|
حماسه 25 بهمن
ماه 1362 را با
معرفی يکی از
کادرهای ارزنده
مبارزات
برابريخواهی زنان،
فعال در اين
جنبش، گرامی
ميداريم
در 25 بهمن 62 ،
نيروهای ويژه
تهران به
رهبری اسدالله
لاجوردی [در
حاليکه
هوانيروز
اصفهان نيز در
خدمتش بود] ،
به همراه گروه
ضربت سپاه
پاسداران
اصفهان و فارس
، الله قلی
جهانگيری و
ياران دليرش
را محاصره
کردند ، اما
نتوانستند
آنان را به
تسليم وادارند
. الله قلی و
همراهانش پس
از يک مبارزه
قهرمانانه
بيست ساعته
خوش و بی پروا سوختند
و مرگ روی
پاها را بر
زندگی روی
زانوها ترجيح
دادند .
مختصری از
زندگی و
مبارزات زنده
ياد مهين جهانگيری
حافظه
تاريخى
ايرانيان
مجموعۀ كاملى
از تجارب تلخى
را در خود ثبت
و ضبط كرده
است، درواقع
هرچند
فرزندان
راستين مبارز
اين کشور در
روزهاى سخت
همواره بدفاع
از آزادى و برابري،
برخاسته و
سينه سپر كرده
و بيشترين هزينه
هاى جانى و
مادى را
پرداختهاند،
اما در واپسين
لحظات گروهى
فرصت طلب و سودجو
همه
دستاوردهاى
انقلابات
ايران را صاحب
گرديدهاند
بى آنكه سهمى
براى مردم و
يا خواسته های
عاملين و
مبتکرين اصلى
اين مبارزات
قائل شوند و
اين حقيقت
بسيار تلخى
است كه در
حافظه تاريخى
ملت ايران ثبت
شده است. به
اطمينان
ميتوان گفت که
يکى از علل اصلى
تاخير
درايجاد
جنبشهاى جدی
نوين و سراسری
توسط مردم
ايران که تحت
حاکميت فقر واستبداد
و ترور در
سايه يکی از حکومتهای
منزوی و منفور
جهان بسر می
برند،به همين
امور
برميگردد.
مهين جهانگيری
متولد سال1335
خورشيدي،
سومين فرزند خانواده
جهانگيری ها
بود.مهين
تحصيلات ابتدائی
و دبيرستانی
خود را در
شهرضا گذراند.
مهين
مارکسيستی
آرمانگررا،ا انقلابی
پرشور و از
مدافعين
واقعی و عملی
برابری حقوق
زنان و از
مروجين خستگی ناپذير
ايدهای
انسانی
سوسياليستی
بود. بهمبن
دليل او
دوستان بسيار
و دشمنان
سرسختی داشت.
مهين
جهانگيری از
کادرهای اصلی
جنبش روشنفکران
کارگران و
زحمتکشان
مناطق مرکزی و
جنوب کشورمان
بود که علارغم
زندگی کوتاه
خود بارها
توسط ساواک و
سپس پاسداران
حکومت اسلامی
به زندان و به
بازجوئی
کشيده شد . شب
پرستان حاکم در
شب سوم آبانماه
1360 او را به
همراه مبارز
زحمتکش، اکبر محمدی
از مسئولين
شوراهای
دهقانی روستای
کاسگان به
جوخه مرگ
سپردند.اين
جنايت بدون
هيچگونه
محاکمه و فقط
پنجاه روز پس
از آخرين
بازداشت وي،
بوقوع پيوست.
مهين مبارزات
خود را از
دوران
نوجوانی و در
اواخر دهه چهل
خورشيدی ، تحت
تأثير برادر و
همرزمش، الله
قلی جهانگيری
شروع کرد. وی
در آنزمان
دانش آموز و
در شهرضا
مشغول به تحصيل
بود. نقش مهين
در جنبش ما
آنچنان برجسته
بود که از
ابتدای شروع
به فعاليت وی
در اوايل دهۀ
پنجاه
خورشيدی
علاوه بر
حساسيت فوق
العاده ساواک
مورد خشم و
کينه روحانيت
و حوزه علميه
قم اين
مدافعين راستين
بنيانهای
ارتجاعی
مردسالاری در
جامعه قرار
گرفت.
مهين
جهانگيری
برای دفاع از
آرمان برابری
طلبانه خود در
تمامی حوزه
های مبارزاتی
نقش عملی
وزنده داشت او
در ميان توده
های زحمتکش
همانقدر
توانا و کار
ائی داشت که
در ميان
روشنفکران و محافل
سياسی فعال و
مؤثر بود.
پس ازسرکوب
قيام و جنبش
روشنفکری
مردمی الله قلی
و يارانش و
دستگيری
گسترده
فعالين جنبش در
سال 1352مهين
هدايتگر و نيز
رابط پايه
مردمی و
روشنگران
زندانی اين جنبش
بود و در
تداوم و
اسمترار آن
مبارزات نقش عمده
ای داشت.
مهين علاوه بر
اين مسئوليت
سنگين، در
تبليغات و
روشنگری
سياسی و دفاع
از حقوق برابر
انسانها در
جامعه ای که
بشدت در قيد
وبند مناسبات
ارتجاعی وفرهنگ
فئودالی و
خانخانی بود
لحظه از پای
ننشست. او در
اواسط دهه
پنجاه که سايه
سياه سکوت
ناشی از
سرکوبهای
خونين و
وحشيانه ساواک
و ژاندارمری
در سراسر کشور
و بويژه آن
مناطق حکفرما
شده بود با
سازماندهی توزيع
کتابهای
روشنگرانه که
دستيابی به اينگونه
آثار در آن
زمان خطرناک و
مشکل بود و نيز
ترويج ايده
های برابری
طلبانه و دفاع
قاطعانه از
برابری حقوق
زنان با مردان
به مصاف با
سکوت و خفقان
برخواست.
ساواک و نظام
استبدادی
حاکم برای
مقابله با ايده
های
سوسياليستی
برابرطلب و آزاديخواهانه
وی و معدود
همرزمانش به
همکاری با
حوزه علميه
روی آورد.
ساواک شاه و ملاهای
حوزعلميه
برای مقابله
با فعاليت های
روشنگرانه
مهين متحدأ و
علنی همکاری
می کردند.
مسئول وقت
ساواک در
منطقه آقای
محمد نويد*(1) از
طريق تبليغات
اسلامی حوزه علميه
قم و با
مسئوليت شيخ
علی شريعتی
دهاقانی*(2) به
توزيع و ترويج
گسترده، آثار متحجرين
اسلامی دردور
افتاده ترين
نقاط در منطقۀ
وردشت در
استان اصفهان
پرداخت.
ساوک علاوه بر
توسل به
روحانيت
مرتجع و نيز
فشارهای
مستقيم بر وي،
از طريق احضار
و بازجوئی و
تهديد،
ازشيوه های
غير مستقيم
نيز برای خنثی
نمودن
فعاليتهای روشنگرانه
و ايجاد
محدوديت برای
مهين و ديگراعضای
نوجوان
خانواده
حداکثر تلاش
خود رابعمل می
آورد.دراين
شيوه ساواک با
احضار پدر و
مادر
جهانگيري،
آنان را تهديد
ميکردند که
اگر آنان خود
مانع
فعاليتهای
فرزندانشان
نشوند، مهين
را بازداشت و
به مکان
نامعلومی می
فرستند، اين
شيوه تهديد پدران
و مادران به
ربودن فرزند
توسط دستگاه
امنيتی مخوف و
کثيف در
ديکتاتوريهای
وابسته به
غرب، تاثير
مخربی بر
روحيه مبارزاتی
فعالين سياسی
و بويژه
خانواده های آنان
داشت.
در همين رابطه
در تابستان 1354
مه لقا کريمی
(مادر
جهانگيری) در
پاسخ بازجوی
ساواک و برای
خلاصی از
فشارآنان
ميگويد, اگر
خواندن کتاب و
امانت دادن آن
جرم است چرا
مانع از توضيع
گسترده آن
توسط شيخ
شريعتی نمی
شويد( اشاره
مادر به
توضييع هفتگی
کتاب بوسيله
شيخ شريعتی و
واحد تبليغات
اسلامی قم که
با اتومبيل و
تا دوره
افتاده ترين
نقاط در اين
مناطق صورت
ميگرفت، بود)
مسئول ساواک
در پاسخ اظهار
ميدارد,اين
کتاب ها با
هزينه و به
دستور ما
توضيح ميشود و
اگرفرزندان
تو هم، از ابن
کتابهای
مطالعه
ميکردند، ما مشکلی
با آنان
نداشتيم,.
مهين علارغم
انواع
مسئوليتهايش
درامر مبارزه
و خانواده و
فشارها
درعرصه
مبارزه و
انواع
محدوديت های و
موانعی که
ساواک و
مشاورين
حوزوی اش در
عرصه تحصيل و
شغل برايش
ايجاد
ميکردند اما
لحظه از تلاش
و کوشش برای
آموزش و
آموختن دست
برنداشت.
مهين در
تابستان 1356
برای تشکيل و
مديريت آموزشگاه
تربيت معلم
برای پيکار با
بيسوادی در
ميان زنان در
روستاها و
مناطق دور
افتاده شرکت
کرد اما ابتدا
با دخالت
ساواک او را
کنار گذاشتند.
مزدوران شاهی
که ازقدرت
توده ها و وفاداری
آنان به
فرزندان
راستين خويش
غافل بودند،
در مقابل
درخواست
خانواده های داوطلبين
و واجدين
شرايط آموزش
معلمی که حضور
فرزندانشان
را مشروط بر
مديريت مهين بر
اين موسسه
اعلام کرده
بودند، عقب
نشينی کرده و
به آن تن دادند.
اين آموزشگاه با
تعداد بيست
کار آموزمی
بايستی بطور
شبانه روزی
اداره می شد
زيرا شاگردان
که از ميان
داوطلبين
دختر با حداقل
تحصيلات دوره
راهنمائی و از
مناطق دور
افتاده و
فاصله های
زياد از
يکديگر برای
آموزش معلمی
به آموزشگاه
جلب شده بودند
تمام ايام
هفته را در
محل آموزشگاه
ميگذراندند.
اين آموزشگاه
با فعاليت های
شبانه روزی
مهين در سال
1356شروع بکار
نمود. با
پاقشاری و
تلاش مهين کتابخانه
ای برای اين
آموزشگاه با مجموعه
ای از کتابهای
که داشتن و
مطالعه اش تاآنزمان
جرم محسوب
ميشد راه
اندازی شد. با
اوجگيری
حرکتهای اعتراضی
مردم در پاييز
1357 و بدنبال آن
پيروزی انقلاب
ناکام مردم
کشورمان،
آموزشگاه
تربيت معلم
نيز پس از
يکسال
فعاليت،
تعطيل شد، اما
کتابخانه آن
گسترش فوق
العاده ای
يافت و در
سالهای اوليه
انقلاب علاوه
بر کتاب در آن
محل امکان
دستيابی به
مجموعه ای
ازکاستها، نشريات
و مجلات سياسی
فرهنگی
جريانات
سياسی آنزمان
فراهم بود.
اين مرکز
فرهنگی بارها
مورد يورش
پاسداران
قرار گرفت، که
هر بار با
تلاش و پيگيری
مهين و
همرزمانش باز
سازی می شد*(3).
دورجديدی از
فعاليتهای سياسی
در منطقه با
اوجگيری
انقلاب ضد
استبدادی
مردم و آزادی
زندانيان
سياسی از بند حکومت
ديکتاتوری
شاه، از پاييز
1357شکل گرفت. مهين
در اين دوره
توانست
باشايستگی خود
به يکی از
ستونهای اين
جنبش بدل شود.
مهين که در
برخوردهای
توده ای و
برقراری ارتباط
با مردم و
تأثير گذاری
در آگاهی مردم
، نسبت به
منافعشان،
شايستگی اش را
نشان داده
بود، اکنون،
نقش ارتباط با
مردم را ، به
شکلی عالی
ايفا می کرد،
زيرا علاوه بر
روشنفکران،
کارگران و
دهقانان و بويژه
زنان و ديگر
اقشار زحمتکش
منطقه، مهين
را همرزم خود
می دانستند.
توده های
زحمتکش جزتی
ترين مسائل و
مشکلات حتی خانوادگی
را با او در
ميان می
گذاشتند و
اوهمواره
رازدار زندگی
آنان بود اکنون
نيز بسياری از
مسائل
اجتماعی
تشکيلات با او
بود و بسيار
عالی از عهده
کارها برمی
آمد ، اين فقط
از صداقت و
جديت مهين
امکان پذير
شده بود.
اولين
بازداشتی
مهين در نظام
اسلامی در
روزهای اول
اسفند 1357 مدتی
کوتاه پس از پيروزی
انفلاب بود.
مهين ورفقا
وهمرزمانش که درجريان
تصرف مراکز
نظامی شهر
تهران از جمله
پادگان سلطنت
آباد و ساواک
تهران در
روزهای 19 تا 22
بهمن نقش
گسترده ای داشتند،
مقداری سلاح
در جريان اين
روزها در تهران
بدست آورده
بودند ، مدتی
بعد سه تن از
جمله، زنده
يادان مهين و
جعفر
جهانگيری جهت
انتقال
تسليحات به
تهران می
روند، در
تهران با
همآهنگی
مسئول نظامی
ستاد فدائيان
و با همراهی
يکی از افراد
سازمان با رفقا
قرار می
گذارند که
بخشی از سلاح
ها را به رفيق
فدائی تحويل
داده و در
اصفهان تحويل
بگيرند،
وبخشی را نيز
خود جابجا
کنند. هنگامى
که همرزم
فدائی مشغول
بسته بندی و
جاسازی بخشی
ازسلاح ها
بوده مامورين
کميته به خانه
ای که اين رفقا
در آن بودند حمله
کرده و هر
چهار نفر را
دستگير ميکند
و همراه با آن
بخش از سلاح
هايی که رفيق فدائی
قرار بود به
اصفهان
بياورد به
کميته ميبرند.
مهين و
همرزمانش يک
روز در کميته بازداشت
بودند ، بر
طبق توافق
قبلی با مسئول
نظامی سازمان
فدائی مبنی بر
اينکه اگر اسلحه
هابدست کميته
چی ها افتاد،
بگويند آنها متعلق
به سازمان
فدائی می
باشد، مهين وهمرزمانش
هم همين را
گفته و کميته
نيز تلفنی با
ستاد سازمان
تماس ميگرد و
صبح زود ماشينی
از ستاد فدای
می آيد و
اسلحه ها را
از کميته
تحويل
ميگيرند. مهين
و همرزمانش پس
از رهائی با
بخش ديگری از
سلاحها و
لوازمی که
مصون مانده
بود و حمل آن
با خودشان بود
به منطقه
بازگشتند.
در بهار و
تابستان
1358مهين در بخش
زنان، ارتباط و
تدارکات و چاپ
و تکثير و
ساماندهی
کتابخانه، ستاد
زخمتکشان
شايستگی بی
نظيری از خود نشان
داد.همزمان
درتابستان 1358
به درخواست
توده های
زحمتکش همراه
با نمايندگان شوراهای
کارگران و
دهقانان و
عشاير در جلسه
مذاکره با
اردوی
برادران
قشقائی شرکت نموده
و در آن جلسه
تاريخی
بعنوان يک زن
روشنفکر
برابری طلب و
در کنار
زخمتکشان ضمن طرح
خواسته های
توده های
زحمتکش بدفاع
از آرمان
سوسياليستی خود
و همرزمانش
برخواست، اردوی
خان در آنزمان
در منطفه
وردشت و در
باغ کاشفی
مستقر شده
بودند و ناصر
قشقائی نماينده
امام در جنوب
مأموريت داشت
تا کار جنبش
شوراها را با
همکاری
حاکميت و با دسيسه
خوانين
بهرامی دره
شوری يکسره
کنند. اين
طرح، ابتدا با
دعوت از دکتر
عبدالله قشقائی
فرزند ناصر
قشقائی به
ستاد
زحمتکشان در
روستای
ديزگان وبه
ميان
زحمتکشان توسط
جهانگيری و
همرزمانش ،
ميرفت که با
کمترين هزينه
خنثی شود،
درتجمع وسيعی
که مردم
زحمتکش و مسلح
در ستاد
زحمتکشان
برای استقبال
از عبدالله
قشقائی
سازمان داده بودند
کوشش شد تا با
طرح خواسته
های عادلانه
مردم منطقه و
افشای ماهيت
خوانين همدست ساواک
از يک طرف و
نيزبا به
نمايش گذاردن
عزم و نيروی
زحمتکشان و
همسنگرانشان،
در دفاع از
دست آوردهای
خود، ازسوی
ديگر، ازوقوع
برخورد و
درگيری نظامی
جلوگيری بعمل آيد.
در پی اين
اقدام
هوشيارانه
رهبران جنبش
که با بازگشت
عبدالله
قشقائی به اردوی
خوانين و
تاکيد وتآييد
وی بر بخشهای
از خواست زحمتکشان،
ميرفت که به
نتيجه مثبت نائل
شود، اما با
توطئۀ مجدد
رژيم اسلامی و
خوانين
بهرامی دره
شوری منجر به التيماتومی
از طرف اردوی
برادران
قشقائی به ستاد
زحمتکشان
مبنی بر تسليم
بدون قيد و شرط
خود به اردوی
خانها و منحل
کردن شوراها
شدند. اين
التيماتوم با
اقدام بموقع و
سريع رهبران
جنبش شوراها
که با محاصرۀ
نظامی اردوی
خوانين از
يکطرف و
همزمان
برپائی تجمع و
تظاهرات در
نزديکی محل
اردو، وتحميل
هيئت مذاکره
ازميان
نمايندگان
شوراهای
زحمتکشان به
آنان به نتيجه
رسيد.خوانين
که درابتدا
توده ها را
بعنوان طرف
مذاکره نمی
پذيرفتند
وتنها
خواستار
گفتگوی
مستقيم با
رفيق الله قلی
آنهم حول
چگونگی تسليم وی
و يارانش
بودند، با
ايستادگی و
هوشياری روشن
بينانه
رهبران سياسی
جنبش نه تنها اردوی
خوانين تن به
مذاکره
مستقيم با
نمايندگان
شوراهای برخواسته
از ميان
زحمتکشان دادند
بلکه آخرين
ترفند آنانرا
که قصدداشتند
از شکست خود
در برچيدن
شوراهای زحمتکشان
را، با جدائی
انداختن بين
توده ها و روشنفکران
به يک پيروزی
بدل سازند نيز
با هوشياری
نمايندگان
کارگران و
دهقانان ، به
شکستی ديگر
مبدل شد،
اينبار توده
های ستمکشيده
با وفاداری به
همرزمان
انقلابی خود
حماسه ای ديگر
آفريدند. با
ورد پيروزمندانه
هيئت
نمايندگی
توده هامردم،
خوانين تلاش
ميکنند به
آنان وانمود
کنند که حاضرند
با بخش های
ازخواسته های
آنان کنار آمده
و بخش ديگر را
نيزبه مرور
زمان با رأی
دادگاههای
انقلاب حل و
فصل نمايند،
مشروط بر
اينکه مشترکآ
خواستار
برچيده شدن
پايگاه
کمونيست ها و
روشنفکران از
منطقه شوند،
خوانين که
گويا از قبل
در جريان دستگيرها
و اعدامهای
سالهای بعد
بوده باشند به
نمايندگان
شوراها هشدار
ميدادند که اينان
بزودی دستگير
و زندان و
اعدام شده و
يا با فشار
دولت مجبور به
فرار خواهند شد،
اينان مخالف
اسلام و امام
هسنند دولت
اسلامی با
اينان سازش
نخواهد
کرد،پس بهتر
است صف خود را
از اين کفار
جدا کنيد.
نمايندگان
شوراهای
زحمتکشان با
مشاهده طرح دشمنان
طبقاتيشان
ادامه مذاکره
خود را مشروط
بر حضور
تعدادی از
روشنفکران
انقلابی از
جمله
جانتاختگان،
رفيق مهين و
محمدقلی جهانگيری
در مذاکرات با
براداران
قشقائی و اردوی
خوانين می
کنند.(
جانباختگان
رفقا، مهين و
محمدقلی
جهانگيری با
درخواست و پافشاری
توده ها دراين
هيئت مذاکره
شرکت کردند).
هيئت اعزامی
مذاکره
شوراها، که متشکل
از نمايندگان
اقشار
روستائی و نيز
طوايف مختلف
کوچنشين، در
منطقه وردشت
بود، ضمن
افشای ماهيت
خوانين دره
شوری و بهرامی
به برادران
قشقائی بويژه
خسرو قشقائی
که خود بمدت 25
سال از ايران
تبعيد و دور
بود، پرداخته
و ضمن طرح
خواسته های حق
طلبانه مردم
منطقه،
التيماتومی
به اردوی
خوانين، مبنی
بر اينکه ظرف 24
ساعت منطقه
وردشت را ترک
کنند، اعلام
نمودند. با
قبول اين
خواسته ها از
سوی اردوی
خوانين، جنبش
شورائی توده
های مردم بدون
درگيری
نظامي، از اين
توطئه که
ميرفت تا به
فاجعه تبديل شود،
پيروزمندانه
بيرون
آمدند.اين
حرکت پيروزمندانه
آنچان بر خود
باوری و اتحاد
و درک عظمت
اتحاد حول
منافع طيقاتی
توده ها موثر
واقع شد که به
جرأت ميتوان
گفت برای کسب چنين
تجربه ای به
سالها مطالعه
و ميارزه توأمآ
نياز بود.
اين تنها بخشی
ناچبز از دست
آوردهای اين
جنبش است که
بدلايل متعدد
ازجمله قتل
عام کادرهای
اين حرکت، مشکلات
امنيتی که هم
اکنون نيز
بدليل حضور بخش
وسيعی از بدنه
توده ای اين
جنبش در داخل
که از بيان
خاطرات و
اقدامات خود
معذورند و ..... تا
کنون در مورد
اين جنبش عظيم
و دست آوردهای
بی نظيرش سکوت
شده است.
در جريان
تهاجمات
وحشيانه ای که
با عنوان
انقلاب
فرهنگي،
دربهار 1359
بوسيله اوباش
حزب الله
وبدستور
روحانيون و
حاکميت اسلامي،
برای تسخير،
دانشگاه ها و
دفاتر نيروهای
انقلابی جهت
نابودی آخرين
دست آوردهای
انقلاب مردمی
صورت ميگرفت،
رفيق مهين يکی
از مدافعين
پيگير و فعال
اين آخرين
سنگرهای
انقلاب، در
شهر شيراز بود
و در اين
تهاجمات
چندين بار
بطور سطحی
مجروح شد.
در تابستان 1359
ستاد
زحمتکشان و
جنبش مردمی
متناوبأ مورد
حملۀ گسترده
عوامل رژيم اسلامی
متشکل از
پاسداران و
همدستان محلی
قرار ميگرفت.
در اوايل
تابستان 1359 هنگامی
که مهين از
شهرضا عازم
منطقه وردشت
بود در ميانه
راه توسط ايست
های بازرسی بازداشت
شد. رفيق مهين
به زندان
شهرضا منتقل و
به مدت سه ماه
در سلول
انفرادی گذراند.
در اين تهاجم
و تهاجمات
بعدی دهها نفر
ديگر از
زحمتکشان و
روشنفکران
منطقه بازداشت
و به شهرضا
منتقل شدند.
مدتی پس از
اين
بازداشتها
تظاهرات بزرگی
از زنان زحمتکش
منطقه در
مقابل محل
اسارتگاه اين
مبارزين در
چهار راه
شهرداری
شهرضا، در اعتراض
به اين
اقدامات
وحشايانه
رژيم و پايمالی
حقوق
دمکراتيکی که
توده ها خود
با سرنگونی
نظام مستبد
سلطنتی بدست
آورده بودند و
بويژه در
اعتراض به
بازداشت مهين صورت
گرفت، شرکت
کنندگان
دراين تظارات
که فقط از
زنان بودند به
شيوه وحشانه
ای توسط پاسداران
جنايت و سياهی
مورد هجوم
قرار گرفتند.
جنايتکاران،
در اين تهاجم
از گاز اشک
آور،چوب و
باطوم برای
متفرق کردن
اين زنان
زحمتکش
استفاده کردند.
اين حمله با نظارت
و هدايت
مستقيم محسن
صفوی که خود و
برادرش از
بنيانگذاران
و فرمانده هان
اصلی سپاه
بوده اند،
انجام گرفت.
در اوايل مهر
ماه1359 رفيق
مهين و ده ها
زندانی ديگر
از جمله
جانباختگان
بهروز سلوکی و
اکبر محمدی و....
با سپردن
وثيقه های
سنگين از زندان
آزاد شدند.
رفيق مهين پس
از آزادي،
کتابخانه و
مقر ستاد زحمتکشان
در روستای
ديزجان را که
در پی حملات
مکرر تابستان
1359 وشهادت رفيق
علی باز
حانبازلو تقريبأ
از هم پاشيده
بود را مجددأ
احيا کرده و
سپس در شيراز
و مدتی نيز در
مناطق ماهور
ميلاتون در
کنارهمرزمانش
و در ميان
زحمتکشان
گذراند. در
اوايل بهار 1360
به شيراز و پس
از مدتی همراه
با همرزمانش
در استان
اصفهان مستقر
شدند
در طول بهار
و تابستان 1360
بارها محل های
فعاليت اين
جنبش و
استفرار کادر
های آن مورد
تعرض رژيم
اسلامی
قرارگرفت، که
هربار با
هوشياری و
تلاش پيگير
رفقای گروه طرحهای
شوم رژيم نقش
بر آب ميشد تا
اينکه در 13 شهرويور
1360 و در پی حمله
ای گسترده ای
رفيق مهين و
دهها تن از
همرزمانش دستگير
و به
بازداشتگاه
سپاه
پاسداران شهرضا
منتقل شدند.
مهين پس از 35
روز بازداشت و
بازجوئی و
شکنجه از
شهرضا به بازداشتگاه
سميروم منتقل
و در آنجا نيز
پس از 15 روز در
سلول انفرادی
در عصر سوم
آبانماها 1360
بدون محاکمه
به مرگ محکومش
نمودند.
مهين در عصر
سوم آبانماه 1360به
همراه اکبر
محمدی از
رهبران
شوراهای زحمتکشان
به گلوله بسته
شد، اين جنايت
درست يک روز
بعد ازاعدام
برادر و
همرزمش محمدقلی
جهانگيری
وکارگر
زحمتکش
ومبارز راه سعادت
نصرت سليمانی
که در عصر دوم
آبانماه به جوخه
اعدام
جنايتکاران
رژيم اسلامی
سپرده
شدبودند،بوقوع
پيوست.
بنابر منابع و
مدارک معتبر،
تجاربزرگ و
خوانين مزدور
بهرامی دره
شوری ، برای
صدور و اجرای
حکم اعدام
مهين ونيز
حضور در صحنه
اعدام مبالغ
کلانی به قاضی
حجت الاسلام
ابراهيم نامدار
پرداخته
بودند.
مهين
جهانگيری يه
هنگام اجرای
حکم اعدام 26 ساله
و مجرد بود جنايتکاران
جنازه اين
چهار رزمنده
را در بيابانهای
اطراف شهرضا
رها کرده
وعلارغم پافشاری
خانواده از
دادن هرگونه
نشانی از محلی
که جنازه ها
را در آنجا
رها کرده بودند
طفره می
رفتند.
پس از تلاش
بسيار، جنازه
ها را مادر در
بيابانهای
اطراف شهرضا
پيدا می کند،
اما باز
هنگامی که وی
و تعدادی از
نزديکان
وهمياری مردم
شريف، مشغول
خاکسپاری
جانباختگان
بودند مورد
تعرض و حمله
وحشيانه
مزدوران بسيج
و سپاه واقع
شده و تعدادی
دستگير
ميشوند. اما
خانواده ها به
هر روی اين
چهار رزمنده
را در کنار
همديگر در
شهرضا بخاک
ميسپارند.
گرامی باد
خاطره و ياد
همۀ
جانباختگان
راه آزادی و
برابری!
با رويش
ناگزير جوانه
...
گيرم که در
باورتان به
خاک نشستم
و ساقه های
جوانم از ضربه
های تبرهاتان
زخم دار است
با ريشه چه می
کنيد ؟
گيرم که بر سر
اين بام
بنشسته در
کمين پرنده ای
پرواز را
علامت ممنوع
می زنيد
با جوجه های
نشسته در
آشيانه چه می
کنيد ؟
گيرم که می
زنيد
گيرم که می
بريد
گيرم که می
کشيد
...
...
با رويش
ناگزير جوانه
چه می کنيد ؟
زير نوشت:
*آقای محمد
نويد از
مسئولين
ساواک در
جريان سرکوب
قيام مردمی 1352
در منطقه
وردشت بود، او
در جريان اين
قيام حضور
دائمی و
روزانه در
منطقه داشت، در
برخورد با
مردم عادی
شقاوت و
خوشونت بخرج ميداد
اما براستی
بايد
يادآورشد که پاسداران
اسلام
درجنايت و
پستی گوی سبقت
را از وی و
همکارانش
ربودند.( اگر
اساسأ انسان
مجاز به
مقايسه در
چنين عرصه ای
باشد؟)هميشه
با لباس غير
نظامی بود
علارغم اين وی
را سروان نويد
خطاب ميکردند
وی دربهار سال
1358 توسط
بيدادگاه های
اسلامی اعدام
شد از مواردی
که دررابطه با
اتهامات وی در
روزنامه
اطلاعات در
بهار 1358 درج شده
,شرکت وی در
سرکوب قيام
يکی از
مبارزين بنام
الله قلی
جهانگيری,
بود، قابل ذکر
است که علارغم
نقش برجسته وی
در
دستگيريهای گسترده
و شکنجه افراد
دستگيرشده و خسارات
گسترده ای که
به خانواده
های بی بضاعت
و کم در آمد در
جريان قيام
توده های زحمتکش
در دهۀ پنجاه
در منطقه
وردشت در
استان اصفهان،
وارد آمد، حتی
يک نفر از
قربانيان آن
سرکوبها و
صدمات، از
روند دستگير و
محاکمه محمد
نويد خبردار
نشدند و دستگير
و اعدام وی
همچون ديگر
قربانيان
نظام اسلامی
خودسرانه و
غير قانونی و
به يقين برای
جلوگيری از
افشای
همکاريهای
ساوک و
گردانندگان
حوزه های
ضدعلميه
اسلامی بود.
* شيخ علی
شريعتی
دهاقانی
همکار ساواک
در زمان شاه و
از
گردانندگان تبليغات
حوزه بود. اين
ملا در دهۀ
پنجاه خورشيدي،
بدليل همکاری
و نزديکی با
خوانين دره
شوری و بهرامی
و نيز همدستی
با ساواک برای
مفابله با رشد
آگاهی و دانش
مبارزاتی در
مناطق ورددشت
وسميروم و
دهاقان در
استان اصفهان،
مورد تنفر
توده های مردم
بود و بهمين
دليل بعد از
پيروزی
انقلاب و
بويژه در اويل
بدليل حساسيت
توده ها
هرگزموفق به کسب
پست ومقام
اداری علنی
نشد. اما در
سازماندهی
جنايات رژيم و
در پيگيری سرکوب
و شکنجه و
اعدام مردم
زحمتکش منطقه
و روشنفکران
مبارز منطقه
که برای رهای
از جورو ستم طبقاتی
و برای عدالت
و آزادی
بپاخاسته
بودند، تلاش و
اقدامات
گسترده ای
نمود. اولين مسئوليت
علنی وی که پس
از شروع
گسترده
سرکوبها
درسال60 به او
واگذار شد
مسئوليت اعزام
طلاب به جبهه
های جنگ ايران
و عراق ، يود.
*دراين
کتابخانه
مجموعۀ ای ازکتابها
و نشريات و
کاستهای
موسيقی و
آموزشی
ارزشمندی
موجود بود.اين
مرکز فرهنگی ،
طولانی ترين
مدت زمان را
در کشورمان در
آنزمان دوام
آورده بود و
صدها نفر از محرومين
کشورمان در
مناطق دور
افتاده از کتابهای
آن بهره می
بردند، در
سيزدهم
شهريورماه 1360
در يورش
گسترده رژيم
به منطقه وردشت
و همزمان با
آخرين
بازداشت مهين و
تعدادی از
همرزمانش اين
مرکز فرهنگی
متلاشی و
کتابهای آن
بوسيله
برادران
رهنما (براداران
عليرضا نانوا
از اراذل
چماقدار و
ابسته به
نهادهای
نظامی و
سرکوبگررژيم اسلامی
در شهرضا)
برای بقول
خودشان
سوزاندن در
تنور به غارت
رفت.
jahan60@msn.com جهان/
|
26 بهمن 1384
04:38
نظر شما
نام: uldoz
|
| ای-میل: |
18:53 27 اسفند 1387
|
محمد (حسین زهری) آدرس www.iranian-fedaii.de هیچ ربطی به فدائی ندارد ، این سایت متعلق به مدبر صرافی ویژه سفارت جمهوری اسلامی ایران در پاریس بهرام یا حسین زهری موسوم یه (حسین بی مخ)است، قطعآ شما تنها و تنها در آنجا در نزد دشمنان طبقاتی جنبش بی نظیر الله قلی و همرزمانش به تهمت و افترا به الله قلی و یارانش بر می خوری. حتی یک انسان زحمتکش و یا یک میارز و انقلابی در سراسر ایران نمی یابی که به این عزیزان تهمت بزنند. این گوی و این میدان یک میارز و یا زحمتکش را نام ببرید. در مورد ماهیت حسین زهری و سه شاگرد صرافی یه اعترافات حسین زهری چماقدار و همدست وزارت اطلاعات در خارج که برای توجیه این رذالت در نشریه نیمروز شماره 885 سال هبجدهم جمعه 19 خرداد 1385 تحت عنوان رهبر چریکها دردفاعیه خود در مقابل قاضی فرانسوی آقای پرته لی نوشته شده نگاهی انداخنه و به افشاگری های همدستان دیروزش نیز مراجعه کنید!! |
نام: mohammad
|
| ای-میل: |
16:09 27 اسفند 1387
|
هموطنان برای پی بردن به ماهیت الله قلی خان به سایت سازمان چریکهای فدایی خلق ایران مراجعه نمایید.www.iranian-fedaii.de
|
نام: vahid_s
|
| ای-میل: vahid.456.salehi.1359@gmail.com |
01:42 16 اسفند 1387
|
ما بی چرا زندگانیم آنان به چرا مرگ خود آگاهانند
درود بر شهید بزرگ خلقهای عشایر اله قلی جهانگیری ، مهین جهانگیری و سایر همرزمانش و درود بی پایان بر آرمان بزرگ شان
یا مرگ یا سوسیالیسم |
نام: karim .az allman
|
| ای-میل: |
19:07 23 فروردین 1387
|
با سلام و درود می خواستم سال نو را خدمت برادران بزرگوار جهانگیری تبریک گفته باشم موفقیت شما آ رزوی من است . ارادت مند کریم |
نام: جانبازلو ها ی مقیم شهرضا
|
| ای-میل: abasjgh@yahoo.com |
20:46 2 فروردین 1387
|
عکس و مطلب و در مورد مهین جهانگیری جانبازلو می خواهم
برایم بفرستید |
نام: صادق راستگو
|
| ای-میل: deymzellah@yahoo.com |
10:51
|
شهيد الله قلي جهانگيري فرزند قشقائي در راه آزادي هموطنان خود تا آخرين لحظه جنگيد . و تمام مطالب و اتفاقاتي كه مي افتاد و به او نسبت مي دادند مينوشت يك نسخه به سران حكومت و يك نسخه را تحويل مادرش ميداد تا تاريخ بداند چه بر او وهموطنان او ميگذرد طبق گفته لاجوردي يك وانت اسناد از منزل پدري ايشان پيداكردند و همه را نابود كردند . تا هيچ آثاري از جنايات رژيم كه ايشان نوشتند باقي نماند . ولي من اقدام به تكثير يك سري اسناد و عكس از شهيدان كرده وقصد دارم در اختيار ايل قراردهم |
نام: ديزجان
|
| ای-میل: |
01:29
|
درود برتمامی آزادی خواهان بیداد ستيز وزنده باد یاد وخاطره جانباختگان : کسانی که یک آن از آرمانهای خود عقب ننشستند ومرگ بر بزدلان و خائنین به خلق |
نام: علی
|
| ای-میل: |
03:33
|
http://www.com.fr/Books/Hejab/pdf/HEJ
hejabyadavari |
نام: NIkolaj
|
| ای-میل: andnik14@yahoo.com |
09:59 8 آبان 1385
|
Thank you so very much for the greatest memories of all times, of whom our generations, people of different ethnicities, whom gave Birth to our land Iran. Being a grand son to one of our heroes in our History, I do read these pages when the pain of lonely days and nights , appears to be undefeatable, when I look at my Grandfather ( Bagher Khna Slare Melli)and his great friends who took into battlefields where life was being measured, by desire for life and freedom, and I feel somehow, as I remember my Great teacher words, Shahid Dr, Shariati's words, when he says,; those left with the Carvan of Truth and freedom seekers, did the Job of Zainab and Hussein, ...Wow upon us who were left behind ,thank you so much for reminding us all, where do we all come from, and what lays between the true pages of our history books, written, scented so devinely by the breath our freedom fighters and seekers. Thnak you so much for being there.
May the Creator of Freedom, Dream, Love ,Strenght and Light Have Mercy on us all, and bless us all with a keen sense of apreciation for Freedom, Dream, Strenght in Unity, and Light of Knowledge, and thereupon sense of responsibility to carry out our mission of being a part of this strange creation and citizenship.
Ya Hoo Ya Ali |
نام: Bardian
|
| ای-میل: |
00:21 21 اسفند 1384
|
Name to javid ey dokhte maihanam
Setarey derakhshane rahnama
Name t o va beradarane razmjoye to
mobarak ast bar dokhtarakan va pesarakane ashayeram. |
نام: dost
|
| ای-میل: efgererg |
20:41 17 اسفند 1384
|
ماه در ورای ابر نمیماند |
نام: seyavash
|
| ای-میل: seya_aslani@yahoo.com |
11:23 17 اسفند 1384
|
,Tashakor mikonm az nevisandeh in maghaleh arzeshmand va hamin tor site vazin ROSHANGARI be khater enteshar an, dar sorat emakn hamrah ba maghale ghabli ke dar mored Allah Gholi Jahangiri bood ba ham dar site begzared va be site hay degar az jomle Gooya News va Peykiran befrsted.
Seyavash Aslani, London |
نام: حمید دوستی
|
| ای-میل: hamiddoosti60@yahoo.com |
10:28 4 اسفند 1384
|
حیدر عزیز، چقدر کار بجا و شایسته ایی کردی که با این یادنامه زیبا جلوه ایی از آن شمع همیشه فروزان را برای همه ما متجلی کردی. بی تردید یاد و راه مهین دلیر، خواهر گرامی الله قلی دلاور و فرزند خانواده فداکار و بزرگوار جهانگیری، همچون بقیه خواهران و برادران و دوستان انقلابی وشهیدمان جاودانه خواهد ماند. |
نام: ساسان در جواب الم قشقائی
|
| ای-میل: setorg@home.com |
19:04 30 بهمن 1384
|
از سال 1352 افتخار آشنائی با فرزند شریف وطن الله قلی، محمدقلی، مهین و سایر همرزمانش را داشتم که هر لحظۀ آن درس زندگی بود.
در جواب الم قشقای که نام انتخابیش نام سایت محمد خان بهمن بیگی را برایم یاد آور بود و متن ایمیلش سخنرانی لاجوردی جلاد را بر اجساد الله قلی و یاران پاکش در زمستان سیاه (بهمن 62) را.
باید بگویم الله قلی نه با اکثریت بود و نه مجاهد و نه خود را متعلق به یک منطقه مشخصی میدانست و نه طبق گفتۀ لاجوردی بی شرم، زمیندار، بلکه فرزند رشید ایران بود که چون سایر جانباختگان میهنم تا آخرین قطرۀ خون از کردستان تا بلوچ استان برای آزادی انسان جنگید و جان داد.
درود بی پایان بر مهین، محمدقلی، الله قلی و سایر همرزمانش.
با ایمان به رسوائی تمامی وطن و ایل فروشان. |
نام: M:K:AZHDARI
|
| ای-میل: suna-maral-azhdari .yaho.de |
02:36 30 بهمن 1384
|
SALAM ROHESHAN SHAD VE RAHASHAN POOR REHRU BAAD |
نام: الم قشقایی
|
| ای-میل: |
01:25 29 بهمن 1384
|
سلام
من از نویسنده این مقاله سئوالی داشتم
سئوال من این است که الله قلی واقعیت دارد که با اکثریت و مجاهدین همکاری می کرد یا نه
چرا موقعیکه علی باز را کشتند در کار اکثریت او را منتشر کردند و الله قلی سکوت کرد یا اینکه نویسنده
واقعیت ها را انکار می کند .و الله قلی اکثریتی بوده
نظر نویسنده در مورد پیوستن الله قلی به مجاهدین چیست.
آیا الله قی خان زاده پشت به منافع طبقاتی خودش کرد
زمینهای پدری اش را به نفع زحمتکشان تقسیم کرد
سپاس فراوان
زنده با سوسیالیسم
|
نام: با سلام
|
| ای-میل: |
18:57 29 بهمن 1384
|
|
نام: siamak
|
| ای-میل: siamak1@sms.at |
15:54 29 بهمن 1384
|
salaam va dorod bar shoma ke zendegi nameh khahar azizman khabom jhangiri ra be tasvir keshidid.siamak |
نام: azhdari
|
| ای-میل: azhdari_beazhan@yahoo.de |
10:52 29 بهمن 1384
|
درود برتو ارسلان عزيز: منهم به سهم خود از مبارزه قهرمانانه خانواده جهانگيری مخصوصاً اله قلی بزرگ خاطره ها بياد دارم.... اميدوارم همچنان شما مبارزان خستگی ناپزير يادش را زنده وراهش را ادامه دهيد تا روز آزادی ملت دربند ايران ...ازطرف وبلاگ بلوردی بيژن |
نام: Morad
|
| ای-میل: charwadar@yahoo.com |
14:47 28 بهمن 1384
|
tamame badbakhtihayii ke be sare ma mellate Iran rafteh chand dalile sadeh darad ke badbakhtaneh kasi be anha fekr nemikonad.
Alef- skerkat dar refrandome jomhoori eslami bedoone inkeh bedanim mahiyate an chist.
b- biroon raftane kamele mardom az sahneh bela faseleh pas az sarnegooniye shah va sepordane sahneh be afraade forsat talab.
p- bi tafavot mandan dar moghabele hazfe asli tarin sho-are enghelab (azad)i
In seh dalil dalayeli boodand ke ba-ese shekaste enghelab shodand. tamame kasani ke mortakebe in eshtebahat shodand moghasserand va mas-ool.
khoone tamame azadikhahan be gardane hameye an afrad mibashad. har kasi ke baraye jobrane eshtebehi ke mortakeb shodeh hich eghdami nakonad, kha-en be melat va khoonhaye rikhteh shodeh ast va bayad ta akhare omr vojdane khod ra kenar begozarad.
garami bad yade tamame jan bakhtegan |
نام: Mitra
|
| ای-میل: sahand67@yahoo.de |
00:40 27 بهمن 1384
|
Mahin aziz yek zane mobarez va ba shahamat bood ma bayad rahesh ra edameh dehim yadash gerami bad |
نام: sa'eve naaz va tadavome peikardar raahe reha eiye karekaran va zahmatkeshan.
|
| ای-میل: |
21:25 27 بهمن 1384
|
be bavare man feghat ha'rf zadan va montazere naaji bodan ,mosh keli raa darman nakhahad kard. Bayad donbale chare jo ee,bod. bayad in fashiste mazhabi va sar sepordeye sarmayedariye JEHANI ra dar yek nabarde mosllahaneye ENGHELABI beh zir keshid.Agar khodeman ra feghat beh sohbat kardan mash ghol, konim fashishisme sarmayedari dar IRAN 27 sale digar beh hokomate nangine khod edame khahad dad. Bayad karegaran va zahmatkeshane iran ra moteshakel va sazmandehi, kard. gololeh RAA gololeh PASOKH mibashad,nah goftego va beh estelah dialog va gofteman, taa deir nashode bayad in JANEVARANE ma ghable tarikh ra be gorestan tarikh sepord, va 72,000,000 nafar raa az in khonkharan nejat dad. Nabod bad barbariyate sarmayedari dar sarasare JEHAN. bar gharar bad KAR,maskan, nan, behdasht, amozesh, va behdasht baraye tamamiye mellate IRAN. yade tamamiye setaregane beh zir keshide shode dar sarasare IRAN va JEHAN GERAMI va raheshan mostedam bad. BA eyman be piroziye raheman. maa peirozim chon hagh baa maast. |
نام: Bardian
|
| ای-میل: |
12:45 27 بهمن 1384
|
Khavanin,feudalha va ba hamdasti rohaniat saay hamishagi darand keh tamame iran va bekhosos an mantagheye ashayeri dar jahl va tariki negahdarand .Setarehaye derakhshani chon Mahin va Alah gholi rah ra beh hamye asheghane mardom ,ensaniat sarafrazi va behrozie todehaye Iran neshan dadand. Yadeshan javid bad. |
نام: خوشنویس
|
| ای-میل: |
21:07 26 بهمن 1384
|
بازنویسی شعر زیبای حمید - م با حروف فارسی، به درخواست ایشان:
زندگی زیباست ای زیبا پسند
زنده اندیشان به زیبائی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت
کز برایش می توان از جان گذشت |
نام: درخت
|
| ای-میل: |
20:37 26 بهمن 1384
|
زندگی نامه بسیار مفید و ارزنده ای بود. باید یاد بگیریم که چطور ارزشمندانی چون مهین جهانگیری و یارانش را بسادگی از دست نداده و بر تعداد آنها بیافزائیم. راهشان پاینده باد. |
نام: hamid_m
|
| ای-میل: |
17:39 26 بهمن 1384
|
mitavanam dar vasfe in yarane hamishe javid begooyam ke
zendegy zibast ay ziba pasand
zende andishan be zibaey resand
angadar zibast in by bazgasht
kaz barayash mitavan az jan gozasht
( dar zemn doostan man emkane farsy neveshtan baram momken nabood agar emkan darad matne man ra be farsy bargardanid ba tashakor :dasthayetan ra be garmy mifesharam ) |
نام: رهروان
|
| ای-میل: |
12:21 26 بهمن 1384
|
ستم گر چو برف و ستمکش چو کوه
بسي برف رفت و بجا ماند کوه |
نام: پیکارگر paykargar@perianblig.com
|
| ای-میل: |
11:06 26 بهمن 1384
|
این از جان عزیزتر یک پیکارگر بود. نامش و راهش راه همی پیکارگران و راه ازدای و سربلندی هر انسان شریفیست. |
|
|