16ارديبهشت:ديوان عدالت اداری مصوبه افزايش پلكانى معكوس حقوق كاركنان دولت را باطل اعلام کرد
خبرگزارى فارس: ديوان عدالت ادارى مصوبه دولت براى افزايش پلكانى معكوس حقوق كاركنان دولت را باطل اعلام كرد و بر افزايش حقوق كاركنان شاغل و بازنشسته به نسبت يكسان و متناسب با نرخ تورم تاكيد كرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعى فارس، سال گذشته موسيالرضا ثروتي، عضو كميسيون اجتماعى مجلس نسبت به مصوبه دولت براى افزايش پلكانى معكوس حقوق كاركنان دولت در سال 86 شكايت كرد كه ديوان عدالت ادارى پس از بررسيهاى لازم طى روزهاى اخير اين مصوبه را باطل اعلام كرده است.
متن حكم ديوان عدالت ادارى به شرح زير است:
1_ ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگى جمهورى اسلامى ايران مصوب 1383 دولت را موظف كرده است حقوق كليه كاركنان اعم از شاغل و بازنشسته را در طى برنامه چهارم و در ابتداى هر سال براى تمامى رشتههاى شغلي، متناسب با نرخ تورم افزايش دهد.
2_ طبق بند (ك) تبصره 19 قانون بودجه سال 1386 كل كشور دولت موظف است در سال 1386 در اجراى ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى ايران نسبت به افزايش ضريب حقوق كاركنان و بازنشستگان با استفاده از منابع موجود در رديفهاى پيشبينى شده براى هر دستگاه اقدام كند. وليكن متأسفانه بر اساس تصويبنامه شماره 11008/ت 37150 هـ مورخ 28/1/1386 ضريب جدول حقوق كاركنان و بازنشستگان 5درصد افزايش يافته است.
و اين در حالى است كه نرخ تورم اعلام شده توسط مراجع ذيصلاح بيش از ضريب فوق الذكر است.
با عنايت به شرح فوق تصويبنامه مورد شكايت خصوصاً بندهاى يك، 2 و 6 آن مغاير با ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه و بند (ك) تبصره 19 قانون بودجه سال 1386 است و ابطال مصوبه مذكور را دارد.
مديركل دفتر امور حقوقى دولت در پاسخ به شكايت مذكور طى نامه شماره 108761/1996 مورخ 22/8/1386 اعلام داشته است، 1_ مطابق ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه، تكليف دولت، افزايش حقوق كاركنان و بازنشستگان ,متناسب, با نرخ تورم است، افزايش متناسب با نرخ تورم متفاوت از افزايش معادل نرخ تورم است و وجود احكام و موازين قانونى ديگر در اين زمينه از جمله موارد زير رعايت قانون در تصويب بندهاى يك و 2 مصوبه ياد شده را تأييد ميكند.
1- الف) قانونگذار هر گاه نظر به افزايش حقوق به ميزان نرخ تورم داشته، با عبارات متفاوت و به صورت صريح اين مطلب را بيان داشته است كه آخرين مورد آن ماده 125 قانون مديريت خدمات كشورى است كه پس از تعيين ضرايب حقوق به ميزان ريال مقرر ميدارد، ,... و در سالهاى بعد حداقل به اندازه نرخ تورم كه همه ساله از سوى بانك مركزى اعلام ميشود، افزايش مييابد., همچنين در ماده 3 قانون برنامه سوم توسعه كه متضمن حكمى مشابه ماده 150 قانون برنامه چهارم بود، بلافاصله پس از عبارت ,متناسب با نرخ تورم, عبارت ,و حداقل مساوى با آن, درج شده بود در حالى كه عبارت اخير در ماده 150 قانون برنامه چهارم نيامده است. بديهى است اگر عبارت ,متناسب با نرخ تورم, دلالت بر افزايش ,به ميزان نرخ تورم, داشت، نيازى به درج عبارت ,و حداقل مساوى با آن, نبود. خصوصاً كه ادامه عبارت و متن ماده 30 برنامه سوم در خصوص مطابقت افزايش با نرخ تورم و تامين مابهالتفاوت در فرض ,افزايش كمتر از نرخ تورم, در ماده 150 درج نشده است.
ب) مصوبه مورد اعتراض از مصاديق مصوبه داراى بار مالى است و به صراحت بند (ز) تبصره 20 قانون بودجه صدور اين قبيل مصوبات منوط به آن است كه بار مالى آن قبلا تامين شده باشد در غير اين صورت عمل دستگاه اجرايى در حكم تعهد زايد بر اعتبار بودجه است. بر همين مبنا نيز بوده است كه در بند (ك) تبصره 19 قانون بودجه 1386 كه در آن به اجراى ماده 150 قانون برنامه چهارم تصريح شده، تكليف دولت به افزايش ضريب حقوق كاركنان و بازنشستگان به طور مطلق نيامده بلكه مقيد به عبارت ,با استفاده از منابع موجود در رديفهاى پيشبينى شده براى هر دستگاه, شده است.
ج) نكته قابل توجه اينكه دولت در بند (6) مصوبه مورد اعتراض علاوه بر افزايش موضوع بندهاى يك و 2 تصويبنامه، پرداخت فوقالعادهاى را نيز به كاركنان دولت و بازنشستگان پيشبينى كرده است.
2- بند 6 مصوبه مورد اعتراض بر اساس اختيار قانونى دولت موضوع ماده 6 قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت به تصويب رسيده و به موجب آن پرداخت فوقالعاده به كاركنان دولت پيشبينى شده است. طبيعى است در چارچوب اين ماده، هيئت وزيران هم حق تصويب اصل فوقالعاده را دارد و هم در جزئيات و ميزان آن اختيار تصميمگيرى دارد. بنا به مراتب تقاضاى رد شكايت را دارد. هيئت عمومى ديوان عدالت ادارى با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان عليالبدل شعب ديوان تشكيل و پس از بحث و بررسى و انجام مشاوره با اكثريت آراء به شرح آتى مبادرت به صدور رأى ميكند.,
رأى هيئت عمومى
,الف- به صراحت ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعى و فرهنگى جمهورى اسلامى اران دولت موظف شده است كه حقوق كليه كاركنان و بازنشستگان دولت را طى برنامه چهارم و در ابتداى هر سال براى تمامى رشتههاى شغلى متناسب با نرخ تورم افزايش دهد. نظر به اينكه معنى و مفهوم واژه (متناسب) چه در لفظ و چه در اصطلاح مبين وجود تساوى و تناسب بين دو يا چند نسبت معين و مشخص است و حكم قانونگذار در باب ضرورت افزايش حقوق كليه كاركنان و بازنشستگان متناسب با نرخ تورم نيز مفيد لزوم رعايت تناسب بين افزايش تورم و افزايش حقوق كاركنان شاغل و بازنشسته به نسبت يكسان است.
بنابراين بندهاى يك و 2 تصويب نامه شماره 11008/ت 37150 هـ مورخ 28/1/1386 هيات وزيران در خصوص افزايش ضريب جدول حقوق موضوع ماده 33 قانون استخدام كشورى از واحد 432 به 454 و همچنين افزايش 5 درصد به حقوق بازنشستگى و وظيفه اشخاص مذكور در بند 2 مصوبه به لحاظ عدم تناسب آن با نرخ تورم اعلام شده از طرف بانك مركزى در سال 1386 به ميزان 7/13 درصد و عدم تساوى نسبت افزايش حقوق كاركنان شاغل با حقوق بازنشستگان خلاف هدف و حكم مقنن تشخيص داده ميشود.
ب- حكم مقرر در ماده 6 قانون نظام هماهنگ پرداخت كاركنان دولت مصوب شهريور ماه 1370 متضمن تفويض اختيار وضع فوقالعادههاى خاص به هيات دولت به منظور تطبيق وضع كاركنان دستگاههاى مشمول مقررات خاص و جذب و نگهدارى نيروى مناسب براى مشاغل تخصصى و مديريت است. بنابراين بند 6 مصوبه مورد اعتراض كه در جهت ايجاد تعادل نسب در ميزان حقوق و مزاياى مطلق كاركنان دستگاههاى اجرائى متضمن وضع و برقرارى فوقالعاده تحت عنوان فوقالعاده تعديل است. انطباقى با مدلول ماده 6 قانون فوقالذكر و اهداف مقنن به شرح آن ماده ندارد. بنا به جهات فوقالذكر بندهاى يك و 2و 6 مصوبه مورد اعتراض مستنداً به قسمت دوم اصل 170 قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران و ماده يك و بند يك ماده 19 و ماده 42 قانون ديوان عدالت ادارى مصوب سال 1385 ابطال ميشود.,
16 ارديبهشت 1387 20:26
نظر شما