www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

مجموعه خبرى روشنگرى: 13خرداد/

13خرداد.صدای شکستن استخوان اقتدار- نامه پنجم نوريزاد
*قدرت مخدوش و تخليه عصبيت ناشی از شکست های پی در پی بر سر موسوی و خاتمی و کروبی
*امضای خامنه ای پای برگه خريد سهام مخابرات توسط سپاه

13خرداد.شکنجه وحشيانه زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی در سلولهای انفرادی (سگدونی)

13خرداد :بی خبری مطلق از دو دانشجوی کرد دانشگاه تهران

13خرداد :هزاران نفر در مراسم سوگواری قربانيان حادثه غزه شرکت کردند

13خرداد :ديدار با موسوی عبور از خط قرمزهاست

13خرداد :داستان اين لايحه پر سر و صدا!

13خرداد :نامه آرش رحمانی پور زندانی اعدام شده به همراه وصيتنامه اش

13خرداد :کروبی:جمهوريت را به نام اسلاميت به شدت تضعيف يا تخريب کرده اند

13خرداد :خيابان های منتهی به بهشت زهرا مملو از مامورين لباس شخصی و نظامى شده است

13خرداد :پيام دکتر محمد ملکی:برای رسيدن به آزادی و دموکراسي، نبايد از سختي‌ها و مشقات راه ترسيد

13خرداد :چين: تحريم ايران نبايد به شهروندانش آسيب بزند

13خرداد :اعتصاب غذای خشک يک خانواده ايرانی درترکيه

13خرداد :شبنم مددزاده به ۵ سال حبس قطعی و تبعيد به زندان رجائی شهر محکوم شد

13خرداد :از خاک سکوت آتش فرياد بسازيم:بيانيه دانشجويان دانشگاه آزاد تهران مركز در سالگرد هجوم وحشيانه به دانشجويان تهران

13خرداد :گزارشی از وضعيت ناگوار بند۳۵۰ اوين

13خرداد: آنقدر اين جوان را فراموش کرديم که جوانيش تمام شد

13خرداد: بايکوت تمام کشتيهايی که بين اسرائيل و سوئد رفت و آمد ميکنند توسط اتحاديه بنادر سوئد

13خرداد.فيلم: برای ندا

13خرداد :کامران آسا دوباره بازداشت شد

13خرداد.ايران ذخاير يورو خود را با دلار مبادله مي‌کند

13خرداد : فيلتر و آزاد شدن پياپی گوگل در ايران در آستانه سالگرد انتخابات

13خرداد :برنامه بانک مرکزی ايران 'برای فروش ۴۵ ميليارد يورو از ذخاير ارزی خود



13خرداد.شکنجه وحشيانه زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی در سلولهای انفرادی (سگدونی)

بنابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران" زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی تحت شکنجه های وحشيانه جسمی در سلولهای انفرادی معروف به سگدونی بند 1 زندان گوهردشت کرج قرار دارد.

روز يکشنبه 9 خرداد ماه پس از انتقال به اطلاعات زندان گوهردشت کرج توسط کرمانی و فرجی رئيس و معاون اطلاعات زندان برای مدت طولانی او را تحت بازجوئی و مورد تهديد قرار دادند.آنها اورا تهديد به قتل و پرونده سازی جديد نمودند.

پس از تهديدات کرمانی و فرجی آقای جاويد طهرانی را به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی بند1 زندان گوهردشت کرج که داری شرايط قرون وسطائی و محل شکنجه زندانيان است منتقل کردند.پس از انتقال کرمانی و فرجی رئيس و معاون حفاظت اطلاعات زندان و حسن آخريان رئيس بند 1 همراه با چند پاسدار بند در سلول وی حاضر شدند و او را برای مدتی طولانی با باتون مورد شکنجه جسمی قرار دادند.شکنجه های جسمی در حالی صورت می گرفت که زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی با پابند و دست بند و همچنين چشم بند بود.خطر جدی جان اين زندانی سياسی را تهديد می کند.مدت انتقال به سلول انفرادی را تا اطلاع ثانوی اعلام کرده اند

بهروز جاويد طهرانی از زمان انتقال به سلول انفرادی تاکنون هيچ گونه تماسی با خانواده خود نداشته است و خانواده او در نگرانی فزآينده ای بسر می برند.

زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی که از سال گذشته توسط آخريان از شکنجه گران زندان گوهردشت به بند 1 منتقل شد و در طی 1 سال گذشته اکثرا در سلولهای انفرادی بند1 معروف به سگدونی گذارنده است.

سهراب سليمانی رئيس سازمان زندانهای استان تهران 9 خرداد ماه پس از ضرب وشتم معلم زندانی و افشای شکنجه های قرون وسطائی توسط (فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران)خود شخصا در زندان گوهردشت کرج حاضر شد و يکی از کسانی بود که دستور انتقال بهروز جاويد طهرانی را به سلولهای انفرادی صادر کرد.

سهراب سليمانی دستور داد که شکنجه شدگان بند1 را به پزشک قانونی معرفی کنند و آنها به پزشک قانونی جهت معاينه برده شدند.همزمان اين فرد زندانيان بی دفاع را تحت فشار قرار داد که رضايت دهند در غير اين صورت عواقب شکايت خود را خواهند ديد. تهديدات و فشارها عليه اين زندانيان از طرف علی حاج کاظم و علی محمدی رئيس و معاون زندان کرمانی و فرجی رئيس و معاون اطلاعات و رضا ترابی رئيس بازرسی و حسن آخريان رئيس بند 1 ادامه دارد.

زندانيان شکنجه شده بهرام تصويري، ،سامان محمديان، احمد اشکان،رضا جلاله ،مجيد افشار،محسن بيگوند ،نقی نظري،مهدی سورانی (در اثر شکنجه فکش را شکسته شده و در سلولهای انفرادی است)، قيصر اسماعيلی ،مجيد محمودي،ناصر قوچان لو ،حسين کريمي،حميد اشکی ،شير محمد محمدي،حسن شريف حاضر به دادن رضايت نشدند و به آنها گفتند که ديگر چيزی باقی نمانده که از دست بدهند.

در حال حاضر بهرام تصويري،محسن بيگوند و ساير زندانيان در بند1 می باشند و فقط بهروز جاويد طهرانی است که در سلولهای انفرادی زندانی است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،نسبت به خطری که جان زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی را تهديد می کند هشدار می دهد و از کميسر عالی حقوق بشر و ساير مراجع بين المللی خواستار اقدامات فوری برای نجات جان اين زندانی سياسی است.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران

13 خرداد 1389 برابر با 3 ژوان 2010

گزارش فوق را به سازمانهای زير ارسال گرديد:

کميساريای عالی حقوق بشر

کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا

سازمان عفو بين الملل

گزارشگران ويژه دستگيريهای خودسرانه و شکنجه سازمان ملل متحد

http://hrdai.blogspot.com
">http://hrdai.blogspot.com

http://pejvakzendanyan.blogfa.com
">http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193








13 خرداد 1389    00:57
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   افشا
ای-ميل:  
02:15 14 خرداد 1389
اینها زندان بان هستند یا عوامل مزدوران  هانخواران سرمایه دار

این زندان بانان اگر شعور داشته باشند و بیندیشند میبینند کسی را که در مقام  انشینی خمینی بود کله پا کردند و. بعدا حالا هم نوبت هاشمی رفسن انی است و بازی روزگار به این ا ختم نخواهد شد و فردا هم نوبت اربابان آنهاست.

چرا فرهنگ ما ایرانی ها این قدر باید پایین باشد که حتی بطور غیر قانونی و غیر انسانی دیگران را شکن ه کنیم که م«لا نانی برای فرزندان خودمان تهیه کرده باشیم.بیچاره ها این نانها بلای  انتان خواهد شد.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :بی خبری مطلق از دو دانشجوی کرد دانشگاه تهران

نوروز:در دو روز اخير از ضعيت دو دانشجوی کرد دانشگاه تهران به نام های امجد(هژير)کردنژاد و جمال رحمتی خبری در دست نيست و گمانه زنی ها حاکی از ربايش اين دو دانشجوی دانکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران توسط نهاد های امنيتی است.

اين دو تن آخرين بار ساعت 19 روز دوشنبه حوالی ميدان وليعصر تهران مشاهده شده اند

هيچکدام از نهاد های امنيتی از جمله پليس امنيت و وزارت اطلاعات هنوز بازداشت ايتن دو دانشجو را به عهده نگرفته اند. و خانواده ی ايشان نيز خبری در دست ندارند.

لازم به ذکر است امجد(هژير) کردنژاد در 12 ارديبهشت ماه سال گذشته نيز بازداشت شده بود و به دوسال حبس محکوم شد




13 خرداد 1389    21:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :هزاران نفر در مراسم سوگواری قربانيان حادثه غزه شرکت کردند

راديو فرانسه:هزاران نفر از مردم ترکيه امروز در مراسم سوگواری نه نفر قربانی حملات نظامی اسرائيل که همگی ترک هستند شرکت کردند.

اجساد آنان قرار است به زادگاهشان منتقل گردد.



رويترزگزارش می دهد که جمعيت شرکت کننده غمگين و در عين حال خشمگين بنظر می رسيدند. از قول يکی ازعزاداران نقل شده است که جهان بايد ازخود واکنش نشان دهد. او گفته است که دولت ترکيه نبايد فقط به اعتراض زبانی دلخوش کند.



امروز همچنين عبدالله گل رئيس جمهوری ترکيه نيز اظهار داشت که ما هرگز اين حادثه را فراموش نخواهيم کرد. او اضافه کرد که روابط ميان ترکيه و اسرائيل هيچگاه ديگر مانند گذشته نخواهد بود.



از سوی ديگر امروز جرج ميچل نماينده آمريکا برای مذاکرات صلح ، پس از ديدار شب گذشت اش با محمود عباس ، تاکيد کرد که حادثه آبهای غزه نبايد پيشرفت های محدود ولی واقعی بدست آمده در مذاکرات غير مستقيم صلح را به مخاطره اندازد




13 خرداد 1389    21:04
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :ديدار با موسوی عبور از خط قرمزهاست

ادوار نيوز:مقامات امنيتی تبريز با احضار آقای حسن ارک از فعالان سياسی تبريز نسبت

به ملاقات وی با مهندس مير حسين موسوی هشدار داده و اين عمل را عبور از

خط قرمز و دارای تبعات سنگين عنوان کرده اند.

لازم به ذکر است که آقای ارک اخيرا عليرغم ممانعتهای ارگانهای امنيتی به

دبدار مهندس موسوی رفته و شرايط ، فضای سياسی و مطالبات منطقه ای موجود

را با ايشان در ميان گداشته است.



حسن ارک از نويسندگان نشريه توقيف شده " شمس تبريز " و از اعضای ستادهای

انتخاباتی مهندس موسوی در تيريز بود.


13 خرداد 1389    21:52
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :داستان اين لايحه پر سر و صدا!

خبرآن لاين: لايحه حمايت از خانواده، طولانی ترين لايحه وارد شده به مجلس شورای اسلامی است،. لايحه ای که بعد از آنکه سه سال پيش از سوی دولت به مجلس ارائه شد ودرست يا نادرست سروصداهايی به راه انداخت، و البته مقداری هم تغيير کرد ولی به هرحال هنوز از صحن مجلس خارج نشده و به دست شورای نگهبان نرسيده است.



حدود سه سال از تنظيم اين لايحه از سوی قوه‌قضائيه مي‌گذرد ولی به خاطر تغييراتی که در آن داده شد همچنان حرف و حديث‌ها در مورد آن باقی است. دولت مواد ۲۳ و ۲۵ را به اين لايحه اضافه کرد که بر طبق آن‌ها به ترتيب شرط رضايت زن اول مردان برای ازدواج مجدد حذف و برای مهريه‌های سنگين ماليات در نظر گرفته مي‌شد. اضافه کردن همين دوماده به لايحه کافی بود تا موج اعتراضی از سوی فعالان حقوق زنان و حقوقدانان به راه بيفتد و تعداد زيادی از آن‌ها را برای صحبت با نمايندگان موافق اين مواد روانه مجلس کند ،جلسه ای که فرهاد تجری در آن به تمامی سئوال ها و اعترضات پاسخ گفت.



حذف می شود، اضافه می شود



ماده ۲۳ لايحه حمايت از خانواده يا ماده پر سر و صدا اين لايحه ازدواج مجدد مردان را منوط به داشتن تمکن مالی و بدون رضايت همسر اول کرده بود. هم‌چنين طبق ماده ۲۵ اين لايحه از مهريه‌های نامتعارف، در هنگام ثبت عقد ماليات گرفته مي‌شود هرچند در اين ماده توضيحی در مورد نامتعارف داده نشده بود.



اين موارد اعتراض کارشناسان را بر انگيخت وسخنگوی قوه‌قضائيه از مجلس خواست که ماده ۲۳ و ۲۵ اين لايحه را حذف کنند؛ و دست آخر از سوی مجلس حذف شد.



با اين وجود چندی پيش مخبر کميسيون قضايی و حقوقی مجلس اعلام کرد که کميته ويژه حقوقی در راستای تحکيم بنيان خانواده با انجام کار کارشناسي، اصلاحات بسيار اساسی در لايحه‌ای که دولت ارائه کرده بود ايجاد کرده است و قرار است شرايط ازدواج مجدد را برای مردان سخت شود در جديدترين خبری که ازسوی اعضای کميسيون قضايی اعلام شده است، ده شرط برای ازدواج مجدد مردان در ماده ۲۳ اين لايحه در نظر گرفته شده است. رضايت همسر اول، عدم قدرت همسر اول به ايفای وظايف زناشويي، عدم تمکين زن از شوهر مطابق با حکم دادگاه، ابتلای زن به جنون يا امراض صعب‌العلاج، ۴ مورد از ۱۰ موردی است که مرد اجازه‌ ازدواج مجدد دارد. محکوميت قطعی زن در جرايم عمدی به مجازات يک سال زندان يا جزای نقدی که بر اثر عجز از پرداخت منجر به يک سال بازداشت شود از ديگر موارد تصويبی ماده ۲۳ لايحه حمايت از خانواده است.



در اين لايحه همچنين ازدواج موقت الزام ثبت شده بود شايد به همين دليل طی چندماه اخير، مسئولان مختلفی در حمايت از گسترش ازدواج موقت در جامعه سخن گفتند. پس از آنکه علی مطهري، نماينده اصولگرای منتقد دولت در برنامه ای تلويزيونی اعلام کرد که بايد زمينه ازدواج موقت برای دختران دبيرستانی مهيا شود، سردار احمدی مقدم رسما اعلام کرد که ازدواج موقت را بايد به رسميت شناخت و آنقدر که اين نوع ازدواج در ميان مردم قبح دارد روابط نا مشروع ندارد.



بررسی ها تمام می شود، نمی شود



با وجود آنکه اعضای کميسيون قضايی مجلس خبر از اتمام بررسی آن در اين کميسيون می دهند، چند هفته پيش سليمان جعفرزاده، رئيس کميسيون اجتماعی مجلس، بعد از حدود سه سال که اين لايحه در کمييسون قضايی مجلس در حال بررسی است، اعلام کرد که اين لايحه را مسکوت می گذارد. سليمان جعفرزاده معتقد است که: «سپردن لايحه حمايت از خانواده به کميسيون حقوقی و قضايی کار درستی نبوده است و اين عجيب است که کميسيون اجتماعی به عنوان کميسيون فرعی لايحه حمايت از خانواده در نظر گرفته شده است.»



اين درحالی بود که 24 ساعت قبل کميسيون حقوقی و قضايی از پايان کار بررسی لايحه خبر داده بود.



اگر چه که تا چند وقت خبری از چگونگی بررسی لايحه حمايت از خانواده و تغييرات احتمالی نبود تا اينکه فرهاد تجري، در ميان خبرنگاران حاضر شد و با اشاره به اين که بررسی لايحه به زودی تمام خواهد شد در پاسخ به اين سوال که آيا نامه رئيس کميسيون اجتماعی در رابطه با مسکوت نگه داشتن لايحه حمايت از خانواده به کميسيون حقوقی و قضايی رسيده است و آيا امکان مسکوت شدن لايحه تا زمان تشکيل کميسيون مشترک برای بررسی دقيق تر وجود دارد يا خير؟ گفت: «تقاضای کميسيون اجتماعی مبنی بر مسکوت ماندن لايحه به دست ما رسيده است اما دليلی برای عدم بررسی لايحه حمايت از خانواده وجود ندارد.»




13 خرداد 1389    21:50
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :نامه آرش رحمانی پور زندانی اعدام شده به همراه وصيتنامه اش

هرانا : آرش رحمانی پور زندانی سياسی است که در بهمن ماه سال گذشته و در سن 18 سالگی به اتهام عضويت در انجمن پادشاهی در زندان اوين اعدام شد. نامبرده در طول بازداشت خود در بند 209 زندان اوين اقدام به نوشتن دلنوشته ای نموده است. وی همچنين در آخرين لحظات حيات خود وصيتنامه ای نگاشته است که متن آن را در پايان نامه می توانيد مشاهده نمائيد.







متن نامه ی آرش رحمانی پور که در اختيار خبرگزاری هرانا قرار گرفته است به شرح زير است:



به نام خداوند جان و خرد، کزين برتر انديشه برنگذرد



نمی دونم کی بود که فهميدم وظيفه ای دارم و نسبت به اون خاکی که روش قدم می زارم مسئولم؛ فقط می دونم حالا که اسم اين خاک و اين سرزمين رو می شنوم غم عجيبی که پر از غروره تمام وجودم رو فرا ميگيره. غرور رو بيشترمون داريم اما غم برای اينه که حتی ذره ای از وظايفم رو نسبت به کشورم انجام ندادم.



نمی دونم چرا بايد اين جای تاريخ ايستاده باشم، نمی دونم اين خاک تاکی نبايد روی آسايش ببينه!!!



به بالای اين ساليان دراز به ايران نيامد بجز سوز و ساز



ز دشمن بجز آتش و خون نبود بجزغرش ديو مجنون نبود



بسوزاند دشمن کتاب مرا همه رامش و خُر و خواب مرا



اين خاک ماست، همه ی زندگی ماست همه هويت ماست. آرزوم اينه که همه بدونند در مقابل اين خاک وظيفه ای دارند.



اما از حق نگذريم. بد جوری اشتباه کردم شايد همين علاقه بيش از حد جلوی جشمام رو گرفت و باعث شد مسير درست انجام وظيفه رونبينم ولی مطمئن هستم اگه عمری باشه پيداش ميکنم، بقول اون قديس مسيحی: برای هر بنده ای يه چوپان و يک مسير هست تا به چراگاه حقيقت برسه. اين هم مسير منه که داخلش هستم. درسته که سخته و مشکل درسته که تنهام و يه خرده خسته اما من همه اين سختی ها رو برای رسيدن به اون حقيقت طلائی به جون می خرم چون بايد وظيفه ام رو انجام بدم.



چو فردا نيايد بلند افتاب من و گرز و ميدان و افراسياب



حکايت من حکايت عجيبه که هنوز خودم درکش نکردم شايد توی چند بيت شعر بشه خلاصش کرد.



زان يار دلنوازم شکريست ما شکايت گرنکته دان عشقی بشنو تو اين حکايت



تصميم گرفتم حرفهام رو بيشتر با خدای خودم بزنم فکر می کنم فقط اونه که حرف دلم رو ميفهمه درسته که همه سختيهای اين مسير رو بايد به جون بخرم اما بعضی گله ها رو بايد به خود خودش گفت البته شايد يکی هم اين نوشته ها رو خوند و فهميد درد ما چيه.



بی مزد بود منت هر خدمتی که کردم يارب مباد کس را مخدوم بی عنايت



من برای عشق به کشورم تلاشی که از دستم بر مياد انجام می دم ولی گله ی من اينجاست که آيا مزد اين عشق، گمراهی بود. من به اميد کسی يا چيزی فعاليت نمی کردم اما از خدای خودم توقع داشتم کمکم کنه. اما شايد کرده باشد و من نديده باشم.



رندان تشنه لب را آبی نمی هد کس گويی ولی شناسان رفتند ازين ولايت



ما کجا و عشق کجا من فقط لاف عشق می زنم ولی دلم بدجوری ميگيره وقتی بين اين مردم حتی لاف هم خريداری نداره، دلم بد جوری از درد بی عشقی ميگيره.



در زلف چون کمندش ای دل مپيچ کانجا سرها بريده بينی بی جرم و بی جنايت



دلم ميگيره وقتی ميبينم توی اين ديار، عاشقی جرمه، جرمی که مجرمش بی گناه بالای دار ميره !!!



در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود از گوشه ای برون آی ای کوکب هدايت



راهم رو گم کردم نه همراهی دارم نه تجربه ای. اما پرم از عطش رسيدن، پر از اميد، پر از اعتقاد به هدف . گله ام اينه که چرا راهنماييم نمی کنی خدايا؛ شايد ميکنی و باز من نمی بينم.



هرچند بردی آبم روی از درت نتابم جور از حبيب خوشتر کز مدعی رعايت



خيلی چيزها از دست دادم و باز هم خواهم داد ولی يه چيز بزرگتری رسيدم و اون اطمينان به هدفم بود با اين حال می دونم اين مدعی عاشقی هيچ کاری برای کشورش نکرده.



به کوی ميکده گريان و سر افکنده روم چرا که شرم همی ايدم زحاصل خويش



هر روز جوونهای اين خاک روی زمين ميوفتند و غرب و شرق بايد دلشون برای اونها بسوزه نمی دونم چند ندا و ترانه بايد کشته تا ... ولی اميد دارم به جمله ی سروش که گفت: مرگ ترانه موسوي، ترانه مرگ نظام بود.



رقيب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت مگر آه سحر خيزان سوی گردون نخواهد شد



از هرچه بگذريم سخن دوست خوشتر است



خيلی حرفها دارم که با شما عزيزا بزنم، چی شد، چی به من گذشت، اظهارات من معلول چه عللی بود چيزهايی که توقع نداشتم ديدم و شنيدم و هزار چيز ديگه که شايد باور نکنيد چون هنوز خودم هم باور نکردم ولی با اين همه



نشد ابر و خم از سنگينی بار قفس مارا که اين سنگين سبکتر باشد از بال مگس مارا



اول از همه يه دنيا شرمندگی دارم برای همتون نيلوفر، جمال، سارا، پيام، خاله ی عزيز و عمه ی عزيز، سحر، بهاره و ... اميدوارم منو ببخشيد به خاطر دلتنگی ها و لحظه هايی که پر از غم و دلهره شديد البته بين خودمون بمونه من همچين آدم دلچسبی هم نيستم ولی خوب خاطرات تلخ و شيرين زيادی با هم داشتيم حالا هم هر موقع دلم تنگ ميشه سعی می کنم خوابتون رو ببينم.



از همه بيشتر نگران اين هستم که عزيز هايی که به خاطر من روز هاشون رو از دست دادند من رو نبخشند می دونم خيلی سخت بود اما وجود شما توی اين چهار ديواريها هزار بار روزگار من رو سختر می کرد. راستی زمزمه ی ناراحتی ها رو توی بازجويی ها و بعد از آزاديتون شنيدم ولی بسيار از کسان از من نزد شما بدگوئی کردند و هيچ از انچه گفته اند راست نبود است. و اين کسان می توانند بد را خوب و زشت را زيبا جلوه دهند. از کسايی که اين بهتانها را باور و گسترانده اند بيشتر باک دارم زيراکه هر کس سخن ايشان را بشنود چنين می پندارد که کسی به اين کارها و جستجو ها روزگار می گذرانند خداوندان را باور ندارد. اينان هم پنهانند و هم آشکار اما من نميتوانم آنان را نزد شما حاضر و سخنهايشان را رد کنم و بايد برای دفاع خود باسايه و شيح در آويزم و بدون انکه حريف ظاهر شود به مدافعه و معارضه پردازم. پس ای گراميان، اين نکته را درست بدانيد که من با دو دسته از مدعيان طرف هستم: يکی آنان که از ديرگاه از من {...} کرده اند و ديگر آنان که اخيرا من را به محاکمه کشيده اند و تصديق کنيد که در آغاز بايد پاسخ مدعيان پيشين را بدهم زيرا که شما هم اول دعاوی انان را شنيده ايد و تاثير سخنان ايشان در ذهن شما بيش از ديگران بوده است. ای گراميان من برای دفاع خود بايد کوشش کنم که در زمانی بسيار اندک بهتانهايی که از مدتی دراز در اذهان شما ريشه دوانده از خاطر شما دور سازم و البته آرزومندم که کوشش من در صورتی که به حال شما و خودم نافع باشد نتيجه بدهد و بی گناهی من روشن گردد ولی در اين باب به اشتباه نيستم و می دانم چه کاردشواری در پيش دارم و به هر حال کار خود را به خدا واميگذارم چون مرد تسليم بی دفاع به اين موج مهاجم نيستم بر حسب تکليف به مدافعه می پردازم با ان که ميدانم اين موج مرا با خود خواهد برد.



پس برگرديم به مبدا اين بهتان و سخنانی که ايم همه در مورد من گفته شده و "مدعی" آن را برای جلب من به محاکمه، دست آويز نموده است .



مدعيان پيشين چه می گفتند؟ هرگاه دعاوی ايشان را به صورت ادعانامه در بياوريم اين گونه می شود : آرش گناهکار است بنابر کنجکاوی فضولانه ی {...} خود می خواهد اوضاع آسمان و زمين را دريابد. روش گمراهی پيش گرفته و ديگران را به پيروی آن وا می دارد و به ايشان می آموزد. اين است ادعای مدعيان و شما خود در تئاتر سبز آرش را ديديد که مدعی پرواز در هوا و دعاوی پوچ از همين فقرات بود. البته اين بدان معنا نيست که من خود را کنار کشيده ام نکند که مدعی اين راهم بر من گناه تازه گيرد. می گويند تو آموزگاری می کنی و مزد ميگيري، اين دروغيست بس بزرگ من چنين هندی را به درهم و دينار نمی فروشم و اساسا در اين روزگار کسی را نمی شناسم که لياقت اين مهم را دارا باشد. اما آيا اين مدعيان نيستند که اين همه را در خود می بيند و جوانان را شهر به شهر می فريبند تا به ايشان بپيوندند و به اصل و ريشه ی خود پشت کنند. ای گراميان اگر من چنين هنری داشتم بسی سرافراز بودم ولی افسوس که ندارم. اکنون شايد بپرسيد که ای آرش پس تو چه می کنی ونسبت ها که به تو می دهند و شايع است از چه روست ؟ زيرا گر همواره مانند همشهريان ديگر بودی هر آينه اين چنين سر زبان ها نبودی و آوازه نداشتی.



اين سخن به جاست پس می کوشم که آشکارش کنم پس گوش دل و خود فرا دهيد. ای گراميان اقرار ميکنم که دانشی دارم که موجب شهرتم شده اما نپنداريد که دانشی فراتر از بشر باشد که بالعکس همه بايد آن را دارا شوند ولی مدعيان، داعيه دار دانشی هستند فراتر از بشر که من ان را دروغ پنداشتم و اين مهم آهنگ بهتان شد. و آن دانش را بخوبی می دانم که پروردگار مرا برای هدفی آفريد و ان چيزی نبود جز ساختن وطن، ساختن ابران بر پايه ی نيک پندار و نيک گفتارو نيک کردار. ديری در اين انديشه بودم و سرانجام بر سر آزمايش امدم و نزد يکی از بزرگان شنيدم که "به عمل کار برآيد".



و چون اين مسئله بر من آشکار گرديد کوشيدم پندار را به کردار آورم و اين کار سبب شد مدعيان از من بيزار شوند. ای گراميان شرم دارم واقع امر را بگويم ليکن ناچارم و می گويم که بيشتر اين مردمان بی دانشند و اگر بدانند هم، خود را به سفاهت ميزنند. کلمات شيرين از زبان جاری می سازند ولی خود نمی فهمند که چه می گويند و فهميدم که سبب سرايش و گويش زيبايشان عجيب اهداف پوچ و ماديست. ای گراميان بدانيد که همه ی اين دشمنيهای خطرناک و بهتانهای ناروا که متوجه من نمودند سببش همين جستجو و تفتيش و دانشی است که گفتم. چون اين مهم را دريافتم، برای مزيد پيروي، فرمان خداوند هم رنگ خود را طلب کردم و چون از همشهريان نوميد گشتم رو به بيگانه نهادم ولی آن کسان هم، کسان من نبودند. اين وظيفه چنان مرا گرفتار ساخت که خود را فراموش کرده و چون در اين عبادت خدا فرو رفتم روزگارم به سختی گراييد و به اينجا رسيدم. حال به مدعيان امروز بپردازم و دعاوی را به ادعا در آوريم ميگويند آرش گناهکار است چون جوانی فاسد است و به خداوندان اين کشور اعتقاد ندارد و خداوندان نو بجای آن ميگذارد و اينک دعاوی را يک به يک در نظر بگيريم: من جوانی فاسدم چون گناهانی دارم. ای گراميان من می گويم گناهکار مدعی است که امور جدی را سرسری می گيرد و بدون وجدان تاريخ مارا به زير سوال می برد و چنان می نمايد که به بعضی امور اعتنای تام دارد در صورتی هرگز عنايتی به آن نداشته، می پندارد با ماست اما با بيگانه دشمني؛ دوستی می کند. ميپندارد از ماست اما به تاريخ من ريشخند می زند. ايا اين ريشخند گناه نيست که در خور سزا باشد.



شايد کسی بگويد ای آرش آيا شرمگين نيستی که در دنيا چنان زندگی کردی که جان خود را به خطر انداختي؟ در جواب به معترض خواهم گفت اشتباه در اين است که انديشه مرگ و زندگی نزد تو اهميت دارد ولی چنين نيست و تنها چيزی که شخص بايد نگران آن باشد اين است که آنچه ميکند درست است يا نا درست و حقيقت است يا باطل و ارزش است يا ... و گرنه تمام دلاورانی که در عرصه دفاع از اين مرز جنگيدند از سفيهان بوده اند. ای گراميان اين اصلی مسلم است در نزد من که اگر کسی به حقيقتی شريف دست يابدکه در آن پايمرد باشد. نه از مرگ بانديشد و نه از خطر هراسد و شرافت را فدای سلامت نکند که اگر من جز اين می کردم گناهکار بودم و خواه به هر شکلی که به حقيقتی برسم هرگز روش خود را تغيير نخواهم داد اگر چه هزار بار به عرصه ی هلاک در آيم. پس ای قضات ظلم، از مرگ من اميدوار و هراسناک باشيد که پس از اين خداوند هيچ گاه رحمت را بر طالب حق قطع نمی کند.



آنچه اکنون برای من پيش آمده از تصادف و اتفاق نيست و يقين دارم خير من در اين است که حتی ديگر زنده نمانم و از همه انديشه های دنيا آسوده شوم. با آنکه ميدانم مدعی هدف خير نداشت و قصد آزارم داشت از آن گله مند نيستم چون در مقام گله نيست. اما از شما گراميان درخواست دارم: "ايران را فراموش نکنيد و آن را افضل بدانيد بر نفع خود."



نمی دانم اينک شايد و شايد وقت آن رسيده که از يکديگر جدا شويم من آهنگ مردن کنم و شما در فکر زندگی باشيد اما کدام يک بهره مند تريم جز خداوند هيچ کس آگاه نيست.



اگر اين آخرين تير من برای دفاع از ايران است بدانيد که آرش جان خود درتير کرد و آن را خواهدش افکند.




13 خرداد 1389    21:45
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
19:12 16 خرداد 1389
حیف تو آرش که رفتی و ماتمی که بر دل نشاندی


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :کروبی:جمهوريت را به نام اسلاميت به شدت تضعيف يا تخريب کرده اند

سحام نيوز :متن بيانات مهدی کروبی به شرح زير می باشد



بسم الله الرحمن الرحيم

در آستانه سالگرد وفات حضرت امام هستيم.

طبق معمول و متداول همه ساله مصاحبه می کرديم، صحبت می کرديم، جلسات شرکت می کرديم گاهی هم سفر شهرستان می رفتيم و انجام وظيفه می نموديم. متاسفانه امسال تبعات انتخابات و تقلب بی سابقه سال گذشته در انتخابات رياست جمهوری که حوادث و پيامدهای تلخی هم در اين يک سال برای کشور داشت. احساس من و احساس همه اين است که عوارض و آثارش سالگرد امام (ره) را هم در بر گرفته و همانند سال های گذشته بدان صورت برگزار نمی شود. البته شکوه و جلال حضور مردم قطعاً در روز ۱۴ خرداد بسيار عظيم و مهم است و حتماً در مناطقی هم چه بسا خودشان و يا بزرگانشان در منطقه انجام بدهند، اما حوادث انتخابات در سالگرد رحلت امام نيز اثر گذاشته است. مثلاً هر ساله سه شب برنامه بود، شب ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ خرداد و همچنين روز ۱۴ و ۱۵ خرداد به مناسبت سالگرد خرداد سال ۴۲٫ لکن امسال تنها روز ۱۴ برنامه دارند، آن هم با برگزاری يک نماز جمعه که هر هفته برگزار می شود.

يا اينکه امسال شاهد هستيم نيروهای نظامی بيشتر مصاحبه دارند و نيروهای بسيج و سپاه بيشتر حالت متولی بودن قضيه را دارند اگرچه ستاد و مسئولين محترم آنجا مسئول عملی و کاری هستند و همه چی بر دوش آنها است، لکن مصاحبه می کنند و حتی گاهی هم برای نوه امام تعيين تکليف می کنند که ايشان هم خير مقدم بگويند ! خوب ايشان صحبت می کنند و تکليف خودشان را می دانند که چه کار بايد بکنند. به هر جهت امسال بدين شکل شده است که برای من فرصت مصاحبه ای نيست يا می ترسند مصاحبه کنند يا منعکس نمی کنند و يا دستور رسمی است که مطالبی از فلانی ننويسيد، بنابراين ما هم مانده بوديم که چه کار کنيم و به چه نحوی انجام وظيفه کنيم که به نظرمان آمد که يک چنين برنامه ای را ترتيب بدهيم و يک بحثی در مورد امام داشته باشيم.

منتهی من فکر کردم که در مورد امام می خواهم صحبت کنم آن هم شرايط امسال راجع به ايستادگی و مقاومت امام، راجع به قاطعيت ايشان، راجع به زهد و دور انديشی امام، راجع به تصميم گيری هايی که در دوران مبارزه داشت که بن بست را می شکافت. اينها بحث طولانی و مفصلی است که گفته شده و بايد برای آيندگان هم گفته شود. ولی من در اين فکر بودم که امسال راجع به وضع فعلی خودمان و وضعی که الان در کشور بوجود آمده صحبت کنم.

عده ای طوری حرف می زنند که که گويا امام مختص آنهاست و همان ها تابع امام و پيرو خط امام هستند و ديگران از مسير و راه امام جدا شدند. يعنی هرکس به تقلب در انتخابات اعتراض دارد متهم به عامل موساد و سازمان سيا می کنند و هر گونه تهمت و افترايی به اين افراد می زنند، چرا که اينها افرادی هستند که آمدند اعتراض کردند به انتخابات، يا اصلاً بحث انتخابات نيست و انتخابات بهانه است آنها دگرگون شده اند و يا اصلاً آنها از اول منافق بودند و يا اينکه اگر آدمهای درستی هم بودند سوابقشان از دست رفت و در اين امتحان نتوانسته اند سربلند بيرون بيايند. آنها فعال و همه بوق ها هم دست آنهاست و اين اتهام ها و شعارهای تخريبی را مدام و مستمر تکرار می کنند.



ماهم صبر و حوصله کرديم و گاهی هم جواب داديم اما امروز فکر کردم به مناسبت سالگرد امام چند مطلب تازه و جديد بگويم. اينکه آقايان می گويند اينها از راه امام منحرف شده اند، ما می گوييم نخير ما از راه امام منحرف نشده ايم و به خاطر راهمان و به خاطر آرمان های امام و مبارزات ملت هم داريم تلاش می کنيم و شما که اشکالی داريد بيائيد باهم مناظره کنيم ، هر کسی را که خواستيد تعيين کنيد و بگوييد که از طرف حکومت هست و حاکميت قبولش دارد و می نشينيم در مقابل مردم و مناظره می کنيم و ملت عزيزمان هم داوری می کنند، که حتی حاضر نشدند و حاضر نمی شوند چون خودشان می دانند که چطور دارند ريشه های انقلاب را می سوزانند و چگونه آرمان های امام را زير پا گذاشته و انحراف از طرف ديدگاه خودشان در انقلاب بوجود آورده اند و انديشه های خود را بر انديشه های امام تحميل می کنند. حالا من برای

اينکه مطلب روشن شود ناگزيرم به نحو کلی چند موضوع و مهم و اساسی که از آرمان های امام بوده و از مبانی امام بوده از محکمات انقلاب اسلامی است و حتماً بايد اجرا و عمل شود که آنها مخدوشش کردند را به عنوان نمونه ذکر بکنم تا جايی که معلوم شود چه کسی از انقلاب و خط امام منحرف شده است ؟ و چه کسی شيرينی حکومت و طعم زيبای قدرت او را وادار کرده تا بيايد آرمان های امام را به فراموشی بسپارد ؟!



نکته اول:



امام گفت ”جمهوری اسلامي“ در جمهوريت فرمود: ميزان رأی ملت است و همه ارکان جمهوری اسلامی بايد رای مردم باشد، چه مستقيم و چه غير مستقيم. هيات دولت، رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شورای اسلامی و خبرگان، رهبری و همه بايد با رأی مردم باشد حالا بعضی ها مستقيم و بعضی از آنها غير مستقيم هستند و ميزان همه رأی مردم است.

بنده عرض می کنم پس از رحلت امام در مجلس سوم که يک سال از عمر مجلس گذشته بود انحراف در رأی گيری و انتخابات ها شروع شد و به بهانه نظارت استصوابی در همان مجلس سوم يعنی پايان مجلس سوم، اوايل سال ۷۱ بيش از ۴۰ نفر که ۱۲ سال و ۸ سال و ۴ سال در مجلس بودند را رد کردند و عده ی ديگر را هم در بيرون از مجلس رد کردند و تلاش می کردند مجلسی را که می خواستند بوجود بياورند، يعنی مجلسی که در اول وقتی بوجود آمد از همه ی گروه ها و از همه ی انديشه ها در آن مجلس حضور داشتند، مجلسی که دو تا رئيس جمهور به نظام داد، وقتی حوادثی رخ داد نخست وزير به نظام داد، وقتی آن شهادت ها به آن صورت پيش آمد دو تا وزير آموزش و پرورش، دو تا وزير فرهنگ و ارشاد وزير کشور و وزير کار و بازرگانی به نظام داد و آن مجلس تبديل شده به مجلسی که الان شاهدش هستيم دو فوريت می دهند برای سرعت اعدام، ضمن احترام به نمايندگان ملت ولی بايد بدانيم در چه تنگناها و در چه شرايطی اين مجلس بوجود آمد، بنابراين من عرض می کنم که اولين کاری که برای انتخابات شد يک فيلتری برای رأی مردم بوجود آمد و يک استصوابی شکل گرفت آن هم شورای نگهبان که اول بايد آنها تأييد کنند و تا آنها تأييد نکنند نتيجه ای ندارد، آن هم در اندک بهانه ای و يا جناح بندی هايی که وجود داشته خيلی از چهره هايی که ۲۰ سال در مجلس بودند را رد کردند و خيلی از افرادی که ارزشمند بودند را حذف کردند و کنار گذاشتند.

يا اينکه سال ۶۹ يک سال بعد از رحلت امام در مجلس خبرگان که دور دوم آن می خواست شروع شود باز همان کردند که صلاحيت از حوزه های علميه و علما گرفتند و دادند به شورای نگهبان که منصوب رهبری هستند. جمعيتی که می خواهند بيايند برای انتخاب رهبری و ناظر رهبري، برای اينکه اگر رهبری توان آن کار را نداشت به صراحت قانون اساسی که اگر از روز اول انتخاب اشتباهی بوده تازه آنها بايد منصوب رهبری را تأييد کنند و لذا هم در همان مجلس در انتخابات دور دوم اعضای مظلوم و فداکاری را همانند مرحوم آيت الله احسانبخش گيلان و آقای جمی را حذفشان کردند و عده ای ديگر را هم راه ندادند.



ببينيد اولين قضيه ای که رخ داد، در انتخابات هر وقت خواستند تأييد کردند و هر وقت خواستند رد کردند، من فراموش نمی کنم که آقای عباسی فرد رفت يک امتحان داد و قبول شد و رفت يکی از استان ها داوطلب شد رأی نياورد برگشت بعد معاون قوه قضاييه شد. خوب طبعاً نام و نشان و مسئوليتش بيشتر شد، خواست از تهران داوطلب شود، شبی من قم بودم ديدم آنجا می گويند که دعوت کردند برای امتحان با اين که دو سال پيش امتحان داده بود من متوجه شدم که قضيه چی هست در گوش کسی گفتم که پس فاتحه آن خوانده و پرونده اش بسته شده، گفت چطور، گفتم که کسی که دو سال پيش امتحان داد و قبول هم شده دوباره امتحان برای چي؟ همان هم شد و ردش کردند، مجدداً گفتند امتحان، اين بار قبول نشد و ماجرای انتخابات دور سوم بود که برای خوزستان هم رفت امتحان داد و شرکت کرد و رأی آورد. مجدداً در همين انتخابات دو يا سه سال

پيش مجدداً رد کردند. يعنی انتخابات مردم را اول شورای نگهبان بايد تأييد کند، اين نکته اول که يکی از سيره های امام که اين قدر بر رأی مردم و انتخابات تکيه می کرد و می گفت بايد انتخابات باشد.



جمهوريت را به نام اسلاميت به شدت تضعيف يا تخريب کرده اند و من صريحاً بگويم ما الان خيلی جدی نگران اسلاميت نظام هستيم.



نکته ديگر:



امام شمول و تعادل بين جناح ها بوجود می آورد، امام مراقب بود که جناح هايی که در درون نظام هستند را حفظ کند و هشدار بدهد و هم گوششان را بگيرد و هم حمايت می کرد. لذا قضايای مختلفی پيش می آمد که انجام می داد.



به عنوان نمونه می گويم که مثلاً در روحانيت جلسه داشتيم برای انتخابات دوم مرحوم آقای فخرالدين حجازی را نگذاشته بودند در ليست آن وقت مجمع هم انشعاب نکرده بود. امام پيام دادند که چرا آقای فخرالدين حجازی که نفر اول تهران بود اين همه جبهه می رود و سخنرانی می کند برای چی حذفش کرديد ؟ يا من در همين جلسات بودم که بنا بود خبرگان اول انجام شود من ديدم تلفن شد به يکی از اعضايی که آنجا بودند از دفتر امام راجع به خبرگان رهبری و آنها مرحوم آقای يثربی را حذف کرده بودند و حالا من نمی خواهم بگويم که به چه خاطر آيت الله يثربی حذف شده بود که امام فرمودند که ايشان را بگذاريد، چرا حذف کرده ايد؟

يا در انتخابات مجلس سوم که آقا شيخ محمد يزدی رأی نياورد امام فوراً ايشان را عضو شورای نگهبان کرد يا اينکه آقای آيت الله طبسی در مشهد بود و مسجد گوهر شاد و تشکيلات آن جدای از حرم بود. يک جلسه دوستان ما گذاشته بودند افرادی می رفتند آنجا سخنرانی می کردند و بعد از آنها با آقای طبسی ميانه خوبی نداشتند که حاج سيد احمد آقا به دستور امام تلفن کرد که آقای طبسی نماينده امام است و مسئول توليت آنجاست، طوری که شما می رويد آنجا و برخوردهايی می کنيد به مصلحت نيست، يعنی ايشان تعادل را بوجود می آورد چه از اين طرف و چه از آن طرف، حالا داستان مفصل است که من همين قدر اشاره کردم. حالا اين قضيه وجود ندارد و لذا يک طرفه شد. الان شاهد اين اوضاع هستيم که مسير چگونه و با چه مشکلاتی طی می شود و مجلسی که با اين شرايط و تحميل ها شکل گرفت و چندين هزار نفر را که رد کردند در حالی که می

بينيم دولت و مجلس چه اختلاف هايی دارند، مجلسی که حتی قدرت اين را که به وظايف خود عمل کند را ندارد.



ماجرای مرجعيت هم مهم است که برايتان بگويم.



سرمايه مهم شيعه در دوران غيبت مرجع تفليد است و مراجع تقليد استوانه و حريمی بودند و همچنين پناهگاهی بودند برای اسلام و تشيع در فراز و نشيب های سخت و دشوار.



من اشاره ای می کنم به ماجرای ميرزای شيرازی و فتوای او در رابطه با قضيه تنباکو، ماجرای آيت الله حاج آقا کاظم يزدی در رابطه با ماجرای ليبی و ايتاليا و اشغال آنجا و يا ماجرايی که انگليسی ها پيغام دادند که ما در

عراق هستيم و به نجف حمله می شود بهتر است در خانه نباشيد و با خانواده از شهر برويد بيرون، مرحوم آقای حاج کاظم فرمودند که ساکنان نجف همه خانواده من هستند من زن و بچه ام را بردارم ببرم به کجا؟ يا ماجرای جنگی که در عراق با انگليسی ها بود و خود علما جبهه رفتند و شهيد دادند و يا خلاصه در ماجرای مشروطه به هر جهت حوادثی که پيش آمد مرجعيت شيعه بسيار جايگاه خاص و ممتازی داشت و بالاتر از همه اينها اصلاً داستان خود امام يعنی امام قطعاً پيروزيش و اينکه توانست بر نظام ستمشاهی غالب شود جايگاه مرجعيتش بود.

امام مرجع بزرگی بود، امام شاگردان فراوانی تربيت کرده بود، امام امامی بود که آقايی به نام سرهنگ قلقصه سال ۳۵،۳۶ ساواک را در قم تأسيس کرد و در زمان زمامداری مرحوم آيت الله العظمی بروجردی که با آن عظمت و با آن سن و سال گزارشهائی از حوزه و مرجعيت و شيوه آن تهيه می کرد و می فرستاد برای ساواک که اسناد آن موجود است و کسی را که انتخاب کردند برای ساواک قم معلوم است که بايد چگونه فردی باشد، جه خصوصياتی داشته باشد، در صف اول نماز بود، کفشهايش را پشت خوابيده می پوشيد گاهی هم کلاه نخی به سر می گذاشت. خيلی حالت مردمی بود و با همه قاطی می شد، گزارش می کند به ساواک مرکز که آنجا علمايی که در قم هستند آقای حاج روح الله خمينی بيش از همه شاگرد دارد و بيش از ۵۰۰، ۶۰۰ نفر هستند که در کلاس ايشان شرکت می کنند، آن زمان اگر کسی ۵۰ يا ۱۰۰ نفر شاگرد برای درس خارج داشت خيلی بود و معمولاً ۱۰ يا ۲۰ يا ۳۰ نفر بودند. گزراش می کند که درس اين چنينی دارد و تلاش هم می کردند که مرجعيت امام را از ايشان بگيرند و حتی در بازجويی ها سوال می کردند که شما مقلد چه کسی هستي؟ می خواستند بگويند که امام مرجع نيست، مثل ساير علمايی هستند که مبارزه کردند مثل مرحوم آيت الله کاشانی و ديگران اما جايگاه مرجعيت امام باعث شد که دشمن نتواند کار خودش را انجام دهد و توطئه ای شود و از طرفی هم آن صلابت و قاطعيتی که داشت توانست پيروز شود.

مرجعيتی که امام اين قدر اهميت می داد به هر حال حادثه ای تلخ هم رخ داد و آن هم بحث جدايی است که متاسفانه ديگران هم به هرجهت شيطنت کردند که دور ايشان حلقه زده بودند، امام خيلی توجه داشت که مرجعيت محفوظ بماند و به جايگاه مرجعيت آسيب نرسد، حتی در آن زمان هم گفت ما نمی خواستيم چنين چيزی شود اما شد چون تذکراتی دادم که اين حوادث برايش رخ ندهد.

خوب امام يک چنين جايگاهی برای مرجعيت قائل بود تا حدی برای مرجعيت احترام قائل بود که من خودم يک وقت در نماز جمعه تهران قبل از خطبه صحبت می کردم، پرخاش کردم به يکی از مراجع که واقعيت اين است که فرح رفته بود ديدن آن مرجع و معروف بود که انگشتری برای شاه داده آن هم وقتی رفته که اوضاع درگيری در ايران هست، من در حين صحبتهايم که يادم نمی آيد به چه مناسبتی بود که گفتم آن مرجعی که انگشتر برای شاه می فرستد،(بدون اينکه اسمی ببرم) فوراً امام که صحبت ها را در روز جمعه گوش می دهد به نزديکانش زنگ می زند و می گويد که به راديو بگوييد اين عبارت ها را از نطق در بياورند، در آن زمان خطيب نماز جمعه که صحبت می کرد روز يکشنبه از ساعت ۱ تا ۲ پخش می شد من هم اتفاقاً روز يک شنبه می آمدم آنجا برای ملاقات خانواده ها که متوجه شدم امام اين دستور را داده من فکر می کردم که با من

هم برخورد می کنند ولی نه ايشان کار خود را کرده بود و صحبت های من که از راديو پخش شد اين مطلب نبود.



يا داستان آيت الله سيد طاهری خرم آبادی می گفت که وقتی می خواستم بروم پاکستان و آن جايگاهی که امام داشت و شيعيان نماينده از امام خواستند که امام می گفت آنجا به تقليد مردم کاری نداشته باشيد، تقليد کار کارشناسی است، هر کس می خواهد تقليد از هر آقايی بکند و وجوهاتش را به هر کس می خواهد بدهد، اصلاً به تقليد افراد کاری نداشته باشيد و مروج انقلاب اسلامی باشيد.

آن صلابتی که امام داشت و پيروزی که نصيبش شده بود، عده ای را که می رفتند برمی گرداند يا عده ای داوطلب عدول بودند، قبل از اينکه من نماينده امام در حج شدم بعضی آقايون فرموده بودند که روحانيون کاروان ها از فتاوای امام بگويند، اگر از آقايی سوال کردند از او بگويند، امام شنيده بود و بسيار ناراحت شده بود و گفته بود که اين چه کارهايی است که می کنيد، مقلدين مختلفی هستند. به هر جهت امام حريم علما و مراجع تقليد را به بهترين نحو حفظ می کرد.

ولی حالا می بينيم که چه بلايی به سر مراجع و حوزه های علميه آمده، ما که می دانيم نقش اطلاعات نقش نيروهای مسلح، نقش بعضی از روحانيون چيست و چه کارهايی کردند و بعضی از نهادها چه کارهايی کردند، جلوی درب بعضی از منازل جمع شدند جلوی درب جامعه مدرسين جمع می شوند و چه حوادثی رخ می دهد.



آيا اين سيره امام است ؟ اينها را ما کرديم يا از گروه هايی که الان در حکومت هستند؟



اين سه نکته از مسائل مهم امام بود که يکی قانون گرايی امام بود. در سيره حکومت امام قانون گرايی بود که امام توجه داشتند که دقيقاً به قانون عمل کنيد مگر موارد ضروری و مواردی که ديگران می خواستند، مثلاً مواردی که در جنگ بوده.

داستانی دارم که بسيار شنيدنی است برای خوانندگان و بينندگان عزيز:

مجلس اول اساسنامه سپاه، اساسنامه وزارت اطلاعات همه را تنظيم می کرديم و می نوشتيم. در اساسنامه نوشتند که رأس اطلاعات بايد مجتهد باشند که در مجلس هم تصويب شد، از طرفی هم که امام اين را می شنود و مخالف اين قضيه هم هست و می پنداشت که رأی نمی آورد، چون نمی خواست اين چنين شود و می

خواست که تذکر بدهد که لفظ مجتهد خوب نيست بگذاريد برای امنيت و اطلاعات مرحوم آيت الله العظمی سلطانی طباطبايی پدر خانم جناب آقای حاج سيد احمد خمينی به خود من می گفت که در حضور امام بوديم رئيس مجلس وقت آمد آنجا و بسيار متاثر بود از اينکه مجتهد در رأس اطلاعات باشد. منظورم اين نکته

است که رئيس مجلس گفت که حالا اگر ناراحت هستيد ما می رويم اصلاحش می کنيم و بر می گردانيم ولی ايشان گفت که حالا ديگر تصويب شده و قانون شده من وارد نمی شوم، ما موارد متعددی از امام داريم و دارم.

آقای طباطبايی رحمت اله عليه می گفت وقتی رئيس مجلس تشريف بردند من گفتم که چرا اينقدر ناراحت هستيد؟



امام فرمود: تشکيلاتی که امنيتی است و نحوه برخورد و کار، کاری است که اصلاً اگر مجتهد آنجا باشد مشکلاتی هم اضافه می شود که همان طور الان شاهدش هستيم که الان چه اتفاقی می افتد.



حالا ما کاری نداريم چرا که سليقه امام بود و اگر کسی هم قبول نداشته باشد، ضد ولايت فقيه هم نيست اما من می خواهم بگويم که ايشان به قانون تصويب شده پايبند بودند که بايد عمل شود يا اينکه مسئله نيروهای مسلح که امام هم در وصيتشان و هم در عمل و سيره ايشان به شدت مخالف بود که نيروهای مسلح وارد دسته بندی های سياسی شوند. ، حافظ انقلاب باشند اما در اينکه من يا ديگری هم رأی بياوريم نيز نبايد دخالت کنند.



آيا اين برای نظام است؟ نيروهای مسلح اسلحه در دست دارد و سرنوشت انتخابات هم دست بسيج و سپاه است، اين را که ما می دانيم و تعارف نداريم و می بينيم که چنين نماينده هايی به کار می آيند ضمن اينکه در مجلس آدم های شريفی هم که رأی از مردم گرفتند هستند ولی در مجلس دوستان بسيج و سپاه حق ديگری را که بايد می آمدند در صحنه را ضايع کردند و نطق هايی هم می نويسند و دست آنها می دهند و هرچی می خواهند می گويند، کاری غير از اين ندارند.

بنابراين امام تأکيد داشت نيروهای مسلح وارد نشوند و حالا هر کس می گويد به آنها حمله می کنند که شما مخالف نيروهای مسلح و بسيج هستيد و لذا اين قدر هم به نهادهای مختلف آسيب زدند. نمی خواهم بگويم عباراتی را که مطلوب نيست ولی به هر جهت معنويت آنها را در انظار مردم از بين بردند، می گوييد نه ، يک نظر سنجی آزادی بين مردم بکنيد که اين نهادها چقدر در درون و دل مردم جايگاه دارند؟ آيا بسيج، بسيج همان موقع است ؟ و يا اينکه ساده زيستی و زندگی امام که از بيت المال استفاده نکنند و از بيت المال دردسر برای حکومت ايجاد نکنند.



چند نکته از سيره های امام را گفتم و کوتاه می گويم که آقايان بيايند جواب بدهند، ما حافظ بوديم، تلاش کرديم انتخابات آزاد باشد، تلاش کرديم قانون گرايی باشد، ما تلاش کرديم که نيروهای مسلح وارد انتخابات نشوند، ما تلاش کرديم که مرجعيت محفوظ بماند.

ديگر گذشت و اين بلاها را سر مراجع آوردند و به خانه هاشان حمله کردند و در نماز جمعه به مرجع بزرگی که در خارج بود حمله کردند، يک آقايی آمد باز حمله کرد به مرجع ديگر به خاطر يک قضيه سياسي، تازه چه وصف هايی من از آن آقا از اين مرجع شنيده بودم اما او آمد و ايشان را مورد حمله قرار داد.

می خواهم بگويم که امام تلاش می کرد همه ی آنها بمانند و ما بکوشيم که به آرمانهای امام عمل کنيم.

من ميدانم حالا به جای اينکه جواب بدهند. و ما هم دنده ی پهنی دارم و هيچ اعتنايی به اين اراجيف آنها نمی کنيم و حرفمان را می زنيم و مسائلی دارم که امام اين قدر مقيد بود که الان چه حوادثی پيش آمد و چقدر به بيت المال مردم دقت می کرد چگونه الان بيت المال از بين می رود.



رهبری که بر زندگی مردم دقت می کرد و همچنين مهربانی ايشان با مردم و رابطه ايشان با مردم و حقوقی که برای مردم قائل بود و چگونه از خودسری ها جلوگيری می کرد و اجازه نمی داد اصلاً کسی به حريم شخصی کسی وارد شود.



اگر وقت داشتم از برخوردهايی که امام با خودسرها می کرد حتی با نزديکانشان را برايتان می گفتم.

والسلام عليکم



مهدی کروبی



۱۳۸۹/۰۳/۱۳




13 خرداد 1389    21:41
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   farhad
ای-ميل:  
02:18 14 خرداد 1389
DROOD BE KAHROBIYE SHIR MARD

DROOD BE KAHROBI KEE MANANDE KOOH DAR MOGHABELE ENN BI RAHMAN VA BI DINAN EISTADEH.

DROOD BE KAHROBI tamamiyeh KASSANI KEE DAR KHAREJ AZ KESHVARAND DAR POSHTE TO EY KOHE AZIM ESTADEHEIM.




نام:   برگرفته ازسایت سیامک مهر
ای-ميل:  
02:14 14 خرداد 1389
Wednesday, January 13, 2010







میخ های تابوت مر عیت شیعه



اگر خیزش خرداد و  نبش آزادیخواهی ِ ملت ایران را سوای و ه سیاسی ِ بظاهر پررنگ آن،  نبشی عمیقاً ا تماعی و فرهنگی بدانیم، آنگاه خواهیم دید که نوک پیکان تغییرش بر دین زدایی از  امعهء ایران قرار می گیرد: مبارزه با دخالت مذهب در تمامی عرصه های زیست ا تماعی انسان و کوتاه کردن دست دراز و ذاتاً ت اوزگر اسلامگرایان از زندگی و سرنوشت و حقوق و آزادی ها و امید و آیندهء ملت ایران.

مبارزه و کوشش  هت انحلال و یا احیاناً براندازی ِ حتا خشونت بار نظام  مهوری اسلامی که تنها سه دهه از استقرار و تأسیس آن می گذرد، به هیچ و ه از مبارزه و مقابله تاریخی با حاکمیت اسلام و شوریدن بر سلطهء اسلام و آخوندها و آیت الله ها و متولیان اسلام بر  امعهء ایران که بطور سنتی چهارده قرن در تمامی حوزه های فرهنگی و ا تماعی و اقتصادی تداوم داشته است و حتا پس از انقلاب مشروطیت در متن قانون اساسی نیز رسمیت یافت،  دا و گسسته و دگرگونه نیست و نخواهد بود.

 امعهء ایران در حال دگرگونی از  امعه ای اسلامی به  امعه ای مدنی و شهروندی است. به همانطور که ایرانزمین نیز در شرف باززایی و بازیابی ِ هویت سرزمینی ِ خویش در مقام سرزمین آریایی و خواستگاه تمدن ایرانی و فرهنگ ایرانشهری است و در تلاش گسستن از آنچه که بلاد اسلامی و  هان اسلام خوانده می شود.



قیام ملت ایران بر علیه نظام سنگسار اسلامی به  ز از سوی اسلام گرایان و حامیان بین المللی ایشان با مقابله و دشمنی و ممانعتی  دی موا ه نیست. باید بدانیم که روحانیون و مرا ع شیعه و تاریک اندیشان مسلمان در برابر هر گامی که انسان برمیدارد، دامی از آیه و یاوه و خرافه می گسترند که تا آزادیش را مشروط به حفظ منافع دکان خویش گردانند. دینفرشان او  هر پرواز فکری را فقط تا سقف کوتاه محرم و نامحرم و حریم و حرام شرعی و تنها در چارچوب تنگ و دگم امر و نهی های الهی می پذیرند. نزد دینمداران و اسلامپرستان، انسان آزاد و فارغ از بندها و رن یرهای خفت بار اسلامی غیر قابل تحمل است. دینفروشان و اسلام گرایان مخالف فکری دیگران نیستند، بلکه مخالف فکرکردن انسانند. اسلامگرایان مخالف فکری و دگراندیش محسوب نمی شوند که آراء ایشان در ذیل واقعیت و و ود تنوع فکری و رنگارنگی آراء و اندیشه ها در  امهء بشری و همردیف سایر دستگاه های فکری و  هان بینی ها از یک منظر نگریسته شود. به دین باوران و اسلامخواهان اگر از دیدگاه حقیقی و به منزله دشمنان آزادی و اختیار و عاملیت انسان بر سرنوشت خویش بنگریم، منبعد شاهد تکرار انحراف و سرگشتگی و شکست در مبارزات آزادیخواهانه و تاریخی خود نخواهیم بود.

در گیرودار  نبش آزادی خواهی ِ ملت ایران نیز هرگونه همراهی و دخالت مذهبیون و اسلام فروشان و حمایت برخی از پدرخوانده های مافیای روحانیت شیعه،  ز با مکر الهی و به هدف کنترل و مهار و منحرف ساختن خیزش براندازانهء حاکمیت اسلام نیست. اسلام خواهان در برابر سقوط قریب الوقوع  مهوری اسلامی اگرچه ناتوانند و ناچار به پذیرش واقعیت، اما در حفظ و حراست از حاکمیت سنتی اسلام و سلطه و سیطرهء بر  امعهء ایران و مشخصاً در برابر رستاخیز ملت ایران به سختی ایستادگی خواهند نمود. واقعیت این است که در باورهای ایرانیان نه فقط اسلام سیاسی که اساساً دین اسلام و ایمان اسلامی در حال فروریزی است و شتاب فزاینده ای هم یافته است. این تحول عمیق فرهنگی بویژه در حوزهء دانایی و آگاهی ملت ایران، همان اتفاق فرخنده ای است که به رستاخیز تعبیر می شود.



پر پیداست که امروز نیز بح« داخلی ِ پدرخوانده های مافیای روحانیت، کماکان حول محور مشروعه و مشروطه دور می زند.

سؤال این است که آیا قادریم و یا ممکن است که به سیاق و روش سه دههء گذشته در قدرت بمانیم و شمشیر اسلام را از رو ببندیم و با ا رای احکام و دستورات و حدود و شریعت نبوی و اعدام و قصاص و سنگسار و شلاق و دست و پا بریدن و چشم درآوردن و تحمیل ح اب و زندان و شکن ه و گلوله ...، آشکارا با آزادی ها و حقوق انسانی ب نگیم و با مصادرهء اموال مردم و غارت سرمایه ها و «روت های ملی یک  امعه به سنت رسول الله و امیر المؤمنین عمل کنیم... و اگر نه، پس بهتر نیست آب رفته را به  وی بازگردانیم و در حاشیه قدرت بنا به سنت ماضیه تشیع و در مقام نایب امام زمان مؤمنین را بچاپیم و بخوریم و در سایه و سکوت و در قالب نیرویی خفیه، هر فکر زیبا و هر فروزهء نیک و هر و ود ارزشمندی را در معدهء اسلام معدوم کنیم. بنابر این سؤال این است که اگر حکومت مشروعه کنونی بیش از این قابل دوام نیست، پس چگونه و از چه راهی در برابر سکولاریسم که فکر و خواستهء غالب  امعه گشته است مقاومت کنیم و نظام سیاسی ِ آینده و قانون اساسی آن را مانند قانون اساسی ِ 1906 و یا به کمک استعمارگران شبیه قانون اساسی عراق به مذهب رسمی و شروط اسلامی که دکان تاریخی ِ ما را تضمین می کند مشروط بسازیم؟

یکی از اسلامفروشان دوزیست به نام مهدی حائری که هم عبا و عمامه می پوشد و هم کروات می بندد، چندی پیش در مصاحبه با تلویزیون صدای آمریکا معتقد بود که روحانیت نه در حکومت بلکه باید در کنار حکومت قرار بگیرد.

از این منظر اگر بنگریم، وظیفهء روحانیت و مر عیت در قبال سیستم سیاسی  امعه، نه دخالت و شراکت مستقیم در قدرت به مانند  مهوری اسلامی و ولایت فقیه و نه بصورت رهبانیتِ بریده از سیاست، بلکه وظیفه و رسالت دینی و تاریخی ِ اوست که در زمانه های فترت و برودت اسلام، مانند قارچ به تنهء حکومت بچسبد و در هر گامی که نمایندگان ملت به  هت پیشرفت و آزادی و شادی و رفاه  امعه بر می دارند، اخلال کند و سنگی بزرگ فرارویشان بیاندازد؛ فریاد وااسلاما- وااسلاما هوا کند و هرک ا به حقوق زنان احترام گذاشته شد، همچون  نّی که مویش را آتش زده باشند حاضر شود و بیضهء اسلام را در خطر ببیند؛ از هر مس د و منبری آیات  نایتبار و زن ستیز قرآن را عربده بکشد؛ چماق امر به معروف و نهی از منکر را دائماً بر سر مرد بکوبد و مردم را به  اسوسی وادارد و دشمن یکدیگر بگرداند؛ با مغزشویی کودکان خردسال در مسا د و حسینیه ها و تکیه ها و هیئت های مذهبی به گلهء وحوش مسلمان بیفزاید؛ در ماه های شعبان و رمضان و محرم و صفر مؤمنان و مقلدان و ا امر و اوباشش را به خیابان ها گسیل دارد تا به بهانهء ا رای مراسم و شعائر مذهبی و تاسوعا و عاشورا و عزاداری، قدرت مافیایی اش را به رخ  امعه بکشاند؛ با تکفیر و صدور فتوای قتل، مریدانش را تحریک کند تا هر آزادیخواه و دگراندیشی را در تاریکی ترور کنند و رعب و ترس اسلامی را بر  امعه مستولی سازند؛ زنان بی ح اب را در معابر انگولک کنند و هر تهمت و افترا و انگ و ناسزایی به آزادیخواهان و روشنگران نسبت دهند...

این واقعیات، هم سنت اسلامی در طول تاریخ بوده است و هم آینده نگری ِ اسلامگرایانی است که نظام ولایت فقیه را بی آینده می بینند. اسلام گرایان هر زمان که قدرت و امکان تأسیس و تشکیل حکومت نداشته باشند به سوراخ های خود خزیده و با چنین شیوه های رذیلانه ای با حکومت طاغوت مبارزه می کنند.

(لازم به توضیح است که از دیدگاه اسلامی فقط و فقط دو نوع حکومت و ود دارد: حکومت اسلام و حکومت طاغوت. به همین دلیل روحانیت شیعه در طول تاریخ تمامی حکومت ها را غاصب می شمرده است. از دیدگاه اسلامی بین دموکراسی و حکومت استبدادی ِ عرفی فرقی نیست. چون هیچکدام اسلامی نیستند پس هردو طاغوتی اند و غاصب. بدین معنی که حق و مقام و حکومت رسول الله و نایب برحقش را در بلاد اسلامی غصب کرده اند.)



نگاه ایرانپرستان و سیمرغیان و فرزندان کوروش به حکومت اسلام و خمینی و خامنه ای و آخوندها و آیت الله ها و کلاً مافیای روحانیت و م موعهء اسلامفروشان، نگاهی است از ژرفای تاریخ، نگاهی است از آغاز چیرگی اهریمن بر ایرانشهر. ایرانیان و نسل های کنونی، سرآغازه های سه دهه سلطه و سیطرهء آیت الله ها و ح ت الاسلام ها بر سرزمین و سرنوشت خود را، در آغاز ه وم ملخوار تازیان و م اهدین اسلام و صحابهء رسول الله و عمر ابن خطاب و علی ابن ابیطالب و خالدبن ولید و سعد ابی وقاص و سایر وحوش بیابانگرد به ایرانزمین می دانند.

ناگفته پیداست که هر گامی که آزادیخواهان ایران در  هت مقابله با رژیم اسلامی بر می دارند و هر ضربه ای که بر پیکر عفونت زای حکومت اسلام وارد می آورند در عین حال میخی است که بر تابوت مر عیت و روحانیت شیعه نیز کوبیده می شود. اسلام و مر عیت شیعه در ایران به مانند فواره ای از فاضلاب که در نهایت توان و پتانسیلش به او  خود رسیده است، روند سرنگونی اش آغاز گشته و عنقریب با سر به زمین خواهد خورد و متلاشی می گردد. منتها ساده اندیشی است اگر تصور کنیم تا زمانیکه منابع مالی مافیای روحانیت به م«ابه شریان هستی و حیات هیولای اسلام کنترل و مسدود و قطع نگردیده، نه از نفوذ، که از ا«رگذاری واپسگرایان و تاریک اندیشان بر تحولات  امعه و سنگ اندازی بر مسیرهای تغییر و ت دد چیزی کاسته می گردد. وقتی گورکن و غارنشین و فسیلی بنام آیت الله ح ت به هنگام مرگ، بالغ بر 170 میلیارد تومان در حساب بانکی اش مو ودی داشته باشد، در نتی ه فقط یک آخوند، فقط یکی از پدرخوانده های مافیای روحانیت، منبع عظیمی  هت بسی  مؤمنان و اراذل و اوباش مسلمان در اختیار دارد که قدرت قابل تو هی به وی می بخشد تا راه های تغییر و تنفس و نوگرایی  امعه را تخریب و منحرف سازد.



حکومت اسلام و مافیای روحانیت، قدرتش را بیشتر از همه نه از حمایت معتقدان و مؤمنان به خویش، که اتفاقاً از احترامی کسب می کند که ناباوران و دگراندیشان و لائیک ها از سر نادانی و ترس و  بن ذاتی و نیز فرصت طلبی و نوکرمنشی ن«ارش می کنند و مو بات پرشانی و سردرگمی ِ  وانان را فراهم می آورند. از سویی اگر گورگن ها و آیت الله های عقب مانده صرفاً بر توان شخصی و قدرت کلام و ادبیات متح ر و مذهبی خود و متون خاک گرفته و سنگواره ای اسلامی و حدی« و روایت تکیه داشتند، هرگز قادر به نفوذ در اذهان  وانان و مردم این روزگار و عصر مدرن نمی بودند. سوگمندانه  امعه ایران به گونه ای است که آخوندها و مرا ع و روحانیون و دشمنان ایران و آزادی، بیشتر از مریدان و مقلدان خود، قواد روشنفکر و تحصیلکرده و بی خرد و بیگانه با فرهنگ ایران به ام«ال شریعتی و آل احمد به خدمت دارند که امروزه در قالب نواندیشان دینی و با ادبیات مدرن و روش های به ظاهر علمی و آکادمیک، موهومات و یاوه ها و خزعبلات دینی و مذهبی و سفیهانهء اسلامی را در زرورقی چشم نواز به  وانان حقنه می کنند و با ممانعت از آگاهی و روشنگری و بلوغ مردم، روابط و مناسبات مر ع و میمون را در  امعه تداوم می بخشند.

در  ریان مرگ آخوند حسینعلی منتظری، اسلامفروشی که قفل دهانش تنها با کلید شریعت زشت محمدی باز و بسته می شد، دیدیم که این دسته از روشنفکران و دانش اندوختگان خردباخته با عزاداری در مرگ وی و مقاله نویسی و شرح مناقب او و در خوش خدمتی نسبت به دستگاه آیت الله ها و مافیای روحانیت، بیگانگی خود را با فرهنگ ایران و ناتوانی خود را از درک مفهوم آزادی آشکار ساختند.

در این ا مناسب می دانم بخشی از نوشتار روشنگر آقای  واد اسدیان را با عنوان« حنظل سبز موسوی» یادآوری کنم تا معنایی که در این فراز آخر مدنظر نگارنده است روشنتر بیان شود:

« اسلام همچون یک دین بیگانه، بلاهتی ا تماعی ست که با کشتار و تحمیق و خرافه پروری و نهادینه کردن ترس، پیوسته بازتولید می شود. بیان این واقعیت، توهین به مسلمانی نیست. بسا، فرد مسلمانی که از بارزه های انسانی نیز برخوردار باشد، اما این بارزه ها، در سهمی که مسلمان در بازتولید بلاهت دارد، دگرگونی ای ای اد نمی کند. و تا آن هنگام که روشنفکری ایران، چه به گونه ای سامان یافته در نهادهای سیاسی و چه مستقل، با روشنگری های شفاف و ش اعانه از مدار این بلاهت بیرون نیاید، از سویی، خواسته و ناخواسته از استقرار و تداوم روشنگری در روشنفکری ایران  لوگیری می کند و از سوی دیگر، خود، تبدیل به یکی از مؤ«رترین ابزارهای تولید و بازتولید بلاهت، همچون امری ا تماعی می شود.»



امروز و در کارزار آزادیخواهی، ار مندترین احساس ملت ایران خشم و نفرتی است که سی سال نکبت نظام الهی برانگیخته است و اتفاقاً قدرت همین احساس است که در نهایت چاره ای و درمانی بر زخم و چرک و عفونت و درد مزمن و هزاروچهارصد سالهء اسلام خواهد یافت. ماندگاری و دوام و چیرگی ِ حکومت اسلام بر  امعه ایران به نسبت احترامی بستگی دارد که متو ه مقدسات و معتقدات اسلامی می شود. همانگونه که شعار  مهوری ایرانی و  انم فدای ایران سر دادیم و مس د لولاگر را آتش زدیم، تصویر خمینی و خامنه ای را پاره کرده و به آتش کشیدیم، حرمت و حریم دروغین عاشورای حسین عرب را شکستیم و به گند کشیدیم، روز شهادت اباعبدالله  شن گرفتیم و زدیم و رقصیدیم، قرآن آتش زدیم و خیمهء حسین در دانشگاه شریف را در آتش سوزاندیم و... پس از این نیز با خشم و نفرت خویش و با آتش اهورایی نقطه نقطه از خاک ایرانشهر را از تمامی آلودگی های اسلام پاک و منزه خواهیم ساخت و تا کوبیدن آخرین میخ بر تابوت اسلام و آخوند از پای نخواهیم نشست.

اسلام، مکتب ت اوز، آیین پلیدی ها و تباهی هاست. اسلام بیماری است، فساد خرد است. تلاش کنیم تا  امعه و میهن و زادگاه خویش را از آلودگی های اسلام پاگیزه گردانیم تا در برابر فرزندان و نوادگان و داوری نسل های آینده از هم اکنون سرافکنده نباشیم.

siamakmehr@yahoo.com

--------------------------------------

پی نویس:

در مطلب فوق، ب ای آیت الله به ت، به اشتباه آیت الله ح ت آورده شده که تصحیح می گردد.












نام:  
ای-ميل:  
02:10 14 خرداد 1389
مطمئنم کروبی از هیچکدومشون سر در نمی آره. شاید هم به همین دلیله که یک عده اونو بعنوان رهبرشون انتخاب کردند.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :خيابان های منتهی به بهشت زهرا مملو از مامورين لباس شخصی و نظامى شده است

آژانس ايران خبر : نيروهای سرکوبگر موتوری و ماشينی خيابان هاى شهر را در می نوردند و با حضورشان قصد ارعاب جمعيت را دارند .

خيابان های منتهی به بهشت زهرا مملو از مامورين لباس شخصی و نظامى شده است . در مسير بهشت زهرا نيروهای سرکوبگر در حال تردد و تعيين مکانهای سانديس خورى هستند .

از روز گذشته 12 خرداد تمام تداركات در محل قبر خمينى را آماده كرده اند. از تمام پايگاههاى بسيج نيروى لباس شخصى با مقدار بسيار زيادى غذا وآب ميوه آماده شده و در همين رابطه از طرف نيروى انتظامى با اغلب رستورانها جهت پخت غذا قرارداد بسته شده است .

ازامروز, پنجشنبه صبح نيز نيروهای انتظامی برای ارعاب مردم و به قول خودشان حفظ امنيت, کل شهر را فرا گرفته اند . موتورهای خاکی رنگ با دو سرنشين و خودروهای نيروی انتظامی در سطح شهر به وضوح ديده ميشوند .

از دو منطقه اتوبوسرانی تعداد 200 دستگاه اتوبوس برای خدمت دهی به مزدوران برای روز مرگ خمينی فراخوان داده شده است. به گفته يک سرباز نيروی انتظامی تا روز يکشنبه آينده آماده باش 100% هستند و نيروهای سپاه و بسيج نيز به همين منوال درآماده باشند . نيروهای بسيجی درتمام ساعات شبانه روز برای پاک کردن شعارهای مردمی با سطل رنگ و موتور در حال چرخ زدن می باشند.




13 خرداد 1389    21:33
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :پيام دکتر محمد ملکی:برای رسيدن به آزادی و دموکراسي، نبايد از سختي‌ها و مشقات راه ترسيد

جــرس: دکتر محمد ملکي، اولين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب، که به علت فشارهای وارده در زندان طی هفت ماه بازداشت، چند روز پيش دچار مشکل حادی قلبی شده و در بخش مراقبت های ويژه بستری گرديده بود، قبل از بازگشت به منزل خاطرنشان کرد "من به اين ملت، و بخصوص جوانان و قشر دانشجو، بسيار اميدوارم."



اين فعال سياسی که بدليل عارضه ناگهانی قلبی در بخش «سی سی يو» يک بيمارستانی تخصصی بستری می باشد، پس از اقدامات درمانی اورژانس (و ازجمله کارگذاشتن يک «باتري» برای تداوم فعاليت قلب) در آستانه بازگشت به منزل خود می باشد.





دکتر محمد ملکی در آستانه بازگشت به منزل خاطرنشان می کند "من هميشه اميدوار بوده‌ام؛ اگر انسان و بخصوص فعال سياسي، اميد نداشته باشد، مرده است."





اين استاد بازنشسته دانشگاه در سن هفتاد و هفت سالگی تاکيد دارد که "برای رسيدن به آزادی و دموکراسي، نبايد از سختي‌ها و مشقات راه ترسيد. بايد بدون هراس از موانع و دشواري‌ها برای آرمان‌ها کوشيد تا حداقل، نسل آينده‌ ايران در شرايط و محيطی شايسته‌ی ايرانی زندگی کند."





دکتر محمد ملکی با وجود کهولت سن و بيماريهای متعدد، سال گذشته نزديک به هفت ماه را در زندان اوين و در شرايط بسيار نامساعدی در بازداشت بود و در آن مدت نيز چندين بار دچار حمله قلبی شده و در بيمارستان بستری گرديد.





وی همچنين از بيماری سرطان پروستات نيز رنج برده و پس از آزادی از زندان در اسفند ماه گذشته، همزمان با قلب، مشغول مداوای اين بيماری نيز می باشد.




13 خرداد 1389    21:35
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :چين: تحريم ايران نبايد به شهروندانش آسيب بزند

مردمک :دولت چين اعلام کرد که تحريم‌های شورای امنيت سازمان ملل عليه دولت ايران، نبايد بر زندگی مردم عادی ايران اثر بگذارد و به آنها آسيب بزند.



به گزارش خبرگزاری فرانسه، با نزديک شدن روز رای گيری درباره قطعنامه پيشنهادی دولت باراک اوباما در شورای امنيت سازمان ملل برای تحريم شديد ايران، سخنگوی وزارت خارجه چين درباره پيامدهای تحريم ايران و زيانی که به شهروندان ايرانی مي‌‌رسد، هشدار داد.



جيانگ يو گفت: هر گونه تصميم شورای امنيت سازمان ملل در حل مساله هسته‌ای ايران، بايد از مسير مذاکره و گفت‌وگو بگذرد.



به گفته خانم جيانگ يو، شورای امنيت نبايد مردم ايران را تنبيه کند و تصميم آن نبايد بر زندگی عادی ايرانيان اثر بگذارد.



سخنگوی وزارت خارجه چين گفت که دولت او همچنان مذاکره با دولت ايران را بهترين راه‌ برای حل مساله هسته‌ای مي‌داند و معتقد است که بحث درباره پيش‌نويس قطعنامه شورای امنيت به معنی پايان مذاکره نيست.



آمريکا و متحدانش از جمله اسرائيل قصد دارند با تحريم شديدتر دولت ايران، آن را تحت فشار قرار داده و مجبورش کنند از فعاليت هسته‌ای دست بکشد.



دولت آمريکا بر اين باور است که ايران با پيگيری برنامه‌های هسته‌ای مي‌خواهد بمب اتمی بسازد، اما ايران همواره اين ادعا را رد کرده است.



آژانس بين‌المللی انرژی اتمی در گزارش تازه خود نوشته که از ماهيت واقعی فعاليت‌های هسته‌ای ايران نگران است و اعلام کرده که تهران در حال توليد اورانيوم غنی شده با خلوص باا است.



چند روز پيش، چين از دولت ايران درخواست کرد با آژانس بين‌المللی انرژی اتمی و ديده‌بان اتمی سازمان ملل بيشتر همکاری کند.



با اين حال چين و برخی ديگر از اعضای غير دائم شورای امنيت از جمله برزيل و ترکيه با تحريم شديد ايران مخالفت کرده و معتقدند که تحريم نمي‌تواند تصميم درستی برای حل مساله باشد.



دولت هند هم پيش‌تر نگرانی خود را از تحريم سخت ايران اعلام کرده بود.



منموهان سينگ، نخست وزير هند که در ماه آوريل گذشته در کنفرانس امنيت هسته‌ای واشنگتن شرکت کرد، در پايان کنفرانس به خبرنگاران گفت: تحريم تنها باعث رنج مردم فقير ايران خواهد شد.



آقای سينگ مي‌گويد پيش از اين به باراک اوباما گفته که ايران به عنوان امضا کننده ان‌.پي‌.تی (پيمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای)، همه حقوق اعضای اين پيمان از جمله استفاده صلح‌آميز از انرژی هسته‌ای را به دارد، اما به گفته او آمريکا و متحدانش نمي‌توانند با تحريم به اهدافشان برسند.



تحريم اقتصادی ايران، تنبيه مردم يا دولت



در آخرين روزهای ارديبهشت ماه گذشته، ايران، برزيل و ترکيه بيانيه‌ای در تهران منتشر کردند که بر اساس آن جمهوری اسلامی موافقت خود را با مبادله سوخت هسته‌ای با غرب با ميانجي‌گری برزيل و ترکيه اعلام کرد اما دولت آمريکا و متحدانش از اين بيانيه تهران استقبال نکردند و آن را «ترفند» جديد حکومت ايران برای ادامه فعاليت‌های هسته‌اي‌اش خواندند.



اما از سوی ديگر، بخشی از افراد و گروه‌های مخالف دولت محمود احمدي‌نژاد از اين توافقنامه، به عنوان يک رويکرد ملی حمايت کردند.



اکبر هاشمی رفسنجانی که از مخالفان سياست بين‌المللی دولت است، گفت که اگر جهان معتقد به ديپلماسی است، بايد از اين تصميم تازه ايران استقبال کند.



ميرحسين موسوي، نامزد معترض به نتايج انتخابات نيز در ديدار با فراکسيون اقليت مجلس، ضمن مخالفت با تحريم خارجي، گفته بود نبايد با «رفتارهای ماجراجويانه»، هزينه های بيشتری به مردم تحميل شود.



به اعتقاد مخالفان سياست تحريم، تاثير منفی تحريم ايران بيشتر از جنبه‌های مثبت آن خواهد بود.



شيرين عبادي، حقوقدان ايرانی برنده جايزه صلح نوبل هم از کشورهای غربی درخواست کرد به جای تحريم اقتصادي، تحريم‌های سياسی عليه حکومت جمهوری اسلامی را افزايش دهند.



به باور خانم عبادي، تحريم اقتصادی ايران «باعث می شود که مردم صدمه بخورند و حکومت ضعيف نمی شود.»



مخالفان تحريم در استدلال‌های خود معمولا به تجربه عراق و تحريم‌های 10 ساله اين کشور در دوران حکومت صدام اشاره‌ مي‌کنند که نه تنها باعث تضعيف حکومت صدام و عقب نشينی او از مواضعش نشد بلکه به فقر شديد مردم اين کشور انجاميد.



مخالفان تحريم بر اين باورند که جمهوری اسلامی مي‌تواند با دور زدن تحريم و به کمک شرکت‌های واسطه، از فشار تحريم فرار کند و مردم را از آسيب‌های آن برهاند.




13 خرداد 1389    20:26
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
11:07 14 خرداد 1389
منظور چینی ها حفظ بازار فروش محصولات چینی است

نام:  
ای-ميل:  
10:57 14 خرداد 1389


¨چین به فکر صادر کردن کالاهای خود است و هر گز به حقوق بشر نمی تواند پایبند باشد

نام:  
ای-ميل:  
02:09 14 خرداد 1389
منظور چینیها از " شهروندانش " همان سپاه پاسداران و مردم چین است.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :اعتصاب غذای خشک يک خانواده ايرانی درترکيه

خودنويس:ليلا سلطان‏‌پناه و همسرش، اقبال بي‏نياز به‌همراه دختر هفت‏ ساله‏‌شان دريا، در مقابل دفتر کميساريای عالی پناهندگان شهر وان ترکيه، از روز اول ژوئن اعتصاب غذای خود را آغاز و اعلام کرده اند تا زمانی که به خواسته های خود دست نيابند، اعتصاب خود را ادامه خواهند داد



آن گونه که منابع خبری گزارش داده‌اند، يک خانواده پناه‌جوی ايراني، در اعتراض به وضعيت خود، دست به اعتصاب غذای خشک زده‌اند.



ليلا سلطان‏‌پناه و همسرش، اقبال بي‏‌نياز به‌همراه دختر هفت‏ ساله‏‌شان دريا، در مقابل دفتر کميساريای عالی پناهندگان شهر وان ترکيه، از روز اول ژوئن اعتصاب غذای خود را آغاز کرده‌اند و اعلام کرده‌اند تا زمانی که به خواسته‌های خود دست نيابند، اعتصاب خود را ادامه خواهند داد.



ليلا سلطان‌پناه، در گفت و گويی با "خودنويس" گفت: «اعتصاب غذای ما هيچ دليلی ندارد، جز درخواست رسيدگی به پرونده‌مان. در سال ۲۰۰۵ در اين‏جا با ما مصاحبه کردند. بعد ازشش‌ماه، در مصاحبه‏ی اول رد شديم. بعد از ۲۲ ماه انتظار، مجددا با ما مصاحبه کردند و يک‌ماه بعد از آن هم پرونده بسته شد.»



سلطان‌پناه می گويد: «بعد از بسته شدن پرونده، هر چه مدارک جديد ارائه داديم و هر چه قدر وکيل ما با دفتر سازمان ملل نامه‌نگاری کرد، فايده‌ای نداشت. در اين مدت نمي‌دانيد بر من چه گذشته است. شخصيت انسانی من زير سوال رفته است. در را به روی من مي‌بندند يا آن که مرا از دفتر سازمان ملل بيرون کرده‌اند. واقعن نمي‌دانم چه بايد بکنم.»



وی درباره وضعيت خود و خانواده اش می گويد: «الان بيش از پنج‌سال است که ما در ترکيه هستيم. هرلحظه ممکن است برگه‏ی ديپورت براي‏مان بيايد.»



سلطان‌پناه مي‌افزايد: «بعد از اين که پرونده ما را رد کردند، تصميم گرفتم قاچاقی همراه دخترم به اروپا بروم. برای اين کار حدود ۱۵هزار دلار خرج کردم، اما ما را دستگير کردند و در سوريه به زندان افتاديم. يک ماه در زندان سوريه تحت شکنجه بوديم. بر اثر شرايط بد زندان، دخترم دچار آسم شد و خود من تپش قلب گرفته‌ام و بيمای پوستی هم گرفته‌ام."



وی مي‌گويد: «شانس ما اين بود که به دليل فشارهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری به ايران ديپورت نشديم. پليس سوريه مي‌خواست ما را به ايران ديپورت کند، اما شانسی که آورديم اين بود که سازمان ملل اجازه نداد اين اتفاق بيافتد و به ترکيه بازگشتيم.»



سلطان‌پناه ادامه مي‌دهد: «سازمان ملل مي‌گويد به دليل تناقضات در پرونده من و همچنين نبود مدارک لازم، پرونده مرا رد کرده‌اند. من سال ها عضو حزب دموکرات کردستان ايران بوده‌ام. پدرم به دليل فعاليت‌های سياسی اعدام شده است و تمام خانواده‌ام سياسی هستند. اگر من مي‌توانستم با همان ۱۵ هزار دلاری که برای سفر قاچاق خرج کرده بودم، به ايران مي‌رفتم و زندگی مي‌کردم.»



اين فعال کرد همچنين مي‌گويد: «ما از روز سه شنبه اعتصاب غذای خشک خودمان را شروع کرده‌ايم. برای من و همسرم هيچ چاره ديگری مانده است. ما مي‌گوييم فقط يک بار ديگر با توجه به مدارک جديد، پرونده ما را بررسی کنيد. چيز ديگری نمي‌خواهيم.»



وی درباره واکنش دفتر سازمان ملل به اعتصاب غذای خود و همسرش مي‌گويد: «به‌ ما مي‏گويند: برويد. اين‏جا ننشينيد. پرونده‏تان بسته است و هيچ‏کاری نمي‏توانيد بکنيد. صداي‏تان به‌جايی نمي‏رسد. تا به‏حال با دو نفر صحبت کرده‏‌ايم. روز اول که خانمی به من مي‌گفت هر چه قدر مي‌خواهيد اين جا بنشينيد و هر کاری می خواهيد بکنيد، پرونده شما ديگر بررسی نمي‌شود. اما از روز دوم چند نفری به ما گفتند که به خودتان آسيب نرسانيد.»



سلطان‌پناه در پايان مي‌گويد: «تنها خواسته‌ام از همه نهادهای حقوق بشري، فعالان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران اين است که صدای مرا به گوش بقيه برسانيد. ما بي‌پناهيم و به کمک نياز داريم.»




13 خرداد 1389    20:25
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :شبنم مددزاده به ۵ سال حبس قطعی و تبعيد به زندان رجائی شهر محکوم شد

کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی

روز گذشته ۱۲ خرداد، شبنم مددزاده، نايب رئيس شورای تهران دفتر تحکيم وحدت و دبير سياسی انجمن دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران پس از گذشت يک سال و 5 ماه بازداشت در زندان اوين سرانجام به 5 سال حبس تعزيری همراه با تبعيد به زندان رجايی شهر کرج محکوم شد.



به گزارش کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسي، اين فعال دانشجويی که از اول اسفند 1387 در زندان به سر می برد، به همراه برادرش فرزاد از سوی دادگاه تجديد نظر به 5 سال حبس تعزيری همراه با تبعيد به زندان رجايی شهر کرج محکوم شد. اين دو حکم، بدون اخذ دفاعيات و حضور وکيل مدافع در دادگاه تجديد نظر تاييد شده اند. شبنم مددزاده در طی بازداشت، برای پذيرفتن اتهام ارتباط و همکاری با سازمان مجاهدين خلق تحت شکنجه های روحی و فيزيکی شديدی قرار گرفته است.



حکم دادگاه بدوی برای شبنم و فرزاد ۵ سال زندان و تبعيد به زندان رجائی شهر بود که در تاريخ ۶ بهمن ۱۳۸۸ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب توسط قاضی محمد مقيسه صادر شد.



محمد اوليايی فرد وکيل مدافع شبنم و فرزاد مددزاده که سعی در تبرئه موکلين خود داشت اکنون در بازداشت غيرقانونی به سر می برد. و به همين دليل شعبه 54 دادگاه تجديد نظر استان تهران به رياست قاضی موحدی نيا با سلب حق داشتن وکيل از شبنم و فرزاد ، روز گذشته حکم آنها را قطعی اعلام کرد.



در ارديبهشت ماه سال 1388 بازپرس شعبه 3 امنيت قرار آزادی ايشان را در قبال توديع کفالت صادر نمود. اما حسن دهنوی معروف به قاضی حداد شخصا مانع از آزادی وی شد تا به قول خود شبنم را تاديب نمايد.



شبنم که از اسفند ماه 1387 همراه با برادرش فرزاد مددزاده در بازداشت موقت به سر می برد، از طرف بازجويان خود به شدت شکنجه می شد و برای آنکه اين دو را ودار به اعترافات ساختگی نمايند در مقابل چشمان شبنم برادرش را تا حد مرگ شکنجه می دادند و بالعکس برای فرزاد مددزاده هم چنين صحنه های طاقت فرسا را ايجاد می کردند.



هدف اصلی از مطرح کردن فعالان دانشجويی در قالب هوادار سازمان مجاهدين خلق ايجاد فضای رعب وخفقان در نهادهای دانشجويی و سرکوب بيشتر به منظور تحميل کردن فضای رکود در فعاليتهای دانشجويی بوده است که مدتهاست از سوی مامورين وزارت اطلاعات به عنوان يک سياست اعمال می شود .



شبنم مددزاده که از فعالين خوشنام و با سابقه در دانشگاه تربيت معلم و همچنين دفتر تحکيم بود از اين ستاريو سازی ها در امان نماند و پس از خرداد ماه سال 1387 که عرصه اعتراضات دانشجويی بود، وی نيز مورد کينه توزی نهادهای امنيتی واقع شد.



در تحصن و اعتصاب غذای دانشجويان دانشگاه تربيت معلم به منظور برآورده کردن مطالبات دانشجويي، که شبنم نقش مهمی در ان داشت، با پايداری دانشجويان اين اعتراضات به پيروزی نسبی رسيد. اما متاسفانه مسئولين دانشگاه تربيت معلم و وزارت علوم که در مذاکرات با دانشجويان مشکلات و مطالبات دانشجويان را به جا دانسته بودند و وعده تحقق خواسته های دانشجويان را داده بودند، به جای آنکه برای رفع مشکلات تلاش کنند، به سرکوب معترضين اقدام کردند. شبنم مددزاده به حکم آنکه عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تربيت معلم و همچنين از اعضای هسته مرکزی تحصن بود از سوی حراست دانشگاه زير نطر بود تا اينکه در تاريخ مذکور و با هماهنگی جعفر سالمی مدير کل حراست دانشگاه تربيت معلم با نهادهای امنيتی بازذاشت شد.



آنها درحين بازجويی توسط شخصی به نام سيد حسن، که از طرف علوی ( کارشناس پرونده) ماموريت شکنجه وی و برادرش را داشت، به شدت مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بودند.



پس از اتمام بازجوی ها و تکميل پرونده، 6 بار جلسه محاکمه شبنم مددزاده و برادرش را به تعويق انداختند تا مدت زمان بازداشت آنها طولانی تر شده و سختی های بيشتری را متحمل شوند.



اين در حالی است که خانواده شبنم در اين مدت طولانی به سهم خود فشارهای روحی شديدی را تجربه کرده اند. تا آنجا که عبدالعلی مددزاده پدر شبنم وفرزاد بينايی يکی از چشمان خود را در اثر شنيدن احکام سنگين برای فرزندانش، به طور کامل از دست داده است و همسر وی هم دچار عارضه شديد قلبی شده است هم اکنون تحت معالجه قرار دارد.



کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی




13 خرداد 1389    20:28
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :از خاک سکوت آتش فرياد بسازيم:بيانيه دانشجويان دانشگاه آزاد تهران مركز در سالگرد هجوم وحشيانه به دانشجويان تهران

دانشجونيوز:دانشجويان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز در سالگرد هجوم وحشيانه نيروهای نظامی و بسيجی به دانشجويان اين دانشگاه بيانيه ای صادر کردند.



به گزارش دانشجونيوز در اين بيانيه دانشجويان علاوه بر محکوم کردن فشارها بر دانشجويان طی يک سال اخير و حمله به دانشجويان دانشگاه آزاد در سال گذشته، خواستار آزادی دانشجويان زندانی دانشگاه آزاد و کليه دانشجويان زندانی شده اند.

همراه با متن اين بيانيه که در ذيل آمده است، ويدئوهايی از حمله سال گذشته به دانشجويان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز نيز در انتهای اين متن درج شده است.



از خاک سکوت آتش فرياد بسازيم



خرداد ماه حاثه هاست در تقويم اين سرزمين و ما به خرداد پر از حادثه عادت داريم....



سال هاست دانشگاه، اين قلب تپنده ی ظلم ستيز در مقابل دشمنان ديرينه آزادی قد علم کرده و فرياد آزادی خواهی دانشجويان اين خاک مقدس خواب آسوده از چشمان ظلم انديشان چکمه پوش چماق به دست ربوده است.در پی اعمال سرکوب و فشار های فرا قانونی بر قشر هميشه بيدار جامعه که مسئوليت فرياد های در گلو خفته مردم برای بر قراری جامعه ای آزاد و برابر را بر دوش ميکشد برای چندمين بار چماقداران به ساحت مقدس دانشگاه حمله ور شدند و در آستانه سالگرد حمله وحشيانه شان در 13 خرداد سال 88 بار دير جای سيلی وحشيانه شان در اول خرداد بر چهره هميشه مظلوم دانشکده فنی تهران مرکز ماند.از نيم قرن پيش که چنگال ديکتاتوری سينه سه يار دبستانيمان را دريد و دانشگاه را به خون مقدسشان گلون کرد ، آموخته بوديم که مزدوران زر اندوز زور مدار پاسخ همراهی و همصدائی ما را جز به خشم و خشونت نخواهند داد.چون ما نه چون آنان سودای زر در سر داريم و نه جز قلم و زبانمان سلاحی داريم و نه در مسيرمان با نقاب تزوير طی طريق ميکنيم... اين .ديکتاتوريست که نقاب عوض ميکند، گاهی در کليسا ، گاهی با چکمه و امروز با ريا و تزوير .



در آستانه اولين سالگرد اين فاجعه خونين ، بار دير شاهد رفتار های استالينی از سوی اقتدار گرايان هستيم، که پا را از سرکوب دانشجويان فرا تر گذاشته و با يورش به دفتر رسمی يک سازمان قانونی "دفتر هيات امنای دانشگاه آزاد اسلامی " بار ديگر يادی از خود در بر گهای تاريخ سياه ديکتاتوری بر جای گذاشتند. البته اين سنت تمامی ديکتاتور های تاريخ است که به جای عقل مشت در سر دارند.جای بسی تاسف است که امروز رياست دانشگاه آزاد تهران مركز «دكتر گذشتي» و تشکل های شبه نظامی مدعی جريان دانشجويی در دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز که خود و همفکرانشان در صف اول برخورد با حرکت های دانشجويی يوده و فجايعی چون 13 خرداد ، 21 مهر ، 16 آذر ودر آخرين اقدام خوداول خرداد را در دانشکده فنی واحد تهران مرکز به خاك و خون كشيدند،جزء روشنترين نقاط پرونده عملکرديشان است دم از اسلام و عدالت علوی ميزنند.سه دهه است که از جمهوريت نظام چيزی نمانده ، لا اقل اسلام مردم را رها کنيد.



نماد اين بی عدالتی در حق دانشگاه و دانشجو را ميتوان در انتصاب اخير رياست دانشکده فنی واحد تهران مرکز را ديد. که جناب افتخاری بازوی راست نيروهای امنيتی و سرکوب در حريم مقدس دانشگاه ست برای اعمال خشونت های بيشتر در حق دانشجويان.



ما دانشجويان تهران مرکز ضمن محکوم کردن فشار های مضاعف بر دانشجويان در سال جاری و سالگرد واقعه 13 خرداد ياد آوری موارد زير را هم چنان نه از طريق متوسل شدن به مراجع قدرت داخل و خارج دانشگاه، بلکه با اصرار قاطعانه و اتکا به نيروی اراده، آگاهی و ايمانمان به دموکراسی و عشقمان به آزادی بيان و انديشه ضروری ميدانيم:



يك) بر اساس اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامي، هرگونه تجمع و اعتراض بدون حمل سلاح و به گونه ای که مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است و بر اين اساس بازداشت کليه دانشجويان کشور را که در تجمعات دانشگاه ها شرکت کرده اند نقض صريح قانون دانسته و خواستار آزادی فوری و بی قيد و شط تمامی بازداشت شدگان هستيم.



دو) اعلام همبستگی با تمامی ياران دربندمان که فاصله مان ديواريست به بلندای آزادی و پهنای شجاعت در تاريخ اين سرزمين، سرزمينی که در آن مزد آزاد انديشی زندان است و شکنجه. علی مليحي، مهدی خدايي، سينا گلچين، ميلاد اسدي، مجيد توکلي، کوهيار گودرزي، بهاره هدايت و......



سه) در آستانه سالگرد انتخابات مهندسی شده 22 خرداد با تمامی اسيران در بند ديکتاتوری و عزيزانمان كه کشته شدند عهد ميبنديم که تا ويران کردن تمامی ديوار های ظلم و جور، دست از مبارزه نخواهيم کشيد و روز ها را با هم پيوند ميدهم و خونمان را جوهر قلمهايی ميکنيم که آزادی ايران سبز را در صفحات تاريخ بنگارد.



اين موج به پا خاسته آخر دريا شده و ميهنی آباد بسازيم



جنبش سبز تهران مرکز 11 خرداد 89
13 خرداد 1389    14:43
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :گزارشی از وضعيت ناگوار بند۳۵۰ اوين

کلمه:کمپين بين المللی حقوق بشردر ايران، با انتشار گزارشی ويژه از بند۳۵۰ اوين (اندرزگاه ٣)، وضعيت زندانيان سياسي، مشکلات غذايي، محدوديت های دارويی و همچنين بدرفتاری مقامات زندان با زندانيان سياسی را منعکس کرده و ضمن اعلام خطر پيرامون وضعيت زندانيان سياسي، از مقامات قوه قضاييه وسازمان زندان ها خواستار آن شد که ”در اسرع وقت با رسيدگی به وضعيت آن بند، زمينه بهبود شرايط زندگی زندانيان و رساندن آن به استانداردهای قانونی را فراهم آورند.“



به گزارش پايگاه رسمی کمپين بين المللی حقوق بشر، ”بند۳۵۰ زندان اوين يا اندرزگاه ۳، پس از انتخابات به شلوغ ترين بند سياسی ها در زندان اوين تبديل شده و هم اکنون از شرايط بسيار ناگوار و نامطلوبی برخوردار می باشد، که اين وضعيت، مشکلات بسياری را برای زندانيان حاضر در آن بند را فراهم آورده است.“



اين تشکل حقوق بشري، مسئوليت هرگونه اتفاق ناگوار برای زندانيان را، متوجه مسئولان زندان، مقامات امنيتی و قوه قضاييه جمهوری اسلامی دانسته و خاطرنشان می کند ”آنها بايد پاسخگوی هر اتفاق احتمالی باشند.“



اين کمپين با استناد به شواهد، مستندات و همچنين منابع مطلع و موثق، ”تراکم زندانيان سياسی بعد از انتخابات، وضعيت بد زندگی و زيستی زندانيان، کمبود مواد غذايی و کيفيت پايين تغذيه، آلودگی محيط زندان و شرايط انتقال آسان بيماري، دسترسی محدود به داروهای مورد نياز زندانيان و خودداری مقامات از رسيدگی به موقع و مناسب به بيماران، بدرفتاری مسئولان زندان و همچنين تحقير زندانيان توسط مقامات“ را مفصلا شرح داده و اکيدا خواستار تغيير وضعيت موجود در زندان اوين شده است.



مشروح گزارش مذکور، به شرح زير است:



بند۳۵۰ زندان يا آنچه اندرزگاه ۳ زندان اوين ناميده می شود در حالی که پس از انتخابات هم اکنون به شلوغ ترين بندسياسی ها در زندان اوين تبديل شده است از شرايط بسيار نامطلوب برخوردار است به گونه ای که مشکلات بسياری را برای زندانيان حاضر درآن فراهم آورده است.



منابع مطلع و موثق وضعيت موجود در اين بند را برای کمپين بين المللی حقوق بشردرايران تشريح کرده اند که بخش های عمده آن در زير می آيد.



کمپين بين المللی حقوق بشردر ايران از مقامات قوه قضاييه وسازمان زندان ها می خواهد که در اسرع وقت با رسيدگی به وضعيت اين بند زمينه بهبود شرايط زندگی زندانيان و رساندن آن به استانداردهای قانونی را فراهم آوردند. کمپين نگرانی خود را از دسترسی اندک زندانيان به دارو و درمان به موقع که می تواند خطرات جدی را برای برخی زندانيان همچنان که برای وبلاگنويس مرحوم اميدميرصيافی پديدآورد ومنجر به مرگ وی شد، اعلام می کند و از مسوولين می خواهد که پيش از اينکه چنين اتفاقای تکرار شود به وضعيت بند زندانيان سياسی رسيدگی کنند. کمپين مسووليت هرگونه اتفاق ناگوار را متوجه مسوولين زندان، مقامات امنيتی و قوه قضاييه می داند و آنها بايد پاسخگوی هر اتفاق احتمالی باشند.



بند ۳۵۰ ، اندرزگاه ۳: تراکم زندانيان سياسی بعد از انتخابات



بند ۳۵۰ يا اندرزگاه ۳ زندان اوين که از سال ۸۶ از زندانيان سياسی تخليه شده بود در پی دستگيری های گسترده فعالان سياسي، مطبوعاتي، دانشجويی و حقوق بشری بعد از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بار ديگر شاهد افزايش غيرقابل باور زندانيان سياسی وعقيدتی شد تا از ”بند کارگري“ مجدداً به ”بند سياسی “ اوين تغيير نام دهد. پيش از اين بند ياد شده محل اسکان عده ای از زندانيان عادی بوده است که در محوطه اوين کارگری می کرده اند، اما در فاصله بيش از ۱۱ ماهی که از انتخابات خرداد سال گذشته می گذرد اين بند فعالان احزاب پيش رويی مانند سازمان دانش آموختگان ايران و احزاب اصلاح طلب مانند جبهه مشارکت، روزنامه نگاران برجسته ای که اگر چه از خطرهای روزنامه‌نگاری در عصر سانسور و خفقان آگاه بودند ولی همچنان در مسير اطلاع رسانی شفاف گام بر داشتند و دانشجويانی که همواره در ۵ سال اخير آماج تير سرکوب دولت بودند را در خود جای داده است. اين افراد پس از سپری کردن ماه يا ماه های متوالی در سلول های انفرادی بندهای امنيتی و اتمام بازجويی ها و تشکيل پرونده به اين بند منتقل شده اند.



هر چند پس از حوادثی که در پی اعدام ۵ زندانی سياسی در ۱۹ ارديبهشت به وجود آمد ترکيب اين بند دگرگون شد و بسياری از زندانيان سياسی-عقيدتی به ديگر زندانهای استان تهران تبعيد يا به بندهای ديگر زندان اوين منتقل شدند، اما هم اکنون بيش از ۱۰۰ نفر از زندانيان سياسی که اکثر آنها را زندانيان حوادث پس ۱۱ ماه اخير تشکيل می دهند در اين بند به سر می برند.



وضعيت غذا: کمبود منابع، کيفيت پايين



غذای زندانيان بند ۳۵۰ مانند غذای ساير بندهای عمومی زندان اوين (اندرزگاه ۷ و ۸و ۱، بند زنان) است، کيفيت غذاها در سطح بسيار پايينی است چه از نظر کيفيت مواد اوليه که بعضاً حتی مواد فاسد شده در غذا باعث مسموميت زندانيان شده است، و چه برنامه غذايی آن که خالی از مواد مغذی است به طوري‌که بيشتر غذاها از موادی مانند سيب زمينی و حبوبات تشکيل شده است و گوشت (هر چند بی کيفيت) عملاً مقداری نزديک به صفر دارد، در نتيجه اکثر زندانيان مجبورند مايحتاج غذايی خود را از فروشگاه بند تهيه نمايند، فروشگاه بند ۳۵۰ بايد به حدود ۱۵۰ الی ۲۵۰ زندانی خدمات ارائه کند و البته اجناس فروشگاه جوابگوی نياز اين تعداد زندانی نيست و زندانيان مجبورند با غذای بی کيفيت زندان سر کنند به همين جهت افرادی که در اين بند زندانی هستند همگی از قشر نخبه جامعه مدنی ايران هستند حتی با محدوديت شديد غذايی نيز مواجه می باشند که باعث شده خانواده های اين افراد با ديدن چهره های تکيده و رنجور عزيزانشان در ملاقاتها نسبت به عدم رسيدگی مسئولان به حداقل مسائل معيشتی زندانيان انتقاد داشته باشند چرا که معتقدند بايد لااقل امکان خريد فرزندانشان از فروشگاه فراهم باشد.



همچنين زندانيانی که بسياری از آنان به علت شرايط نامناسب دوران بازجويی از وضعيت سلامتی مطلوبی برخوردار نيستند مجبور هستند ساعتها در صف فروشگاه برای تهيه مواد غذايی بايستند. در بسياری از موارد هم فروشگاه مشکل محدوديت خريد را هم برای زندانيان در نظر گرفته در حالی که آن ها به دليل کيفيت وحشتناک غذا بايد با خريد مايحتاج اوليه خود غذا تهيه کنند. افزون بر اين، فروشگاه از ساعات کاری منظم و روزهای برنامه ريزی شده برخوردار نيست و برخی وقت ها مسوولان زندان برای ايجاد فشار غيرمحسوس بر زندانيان سياسی روزها فروشگاه را در حالت نيمه تعطيل قرار می دهند، مانند روزهايی که زندانيان در اسفند سال گذشته از گرفتن غذای زندان به نشانه اعتراض خودداری کرده بودند و فروشگاه سه روز تمام باز نشد.



وضعيت بهداشت: آلودگی محيط زندان، انتقال آسان بيماری



بند ۳۵۰، ۹ اتاق دارد که ۵ اتاق آن در طبقه پايين و ۴ اتاق در طبقه بالا قرار دارد، طبقه بالا از نظر وضعيت بهداشتی کمی مناسبتر است اما از ۱۹ ارديبهشت اتاق های بالا را تماماً به کارگران زندان (زندانيان عادی که در محوطه اوين کارگری می کنند) واگذار کرده اند. طبقه پايين که هم اکنون بيش از ۱۰۰ زندانی سياسی در آن زندگی می کنند ۵ اتاق دارد که فضای خالی هر اتاق (غير از تخت ها) کمتر از ۱۵ متر است که بيش از ۲۰ زندانی بايد در آن زندگی کنند که خود به خود باعث پايين آمدن سطح بهداشت و سهولت انتقال بيماری ها می شود. به علاوه پتو ها و وسايل خواب زندانيان نيز عموماً کثيف و غير بهداشتی است. دستشويی و ظرفشويی طبقه پايين نيز در يک مکان قرار دارد که طبعاً آزار دهنده و از نظر بهداشتی کاملاً نامناسب است.



مسوولان زندان از زندانيان برای نظافت راهروها، هواخوري، دستشويی ها و زندان استفاده می کنند که به نوعی بهره کشی از زندانيان تلقی می شود. علاوه بر تاسيسات بهداشتی و نظافتی بند ۳۵۰ در طبقه پايين به شدت فرسوده و قديمی است که خود سبب بروز مشکلات بهداشتی می شود. اين در حاليست که طبقه ی بالای ۳۵۰ دستشويی ها و حمام های بازسازی شده و تميزی دارد و دليل آن نگهداری زندانيان مالی در اين طبقه است.



دارو ودرمان: دسترسی محدود، خودداری از رسيدگی به موقع



اکثر زندانيان اين بند به علت فشارهای جسمی و روحی شديد وارده در دوران بازجويي، مبتلا به انواع بيماريها و ناراحتی های جسمی می باشند، در ساختمان بند ۳۵۰ بهداری يا مکانی برای استفاده زندانيان از دارو يا خدمات پزشکی وجود ندارد و اين امر تنها با مراجعه به بهداری زندان ميسر است. انتقال زندانيان به بهداری و ويزيت پزشک نيز با مشکلات و محدوديت های فراوان روبروست، به طوريکه هر روز از کل زندانيان سياسی بند ۳۵۰ کمتر از ۱۰ نفر اجازه انتقال به بهداری را می يابند که اين امر موجب می شود عده ای از زندانيان که احتياج فوری به درمان يا استفاده از داروهای مسکن يا داروهای مخصوص به خود دارند مدت زيادی از مراجع به بهداری و استفاده از خدمات درمانی محروم شوند. در بيشتر موارد زندانيان با وجود نياز مبرم به درمان جدي، از دسترسی به امکانات درمانی و پزشک محروم هستند. برای مثال بارها رخ داده که يک زندانی سياسی بدحال شده و نياز به مداوای فوری داشته اما مسوولان زندان از اعزام وی به بهداری سرباز زده اند. آن ها معتقدند تنها در زمانی نياز به بهداری وجود دارد که زندانی حتما بيهوش شده باشد. چنين رويه ای در اسفند سال ۸۷ منجر به مرگ اميدرضا ميرصيافی در بند هفت زندان اوين شد، وبلاگ نويس جوانی که به دو سال و نيم حبس محکوم شده بود و سرانجام در زندان به دليل فشار وحشتناک زندان بر اين جوان جان باخت.



نگرانی از وضعيت درخطربرخی زندانيان سياسی



بايد توجه داشت که سرنوشت وی می تواند برای بسياری ديگر از زندانيان جوان کنونی بند ۳۵۰ هم تکرار شود. ۱۰۰ نفر زندانی سياسی بند ۳۵۰ بخش بزرگی از آن ها جوانان معترضی هستند که پس از حوادث بعد از انتخابات بازداشت شده اند و هيچ سابقه سياسی و آمادگی ذهنی برای زندان نداشته اند. به دليل فضای زندان و تلاش مسوولان برای افزايش فشارها، اين جوانان پيش از ديگر زندانيان سياسی که می شناسيم در معرض خطر هستند. عدم توجه به نشانه های افسردگی در آن ها و بردرفتاری زندان بان ها می تواند فجايع تازه ای را در زندان اوين رقم بزند. برای همين، حضور هميشگی و مستمر پزشکان و مددکاران ماهر در بند ۳۵۰ ضرروی به نظر می رسد.



بدرفتاری مسوولان زندان، تحقير زندانيان



برخی از افسران نگهبان بند ۳۵۰ تلاش می کنند تا با فشار مضاعف بر زندانيان سياسی و بدرفتاری با آن ها، زندانيان سياسی را خرد کنند. هم چنين مسوولان زندان با استفاده از ابزارهای غيرقانوني، می کوشند انسجام زندانيان سياسی از ميان ببرند، خبرچينی را رواج دهند و ناامنی روانی در بند ۳۵۰ ايجاد کنند. اعلام هواخوری اجباري، ورزش صبحگاهی و جست و جوهای غيرمعمول وسايل زندانيان سياسی از جمله ديگر بدرفتاری های اعمال شده در زندان اوين است. مسوولان زندان همچنين می کوشند تا در طی دو بار آمارگيری از زندانيان، آن ها را مورد تحقير قرار دهند. با وجود آن که افسران نگهبان می توانند با مراجعه به هر اتاق آمار زندانيان را به دست آوردند اما آنها در بيش تر اوقات، برای آمار زندانيان را مجبور به خروج از سلولهای خود و مراجعه به هواخوری می کنند. در وقت هايی نيز که آمار در اتاق ها گرفته می شود، زندانيان سياسی مجبور می شوند، دقايق بسياری را در رديف های منظم روی زمين بنشينند تا با دست شمارش شوند واين رفتاربه گواه زندانيان اين بند بسيار تحقيرآميز است.



علاوه بر اين، وجود معضلی به نام ”کف خوابي“ نکته تأسف باری است که علی رغم اعتراضات و درخواست های فراوان ادامه دارد، و بسياری از زندانيان به علت کمبود تخت مجبور به خوابيدن بر روی زمين هستند، که در زمستان به علت سرمای زمين باعث افزايش شديد زندانيان بيمار می شود.به اين مشکلات معيشتی بايد برخوردهای غيراخلاقی و توهين آميز بزرگ نيا، رييس بند ۳۵۰ را نيز افزود که به اذيت و آزار زندانيان و ايجاد محدوديت های غيرقانونی برای آنان شهرت دارد.




13 خرداد 1389    14:35
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:   حمید
ای-ميل:  
17:43 13 خرداد 1389


کارگر دانش و برزگر اتحاد اتحاد



هسته های مخفی مقاومت را سازمان دهید.



کمیته های مخفی اعتصاب را در کارخانه، اداره، مدرسه ، دانشگاه سازمان دهید.

پیش به سوی تدارک اعتصاب عمومی سراسری و قیام مسلحانه  هت نابودی کلیت نظام  مهوری اسلامی. نه بورژوازی مرت ع و ضد دمکرات بلکه تنها رهبری طبقه کارگر ضامن پیروزی مبارزه توده ها برای دست یافتن به آزادی و  امعه رفاه می باشد.



زندانی سیاسی به همت توده ها آزاد باید گردد.

 مهوری اسلامی با هر  ناح و دسته نابود باید گردد.





نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد: آنقدر اين جوان را فراموش کرديم که جوانيش تمام شد

ايميل ارسالی به روشنگری

*بهروز جاويد تهرانى ، پس از جريانات 18 تير 78 در زندان** **است*

*يعنى بيش از ده سال . ده سال ميدانى يعنى چه ؟***



بهروز جاويد تهرانى ، پس از جريانات 18 تير 78 در زندان است . يعنى بيش

از ده سال . ده سال ميدانى يعنى چه ؟ ميدانى اگر يک جوان را ده سال در

بندى که تو ميدانى چه بندى است به زنجير کنند ، چه مى ماند از او ؟



تقصير نظام نيست . تقصير حکومت نيست . تقصير دولت آقاى خاتمى و محمود

احمدى نژاد هم نيست . شاهرودى و لاريجانى و سيد على خامنه اى هم تقصيرى

ندارند . من وتو هم که اصلا هيچ . به ما چه ؟



تقصير بهروز است . تقصير همان جوان ده سال پيش است که براى آزادى فرياد

زد . شايد براى من و تو . نميدانم . عصر جمعه ما را خراب نکن . ميخواست

فرياد نزند . به ما چه ؟



*بهروز جاويد تهراني، آخرين زندانی بازمانده از قيام خونين **۱۸** **تير **۷۸**، در اعتراض به انتقال خود به سلولهای انفراديِ زندان گوهردشت و شرايط طاقت فرسا و غير انسانيِ موجود، در هفتمين روز اعتصاب غذا بسر می برد. به گزارش تارنمای فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، اين زندانی سياسی **۱۷** اسفند ماه گذشته با يورش گروهی از ماموران بند يک (به رياست حسن آخريان) همراه با ضرب و شتم به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی منتقل شد که طی اين مدت چند بار به اطلاعات زندان منتقل شده و توسط کرمانی و فرجي، رئيس و معاون اطلاعات زندان مورد شکنجه های جسمی قرار گرفته است.*



*علت فشارهای مضاعف بر بهروز جاويد طهراني، ادامه اعتراضات اين زندانی سياسی در زندان و نارضايتی وی از حضور در بندهای جانيان خطرناک می باشد.گزارش فعالين حقوق بشر همچنين خاطرنشان می سازد بهروز در اعتراض به انتقال خود به سلولهای انفرادي، شکنجه های جسميِ اعمال شده و همچنين شرايط طاقت فرسا و غير انسانيِ بند مذکور، از **۱۱** فروردين ماه در اعتصاب غذا بسر می برد و شرايط جسمی او به دليل شکنجه های جسمي،شرايط غير انسانی و اعتصاب غذا رو به وخامت گذاشته است*
13 خرداد 1389    13:10
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
14:25 13 خرداد 1389
زنده و پایدار باد و  اوید باد  اوید.


نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد: بايکوت تمام کشتيهايی که بين اسرائيل و سوئد رفت و آمد ميکنند توسط اتحاديه بنادر سوئد

اتحاديه بنادر سوئد تصميم گرفت حمل و نقل کشتيها و محموله های اسرائيلی را بلوکه کند.

دليل آن حمله ارتش اسرائيل به کشتيهای حامل كمك‌هاى بشردوستانه براى مردم محاصره‌شده‌ى غزه عنوان شده است.

بيورن بورگ دبير اتحاديه ميگويد موضع ما اين هست: مقصرين اين حمله بايد محاکمه شوند و محاصره چندساله نوار غزه برچيده شود.

بايکوت کشتيها و محمولات اسرائيلی از نيمه شب سه شنبه 15 ژوئن آغاز می شود.

*****

ماتياس گاردل يکی از سرنشينان سوئدی کشتيهای عازم غزه ميگويد: اسرائيلی ها مرتکب قتل عمد و دزدی دريايی شدند. سربازهای مجهز به تفنگ ليزری به پيشانی دونفر و سر يک نفر از پشت و سينه يکی ديگر از قربانيان شليک کردند. تعدادی از آنها روزنامه نگار بودند
13 خرداد 1389    11:20
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:56 14 خرداد 1389
مدت این بلوکاد یک هفته است و خودشان حساب کرده اند که در  دول این هفته کالایی به یا از اسراییل بار نمی شود. در نتی ه این تنها یک ژست توخالی است که باع« خوشحالی یک عده شده.



نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد.فيلم: برای ندا

به لينک مراجعه کنيد



http://www.youtube.com/watch?v=F48SinuEHIk&feature=player_embedded
13 خرداد 1389    10:31
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :کامران آسا دوباره بازداشت شد



ادوارنيوز: کامران آسا برادر شهيد کيانوش اسا( از شهدای جنبش سبز در راهپيمايی مسالمت آميز ۲۵ خرداد ) نيمه شب دوشنبه ۱۰ خرداد ، در راه بازگشت به خانه توسط نيروهای وزارت اطلاعات کرمانشاه بازداشت شد.



به گزاش کلمه ،صبح روز بعد ۵ نفر از نيروهای اطلاعات به خانه مراجعه کرده و مقداری وسايل شخصی کامران را با خود بردند. اين نيروها در زمان ورود به خانه ، هنگامی که با گريه های مادر کيانوش روبه رو شدند ، به جای ارائه توضيح خطاب به اين مادر داغ ديده گفتند : همين گريه های شماست که کامران را تحريک می کند!! و در پاسخ به سوال های مکرر خانواده ، عنوان کردند کامران را ميگيريم تا سرش به سنگ بخورد.



در حال حاضر خانواده و خصوصا مادر کامران و کيانوش در شرايط بسيار بدی به سر برده و شديدا نگران وی هستند در حالی که هيچ اطلاعی از محل نگه داری او ندارند.



اين دومين بار است که کامران بازداشت می شود. اولين بار در ۱۶آذر در دانشگاه علم و صنعت (مراسم بزرگداشت کيانوش، دانشجوی نخبه اين دانشگاه ) دستگير شد و پس از دوماه به قيد کفالت ازاد شد،در حاليکه در اين مدت مادر و خانواده داغ ديده وی در راه دادگاه و زندان رنج فراوان بردند.




13 خرداد 1389    08:10
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد.ايران ذخاير يورو خود را با دلار مبادله مي‌کند

راديو آلمان

بانک مرکزی ايران در نگرانی از تشديد کاهش ارزش يورو قصد دارد ۴۵ ميليارد يورو از ذخاير ارزی خود را به دلار و طلا تبديل کند. اين تصميم که قرار است در سه مرحله اجرايی شود، از نظر برخی از کارشناسان آسان پيش نخواهد رفت.

"پرس تی وی"، شبکه‌ی انگليسي‌زبان صدا و سيمای ايران روز چهارشنبه، ۱۲ خرداد تصميم يادشده را در چارچوب اجرای استراتژی جديد اقتصادی ايران توصيف کرد و آن را با وخامت اوضاع اقتصادی اروپا و کاهش کم‌سابقه ارزش يورو مرتبط دانست. اين رسانه با برآورد ذخاير ارزی ايران به ۸۰ ميليارد دلار، مدعی شد که ساير کشورهای خليج فارس نيز رويکردی مشابه ايران در پيش گرفته‌اند. اين در حالی است که محافل اقتصادی و بانک‌های مرکزی کشورهايی مانند ژاپن، برزيل، کره‌ی جنوبی و هند اعلام کرده‌اند که نگران سقوط فاحش يورو نيستند و همچنان به سرمايه‌‌گذاري‌های در حوزه‌ی يورو ادامه مي‌دهند.



اقدامی در سه مرحله

گرچه خود بانک مرکزی ايران تا کنون در اين زمينه موضعی نگرفته است، ولی يک ماه پيش محمود بهمني، رئيس کل اين بانک از برداشتن چنين گامی خبر داده بود.





تصميم جديد ايران در حالی از سوی "پرس تی وی" اعلام مي‌شود که روز دوشنبه‌ی گذشته، روزنامه جام جم که به صدا و سيمای ايران وابسته است در گزارشی به طور مبسو‌ط‌‌تر به شرح رويکرد تازه‌ی دولت ايران پرداخت. به نوشته اين روزنامه دو سال پيش در پی بروز بحران اقتصادی جهان و کاهش ارزش دلار بسياری از کشورها تصميم گرفتند ذخاير ارزی دلار خود را به ارز باثبات‌تری همچون يورو بدل کنند. اما اخيراَ با قرارگرفتن يونان و برخی ديگر از کشورهای اروپايی در معرض ورشکستگی و فشاری که از اين بابت به يورو وارد شده، «بسياری از کشورها به خاطر جلوگيری از ضررديدن از اثرات اين کاهش ارزش، تبديل ذخاير خود از يورو به ‌دلار را آغاز کرده‌اند.» به نوشته جام جم، کارشناسان بانک مرکزی ايران بر اين نظرند که تلاطم در اقتصاد اروپا رو به گسترش است و يورو روز به روز کم‌ارزش‌تر خواهد شد.





جام جم در ادامه گزارش خود آورده است که بانک مرکزی ايران علاوه بر تبديل ذخاير يوروی خود، اقداماتی را به منظور کاهش معاملات بين‌المللی کشور با يورو در دست انجام دارد. بارزترين اقدام در اين مسئله، کاهش قابل توجه پذيرش يورو در برابر فروش نفت ايران است.





"جام جم" سپس از سه مرحله‌ای بودن تبديل ذخاير يوروی ايران به دلار و طلا خبر داده است که تا پاييز امسال ادامه خواهد يافت. در پايان اين سه مرحله سهم ذخاير يورويی در کل ذخاير ارزی ايران از ۵۵ درصد کنونی به ۲۰ تا ۲۵ درصد کاهش خواهد يافت. ظاهراَ کارشناسان بانک مرکزی ايران تبديل کل ذخيره‌ی يورويی ايران را به صلاح مي‌دانند، اما با توجه به کشش بازار، ظرف ماه‌های آينده تبديل مبلغی فراتر از ۴۵ ميليارد يورو را تقريباَ غيرممکن ارزيابی مي‌کنند.





ترديدها در باره‌ی موفقيت ايران





ايران از چند سال پيش در صدد بوده است که برای «مقابله با سلطه انحصاری دلار» و برای «تضعيف موقعيت اقتصادی آمريکا» نفت خود را به يورو و ساير ارزها بفروشد و کشورهای اوپک را نيز به اقدامی مشابه تشويق کند. راه‌انداختن بورس نفت در يکی از جزاير خليج فارس نيز با چنين انگيزه‌ای انجام شده که البته تا کنون در عمل به جايی نرسيده است. تصميم جديد ايران گرچه نادرست ارزيابی نمي‌شود، ولی در مجموع تصميم‌های ضدونقيض سال‌های اخير از نظر کارشناسان نشانه‌ای از سياست‌زدگي، ايدئولوژي‌گرايی و فقدان انسجام و نگاه راهبردی در تصميمات کلان اقتصادی ايران ارزيابی مي‌شود.





رسانه‌ای شدن تصميم جديد ايران بر خلاف تصور تأثيری بر برابری ارزش يورو نداشته و کاهشی در ارزش اين ارز ايجاد نکرده است. نرخ مبادله يورو به دلار در روزهای اخير تقريباَ بالای يک به ۲۰ /۱ باقی مانده است. شماری از کارشناسان اجرای تصميم جديد جمهوری اسلامی در مبادله يورو به دلار را کار آسانی نمي‌دانند، زيرا بخشی از اين مبادله بايد به صورت خريد اوراق قرضه آمريکا عملی شود. تحريم‌های آمريکا عليه ايران اما مانع از آن هستند که ايران بتواند اوراق قرضه آمريکايی خريداری کند.


13 خرداد 1389    09:21
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد : فيلتر و آزاد شدن پياپی گوگل در ايران در آستانه سالگرد انتخابات

مردمک :برخی سايت‌های خبری در روزهای گذشته از فيلتر شدن سايت گوگل در داخل کشور خبر داده‌اند.



پايگاه اينترنتی خبری فرارو روز چهارشنبه، 12 خرداد، نوشت که از دقايقی پيش کاربران در برابر آدرس گوگل با صفحه رسمی فيلترينگ روبه‌رو مي‌شوند.



فرارو در گزارش اين مطلب تصوير فيلتر شده گوگل روی رايانه‌های داخل کشور را منتشر کرد و نوشت که هم‌زمان با فيلتر گوگل، سرويس «گوگل ريدر» هم فيلتر شده است.



پايگاه اينترنتی کلمه، نزديک به ميرحسين موسوي، روز هفتم خرداد گزارش داد که کاربران برخی آی.اس.پي‌ها به هنگام اتصال به صفحه اصلی جستجوی گوگل با صفحه فيلترينگ مخابرات روبه رو مي‌شوند.



سايت تابناک، نزديک به محسن رضايي، هم نوشت که کاربران اينترنت در داخل ايران، عصر روز جمعه (هفتم خرداد) برای مدتی جهت دسترسی به صفحه اصلی موتور جست‌وجوگر گوگل و سايت‌های وابسته به آن، با پيغام فيلترينگ مواجه شدند.



در پی ناآرامي‌های پس از انتخابات، دولت بسياری از شبکه‌های اجتماعی و وب‌سايت‌های اشتراک فيلم و عکس و پيام‌رسانی مانند فيس‌بوک، يوتيوب، تويتر، فليکر، وب‌سايت پرطرفدار ايرانی «کلوب» و همچنين وب‌سايت‌های خبری فارسی زبان خارج از ايران را فيلتر کرد.



با شدت گرفتن محدوديت‌های اعمال‌شده به دنبال رويدادهای پس از انتخابات رياست جمهوری و فيلترينگ، سرعت دسترسی کاربران اينترنت در ايران کندتر از گذشته شد و کاربران در مراجعه به برخی سايت‌هايی که فيلتر نيستند هم با کندی شديد و يا عدم نمايش اين سايت‌ها مواجه هستند. از جمله اين سايت‌ها سرويس پر مخاطب و مهم ايميل گوگل، GMail، است.



برای نخستين بار در تاريخ 31 فروردين امسال دسترسی به سرويس Google Images در ايران برای مدتی غير ممکن شد. و اين بار فيلترينگ گوگل در آستانه سالگرد انتخابات رياست جمهوری 22 خرداد گزارش شده است.



ايميل ايرانی راه‌اندازی شد



هم‌زمان با اعلام خبر فيلترشدن گوگل و سرعت پايين اينترنت در داخل کشور، معاون شرکت فناوری اطلاعات از آغاز به کار ايميل ايرانی خبر داد.



علی اصغر انصاری به خبرگزاری مهر گفت که در صورت تصويب ضوابط مورد نياز، ايميل داخلی برای تمامی متقاضيان به صورت رايگان ارائه خواهد شد.



براساس گزارش مهر، از ويژگي‌های ايميل ايرانی حفظ امنيت بيشتر اطلاعات عنوان شده و در صورت استفاده از آن، اطلاعات ايميل در داخل کشور گردش مي‌کند.



همچنين براساس «طرح اينترنت ملي» که رضا تقي‌پور، وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات از راه‌اندازی آن در سال 89 خبر داده بود، قرار است همه اطلاعات کاربران از مسير اينترنت ملی منتقل شود و بنابراين دولت قادر خواهد بود به تمام اطلاعات دسترسی پيدا کند.




13 خرداد 1389    08:13
  بالاترين || دنباله ||  فيس بوک

نظر شما

نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن

13خرداد :برنامه بانک مرکزی ايران 'برای فروش ۴۵ ميليارد يورو از ذخاير ارزی خود

بى بى سى:در پی کاهش ارزش يورو در ماه های اخير، تلويزيون دولتی "پرس تی وی" ايران گزارش داده است که بانک مرکزی اين کشور قصد دارد ۴۵ ميليارد يورو از ذخاير ارزی خود را برای خريداری دلار و طلا بفروشد.



اين درحالی است که ايران از حدود چهار سال پيش سعی کرد از تکيه بر دلار در معاملات ارزی خود بکاهد و در آبان ماه ۱۳۸۶ (نوامبر ۲۰۰۷) اعلام کرد برای اولين بار تقريبا همه مبادلات نفتی خود را با ارزهايی غير از دلار آمريکا انجام می دهد.



سياست پرهيز از دلار آمريکا پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و تشديد تنش ميان دو کشور بر سر برنامه اتمی ايران در پيش گرفته شده بود.



رئيس بانک مرکزی ايران ماه گذشته تلويحا به احتمال لزوم کاستن از تکيه بر يورو به عنوان واحد اصلی معاملات ارزی اشاره کرده بود.



محمود بهمنی دو هفته پيش به روزنامه "حزب الله" ايران گفته بود که بانک مرکزی با توجه به افت ارزش يورو و افزايش ارزش دلار، مساله تغيير ترکيب سبد ارزی را بررسی خواهد کرد.




13 خرداد 1389    08:17
  بالاترين || دنباله ||http://www.facebook.com/roshangari?ref=fs">  فيس بوک

نظر شما
نام:  
ای-ميل:  
10:57 14 خرداد 1389
ارباب هم همان ارباب بزرگ.

نام:   افشا
ای-ميل:  
10:52 14 خرداد 1389
در این بازی تا سال قبل که پن  میلیارد دلار ضرر بملت زده اند .بعد از آن چقدر ضرر زده اند آیا کسی میداند؟

http://www.roshangari.net//as/sndfrm.cgi" method="post">
نام (اختياری)


ای-ميل (اختياری)


متن



16 خرداد 1389    21:41
Balatarin  بالاترين || Donbalehدنباله ||  فيس بوک


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد