www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

14بهمن :نامه سرگشاده مدرسين و طلاب قم و نجف به رييس و نمايندگان مجلس خبرگان:رهبری که شما ناظر بر احوال او هستيد صلاحيتش مخدوش است


(تيتر از جنگ خبر)
مدرسين و طلاب قم و نجف

رياست و اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری
به استحضار می رساند:
جای انکار نيست که نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر يکی از سخت ترين شرايط دوران خود را از آغاز تاسيس، تا کنون می گذراند. اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مديريتی نه تنها متزلزل که کاملا سلب و منتفی شده است. قسمت عمده ای از نسل نخستين انقلاب و يا فرزندان آنها کشته، زخمی و يا در زندان هستند. صدای گريه و شيون مادران داغديده و بستگان زندانيانی که پس از مدت ها انتظار ديدار عزيزانشان، حکم محکوميت طويل المدة آنان را از طريق رسانه ها می شوند شب و روز به گوش ميرسد. ناله ها تبديل به فرياد شده اند و ديگر قوه قهريه برای فرو بردن خشم عمومی امکان پذير نمی باشد.
روحانيت وجهه مردمی خود را به کلی از دست داده است، مردم آنان را ديگر به جای آنکه معلم اخلاق بدانند، پليس، نظامی و حتی چاقوکشان شهر می دانند. ارکان اصلی انقلاب از تريبون رسمی به غارت بيت المال، خيانت و عامل اجنبی معرفی شده اند، لب فروبسته و در خانه نشسته اند. کسانی که مردم انقلاب را همراه با نام امام خمينی(ره) ونام آنان شنيده و تا مغز استخوانشان کرده بودند و حتی سلامتی و تماميت جسمانيشان را به گفته آنان در جبهه های جنگ به اميد رستگاری و وصول به نعيم بهشتي، از دست داده بودند، اينک آنان را يا در زندان می بينند و يا پشت در زندان چشم به راه فرزندانشان. خاندان بهشتي، راست قامتی که می گفت: ((ما عاشقان خدمتيم نه تشنگان قدرت))، امروز در هجران عزيزشان لحظه ها را سپری می کنند.
دانشجويان، متخصصان، متفکران و ديپلمات های شناخته شده کشورمان در پاسخ به ندای وجدانشان همچون اصحاب کهف که از دست دقيانوس ديکتاتور زمان به غار پناه بردند و سر بر سنگ نهادند، چاره ای جز جلای وطن نديده، خانه و خانمان را ترک کرده و رنج غربت را تحمل می کنند. اينها همه در کنار شيوع پديده ويرانگر اعتياد، فقر و فحشا و ناامنی بگونه ای که هيچکس ناموسش را از تجاوز اراذل و اوباش در آمان نمی بيند و سر راحتی بر بستر نمی نهد و.............
عامل اصلی را در کجا بايد يافت؟

اينک شما آقايانی که از قيف بسيار تنگ و باريک شورای نگهبان گذشته ايد و بر کرسی مجلس خبرگان رهبری تکيه زده ايد بدانيد و آگاه باشيد که گناهی که شما دراين مقطع تاريخی مرتکب شده و می شويد هرگز نزد ملت بخشودنی نيست. مگر اينکه حداقل يکبار هم که شده است نظام را از فروپاشی و کشور را از ويرانی و اضمحلال با انجام وظيفه شرعي، قانونی و ملی خود نجات دهيد.
برای اينکه شما را به وظايفتان ياد آور شويم، توجهتان را به موادی از قانون اساسی ايران، خونبهای شهيدان انقلاب اسلامی جلب می نماييم.
اصل ۵
در زمان غيبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ايران ولايت امر و امامت امت بر عهده فقيه عادل و با تقوي، آگاه به زمان، شجاع، مدير و مدبر است که طبق اصل يکصد و هفتم عهده‏دار آن مي‌گردد.

اصل ۱۰۹ - شرايط و صفات رهبر
1. صلاحيت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه.
2. عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
3. بينش صحيح سياسی و اجتماعي، تدبير، شجاعت، مديريت و قدرت کافی برای رهبری.
در صورت تعدد واجدين شرايط فوق، شخصی که دارای بينش فقهی و سياسی قوي‏ تر باشد مقدم است.

اصل ۱۱۱ - برکناری رهبر
هر گاه رهبر از انجام وظايف قانونی خود ناتوان شود. يا فاقد يکی از شرايط مذکور در اصول پنجم و يکصد و نهم گردد، يا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرايط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخيص اين امر به عهده خبرگان مذکور در اصل يکصد و هشتم است. در صورت فوت يا کناره‏گيری يا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعيين و معرفی رهبر جديد اقدام نمايند. تا هنگام معرفی رهبر، شورايی مرکب از رييس جمهور، رييس قوه قضاييه و يکی از فقهای شورای نگهبان انتخاب مجمع تشخيص مصلحت نظام، همه وظايف رهبری را به طور موقت به عهده مي‌گيرد و چنانچه در اين مدت يکی از آنان به هر دليل نتواند انجام وظيفه نمايد، فرد ديگر به انتخاب مجمع، با حفظ اکثريت فقهاء، در شورا به جای وی منصوب مي‌گردد. اين شورا در خصوص وظايف بندهای ۱ و ۳ و۵ و ۱۰ و قسمت‏های (د) و (ه) و (و) بند ۶ اصل يکصد و دهم، پس از تصويب سه چهارم اعضاء مجمع تشخيص مصلحت نظام اقدام مي‌کند. هر گاه رهبر بر اثر بيماری يا حداکثر ديگری موقتا از انجام وظايف رهبری ناتوان شود، در اين مدت شورای مذکور در اين اصل وظايف او را عهده‏دار خواهد بود.
با قرائت مجدد مواد فوق اينک شما را مخاطب قرار داده و در مرئی و منظر حق متعال که اقرب از حبل الوريد است از شما می پرسيم: آيا وظيفه کنونی شما فقط اينست که در جلسات اين مجلس به تملق و چاپلوسی بپردازيد؟ و يا چپيه بر عنق افکنان همچون عوام به موعظه تحت منبر رهبر بنشينيد و سر تکان دهيد؟ و يا قلمدان کشيده و گفته های مکرر او را قند مکرر دانسته و به کتابت ادمه دهيد؟ تاريخ شما را محاکمه می کند!!
آقايان!!
رهبری که شما ناظر بر احوال او هستيد به دلايل زير صلاحيتش مخدوش و يا لااقل زير سئوال رفته است. شما مکلف به رسيدگی هستيد و پس از اثبات او را عزل و نظام اسلامی را از خطر سقوط نجات دهيد:
1- ادعای مرجعيت فتوا پس از فوت آيت الله اراکی عليرغم عدم واجديت شرائط، و سقوط از عدالت وتقوا (موضوع مذکور در اصل پنجم)
2- کشف غير واجد بودن مديريت و مدبريت (موضوع مذکور در اصل پنجم قانون اساسی). دلايل فقدان اين شرط به قرار اوضاع و احوال ملت ايران در شرائط کنونی و منفوريت ايشان در انظار عامه است.
3- نصب افراد غير صالح و واجد شرايط در سمتهايی که زير نظر ايشان است. از جمله نصب افرادی نا آشنا به امور قضائی در راس قوه قضائيه. لازم به ذکر است که در اصل 157 قانون اساسی آمده است: ((.... يک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضايی و مدير و مدبر را برای مدت پنج سال به عنوان رييس قوه قضاييه تعيين مي‌نمايد که عالی ترين مقام قوه قضاييه است)).و بی ترديد شرط آگاه به امور قضائی غير شرط اجتهاد است. ايشان در اين مدت افرادی را برای اين سمت انتخاب کردند که حتی يک بار هم پايشان به دادگستری باز نشده بود و برانی محض بوده اند. توجيه انتخاب اين گونه افراد در آغاز انقلاب روشن و بديهی است ولی در زمان حاضر جهتی ندارد، مگر اينکه ايشان افراد مطيع بی چون و چرا را فقط تحمل می کنند و از اين جهت در فقر نيروی انسانی گرفتارند که تمام قوا را به يک خاندان اختصاص می دهند.
4- دخالت های خارج از حدود اختيار در مسائل قضائی ،تقنينی و اجرائی.
5- دولتی کردن نهاد مردمی و سنتی حوزه های منوره قم ومشهد .
6- به ذلت کشيدن حکيمان ،فقيهان و عالمان بزرگ حوزه علميه و تحت فشار قراردادن آنان برای تاييد های بی چون و چرا از روش خود.
7- تاييد فسق علنی رئيس جمهور در مناظره تلوزيونی. اتهام زدن در ملا عام درحالی که او نتواند پاسخ بگويد يقينا از مصاديق بارز فسق است. ولی رهبر در نماز جمعه تاييد کرده است.
8- خروج از بی طرفی اعضای شورای نگهبان و منجر شدن اين امر به جريانات پس از انتخابات و عدم توجه رهبر و عدم عزل آنان. ايشان نه تنها عزل نکردند بلکه آنان را به سمتهای مهمتری نظير رياست قوه قضائيه منصوب ساختند. امری شبيه به سخره گرفتن مردم است که شخصی که در نزد مردم مورد متهم به خروج از بی طرفی و عدم انجام وظيفه است به رياست قوه ای قرار می دهند که به شکايت همان مردم رسيدگی کند!!
9- دخالت مستقيم فرزندان ايشان در حمله بی رحمانه به مردم در روزهای 25 خرداد و روز عشورا.
10- وادار ساختن عوامل اطلاعات به توهين به عکس امام و هتک حرمت امام حسين برای متهم ساختن مخالفين خود.
11- دخالت مستقيم در قتلهای زنجيره ای (دليل اين امر ابقای دری نجف آبادی در پستهای قضائی و نماز جمعه اراک است ومانع شدن از مجازات قاتلين وجانيان است).
12- تاييد وپشتيبانی از سعيد مرتضوی و دستور به رئيس قوه قضائيه وقت از عدم تغيير او از دادستنانی.
13- سيد ابراهيم رئيسی معاون قوه قضائيه بوده است و اتفاقات زندان کهريزک در قلمرو مسئوليت وی رخ داده است. به امر رهبر ايشان به معاونت رئيس جديد نيز ابقا می شود.
14- ناديده گرفتن پرونده فرزندان افرادی مانند مقتدائی ،دری نجف آبادی و منتظری گلپايگانی به خاطر چاپلوسی پدرانشان.
15- نظامی ساختن و خشونت آميز کردن فضای سياسی کشور. کشور امروز تحت مديريت عده قمه بدست می گردد.
ماخواستار رسيدگی به اين امور و پاسخ مستدل وقانع کننده و اقدام مقتضی هستيم.

مدرسين و طلاب قم و نجف


14 بهمن 1388    05:39
Balatarin  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما

نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد