15خرداد :نوال السعداوی :ما در جهانی زندگی می کنيم، که توسط يک سيستم پدرسالار , نژادپرست و استعماری اداره می شود
مدرسه فمينيستی: نوال السعداوی منتقد، نويسنده، داستاننويس، مدافع حقوق بشر و بهطور خاص مدافع حقوق زنان مصر در ۲۷ اکتبر ۱۹۳۰ در يکی از روستاهای اطراف قاهره بهدنيا آمد، در ۲۴ سالگی از دانشکده پزشکی دانشگاه قاهره فارغالتحصيل شد، در سال ۱۹۵۵ بهعنوان پزشک مشغول بهکار شد، اما در سال ۱۹۷۲ بهخاطر ديدگاهها و کتابهايی که منتشر کرد، بهدستور وزير بهداری وقت از کار برکنار شد.اولين زندان را در سال 1981 تجربه کرد که انتشار مجموعه" خاطرات زنان زندانی "حاصل شيرين اين تجربه تلخ بود.
نوال السعداوی عضو فعال نهادهای متعدد حقوق بشر و نيز حقوق زنان در مصر، جهان عرب و قاره آفريقا ميباشد ويکی از حاميان جنبش زنان ايران و کمپين يک ميليون امضا نيز بوده است. تاکنون بيش از ۴۰ کتاب در عرصههای رمان، داستان کوتاه، اتوبيوگرافي، مسائل حقوق بشر و زنان و نيز پزشکی منتشر کرده است. سفر کردن ، نوشتن و از تجربه نوشتن او را همچون نويسنده وقصه گويی توانا در حوزه مسائل زنان مطرح ساخته است . او بيشتر از هرچيزی قصه گوست و سخت ترين و خشک ترين مفاهيم را همچون قصه های شيرين زنانه در اکثر نقاط جهان سفر می دهد وآثارش تا کنون به 35 زبان زنده دنيا ترجمه شده است.
اين بار به بهانه سفر به کشورهای اسکانديناوی به مناسبت روز جهانی زن، قصه اش را با يادآوری و باليدن به دوران نقد کليسا در قرون وسطی آغاز می کند و رنسانس را به مثابه نوزاد اين زايمان خطير و پردرد می نگرد. در مطلب زير که توسط نريمان رحيمی از نروژی به فارسی برگردانده شده است، نوال السعداوی از پيشينه اختلاط دوباره دين و حکومت و تاثير اين آميزش بر حقوق زنان در جهان کنونی و سلطه حکومت پدرسالارانه در تمام نقاط آن حکايت می کند.
قاهره مصر
از حدود 40 سال پيش که من برای اولين بار در يک کنفرانس مربوط به زنان در نيويورک شرکت کردم، در مبارزه ی فمينسيتی اتفاقات بسيار زيادی رخ داده است. اين را در جريان سفرم به اسکانديناوی برای شرکت در مراسم روز جهانی زن، دريافتم.
من در طول کنفرانس زنان در 6 مارس امسال در گوتنبرگ و همچنين در کنفرانس 8 مارس در کپنهاگ، با زنان زيادی از عربستان سعودي، عراق، سوريه، مراکش، ايران، افغانستان، پاکستان و کشورهای ديگر ملاقات کردم. نقطه ی مشترک همه ی آنها عزم شان به همکاری برای آزادی جهان از چنگ سيستم سرمايه داری بود. سيستمی که از هر دستاويز نظامي، استعماري، دينی و فرهنگی برای تقويت نفوذ خودش بر روی سياست و رسانه ها استفاده می کند.
ديگر اينطور نيست که مطالبات رهايی زنان را بتوان از مطالبات فرودستان، کارورزان و مهاجرين، از مليت های مختلف، جدا کرد بلکه ما به روشنی می بينيم که رابطه ی نزديکی وجود دارد ميان سرکوب جنسيتی و تبعيض طبقاتي، قومی و دينی.
من هنگام شرکت در کنفرانس زنان در نيويورک، دهه ی 60 ميلادي، برای جنبش زنان در جامعه ی آمريکا و جوامع اروپايی کار می کردم. در آن زمان به "کمونيست" بودن متهم شدم، چيزی که با واژه های "طبقه" يا "فقر" مرتبط دانسته می شد.
ولی در مصر کمونيست ها مرا متهم می کردند که روی مسائل "کمتر مهم" تمرکز می کنم: برای مثال مسائل زنان، جنسيت و ختنه ی زنان. آنها می گفتند که مسائل "بزرگ"، مسائل اقتصادی و سياسي، از طرف من مطرح نمی شوند، با اينکه من در تمام نوشته هايم مسائل جنسيتی زنان را دقيقا با روابط اجتماعي، اقتصادی و سياسی مربوط می کردم. ولی در آن هنگام بکار بردن واژه های سکس، جنسيت يا ختنه ی زنان کافی بود تا ديگران قضاوت بدی روی تو داشته باشند بويژه اگر زن بوده باشی.
"جهان سوم" ی در کار نيست
در طول اين چهل سال تابوهای زيادی در شرق و غرب فرو ريخته اند. ولی برخی مفاهيم بر جای مانده اند: مانند اين برداشت که ميان يک "جهان اول" و يک "جهان سوم" جدايی کاملی وجود دارد. در هر کنفرانسی من تکرار می کنم که "ما در يک جهان زندگی می کنيم، جهانی که توسط يک سيستم اداره می شود، سيستمی پدرسالار که نژادپرست و استعماری است".
گروههای راست افراطی يهودی-مسيحی در زمان رياست جمهوری رونالد ريگان در آمريکا به قدرت شان افزودند. همزمان انور سادات رئيس جمهور مصر، زير نام "باز بودن"، برای گشودن بازار مصر بر روی کالاهای آمريکايی تلاش می کرد که به خرابی توليد داخلی می انجاميد. اين گرايش ها امروز در قرن بيست و يکم با شدت بيشتری ادامه دارند.
آنگاه که جنبش های مذهبی در جهان شدت می گيرند، جنبش های زنان با سرکوب مواجه می شوند. احزاب راست در شرق و غرب همانند يکديگرند. در تمام اديان، مانند يهوديت، مسيحيت و اسلام، هندويسم و بودائيسم، زنان اولين قربانيان هستند. در بيشتر اديان و جهان بينی های ديني، با زنان بدتر از مردان رفتار می شود. در تمام دنيا، مانند دوران استعماری انگلستان، از دين برای کسب اهداف و منافع اقتصادی استفاده می شود.
يک گرايش مثبت اين است که جنبش های آزاديبخش زنان در سراسر جهان به نقش مبارزاتی خودشان برای جدايی دين از حکومت می افزايند و بدينوسيله برای سکولار کردن سياستمداران می کوشند. زنان درسهای بزرگی را از سيستم سلطه گر اسرائيل، حکومت مسيحی در رژيم آپارتايد آفريقای جنوبي، کمربند انجيل در آمريکا و رژيم های اقتدارگرا در ايران، افغانستان و ديگر حکومتهای دينی آموخته اند.
عقب نشينی سازمان ملل
حقوق زنان از دلايل اصلی برخوردها در بيشتر کشورهای جهان در طول سی سال گذشته بوده است: نيروهای راست با کليسای کاتوليک و با نيروهای سرمايه داری در اروپا و آمريکا همکاری داشته اند. با وجود تفاوت ها ميان نيروهای مذهبي، آنها در عمل بر عليه حقوق زنان با گروه های راست گرای اسلامی در آسيا و آفريقا نيز همکاری می کنند.
در بسياری از کشورها، هم در غرب و هم در شرق، نيروهای مذهبی راست موفق شده اند که حقوق قانونی زنان را تضعيف کنند: و همه ی اينها زير نام "آزادی مذهب"، کثرت گرايی و احترام به "هويت اصلی" انجام پذيرفته است. اين به اصطلاح نسبيت فرهنگي، به نام احترام به ديگران و عدم هتک حرمت اديان و پيامبران، حتی سازمان ملل را نيز تحت تاثير قرار داده است. در اينجا سازمان ملل از منشور خود عقب نشينی کرده است.
ولی البته تفاوت وجود دارد ميان نقد علمی و سازنده از يکسو و توهين از سوی ديگر. بدون نقد کليسا در اروپای قرون وسطي، نمی توانستيم شاهد دوران رنسانس يا دوران پيشرفت علمی به آنصورت که امروز می بينيم باشيم.
و اين مرا به پايان روزهای بزرگداشت زنان در اسکانديناوی می آورد، روزهايی که در آن نقد نهادهای مذهبی جای مهم و مرکزی داشت.
ما بر سر اين شعار به توافق رسيديم: "جدايی کليسا از حکومت يکی از مسائل زنان است".
چرا؟ بخاطر اينکه "هيچ شهروندی بدون حقوق کامل مدني، به عدالت و برابری نخواهد رسيد ...".
15 خرداد 1389 06:03
نظر شما
نام:
|
| ای-ميل: |
11:48 15 خرداد 1389
|
(( "هيچ شهروندی بدون حقوق کامل مدني، به عدالت و برابری نخواهد رسيد ...". ))
بنده با ا ازه این بانوی بزرگوار حقیقتی تکمیلی به این مله زیبای ایشان اضافه میکنم:
...و با پیروی سیاسی از دین یه قرون وسطی یا بربریت و شقاوت سامی و کشتار اسلامی سقوط میکند. همانطور که اکنون شاهدش هستیم؟! |
نام: محمد
|
| ای-ميل: |
11:48 15 خرداد 1389
|
درود بر تو اي زن ازاده . من كتابهيش بعربي خواندة واقعا يك مبارز تمام عيار در ميان وامع متخلف عربي بتنهائي مبارزة ميكند |