فوروم روشنگرى
خواننده گرامی
اين سکوی سخن از آن شماست. آزادی بيان بی حد و حصر، با حفظ شان قلم و رعايت اخلاق روزنامه نگاری ، با جديت در آن پی گيری خواهد شد. اين سکو جايی است برای طرح نظرات، پيشنهادات، انتقادات شما از روشنگری و از ديگران؛ جايی برای باز کردن باب گفتگو با ديگر خوانندگان، و طرح پرسش های ساده يا دشوار، که برای پرسش های دشوار تنها مخاطبان متعدد با اطلاعات، خرد و مشورت جمعی می توانند پاسخ پيدا کنند؛ برای پيشنهاد بحث در هر زمينه ای - سياسي، اقتصادي، علمی و فرهنگي؛ برای طرح خبرها و يافته های جالب که از گردش در اجتماع و جستجو در نوشته ها و رسانه ها به دست آورده ايد ، تا شادی و ثمرات دست يافتن به دانش را با دوستان قسمت کنيد. در اين جا کارروشنگری را به تيغ نقد خود بسپاريد و کارکنان روشنگری را از اين بابت سپاسگزار خود کنيد. مطالب با کيفيت و خبرها و گزارش های شنيدنی به صفحه اول منتقل خواهد شد تا بيشتر در معرض ديد قرار گيرد.
روشنگری
- 1 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 2 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 3 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
براى مطالعه يا نظردهى درباره مباحث مطرح شده در بخش نظرخواهى روى پيوندهاى زير كليك كنيد:
نظر شما
نام:
|
| ای-میل: |
16:38 26 اردیبهشت 1387
|
شعري از شاملو در وصف شرح حال آن مردم بيچاره و تحت ستم.
قناري گفت: کُرهي ما
کُرهي قفسها با ميلههاي زرين و چينهدان چيني.
ماهيي سُرخ ِ سفرهي ِ هفتسيناش به محيطي تعبير کرد
که هر بهار
متبلور ميشود.
کرکس گفت: سيارهي من
سيارهي بيهمتائي که در آن
مرگ
مائده ميآفريند.
کوسه گفت: زمين
سفرهي برکتخيز اقيانوسها.
انسان سخني نگفت
تنها او بود که جامه به تن داشت
و آستيناش از اشک تر بود.
|
نام:
|
| ای-میل: |
20:22 25 اردیبهشت 1387
|
دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را ميپويند مبادا شعلهاي در آن نهان باشد
آن كه بر در ميكوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
ابليس پيروزْمست
سور عزاي ما را بر سفره نشسته است. احمد شاملو
آزادي چيزي نيست كه مجاني به كسي داده شود.انسانها در
پروسه تكاملي اشان در آزمونهاي سختي قرار ميگيرند اگر موفق شدند راه براي مرحله باز ميشود. بسياري از انسانها حاضر نيستند كوچكترين بهايي براي آزادي خويش بپردازند اما آنچه براي در اسارت بودن خود مي پردازند بسيار سنگين است. |
نام:
|
| ای-میل: |
12:08 16 اردیبهشت 1387
|
بدون ترديد در آينده دور يا نزديك حكومت جهل -غارت وجنايت اسلامي فروميپاشد اما فراموش نشود كه سرچشمه تمام آن جنايتها عليه بشريت آن ايدولوژي اهريمني است .آن ديوهاي با عمامه يا بدون عمامه سرنگون -محاكمه ومجازات خواهند شد اما اگر سرچشمه توليد ديوهاي خوفناك هدف قرار نگيرد آن ميتواند هنوز ديوهاي بسي هولناكتر ومهيب ترتوليد كندوبه جان بشريت بياندازد. انسان آزاده بخوبي ميبيندكه هدف اين ايدولوژي نابودي انسان نابودي خرد او به تاريكي كشاندن اين سياره است. تمام ايدولوژي ها براي بشريت درد و رنج بسيار ببار آورده اند. اين ١٤٠٠سال است كه هنوزوهمچنان ميكشد وغارت ميكند. |
نام:
|
| ای-میل: |
07:28 14 اردیبهشت 1387
|
مقاله اي در باره سقوط هيتلراست ومنظور اين است كه انسانها نميتوانند ازاحساس مسيوليت شانه خالي كنند. تعصبات و بي مسيوليتي ايرانيان آنها را اسير ديوهايي كرد كه به دور خودميچرخند ويران ميكنندو جان انسانها راميگرند.
درست است که دستگاه دروغ پراکنی و عوام فريبی هيتلر فعال بود، اما آيا انسان آگاه وظيفه ندارد که بيدار باشد؟ شهروندان عادی البته می توانند بگويند که فريب خوردند، چون از اهداف واقعی هيتلر و ابعاد هولناک تبهکاری او خبر نداشتند. اما براستی آيا می توان با چنين توجيهی از زير بار مسئوليت فردی شانه خالی کرد؟ آيا در آلمان در طول ۱۲ سال، از ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ هشياری و خرد انسانی به خواب رفته بود؟
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/04/050419_aa_downfall.shtml
|
نام:
|
| ای-میل: |
23:00 8 اردیبهشت 1387
|
گویند کسان بهشت با حور خوش است من میگویم که آب انگور خوش است
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار کاواز دهل شنیدن از دور خوش است
|
نام:
|
| ای-میل: |
09:25 8 اردیبهشت 1387
|
آيا دراينصورت، اين واقعيت بديهي نيست که آنچه من در ارتباط با ديگري هستم، بهوجودآورنده جامعه است و بدون آنکه من خود را از ريشه دگرگون سازم، تحولي در نقش اساسي جامعه بهوجود نخواهد آمد؟ هنگامي براي دگرگوني يک جامعه در يک سيستم، دقيق شويم، تنها از پاسخ به اين سؤال طفره ميرويم؛ زيرا اين سيستم نيست که توانا به دگرگونساختن انسان است؛ بلکه انسان است که هميشه سيستم را دگرگون ميکند و اين چيزي است که تاريخ گواه آن است. تا هنگامي که من خود را در رابطه با شما درک نکنم، موجب هرج و مرج، بيچارگي، ويراني، ترس و ددمنشي خواهم بود. درک خود به زمان بستگي ندارد؛ من ميتوانم خود را در همين لحظه درک کنم؛ اگر بگويم: «فردا خود را درک خواهم کرد»، موجب آشفتگي و بيچارگي شدهام و عمل من ويرانگر است. همان لحظهاي که بگويم، «خواهم فهميد»، عنصر زمان را به ميان کشيدهام و بنابراين همانهنگام در يک موج آشفتگي و انهدام خود را درگير کردهام. ادراک هماکنون است، نه فردا. فردا براي ذهن تنبل است، براي ذهن حلزونمانند است، براي ذهني است که علاقهاي در آن وجود ندارد. هنگامي انسان به چيزي علاقهمند است، بيدرنگ آن را انجام ميدهد، ادراک آني صورت ميگيرد، دگرگوني فوري است. اگر هماکنون دگرگون نشويد، هرگز نخواهيد شد؛ زيرا تغييري که فردا صورت ميگيرد، تحول نيست؛ بلکه نوعي تعديل است. انقلاب حالا است، نه فردا.
اگر چنين اتفاقي رخ دهد، شما ديگر هيچ مشکلي نداريد؛ زيرا خود ديگر نگران خود نيست؛ آنگاه شما در فراسوي موج ويرانگر قرار ميگيريد.
كريشنامورتى |
نام:
|
| ای-میل: |
00:06 5 اردیبهشت 1387
|
آخوندها فرانكشتن هايي هستند كه در آزمايشگاه آن ايدولوژي هولناك هستي پيدا كردند تا جهل ترس وحشت و مرگ را در جامعه ي بشري نهادينه كنند. |
نام:
|
| ای-میل: |
07:09 5 اردیبهشت 1387
|
الزانية و الزاني فاجلدوا كل واحد منهما مائة جلدة و لا تاخذكم بهما رافة في دين الله ان كنتم تؤمنون بالله و اليوم الآخر و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين (2)
الزاني لا ينكح الا زانية او مشركة و الزانية لا ينكحها الا زان او مشرك و حرم ذلك على المؤمنين (3)
به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد در [كار] دين خدا نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند 2
مرد زناكار جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد و زن زناكار جز مرد زناكار يا مشرك را به زنى نگيرد و بر مؤمنان اين [امر] حرام گرديده است 3
قرآن. سوره النور آيه هاى ٢و٣
الله فرومايه اين بار فرمان شلاق زدن صادر مى كند وجالب ابنكه قبل از هر فرمان ضدبشرىاش خود رابخشنده و مهربان هم خطاب مى كند! |