www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

کوه با نخستين سنگ آغاز می شود و انسان با نخستين رنج... [در مورد عراق ، و دادگاه صدام حسين] - همنشين بهار



کوه با نخستين سنگ آغاز می شود
و انسان با نخستين رنج...

[در مورد عراق ، و دادگاه صدام حسين]




من اين ايوان ُنه تو را نمى دانم نمى دانم
من اين نقاش جادو را نمى دانم نمى دانم

گَهی گيرد گريبانم گهی دارد پريشانم
من اين خوشخوی بدخو را نمى دانم نمى دانم

مرا جان طرب پيشه است که بی مُطرب نيآرامد
من اين جان طرب جو را نمى دانم نمى دانم


زمين چون زن ،فلک چون شو ،خورد فرزند ، چو گُربه
من اين زن را و آن شو را نمى دانم نمى دانم...

ز دست و بازوی قدرت به هر دم تير می َپرّد
که من آن دست و بازو را نمى دانم نمى دانم

بيا ای شمس تبريزی مکن سنگين دلی با من
که با تو سنگ و لؤ لؤ را نمى دانم نمى دانم



کسانی که بذر بيداد کاشته اند ، اکنون صحبت ار داد و دادگری کرده ، روضه دموکراسی می خوانند . بر ماست که پيش زمينه های تاريخی را باز کنيم ، در شبهات تاريک اين روزگار ، همه چيز را زير نور بگيريم و به آغاز ماجرا بر گرديم و مستقل از آنچه ,سی ان ان, و ,بی بی سی, و ,فاکس نيوز, و مداحان اين جنگ ضد بشری می گويند ، دلير باشيم و فهم خويش را به کار گيريم . وارسی کنيم اصلاً چرا عراق اشغال شده و صدام حسين را در اتاقک شيشه ای می نشانند ؟

**********************************************

جدا از زهر چشم گرفتن از منطقه ، چين ، آلمان ، روسيه ، ژاپن ، و به طور كلى دنيا ــ کنترل بر ذخائر و جريان منظم نفت به کشورهای استعمارگر ، حفظ و تقويت موازنهی استراتژيک در خاورميانه به نفع امپرياليست ها ، ضربه زدن به انقلاب در خاورميانه ، به ويژه مبارزه مردم فلسطين عليه اشغال سرزمين شان توسط دولت صهيونيستی... از جمله دلائلی است که ارتش آمريکا و انگليس ، به عراق لشگر کشيده اند . آمريكا با حضور نظامى مستقيم در منطقة خاورميانه عملاً كلية مجارى هفتاددرصد از نفت و گاز جهان را در كنترل مستقيم خود گرفته و اين امر براى كشورى كه ظهور كانونهاى عظيم اقتصادى مانند بازار مشترك اروپا و غولهاى اقتصادى آسياى جنوب شرقى ، را تهديد عظيمى براى سيادت جهانى خود مييابد ، امرى بسيار حياتى است.
اين جنگ سياه که البته برای غول هاى تسليحاتى و شيميايى لاکهيد مارتين Lockhieed Martin ، نورتروپ گرومن، الى ليلي، مونسانتو، مرک و دوپونت... و شرکتهائی نظير ِاسو، تکزاکو ، هالی برتون،... نعمت الهی به شمار می رود ــ ادامه سياست بورژوائی برای تشديد استثمار مردم محروم در سرتاسر جهان است . اين واقعيت را حتی روشنفکران مردمی در آمريکا و اروپا ... ، نيز صحّه می گذارند .

جنگ عليه عراق بخشی از استراتژی جهانی ايالات متحده و متحّدين او برای احيای دوره ی جديدی از شکوفائی بورژوازی است ، به ويژه در شرائطی که بحران اقتصادی عميقی [بحران ساختاری] مثل کنه به نظام جهانی سرمايه داری چسبيده و تضادها دم به دم تشديد می شود . اين بحران Cyclic ، و ادواری از نوعی که معمولاً آش خاله نظام سرمايه داری محسوب می شود ، نيست . ساختاری ، و نفس گير است .

يک سال و نيم پيش از خيمه شب بازی ۱۱ سپتامبر ، اقتصاد آمريکا پس از يک دهه رونق اقتصادي، دچار بيماری و بحران عميقی شد . نشانه اين بحران اقتصادی در سقوط تدريجی بازار بورس ِ ,نسدک, (Nasdac ) که شامل سهام بسياری از شرکتهای توليدی به ويژه کامپوتری بود ، نمايان گشت ، , داو جونز اينداستريال , Dow Jones Industrial زير ضرب بحران اقتصادی رفت . بازار بورس نسدک ارزش خود را از دست داد . بسياری از سهام داران، سرمايه های کلان خود را از دست دادند . توليد صنايع بزرگ سير نزولی را آغاز کرد و بيکاری بی سابقه ای گريبان کارگران و کارکنان کارخانه ها و شرکت ها را گرفت ... و تنها در مدت دو سال رياست جمهوری بوش ، دو ميليون نفر بيکار شدند ...

۲۰ روز پيش از ۱۱ سپتامبر ، نيويورك تايمز، در مهمترين مقاله خود كه در صفحه اول چاپ شد ، ابراز نگرانى كرد كه سرمايه دارى جهاني، در برابر ركودى با دامنه بسيار گسترده قرار گرفته است . در اين مقاله آمده بود : اقتصاد جهانى كه تا سال گذشته همچنان از رشدى توقف ناپذير برخوردار بود ، اكنون تنها به كندى حلزون به حركت خود ادامه ميدهد . ايالات متحده، اروپا، ژاپن و برخى از كشورهاى مهم در حال توسعه، به ندرت چنين ركودى را تجربه كرده اند و اوضاع زار ِ زار است .

جهان سرمايه داری و اقتصاد آمريکا با بحران روبرو شده و به روغن سوزی افتاده بود ، و می بايست اين کلاف سردرگم باز شود ، همچنين ايالات متحده طرح خاورميانه بزرگ را در چشم انداز داشت و بر خلاف دوران کلينتون که پس از پايان جنگ سرد به جمع کردن پايگاه های نظامی پرداخته بود ، بوش ، چاق و چله شدن دستگاه جنگ و سرکوب را برنامه ريزی می کرد و راستی چه توجيهی بهتر از مائده آسمانی ۱۱ سپتامبر ؟

در جنگ اول خليج فارس ، ژنرال ,شوارتسكف, فرماندة عمليات نظامى آمريكا ، در صورتى كه كمتر از ۲۴ ساعت به حملة نظامى خود ادامه ميداد صدام سرنگون می شد ، ولى دولت آمريكا به او تکليف کرد که دست از پا خطا نکند. اما حالا ورق برگشته بود ، همان صدامی که در جنگ اول خليج فارس ، نمی بايست سرنگون شود ، حالا لولوئی شد که به انواع و اقسام اسلحه های ميکروبی و شيميائی و اتمی مجهز است و عنقريب اروپا و آمريکا را هدف قرار می دهد !
خلاصه...به عراق پيله کردند و جنگ در دستور روز قرار گرفت و فرياد های , وادموکراسی ِ, بوش و بلر ، گوش فلک را کر کرد .

قبل از اينکه به خود صدام بپردازيم ، اجازه می خواهم نگاهی به کشور عراق و تاريخ پُر فراز و نشيب آن بکنيم . پوزش می خواهم که نمی توانم بهتر ، يا کوتاه تر بنويسم ، نمی خواهم تنها از يک زاويه نگاه کنم ، از همين رو در آغاز خواهشی دارم که با کمال ادب طرح می کنم :
اگر شما تمايلی به اينگونه مباحث جدّی نداريد ، همين الآن آنرا ببنديد ، چون قلم فقير مرا ، تنها و تنها دقت و حوصله شما است که جبران می کند .

***************************
۱- عراق،سرزمين لوح هاى فراموش شده حمورابي،دهشت هاى فرونشسته بُخت النصر، و باغ هاى سوخته بابل ــ از جنوب ، جايی که رودهای دجله و فرات به خليج فارس می ريزد ، تا شمال و کوه های ,آنتی توروس, کشيده شده ، و اين همان منطقه ای است که زمانی يکی از نخستين تمدن های بشری در آن قرار داشت. [تمدن بين النهرين – Mesopotamia مزوپوتاميا]
عراق داراى پيشينه تاريخى بسيار كهن بوده و يكى از قديمى‏ترين تمدن هاى بشرى را در خود پرورانده است،از اين رو،در جاى جاى اين کشور اشغال شده ، آثار تاريخى و باستانى دوره‏هاى گوناگون را،از هزاران سال پيش از تولد مسيح تا پس از ظهور اسلام مى‏توان ديد. عراق ، سرزمين نينوا، بابليون ، نمرود و اوروک، نخستين شهر جهان است.در اينجا بود که سومرى ها ۵۰۰۰ سال پيش نوشتن را اختراع کردند، اينجا بود که حماسه گيلگمش – مدلی برای ماجرای نوح و سيل – يک هزاره و نيم پيش از هومر به خط ميخی نوشته شد. اينجا سرزمين ,عهد عتيق,، برج های بابل و ,اور, است، جايی که ابراهيم خليل زاده شد ، بُت ها را شکست ، در آتش رفت و اسماعيل اش را قربانی کرد .
عراق نيز همانند کشور ما رنگ و وارنگ ِ بسيار ديده ، و با تاخت و تازهای گوناگون روبرو بوده است. [سومريان ، اكديان ، ايلاميان، بابليان، آشورى ها، كلدانى ها ، مادها ، پارس ها ،يونانى ها ، پارتيان ، ساسانيان ، امويان ، عباسيان ، ايلخانيان ، جلائريان ، آق قويونلو ، قراقويونلو ، ترک های عثمانى ، انگليسى ها]... ، و حالا هم که می بينيم نيروهاى ائتلاف نه تنها مردم و فرهنگ عراق را تحقير كرده اند، ۷۰۰۰ سال تاريخ بين النهرين نيز ، در حضور سربازان امريكائی خرد و خمير می شود .

دشمنان صدام نيز اعتراف می کنند که وی حفظ ميراث عراق را يک وظيفه ميهنی ميدانست و در زمان او رجّاله های بی فرهنگ ، غارت آثار باستانی را به خواب هم نمی ديدند . در همان آغاز اين جنگ ضدبشری که ۷۴۰ موشک کروز توماهوک ، ۸۰۰۰ بمب هوشمند و تعداد بيشماری ,بمب ِ الاغ, ! ريخته شد ، اولين عمليات جنگی ، حمله به يک موزه در تکريت زادگاه صدام بود. موزه موصل که مرکز قديمی ترين کليسای جهان است، نيز مورد اصابت قرار گرفت. موزه موصل مرکز گرد آوری با اهميت ترين يافته های زمان دور و بر نينوا و نمرود است، از قبيل گاو بالدار غول آسا با سرهای انسانی که بازديد کنندگان موزه بريتانيا را مى رماند و هزارها ظرف سفالی با خط ميخی که هنوز اسرار آن کشف نشده است.

در جنگ قبلی خليج فارس نيز ، بولدوزرهای آمريکايی خرابه های تل الحم را در جنوب ,اور, ويران کردند، و ارک بزرگ تيسفون که هنوز هم بزرگترين ارک آجری بدون ستون جهان است بوسيله امواج بمباران های فرشی آمريکا َترک برداشت. جنگ آزاديبخش بوش و بلر به بزرگ ترين غارت ميراث فرهنگى بشر در چند قرن اخير ميدان داد .
كليه آثار باستانى موجود در بغداد به غارت رفته يا آسيب اساسى ديدهاند. غارتگران حتى به الواح حمورابى كه نخستين دست نوشتههاى بشرى را به امروز رسانده اند، رحم نكرده و آنها را هم به يغما بردهاند. ميشود بر اين فهرست، كتابهاى دست نويس موزه بغداد ، كتابخانه دانشگاه مستنصريه بغداد و آرشيو راديو و تلويزيون عراق را هم افزود كه به غارت رفته است. حتى برخى گزارش ها از آن حكايت دارد كه ,باغهاى مُعلق, از جمله عجايب هفتگانه جهان، آسيب اساسى ديده است. اما هنوز بوش و بلر ، روضه دموکراسی می خوانند.

۲- مسئله امثال رامزفلد و ديک چيني، نه آزادی مردم عراق ، يا افغانستان و ايران... ، نه دموکراسی و دادخواهی و حقوق بشر ... ، بلکه سوار شدن بر منابع انرژي، مواد خام، بازارها ، منابع عظيم كار ارزان ديگر كشورها ، و پياده كردن به اصطلاح ,صلح آمريکائی, Pax Americana ، يا در واقع به زير سلطه کشيدن همه جهان است.
به دليل وابستگی اقتصاد آمريکا به مجتمع نظامى- صنعتی ، به خاطر تسلط سياسی صاحبان انحصارات اسلحه سازی و شركتهای نفتی ، و نيز وابستگی اقتصاد كشور به بودجه تصاعدی نظامی ، دولت بوش چارهای جز ,تجاوز نظامي، سياسی و امنيّتى, و در پيش گرفتن سياست جنگ افروزانه و كينه توزانه نسبت به ديگر كشورها ندارد.

دولت امريكا که در سالهای اخير با خودخواهی كم نظيری تمام قرار دادهای دوجانبه و چندجانبه بينالمللی برای كنترل گسترش سلاحهای اتمي، بيولوژيك و شيميايي، برای حفظ محيط زيست، برای برپايی دادگاه جنايی بينالمللی... را زير پا گذاشته و در داخل امريكا به بهانه مبارزه با تروريسم ابتداييترين حقوق مردم اين كشور را لگد مال كرده است ،چگونه می خواهد برای ديگران آزادی و دموكراسی به ارمغان آورد؟
,در سال ۲۰۰۱ دولت بوش با هدف برانداختن دولت عراق وارد كاخ سفيد شد. در واقع يكی از هدفهای استراتژيك محافظه كارانِ نو در تصميم آن ها به روی كار آوردن دولت طرفدار امريكا در بغداد و برقراری پايگاههای نظامی متعدد در آن كشور، جلوگيری از حركت كشورهای اُوپك به طرف فروش نفتشان به ,يورو, به جای دلار بود ، بخصوص که صدام حسين از سال ۲۰۰۰ اصرار داشت نفت عراق به ,يورو, فروخته شود .,
يکی از تحليلگران برجسته سياست خارجی امريكا به نام ,ويليام كلارك, در مقاله مهمی که در آدرس زير :

http://www.globalresearch.ca/articles/CLA410A.html
می توان ديد ــ مينويسد:

…It is now obvious the invasion of Iraq had less to do with any threat from Saddam’s long-gone WMD program and certainly less to do to do with fighting International terrorism than it has to do with gaining control over Iraq’s hydrocarbon reserves and in doing so maintaining the U.S. dollar as the monopoly currency for the critical international oil market…
,اكنون آشكار است كه حمله به عراق نه ارتباطی با وجود سلاحهای كشتار جمعی صدام حسين داشت و نه برای مبارزه عليه تروريسم بينالمللی بود؛ بلكه هدف اصلی آن برقراری كنترل بر منابع انرژی عراق و حفظ دلار به عنوان تنها پول رايج برای خريد و فروش نفت بوده است .,

۳- كلمه ,عراق‏, در لغت ,ساحل دريا به طور درازا,، ,بستر رودخانه از ابتداى جريان تا ريزش به دريا,، و , پايين تا بالاى رودخانه‏, تعريف شده و به معنى صخره و ساحل هم آمده است. نگاهى به وضعيت طبيعى سرزمين عراق، با توجه به وجود دو رود دجله و فرات، علت اين نام‏گذارى را روشن مى‏نمايد. در کذشته ، عراق ,بين النهرين, [ميان رودان]ناميده می شد . در فارسی قديم به عراق ,سورستان, می گفتند . شماری از اعراب ، نيمه شمالی بين النهرين را ,الجزيره, ، و نيمه جنوبی آنرا ,عراق, می خواندند . در باره معنی کلمه عراق و ريشه آن ميان زبان شناسان اختلاف است .
,حماسه گيلگمش, که ۲۵۰۰ سال قبل از تولد مسيح به دست يک حکيم اهل خاورميانه به رشته تحرير درآمده، از زندگی حاکم شهر ,اروک, که نام عراق از آن اقتباس شده است تجليل می کند.گروهی ، عراق را به معنی ,زمين ساحلی, گرفته اند و بعضی از ,عرق, [Uruk= erq?] به معنی ريشه . برخی گفته اند به اين دليل که درخت در آنجا بسيار است ! عراق خوانده شده ، عدّه ای نيز آن را مُعرب ِ ,ايرانشهر, دانسته ، و دسته ای از کلمه فارسی ,ايراء, به معنی کرانه گرفته اند . عراق را ,سواد, نيز می خوانده اند . [در اينجا ,عراق عَجم, که شامل اصفهان، گلپايگان،همدان و اراك فعلى را شامل می شده ، و نيز جبال و كوهستان ، در ايران کنونی مورد بحث نيست.]

۴- در گذشته های دور ، زبان مردم عراق عربی نبود ،با يورش اعراب و بطور خاص امويان به سُنن و فرهنگ مردم ، زبان عربی نيز به عراق تحميل شد.[زمان ِ عبدالملک ابن مروان]
در قرون وسطي، عراق کانون قدرتی بود که درست يا غلط امپراطوری اسلام ناميده می شود و بغداد [باغ ِداد؟] ،پايتخت فرهنگی و سياسی ناحيه ای که از مراکش تا شبه قاره هند ، وسعت داشت... يورش مغول ها در قرن سيزدهم، به تدريج از نفوذ عراق کاست...

۵- ايرانيان از ديرباز ، از جمله به خاطر نجف و کربلا و کاظمين و سامرا به عراق علاقه داشتند.روز و روزگاری نيز از عراق راديو ميهن پرستان ، سرود ,ای رفيقان ، قهرمانان ، جان را بدهيد در راه وطن بی مهابا,و... پخش می شده ، آخوند دعائی اعلاميه های آيه الله خمينی را می خوانده... که همراه با ديگر آيات عظام ، حکيم و خوئی و سيد محمد باقر صدر [صاحب کتاب اقتصاد ما و فلسفه ما]... ساکن نجف بود و درس ولايت فقيه و اخلاق اسلامی ! می داد ، حالا هم که شمار زيادی از فرزندان شريف ميهن ما در آنجا هستند . بسياری از مردم اين کشور ، ايرانی بودند و رّد پای آن ها تا همين امروز در فرهنگ و هنر مردم عراق ديده ميشود...
بيشتر مراجع نامی و بانفوذ شيعيان از قبيل شيخ مرتضی انصاری ، آخوند خراسانی ، سيد محمد كاظم يزدی و سيد ابوالحسن اصفهانی در اين کشور اقامت داشتند . ميرزای نائينی که تجربهى نهضت مشروطه خواهی ايران را پشت سر داشت و در مبارزه با ظلم و استبداد پيشگام بود ــ با جنبش آزاديخواهی مردم عراق هم آوائی می کرد.

۶- سرزمين عراق تا اواخر سال ۱۶۴۰ بخشى از كشور ايران به شمار ميرفت و پس از شكست شاه اسماعيل صفوى از نيروهاى عثمانى در چالدران، امپراتورى عثمانى آن را ضبط کرد . در اين دوره، عراق كشورى يكپارچه نبود، بلكه از سه منطقه مستقل شامل بصره، بغداد و موصل تشكيل ميشد. در سال ۱۹۱۷، نيروهاى انگليسى پس از روبرو شدن با مقاومت هاى مردمى در جنوب، [بخصوص از سوى شيعيان] وارد بغداد شدند و به دنبال شكست دولت عثمانى در پايان جنگ جهانى اول، بريتانيا رسماً آقا بالاسر عراق شد .
۷- در خلال جنگ اوّل جهانى به سفارش چرچيل وزير مستعمرات بريتانيا ، سرهنگ لورنس Lawrence of Arabia [لورنس عربستان]، به كمك اميرفيصل و امير عبدالله فرزندان شريف حسين ، يك شورش ضدعثمانى را رهبرى كرد و باعث شكست عثمانى در جزيره العرب شد. در خلال جنگ ، لورنس وعده پادشاهى سوريه يا عراق را به فيصل داده بود، غافل از آنكه دو دولت فرانسه و انگلستان در قراردادهاى نهان و سپس آشكار مقرر داشته بودند كه سوريه و لبنان سهم فرانسه ، و عراق و اردن و فلسطين از انگليس باشد و هر كس هم كه به پادشاهى اين كشورها مى رسد بايد مثل بچه آدم ! از امثال چرچيل اطاعت کند.

در ۱۹۱۹ تمام خاك عراق به تصرف بريتانيا درآمد ، از آنجايى كه عراق صاحب منابع غنى نفت بود، انگلستان مى خواست به هر صورت که شده عراق را قورت دهد، ولى چون با مقاومت هاى مردمى روبه رو شد، به سلطنت مشروطه و مجالس سنا و شورا تن داد ، البته آلت دست هايش همه جا را زاغ سياه می زدند و از همين رو مجالس وابسته کارش را پيش می بردند و كليه قراردادهاى استعمارى با انگلستان را به تصويب مى رساندند. در سال ۱۹۳۲ دولت انگلستان تحت عنوان ,قرارداد دوستى با عراق, ! ، بدون كسب اجازه از جامعه ملل، [سازمان ملل متحد ِ پيشين] اين كشور را كاملاً قاپيد.
طبق قرارداد مزبور ، حق تعيين مستشاران دولت عراق، تربيت افراد ارتش عراق و نظارت بر روابط خارجى عراق برعهده انگلستان قرار گرفت. پيش تر هم که ماموران انگليسى از حق قضاوت كنسولى [كاپيتولاسيون] برخوردار بودند و دو پايگاه هوايى در منطقه حبّانيه و شعّيبه به انگلستان داده شده بود.

۸- عراق تا زمان استقلال از بريتانيا در سال ۱۹۳۲ نقشی جزئی در منطقه داشت. در دوران ۳۷ ساله نظام سلطنتى، [از ۱۹۲۱ تا ۱۹۵۸] ، پادشاهان عراق يعنى فيصل اول، ملك غازى و فيصل دوم ، همه نوکر و عروسک کوکی بريتانيا بودند و پارلمان هم فرمايشى بود. عقب ماندگی در جامعه عراق ، جا خوش کرده بود ! تنها يكى از نخست وزيران يعنى نورى سعيد ۱۴ بار نخست وزير شد و از ابتداى سلطنت فيصل اول تا ۱۹۵۸ ، همه مجالس عراق را بازيچه خود ساخته بود.
در پی سقوط حکومت سلطنتی عراق در سال ۱۹۵۸ و كودتاى خونين ۱۹۶۸، که حسن البكر و صدام حسين زمام امور کشور را به دست گرفتند ،اين کشور تحت فرمان حزب بعث به يکی از کانون های ملّی گرايی عرب بَدل شد ...

۹- حزب بعث كه عنوان رسمى آن ,حزب سوسياليست هاى بعثى عرب, است، جنبش موثر در جوامع عربى خاورميانه، خصوصا سوريه و عراق بود که از همان ابتداى تشكيل، اعلام نمود حزبى ملی گرا و سكولار است . در رأس تصميمگيرى هاى اين حزب ، آزادى مردم عرب از استعمار و اتخاذ مشى اقتصادى سوسياليسم قرار داشت. با سقوط نظام سلطنتی ، رژيم جديد در پاسخ به خواسته های مردم محروم و ستمديده، دست به اصلاحاتی زد که ساختار کهن جامعه عراق را به سرعت درهم ريخت. اصلاحات ارضي،[بدون آنکه امثال کندی دستور داده باشند!] ، اصلاح قانون خانواده ، مساوات زن و مرد در ارث و اجرای قوانين مدنی به جای قوانين شرعی در دستور کار قرار گرفت. بدين ترتيب بر قدرت و نفوذ طبقات اجتماعی ديرين و لايههای سنتی جامعه مانند روحانيت ضربه مهلکی وارد آمد و امثال آيه الله حکيم [نويسنده کتاب مستمسك عروه الوثقى] را به واکنش واداشت تا به تکفير ، و ,واشريعتا, ، متوسّل شود ...
رواج ايدئولوژيهای مدرن ,سکولار,، به ويژه انديشههای چپ، خطر مستقيمی بود که مرتجعين را به لرزه انداخت. مرجعيت شيعه که اجتهاد و مسائل مستحدثه ، فقط لقلق زبانش بود و با پيچيدگی های دشمن و دنيای جديد آشنائی نداشت و باور نمی کرد [حالا هم باور نمی کند] که قواعد بازی در جهان تغئير يافته ، و پيچيده تر از قواعد دوران هارون الرشيد است ــ نتوانست گرد و غبار را از خود بزدايد و پوسته شکنی کند ، از همين رو در واپس گرائی بُکسوات کرد و در مبارزه با رژيم چپ گرای عبدالکريم قاسم ، با مرتجع ترين نيروهای دست راستی ، هم پياله شد.

۱۰- نگاهى به تاريخ گذشته عراق حضور احزاب سازمان يافته و قوى را در اين كشور تائيد مى كند... بعد از سقوط نظام سلطنتی ، حزب کمونيست رشد بی سابقه ای کرد و پُست های مهمی را در دولت و ارتش به دست گرفت. در اول ماه مه سال ۱۹۵۹ به مناسبت روز کارگر، حزب کمونيست عظيم ترين تظاهرات سياسی تاريخ عراق را در خيابانهای بغداد به نمايش گذاشت...

از سال ١٩٦٨ رژيم بعثى تلاش كرد تا عراقى قدرتمند و متّحد ايجاد كند و ارزشها و كنشهای مخرب پيشين را [استثمار، نابرابرى اجتماعي، وفاداريهاى فرقهاى و فقدان روح مدنى] ، از چشم بياندازد. تأكيد ويژهى حزب بعث بر آموزش نظامى جوانان در راستاى شعار خلق انسان جديد در جامعهى جديد و دفاع از جمهورى در برابر نيروهاى صهيونيستى ، امپرياليسم، شوونيسم ضدعربي، راستگراها و فرصت طلبها بود. هدف عمدهى حزب بعث از سال ١٩٦٨ سوسياليستى كردن اقتصاد بود و تا اواخر دههى ١٩٨٠ موفق شد بخشهاى مهمى از اقتصاد ملّى از جمله بخش كشاورزي، بازرگاني، صنعت و نفت را دولتى كند.

۱۱ - صدام حسين فرزند يک چوپان فقير بود ، اما تحصيل کرد و دوش به دوش نيروهای ملی عليه دشمنان ميهنش مبارزه نمود . سه سال حبس کشيد ، در سال ۱۹۶۷ از زندان فرار كرد و يکبار هم پايش تير خورد . صدام با مقاومت،و نيز تکيه بر گروهی متشکل و وفادار ، با کنار زدن رقبا و تصفيه های بعضاً بيرحمانه و خونين،با هراس افکنی و جّوسازی ِامن العام [مخابرات و پليس مخفی] ، با آشنائی به روحيه و روانشناسی مردم عراق ، و البته با موقع شناسی و هوشياری ــ كشمكش درون حزب را به سمت برکناری حسنالبكر هدايت کرد و خودش را بالا کشيد.

صدام تبليغ می کرد که حكومت بعثى ، تجلى كامل فرهنگ غالب در عراق است ، او اين حضور غيردموکراتيک را از نظر داخلى با توضيح اينكه بر قالب هاى فكری ــ ارزشى تاريخ عراق تكيه دارد ــ توجيه می كرد و از نظر خارجى با بهره گيرى از رقابت ايدئولوژيك بين آمريکا و شوروی خود را تثبيت نمود. البته از حق نبايد گذشت که در اين دوره سياست هاى اقتصادى در كشور عراق كه تنوع قومى و مذهبى زيادى داشت، در جهت كاهش اختلاف طبقاتى و بالا بردن سطح زندگى مردم بود. مدرسه ها و بيمارستان هاى زيادى در آن سال ها ساخته شد و پاى تكنولوژى هاى جديد به عراق رسيد.در سال ۱۹۷۲ نفت عراق ملى شد. عراق ِصدام يكى از پيشرفته ترين كشورهاى خاورميانه بود و اين را دشمنان عراق نيز نمی توانند انکار کنند.

۱۲- اگرچه به لحاظ تئوريك، تصميمگيرى در حزب بعث بر اساس اجماع بود، اما در عمل همهى تصميمهاى اصلى و مهم به وسيله شخص صدام اتخاذ ميشد و حرفش بُر و بَرگرد نداشت . بعد از دست اندازی به کويت ، و واکنش آمريکا و غرب و آن بمباران های به راستی دهشتناک که مردم عراق را ماتم زده کرد ، توسط يک خبرنگار خارجی از طارق عزيز سئوال شده بود [نقل به مضمون] :
,آقای طارق عزيز ، آخر مگر شما که يک ديپلمات زيده و هوشيار هستيد ، جهان امروز و معادلات بين المللی را نمی شناختيد ؟ گيريم کويت اصلاً در گذشته مال عراق بوده ، در زمان عبدالکريم قاسم اينطور که شما می فرمائيد استانی از عراق بوده... ، بسيار خوب ، آيا شما فکر نکرديد ورود ارتش عراق به آنجا از سوی غرب با واکنش بسيار جدی روبرو خواهد شد ؟ و ...,
طارق عزيز پس از يک مکث معنی دار و کمی طولانی کفت : ,ما همان آغاز گفتيم . من همه چيز را گفتم ، اما شما می دانيد نظر سيدالرئيس برای همه ما محترم است .,...
بعد از داستان کويت ، برنامه خوبی با عنوان ,مَلف, [يعنی پرونده] ، از تلويزيون عراق پخش می شد و ضمن نشان دادن شقاوت آرتش آمريکا ، که پل ها و بيمارستان ها را نيز بمباران کرده بود ، وزرای دولت يکی يکی می آمدند و صحبت می کردند . در اين برنامه گرچه مردم عراق را روحيه می دادند و می گفتند دوباره عراق روی پای خودش خواهد ايستاد و ويرانی ها ساخته خواهد شد ، ولی معلوم بود که برای تهاجم ارتش عراق به کويت ، طرف مشاوره نبوده اند ، از لابلای صحبت ها ، می شد فهميد که اکثر آنان ورود ارتش عراق را به کويت ، از راديو شنيده بودند ! ... بگذريم...

الله اکبر ِ روی پرچم عراق خط خود صدام حسين است که کپی شده ، دست هائی که در ميذان پيروزی شهر بغداد با شمشير در يك نقطه يكديگر را قطع می كنند ، مجسمه سازان از دست های او نقش زده اند ، تمام روزنامه های عراق بدون استثناء [بدون استثناء] خودشان را مجبور می ديدند که عکس صدام را در هر شماره [در هر شماره] ، در صفحه اول چاپ کنند و خيابان ها نيز قدم به قدم پر از تصوير او بود...،و جز تعريف و تمجيد از درايت سيدالرئيس حرف ديگری خريدار نداشت ، در شرايطی که در کناره دجله ، کاخ های پرزرق و برق بالا می رفت ، زاغه نشين ها وسيع تر می شدند ، اما ...، اما وقتی عراق را با ديگر کشورهای عربی مقايسه می کنيم در می يابيم که در زمان صدام حسين به گرايشات لائيک بها می داند و خرافات مذهبی کمتر دامن زده می شد . بنيادگرائى هيچگاه ريشه عميقی در عراق نداشته است.
بعد از ماجرای کويت و لشکرکشی غرب و ختم موقت کينه های آمريکا ، صدام طبق معمول ِسفرهای ِتبليغاتی اش ، به يکی از شهرهای مذهبی رفته بود ، به شکرانه مثلاً سلامت سيدالرئيس و... ، روحانيون به استقبالش آمده و درخواست بنای مساجد جديد کردند ،صدام قبول نکرد و استدلالش اين بود که در جامعه می بايست توازن به هم نخورد و عراق به مدرسه و کالج بيشتر از مسجد نياز دارد . گرچه جلوی زيارت کربلا و نجف را نمی گرفتند ، بر خلاف آن تبليغ هم نمی شد [و اين فقط به خاطر سودآوری اينگونه اماکن مذهبی نبود.] ، کلاً در جهت يا در خلاف مذهب تبليغ نمی شد. در ماه رمضان کسانی که روزه نمی گرفتند ، در فشار نبودند ،و حتی برای کسانی که مشروبات الکلی مصرف می کردند ، اينگونه مغازه ها که در همان خيابانی بود که مسجد وکليسا هم وجود داشت ، بسته نمی شد. مسيحيان ، آشوری ها ، ترکمن ها ، ايزدی ها و... مراسم خود را برپا می کردند و [بر خلاف کردها که در فشار بودند] ، و ... مشکل چندانی نداشتند . تاريخ عراق در يك قرن گذشته نشان ميدهد كه اقليتهای قومی ومذهبی در كنار هم با آسايش و پذيرفتن عقايد همديگر زندگی كرده اند. قريب هشتصد هزارمسيحی و... در عراق هيچگاه در گذشته مجبوربه رعايت دستورات ” اسلامي” نبوده اند.

۱۳- مطيع سازی زنان هرگز يکی از اهداف حزب بعث عراق نبود. شخص صدام حسين بر خلاف برخی رهبران عرب با همسرش در ميان جمع ظاهر می شد که در کشوری با بافت قبيله ای و عشيره ای مثل عراق ، اهميت داشت . در عراق ، زنان بدون واهمه بدون روسری يا چادر سر کارشان می رفتند و هيچکس مزاحم آنان يا کسانی که متمايل به داشتن حجاب بودند ــ نمی شد . درحال حاضر هيج زنی با خيال راحت و بدور از اذيت وآزار مرتجعين نمی تواند در خيابان های عراق رفت وآمد كند و اين فقط به خاطر چشم های دريده و نگاه های هيز برخی از اشغالگران نيست که به زنان عراقی به عنوان دستمال کاغذی و بستنی نگاه می کنند.

۱۴- در هيئت دولت ، هم طارق عزيز ِمسيحی ، هم سعدون حمادی ، هم افرادی با تمايلات شيعه و سنی و لائيک و دارای گرايشات چپ حضور داشتند . البته امثال احمد چلبی گفته اند بعثی ها برای پست های حساس دولتی شيعيان را پس می زدند .
از يکی از کانال های تلويزيونی مرتب موسيقی کلاسيک و فيلم های برتر سينمائی با زير نويس عربی ، پخش می شد و جز پخش اذان و مواردی اين چنين ، به عمد تبليغات مذهبی را دامن نمی زدند و روی احساسات ملّی مانور می دادند . [البته در زمان عبدالکريم قاسم برای نخستين بار در تاريخ عراق ، نيايش ها و شعارهای شيعيان از راديو بغداد پخش شد.] در اواخر جنگ با ايران ، صدام نيز غلظت شعارهای مذهبی را بالا برد نامگذاری يک موشک را که ,العباس, گذاشته بود ، به رخ می کشيد ...و در نامه هايش از الله اکبر و آيات قرآن استفاده می کرد که دلائلش بماند...
جالب اينجاست که يکی از نامه هايش را که به تاريخ می ۲۰۰۳ نوشته و مردم عراق را به ايستادگی در برابر آمريکا و انگليس فرا خوانده است ، با آيه ۶۹ سوره ,طه, از قرآن شروع می کند:
والقى ما فى يمينك تلقف ما صنعوا انما صنعوا كيد ساحر ولا يفلح الساحر حيث أتى...
که اشاره به عصای موسی ، و ساحران فرعون دارد .
,آنچه را در دست راست دارى بيفكن، تمام آنچه را ساخته‏اند مى‏بلعد! آنچه ساخته‏اند تنها مكر ساحر است و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد!,

در اين نامه وی به عربستان و اردن و کويت می توپد و آنان را نوکران اجنبی می نامد و به سوريه هشدار می دهد که جانب مردم مبارز عراق را بگيرد ، صدام تکنولوژی پيشرفته ای را که در اين جنگ ضد بشری شبانروز کشتار می کرد ، با جادو جنبل ساحران فرعون مقايسه می کند!...که خيلی خيال پردازی است . او در پايان به مردم عراق ، فلسطين ... ، و بخصوص به زنان مبارز عراقی درود می فرستد.
از فلسطين ، جوری حرف می زند که راحت به دست آمريکا و اسرائيل بهانه می دهد . عاشت فلسطين حرة عربية من البحر الى النهر… [خط صدام ، ضميمه همين مقاله است]

۱۵- صدام فشارهای گوناگون را بابت ,مجاهدين خلق, تحمّل کرد و از امتيازاتی که آخوندها پيشنهاد می کردند ، گذشت اما بر سر آنها معامله و نامردی نکرد و اين حتی پيش از عمليات مرواريد است که نزديکان آخوندها ، مجاهدين را متهّم می کنند که گويا به ياری حکومت عراق شتافته اند .
او يکبار هم به صراحت به اصول و پرنسيب های آنان اشاره کرد و گفت که زمانی از مجاهدين خواسته ای داشتيم که رهبری مجاهدين به اين دليل که با اصول شان تضاد دارد ، قبول نکرد و من [صدام حسين] اين را گواهی می دهم .
اين اعتراف ، به صراحت استقلال مجاهدين را از زبان بالاترين مسئول عراقی نشان می داد و به يقين آمريکائی ها هم از وی شنيده اند.

۱۶- به لحاظ اقتصادی با اينکه دولت عراق سال ها بار جنگی بيهوده را به دوش مردمش انداخته بود و نسبت به ايران کشور کوچکی بود ، اما تا حدود زيادی اوضاع روبه راه بود و صف های طولانی در برابر فروشگاه ها ديده نمی شد . زمانی يک دينار عراقی برابر با ۳ دلار آمريکا بود و کارگران عرب که از سودان و اردن و سوريه و ... برای کار به آنجا می آمدند ، بار خود را می بستند و از اين بابت راضی بودند .البته نواحی فقير نشين بغداد بسيار بسيار غم انگيز بود و اين شهر تنها در خيابان قلسطين يا فردوس و منصور... که پل های زيبا و هتل های مدرن و فروشگاه های لوکس داشت ، محدود نمی شد .

۱۷- عراق ِ,بوش, ساخته و ,بلر, پرداخته ِکنونی كه محتوايش را از تركيه و مدل غربى ، ساختارش را از مدل لبنانى و عربى ، و نامش را از جمهوری آخوندی به عاريت مى گيرد ــ آبستن حوادث تازه است . ديديم که مرتجعين طالبان بازی اشان گُل کرد و همزمان با شروع محاكمه صدام در الخضيره،که سربازان آمريکائی پوستری را که يکی از آنها به تمثال رئيس جمهور پيشين عراق می... ، دُور می گردانند تا مثلاً دّق ِ دلشان را از برخورد قاطع صدام در دادگاه ! ، سر مريدانش خالی کنند ــ مجسّمه ابوجعفر المنصور، خليفه عباسى و بنيانگذار بغداد را با كارگذاشتن مواد منفجره، به طور كامل منهدم كردند. مجسمه زيبائی که به وسيله خالد الرحال، از پيشگامان جنبش مجسمه سازى هنرى عراق اواخر دهه هفتاد ميلادى ساخته شد... از غارت موزه ها و آثار باستانی و آرشيو راديو – تلويزيون نيز که باخبريم .
اگر کسی به عراق سفر کرده باشد [در کنار مقاومت ِدرست بخشی از مبارزين عراقی] حضور دم به دم روزافزون مرتجعين را هم که به قمه و تفنگ و باد و بَروت ! مسلح شده و ادای گشت به اصطلاح ثارالله جمهوری اسلامی را در می آورند ، در خيابان های عراق می بيند . اين دسته که به راستی جانی ، حرامی و دزد سر گردنه هستند نه تنها دور و بَر زيارتگاه امام موسی کاظم [در کاظمين] ، و کربلا و نجف و... ــ در بغداد و بصره و تکريت... نيز ، خدائی می کنند . وسط خيابان شلاق می زنند و گاه فرمان می دهند که برای جلوگيری از معصيت ! زنان و مردان بايد جداگانه حرکت کنند و...

۱۸- در اوج بمباران های آمريکا، صدام که به قول مريدانش ,دل شير داشت و خيلی مرد و ...دار بود, ، ناگهان به ميان مردم کوچه و بازار می رفت و گاه سرزده راهی خانه های فقراء شده ، با آنها هم سفره می شد . برخی می گفتند که همه اين کارها نمايشی نيست و دوستش داشتند.
ضرباتی هم که بر اثر ندانم کاری و خودخواهی زده ، کم نيست ، گرچه در برابر امپرياليست ها و زورگوئی های دول غربی کوتاه نمی آمد و عّزت نفس نشان می داد، امّا عملاً [عين آخوندهای مرتجع و دين فروش] در دام خواسته های جهانخواران و امثال ,دونالد رامزفلد, افتاد و به جنگی خانمانسوز برای مردم ، و سرمايه ساز برای دشمنان بشريت ، دامن زد و روزی که همراه ملک حسين پادشاه اردن اولين توپ جنگی را به سمت کشور ما ، آتش کرد ، به فراست نيافتاد که او نيز مانند آخوندهای فتنه گری که بر طبل جنگ می کوبيدند ، در تلّه افتاده و عَمله ِ شرکت های چند مليّتی و دول امپرياليستی شده است و آنها هستند که در نهايت بهره اين برادرکشی ها را می بَرند ، در تنور چنين جنگی که امپرياليست ها نان خود را می چسبانند ، حرث و نسل مردم مظلوم است که می سوزد. دوّمين باری که بی گُدار به آب زد ، ,ُغدگيری, بر سر جنگ کويت بود . کويت البته در اصل استانی از عراق به شمار می رفت ، اما ديگر آن مَمه را لولو بُرده بود !

۱۹- بعد از آتش بس و پايان جنگ با ايران ، صدام نيز همانند برخی از دول غربی ، [لابد به تقليد از فرانسه و آلمان و انگليس!] ،به رفسنجانی اميد بسته بود و در تبليغات راديو فارسی اش از اينکه گويا ,در حکومت ايران يک جناح عدالت طلب دموکرات ! هم در حال رشد است..., ، دم می زد که آقای مسعود رجوی در نامه ای به ايشان نوشت [نقل به مضمون] : ,آقای صدام حسين ... برای ثبت در سينه تاريخ می گويم که افعی کبوتر نخواهد زائيد ..., رهبر مجاهدين ، در حقيقت اين ضرب المثل عربی را يادآوری می کرد که ,الافاعی لا يولد الحمامه, . ای کاش اين نامه که يک سند تاريخی است ، منتشر شود .

۲۰- در يک کلام گرچه عراق ِصدام حسين خالی از سايه های يک خفقان پنهان نيود و بسياری از عراقی ها کنترل راديو – تلويزيون ، مطبوعات و محدوديت استفاده از ساتالايت و اينترنت و...، را سمبل روشن استبداد می دانستند ، گرچه برخی از کردهای عراق که از آخوندها نيز دل خوشی نداشتند ، دولت صدام را از خودشان نمی دانستند ، گرچه روشنفکران در منگنه های نامرئی بودند و هيچکس به ديکتاتوری چه پنهان و چه آشکار ، صحّه نمی گذارد ، اما همان حکومت با همه ايرادات جدّی که داشت ــ نه صدبار ، هزاربار به رژيم های نوکری چون ,امير فيصل, و ,امير عبدالله, ، به اين شيخ و آن شيخ گوش به فرمان... ، و به ظلم و بيدادی که دموکراسی نوع بوش و بلر به ارمغان آورده ، ارزش داشت ، و حالا همه کسانی که برای اين جنگ شوم امپرياليستی پامنبری کردند و روضه دموکراسی خواندند ، می فهمند يک من ماست چقدر کره دارد !

**************************************************

زيرنويس :

- غزل زيبائی که در آغاز اين مقاله آورده ام :
من اين ايوان ُنه تو را نمى دانم نمى دانم
من اين نقاش جادو را نمى دانم نمى دانم...
از مولوی ، [صفحه ۵۵۵ ، ديوان شمس ، غزل شماره ۱۴۳۹] است .

---------------------------------

- آقای دکتر مرتضی محيط ، در آدرس زير بحران ساختاری نظام سرمايه را به دقت توضيح داده اند :
http://www.golshan.com/pazhoohesh/mohit/m05/p001.html
کتاب ستوان مزاروش ، ,بحران ساختاری سرمايه, ، نيز ترجمه اين انسان فرهيخته است .

-----------------------------------
- در جهانی که پيوسته پيچيده تر می شود ، تمرکز قدرت ، می تواند به راحتی سر از استبداد رأی در بيآورد . اگر ابزار کنترل قدرت در اختيار مردم نباشد ، هزار بار هم که از شورا ، يا زيان های ديکتاتوری صحبت شود ، فايده ندارد . مگر بيش از دوقرن از , اعلاميه استقلال آمريکا , نمی گذرد ؟ و مگر در ضرورت توازن و مهار قدرت checks and balances به روشنی توضيح نداده ؟ مگر بارها از لزوم کنترل قدرت صحبت نشده ؟ و دانشويان آمريکائی نخوانده اند که :

The system of checks and balances is an important part of the Constitution. With checks and balances, each of the three branches of government can limit the powers of the others. This way, no one branch becomes too powerful.

پس چرا در عمل پنتاگون است که حرف آخر را می زند و سر از قانون شکنی و استبداد امثال جورج دبليو بوش در می آوريم ؟ اصلاً کمتر مستبدی است که در حرف از لزوم همفکری و شورا صحبت نکند . بارها و بارها از زبان آخوندهای حاکم بر ميهنمان اين کلام زيبا و دقيق علی ابن ابيطالب را شنيده ايم که ,مَن اَستبد برايهِ هَلك ، َو مَن شاوَر الِرجال شارَكها فى عُقولها, هر كه به آراى ديگران بها ندهد، راه نابودى در پيش گرفته و هر كه با مردم به مشورت پرداخت خود را با خرد ِ آنان شريك ساخت . چه بسا صدام حسين نيز روی شورا ، و , شاورهم فى الامر, و ,و امرهم شورى بينهم, تأکيد می کرده است !

-----------------------------------

ــ هرالد تريبون در ۲۲ آوريل ۲۰۰۳ نوشت : ,پس از شروع جنگ بر عليه عراق، فاتحان واقعی اين جنگ ظهور کردند. شركت بكتل Bechtel برای ,بازسازى, عراق يك قرارداد ۶۸۰ ميليون دلاری به دست آورد. اين جنگ به رهبری امريكا ابتدا بيمارستان ها، پُل ها، نظام آب رسانی را بمباران می كند بعد شركت های امريكائی سود ,بازسازى, جامعه ای كه به عمد منهدم شده است را به جيب می زنند. تنها برای نفت، خون ريخته نشد بلكه، ريختن خون برای كنترل نظام آب رسانی و ديگر خدمات اساسی اجتماعی هم بود. در زمانه ای كه با كاهش رشد اقتصادی و از نفس افتادن جهانی كردن روبرو هستيم، جنگ بهانه مناسبی برای گسترش حاكميت شركت های چند مليتی شده و به نظر می رسد كه فلسفه اقتصادی و سياسی محافظه كاران جديد كه می كوشند بر جهان حكومت كنند اين است که اگر سازمان تجارت جهانی كافی نباشد، از جنگ استفاده می كنيم.,

بيهوده نبود که ملک الشعرای بهار از ,جغد جنگ, سخن می گفت و هر انسان شريقی به جنگ افروز جماعت لعنت می فرستد. چه زيبا سروده است ,اسماعيل وفا, ... نفرين به جنگ و آنکه برافروخت نار جنگ...
آقای بوش که ادعا می کند داراى مأموريت الهى است و می گويد ,خدا ما را فراخوانده که جهان را به سوى صلح سوق دهيم., ! ، بارها از دموکراسی و تغئير ، دم زده است ، اما در عمل ، سياست دولت آمريکا در ,تغيير رژيم, کشورهای مختلف ، دنباله همان سياستی است که دکتر مصدق را بر انداخت و شاه را آورد ، سوکارنو را انداخت و رژيم نظامی سوهارتو را برپا ساخت ، پاتريس لومومبا را ُکشت و آدمخواری چون مُوبوتو را به قدرت رساند، سالوادر آلنده را ساقط کرد و پينوشه فاشيست را به مَسند قدرت نشاند و به همين ترتيب دهها دولت دموکرات و منتخب مردم را بر انداخت و حکومت های ضد مردمی و آدمکش را بقدرت رساند تا صدها هزار انسان را شکنجه و زندانی کرده و به قتل رسانند ، تا جنبش نجات بخش ملی بعد از جنگ دوم جهانی در سه قاره را نابود و منافع انحصارات امريکائی را حفظ کنند .
آيا کودتا در هائيتى ، کمک نظامى براى قتل عام در کلمبيا ، کوشش براى کودتا در ونزوئلا ، نابودى هزاران انسان در ۱۹۹۳ در سومالى ، کمک نظامى به صدام حسين ( که اينک دشمنش مى نامند ! ) و همزمان زد و بند با آخوندها در ماجراى ايران گيت ، در تنگنا قراردادن مبارزين و مجاهدين و حلوا حلوا کردن رفسنجانى و خاتمى ، همه به دليل عشق به آزادى و ُحرّيت انسان بوده است ؟!
آيا جنگ اول خليج فارس ، بمباران شب و روز در عراق ، ۱۳ سال محاصره اقتصادى که بر اثر آن هزاران کودک معصوم از تشنگی و گرسنگى و بى داروئى مُردند و صدها هزار نفر از مردم کشته و زخمى شدند ، تلاش براى دموکراسى و انقلاب مخملى بوده است ؟
آيا واقعاً آن همه بمباران هاى سفره اى در عراق و نابودى موزه ها و مدرسه ها و دانشگاهها ، در راستاى اهداف سازمان ملل و اعلاميه جهانى حقوق بشر بود ؟ آيا در اوج جنايات چاقو به دستان الجزائر که چند سال پيش به روستاها مى ريختند و روز روشن سر مى بريدند ، در برابر سياهکارى هاى طالبان در افغانستان که روبروى فرهنگ و مدنيت مى ايستادند ، يا پس از سال پر ابتلاى ۶۰ که در زندان هاى ايران از کشته پشته مى ساختند ــ سياستمداران اصلى جهان غرب يعنى صاحبان نورت روپ ، لاکهيد، جنرال ديناميک ، بوئينگ، اسو ، تکزاکو ، هالى برتون ( که ديک چينى ساليانه ۶۰۰ هزار دلار از آن حقوق مى گيرد ) همانها که امثال بوش و , پل ولفو ويتز, را کوک مى کنند ، کک شان گزيد و لب از لب تکان دادند ؟
مگر نه اينکه سياست خارجى آمريکا در راستاى منافع انحصارات فراملى ، بازار مالى اين کشور و در جهت تحميل احکام بانک جهانى ، صندوق بين المللى پول و سازمان تجارت جهانى بر تمام جهان است ؟ و مگراصلاً مسئله آنها رنج و شکنج مردم ستمديده است ؟
مگر تا چندی پيش، دولت خاتمى به عنوان يک دولت معتدل و اصطلاح طلب مورد حمايت آمريکا نبود ؟ مگر بن لادن و طالبان را خودشان ، خود ِخوشان پر و بال نمى دادند ؟
اگر اين حرف ها به نظر ياوه می آيد ، اگر داستان غير از اين است و قرار است گربه برای رضای خدا موش بگيرد ، و دولت آمريکا به راستی خواهان بوجود آمدن مناسبات دمکراتيک در منطقه خاورميانه است ، پس برای چی جلوی راه آزاديخواهان سنگ می اندازد و قدپائی می دهد؟ چرا موش می دواند ؟ چرا برچسب می زند؟ چرا اپوزيسيون دمکرات اين کشورها را تقويت نمی کند؟ تا آنان به ياری هموطنان خويش روابط ديکتاتوری را برچينند و مناسبات دمکراتيک را برقرار کنند؟
پاسخ روشن است: سياست خارجى آمريکا ، در راستاى منافع انحصارات فراملى ، بازار مالى اين کشور و در جهت تحميل احکام بانک جهانى ، صندوق بين المللى پول و سازمان تجارت جهانى بر تمام جهان و ساخت و پاخت های آلوده با مرتجعين است ، همين و بس .
آيا دولتى که به بهانه "مبارزه با تروريسم" ، حقوق مدنى و اوليه مردم آمريکا را هم لگدمال کرده،[به اصلاحيه هاى اول تا چهارم قانون اساسى ، مبنى بر اين كه حق آزادى مطبوعات و ارائه افكار براى همه آزاد است...و دولت حق هيچگونه بازرسى نامتعارف را ندارد... ــ محل سگ هم نمی گذارد] و اکنون به خود حق ميدهد مکالمات تلفني، ارتباطات اينترنتى و رفت و آمدهاى مردم در معابر عمومى ، فروشگاه ها، بانک ها، ورزشگاه ها، پارک ها و ساختمان هاى دولتى و غيره را کنترل کند ــ اصلاً برای مردم عراق ارزشی قائل است؟ و واقعاً برای اجرای عدالت است که صدام ، با به اصطلاح دادگاه روبرو می شود؟
اگر صحبت از يک دادخواهی جدّی است چرا در ابتداء صاف و پوست کنده آقای دونالد رامزفلد ، ريز ملاقاتش را با رئيس جمهور پيشين عراق فاش نمی کند و نمی گويد که پشت پرده جنگ خانمانسوز ۸ ساله چه خبر بود و آمريکا و غرب چه حمايت مستقيم و غيرمستقيمی می کردند تا در تنور ِ آن جنگ سياه ، نان خود را بپزند؟

مگر رسوائی ,ايران گيت, ، ادامه آن جنگ خانمانسوز را در چشم انداز نداشت؟ مگر پس از ديدار رامسفلد از عراق و ملاقات با صدام، در سال ۱۹۸۳ ميلادی در مناطق عملياتى جنوب ازسلاح شيميايى عليه ايران استفاده نشد؟
و مگر در منطقه ,طلايه, و ,جوفير, هزاران تن از نيروهاى ايرانى به شدت مجروح و يا كشته نشدند؟ به غير از صدام حسين ، دونالد رامسفلد با طارق عزيز نيز ، همان روزى كه سازمان ملل گزارش استفاده از گازهاى شيميايى توسط عراق در جنگ با ايران را علنى ساخت [درماه مارس ۱۹۸۴] به مدت ۹۰ دقيقه ديدار کرد.
آيا تصاوير فضايى خط جبهه ايران را كه پنتاگون تهيه كرده بود ، آمريکا به واسطه ... در اختيار دولت عراق نداد که حملات به ايران با موفقيت انجام گيرد ؟ و آيا عکس های هوائی که در جنگ اول خليج فارس از قرارگاه های مجاهدين گرفته بود ، به آخوندها نداد ؟

--------------------------------------
ــ ارزش ها و مردم خوب آمريکا را نبايد با امثال ,ولفو ويتس, و ,ريچارد آرميتاژ , و ,روپرت مُرداخ, و ,دونالد رامسفلد, و ,لئو استراوس, يکی گرفت . ملت بزرگ آمريکا تنها در سخنگويان کاخ سفيد و وزارت خارجه ، و در سرمايه داران و صاحبان شرکت های چند مليّتی خلاصه نمی شود ، آمريکا کشور پيشرفته و مرکز هنری ، سياسی و اقتصادی جهان به شمار می رود . صحبت از بازی هائی است که دولت هائی مثل دولت بوش در می آورند ، ,مکارتی, بازی البته ايجاد دافعه می کند . سياست خارجى آمريکا ــ به ويژه پس از راه يافتن جورج دبليو بوش و کابينه جنگى او به کاخ سفيد ــ هر چه بيشتر از قوه مقننه به قوه مجريه و از قوه مجريه به پنتاگون و گروه ۱۴ نفره و پرقدرت ,هيئت تعيين سياستهاى دفاعى, Defense Policy Board منتقل شده و مهره هاى تعيين کننده آن وابسته به انحصارات عظيم اسلحه سازى و نفتى ، و راست ترين عناصر افراطى و جنگ طلب هستند که از قديم و نديم با نيروهای ارتجاعی و پيش سرمايه داری روی هم ريخته و به راستی,ختم روزگار, اند . تنها چيزی که برای آنان ارزش دارد سود و سرمايه است . اگر در فلسطين ، ارتش اسرائيل خرابی به بار آوَرد و بر آهوآن زخمی بتازد ، اگر در ايران با قتل عام سال ۶۷ هزاران زندانی سياسی را به دار کشند و ,در فاصله ى نوشيدن سه فنجان چاى و شاشيدن چهار حكم اعدام امضا كنند.,، و اگر هر روز در عراق ، جوی خون جاری شود... ، و عمله استبداد ، احکام عصر شترچرانی را به اسم شريعت غالب کنند و همه آثار هنری را به بهانه اين که بُت است و صنم ! درهم بکوبند ــ کک شان هم نمی گزد ...وای به وقتی که شيرهای نفت بسته شود ، طرح خاورميانه بزرگ با مقاومت مردم ستمديده روبرو شود و مردم نخواهند بيگانه برای شان قبا بدوزد ...

زمين چون زن ، فلک چون شو ، خورد فرزند چون گربه
من اين زن را و آن شو را نمى دانم نمى دانم...

---------------------------------------


ــ اسطورهی گيلگمش [که به نوعی با سرزمين عراق همداستان است] ، نخستين داستان تراژيك حماسهی انسان و غم بزرگ اوست . شايد در پايان اين قصه پُر غصه آنچه می خواهم بگويم به رؤياء شبيه باشد ، اما مگر نه اينکه هرچند هم واقع گرا باشيم ، رؤياء ، آرزو ، نيايش [هر چه می خواهيم اسمش را بگذاريم] ــ دست از سرمان بر نمی دارد و گاه و بيگاه يقه امان را می گيرد و کلنجار می رود ؟
در درون هر انسانی , گيلگمش, ی هم بيدار است و ما با خودمان نجوا ، و رؤياء سازی و ای کاش ، ای کاش می کنيم...
هيچ هنرمند و شاعر و نويسنده ای نيست که همانند کودکان خوش قلب ، ای کاش ای کاش نکند . شايد بيان آرزوها ، نوعی انطباق از پيش [پرآدابتاسيون] است . نمی دانم... ، ياد خسرو گلسرخی به خير که می گفت: ای کاش هزار تيغ برهنه بر اندوه تو می نشست تا بتوانم بشارت روشنی فردا را بر فراز پلک هايت نگاه کنم...
ای کاش بيدادگران اندوه ديگران را درک می کردند . ای کاش رنج بر ستم پيشگان نيز آشكار ميشد و آنان می توانستند خوی انسانی شان را باز يابند . [می توانند؟] ، ای کاش از مرگ ِ ,انكيدو, های جامعه و جهان خويش و ستمديدگانی كه روانی آرام و شكيبا دارند ــ تکان می خوردند . اى كاش قلب ها در چهره ها بودند ، ای کاش تيرها از کمان دانش پرتاب می شد و همه ما جهل و ستم را نشانه می گرفتيم ، ای کاش غم های عزيزی که قدمش مبارک باد از راه می رسيد و بر سر بيدردی و بی تفاوتی فرياد می زد... و ای کاش روز می شد و چادر شب را می دريد...
منم يعقوب و او يوسف که چشمم روشن از بويش
اگرچه اصل اين بو را نمی دانم نمی دانم
جهان گر رو تُرش دارد، چو مَه در روی من خندد
که من جز مير مَه رو را نمی دانم نمی دانم
خمش کن چند می گوئی چه قيل و قال می جوئی
که قيل و قال و قالو را نمی دانم نمی دانم
برو ای شب ز پيش من مپيچان زلف و گيسو را
که جز آن جعد و گيسو را نمی دانم نمی دانم
برو ای روز گل چهره که خورشيدت چه گلگونست
که من جز نور ياهو را نمی دانم نمی دانم
اگر صد منجنيق آيد ز برج آسمان بر من
به جز آن برج و بارو را نمی دانم نمی دانم...
بيا ای شمس تبريزی مکن سنگين دلی با من

که اين سيلاب و اين جو را نمی دانم نمی دانم

**********

همنشين بهار
Hamneshine_bahar@yahoo.com







4 آبان 1384    13:48

نظر شما
نام:   همنشین بهار
ای-میل:   hamneshine_bahar@yahoo.com
12:04 6 آبان 1384
در حاشیه مقاله «کوه با نخستین سنگ آغاز می شود و انسان با نخستین رنج...»
گفتگوی صدام حسین و سفیر آمریکا ****
قبل از ورود ارتش عراق به کویت سفیر آمریکا « آوریل گلسپی April Glaspie با صدام ملاقات می کند و بنا بر همه شواهدی که اکنون در اختیار پژوهشگران است ، با اینکه در این ملاقات صدام ، اوج هشیاری را به کار می گیرد تا آمریکا را به دشمنی با عراق نکشاند ، اما سفیر آمریکا موفق می شود پی را کور کند و اینگونه به صدام القاء نماید که در صورت ورود او به کویت ، آمریکا دخالتی نخواهد کرد !! چون - در سال ۱۹۸۲ ريگان دولت عراق را از ليست رسمی کشورهای تروريستی خود حذف کرده بود ، و سال بعدش صدام حسين مهمان دار «دونالد رامسفلد» در بغداد بود و موافقت کرد که با شرکت های امريکائی راه بيايد، و همچنین در سال ۸۸-۱۹۸۷ انهدام سکوهای نفتی ايران در خليج فارس بوسيله کشتی های جنگی امريکا ، به تغيير توازن قوا در جنگ به نفع عراق کمک کرده بود ، و قطع نامه های سازمان ملل در محکوم کردن عراق به استقاده از بمب های شیمیائی را هم امریکا وتو کرد.... ، صدام حسین هوا برش داشت ، از خباثت دولت بوش پدر غافل شد و با طناب سفیر آمریکا در عراق و امثال رامزفلد ، به ته چاه رفت . علاقمندان می توانند در آدرس های زیر متن این مذاکرات را هم ببینند
http://www.gwu.edu/~nsarchiv/NSA.../ index.htm#docs
http://www.gwu.edu/~nsarchiv/NSA...BB107/ index.htm http://www.gwu.edu/~nsarchiv/spe.../iraq/ index.htm

ملاقات صدام با «آوریل گلسپی» حاوی نکات ظریفی است . گذشته از مسئله برقراری رابطه ديپلماتيك، صدام از بدهی ۴۰ ميليارددلاری عراق می گويد و از كشورهای عربی شكوه می كند كه قدر «فداكاري» عراق را نمی دانند. نه فقط سپاسگزار نيستند كه توليد نفت خود را افزايش داده، باعث شده اند تا قيمت نفت كاهش يابد. اين كاهش قيمت برای عراق يك «قاجعه» است. صدام می گوید :«ما اميدوار بوديم كه امريكا در رابطه با عراق تصميمات درست اتخاذ خواهد كرد» ولی مشاهده می كنيم كه شما بدون دليل برای كاهش بيشتر قيمت نفت می كوشيد و اين« به معنای جنگ ديگری بر عليه عراق است». از امريكا گله می كند كه وقتی « از دوستان خود در منطقه صحبت می كنيد از عراق خبری نيست» ولی شما می دانيد كه «اين شما نيستيد كه از دوستان تان در طول جنگ با ايران حمايت كرده ايد» و ادامه می دهد، من به شما اطمينان می دهم كه « اگر ايرانی ها پيروز می شدند شما بدون استفاده از بمب اتمی نمی توانستيد آنها را متوقف كنيد» چون جامعه شما نمی تواند « پذيرای ده هزار جسد در يك جنگ باشد». آيا پاداش عراق « برای نقشی كه در تامين ثبات منطقه و حفظ آن از سيلی ناشناخته ايفاء كرده، اين است؟ منطقی نيست»، صدام ادامه می دهد كه « به مردم ما كه در ۸ سال گذشته رودها از خون آنها جاری شد بگوئيم حالا بايد تجاوز كويت و امارات متحده عربی … يا امريكا يا اسرائيل را بپذيريد». ما « امريكا را در ميان دشمنان مان جا نمی دهيم. ما شما را جائی كه دوستان مان هستند قرار می دهيم و می كوشيم دوست شما باشيم. ولی شما ما را دوست خود به حساب نمی آوريد»[سند] :
نيويورك تايمز 23 سپتامبر 1990 به نقل از : Behind the Invasion of Iraq, Aspects of India’s Economy, No. 33-34, Dec.2002, p. 10

اگرچه برای بقيه دنيا روشن و آشكار بود كه عراق قصد اشغال كويت را دارد ولی عكس العمل سفير امريكا که خودش را به موش مردگی زده بود ـ [آگاهانه] ، خیلی نرم و دوستانه بود. سفیر آمریکا می گوید :« ما در باره درگيری های ميان اعراب مثل اختلاف مرزی شما با كويت هيج نظری نداريم…. اميدواريم كه شما بتوانيد با كمك از كليبی يا پرزيدنت حسنی مبارك و با استفاده از روش های مناسب اين اختلاف را رفع كنيد. در باره‌ همه اين مسائل خواهش می كنم توجه كنيد كه اين مسائل به نظر ما چگونه می آيد. ارزيابی من پس از ۲۵ سال خدمت در منطقه اين است كه اهداف شما بايد از سوی برادران عرب شما به شدت حمايت شود. حالا از نفت سخن بگويم. ولی شما، آقای رئيس جمهور، از يك جنگ پردرد و خوفناك گذشته ايد. ولی رك بگويم ما فقط می بينيم كه شما سربازان زيادی را در جنوب كشور مستقر كرده ايد. معمولا اين كار به ما مربوط نيست. ولی وقتی اين نكته در چارچوب آن چه كه شما در مراسم روز ملی تان فرموديد اتفاق می افتد و ما جزئيات را در دو نامه وزير امور خارجه شما می خوانيم و بعلاوه وقتی ما ديدگاه عراق را ارزيابی می كنيم كه آن چه كويت و امارات متحده كرده اند از ديد شما معادل تجاوز نظامی است آنگاه معقول است كه من به اين نكته حساس باشم. به همين دليل به من دستورداده شده است تا در يك فضای دوستانه نه تقابل آميز از شما بپرسم كه چه اهدافی داريد؟»[سند] :
, Aspects of India’s Economy, No. 33-34, Dec.2002, p. 11

فراتر از اين، می دانيم كه سازمان سيا در ۲۷ ژوئيه ۱۹۹۰ به كميته امنيت سنا گزارش داد كه عراق در ۲ اوت ۱۹۹۰ كويت را اشغال خواهد كرد. در ۳۱ ژوئيه؛ جان كلی معاون ورير امور خارجه در مسائل خاورميانه در كنگره امريكا اعلام كرد كه « امريكا هيچ تعهدی ندارد تا از كويت دفاع كند. ما هيچ برنامه ای نداريم تا در صورت حمله عراق به كويت از كويت حمايت كنيم».[سند]
Isaac Saney: “Why Iraq? The US Drive for Global Hegemony”, in www.globalresearch.ca [تا اینجا یعنی اگر صدام به کویت حمله کند آمریکا چشم هایش را می بندد و دخالتی نخواهد کرد!!] اما كمتر از يك هفته بعد، ديدگاه امريكا به صورت ديگری در آمد. بعيد است در فاصله ۲ يا سه روز سياست امريكا عوض شده باشد. واقعش این است که صدام در تله ای كه امريكائی ها برای او كار گذاشته بودند گرفتار آمد و جنگ اول خليج فارس در گرفت .درروز سى ام جولاى سيا استقرار نيروهاى عراقى درمرزهاى كويت را به وزارت دفاع وكاخ سفيد گزارش ميدهد، اما درواشنگتن هنوز سكوت حكمفرما است. سخنان ۳۱ ژوئيه جان كلی معاون ورير امور خارجه در مسائل خاورميانه در كنگره امريكا اعلام كرد كه « امريكا هيچ برنامه ای ندارد تا در صورت حمله عراق به كويت از كويت حمايت كند و سخنان مشابه سفير امريكا در بغداد چراغ سبز حمله به كويت را به عراق ميدهد.
مثنوی هوشنگ ابتهاج [سایه] ***** چون تويی ديگر كجا آيد به دست ، بشكند دستی كه اين گوهر شكست.... كاشكی خود مُرده بودی پيش ازين ، تا نمی مُردی چنين ای نازنين!... خواننده محترمی از مثنوی شاعر گرانقدر « هوشنگ ابتهاج» که اشاره به احسان طبری دارد ،و من دو بیت آنرا آورده بودم ، پرسیده اند . در فرصت دیگر متن کامل آنرا ارسال می کنم . با کمال احترام : همنشین بهار

نام:   از منسوبین احسان طبری
ای-میل:  
01:51 4 آبان 1384
سلام . مقاله « کوه با نخستین سنگ آغاز می شود و انسان با نخستین رنج...» را در سایت عصر نو http://asre-nou.net/1384/aban/4/m-hamneshinebahar.html ، خواندم که قسمت پایانی آن چند جمله اضافه تر از آنچه در سایت شما آمده ، دارد . در آنجا آقای همنشین بهار ، وقتی به داستان گیلگمش و کاش و کاشکی ... اشاره می کند ـ از هوشنگ ابتهاج [سایه] و مثتوی تکان دهنده اش در غم احسان طبری ، یاد کرده و ۴ بیت آنرا هم آورده اند . چون تويی ديگر كجا آيد به دست ، بشكند دستی كه اين گوهر شكست.... كاشكی خود مُرده بودی پيش ازين ، تا نمی مُردی چنين ای نازنين!... سایت عصر نو قسمت نظرات نداشت و به همین دلیل اینجا نوشتم ، از آقای همنشین بهار خواهش می کنم لطف کنند تمام این مثنوی را،از هوشنگ ابتهاج ، اینجا بنویسند ، یا به عصرنو بدهند تا ما هم ببینیم . درود بر این قلم . از سایت شما سپاسگزارم . از منسوبین احسان طبری

نام:   ژاله شربیان
ای-میل:  
22:42 4 آبان 1384
سلام بر شما . اول بار این مقاله زیبا را در در سایت شما خواندم . متاسفانه با نامه صدام حسین که در متن مقاله اشاره شده ، همراه نبود و ناچار آنرا در دیدگاه و عصر نو ، دوباره نگاه کردم . با این مقاله هفت یا هشت تا عکس همراه بود از جمله عکسی از نامه صدام به مردم عراق با خط خودش . به هرحال تشکر از سایت شما . دکتر ژاله شربیان

نام:   تورج امینی
ای-میل:  
18:20 4 آبان 1384
این مقاله به این دلیل که از ابعاد گوناگون به مسئله عراق و صدام حسین پرداخته و چرائی هجوم آمریکا را هم به عراق ،عالمانه شکافته ـ جای تقدیر دارد ، برخی از دوستان نویسنده ما را برق آمریکا می گیرد و صرفاً روی دیکتاتوری صدام متمرکز می شوند ، شماری هم به دلیل جنایات جنگی آمریکا و انگلیس ، نتیجه می گیرند صدام حسین فرشته است . این نکته اول . و اما نکته دوم : آمریکا فقط به ویتنام و عراق و... تجاوز نکرده ، بلکه به همه حرکات و سکنات ما نیز هجوم آورده است و ما هر روز بيش از روز پيش شاهد آمريكايي شدن ماهيت حيات در تمامي ابعاد آن هستيم. سلطه ارزش ها، تحليل ها، معيارها و چارچوب هاي مبتني بر فرهنگ آمريكايي، امروزه از آن چنان گستردگي و جهانشمولي برخوردار است كه در هيچ دوره تاريخي قياسي بر آن متصور نيست. مثلاً الگوهاي اقتصادي (مطلوبيت انباشت سرمايه از طريق كسب سود)، معيارهاي سياسي (مشروعيت رقابت براي كسب مقام سياسي در بستر آزادي هاي فردي) ، چشم اندازهاي فرهنگي (مقبوليت قرائت هاي فردي متفاوت از احكام و اصول و عملكردهاي اجتماعي، به زير سئوال بردن مكتب هاي اخلاقي و نمادي مستقر در جامعه)... همه آنچه برشمردم ريشه در شيوه زندگي غربي و به خصوص آمريكا به عنوان سمبل اين مجموعه جغرافيايي دارد . پایان این مقاله ، آنجا که از «گیلگمش» صحبت می شد ، مرا به عالمی دیگر برد و بی اختیار گریستم .


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد