جناب مرزبان گرامی با درودهای فراوان !
این شعله های سرکش عشق و آزادی سرچشمه اش کجاست که چنین چون شراب در رگانم سرریز می شود و به آتشم میکشد . ممنون از شعر زیبایتان .
و اما من بشما گرامی دینی دارم از سال 1358 آنگاه که هستی مرا در دو نوبت یکهفته قبل از پیروزی انقلاب گزمگان شاه و یکماه پس از به قدرت رسیدن کفتار پیر حزی اله به آتش کشیدند و تنها کسی که جرات کرد این رویداد را منعکس و ثبت تاریخی کند شما بودید و نشریه وزین پیغام امروز - گویا در آن روزهای زندگی در مخفیگاه اتان - بوده است این ماجرا . بهر روی من زنده ام و سپاسگزار شما . پیروزی ایده و اندیشه ی انسانی اتان را آرزومندم . |