‌ای به خبرنگاران خارجی اعلام کرد که اجازه " شرکت و يا تحت پوشش خبری قرار دادن تظاهرات غير قانونی را ندارند."



پيش از اين در تاريخ ٢٣ خرداد به گزارشگران دو شبکه تلويزيونی آلمان ARD و ZDF توصيه شده بود، از هتل محل اقامت خود خارج نشوند. در ٢٤ خرداد خبرنگاران شبکه سه تلويزيون فرانسه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و دوربين فيلم‌برداری آنها توسط شخصی پوشان موتور سوار دزديده شد. دو خبرنگار شبکه دو تلويزيون هلند دستگير و از ايران اخراج شدند. همکار شبکه تلويزيونی ايتاليايیRAI ، گزارشگر خبرگزاری رويترز، از سوی پليس مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. گروهی از خبرنگاران بی بی سی از جمله جون لينی از سوی پليس تهديد به بازداشت شدند. مازيار بهاری گزارشگر هفته‌نامه نيوزويک و اياسون آتهاناسياديس گزارشگر روزنامه واشنگتن تايمز نيز دستگير شدند. از خبرنگاران رسانه های خارجی خواسته شد ايران را ترک کنند.



پروپاگاند رسانه های دولتی و هدف گيری رسانه های خارجی



اين مرحله با پروپاگاند گسترده رسانه‌های دولتی عليه خبرنگاران تکميل شد. خبرنگاران به " جاسوس" و "مزدور" خارجي‌ها و به ويژه امريکا متهم شدند. تلويزيون دولتی جمهوری اسلامی صحنه‌هايی از اعترافات دستگير شدگان و "فريب خوردگان" را پخش کرد. اتهام اعمال خشونت و تجاوز و کشتار معترضان در برنامه های مختلف شبکه‌های تلويزيون دولتی مورد به مورد تحريف ‌شد. از جمله با شاهدان دورغين اصل وجود قربانی جوانی به نام ترانه موسوی نفی شد.



نهاد امنيتی – قضايی "مرکز بررسی جرايم سازمان يافته" وابسته به سپاه پاسداران با انتشار اطلاعيه‌ای رسما اطلاع رسانی از طريق سايت‌های اينترنتی را تهديد کرد : " به موارد متعددى از سايتهای خبری منحرف برخورده كه با تغيير رويكرد و ايجاد سايتها و وبلاگهاى متعدد به تشويش اذهان عمومی ، تبليغ اغتشاشگرى و ايجاد آشوبهاى خيابانى پرداخته و با دروغها و تهمت هاى ساختگى و سازماندهى كردن شورشها به اقدامات غير قانونى خود در زمينه تخريب و اخلال در نظم و امنيت عمومی دامن مى زنند." سايت سپاه پاسداران اين سايت ها را " مراکز سازمان يافته که با حمايت مالی و فنی شرکت های کانادايی و آمريکايی و رسانه های تحت حمايت سازمان های اطلاعاتی آمريکايی و انگليسی (راديو زمانه ، راديو فردا ، بی بی سی فارسی و ...) اعلام کرد. سايت گرداب وابسته به اين نهاد عکس‌هايی از تظاهر کنندگان منتشر و از مردم خواست آنها را شناسايی کنند. همزمان از اواسط تابستان تهاجم به مطبوعات تشديد شد. اعتماد ملی در ٢٧ مرداد و روزنامه اقتصادی سرمايه در تاريخ ١١ ابان توقيف شدند. روزنامه حيات نو در ١٧ آذر به دليل انتشار گزارشاتی در باره تظاهرات مخالفان در ١٦ آذر روز دانشجو، توقيف شد. ٢٠ نشريه ديگر در اين مدت توقيف يا به محاق تعطيل درآمدند.



در ٣١ خرداد، جمهوری اسلامی ايران با به ٤٠ روزنامه نگار زندانی بزرگترين زندان روزنامه‌نگاران در جهان تبديل شد.



روزنامه‌نگاران و وب‌نگاران زنداني، محروم از همه حقوق خود در دادگاه‌های ناعادلانه به زندان محکوم شدند. زندانيان پس از ماه ها نگاهداری در سلول‌های انفرادی آنها را به بندهای مجرمان عادی منتقل مي‌کنند تا با تشويق زندانبانان مورد ضرب و شتم و آزار قرار گيرند. در بند دو الف زندان اوين که تحت کنترل سپاه پاسداران است، زندانيان به شکل منظم شکنجه مي‌شوند. اين بند فارغ از هر گونه نظارت بيرونی است. در بند ٢٠٩ نيز که در کنترل وزارت اطلاعات است، برخی از زندانيان مورد شکنجه قرار گرفته اند.



وثيقه های سنگين برای آزادی موقت زندانيان خانواده‌های آنها را تحت فشار شديد اقتصادی قرار داده و وادار به مقروض شدن مي‌کند. روزنامه‌نگاران آزاد شده در ليست سياهی قرار دارند که رسانه نبايد آنها را به کار گيرند. آرام آرام روزنامه‌نگاران کشور با بسيجيان و پاسداران و ماموران امنيتی جايگزين مي‌شوند. از پائيز ١٣٨٨ اطلاع رسانی در باره خشونت اعمال شده از سوی ماموران انتظامی و سپاه پاسداران و انتشار ليست بيش از شصت قربانی کشته شده در تظاهرات و يا در زندان ها با شهادت خانواده ها و نزديکان آنها ابعاد جنايات را بيشتر روشن کرد. و دور ديگری از سرکوب آغاز شد. اين‌بار راويان و شاهدان جنايات هدف قرار گرفتند. ده‌ها روزنامه‌نگار پس از تهديد و بدرفتاری و يا بازداشت، مجبور به ترک کشور شدند. تا امروز نزديک به ١٠٠ نفر از حرفه‌کاران رسانه‌ها از کشور خارج شده‌اند.



مصونيت از مجازات پايان نايافتنی



در تاريخ ٢٢ تير ماه پيکر عليرضا افتخاري، ٢٩ ساله به خانواده اش تحويل داد شد. وی که از روزنامه نگاران ارشد روزنامه ابرار اقتصادی و به مدت ٥ سال با اين روزنامه همکاری داشته است. در تاريخ ٢٥ خرداد، در اثر ضربه و خونريزی مغزی کشته شد، اما چگونگی کشته شدن اين روزنامه نگار تا به امروز مشخص نشده است. اينگونه نام وی نيز به ليست روزنامه‌نگاران به قتل رسيده اضافه شد.




18 خرداد 1389    19:35
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :مادر سهراب: کسی نمی تواند حق برگزاری سالگرد را از من بگيرد

جرس: پروين فهيمی را بسياری از ايرانيان به نام «مادر سهراب» می شناسند. مادری که پس از راهپيمايی مسالمت آميز بيست و پنجم خرداد ماه، فرزندش را گم کرده بود و پس از بيست و پنج روز پرس و جوی هر روزه در برابر زندان ها و کلانتری ها و بيمارستان های تهران عاقبت در سی ام خردادماه ۱۳۸۸، خبر را دريافت کرد: سهراب اعرابی کشته شد.



سهراب اعرابی جوان نوزده ساله ای که به گفته مادرش دست هايش را برای يک اعتراض مسالمت آميز بالا برده بود اما در برگه پزشکی قانونی او گواهی شده است، علاوه بر تيری که به اين جوان شليک شده بود، بازوی او را نيز شکستند.



پروين فهيمی شايد يکی از نخستين مادران داغداری بود که پس از کشته شدن فرزندش سکوت نکرد و مادران شهدای ديگر را نيز مشوق به شکستن سکوت بود. در سی و يکم تير ماه سال گذشته، وی تنها چند روز پس از خاکسپاری سهراب اعرابی به همراه جمعی از زنان عضو کمپين يک ميليون امضاء ، علی رغم فضای کاملا امنيتي، به ديدار خانواده ندا آقا سلطان رفتند و آنجا بود که مادر ندا آقا سلطان نيز چهل روز پس از کشته شدن دختر بيست و هشت ساله اش لب به سخن گشود و اين شايد پيوند نخست مادران کشته شدگان انتخابات بود که ناگفته هايشان را به صورت جدی تر در رسانه ها منعکس می ساخت.



در سالی که گذشت، از ميان ده ها کشته انتخابات شايد نام ندا و سهراب بيش از سايرين بر زبان ها بود و حتی تمبر يادبود سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان در ژاپن و هلند نيز منتشر شده است.



جرس با پروين اعرابي، در آستانه سالگرد شهادت سهراب اعرابي، گفتگويی پيرامون رنج يک ساله مادران داغدار ،پيگيری ها، بيم ها، اميدها و نگرانی هايش در مورد شهدای گمنام انجام داده است که در پی می آيد:



خانم فهيمي، تنها هشت روز ديگر باقی مانده است به سالگرد روزی که گفته می شود سهراب در ميدان آزادی تير خورده است، اين روزها در آستانه 22 خرداد به خانواده برخی از کشته شدگان تذکر داده اند که مراسم سالگرد و يادبود برای شهدا برگزار نکنند، برخی ها هم از مصاحبه منع شده اند، شما چه چطور؟



يک بار به خانه من آمده اند و تذکر دادند که نبايد در خانه ما هيچ تجمعی صورت بگيرد. اما برگزاری مراسم سالگرد حق يک مادر است و هيچ کسی نمی تواند اين حق را از ما بگيرد. من ۲۵ خرداد به بهشت زهرا می روم تا در کنار سهراب باشم. بيست و دوم تيرماه هم سالگرد به خاک سپاری سهراب است و ما بايد به بهشت زهرا برويم. سهراب را کشتند و کسی نمی تواند منکر اين شهادت شود، جای او هم بهشت زهرا هست پس کسی هم نمی تواند جلوی ما را بگيرد که پيش بچه هايمان نرويم. فقط می توانم ابراز اميدواری کنم که ۲۵ خرداد شاهد انبوه نيروهای امنيتی در بهشت زهرا نباشيم. .



در تمام اين يک سال، آيا دولت ايران سراغی از شما گرفت؟



همان روزهای اول از استانداری و هلال احمر آمدند و بعد همه چيز تمام شد، در حالی که من هيچ هراسی از اينکه کسی به خانه ام بيايد نداشتم و می خواستم حرف ها و ناگفته هايم را به هر مسوولی بگويم تا شايد قاتل فرزندم را پيدا کنم. آنها حتی وسايل سهراب را هم به من تحويل ندادند، بالاخره برای يک مادر تمام وسايل فرزندش ارزشمند است، مگر چقدر کار داشت که بگويند حداقل وسايلش را به ما برگردانند که هر وسيله سهراب به اندازه يک دنيا برای من می ارزد؟



مثلا چه وسايلي؟



سهراب وسايل زيادی نداشت، اما همان عينکش، دو انگشتر که يکی عقيق بود، يادگار مادربزرگش و يکی هم يادگار پدرش بود، مدال فرورتيش با يک زنجير در گردن اش و يک دستبند سبز. اين همه چيزهايی بود که می توانست دل يک مادر را آرام کند. ولی همان را هم نتوانستيم پس بگيريم، شايد برای آنها بی ارزش باشد اما برای يک مادر همه چيز است. معلوم است وقتی جواب همين درخواست های ساده را نمی دهند، پرونده کشته شدن را هم پاسخگو نخواهند بود. به ما حتی قول پيگيری هم نداده اند. تازه من دنبال قصاص قاتل هم نبودم، همه خواسته من، معرفی و محاکمه يک قاتل بود تا به عنوان يک مادر به او بگويم، پسر من و باقی جوان هايی که کشته شدند، دشمن شما نبودند، دشمن اين مملکت هم نبودند، می خواستم از قاتل فرزندم بپرسم به دستور چه کسی دلش رضا داد که هم وطن اش را بکشد.



و شما همه اين حرف ها را بعدها به رسانه ها گفتيد، آيا از رسانه ملی ايران و از رسانه های دولتی هم کسی سراغ تان آمد تا حرف های شما را بشنود؟



از صدا و سيما برای يک مصاحبه به خانه ما آمدند، من فقط يک درخواست ساده از آنها کردم، گفتم به شرط آنکه همه گفته های يک مادر را پخش کنند، حاضرم بنشينم و هر آنچه بر من گذشت را برايشان بازگو کنم. چه بهتر که آدم با رسانه های رسمی کشور خودش از ظلمی که به يک شهروند رفته است حرف بزند، اما آنها نخواستند و رفتند، از پرس تی وی آمده بودند و من فقط خواستم مرا سانسور نکنند چون به عنوان يک مادر فقط می خواستم از حق خودم برای پيگيری پرونده کشته شدن سهراب بگويم. به آنها گفتم فايده ندارد که مدام برنامه بسازيم و بگوييم يک عده اغتشاشگر بچه های ما را کشتند، بياييد تا ما برايتان بگوييم چه کسانی بچه های مرا درخيابان و يا در کهريزک کشته اند، من يک انسان هستم، در ايران زندگی می کنم و اين حق قانونی من است که با رسانه ملی کشور خودم در مورد آنچه بر پسرم گذشت حرف بزنم و هيچ حرف سياسی هم ندارم. حاضر نشدند بنشينند پای درد دل های يک مادر تا حداقل برايشان بگويد سهراب چگونه تير خورد و من چگونه بيست و پنج روز به هوای اينکه بچه ام هنوز زنده است همه جا را گشتم .



پزشکی قانونی هم تيرخوردن سهراب را تاييد کرده بود، وقتی برگه پزشکی قانونی را ديديد...



در برگه پزشکی قانونی نوشته بودند، تير به سمت بازوی سهراب اصابت کرد و از زير قلب وارد ريه شده. بازوی سهراب را شکستند. نمی دانم چه کسانی و اصلا چطوری. قلبم درد می گيرد وقتی ياد آن روزها می افتم که تمام بدنم بی جان شده بود و هيچ کسی نبود حتی جواب نامه های ما را بدهد که اين بچه را کجا بردند و چرا کشتند، برای يک اعتراض؟ سهراب خلافی نکرد ه بود و سزاور مرگ نبود، من حتی برای بچه های کسی که به سمت بچه من شليک کرده اند هم نمی توانم مرگ بخواهم آنها چطور دلشان آمد دست های خالی پسرم را ببينند و بعد شليک کنند و بازوی شکسته او را تحويل ما بدهند، به خدا قسم من حتی يک سيلی هم نمی توانم به صورت قاتل پسرم بزنم .



خيلی از جوانان دچار خشم هستند از کسانی که سهراب و ديگران را کشته اند و در طول اين يک سال پاسخگو هم نبوده اند؟



می دانم شهدای گمنام ديگری هستند که شايد ما حتی نام آنها را هم نشنيده باشيم. هيچ آمار دقيقی از تعداد کسانی که بعد از انتخابات کشته شدند در دست نيست. بهشت زهرا شده است بهشت جوانان اما من به عنوان يک مادر حتی حس انتقام جويی هم ندارم، از اعدام و قصاص بيزارم چون دردی را دوا نمی کند، دار زدن و انتقام گرفتن از قاتل، برای من، سهراب نمی شود همه دلخوشی و اميد من اين است که حس هم وطن کشی يک جايی تمام شود نه آنکه خودم همان کاری را بکنم که آنها با بچه های ما کرده اند. هميشه يک اقليت ناچيز وجود دارند که می توانند آدم ها را بکشند و اين اقليت از عقل محروم هستند، آدم به روی انسانی که عقل ندارد و از روی حماقت آدم می کشد، گلوله نمی کشد.



پس با همين استدلال درست در آستانه سالگرد کشته شدن سهراب، از خون فرزندتان به بهای آزادی زندانيان سياسی گذشتيد؟



بله، چون اولا برای من بخشش شيرين تر از انتقام است. اگر چه می دانم طرف مقابل هم بايد فهم اين بخشش را داشته باشد و در ثانی فکر می کنم، حالا که سهراب من بر نمی گردد شايد بايد کاری برای بچه های ديگرم که در زندان هستند انجام دهم. برای همين گفتم حاضرم از خون فرزندم بگذرم به شرطی که زندانيان سياسی را آزاد کنند. همه آنها يکی هستند مثل سهراب. من با خون سهراب معامله کردم، يک معامله انسانی واگر زبان انسانيت برايشان آشنا باشد بايد جواب دهند وقتی يک مادر از خون جوان از دست رفته اش برای آزادی صدها جوان ديگر می گذرد، چرا آنها مقاومت می کنند؟



فکر نمی کنيد کسانی که حتی سيد حسن خمينی را به دليل ديدار با زندانيان سياسی سرزنش می کنند و می گويند؛ ديدار او با اغتشاشگران آزاد شده جرم است، شما را هم متهم به دفاع از اغتشاشگران در زندان کنند؟



واقعيت اين است که اغتشاشگر معنی نمی دهد، مگر می شود يکدفعه بگوييم اين همه مردم اغتشاشگر هستند؟ اينها همه فرزندان همين کشور هستند و با اغتشاشگر خواندن آنها مشکل اصلی سرجای خودش باقی می ماند.



شما در شورای شهر تهران گزارشی در مورد وضعيت پرونده کشته شدن سهراب ارائه داده بوديد، نتيجه چه شد و آيا از طريق مجلس هم پيگيری بوده ايد؟



هيچ کس در مملکت پاسخگو نيست. درد من اين است که مجلس هم مثلا بايد خانه ملت باشد و نماينده هايش بايد داد ما را بزنند ولی هرگز اينطور نبوده، در همان بيست و پنج روز که به هر دری می زدم تا سهراب را پيدا کنم به مجلس هم رفتم، به نماينده های مجلس می گفتم بچه خودتان اگر گم می شد چه می کرديد؟ آنقدر جواب مرا ندادند تا بچه من يخ زد، جنازه يخ زده سهراب را تحويل من دادند. ظاهرا ما هيچ جايی در اين مملکت نداريم که برويم. ما مردم صبوری هستيم و تحمل ما هم زياد است. انگار هنوز باور نکرده اند که قدرت را با خودشان نمی توانند ببرند آن دنيا، آدم فقط يک کفن را می تواند با خودش ببرد، پسر جوان من و جوان های ديگر هم با يک کفن رفتند با اين تفاوت که بچه های ما با يک کفن خون آلود می روند و دل هايشان پاک است.



موقع خاکسپاری سهراب فيلمی از شما منتشر شد که فرياد می زديد سکوت نخواهيد کرد، به خاطر می آوريد آن روز را؟



بدترين روز زندگی ام يکی آن روز بود که فهميدم سهراب کشته شد و دومی زمان خاک سپاری اش بود. من چهار تا بچه دارم، وقتی سهراب را کشتند، برای من انگار يک چهارم قلبم از جا کنده شد و با تابوت سهراب رفت ولی سکوت و بغضم همان روزی شکست که عکس سهراب را در ميان عکس های کشته شدگان شناسايی کرديم.







ظاهرا برادر سهراب، عکس را شناسايی کرد و خبر کشته شدن را به شما داده بود، درست است؟



بله بيست تير به اتفاق پسرم سيامک رفته بوديم آگاهی شاپور چون من پيگيری هايم در زندان ها و بيمارستان و خيابان ها و هيچ جا جواب نداد، پرونده مفقودی برای سهراب تشکيل داديم، گفتند بياييد عکس کسانی که کشته شده اند را ببينيد و شناسايی کنيد که آيا سهراب يکی از آنهاست يا نه. دفعه اول که ديدم سهراب ميان آنها نبود و من ديگه طاقت نداشتم بار دوم بروم عکس بچه های مردم را که کشته شده اند ببينم، گفتم پسرم می آيد اينکار را می کند. سيامک رفت، تا دوساعت نيامد، نگرانش بودم، من مدام توی ساختمان ها دنبالش می گشتم ولی از دور ديدم سيامک پشت يک ديواری قايم شده است. با آنکه دلم آن روز دگرگون بود و يک حسی به من می گفت يک اتفاقی افتاده اما آن لحظه نفهميدم چرا سيامک پشت ديوار قايم شده، جلو رفتم و گفتم سيامک چی شد، رنگ به صورت سيامک نبود، از ياد آوری صورت ترس خورده و بی رنگ سيامک تمام تنم می لرزد، گفت؛ مادر، سهراب را کشتند، من از آن لحظه به بعد هيچ نفهميدم.







ببخشيد که شما را مجبور به بازگو کردن يک ماجرای دردناک کرده ام ولی آيا خودتان هم موفق به ديدن عکس سهراب و يا پيکرش شديد؟



من نمی توانستم ببينم، طاقت نداشتم. فقط يادم هست همان روز به زور مرا می بردند پشت مانيتور و می گفتند چون شاکی پرونده خود شما هستيد بايد خودت هم عکس را ببينی و تاييد کنی وگرنه با تاييد پسر شما نمی توانيم جنازه را تحويل بدهيم. هر چه می گفتم من دل ديدن عکس سهراب را ندارم و می دانم سيامک دروغ نمی گويد اما رضايت ندادند، پاهايم را روی زمين می کشيدند و من نا نداشتم حرکت کنم، من همسرم را سال هشتاد و شش از دست داده بودم و رنج ديده بودم اما پدر سهراب مريض بود. حالا که يک بچه بی پدر را کشته بودند...خدايا بدترين و سخت ترين لحظه زندگی ام بود زمانی که ناگهان صورت مهربان سهراب را در مانيتور اداره آگاهی ديدم، به زمين و زمان فحش دادم. در اولين عکس از گلو به بالا را فقط نشانم دادند، جای تير خوردن را نشانم ندادند. صورتش حالت خواب سهراب بود. آرام بود... مگر اين تصوير از جلوی ذهنم می رود...







آخرين باری که سهراب را ديديد کی بود؟



بيست و پنج خرداد بعد از راهپيمايی مسالمت آميز از من خداحافظی کرد و به سمت انقلاب رفت. ولی من همان روزهايی که دنبالش می گشتم، همان روزهايی که اخبار مربوط به شکنجه ها را هم می شنيدم، يک بار سهراب را در خواب ديدم. دندان هايش را ريز ريز کرده بودند. اين خواب، آرام و قرارم را از من گرفته بود، در همان خواب مدام از سهراب می پرسيدم شکنجه شدي؟ دندان هايت چرا ريز ريز شده؟ در گوشم گفت: اشکالی نداره. ولی من باز سوال می کردم و سهراب خم شد و درگوش ديگرم با يک لحنی که مرا آرام کند، گفت: می گم اشکالی نداره مامان. وقتی عکس سهراب را در مانيتور ديدم فقط می خواستم ببينم دندان های پسرم را خرد خرد کردند، می خواستم ببينم شکنجه اش کردند... نگذاشتند در غسالخانه بروم و بچه ام را ببينم...



خرداد برای سهراب ماه شلوغ و پر هيجانی بود، چون عکس ها و فيلم های زيادی از او در کمپين های انتخاباتی و راهپيمايی های بعد از انتخابات منتشر شده است که شما هم در آن عکس ها با سهراب همراه می شديد، خرداد امسال چه حالی داريد؟



خرداد، برای سهراب انگار ماه اضطراب بود، هم بايد برای دانشگاه خودش را آماده می کرد و هم برای آينده کشور .نگرانی داشت، همان عکسی که شال سبز به گردن دارد و من هم با عکس آقای موسوی کنارش نشسته ام خود گويای همه چيز است، سهراب چند روز قبل از کشته شدن اش اصلا غذا نمی خورد، لب به هيچ چيزی نمی زد و مدام می گفت من نگران آينده هستم، يعنی چه اتفاقی می خواهد برای کشور بيافتد.



پس سهراب با آنکه فقط نوزده سال داشت، به مسايل سياسی هم توجه می کرد؟



سهراب مثل خيلی از جوان های ديگر اين مملکت قلبش برای کشورش می زد، بی قرار آينده بود، اهل روزنامه خواندن بود، آرزو داشت خبرنگار شود، دلم می خواهد دفتر خاطراتش را به شما نشان دهم ببينيد چقدر دردناک است که پسر من در دفتر خودش اسم چند روزنامه نگار ايرانی را به عنوان خبرنگاران مورد علاقه اش نوشته بود و حالا خوشحالی من به عنوان يک مادر اين است که دارم با روزنامه نگارانی که سهراب اسم شان را در دفترش نوشته بود، صحبت می کنم. دلم می خواهد ايران آنقدر آباد و آزاد شود که برای همه فرزندانش جا داشته باشد نه کسی را بکشند و نه کسی را مجبور کنند از خانه خودش بيرون برود، می دانم گريه و زاری کردن از مادر رها نمی شود اما اينها برای من فرزند نمی شود، دلم می خواهد فرزندان ديگرم آزاد باشند







با سپاس از شما که وقت تان را در اختيار جرس قرار داديد.




18 خرداد 1389    19:07
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :گزارش رسمی محمد علی انصاری به سيد حسن خميني؛پشت صحنه مراسم ۱۴ خرداد و حوادث تلخ آن

کلمه:حجت الاسلام و المسلمين محمد علی انصاری از اعضای دفتر حضرت امام به عنوان دبير ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمينی طی نامه ای به توليت آستان امام، سير چگونگی تصميمات مربوط به برنامه های مراسم ۱۴ خرداد در حرم امام، و اجمالی از تنگناها و مسائل پشت صحنه اين مراسم و نکاتی ناگفته از حوادث پديد آمده در حين برنامه را رسما گزارش نموده است. با توجه به وسعت يافتن گمانه زنيها و بيان اطلاعات خلاف واقع از حوادث اين روز بصورت گسترده به نقل از منابع غير رسمی در سايتها و رسانه ها، ستاد بزرگداشت امام خمينی انتشار عين اين گزارش را جهت آگاهی مسئولين محترم نظام و مردم شريف مفيد و ضروری می داند.



روابط عمومی ستاد مرکزی بزرگداشت امام خمينی (س)



۱۸/۳/۱۳۸۹



بسمه تعالی



خدمت سرور گرامی حضرت حجت الاسلام والمسلمين آقای حاج سيد حسن خمينی دامت برکاته



با سلام و تحيت ؛



از زمان رحلت جانسوز حضرت امام تاکنون ،بيست و يک مراسم سالگرد و بزرگداشت آن حضرت در چهاردهم خرداد و در حرم مطهربرگزار شده است ، به استثنای سالگرد هشتاد و هشت و امسال در ۱۹ سال قبل با پايان سخنرانی مقام معظم رهبری و عزيمت زائران محترم از حرم مطهر به اوطان، ملاحظه توفيق برگزاری بدون حادثه اين مراسم عظيم، خستگی شبانه روزی ماه ها تلاش بی وقفه دست اندر کاران ستاد بزرگداشت را به رضايتمندی و شکرگزاری و تبريک مبدل می ساخت. حقير نيز که مسئوليت سنگين ستاد مراسم را عهده دار بودم انشاء الله کمتر از ساير عزيزان دغدغه نداشتم در اولين فرصتی که گزارش توفيق برگزاری مراسم را خدمت جنابعالی و بيت شريف امام تقديم می کردم از اينکه يکبار ديگر افتخار خدمتگذاری به نظام و امام و زائرين امام را يافتم خدای را شاکر و با رضايتمندي، آثار و فشارهای روحی ناشی از دغدغه ها و سنگينی مسوليت را که تا ماه ها بعد از مراسم رهايم نمی ساخت، تحمل می کردم. سال گذشته مراسم سالگرد امام به گونه ای برگزار شد که تلخيها و بعضا اسائه ادبها در آن به بهانه تقارن رقابت انتخابات با سالگرد امام تا اندازه ای توجيه پذير می نمود. اما در پايان مراسم امسال نه تنها شادی در چهره هيچکدام از همکاران ما نبود بلکه تلاش می شد که با يکديگر مواجه نشوند. من برای اولين بار با اينکه خدمت به امام و زائرين امام را بر هر چيز ديگر ترجيح می دهم، آرزو کردم ای کاش مسئوليت مراسم با من نبود که ما شاهد آن باشيم که در محضر امام و زائران شريفش و در جلوی ديدگان مسئولين محترم نظام و هزاران شخصيت محترم سياسی و روحانی و لشکری و کشوری و صدها تن از انديشمندان و ميهمانان خارجی شرکت کننده بيش از چهل کشور و آن هم در صف نماز جمعه در حالی که قريب به اتفاق اعضای بيت شريف امام در مراسم حضور داشتند به جنابعالی که يادگار امام و نماد شايسته بيت امام هستيد آن گونه برخورد شود و عرق شرم را بر پيشانی انسان منصف سرازير نمايد. گرچه جنابعالی در پايان مراسم مرا دلداری داديد و به ديگران هم فرموديد که قضيه مهمی نيست و اينگونه مسائل را بايد تحمل کرد، اما اجازه دهيد که من برای آگاهی بيشتر ملت شريف ايران و اعضای بيت امام و برای رفع شبهاتی که به سرعت بعد از اين حادثه توسط برخی محافل دامن زده می شود، مسائل قبل و حوادث پشت صحنه تريبون را بازگو کنم و خدا می داند که امسال با تمام وجود آن هم به تاسی از فرمان خداوند و انبياء و ائمه هدی عليهم السلام و پيروی از امام تلاش نمودم که مراسم امسال، مراسم وحدت و همدلی باشد و آرزو داشتم چهاردهم خرداد نقطه عطفی برای دوری از کدورتها واختلافها و جدايی ها گرددو همه ی دست اندر کاران ستاد می دانند که در هيچ جلسه ای نبود که به اعضای کميته های فرهنگي، امنيتی و اجرايی به اين مسئله ی مهم تاکيد نکنم. لذا با اصرار اينجانب موضوع وحدت به عنوان محور کارهای فرهنگی و تبليغاتی قرار گرفت.



ولی با کمال تاسف از آغاز سال جديد و شايد در آخر سال گذشته زمزمه هايی شروع شد که ستاد بزرگداشت نمی خواهد مراسم امام را برگزار نمايد و حتی در هفته ی اول تعطيلات نوروز که مقام معظم رهبری به مشهد مشرف بودند طی تماسی که با جناب آقای وحيد برای تبريک عيد داشتم ايشان نيز از برنامه های ستاد سئوال کردند. به ايشان گفتم کارهای مقدماتی ستاد قبل از عيد شروع شده است و ما با قوت کارها را دنبال می کنيم و اصلاً نگرانی نداريم. و از ايشان درخواست نمودم که در اولين فرصت مراجعت پس از تعطيلات، جلسه ی حضوری برای مرور مباحث کلان سالگرد داشته باشيم. و اين در حالی بود که بخشی از کارها که زمان بيشتری نياز داشت از قبيل احداث سايبان، تهيه برخی از اقلام مانند مواد غذايی برای زائران شهرستانی واحداث پارکينگ، بدون در اختيار داشتن بودجه و فقط با تعهد و اعتبار آغاز شد و لازم به ذکر است که تا کنون دو برابر سقف بودجه مصوب برای مراسم امسال هزينه و تعهد داشته ايم. بعد از تعطيلات تماس های اينجانب با مسئولين نيروی مقاومت بسيج و ساير نهادهای عضو ستاد برای هماهنگی جلسات و تعيين خطوط اصلی و سياستهای فرهنگی و اجرايی و امنيتی مراسم در سطوح بالا پيگيری و ادامه داشت. در کنار اين تماسها و تلاش به دليل اين که يقين داشتم مراسم امسال بسيار حساس و پر دغدغه است اصرارم بر اين بود که مسائل را با دفتر مقام معظم رهبری هماهنگ نمايم. چند نوبت و از طرق مختلف و تماس های تلفني، مسئولين عزيز دفتر از کم و کيف مراسم سئوال فرمودند که به آنان اطمينان دادم آمادگی ستاد برای برگزاری مراسم بهتر از گذشته فراهم است. اما درخواست نمودم که با توجه به دغدغه هاقبل از اينکه جلسات عمومی ستاد برگزار شود، ما مسائل کلان مراسم را مرور و هماهنگ کنيم تا در شرايط حساس کنونی برای مراسمی بدان حد مهم تصميمی فردی و يا محدود به ستاد گرفته نشودحضرتعالی نيز چندين نوبت بر همين سياست تاکيد فرموديد.



سرانجام روز سه شنبه ۳۱ فروردين آقای وحيد و تنی چند از اعضاء دفتر مقام معظم رهبری در جلسه کميته طرح و برنامه ستاد بزرگداشت در جماران شرکت فرمودند در ابتداء ضمن تشکر ويژه از اين که ايشان در جلسات رسمی ستاد برای مراسم سالگرد شرکت کرده اند، اظهار داشتم حضور ايشان دليل بر اهميت مراسم امسال است. در اين جلسه سه موضوع مهم را مطرح کردم که عبارتند از تعيين وحدت به عنوان شعار و رويکرد اصلی مراسم، برگزاری تنها يک مراسم رسمی بزرگداشت امام و نماز جمعه، و صرف نظر کردن از برنامه دعای کميل و ندبه در حرم و سخنرانی های شب چهاردهم و پانزدهم به دليل عمليات عمرانی و آماده نبودن فضای داخلی حرم برای جمعيت زياد؛ پيشنهاد کردم برای اينکه لغو مراسم شبهای حرم شائبه سياسی کاری در اذهان جامعه به وجود نياورد بهتر است قبل از نماز جمعه، دو سخنران ديگر، يکی رياست جمهوری و ديگری جنابعالی داشته باشيم.



پيرو اين مقدمه جناب آقای وحيد نيز بر اهميت مراسم تاکيد و علاوه بر ذکر نکات حائز اهميت در راستای برگزاری مطلوب مراسم،اظهار لطف مقام معظم رهبری نسبت به اينجانب و موافقت کلی با پيشنهادات مذکور را بيان داشتند. جلسه رسمی با ارائه نظرات دوستان و جمع بندی حقير بر مبانی محورهايی که عرض کردم، پايان يافت و بعد از آن بيش از يک ساعت جلسه و گفتگوی خصوصی بنده و آقای وحيد به طول انجاميد و چند نکته را ياد آور شدم: اولا تاکيد کردم که هر کس گزارشی مبنی بر تصميم ما و ستاد برای برگزار نکردن مراسم داده است، يا غرضی داشته يا اشتباه کرده است و ما شهامت آن را داريم که در صورت ضرورت به صراحت اعلام کنيم که نمی توانيم مراسم را برگزار کنيم. اما بنای ما بر اين است که مراسم قوی تر از گذشته برگزار گردد. دوم اينکه در شرايط کنونی و جريانات پس از انتخابات -که در واقع بايد گفت پيش درآمد آن از مناظره شب چهاردهم خرداد کليد خورد و متاسفانه تا کنون ادامه دارد- سياست ما بر اين است که به گونه ای عمل کنيم که مراسم امام نه تنها تشديد کننده ی شرايط موجود نباشد بلکه از اين فرصت برای کاهش التهابات جامعه استفاده شود از او خواستم که شما انتظارات خود را از ستاد بيان نماييد. سوم: مجددا تاکيد کردم که با توجه به اينکه مراسم شب های حرم تعطيل است و تنها نکته ای که ممکن است باعث جنجال آفرينی گردد القای غلط اين معنی است که علت تعطيلی مراسم شب ها، لغو سخنرانی رياست جمهوری است. لذا پيشنهاد ما اين است که آقای رئيس جمهور يکی از دو سخنران روز چهاردهم خرداد به همراه يادگار امام باشد. در حالی که به لحاظ اجتناب ناپذير بودن لغو مراسم شبانه حرم و طبق روال مراسم سالهای قبل که در مراسم روز ۱۴ خرداد فقط سخنان آقای حاج حسن آقا و مقام معظم رهبری بود می توانستيم سخنران ديگری نداشته باشيم. نکته چهارم و مهم ديگر که عرض کردم اينکه يادگار امام در طول سنوات گذشته سخنران قبل از بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامی بودند اما با توجه به حساسيت شرايط کشور آقای حاج سيد حسن آقای خمينی نه تنها اصرار به سخنرانی ندارند بلکه تمايل به عدم سخنرانی دارند ولی در صورتی که سخنرانی نکردن ايشان به هر دليلی حمل بر جهات سياسی و منشاءاختلاف و برداشت سوء می شود و شما تاکيد بر سخنرانی ايشان داريد بايد فکر جدی بشود زيرا ما نگران حادثه آفرينی و اخلال افراد در برنامه ی ايشان هستيم. ايشان پس از تحليلی از شرايط و جريانات سياسی کشور بر سه نکته تاکيد کردند:



اول اينکه افراد خاصی ( که ايشان نام بردند ) نبايد تحت هيچ شرايط در مراسم حضور يابند و افراد ديگری را نيز ذکر نمودند که نبايد دعوت شوند ولی حضور آنان در ميان مردم منطقی است. استدلال ايشان اين بود که حضور بعضی از افراد در مراسم موجب بی نظمی و اخلال می شود.



دوم اينکه با توجه به شرايط حرم تعطيلی برنامه ی شب ها بلامانع ولی مراسم بزرگداشت و نماز جمعه بايد يکی باشد. همه بايد متمرکز برای برگزاری يک مراسم با شکوه باشيم و تاکيد خاصی در مورد سخنرانی و يا لغو سخنرانی آقای رئيس جمهور در مراسم چهاردهم خرداد نداشتند.



سوم در مورد سخنرانی جنابعالی اظهار داشتند اين برنامه طبق روال گذشته بايد انجام شود و شرايط امسال با سال گذشته فرق دارد و ما بر اوضاع مسلط هستيم. قرار بر اين شد که در ادامه ی کار نيز جلسات و تماسها ادامه يابد.



بدين ترتيب ستاد با جديت وارد صحنه شد دستگاه های مختلف اجرايي، عملياتي، امنيتی و فرهنگی پای کار آمدند و من در تمامی جلسات ستاد بر اهميت و متفاوت بودن مراسم امسال و محور قرار دادن شعار وحدت تاکيد داشتم و بر اساس برنامه ريزی قرار بر اين شد مراسم در ساعت ده و نيم صبح با تلاوت قرآن کريم و عزاداری شروع، ساعت يازده تا يازده و نيم سخنرانی رياست جمهوري، از ساعت يازده و نيم تا دوازده عزاداری و از ساعت دوازده تا دوازده و بيست و پنج دقيقه سخنرانی جنابعالي، سپس خطبه ها و نماز جمعه به امامت حضرت آيت الله خامنه ای برگزار شود. يادآور می شود نماينده ستاد نماز جمعه ی تهران نيز عضو ستاد بزرگداشت بوده و در جريان امور قرار داشت.



به روال هه ساله طی نامه ای از رياست محترم جمهور درخواست نمودم که نماينده ويژه ی خود و دولت را به ستاد معرفی فرمايند که پاسخ اين درخواست با تاخير انجام شد و ابتدا شفاهی سپس در تاريخ سوم خرداد هشتاد و نه جناب آقای اسفنديار رحيم مشايی رياست محترم دفتر رئيس جمهوری طی نامه ای خطاب به اينجانب جناب آقای نجار وزير محترم کشور را به عنوان نماينده ی ويژه ی رئيس جمهوری به ستاد معرفی فرمودند اينجانب جلسه ستاد را سريعاً در حرم با حضور ايشان تشکيل داديم و گروه های مختلف گزارشات لازم را ارائه دادند و انصاف اينست که جناب آقای نجار قبل از مسئوليت نمايندگی ويژه دولت در ستاد ،از جايگاه وزارت کشور دستورات لازم را به استانداران و کميته ی امنيت صادر کرده بودند و با توجه به مسئوليت جديد همت ايشان مضاعف و با تمام قدرت وارد صحنه شدند. چند تن از معاونين عمراني،امنيتي،اجتماعي، حوادث غير مترقبه وزارت کشور را مامور هماهنگی برنامه ريزی نمودند. چندين نوبت نيز به جنابعالی گزارش دادم که همه ی کارهای اجرايی و امنيتی و فرهنگی در مسير خوبی جريان دارد و نگرانی نيست .



در طول بيست سال گذشته روال بر اين بود که مسائل و برنامه کلان مراسم را اينجانب در مصاحبه مطبوعاتی اعلام کنم و پس از آن معاونين و روسای کميته ها برنامه را به اطلاع مردم برسانند. ستاد خبری و روابط عمومی ستاد مرکزی نيز در زمان مقرر شروع به کار کرده بود. جلسه ی مفصلی هم با آقای عاطفی نماينده محترم جناب آقای مهندس ضرغامی (رياست سازمان صداو سيما )در جماران داشتيم و مقرر گرديد اعلان برنامه ها با مصاحبه مطبوعاتی اينجانب آغاز شود متاسفانه مصاحبه ی مطبوعاتی بعضی از عزيزان پر تلاش ستاد بزرگداشت که تحت عنوان قرارگاه شهيد فهميده دو سه روز قبل از مصاحبه ی اينجانب به گونه ای در رسانه ها مطرح شد که همه ی مسئوليت های مراسم و تشکيل کارگروه ها به سازمان يا ارگان ديگری غير از ستادبزرگداشت امام(س) محول شده است! و مهم تر اين که ساعت شروع مراسم يازده صبح اعلام گرديد. البته اينجانب در صداقت آن برادر عزيز شکی ندارم به دوستان اعلام نمودم اين موضوع از روی غفلت به وجود آمده است. تا اينکه روز سه شنبه ۴ خرداد مصاحبه ی مطبوعاتی با حضور خبرنگاران و رسانه ملی انجام دادم و تفصيل مباحث فرهنگی ، امنيتی واجرايی بيان شد. و جناب آقای ضرغامی با اظهار تعجب از بعضی مصاحبه های ديگران تاکيد بر اينکه محور اطلاع رسانی مراسم با ستاد بزرگداشت و اينجانب تاکيد داشت ولذا از ساعت نوزده تا پايان اخبار شامگاهی و در بعضی از شبکه ها با صدای اينجانب کليات برنامه مراسم روز چهاردهم خرداد خصوصا اعلان شروع مراسم: ساعت ده و سی دقيقه صبح پس از قرآن و عزاداری سخنرانی رياست جمهوری و پس از برنامه عزاداری مجدد ،سخنرانی جنابعالی و پس از آن خطبه های رهبر معظم انقلاب و اقامه ی نماز جمعه بارها پخس و اطلاع رسانی گرديد. علاوه بر آن نيز بعضی از شبکه ها به طور جداگانه مصاحبه داشتند و شب چهاردهم خرداد نيز اينجانب بعنوان دبير ستاد بزرگداشت در خبر سراسری ساعت ۲۱ برنامه ی مراسم را اعلام نمودم و علاوه بر همه ی اينها طی يک هفته در تمامی اطلاعيه های رسمی ستاد که در صفحه اول روزنامه ها به چاپ رسيد دقيقا برنامه ها اعلام گرديد.



به جز امسال اصلا سابقه نداشته است که هيچ مسئولی پيرامون برنامه ی رسمی مراسم حرم جز برنامه ی اعلام شده ی ستاد خبر ديگری منتشر نمايد و هيچ يک از دستگاه ها و حتی شورای هماهنگی تبليغات اسلامی خارج از برنامه ها اطلاعيه ستاد اطلاعيه نمی دادند. در يکی از جلسات اصلی ستاد که با حضور وزير محترم کشور برگزار گرديد دو نکته قابل تأمل پيش آمد اول اينکه بعضی از عزيزان سخنران اصلی قبل از خطبه را رياست جمهور و سخنرانی جنابعالی را بعنوان خيرمقدم آن هم با نام سيد حسن مصطفوی ياد کردند. و جناب آقای افشار نيز بعنوان معاون کميته فرهنگی و اطلاع رسانی مسائلی بيان داشتند در حاليکه معاونت فرهنگی ستاد در جلسه حضور داشتند و گزارش جامعی از برنامه های مختلف تبليغی و فرهنگی ستاد ارائه نمودند که به ناچار اينجانب تذکر دادم که بايد وحدت رويه در اطلاع رسانی به مردم حفظ شود.در آن جلسه مطلع شديم يک کميته تحت عنوان فرهنگی و اطلاع رسانی جديد خارج از مجموعه ستاد مرکزی مراسم شکل گرفته است!متعاقب اين جلسه متاسفانه رئيس ستاد نماز جمعه تهران مصاحبه ای با اين مضمون انجام دادند که نماز جمعه به امامت رهبر معظم انقلاب و خير مقدم توسط سيد حسن مصطفوی خمينی و سخنرانی قبل از خطبه ها رئيس جمهور خواهد بود. با اينکه در جلسه حضوری به ايشان اعتراض نمودم و درخواست شد که ستاد نماز جمعه بگونه ايی موضوع را اصلاح نمايند ولی پيامک های ارسالی ستاد نماز جمعه تکرار همان مصاحبه بود. و تنها دليل اين مطلب را حفظ شان رياست جمهوری و رسوم ديپلماسی می دانستند و مسايل و گفتگوهای زياد انجام شد که از بيان آنها صرف نظر می کنم شايان ذکر است از ديدار روز سه شنبه ۳۱/۱/۸۹ تا روز ۱۴ خرداد با جناب آقای وحيد( علی رغم تاکيد در جلسه قبلی مبنی تداوم هماهنگی ها و تماس ها ) توفيق جلسه مشترک و تماس با ايشان را نيافتم و بهر دليلی که قطعا مصلحت بوده است از هماهنگی بيشتر و انتقال بعضی دغدغه ها محروم گرديديم.



ستاد بزرگداشت از روز ۸/۳/۸۹ توزيع کارت دعوت از ميهمانان را آغاز نمودو برای اطلاع و هماهنگی در محل دفتر مقام معظم رهبری با حضور برخی مسئولين دفتر ،سياست توزيع کارت ها و نحوه صدور کارت برای افراد حقيقی و حقوقی ارائه شد و دوستان دفتر از برنامه ريزی و نظم و دقت و دسته بندی گيرندگان کارت ها متعجب و اعلام خرسندی نمودند. و جنابعالی بهتر می دانيدکه کارت ملاقات با کد خاص بگونه ای در سيستم کامپيوتر پياده و تحويل گيرندگان می شود که هر کدام از آنها قابل پيگيری است ضمنا لازم به ذکر است که در برنامه مصوب کميته امنيت و ترافيک مسوليت امنيت حلقه های اول و دوم با سپاه و حلقه سوم با نيروی انتظامی است و راهنمايی و انتظامات داخلی مراسم و تنظيم صفوف و توزيع مهر و زيرانداز به عهده ستاد نماز جمعه تهران با همکاری نيروی مقاومت بسيج بوده است. و تنها نيروی تشريفات ستاد بزرگداشت به تعداد اندک در ارتباط با هدايت ميهمانان خارجی و سفرا با آنها همکاری می نمايند و ستاد مسولين در رابطه با کنترل ورود با کنترل ورود و خروج افراد در مراسم ندارد .



عليرغم اينکه در يکی دو هفته مانده به روز ۱۴ خرداد بسياری از دوستان از بعضی مسايل احتمالی نگران بودند و اظهار می داشتند که دستهايی در کار است که نگذارند جنابعالی سخنرانی کنيد ولی اينجانب با خوش بينی و بر اساس روال و روابطی که در طول بيست سال گذشته در ستاد حاکم بوده است و بر اساس توافق ها و هماهنگی هايی که در بالاترين سطوح با نهاد های مرجع و نماينده ويژه دولت و توافق های ستاد داشتيم به آنها اطمينان می دادم که چنين نخواهد شد. و جنابعالی نيز که يکی دو نوبت از فضای عمومی سئوال فرموديد اظهار داشتم که هيچ دليل موجهی بر کار شکنی نمی بينم و بسيار از موارديکه ذکر شد و بسيار از موارد ديگر را حمل بر اتفاق و غير عمدی تلقی کردم. زيرا در باورم نمی گنجيد – و اکنون نيز نمی گنجد- که مهمترين مراسم نظام اسلامی به نام امام و در سالروز رحلت آن حضرت با حضور عاليترين مقامات نظام و اعضای بيت شريف امام به عنوان صاحبان عزا در مسيری غير از نمايش عظمت اقتدار مردمی و وحدت و وفاداری مردم به آرمانهای امام و تجليل از امام و بيت امام و بيعت با رهبری هزينه شود بخصوص اينکه امسال توافق و اعلام شده بود که مراسم ،مراسم نمايش وحدت و اقتدار مردمی نظام باشد و تمام دستگاه های مسئول مسائل مختلف مراسم نيز عضو ستاد بوده و متعهد به اجرا و تعقيب همين هدف بوده اند.



تيم تشريفات آقای رئيس جمهور چند روز قبل با آقای جوادی معاونت فرهنگی حرم جلسه هماهنگی برای تعيين و ساعت حضور ايشان در ۱۱ صبح روز ۱۴ خرداد و ايراد سخنرانی داشتند. و اينجانب موکدا از آقای جوادی خواستم که به آقايان اعلام کند که طبق برنامه مصوب ستاد مرکزی سخنرانی رياست محترم جمهوری راس ساعت ۱۱ به مدت نيم ساعت پيش بينی و برنامه ريزی شده است.



از سوی ديگر با توافق قبلی ليست مجريان و قاری قرآن و مداحان نيز در کميته های ستاد نهايی شد و اسامی آنها برای ورود به جايگاه به مسئولين ذيربط ارائه گرديد. ليکن قضيه اصلی از اينجا آغاز شد که صبح روز چهارده خرداد که طبق توافق قبلی می بايست از ساعت ۸ صبح صحن مراسم بروی مردم باز شود ازحدود ۶ صبح گروه هايی به صحن وارد می شوند و مستقر می گردند!متاسفانه آقای جوادی که بيست سال بعنوان رکن اصلی هماهنگی و ارتباط مجريان و مداحان مراسم بوده و حضور فعال در جايگاه داشتند از ساعت ۹ صبح تا حدود ۳۰/۱۰ پشت داربست ها منتظر ورود بودند و در نهايت با پيگيری اينجانب آقای جوادی و قاری قرآن و مداح تعيين شده از سوی ستاد برگزاری مراسم که از افراد شناخته شده و فارغ از گرايش های حساسيت برانگيز بودند حدود ساعت ۱۰:۳۰ اجازه ورود يافتند و البته مجری ستاد اجازه ورود نيافت و اين در حاليست که قاری و مجری و مداحان تعيين شده از طرف ستاد نماز جمعه از قبل در جايگاه حضور داشتند فقط يکی از مداحان آنان به اشتباه از مسيری ديگر به محل پارکينگ زائران استانی راه يافته بود.



برنامه مراسم با کمی تاخير از ۳۰/۱۰ صبح آغاز شد. همه ما منتظر بوديم که آقای رئيس جمهور قبل از ساعت ۱۱ حضور داشته باشند نهايتا ايشان حدود ساعت ۲۰/۱۱ دقيقه به محل مراسم رسيدند و به جايگاه سخنرانی رفتند با اينکه ۲۰ دقيقه از زمان مقرر تاخير بوجود آمد به دوستان نماز جمعه گفتم برای اينکه مشکلی در برنامه پيش نيايد ما برنامه عزاداری بين دو سخنرانی را حذف می کنيم و آقای رئيس جمهور (حتی بيش از نيم ساعت که در برنامه پيش بينی شده بود)می توانند تا ساعت ۱۲ سخنرانی را ادامه دهند ، بعد از ايشان سخنرانی جنابعالی بود. سخنرانی ايشان شروع شد حقير ۵ دقيقه قبل از ساعت ۱۲ در پشت پرده تريبون به جناب آقای شيرمردی رئيس ستاد نماز جمعه تهران و به مجری مراسم عرض کردم که يادداشت بدهيد سخنرانی تا ساعت ۱۲ می باشد و شما ۵ دقيقه ديگر زمان داريد. يادداشت از طريق مجری به ايشان داده شد ولی سخنرانی ادامه يافت تا دو سه دقيقه بعد از ۱۲ مجددا از مجری درخواست کردم بنويسد که وقت شما گذشته است باز سخنرانی ادامه يافت اينجانب محترمانه و در زمانيکه فرصتی پيش آمد (هنگام تکبير مردم) به ايشان عرض کردم وقت شما تمام است اعتنا نفرمودند پشت پرده نگاهم به نوشته جناب آقای نجار افتاد که ايشان علی رغم عمل جراحی سينوس ها و شرايط خاص بعد از عمل در جايگاه حضور داشتند که مرقوم می نمودند ”جناب آقای رييس جمهور سخنرانی خود را تا ساعت ۳۰/۱۲ ادامه بدهيد“!!با اين توصيف يقين کردم که بناست نگذارند جنابعالی سخنرانی کنيد همزمان که مجری يادداشت جناب آقای نجار را از سمت راست روی تريبون نهاد اينجانب از سمت چپ نامه را برداشتم و برگشتم به جناب آقای نجار اعتراض کردم که شما چه هدفی از اين کار داريد آيا اين احترام به امام و دودمان امام است. آيا اين کار به وحدت جامعه کمک می کند ؟ برگشتم کنار تريبون به آقای رئيس جمهور دو سه نوبت عرض کردم وقت شما تمام است که ايشان با اخلاق خاص خود جلوی انظار عمومی و رسانه ها تندی نمودند. و اظهار داشتند برو شما چکاره ايد و به سخنان خود ادامه دادند حجم يادداشت باقی مانده سخنرانی ايشان حاکی از آن بود که تا حدود ۳۰/۱۲ ادامه می دهند



اينجانب از جهت اطلاع وضعيت پيش آمده به جنابعالی به اطاق مجاور آمدم دريافتم که مقام معظم رهبری و روسای قوا و چند تن از شخصيت های روحانی و سياسی کشور حضور دارند پس از عرض ادب و ارادت خدمت مقام معظم رهبري، به آقای وحيد عرض کردم برخلاف انتظار و برنامه های اعلام شده بناست که اقای رئيس جمهور تا زمان نماز به سخنان خود ادامه دهند، اظهار داشتند که با تذکر من قضيه حل نمی شود، به ناچار خدمت مقام معظم رهبری و در حضور ميهمانان عرض کردم که ظاهرا بنابر اينست که نگذارند آقای حاج سيد حسن آقا سخنرانی کنند که ايشان با قاطعيت فرمودند: ”برای چه؟ “ حتما بايد ايشان سخنرانی کنند“. تا آنجا که من می دانم پس از اين مطلب نيز جنابعالی درخواست نموديد که با توجه به ضيق وقت سخنرانی نکنيد که معظم له بر سخنرانی شما تاکيد و به جناب آقای وحيد نيز در اين رابطه سفارشی داشته اند. خلاصه بعد از اين ماجراها جناب آقای رئيس جمهور تا حدود ساعت ۱۵/۱۲ به سخنرانی ادامه داده و با کمال تأسف در پايان سخنرانی خويش اين مطلب را (که اعلان آن شأن و وظيفه مجری برنامه است ) اعلام می نمايند که: اينک توجه شما را به سخنان رهبری جلب می کنم! جای تعجب اينکه پس از سخنرانی نيز اينجانب را مورد خطاب و عتاب قرار داده که شما چکاره ايد و به چه حقی به من يادداشت می دهيد من رئيس جمهور اين ملت هستم. و جناب آقای نجار نيز با تکيه بر اينکه ايشان ۲۵ ميليون رای دارند کسی حق محدود کردن سخنرانی وی را ندارد مطالبی را بيان کردند. حال چه کسی است که نداند در تمام دنيا و در تمام مناسبت های رسمی داخلی و بين المللی تنظيم برنامه يک همايش و تعيين وقت سخنرانی و لو بالاترين مقام ،تابع برنامه ريزی قبلی توسط نهاد مسئول همايش است و برای رعايت نظم برنامه ها، آخرين زمان باقيمانده از برنامه و يا پايان برنامه را طی يادداشت به سخنران ياد آور می شوند. و اين نه تنها برخلاف اخلاق ديپلماسی و ناديده گرفتن شأن سخنران نيست بلکه نشاندهنده نظم برنامه و شأن شرکت کنندگان در آن است خصوصا آنکه نظم يکی از سفارشات موکد اسلام و وصايای امير مومنان و از نکات برجسته سيره امام خمينی است که اين مراسم بياد او و در حرم او آنهم با اعلانهای مکرر قبلی برنامه ها بوده است و رعايت حدود تعهدات و مقرارات ،از مجريان عالی قانون بيش از ديگران مورد انتظار است. و شأن مردم بزرگواری که در آن گرمای ظهر در صحن و اطراف آن حضور داشتند ايجاب می کرد که مسئولين برنامه، نظم آنچه را که بر اساس آن مردم را دعوت کرده بودند رعايت کنند.



اصولا در کشور ما رسم است که در يک همايش ملي، اسلامی يک شخصيت والا در افتتاحيه و يک شخصيت والاتر در اختتاميه و شخصيت يا شخصيت های ديگر در بين افتتاح و اختتام سخنرانی کنند پس ضرورتی ندارد که افراد برای اثبات شان و ديپلماسی خود از هر طريق و هر وسيله ولو با نقض همه برنامه ريزيهای انجام يافته و تغيير برنامه ها استفاده کنند و همين امر بستر تشديد آن صحنه های دور از انتظار در برنامه بعد را فراهم سازد.



اگر بحث رعايت شئون و آداب است آيا اخلاق اسلامی و آداب جمعی و ايرانی ايجاب نمی کرد که در اين جلسه که بمناسبت سالگرد رحلت امام برگزار شده است جناب آقای رييس جمهور برای يکبار و در حد يک جمله کوتاه به صاحبان اصلی عزا دراين مراسم که اهل بيت امام هستند و اکثريت آنها در اين جلسه حاضر بودند تسليت بگويد؟ آيا فقط بايد شأن ايشان حفظ شود آنهم به بهای برهم زدن برنامه های ديگر و نظم آن و بی حرمتی به شئون ديگران!.



اکنون با توجه به اين گزارش اجمالی که در آن از ذکر ناگفته های ديگری که مکتوب نمودن آنرا صلاح نمی دانم چند نکته حائز اهميت ديگر را عرض می کنم:



۱- آيا چنين مراسم با عظمت و با شکوهی که ثمره عشق مردم به امام و تلاش شبانه روزی هزاران نفر در ستادهای مرکزی و استانی بوده است و می بايست نماد وحدت و همدلی همگان باشد و به نام امام و ولايت و نمازجمعه مزين شده است سزاوار يک چنين بداخلاقی ها و به دنبال آن حرمت شکنی ها بود؟و کدام دستاورد مهم ديگر اين مراسم است که بتواند جبران کننده سنت زشتی باشد که با کمال تأسف عده ای آنرا در زمان سخنرانی بعد از شما رقم زدند.



۲- می دانيد که عهده دار ثبت نام زائران سراسر کشور و استان تهران و اعزام و اسکان و تغذيه آنان سازمان نيروی مقاومت بسيج بوده است و من سوگند می خورم که اکثريت قريب به اتفاق آنان که سالهاست اين مسئوليت سنگين را به شايستگی انجام داده اند مشتاق شنيدن سخنان و ديدن چهره شما بوده اند لذا با اطمينان می گويم نه بسيجيان عزيز و نه زائران محترم هيچکدام راضی به اين رفتار ناپسند گروه خودسر زائر نما نبوده اند و ساحت امام دوستان از اين گونه اعمال منزه است و بايد خون دل خورد و دم فرو بست.



۳- جنابعالی می دانيد دهها هزار نفر نيروی امنيتی و اطلاعاتی و انتظامی عاشقانه در اين مراسم خدمت می نمايند و عليرغم تهديدات و خطرات بزرگ، مراسم سالگرد امام بياری خداوند با هيچ حادثه سوء امنيتی مواجه نبوده است و امسال نيز نظم خاصی در تعيين حلقه های امنيتی و اجرای ترافيک و راهنمايی زائران برقرار بود اما چه شد که در صحن اصلی مراسم که بيشترين دغدغه نظم و آرامش وجود داشت گروهی به خود اجازه دهند که تصوير نادرستی از عملکرد نيروها در اذهان عمومی برجای بماند. اينکه به جنابعالی يا اهل بيت امام اهانت شود يک بحث مهم است اما اينکه در مقابل ديدگان جهانيان ناتوانی نيروها در ايجاد نظم و آرامش به نمايش درآيد بحث مهم ديگری است. آيا اين زنگ خطری برای کل نظام و اعتبار نظام نيست؟ آيا بعد از اين، مراسم ملی و اسلامی و وحدت بخش ما رو به سردی و تعطيلی نمی گذارد؟



اگر مسئوليت اين گروه اندک را کسی به عهده نمی گيرد چرا از شناسايی آنان واهمه می شود. در حوادث يکسال اخير بسياری از افراد از طريق تصاوير تلفن همراه و غيره شناسايی و دستگير شده اند اما اين گروه که بدون نقاب و در فاصله دو متری دهها دوربين پر قدرت و فيلم برداری صداو سيما و خبرنگاران بودند و از اول تا آخر سخنرانی جنابعالی جست و خيز و هياهو می کردند و برنامه ای بدين عظمت را در بيش انظار جهانيان آنگونه مشوه جلوه دادند ، قابل شناسايی نيستند؟



بحث بسيار مضحک و شرم آوری را بعضی ها طرح کرده اند که ”ستاد کارت ها را توزيع می کند“ (پس خودشان جوابگو باشند)! آری ستاد کارت ميهمانان را صادر و توزيع می کند اما آيا اينها با کارت ستاد آمده اند؟ در اين صورت چون تمام کارتهای ستاد دارای کد رهگيری و با نام افراد و ارگانهاست چه خوب است که اين گروه چند صد نفری را شناسايی و با اسم و رسم و تصوير به مردم معرفی کنند. در هر حال نيروهای اطلاعاتی کشور نبايد از کنار اين قضيه براحتی بگذرند.



۴- شايد برای جنابعالی و بعضی افراد ديگر تعجب آور بود که چرا من دو روز به مراسم و خصوصا روز ۱۴ خرداد اينقدر تاکيد داشتم که براساس برنامه اعلام شده ستاد عمل شود و نظم برنامه بهم نخورد و رئيس جمهور فرصت سخنرانی برای شما بگذارد. زيرا برنامه های فراوان حسينيه جماران در حساسترين شرايط انقلاب در زمان امام و تجربه ۲۰ ساله مراسم که بصورت مطلوب برگزار شده بود بما آموخته بود که هرگونه بی نظمی در برنامه ها و لغو و تغيير آنها خصوصا با توجه به حسياسيتهای کنونی التهاب آور خواهد شد. پر واضح است ستادی که بيست سال برنامه ريز مراسم بوده و همگان به تصميمات آن احترام گذاشته اند نبايد اجازه دهد که يکی از سه برنامه اصلی آن مورد خدشه و تخريب قرار گيرد و ثانيا برای من که از بدو ورود امام به ايران عزيز در خدمت و کنار امام بوده ام و شما و برادران عزيزتان حضرات حجج اسلام آقای سيد ياسر خمينی و آقای سيد علی خمينی را همواره در آغوش پر مهر امام يافته ام که آن مرد الهی و عارف واصل و حکيم دورانديش شما را از دل و جان دوست می داشت و لحظه ای نگاه پر عطوفت و دعای خيرش از شما دور نمی گرديد و از ديد ما و نزديکان امام در همان زمان با توجه به پيش بينيها و هشدارهايی که امام نسبت به قوی بودن احتمال برخوردهای ناروا نسبت به يادگار و منسوبين پس از مرگ خود داشته اند و با علم به اينکه اين محبت و علاقه که در انظار و حتی در نوشته ها ابراز می شد تنها به دليل علقه نسبی نبوده است بلکه تذکری عالمانه برای دوران بعد و آيندگان است. بسيار سنگين و ناباورانه بود که عده ای تمام همت خود را صرف جلوگيری از برنامه سخنرانی شما نمايند .حال سوال اساسی اين است که دست آورد اين کار برای نظام چيست؟ آيا اين هنر نظام است که ما مراسمی را برپا کنيم و صدها هزار جمعيت را از سراسر کشور و از برخی نقاط دنيا در حرم فرابخوانيم اما بواسطه زمينه هايی که عرض کردم و بدنبال آن عملکرد جاهلانه عده ای قليل به گونه ای تفسير و حتی با کمال تأسف در برخی روزنامه های رسمی تحليل شود که اهل بيت امام هم جزء مخالفين هستند؟! در حاليکه من با تمام وجود می گويم که نزديک ترين، دلسوزترين افراد به امام، به نظام، به ولايت ،به مردم و به قانون اساسی شما می باشيد نه مدعيان طماع دروغگو، نه آنها که کمر به هدم همه ارزش ها و و دست آوردها و داشته های انقلاب بسته اند و برايشان وحدت و اخلاق و انسانيت معنايی ندارد و اکنون که انزجار عمومی از اين حرمت شکنی فراگير شده است به هر ترفندی برای پاک کردن اين لکه ننگ تاريخی دست می زنند .بگذرم و اين گزارش دردآلود را با نوشتن شعری از امام خمينی که مضمون آن دعا در حق پدر بزرگوارتان و مادر مکرمه و شما و اخوان معظم است، خاطر مالامال از غم و شکايت و اندوه و اعتراض خود را تسلی بخشم. انشاء الله نفس گرم امام و دعايش با مرور اين شعر زخم دلتان را التيام بخشد.



احمد است از محمد مختار / که حميدش نگاهدار بود



فاطی از عرش بطن فاطمه است / فاطر آسمانش يار بود



حسن اين ميوه درخت حسن / حسنش يار پايدار بود



ياسر از ال پاک سبطين است / سرٌ احسان ورا نثار بود



علی از بوستان آل علی است / علی عاليش شعار بود



پنج تن از سلاله احمد / شافع جمله هشت و چار بود



(ديوان اشعار امام خمينی )



محمد علی انصاری




18 خرداد 1389    19:20
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :محروميت از دوره كارشناسى ارشد به دستور وزارت اطلاعات

دانشجونيوز:محسن ثقفى دانشجوى دانشکده هنر و معمارى دانشگاه آزاد تهران مرکز با دستور وزارت اطلاعات از تحصيل در دوره کارشناسى ارشد محروم شد.

به گزارش دانشجونيوز محسن ثقفى 10 روز پيش از ارائه کارنامه هاى کارشناسى ارشد، توسط وزارت اطلاعات احضار و به وى اطلاع داده شده است که اجازه تحصيل در کارشناسى ارشد را نخواهد داشت. در کارنامه اين دانشجو از وى خواسته شده بود «به علت نقص پرونده در روز سه شنبه 11 خرداد ماه به سازمان سنجش مراجعه کند».

«نقص پرونده» عنوان جديد ستاره دار و محروم کردن دانشجويان از تحصيل است. پس از اعتراض هاى گسترده نسبت به محروم کردن دانشجويان از تحصيل و ادعاهاى احمدى نژاد در مورد عدم وجود دانشجويان "ستاره دار"، اکنون سازمان سنجش و وزارت علوم، دانشجويان را با عنوان «نقص در پرونده» از تحصيل محروم مى کنند، تا واژه «ستاره دار» مطرح نشود.

محسن ثقفى طبق اعلام سازمان سنجش در روز 11 خرداد به اين سازمان مراجعه کرد که با برخورد زننده اى مواجه شد و حتى اجازه ورود به سازمان سنجش را براى پيگيرى وضعيت خود نيافت.

محسن ثقفى فرزند دکتر عليرضا ثقفى (نويسنده و روزنامه نگار) است که سابقه بازداشت در مراسم روز کارگر سال 88 به همراه پدر خود را دارد و اکنون به قيد وثيقه آزاد است. وى در مدت يک سال گذشته بارها به وزارت اطلاعات احضار و بازجويى شده است.

اين مورد يکى از ده ها مورد محروميت از تحصيلى است که در آزمون کارشناسى ارشد امسال اتفاق افتاده است. گزارش تکميلى دانشجونيوز در مورد خيل عظيم دانشجويان محروم از کارشناسى ارشد در کنکور امسال به زودى منتشر مى شود.




18 خرداد 1389    19:57
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :۳۰ سال محروميت از روزنامه نگاری برای ژيلا بنی يعقوب!

ميزان: دادگاه انقلاب اسلامی به رياست قاضی يير عباسي، ژيلا بنی يعقوب روزنامه نگار را به يکسال حبس تعزيری و ۳۰ سال محروميت از روزنامه نگاری محکوم کرد.



به گزارش «ميزان خبر» ژيلا بنی يعقوب که در روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ و در ايام اعتراضات انتخاباتی به همراه همسرش بهمن احمدی امويی بازداشت شده بود و پس از تحمل دوماه بازداشت با قرار وثيقه آزاد شد.



همسر وی بهمن احمدی امويی در دادگاه بدوی به به ۷ سال زندان و در دادگاه تجديد نظر به تحمل ۵ سال حبس قطعی محکوم شده و در حال حاضر در بند ۳۵۰ اوين زندانی است.



بني‌يعقوب در سال ۲۰۰۹ برنده جايزه شجاعت در روزنامه‌نگاری شد.




18 خرداد 1389    19:42
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :راهپيمايی سکوت و بدون قطعنامه از ميدان امام حسين تا ميدان آزادی

کلمه: هشت حزب اصلاح طلب در نامه ای به وزارت کشور، به سئوالات و درخواستهای اين وزارتخانه در خصوص تقاضای آنان برای برگزاری راهپيمايی در روز ۲۲ خرداد پاسخ دادند.



براساس اين پاسخ راهپيمايی ۲۲ خرداد بدون ذکر هيچگونه شعاری و با سکوت و بدون قطعنامه برگزار خواهد شد.



به گزارش ندای سبز آزادی متن اين نامه به شرح زير است:



باسمه تعالی



۱۸/۳/۸۹



وزارت محترم کشور



سلام عليکم



پيرو نامه قبلی مبنی بر درخواست صدور مجوز راهپيمايی در نخستين سالگرد انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری و با عنايت به مذاکره تلفنی جناب آقای سليمانی _ رئيس اداره احزاب و تشکل های سياسی وزارت کشور با تعدادی از نمايندگان گروه های امضاکننده در خواست مزبور، بدينوسيله پاسخ موارد در خواستی اعلام می گردد:



۱) تاريخ و مسير برگزاری راهپيمايی : همانطور که قبلاً اعلام شده است از ساعت ۱۶ الی ۲۰ روز شنبه ۲۲ خرداد و مسير نيز از ميدان امام حسين(ع) تا ميدان آزادی می باشد.



۲) راهپيمايی در تمام مسير با سکوت همراه خواهد بود.



۳) اين راهپيمايی سخنران يا قطعنامه نخواهد داشت.



۴) انتظامات راهپيمايی بر عهده احزاب برگزار کننده خواهد بود . بديهی است حفظ امنيت راهپيمايی بر عهده دستگاه های ذيربط می باشد.



۵) اين راهپيمايی کاملاً مسالمت آميز ، بدون حمل سلاح و با رعايت موازين امنيت ملی خواهد بود.



۶) ممانعت از هر گونه اخلال در برنامه راهپيمايی از سوی افراد فرصت طلب و قانون شکن که قصدشان برهم زدن امنيت است بر عهده دستگاه های انتظامی و امنيتی است و برگزار کنندگان آماده همه گونه هماهنگی با دستگاه های مزبور می باشند.



۷) راهپيمايان از رنگ سبز به عنوان نماد استفاده خواهند کرد.



۸) راهپيمايان از پلاکاردهايی با مضمون در خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی و انتخابات آزاد استفاده خواهند کرد.



۹) چنانچه هر يک از بندهای بالا نياز به اصلاح يا حذف داشته باشد نمايندگان معرفی شده اختيار تصميم گيری را با هماهنگی آن وزارت خواهند داشت.



در خاتمه تقاضا دارد نسبت به صدور مجوز در خواستی تسريع گردد تا فرصت تدار ک و هماهنگی شايسته وجود داشته باشد. يادآوری می شود حمل هرگونه سلاح توسط هرکس در اين راهپيمايی ، به منزله اخلال در آن می باشد و ماموران انتظامی و امنيتی به حسب وظيفه می بايست با مرتکبين برخورد قانونی و بايسته بعمل آورند.



آقايان ابوالفضل قديانی و علی شکوری راد به عنوان نماينده تشکل های برگزار کننده راهپيمايی برای هر گونه هماهنگی بعدی معرفی می گردند و به ترتيب مسئوليت اجرايی و انتظامی مراسم را بر عهده خواهند داشت .



** مجمع نمايندگان ادوار



** انجمن اسلامی جامعه پزشکی



** مجمع نيروهای خط امام



** مجمع دانش آموختگان ايران اسلامی



** انجمن روزنامه نگاران زن



** حزب اراده ملت ايران



** حزب همبستگی ايران اسلامی



** سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران



** جبهه مشارکت ايران اسلامی



** انجمن اسلامی مدرسين دانشگاهها




18 خرداد 1389    19:31
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :سازمان ميراث‌فرهنگی مقاصد تورهای خروجی کشور را کنترل مي‌کند

سخنگوی سازمان ميراث فرهنگی از نظارت دقيق اين سازمان بر مقاصد گردشگری در تورهای خروجی خبر داد.



به گزارش ايلنا، حسن محسنی با اشاره به برگزاری نشست کميته بررسی و تعيين مقاصد مجاز و غير مجاز گردشگری خاطر نشان کرد: اين نشست به منظور بررسی مقاصد گردشگری برای تورهای خارجی و بحث پيرامون وجود خطرات بهداشتي، امنيتي، اخلاقی و اجتماعی در برخی کشورها برای مسافران ايراني، برگزار و مواردی به تصويب رسيد.



مدير کل روابط عمومی سازمان ميراث فرهنگی افزود: بر اساس تصميمات اين نشست مقرر شد، دفتر امور مراکز خدمات گردشگری به دفاتر خدمات مسافرتی اعلام کند، قبل از تنظيم برنامه تورهای خروجی با استفاده از سايت وزارت امور خارجهwww.mfa.org نسبت به قوانين و مقررات کشور مقصد و همچنين توصيه های امنيتی مرتبط اطلاعات لازم را به دست آورد. همچنين به گفته محسني، برگزاری جلسات توجيهی برای مديران دفاتر خدمات مسافرتی و راهنمايان مبنی بر رعايت شئونات اسلامی و عدم اسکان مسافران در اماکن يا مناطق شهره به فساد اخلاقی يا مشکلات امنيتی و ابلاغ دستورالعمل مرتبط به دفاتر مسافرتی از ديگر تصميمات اين نشست بود.



انجام مکاتبه با نيروی انتظامی برای اعمال کنترل شديدتر بر مسافران خروجی در مورد حمل و مصرف مواد مخدر، ارائه آدرس اينترنتی برای استخراج توصيه های بهداشتی در مورد سفر به کشورهای مختلف و مسافران ورودی از ساير کشورها توسط وزارت بهداشت حداکثر تا يک ماه آينده و اطلاع رسانی به موقع در مورد مقاصدی که در مقطعی از زمان بنا به پيشنهاد مراجع ذي‌صلاح، سفر ايرانيان به آن کشور مورد تاييد نيست از ديگر مصوبات اين نشست بود که محسنی به آن اشاره کرد.




18 خرداد 1389    19:11
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

18خرداد :انتشار دو پيام متناقض از 'کارشناس اتمی' ايرانی

بى بى سى:در حالی که تلويزيون جمهوری اسلامی پيام ويديوئی يک کارشناس ايرانی در مورد ربوده شدنش توسط سازمان های اطلاعاتی آمريکا و عربستان سعودی را پخش کرده، پيام ديگری از همين شخص در يوتيوب منتشر شده است که از اقامت و تحصيل آزادانه او در آمريکا حکايت دارد.



خبرگزاری های داخلی ايران روز سه شنبه ۱۸ خرداد (۸ ژوئن) گزارش کردند که شهرام اميري، "کارشناس و محقق دانشگاه صنعتی مالک اشتر" با ارسال پک پيام تصويری از ربوده شدنش به دست نيروهای آمريکا و عربستان سعودی پرده برداشت.



سايت واحد مرکزی خبر، متعلق به راديو و تلويزيون دولتی ايران هم فيلم کوتاهی از يک برنامه خبری تلويزيونی را با عنوان "پشت پرده ربايش شهرام اميری" منتشر کرده است که در آن شخصی که خود را شهرام اميری معرفی می کند ماجرای ربوده شدن خود در عربستان را شرح می دهد.



همزمان، سايت يوتيوب نيز فيلم کوتاهی را منتشر کرده که در آن، فردی که خود را شهرام اميری معرفی می کند، با ابراز ناخرسندی از شايعاتی که در مورد او پخش شده، اعلام می کند که در آمريکا به سر می برد و می افزايد: "در اينجا آزادم و به همه اطمينان می دهم که در امان هستم."



در پيام منتشر شده از شبکه تلويزيون دولتی ايران، پيام دهنده پس از معرفی خود به عنوان شهرام اميري، محقق دانشگاهي، می گويد که اين پيام را در روز ۱۷ فروردين ۱۳۸۹ (۵ آوريل) در يکی از شهرهای ايالت آريزونای آمريکا ضبط کرده و می افزايد که روز ۱۳ خرداد سال گذشته "در عمليات مشترک تيم های ترور و ربايش سازمان اطلاعات آمريکا - سيا - و استخبارات عربستان سعودی در مدينه منوره دزديده شدم."



به گفته اين شخص، ربايندگان او را به خانه ای در نقطه نامعلومی در عربستان بردند و در اين خانه به او داروی بيهوشی تزريق کردند و وقتی به هوش آمد، در يک هواپيمای پهن پيکر عازم آمريکا بود. او می افزايد: "در طی هشت ماه که در آمريکا نگهداری شدم، تحت شديدترين شکنجه ها و فشارهای روحی گروه بازجويی سازمان اطلاعات آمريکا قرار گرفتم."



به گفته "آقای اميری"، هدف از اين فشارهای روحی اين بود که او را وادار کنند در مصاحبه ای با يکی از شبکه های تلويزيونی آمريکا، بگويد که "فرد مهمی" در برنامه هسته ای ايران بوده و به درخواست خود به آمريکا پناهنده شده است و "در فرآيند پناهندگي، يک سری مدارک و اسناد مهم را از کشورم به همراه يک لپ تاپ که حاوی اسرار محرمانه هسته ای نظامی ايران است"، به آمريکا منتقل کرده است.



پيام دهنده در اين فيلم هدف اصلی از اين ماجرا را "فشار سياسی به جمهوری اسلامی" دانسته و گفته است که پيام او در واقع به معنی "محکوم کردن و اثبات دروغ هايی است که آمريکا مدام عليه جمهوری اسلامی ايران مطرح می کند."



شهرام اميری در پايان اين پيام تلويزيونی از نهادهای مدافع حقوق بشر و سازمان های فعال در زمينه "آزادی اسيران در کشورهای ديگر" می خواهد که وضعيت او را پي