کوه با نخستين سنگ آغاز می شود و انسان با نخستين رنج... [در مورد عراق ، و دادگاه صدام حسين] - همنشين بهار
کوه با نخستين سنگ آغاز می شود
و انسان با نخستين رنج...
[در مورد عراق ، و دادگاه صدام حسين]
من اين ايوان ُنه تو را نمى دانم نمى دانم
من اين نقاش جادو را نمى دانم نمى دانم
گَهی گيرد گريبانم گهی دارد پريشانم
من اين خوشخوی بدخو را نمى دانم نمى دانم
مرا جان طرب پيشه است که بی مُطرب نيآرامد
من اين جان طرب جو را نمى دانم نمى دانم
زمين چون زن ،فلک چون شو ،خورد فرزند ، چو گُربه
من اين زن را و آن شو را نمى دانم نمى دانم...
ز دست و بازوی قدرت به هر دم تير می َپرّد
که من آن دست و بازو را نمى دانم نمى دانم
بيا ای شمس تبريزی مکن سنگين دلی با من
که با تو سنگ و لؤ لؤ را نمى دانم نمى دانم
کسانی که بذر بيداد کاشته اند ، اکنون صحبت ار داد و دادگری کرده ، روضه دموکراسی می خوانند . بر ماست که پيش زمينه های تاريخی را باز کنيم ، در شبهات تاريک اين روزگار ، همه چيز را زير نور بگيريم و به آغاز ماجرا بر گرديم و مستقل از آنچه ,سی ان ان, و ,بی بی سی, و ,فاکس نيوز, و مداحان اين جنگ ضد بشری می گويند ، دلير باشيم و فهم خويش را به کار گيريم . وارسی کنيم اصلاً چرا عراق اشغال شده و صدام حسين را در اتاقک شيشه ای می نشانند ؟
**********************************************
جدا از زهر چشم گرفتن از منطقه ، چين ، آلمان ، روسيه ، ژاپن ، و به طور كلى دنيا ــ کنترل بر ذخائر و جريان منظم نفت به کشورهای استعمارگر ، حفظ و تقويت موازنهی استراتژيک در خاورميانه به نفع امپرياليست ها ، ضربه زدن به انقلاب در خاورميانه ، به ويژه مبارزه مردم فلسطين عليه اشغال سرزمين شان توسط دولت صهيونيستی... از جمله دلائلی است که ارتش آمريکا و انگليس ، به عراق لشگر کشيده اند . آمريكا با حضور نظامى مستقيم در منطقة خاورميانه عملاً كلية مجارى هفتاددرصد از نفت و گاز جهان را در كنترل مستقيم خود گرفته و اين امر براى كشورى كه ظهور كانونهاى عظيم اقتصادى مانند بازار مشترك اروپا و غولهاى اقتصادى آسياى جنوب شرقى ، را تهديد عظيمى براى سيادت جهانى خود مييابد ، امرى بسيار حياتى است.
اين جنگ سياه که البته برای غول هاى تسليحاتى و شيميايى لاکهيد مارتين Lockhieed Martin ، نورتروپ گرومن، الى ليلي، مونسانتو، مرک و دوپونت... و شرکتهائی نظير ِاسو، تکزاکو ، هالی برتون،... نعمت الهی به شمار می رود ــ ادامه سياست بورژوائی برای تشديد استثمار مردم محروم در سرتاسر جهان است . اين واقعيت را حتی روشنفکران مردمی در آمريکا و اروپا ... ، نيز صحّه می گذارند .
جنگ عليه عراق بخشی از استراتژی جهانی ايالات متحده و متحّدين او برای احيای دوره ی جديدی از شکوفائی بورژوازی است ، به ويژه در شرائطی که بحران اقتصادی عميقی [بحران ساختاری] مثل کنه به نظام جهانی سرمايه داری چسبيده و تضادها دم به دم تشديد می شود . اين بحران Cyclic ، و ادواری از نوعی که معمولاً آش خاله نظام سرمايه داری محسوب می شود ، نيست . ساختاری ، و نفس گير است .
يک سال و نيم پيش از خيمه شب بازی ۱۱ سپتامبر ، اقتصاد آمريکا پس از يک دهه رونق اقتصادي، دچار بيماری و بحران عميقی شد . نشانه اين بحران اقتصادی در سقوط تدريجی بازار بورس ِ ,نسدک, (Nasdac ) که شامل سهام بسياری از شرکتهای توليدی به ويژه کامپوتری بود ، نمايان گشت ، , داو جونز اينداستريال , Dow Jones Industrial زير ضرب بحران اقتصادی رفت . بازار بورس نسدک ارزش خود را از دست داد . بسياری از سهام داران، سرمايه های کلان خود را از دست دادند . توليد صنايع بزرگ سير نزولی را آغاز کرد و بيکاری بی سابقه ای گريبان کارگران و کارکنان کارخانه ها و شرکت ها را گرفت ... و تنها در مدت دو سال رياست جمهوری بوش ، دو ميليون نفر بيکار شدند ...
۲۰ روز پيش از ۱۱ سپتامبر ، نيويورك تايمز، در مهمترين مقاله خود كه در صفحه اول چاپ شد ، ابراز نگرانى كرد كه سرمايه دارى جهاني، در برابر ركودى با دامنه بسيار گسترده قرار گرفته است . در اين مقاله آمده بود : اقتصاد جهانى كه تا سال گذشته همچنان از رشدى توقف ناپذير برخوردار بود ، اكنون تنها به كندى حلزون به حركت خود ادامه ميدهد . ايالات متحده، اروپا، ژاپن و برخى از كشورهاى مهم در حال توسعه، به ندرت چنين ركودى را تجربه كرده اند و اوضاع زار ِ زار است .
جهان سرمايه داری و اقتصاد آمريکا با بحران روبرو شده و به روغن سوزی افتاده بود ، و می بايست اين کلاف سردرگم باز شود ، همچنين ايالات متحده طرح خاورميانه بزرگ را در چشم انداز داشت و بر خلاف دوران کلينتون که پس از پايان جنگ سرد به جمع کردن پايگاه های نظامی پرداخته بود ، بوش ، چاق و چله شدن دستگاه جنگ و سرکوب را برنامه ريزی می کرد و راستی چه توجيهی بهتر از مائده آسمانی ۱۱ سپتامبر ؟
در جنگ اول خليج فارس ، ژنرال ,شوارتسكف, فرماندة عمليات نظامى آمريكا ، در صورتى كه كمتر از ۲۴ ساعت به حملة نظامى خود ادامه ميداد صدام سرنگون می شد ، ولى دولت آمريكا به او تکليف کرد که دست از پا خطا نکند. اما حالا ورق برگشته بود ، همان صدامی که در جنگ اول خليج فارس ، نمی بايست سرنگون شود ، حالا لولوئی شد که به انواع و اقسام اسلحه های ميکروبی و شيميائی و اتمی مجهز است و عنقريب اروپا و آمريکا را هدف قرار می دهد !
خلاصه...به عراق پيله کردند و جنگ در دستور روز قرار گرفت و فرياد های , وادموکراسی ِ, بوش و بلر ، گوش فلک را کر کرد .
قبل از اينکه به خود صدام بپردازيم ، اجازه می خواهم نگاهی به کشور عراق و تاريخ پُر فراز و نشيب آن بکنيم . پوزش می خواهم که نمی توانم بهتر ، يا کوتاه تر بنويسم ، نمی خواهم تنها از يک زاويه نگاه کنم ، از همين رو در آغاز خواهشی دارم که با کمال ادب طرح می کنم :
اگر شما تمايلی به اينگونه مباحث جدّی نداريد ، همين الآن آنرا ببنديد ، چون قلم فقير مرا ، تنها و تنها دقت و حوصله شما است که جبران می کند .
***************************
۱- عراق،سرزمين لوح هاى فراموش شده حمورابي،دهشت هاى فرونشسته بُخت النصر، و باغ هاى سوخته بابل ــ از جنوب ، جايی که رودهای دجله و فرات به خليج فارس می ريزد ، تا شمال و کوه های ,آنتی توروس, کشيده شده ، و اين همان منطقه ای است که زمانی يکی از نخستين تمدن های بشری در آن قرار داشت. [تمدن بين النهرين – Mesopotamia مزوپوتاميا]
عراق داراى پيشينه تاريخى بسيار كهن بوده و يكى از قديمىترين تمدن هاى بشرى را در خود پرورانده است،از اين رو،در جاى جاى اين کشور اشغال شده ، آثار تاريخى و باستانى دورههاى گوناگون را،از هزاران سال پيش از تولد مسيح تا پس از ظهور اسلام مىتوان ديد. عراق ، سرزمين نينوا، بابليون ، نمرود و اوروک، نخستين شهر جهان است.در اينجا بود که سومرى ها ۵۰۰۰ سال پيش نوشتن را اختراع کردند، اينجا بود که حماسه گيلگمش – مدلی برای ماجرای نوح و سيل – يک هزاره و نيم پيش از هومر به خط ميخی نوشته شد. اينجا سرزمين ,عهد عتيق,، برج های بابل و ,اور, است، جايی که ابراهيم خليل زاده شد ، بُت ها را شکست ، در آتش رفت و اسماعيل اش را قربانی کرد .
عراق نيز همانند کشور ما رنگ و وارنگ ِ بسيار ديده ، و با تاخت و تازهای گوناگون روبرو بوده است. [سومريان ، اكديان ، ايلاميان، بابليان، آشورى ها، كلدانى ها ، مادها ، پارس ها ،يونانى ها ، پارتيان ، ساسانيان ، امويان ، عباسيان ، ايلخانيان ، جلائريان ، آق قويونلو ، قراقويونلو ، ترک های عثمانى ، انگليسى ها]... ، و حالا هم که می بينيم نيروهاى ائتلاف نه تنها مردم و فرهنگ عراق را تحقير كرده اند، ۷۰۰۰ سال تاريخ بين النهرين نيز ، در حضور سربازان امريكائی خرد و خمير می شود .
دشمنان صدام نيز اعتراف می کنند که وی حفظ ميراث عراق را يک وظيفه ميهنی ميدانست و در زمان او رجّاله های بی فرهنگ ، غارت آثار باستانی را به خواب هم نمی ديدند . در همان آغاز اين جنگ ضدبشری که ۷۴۰ موشک کروز توماهوک ، ۸۰۰۰ بمب هوشمند و تعداد بيشماری ,بمب ِ الاغ, ! ريخته شد ، اولين عمليات جنگی ، حمله به يک موزه در تکريت زادگاه صدام بود. موزه موصل که مرکز قديمی ترين کليسای جهان است، نيز مورد اصابت قرار گرفت. موزه موصل مرکز گرد آوری با اهميت ترين يافته های زمان دور و بر نينوا و نمرود است، از قبيل گاو بالدار غول آسا با سرهای انسانی که بازديد کنندگان موزه بريتانيا را مى رماند و هزارها ظرف سفالی با خط ميخی که هنوز اسرار آن کشف نشده است.
در جنگ قبلی خليج فارس نيز ، بولدوزرهای آمريکايی خرابه های تل الحم را در جنوب ,اور, ويران کردند، و ارک بزرگ تيسفون که هنوز هم بزرگترين ارک آجری بدون ستون جهان است بوسيله امواج بمباران های فرشی آمريکا َترک برداشت. جنگ آزاديبخش بوش و بلر به بزرگ ترين غارت ميراث فرهنگى بشر در چند قرن اخير ميدان داد .
كليه آثار باستانى موجود در بغداد به غارت رفته يا آسيب اساسى ديدهاند. غارتگران حتى به الواح حمورابى كه نخستين دست نوشتههاى بشرى را به امروز رسانده اند، رحم نكرده و آنها را هم به يغما بردهاند. ميشود بر اين فهرست، كتابهاى دست نويس موزه بغداد ، كتابخانه دانشگاه مستنصريه بغداد و آرشيو راديو و تلويزيون عراق را هم افزود كه به غارت رفته است. حتى برخى گزارش ها از آن حكايت دارد كه ,باغهاى مُعلق, از جمله عجايب هفتگانه جهان، آسيب اساسى ديده است. اما هنوز بوش و بلر ، روضه دموکراسی می خوانند.
۲- مسئله امثال رامزفلد و ديک چيني، نه آزادی مردم عراق ، يا افغانستان و ايران... ، نه دموکراسی و دادخواهی و حقوق بشر ... ، بلکه سوار شدن بر منابع انرژي، مواد خام، بازارها ، منابع عظيم كار ارزان ديگر كشورها ، و پياده كردن به اصطلاح ,صلح آمريکائی, Pax Americana ، يا در واقع به زير سلطه کشيدن همه جهان است.
به دليل وابستگی اقتصاد آمريکا به مجتمع نظامى- صنعتی ، به خاطر تسلط سياسی صاحبان انحصارات اسلحه سازی و شركتهای نفتی ، و نيز وابستگی اقتصاد كشور به بودجه تصاعدی نظامی ، دولت بوش چارهای جز ,تجاوز نظامي، سياسی و امنيّتى, و در پيش گرفتن سياست جنگ افروزانه و كينه توزانه نسبت به ديگر كشورها ندارد.
دولت امريكا که در سالهای اخير با خودخواهی كم نظيری تمام قرار دادهای دوجانبه و چندجانبه بينالمللی برای كنترل گسترش سلاحهای اتمي، بيولوژيك و شيميايي، برای حفظ محيط زيست، برای برپايی دادگاه جنايی بينالمللی... را زير پا گذاشته و در داخل امريكا به بهانه مبارزه با تروريسم ابتداييترين حقوق مردم اين كشور را لگد مال كرده است ،چگونه می خواهد برای ديگران آزادی و دموكراسی به ارمغان آورد؟
,در سال ۲۰۰۱ دولت بوش با هدف برانداختن دولت عراق وارد كاخ سفيد شد. در واقع يكی از هدفهای استراتژيك محافظه كارانِ نو در تصميم آن ها به روی كار آوردن دولت طرفدار امريكا در بغداد و برقراری پايگاههای نظامی متعدد در آن كشور، جلوگيری از حركت كشورهای اُوپك به طرف فروش نفتشان به ,يورو, به جای دلار بود ، بخصوص که صدام حسين از سال ۲۰۰۰ اصرار داشت نفت عراق به ,يورو, فروخته شود .,
يکی از تحليلگران برجسته سياست خارجی امريكا به نام ,ويليام كلارك, در مقاله مهمی که در آدرس زير :
http://www.globalresearch.ca/articles/CLA410A.html
می توان ديد ــ مينويسد:
…It is now obvious the invasion of Iraq had less to do with any threat from Saddam’s long-gone WMD program and certainly less to do to do with fighting International terrorism than it has to do with gaining control over Iraq’s hydrocarbon reserves and in doing so maintaining the U.S. dollar as the monopoly currency for the critical international oil market…
,اكنون آشكار است كه حمله به عراق نه ارتباطی با وجود سلاحهای كشتار جمعی صدام حسين داشت و نه برای مبارزه عليه تروريسم بينالمللی بود؛ بلكه هدف اصلی آن برقراری كنترل بر منابع انرژی عراق و حفظ دلار به عنوان تنها پول رايج برای خريد و فروش نفت بوده است .,
۳- كلمه ,عراق, در لغت ,ساحل دريا به طور درازا,، ,بستر رودخانه از ابتداى جريان تا ريزش به دريا,، و , پايين تا بالاى رودخانه, تعريف شده و به معنى صخره و ساحل هم آمده است. نگاهى به وضعيت طبيعى سرزمين عراق، با توجه به وجود دو رود دجله و فرات، علت اين نامگذارى را روشن مىنمايد. در کذشته ، عراق ,بين النهرين, [ميان رودان]ناميده می شد . در فارسی قديم به عراق ,سورستان, می گفتند . شماری از اعراب ، نيمه شمالی بين النهرين را ,الجزيره, ، و نيمه جنوبی آنرا ,عراق, می خواندند . در باره معنی کلمه عراق و ريشه آن ميان زبان شناسان اختلاف است .
,حماسه گيلگمش, که ۲۵۰۰ سال قبل از تولد مسيح به دست يک حکيم اهل خاورميانه به رشته تحرير درآمده، از زندگی حاکم شهر ,اروک, که نام عراق از آن اقتباس شده است تجليل می کند.گروهی ، عراق را به معنی ,زمين ساحلی, گرفته اند و بعضی از ,عرق, [Uruk= erq?] به معنی ريشه . برخی گفته اند به اين دليل که درخت در آنجا بسيار است ! عراق خوانده شده ، عدّه ای نيز آن را مُعرب ِ ,ايرانشهر, دانسته ، و دسته ای از کلمه فارسی ,ايراء, به معنی کرانه گرفته اند . عراق را ,سواد, نيز می خوانده اند . [در اينجا ,عراق عَجم, که شامل اصفهان، گلپايگان،همدان و اراك فعلى را شامل می شده ، و نيز جبال و كوهستان ، در ايران کنونی مورد بحث نيست.]
۴- در گذشته های دور ، زبان مردم عراق عربی نبود ،با يورش اعراب و بطور خاص امويان به سُنن و فرهنگ مردم ، زبان عربی نيز به عراق تحميل شد.[زمان ِ عبدالملک ابن مروان]
در قرون وسطي، عراق کانون قدرتی بود که درست يا غلط امپراطوری اسلام ناميده می شود و بغداد [باغ ِداد؟] ،پايتخت فرهنگی و سياسی ناحيه ای که از مراکش تا شبه قاره هند ، وسعت داشت... يورش مغول ها در قرن سيزدهم، به تدريج از نفوذ عراق کاست...
۵- ايرانيان از ديرباز ، از جمله به خاطر نجف و کربلا و کاظمين و سامرا به عراق علاقه داشتند.روز و روزگاری نيز از عراق راديو ميهن پرستان ، سرود ,ای رفيقان ، قهرمانان ، جان را بدهيد در راه وطن بی مهابا,و... پخش می شده ، آخوند دعائی اعلاميه های آيه الله خمينی را می خوانده... که همراه با ديگر آيات عظام ، حکيم و خوئی و سيد محمد باقر صدر [صاحب کتاب اقتصاد ما و فلسفه ما]... ساکن نجف بود و درس ولايت فقيه و اخلاق اسلامی ! می داد ، حالا هم که شمار زيادی از فرزندان شريف ميهن ما در آنجا هستند . بسياری از مردم اين کشور ، ايرانی بودند و رّد پای آن ها تا همين امروز در فرهنگ و هنر مردم عراق ديده ميشود...
بيشتر مراجع نامی و بانفوذ شيعيان از قبيل شيخ مرتضی انصاری ، آخوند خراسانی ، سيد محمد كاظم يزدی و سيد ابوالحسن اصفهانی در اين کشور اقامت داشتند . ميرزای نائينی که تجربهى نهضت مشروطه خواهی ايران را پشت سر داشت و در مبارزه با ظلم و استبداد پيشگام بود ــ با جنبش آزاديخواهی مردم عراق هم آوائی می کرد.
۶- سرزمين عراق تا اواخر سال ۱۶۴۰ بخشى از كشور ايران به شمار ميرفت و پس از شكست شاه اسماعيل صفوى از نيروهاى عثمانى در چالدران، امپراتورى عثمانى آن را ضبط کرد . در اين دوره، عراق كشورى يكپارچه نبود، بلكه از سه منطقه مستقل شامل بصره، بغداد و موصل تشكيل ميشد. در سال ۱۹۱۷، نيروهاى انگليسى پس از روبرو شدن با مقاومت هاى مردمى در جنوب، [بخصوص از سوى شيعيان] وارد بغداد شدند و به دنبال شكست دولت عثمانى در پايان جنگ جهانى اول، بريتانيا رسماً آقا بالاسر عراق شد .
۷- در خلال جنگ اوّل جهانى به سفارش چرچيل وزير مستعمرات بريتانيا ، سرهنگ لورنس Lawrence of Arabia [لورنس عربستان]، به كمك اميرفيصل و امير عبدالله فرزندان شريف حسين ، يك شورش ضدعثمانى را رهبرى كرد و باعث شكست عثمانى در جزيره العرب شد. در خلال جنگ ، لورنس وعده پادشاهى سوريه يا عراق را به فيصل داده بود، غافل از آنكه دو دولت فرانسه و انگلستان در قراردادهاى نهان و سپس آشكار مقرر داشته بودند كه سوريه و لبنان سهم فرانسه ، و عراق و اردن و فلسطين از انگليس باشد و هر كس هم كه به پادشاهى اين كشورها مى رسد بايد مثل بچه آدم ! از امثال چرچيل اطاعت کند.
در ۱۹۱۹ تمام خاك عراق به تصرف بريتانيا درآمد ، از آنجايى كه عراق صاحب منابع غنى نفت بود، انگلستان مى خواست به هر صورت که شده عراق را قورت دهد، ولى چون با مقاومت هاى مردمى روبه رو شد، به سلطنت مشروطه و مجالس سنا و شورا تن داد ، البته آلت دست هايش همه جا را زاغ سياه می زدند و از همين رو مجالس وابسته کارش را پيش می بردند و كليه قراردادهاى استعمارى با انگلستان را به تصويب مى رساندند. در سال ۱۹۳۲ دولت انگلستان تحت عنوان ,قرارداد دوستى با عراق, ! ، بدون كسب اجازه از جامعه ملل، [سازمان ملل متحد ِ پيشين] اين كشور را كاملاً قاپيد.
طبق قرارداد مزبور ، حق تعيين مستشاران دولت عراق، تربيت افراد ارتش عراق و نظارت بر روابط خارجى عراق برعهده انگلستان قرار گرفت. پيش تر هم که ماموران انگليسى از حق قضاوت كنسولى [كاپيتولاسيون] برخوردار بودند و دو پايگاه هوايى در منطقه حبّانيه و شعّيبه به انگلستان داده شده بود.
۸- عراق تا زمان استقلال از بريتانيا در سال ۱۹۳۲ نقشی جزئی در منطقه داشت. در دوران ۳۷ ساله نظام سلطنتى، [از ۱۹۲۱ تا ۱۹۵۸] ، پادشاهان عراق يعنى فيصل اول، ملك غازى و فيصل دوم ، همه نوکر و عروسک کوکی بريتانيا بودند و پارلمان هم فرمايشى بود. عقب ماندگی در جامعه عراق ، جا خوش کرده بود ! تنها يكى از نخست وزيران يعنى نورى سعيد ۱۴ بار نخست وزير شد و از ابتداى سلطنت فيصل اول تا ۱۹۵۸ ، همه مجالس عراق را بازيچه خود ساخته بود.
در پی سقوط حکومت سلطنتی عراق در سال ۱۹۵۸ و كودتاى خونين ۱۹۶۸، که حسن البكر و صدام حسين زمام امور کشور را به دست گرفتند ،اين کشور تحت فرمان حزب بعث به يکی از کانون های ملّی گرايی عرب بَدل شد ...
۹- حزب بعث كه عنوان رسمى آن ,حزب سوسياليست هاى بعثى عرب, است، جنبش موثر در جوامع عربى خاورميانه، خصوصا سوريه و عراق بود که از همان ابتداى تشكيل، اعلام نمود حزبى ملی گرا و سكولار است . در رأس تصميمگيرى هاى اين حزب ، آزادى مردم عرب از استعمار و اتخاذ مشى اقتصادى سوسياليسم قرار داشت. با سقوط نظام سلطنتی ، رژيم جديد در پاسخ به خواسته های مردم محروم و ستمديده، دست به اصلاحاتی زد که ساختار کهن جامعه عراق را به سرعت درهم ريخت. اصلاحات ارضي،[بدون آنکه امثال کندی دستور داده باشند!] ، اصلاح قانون خانواده ، مساوات زن و مرد در ارث و اجرای قوانين مدنی به جای قوانين شرعی در دستور کار قرار گرفت. بدين ترتيب بر قدرت و نفوذ طبقات اجتماعی ديرين و لايههای سنتی جامعه مانند روحانيت ضربه مهلکی وارد آمد و امثال آيه الله حکيم [نويسنده کتاب مستمسك عروه الوثقى] را به واکنش واداشت تا به تکفير ، و ,واشريعتا, ، متوسّل شود ...
رواج ايدئولوژيهای مدرن ,سکولار,، به ويژه انديشههای چپ، خطر مستقيمی بود که مرتجعين را به لرزه انداخت. مرجعيت شيعه که اجتهاد و مسائل مستحدثه ، فقط لقلق زبانش بود و با پيچيدگی های دشمن و دنيای جديد آشنائی نداشت و باور نمی کرد [حالا هم باور نمی کند] که قواعد بازی در جهان تغئير يافته ، و پيچيده تر از قواعد دوران هارون الرشيد است ــ نتوانست گرد و غبار را از خود بزدايد و پوسته شکنی کند ، از همين رو در واپس گرائی بُکسوات کرد و در مبارزه با رژيم چپ گرای عبدالکريم قاسم ، با مرتجع ترين نيروهای دست راستی ، هم پياله شد.
۱۰- نگاهى به تاريخ گذشته عراق حضور احزاب سازمان يافته و قوى را در اين كشور تائيد مى كند... بعد از سقوط نظام سلطنتی ، حزب کمونيست رشد بی سابقه ای کرد و پُست های مهمی را در دولت و ارتش به دست گرفت. در اول ماه مه سال ۱۹۵۹ به مناسبت روز کارگر، حزب کمونيست عظيم ترين تظاهرات سياسی تاريخ عراق را در خيابانهای بغداد به نمايش گذاشت...
از سال ١٩٦٨ رژيم بعثى تلاش كرد تا عراقى قدرتمند و متّحد ايجاد كند و ارزشها و كنشهای مخرب پيشين را [استثمار، نابرابرى اجتماعي، وفاداريهاى فرقهاى و فقدان روح مدنى] ، از چشم بياندازد. تأكيد ويژهى حزب بعث بر آموزش نظامى جوانان در راستاى شعار خلق انسان جديد در جامعهى جديد و دفاع از جمهورى در برابر نيروهاى صهيونيستى ، امپرياليسم، شوونيسم ضدعربي، راستگراها و فرصت طلبها بود. هدف عمدهى حزب بعث از سال ١٩٦٨ سوسياليستى كردن اقتصاد بود و تا اواخر دههى ١٩٨٠ موفق شد بخشهاى مهمى از اقتصاد ملّى از جمله بخش كشاورزي، بازرگاني، صنعت و نفت را دولتى كند.
۱۱ - صدام حسين فرزند يک چوپان فقير بود ، اما تحصيل کرد و دوش به دوش نيروهای ملی عليه دشمنان ميهنش مبارزه نمود . سه سال حبس کشيد ، در سال ۱۹۶۷ از زندان فرار كرد و يکبار هم پايش تير خورد . صدام با مقاومت،و نيز تکيه بر گروهی متشکل و وفادار ، با کنار زدن رقبا و تصفيه های بعضاً بيرحمانه و خونين،با هراس افکنی و جّوسازی ِامن العام [مخابرات و پليس مخفی] ، با آشنائی به روحيه و روانشناسی مردم عراق ، و البته با موقع شناسی و هوشياری ــ كشمكش درون حزب را به سمت برکناری حسنالبكر هدايت کرد و خودش را بالا کشيد.
صدام تبليغ می کرد که حكومت بعثى ، تجلى كامل فرهنگ غالب در عراق است ، او اين حضور غيردموکراتيک را از نظر داخلى با توضيح اينكه بر قالب هاى فكری ــ ارزشى تاريخ عراق تكيه دارد ــ توجيه می كرد و از نظر خارجى با بهره گيرى از رقابت ايدئولوژيك بين آمريکا و شوروی خود را تثبيت نمود. البته از حق نبايد گذشت که در اين دوره سياست هاى اقتصادى در كشور عراق كه تنوع قومى و مذهبى زيادى داشت، در جهت كاهش اختلاف طبقاتى و بالا بردن سطح زندگى مردم بود. مدرسه ها و بيمارستان هاى زيادى در آن سال ها ساخته شد و پاى تكنولوژى هاى جديد به عراق رسيد.در سال ۱۹۷۲ نفت عراق ملى شد. عراق ِصدام يكى از پيشرفته ترين كشورهاى خاورميانه بود و اين را دشمنان عراق نيز نمی توانند انکار کنند.
۱۲- اگرچه به لحاظ تئوريك، تصميمگيرى در حزب بعث بر اساس اجماع بود، اما در عمل همهى تصميمهاى اصلى و مهم به وسيله شخص صدام اتخاذ ميشد و حرفش بُر و بَرگرد نداشت . بعد از دست اندازی به کويت ، و واکنش آمريکا و غرب و آن بمباران های به راستی دهشتناک که مردم عراق را ماتم زده کرد ، توسط يک خبرنگار خارجی از طارق عزيز سئوال شده بود [نقل به مضمون] :
,آقای طارق عزيز ، آخر مگر شما که يک ديپلمات زيده و هوشيار هستيد ، جهان امروز و معادلات بين المللی را نمی شناختيد ؟ گيريم کويت اصلاً در گذشته مال عراق بوده ، در زمان عبدالکريم قاسم اينطور که شما می فرمائيد استانی از عراق بوده... ، بسيار خوب ، آيا شما فکر نکرديد ورود ارتش عراق به آنجا از سوی غرب با واکنش بسيار جدی روبرو خواهد شد ؟ و ...,
طارق عزيز پس از يک مکث معنی دار و کمی طولانی کفت : ,ما همان آغاز گفتيم . من همه چيز را گفتم ، اما شما می دانيد نظر سيدالرئيس برای همه ما محترم است .,...
بعد از داستان کويت ، برنامه خوبی با عنوان ,مَلف, [يعنی پرونده] ، از تلويزيون عراق پخش می شد و ضمن نشان دادن شقاوت آرتش آمريکا ، که پل ها و بيمارستان ها را نيز بمباران کرده بود ، وزرای دولت يکی يکی می آمدند و صحبت می کردند . در اين برنامه گرچه مردم عراق را روحيه می دادند و می گفتند دوباره عراق روی پای خودش خواهد ايستاد و ويرانی ها ساخته خواهد شد ، ولی معلوم بود که برای تهاجم ارتش عراق به کويت ، طرف مشاوره نبوده اند ، از لابلای صحبت ها ، می شد فهميد که اکثر آنان ورود ارتش عراق را به کويت ، از راديو شنيده بودند ! ... بگذريم...
الله اکبر ِ روی پرچم عراق خط خود صدام حسين است که کپی شده ، دست هائی که در ميذان پيروزی شهر بغداد با شمشير در يك نقطه يكديگر را قطع می كنند ، مجسمه سازان از دست های او نقش زده اند ، تمام روزنامه های عراق بدون استثناء [بدون استثناء] خودشان را مجبور می ديدند که عکس صدام را در هر شماره [در هر شماره] ، در صفحه اول چاپ کنند و خيابان ها نيز قدم به قدم پر از تصوير او بود...،و جز تعريف و تمجيد از درايت سيدالرئيس حرف ديگری خريدار نداشت ، در شرايطی که در کناره دجله ، کاخ های پرزرق و برق بالا می رفت ، زاغه نشين ها وسيع تر می شدند ، اما ...، اما وقتی عراق را با ديگر کشورهای عربی مقايسه می کنيم در می يابيم که در زمان صدام حسين به گرايشات لائيک بها می داند و خرافات مذهبی کمتر دامن زده می شد . بنيادگرائى هيچگاه ريشه عميقی در عراق نداشته است.
بعد از ماجرای کويت و لشکرکشی غرب و ختم موقت کينه های آمريکا ، صدام طبق معمول ِسفرهای ِتبليغاتی اش ، به يکی از شهرهای مذهبی رفته بود ، به شکرانه مثلاً سلامت سيدالرئيس و... ، روحانيون به استقبالش آمده و درخواست بنای مساجد جديد کردند ،صدام قبول نکرد و استدلالش اين بود که در جامعه می بايست توازن به هم نخورد و عراق به مدرسه و کالج بيشتر از مسجد نياز دارد . گرچه جلوی زيارت کربلا و نجف را نمی گرفتند ، بر خلاف آن تبليغ هم نمی شد [و اين فقط به خاطر سودآوری اينگونه اماکن مذهبی نبود.] ، کلاً در جهت يا در خلاف مذهب تبليغ نمی شد. در ماه رمضان کسانی که روزه نمی گرفتند ، در فشار نبودند ،و حتی برای کسانی که مشروبات الکلی مصرف می کردند ، اينگونه مغازه ها که در همان خيابانی بود که مسجد وکليسا هم وجود داشت ، بسته نمی شد. مسيحيان ، آشوری ها ، ترکمن ها ، ايزدی ها و... مراسم خود را برپا می کردند و [بر خلاف کردها که در فشار بودند] ، و ... مشکل چندانی نداشتند . تاريخ عراق در يك قرن گذشته نشان ميدهد كه اقليتهای قومی ومذهبی در كنار هم با آسايش و پذيرفتن عقايد همديگر زندگی كرده اند. قريب هشتصد هزارمسيحی و... در عراق هيچگاه در گذشته مجبوربه رعايت دستورات ” اسلامي” نبوده اند.
۱۳- مطيع سازی زنان هرگز يکی از اهداف حزب بعث عراق نبود. شخص صدام حسين بر خلاف برخی رهبران عرب با همسرش در ميان جمع ظاهر می شد که در کشوری با بافت قبيله ای و عشيره ای مثل عراق ، اهميت داشت . در عراق ، زنان بدون واهمه بدون روسری يا چادر سر کارشان می رفتند و هيچکس مزاحم آنان يا کسانی که متمايل به داشتن حجاب بودند ــ نمی شد . درحال حاضر هيج زنی با خيال راحت و بدور از اذيت وآزار مرتجعين نمی تواند در خيابان های عراق رفت وآمد كند و اين فقط به خاطر چشم های دريده و نگاه های هيز برخی از اشغالگران نيست که به زنان عراقی به عنوان دستمال کاغذی و بستنی نگاه می کنند.
۱۴- در هيئت دولت ، هم طارق عزيز ِمسيحی ، هم سعدون حمادی ، هم افرادی با تمايلات شيعه و سنی و لائيک و دارای گرايشات چپ حضور داشتند . البته امثال احمد چلبی گفته اند بعثی ها برای پست های حساس دولتی شيعيان را پس می زدند .
از يکی از کانال های تلويزيونی مرتب موسيقی کلاسيک و فيلم های برتر سينمائی با زير نويس عربی ، پخش می شد و جز پخش اذان و مواردی اين چنين ، به عمد تبليغات مذهبی را دامن نمی زدند و روی احساسات ملّی مانور می دادند . [البته در زمان عبدالکريم قاسم برای نخستين بار در تاريخ عراق ، نيايش ها و شعارهای شيعيان از راديو بغداد پخش شد.] در اواخر جنگ با ايران ، صدام نيز غلظت شعارهای مذهبی را بالا برد نامگذاری يک موشک را که ,العباس, گذاشته بود ، به رخ می کشيد ...و در نامه هايش از الله اکبر و آيات قرآن استفاده می کرد که دلائلش بماند...
جالب اينجاست که يکی از نامه هايش را که به تاريخ می ۲۰۰۳ نوشته و مردم عراق را به ايستادگی در برابر آمريکا و انگليس فرا خوانده است ، با آيه ۶۹ سوره ,طه, از قرآن شروع می کند:
والقى ما فى يمينك تلقف ما صنعوا انما صنعوا كيد ساحر ولا يفلح الساحر حيث أتى...
که اشاره به عصای موسی ، و ساحران فرعون دارد .
,آنچه را در دست راست دارى بيفكن، تمام آنچه را ساختهاند مىبلعد! آنچه ساختهاند تنها مكر ساحر است و ساحر هر جا رود رستگار نخواهد شد!,
در اين نامه وی به عربستان و اردن و کويت می توپد و آنان را نوکران اجنبی می نامد و به سوريه هشدار می دهد که جانب مردم مبارز عراق را بگيرد ، صدام تکنولوژی پيشرفته