تهران قديم


رستم و شعبان بى مخ


پرنسس مرگ
و نويسندگان


قمرالملوك وزيرى


اولين هنرپيشه زن ايران


رخنه در حصار ارتجاع
www.roshangari.net
info@roshangari.com
چهارشنبه سوری
غروب آخرين سه شنبه هر سال ميليونها ايرانی ( و غير ايرانی در کشورهای آسيای ميانه و قفقاز) چهارشنبه سوری را جشن ميگيرند. نقطه اوج و مهيج ترين بخش اين جشن برافروختن آتش و پريدن از روی آن ميباشد که معمولا با گفتن " زردی من از تو سرخی تو از من" همراه است. ميليونها جان شيفته و آرزومند با تکرار اين جمله از آتش ميخواهند که بلايا و مصايب و خلاصه هرچه شرو پليدی و نکبت که گريبانگيرشان هست را سوزانده و سلامت و پاکی و بشاشيت به آنها ارزانی کرده و دلهايشان را مملو از گرما و عشق و دوستی نمايد. علاوه برپريدن از روی آتش چهارشنبه سوری شامل مراسم و آيينهای ديگری هست که مهمترين آنها عبارتند از: قاشق‌زني، فال‌گوش ايستادن و فال کوزه و آجيل مشکل گشا که معمولا شامل انجير، کشمش، خرما، توت خشک، فندق، پسته، بادام ميباشد

چهارشنبه سوری نيز همچون شب يلدا ، نوروز، مهرگان و جشن سده عمری چند هزار ساله و ريشه در آيين های ايرانی قبل از زرتشتيسم داشته و مانند تمام يادگارهای فرهنگی و تمدن ايرانی مورد عداوت و کينه توزی نيروهای اشغالگر عرب و مغول و همچنين حکام مستبد ايرانی قرار داشته و دارد. هزار سال اشغال ، هزار سال تعرض به زبان ، فرهنگ و هويت ايرانی ما وهزار سال توهين وسرکوب و شکنجه و اعدام توسط بيگانگان با همدستی وطن فروشان را نياکان ما به جان خريدند تا ايرانی مانده و اين سرزمين کهن و زخم خورده را زنده به ما بسپارند که سپردند. راز جان سختی مان اين است که جان ايرانی گاه شمشير به دست در کالبد مازيارو بابک و سنباد و مردآويج و گاه قلم به دست چون روزبه دادويه(ابن مقفع) و بيهقی و فردوسی و حافظ و گاه در کالبد ميليونها ايرانی با پريدن از روی آتش چهارشنبه سوری و يا نشستن دور سفره هفت سين و ... به دفاع از ميهن و هويت خود ميپردازد. بيش ازهزار سال است که برگزاری شب يلدا و چهارشنبه سوری و نوروز و سيزده بدر به نافرمانی مدنی و به شکلی از مبارزه بدل شده است. بی دليل نيست که جمهوری اسلامی که با هرنوع جشن و شادی دشمنی داشته و بويژه جمع شدن مردم دور هم را خطری برای موجوديت خود ميداند در سال اول استقرارش در تلاش برای تبديل ما از ملت به امت ميخواست نوروز و تعطيلات نوروزی را ازبين ببرد و متحجرين خرافه پرستی که ليست وزرايشان را بر سر چاهی در اطراف قم به امضای امام زمان ميرسانند مدعی خرافه بودن چهارشنبه سوری ميشوند. و حدود هزار سال پيش متحجر ديگري، يعنی امام غزالِی فتوی ميدهد که " نوروز و سده بايد كه مندرس شود" و گرديزی در زين الاخبار چگونگی قتل عام کسانی را که جشن گرفته اند اينگونه توصيف ميکند: و حمزه اندر ديه ها همى افتاد و هركرا يافت همى كشت, تا به دبيرستان برسيد و سى كودك با استاد بكشتند

درباره منشا پيدايش چهارشنبه سوري، غير از داستان گدشتن سياوش از آتش در شاهنامه فردوسی اطلاعات ديگری در دست نيست. بعيد نيست که چهارشنبه سوری برای بزرگداشت روز گدشتن سياوش از آتش و يا روز کشته شدن وی بدستور افراسياب باشد. خلاصه شده داستان گدشتن سياوش از آتش را اينجا ميآورم

سودابه همسر کيکاووس شاه ايران دل به سياوش پسر کيکاووس ميبندد. اما سياوش که مظهر پاکی و نيکی ها بود دست رد به خواسته های نامشروع سودابه زده و هربار او را از خود ميراند. بعداز چندين بار تلاش بيهوده برای وسوسه کردن سياوش روزی جامه خود را دريده و در نزد شاه وی را متهم به تجاوز به خود ميکند. سياوش انکار ميکند. کيکاووس، شاه عياش گرچه در دل ميدانست که سياوش پاک و بيگناه است چاره کار را از موبدان ميپرسد. موبدان پاسخ ميدهند که بايد داوری را به خرمن آتش سپرد که از آتش راستگو و پاک سرشت را گزندی نرسد بلکه پليد و دروغگو را خواهد سوزاند. شاه نتيجه صحبتش با موبدان را به اطلاع سودابه ميرساند و او ميگويد من بيگناهم و گناه از سياوش سر زده و او بايد به آتش بزند . شاه با شرمندگی نزد پسر ميرود و اين پاسخ را از سياوش ميشنود
ازين ننگ خوارست اگر نگذرماگر کوه آتش بود بگذرم
آنگاه شاه دستور ميدهد تا خرمن آتش را مهيا سازند
همه شهر ايران بديدن شدندهيونان بهيزم کشيدن شدند
همی هيزم آورد پرخاشجویبصد کاروان اشتر سرخ موی
شمارش گذر کرد بر چون و چندنهادند هيزم دو کوه بلند
دميدند گفتی شب آمد بروزبيامد دوصد مرد آتش فروز
زبانه برآمد پس از دود زودنخستين دميدن سيه شد ز دود
يکی خود زرين نهاده بسرسياوش بيامد بپيش پدر
لبی پر زخنده دلی پر اميدهشيوار و با جامهای سپيد
سخن گفتنش با پسر نرم ديدرخ شاه کاوس پر شرم ديد
کزين سان بود گردش روزگارسياوش بدو گفت اندوه مدار
اگر بيگناهم رهايی مراستسر پر زشرم و بهايی مراست
نشد تنگدل جنگ آتش بساختسياوش سپه را بتندی بتاخت
کسی خود و اسب سياوش نديدز هر سو زبانه همی برکشيد
که تا او کی آيد ز آتش برونيکی دشت با ديدگان پر زخون
که آمد زآتش برون شاه نوچو او را بديدند برخاست غو
خروشيدن آمد زشهر و زدشتچو از کوه آتش به هامون گذشت


سفره هفت سين تان هرسال گسترده و رقص شعله های آتش چهارشنبه سوری تان هرسال برپا باد
تهيه کننده سينا

Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد