www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

14دی :جمعيت كودكان كار و خيابان در ايران چند برابر مي‌شود

ايسنا:... من هم بچه همين شهر هستم، اما اينجا، وسط خيابان و زير پاى مردم نشسته‌ام!

از شش سالگى زيرپاى مردم و در گوشه‌اى از همين چهارراه كز كردن را ياد گرفته‌ام

اينجا مدرسه من است. مي‌آموزم چطور گريه كنم، چگونه اشك‌ريزان ترحم جلب كنم و در چشم‌هاى مردمى كه زيرچشمى مرا مي‌پايند، زل بزنم و آخر شب هم به چند هزار تومانى كه توى جيبم مي‌گذارد، راضى باشم.

اينجا و روى همين سنگفرش‌هاى سرد مي‌آموزم كه چطور صداى دخترى10 ساله را كلفت كنم و ,على ‌اى شاه مردان, را با صداى پسرانه و تنبكى خراب بخوانم.

مي‌آموزم چطور در نگاه گستاخ مردان نگاه كنم و پولم را بگيرم. وقتى كه به جاى دادن پول، دستى به سرم مي‌كشند و مي‌روند!

مردم اينجا هم دلشان مي‌سوزد، هم به درد مي‌آيد، اما مردم گرگ شدن برخى از ما‌ها را نمي‌بينند!

فرقى نمي‌كند كه چند شب را مهمان شهردارى و بهزيستى باشيم، اين محدوده پاتوقمان است و من هر جا كه بروم، به سر جاى قبلي‌ام برمي‌گردم، پيش مشتري‌هاى سخاوتمندم!

اينجا، در اين خيابان روشن و پرنور و پرپول فرقى نمي‌كند كه دخترى دوره‌گرد باشى يا پسر. خيلى وقت است كسى سراغ دختر بودن را از من نگرفته، توى اين لباس‌هاى مردانه و گشاد و كثيف، نشانى از دختر بودن و تميزى و ظرافت در من نمانده، بي‌شناسنامه كه باشى به هر كارى مجبور مي‌شوى!

ما يك گروهيم، كنار دستيم آهنگ مي‌زند و مي‌خواند، من در كار فال و آدامسو و اسد كه بزرگ‌تر از همه ماست، جوراب مي‌فروشد.

زانوهايم به گزگز افتاده، به اين فكر مي‌كنم كه از فردا مقوا يا زيراندازى كلفت بياورم و زير پايم بياندازم.


82 درصد كودكان كار و خيابان دچار بيماري‌هاى پوستي‌اند

به گزارش خبرنگار ,اجتماعى, ايسنا، 73 درصد كودكان خيابانى بيماري‌هاى چشمي، 61 درصد بيماري‌هاى تنفسي، 64 درصد بيماري‌هاى قلبى ، 69 درصد اختلال شنوايى و 61 درصد از كمبود توجه رنج مي‌برند و در عين حال 82 درصد آن‌ها نيز دچار بيماري‌هاى پوستى هستند.

همچنين از نظر سواد نيز 56 درصد آن‌ها بي‌سوادند، 61 درصد مشكلات گفتارى دارند و در مجموع 86 درصد آن‌ها فاقد هرگونه مهارت شغلي‌اند.

اين آمارى است كه يك تحقيق در سال 84 بر روى بيش از چهار هزار و 100 كودك خيابانى انجام داده است و قطعا اين جمعيت و اين آمارها در سال 87 بيشتر و نگران كننده‌تر شده و ساده‌انگاريست اگر گمان كنيم، كودكان امروز خيابان‌هاى تهران كه جلوى ماشين، مغازه‌ها، پشت چراغ و يا ترمينال‌ها در هر ساعتى از شبانه‌روز مي‌بينيم، اين عارضه‌ها و بيماري‌ها را نداشته باشند و در صحت و سلامت كامل جسم و با شكم‌هاى سير بيشتر ساعات روز را كار مي‌كنند.

به گزارش ايسنا، بر اساس آيين‌نامه ساماندهى كودكان خيابانى كه سال‌هاست خاك مي‌خورد، وظايف سازمان‌هاى بهزيستى و شهرداري، كميته امداد امام خمينى (ره) و ساير متوليان رده چندم را مشخص كرده است، اما در اين سال‌ها كماكان كودكان خيابانى پس از دستگيرى و نگهدارى چند روزه به خيابان‌ها بازمي‌گردند و هيچ تعهدى براى ساماندهى بلندمدت آن‌ها وجود ندارد.

به عبارتى سازمان‌هاى متولى از جمله سازمان بهزيستى و شهردارى در حالى اين روزها به دنبال تعيين تكليف براى شرايط و حيطه وظايفشان مي‌گردند كه وظايف مشخص شده در قوانين قبلى را هم انجام نداده‌ و كارنامه‌اى جز دستگيري‌هاى موقت ندارند و هنوز كودكان كار و خيابان از سروكول خيابان‌ها و چهارراه‌ها بالا مي‌روند!

به گزارش ايسنا، شهردارى تهران و سازمان بهزيستى به آخرين تصميم در مورد ساماندهى كودكان كار و خيابان كه چندين ماه پيش توسط شوراى اجتماعى كشور اتخاذ شد، توجهى نكرده‌اند و عليرغم توافق اوليه اين تصميم‌ كماكان معطل باقي‌مانده است.


جمعيت كودكان كار و خيابان در حالى چند برابر مي‌شود كه هنوز تعداد فعلى آن‌ها را نمي‌دانيم

به گزارش ايسنا، معاون اداره كل آسيب‌هاى اجتماعى شهردارى تهران، آبان ماه سال جارى اعلام كرده بود كه تعداد و آمار كودكان كارو خيابان قرار بوده تا اواخر مهر ماه تدوين و جمع‌آورى شود، ولى متاسفانه هنوز اين كار به اتمام نرسيده است.

حسن عمارى به تدوين شناسنامه كودكان كار و خيابان توسط سمن‌ها در مناطق اشاره كرده و افزوده بود كه به دليل گستردگى كار توسط سمن‌هاى مناطق، تا حدودى اين آمار به دست آمده و به دليل خام بودن تا دو هفته ديگر آمار قطعى اعلام خواهد شد.

گفتنى است ابوالحسن فقيه ـ رييس سازمان بهزيستى كشور ـ مهر 85 اعلام كرده بود كه با گذشت يك‌سال از تصويب آيين‌نامه ساماندهى كودكان كار، به علت ناهماهنگي‌هاى بين بخشى هنوز اين آيين‌نامه اجرايى نشده است و حدود 20 هزار كودك كار و خيابانى در كشور وجود دارند كه در اين وضعيت بدون ساماندهى باقى مانده‌اند.

و در ميان كلنجار سازمان‌ها در اين باره، باز قصه،‌ قصه همان كودكانى است كه وسط پياده‌رو روى دو زانو نشسته‌اند و گردنشان به بالا خم شده، ديگر هيچ شماره‌اى آن‌ها را از اين شرايط نجات نمي‌دهد، نه 137، نه 1888 نه 123، نه شهردارى و نه بهزيستى! آن‌ها فقط با چند نگاه بيشتر مردم و دست‌هايى كه به سوى جيب‌ها و كيف‌ها مي‌رود، خوشحال مي‌شوند.


14 دی 1387    12:15

نظر شما

نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد