فوروم روشنگرى
خواننده گرامی
اين سکوی سخن از آن شماست. آزادی بيان بی حد و حصر، با حفظ شان قلم و رعايت اخلاق روزنامه نگاری ، با جديت در آن پی گيری خواهد شد. اين سکو جايی است برای طرح نظرات، پيشنهادات، انتقادات شما از روشنگری و از ديگران؛ جايی برای باز کردن باب گفتگو با ديگر خوانندگان، و طرح پرسش های ساده يا دشوار، که برای پرسش های دشوار تنها مخاطبان متعدد با اطلاعات، خرد و مشورت جمعی می توانند پاسخ پيدا کنند؛ برای پيشنهاد بحث در هر زمينه ای - سياسي، اقتصادي، علمی و فرهنگي؛ برای طرح خبرها و يافته های جالب که از گردش در اجتماع و جستجو در نوشته ها و رسانه ها به دست آورده ايد ، تا شادی و ثمرات دست يافتن به دانش را با دوستان قسمت کنيد. در اين جا کارروشنگری را به تيغ نقد خود بسپاريد و کارکنان روشنگری را از اين بابت سپاسگزار خود کنيد. مطالب با کيفيت و خبرها و گزارش های شنيدنی به صفحه اول منتقل خواهد شد تا بيشتر در معرض ديد قرار گيرد.
روشنگری
- 1 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 2 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 3 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 4 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 5 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
براى مطالعه يا نظردهى درباره مباحث مطرح شده در بخش نظرخواهى روى پيوندهاى زير كليك كنيد:
نظر شما
نام: حافظ
|
| ای-میل: حافظ |
15:00 17 تیر 1390
|
عالي |
نام: مجید
|
| ای-میل: |
14:54 3 خرداد 1390
|
http://www.voiceofeconomicreality.com/newsletters/2011/april_2011.html
نشریه گروه صدای اقتصاد که شفافیت و آزادی اطلاعات در بازار خاور میانه را تشویق میکند. |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
15:38 16 اسفند 1389
|
مردمان عجیبی داریم . می بینند امثال شجونی ها را . جنتی ها را . احمدی نژادها را . احمد خاتمی هارا و.... !!
یکی یه جا گفته : زمامداران هر ملتی شبیه تر از پدرانشان نسبت به انان هستند .
راست گفته . درست گفته . مردم هدفمندی !! سهام عدالتی . کمیته امدادی . حق است برای این مردم جان دادن .؟ !
حق است گوشه زندان بودن و محروم بودن و تحقیر شدن .؟!
کجان ان مردم فرهیخته !! با فرهنگ!! با تمدن !!
کی به دادخودشون می رسند .؟ کی به دادشون می رسه .؟!
اگر ملتی ایمان نیابند که زندگی درست و سودمندی دارند وبرای ازادگی و انسانیت و هدفی زندگی می کنند / حتی اگر پیرامونشان پر از فرصت و امکان باشد باز خودشان را نابود می کند و این کاری است که مردم ایران دارند با خود می کنند .
به هر طریق که می توان بکوشیم تا این سیاهی از جامعه ایران و ایرانی براندازیم . تلاش و فعالیت کنیم برای اگاهی انان که نمی دانند و یاری کنیم انان که میدانند .
رژیم های خودکامه برای تثبیت موقعیت و حاکمیت خود روحیه اخلاقی جامعه را تنزل می دهند مانند کاری که حکومت اخوندی با اشاعه ارزشها و قوانین من داوریش و فرمولهای اقتصادیش می کند . ودر مقابل این ازادی ست که می تواند این تباهی را که در سرشت این جوامع تنیده اند را براندازد و اعضا یک اجتماع را از انزوا و بی اخلاقی در اورد ه و ازادگی و عدالت برابری را در همه چیز به انان هدیه دهد .
با اگاهی دادن دست یافتن به ازادی دشوار نخواهد بود .
کدام دانه به خاک شد و باز نرست
چرا به دانه انسانیت این گمان بود .
. |
نام:
|
| ای-میل: |
02:17 7 آبان 1389
|
امیدوارم که روشنگری به رهنمود آقای ناصر کاخساز در مقاله اخیرش تحت عنوان "اغتشاش رسانه ای دموکراسی و ایماری" توجه نکند. در اینجا من فعلا دو نکته را ذکر میکنم.
اول اینکه:
شکایت آقای کاخساز در این مقاله شکایت از زیاد روی در انعکاس افکار کسانیست که برای بیان نظرات خود تحقیق و تامل نمیکنند. نتیجه چنین نظری این خواهد بود که تنها اهل قلم و تحقیق و ادبیات حق بیان خواهند داشت. خوشبختانه آقای کاخساز فعلا فاقد قدرت سیاسی می باشد و ما از گزند پیشنهاد او برای محدود کردن، تصویه و فیلتر عقاید در امانیم. این تمایل به فیلتر در آقای کاخساز در واقع از ضعف او می آید. من مطمئن هستم کسانی که باورهای مستدل و از لحاظ علمی تحقیق شده دارند نه تنها از نظرها و گفته های بی پایه و تحقیق نشده هراسی ندارند بلکه با شجاعت با آنها روبرو میشوند و نقد آنها را وسیله ارتقاء فرهنگ میدانند. لازمه ارتقاء فرهنگ، البته، پائین آمدن از برج عاج روشنفکریست.
دوم اینکه:
انتقاد آقای کاخساز در مقاله ذکر شده انتقاد به بی پایه بودن و تحقیق نشده بودن افکار ارئه شده نیست بلکه انتقاد به دادن آزادی به ارائه چنین افکاریست. بنظر من ما احتیاج به چنین انتقادی نداریم، ما فقط و فقط احتیاج به انتقاد به افکار بی پایه و تحقیق نشده داریم. باید از خود سئوال کنیم که چطور میخواهیم به افکار بی پایه و تحقیق نشده انتقاد کنیم اما در عین حال انتظار داریم که چنین افکاری ارائه نشود. وقتی چیزی وجود نداشته باشد دیگر در مورد آن چیزی نمیتوان گفت. البته در افکار کانتی آقای کاخساز همیشه یک چیزی وجود دارد ولی ما در مورد آن نمیتوانیم چیزی بگوئیم. این تناقض در نظرآقای کاخساز و روشنفکران شبیه او راهنمای ما برای درک دولت و حاکمیتیست که آنها در حال تدارک دیدن برای ما هستند. |
نام:
|
| ای-میل: |
22:49 23 تیر 1389
|
ی ی ی ی . ی ی ی ی ݘی ی یی ی ی ی ی ی ی ی ی И ی ی ی یی .
ݘ ی ی ی یی ی ی یی ی ی ی ی ی ! یی یی ی ی ی یی ȁ .
ی ی јی ی ی ی ی .
ی یی ی ی ی ی ی ی یی .
ی ی ی / ی / ی / ی ی / ی / Ԙ یی ی ی�! � ی ی ی .
ی ی ی ی ی . ی Ϙ یی Ϙ ی ی ݘ ی ی ی ی . ی یی ی .
ی ی ی ی ی Ԙی ی ی یی ی ی ی . ی ی ϐ ی ی �! �ی . ی ی ی .
ی ѐ ی ی ی ی ی ͘ ی ی ی .
ی ǐ یی ی ی یی ǐی ی .
ی ی یی یی ی ی ی ی . ǘ ی / ی / /....
یی ی ی �! � ݘ ی ی ی �� ی ی یی ی ͘ یی ی : ی ی Ȑی ی . Șی . ی 58 э ی ی ی . یی / ی ی ی ی ی یی ی ی ی یی ی .ی ی ی ݘ ی ی
ی ی ی ی ی ی ی ی ی ǐی �! � ی ی ی . ی یی ی ی یی ی .
1 -
2- ͘ ( ͘ یی .)
3 - ی ی .
4- .
5 -
6- ی ی
6 -
7-
8-
9- ی ی ی .
ی ی ی ی ی ی یی ی ی ی ! ی ی .
ی ی
ی . |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
15:27 15 فروردین 1389
|
عید امد و رفت و ما همه کف کردیم
از شور و شعف هلهله با دف کردیم
کار کردن خر و خوردن یابو کم بود
امسال هوس کار مضاعف کردیم.
از بیانات فصلاخطابی مقام معرر رهبری |
نام: mskhirakutwo
|
| ای-میل: |
22:19 13 اسفند 1388
|
"The most incomprehensible thing about the world is that it is comprehensible." - Albert Einstein !
what is the point of this quote ? |
نام: Lindsayraikwarme
|
| ای-میل: |
15:23 19 بهمن 1388
|
China and Russia put the blame on some screwed up experiments of US for the earthquake that happened in Haiti.
Chinese and Russian Military scientists, these reports say, are concurring with Canadian researcher, and former Asia-Pacific Bureau Chief of Forbes Magazine, Benjamin Fulford, who in a very disturbing video released from his Japanese offices to the American public, details how the United States attacked China by the firing of a 90 Million Volt Shockwave from the Americans High Frequency Active Auroral Research Program (HAARP) facilities in Alaska
If we can recollect a previous news when US blamed Russia for the earthquake in Georgio. What do you guys think? Is it really possible to create an earthquake by humans?
I came across this article about Haiti Earthquake in some blog it seems very interesting, but conspiracy theories have always been there. |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
11:16 11 بهمن 1388
|
کشوری با این همه ثروت.
نفت / گاز /بیش از 120 نوع معدن و کانی /چهار فصل /این همه وسعت /با سه دریا /سه میلیون جمعیت مهاجر و نخبه و متخصص در خارج با بیش از 900 میلیارد دلار ثروت / این همه جمعیت جوان و مستعد و........
در مقابل حاکمانی مستبد و جاهل و خرافی و هفت خط و دنیا طلب......با محوریت روحانیتی که نه تولید می کند و نه خدماتی به جامعه ارائه می دهد وجز خوردن و.... و حمام راه و کاری بلد نیستندو در عوض خودشان و " زاد و رودشان " با دزدی و کلاهبرداری و ترویج جهل و خرافات و چاپیدن هزار شکل مردم و.....روزگار به اسایش و ارامش می گذرانند جز این می تواند باشد.
مغول و تیمور و سلطان محمود و.....اگر کشور ما را ویران کردن و حکومت / نان جسارت و شمشیرشان را خوردنند ولی اینان ........چه بگوییم.
این مردم تا کی می خواهند هزینه هایشان را در ازادگی و رهای کسان دیگر بپردازند و نظاره گر و گرفتار روز مره گی .
تا کی دسته دسته بهترین فرزندانشان را فدای مارهای قدرت ضحاک زمان کنند و نظار گر .
از چه می ترسند از این بدتر .
شیطان ان زمان شر را اغاز می کند که ادمیان بی تفاوتی را اغاز کنند.......ادموند یروک |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
11:30 24 دی 1388
|
از بعد از مشروطيت از محمد شاه گرفته تا رضاخان و پسرش و خميني اگر با مطالبات و ارمان هاي ازادي خواهي و دمكراسي طلبي مردم كنار امدند اينها هم مي ايند .
سيصد سال است كه اخوند در كنار زر و زور به فكر بار كردن ديزي خودش بوده حال اين ابگوشت پر گوشت را واگذارد .
ديگه حال مردم از امثال اين حرفها : بازگشت به ارمانهاي امام راحل / ارزشهاي اصيل انقلاب .... به هم مي خورد .
نبايد در جنگ قدرت و سهم خواهي باندها در نظام مردم وسيله و وجه المصالحه شوند .
اين جريان سازيهاي باند خامنه اي است كه اگر هم از كنترلشان خارج شود قدرت باز گرداندن ان را دارند و بيشترين استفاده را با كمترين بها از اين جريانات مي برند و " اقا " اصلا معتقد به تئوري تو طئه است .
به هوش ايران فقط با رفتن حكومت اخوندي و اخوند و ارزشهاي خرافيشان نجات پيدا مي كند . |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
10:14 21 دی 1388
|
خامنه اي همچو سليماني مرده تكيه بر عصاي ولايت بر تخت كبريياي خود تكيه زده و من و تو بايد موريا نه اي باشيم تا اين جسد پوسيده را فرو پاشيم.
در هيچ عرصه اي نظام پوسيده اخوندي قادر به مقابله نيست . نه وجهه سيايس دارد نه مشروعيت مذهبي ونه اقتدار من داوري .
بياييد هر جا هستم و هر كاري داريم اولويت را ضربه به بن مايه هاي كه نظام من داوري اخوندي بر ان استوار است بزنيم.
بكوبيم تا اين جسد پوسيده و افكار و ارزشهاي پوسيده تر از ان را فروريزيم حتي وقت بيكاري .!!
اينم راه كا ر.!! |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
12:06 20 دی 1388
|
يكي يه چيزي يه جا گفته :
وقتي جنبشها و خيزش هاي اجتماعي عليه حكومت هاي استبدادي شروع ميشود اين حكومتها دو راه پيش رو دارند.
اول اينكه فضا را باز كنند و امتياز بدهند كه باعث مطالبات بيشتر و پيشروي مردم و عقب نشيني سنگر به اين حكومتها ميشود تا فرو پاشي .
دوم اينكه داغ و درفش و بگبر و ببند رادر پيش گيرندو كه اين خود باعث خشونت ميشود و اين جنبش ها به انقلابي تمام عيار تبديل ميشه و باز هم فروپاش .
پس در دو حالت نتيجه يكيست.
در ايران هم مردم راه خودشونو پيدا مي كنند حال با سوسياليسم يا دمكراسي يا با اسلام يا بدون ان يا......
با موسوي يا كروبي و رجوي و بني صدر و سازگار ا......يا بدون انها
يا با راه سبز و يا خشونت يا اصلاحات و .......
الان موقع نسخه پيچي نيست كه شيوه كدام است و را ه كجا .
الان كه منو و شما كامنت ميزيم و قهوه وچاي بغل دستمونو و ...لنگش كن .!! بهترين و اگاهترين جوانها ي اين مملكت دارن تحقير ميشن و كتك و داغ و درفش .
بيشتر از حرف و تزو نسخه اين جنبش "عمل " ميخواد
تا از بين نره تا سي سال ديگه
با يه اس ام اس به گوشيمون جا نزنيم در داخل
اون ور اب هم وقت بزاريم و حركت.
خلاص |
نام: یک شیرازی
|
| ای-میل: |
14:39 27 آذر 1388
|
به هوش باشید و به گوش باشید که از هفته گذشته در استانداری فارس جلسات هماهنگ و مداومی برگزار شده تا بتوانند از روستاهای اطراف شیراز برای استقبال نمایشی از احمدی نژاد، آدم جمع کنند. مدیران استان فارس تحت فشار هستند تا برای روز سه شنبه که احمدی نژاد به شیراز می آبد تدارک یک استقبال پرشوری را بدهند. هدف هم جبران ناکامی های دولت در سفرهای استانی مشهد، تبریز و اصفهان است. با توجه به استقبال اندک از دولت بعد از نهم در دور جدید سفرهای استانی، قرار شده استانداری فارس با اختصاص بودجه ای هنگفت و بسیج تمامی امکانات، ترتیبی اتخاذ کند تا مسیر استقبال و محل سخنرانی احمدی نژاد به طرز چشمگیری شلوغ جلوه کند.
لازم به یادآوری است که مسئولین محلی استان فارس پیش از این نیز در چندین نوبت با فراخواندن مردم روستاهای اطراف سعی در صحنه سازی های سیاسی داشتند. یکی از این موارد به 20 خرداد یعنی 3 روز مانده به انتخابات بر می گردد که قرار بود، احمدی نژاد در ورزشگاه حافظیه سخنرانی داشته باشد. مسئولین استانی برای پر کردن این ورزشگاه از روستاها و شهرهای کوچک اطراف با وسایل نقلیه دولتی عده زیادی را به شیراز آوردند اما به دلیل لغو سفر احمدی نژاد، سخنرانی انجام نشد. این عده نیز پس از خروج از حافظیه با زنجیره سبز یاران میرحسین موسوی درگیر شدند که تصاویر این درگیری در اینترنت منتشر شد. دومین فراخوان از شهرستان ها نیز به ایام پس از انتخابات مربوط می شود که نیروهای شبه نظامی به دلیل گستردگی اعتراضهای مردمی و ناتوانی در سرکوب شهروندان معترض از شهرهای اطراف عده بسیار زیادی نیرو به شیراز گسیل داشتند. این جماعت که شبها در ورزشگاه علی بن حمزه (ع) اسکان داده می شدند در طول چند روزی که شیراز به حالت حکومت نظامی رفته بود، در خیابانهای اصلی به فاصله های چندمتری از هم می ایستادند و با در دست داشتن کابل، باتوم و شیلنگ سعی در ایجاد رعب و وحشت در دل مردم داشتند.
حال که دولت بعد از نهم، پس از سه سفر ناکام استانی قصد سفر به دیار فارس را کرده است، مسئولان این استان تصمیم دارند برای چندمین بار دست به قشون کشی بکشند و جای خالی مردم معترض شیراز را با عده ای روستایی ساده دل پر کنند.
ناگفته نماند که احتمال دارد اعتراض های کارگران کارخانجات مخابرات شیراز، چهارمین سفر استانی احمدی نژاد را تحت تاثیر قرار دهد. |
نام: سرود مزدوران جمهوری اسلامی
|
| ای-میل: |
01:00 17 آبان 1388
|
ما اهل کوفه هستیم
پول میگیریم می ایستیم
اکبر و اصغرهستیم
غلام رهبر هستیم
کبری و صغری هستیم
زشت و مکدرهستیم
در فکر صیغه هستیم
کنیز رهبر هستیم
مَلوط و قوّاد ایم
فاعل و مفعول هستیم
بیکار و بی سوادیم
امت رهبر هستیم
نامرد و زن ستیزیم
مزدور و نوکر هستیم
لواط گر و خبیثیم
شاگرد رهبر هستیم
شیره کش و معتادیم
جانی و قاتل هستیم
چاقو کش و جلادیم
در خط رهبرهستیم
کوتوله و کج هستیم
دراز و معوج هستیم
بی ناموس و دزدهستیم
در بیت رهبر هستیم
مدیر کل و وزیریم
امام جمعه هستیم
سپاهی و سرداریم
چاکر رهبر هستیم
استاندارو سفیرایم
منصوب رهبرهستیم
مداح وعنتر هستیم
منتر رهبر هستیم
سبز آمده به میدان
ما خود سیاه هستیم
کردیم ستم به ملت
در فکر چاره هستیم
نماز وحشت خواندیم
از این ملت می ترسیم
چمدان ها رو بستیم
ما هم فلنگ رو بستیم
17 آبان 1388
http://nushin-irani.blogspot.com |
نام: ا. پوینده
|
| ای-میل: freenet.bijan@gmail.com |
02:10 21 مهر 1388
|
ضرورت تشکیل آلترناتیو دمکراتیک با هدف و برنامه شفاف و راهکار های پیشنهادی برای دستیابی به آن:
ضرورت تشکیل جبهه متحد آزادی خواهی و ایجاد بدیل دمکراتیک قدرتمند:
اگر به تجربه های مهم تاریخی کشورمان در یک صد سال اخیر (انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب 57) توجه نماییم، علل شکست ها یا محدود بودن دستاوردهای این مبارزات در عوامل زیر مییابیم:
1. عقب ماندگی فرهنگی و سلطه فرهنگ استبدادی در اقشار وسیع جامعه که خود را در عدم آگاهی راجع به تاریخ کشورمان و درک ریشه ای مشکلات نشان میدهد.
2. عدم وجود سازماندهی قدرتمند آزادی خواهان.
3. منافع گروهی و ملاحضات ایدئولوژیک، مذهبی رهبران و سیاست بازانی که با تفکرات عقب مانده و یا تحلیل های نادرست خود، موانعی جدی در برابر پیروزی یا تعمیق جنبش های اعتراضی داشته اند.
4. دخالت کشورهای دیگر در امور داخلی کشور ما بطور مستقیم و غیر مستقیم که همیشه بوسیله گروهی از ایرانیان بخاطر همسو بودن منافعشان با بیگانگان انجام گرفته ست.
از میان 4 عامل بیان شده عامل اول نقش تعیین کننده داشته و کاملا بر عوامل دیگر تاثیر گذار بوده است. سلطه فرهنگ استبدادی و استبداد سیاسی موجب عدم رشد آگاهی گسترده در جامعه و تشکیل نهاد های گسترده مدنی گردیده.
همچنین استبداد سیاسی مانع شکل گیری مطبوعات آزاد و سازمانهای سیاسی مستقل از قدرت( بجز درمقاطع محدود) گردیده. به علت عدم آگاهی وسیع، اهداف جنبش های اعتراضی ناروشن می مانند و سیاست های مداخله جویانه دیگر کشورها به موفقیت میرسد. وسرانجام به علت عدم آگاهی است که شیادی مانند خمینی دیکتاتور، رهبر انقلابی میشود که هدف مهمش سرنگونی یک دیکتاتور دیگر بوده است.
فرهنگ استبدادی تبلور خود را در استبداد سیاسی نمایان میسازد و استبداد سیاسی به نوبه خود با قربانی نمودن آزادی بیان و اندیشه و ممانعت از بوحود آمدن نهادهای مستقل و گسترده مدنی موجب باز تولید فرهنگ استبدادی میگردد.
از این رو، علیرغم تلاش ها و فدا کاریهای مکرر بخشی از مردم وآزادی خواهان در طول قرن گذشته، می توان ادعا کرد که به نتایجی در خور این تلاش ها دست نیافته ایم. گواه این ادعا بر سر کار آمدن حاکمیت استبداد مذهبی پس از انقلاب 57 علیه نظام دیکتاتوری پادشاهی است. سرنگونی استبداد سلطنتی نه تنها به نفی استبداد سیاسی منجر نشد بلکه باعث ادامه آن وشکل گیری بدترین نوع استبداد اجتماعی و نقض مکرر ابتدایی ترین حقوق مدنی و فردی شهروندان در سی سال اخیر گردید.
تجربه تلخ 30 سال گذشته این نکته اساسی را برای بخش آگاه و آزادی خواه جامعه ما روشن ساخت که:
هدف ما نه صرف مبارزه با دیکتاتور بلکه مبارزه با فرهنگ دیکتاتوری است.
امروز شاهد شکل گیری جنبشی گسترده در برابر نظام “جمهوری” اسلامی هستیم. ایران کشوری پهناور با اقوام وگرایشات فکری متفاوت و ادیان مختلف است. دلایل شرکت بخش های مختلف جامعه در جنبش اعتراضی اخیر نیز متفاوتند. در پشت این حرکت فراگیر دستیابی به آزادی های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متعددی نهفته است. از جمله: آزادی های فردی، برابری طلبی زنان وآزادی پوشش، آزادی خواهی جوانان و دانشجویان ، احقاق حقوق قومهای ایرانی (کرد وآذری و بلوچ و…) و اقلیت های دینی، رعایت حقوق زندانیان و منع شکنجه و مجازات اعدام، دفاع از کودکان، حفظ محیط زیست (کنترل آلودگی آب وهوا، نابودی جنگلها و تالاب ها و گونه های گیاهی جانوری…)، تغییرات اساسی در سیستم آموزشی، خواسته های صنفی و اقتصادی کارگران و کارمندان و معلمان و خیل عظیم جوانان بیکار. عقاید فکری که در این چنبش نقش دارند نیز متنوعند. از اصلاح طلبان دینی گرفته تا سوسیالیست های انقلابی. از سوسیال دمکرات ها گرفته تا مشروطه خواهان،. از دمکرات های لیبرال گرفته تا افرادی که ضرورتا گرایش به عقیده سیاسی خاصی ندارند.
از نظر عقاید دینی و فکری نیز دیندار و بی دین، شیعه و سنی، مسیحی و بهایی و زرتشتی و یهودی و دراویش شکل دهنده تنوع افکار و عقاید در کشورمان هستند.
بنا بر این خصوصیت، یک حزب یا جریان سیاسی نمی تواند رهبری چنین حرکتی را عهده دار باشد. رهبران واقعی این جنبش هزاران هزار ایرانی آزادی خواهی هستند که در خیابان های تهران به مصاف سرکوبگران میروند. رهبران این جنبش فعالین حقوق بشری هستند که در ایران و دیگر نقاط دنیا در راه احقاق حقوق زندانیان، دانشجویان و مردم ایران تلاش میکنند. رهبران این جنبش زنان شجاع و آزاده ای هستند که با آگاهی برای حقوق برابر و رفع انواع تبعیض های شرعی و فرهنگی مبارزه می نمایند. پیشگامان اصلی این جنبش دانشجویان آزاده ای هستند که علیرغم جو سرکوب و اختناق پلیسی در دانشگاههای ایران مبارزه را خود علیه این نظام قرون وسطایی ادامه ادامه میدهند. رهبران واقعی این جنبش کارگران و معلمان آگاهی هستند که برای آزادی تشکل و احقاق حقوق خود دستگیر و زندانی می شوند و مدت ها در زندانهای انفرادی شکنجه می شوند. رهبران این جنبش هموطنان کرد و آدزی و بهایی و زرتشتی هستند که در برابر نقض حقوق انسانی خود ساکت ننشسته و مظلومانه و بر احقاق حقوق خود پافشاری میکنند. رهبران این جنبش روزنامه نگاران، نویسندگان، هنرمندان متفکران و وبلاگ نویسان شجاعی هستند که برای رشد آزادی خواهی با دیکتاتوری و فرهنگ استبدادی مبارزه میکنند و تاوان این تلاش را در بسیاری از موارد با گذاشتن جان خود در چنگ دژخیمان پرداخت میکنند. رهبران این جنبش مادران داغدیده ای هستند که با کشته شدن فرزندان خود بدست مزدوران رژیم برای آزادی و آینده جوانان این مرز و بوم در خاوران، جلو اوین در و پارک لاله خواسته های ما را فریاد می کنند.
اگر چه این جنبش یک رهبر ندارد. اما برای پیروزی و سرنگونی نظام استبدادی می باید و میتواند هدف مند و متشکل باشد.
1. اهداف جبهه ملی ازادی خواهی:
با توجه به نکاتی که ذکر شد هدف اساسی ما ریشه کن کردن فرهنگ دیکتاتوری و نهادینه کردن فرهنگ دمکراتیک است. رسیدن به این هدف مستلزم وجود آزادی های سیاسی، آزادی مطبوعات، آزادی عقیده و توسعه اقتصادی است. دستیابی به این هدف بطور بلاواسطه در شرایط وجود یک نظام استبدادی و توتالیتر ممکن نیست و احتیاج به دوران گذار دارد. هدف های کلی ما برای این دوران گذار میباید حول برچیدن بساط دیکتاتوری با تاکید بر پرنسیب های دمکراتیک و توجه به محدودیت های موجود باشند. این هدف ها عبارتند از:
1. کمک به رشد آگاهی با تلاش های گسترده برای اطلاع رسانی. خوشبختانه زندگی در عصر اطلاعات و پیشرفت های روزمره تکنولوژی این امر را هر روز ساده تر می سازد.
2. کمک به تعمیق مفاهیم آزادی خواهی، مفاهیم شهروندی که شامل سه پایه: شهروندآگاه، حقوق شهروندی و مسئولیت پذیری شهروندان در رابطه با زندگی اجتماعی است.
3. سازماندهی مدنی متناسب با شرایط استبداد سیاسی برای نیل به هدفها در مرحله گذار به جامعه باز و دمکراتیک.
سئوال اساسی اینجاست که چگونه می توان این حرکت پر عظمت مردمی رابطور خاص سازماندهی نمود.
انجام این امر دو شرط اساسی دارد:
1. شفاف بودن خواسته های این مرحله از جنبش آزادی خواهی.
2. روش های عملی سازماندهی متناسب با شرایط فعلی.
* خواسته های این مرحله از جنبش آزادی خواهی
ازآنجایی که ریشه اصلی مشکلات و مهمترین دلایل اعتراضات مردمی علیه جمهوری اسلامی نفی ابتدایی ترین آزادی های سیاسی، اجتماعی و فردی و نقض مکرر اصول متعدد مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر است. مطالبات جنبش ازادی خواهی میتواند حول این اصول و پیگیری این خواسته ها سازماندهی شود.
خواسته های عمومی جنبش آزادی خواهی:
آزادی همه زندانیان سیاسی.
منع شکنجه و مجازات اعدام.
رفع هر گونه تبغیض بر مبنای جنسیت، عقیده، مذهب و قومیت.
احترام به حقوق فردی آزادی بیان، آزادی اندیشه و منع حجاب اجباری.
آزادی مطبوعات، آزادی تجمع، آزادی احزاب.
عدم دخالت دین در امر دولت.
استقرار نظام جمهوری و انتخابی بودن تمام سران دولت.
احترام به حقوق اقوام مختلف ايرانی و حمایت از تنوع فرهنگی، قومی و زبانی. واگذاری تصميم گيری های محلی و استانی به نهادهای انتخابی همان محل و تلاش برای رشد موزون مناطق مختلف کشور و تمرکز زدایی.
رشد اقتصاد مولد با توجه به توسعه پايدار و حفظ محيط زيست .
روشنگری در رابطه با جنایات رژیم “جمهوری” اسلامی در طی 30 سال گذشته. محاکمه و مجازات افرادی که دررهبری این جنایات دست داشته اند یا از عوامل اصلی جنایت و شکنجه بوده ند.
تک تک این خواسته ها نه بر مبنای سلایق و یا ملاحضات عقیدتی خاص بلکه بر اساس ریشه یابی مشکلات و معظلاتی است که مردم ما با آنها روبرو بوده اند. تحلیل جامع راجع به اهمیت این خواسته ها در نوشته های متعدد مورد بررسی قرار گرفته است.
2. شیوه های سازمان دهی:
شیوه های سازماندهی میباید با توجه به شرایط خاص مورد بررسی قرار گیرد.
در غیاب احزاب قدرتمند دمکراتیک و مردمی به سبب اختناق کنونی، بخش عمده سازماندهی در این مرحله میباید بصورت غیر متمرکز صورت گیرد. راه حل پيشنهادی شامل بوجود آوردن تشکلات کوچک (١ الی ۷ نفر) است که بطور مستقل ولی گسترده در محلات، ادارات، دانشگاهها، آموزشگاهها و کارخانجات … بصورت خود سازمانده و غیر هرمی شکل می گیرند. اعضای گروه با يکديگر از طريق محيط کار، مکان تحصيل ، محيط زندگی (محله) و يا محيط خانوادگی آشنايی کامل داشته و به هم اعتماد دارند. (تاکيد بر محدود بودن اعضا بخاطر راحتر بودن تماس و کاهش ريسک امنيتی است). اين مجموعه وسيع وغير متمرکز ازطريق ارتباطات راديو وتلويزيونی ماهواره ای وکانالهای اينترنتی و روشهای خلاق ارتباط گيری و اطلاع رسانی تبديل به يک شبکه گسترده نهادهای مردمی ميشوند.
این سازماندهی در بسیاری نقاط بصورت پراکنده وجود دارد. تشکلات مدنی مانند گروههای زنان ، انجمن های دفاع از حقوق بشر، و حفظ محیط زیست ، هسته های دانشجویی و کارگری و معلمان وجود داشته و فعال هستند.
هدف مهم اما، بهم پیوستن این حلقه ها و جهت دار کردن فعالیت ها در چهارچوب یک برنامه مشخص و موثر می باشد.
روش ها:
محور اصلی تلاش های ما اتکا به قدرت خلاق احاد مردم ایران برای تشکیل نهاد های متنوع مدنی و گذار از رژیم استبدادی به نظا م جمهوری خواهد بود.
مبارزات جبهه ملی ازادی خواهی در سه بخش کلی سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک تعریف میگردد:
هدف ما گسترش اعتراضات با اتکا به شیوههای متنوع سازماندهی و اعتراضات مدنی در محله ها، ادارات، کارخانه ها، دانشگاهها،مدارس و … برای فلج کردن کامل حکومت کودتا با حداقل هزینه از نظر جانی ومالی است.
مزدوران رژیم خواهان اعمال خشونت برای بوجود اوردن جو ارعاب و سرکوب مبارزات حق طلبانه ما هستند. می خواهیم بطور اگاهانه در حد امکان از بخشونت کشاندن اعتراضات جلو گیری کنیم. به چند دلیل:
تشدید خشونت در هر حال باعث ترس عده ای از هموطنان و امکان عدم شرکت انان در اعتراضات میگردد.
تشدید خشونت باعث صدمه بیشتر به هموطنان می شود. ما نمی خواهیم حتی یکنفر اسیب ببیند. ما برای آزادی و تحولی تلاش میکنیم که هدفش زندگی و آینده بهتر براساس رعایت حقوق انسانی تک تک افراد جامعه باشد.
ما شهادت طلب نیستیم. می خواهیم غبار سی ساله “مرگ بر این” و ” مرگ برآن” را بزداییم. بنابراین ادبیات و رفتار ما نیز باید باسرکوبگران فرق اساسی داشته باشد. ما از خود دفاع میکنیم و سعی در خنثی کردن مزدوران داریم. اما هدف خشونت نیست. هدف شهروند بودن، تلاش برای کسب و حفظ حقوق انسانی مان و تبدیل این تلاش بصورت بخشی از فعالیت های روزمره است.
از طرفی ماموران هم انسان هستند. بعضی از روی نا اگاهی وجبر زمانه در گیر این کارند. اگر بتوان با نشان دادن روش های انسانی آنها را بفکر انداخت چه بسا درکار خود تجدید نظر کنند و یاحتی به جنبش بپیوندند.
پیشنهاهای خاص برای سازماندهی جنبش ازادی خواهی:
هدف: سازماندهی مقاومت با اشکال متنوع. هر کس و هر تشکلی به تناسب توان و امکاناتش در دفاع از حقوق انسانی و در برابر اعمال و سياست های سرکوبگرانه رژيم بطوری که هزينه سرکوب وعدم پاسخگويی به خواست های مردم هر روز سخت ترگردد. بخاطر داشته باشيم که با نيرويی سروکار داريم که فقط قدرت رادرک می کند. با قدرت جنبش آزاديخواهی می توان باعث تحول دمکراتيک باحداقل هزينه شد.
* تشکیل گروههای مقاومت در محله ها، ادارات، کارخانه ها، دانشگاهها و… با هدف های زیر:
* سعی در اطلاع رسانی گسترده از طریق پخش علامیه، شبنامه، و CDهای حاوی اعتراضات مردمی و روشهای مختلف مقاومت و سازماندهی. لزوم اینگونه اطلاع رسانی در شهرستان ها که سیستم اینترنت کند و محدود است، روشن تر است. اطلاع رسانی پاشنه اشیل این رژیم است.
* با تشویق حضور گسترده مردم در جنبش آزادی خواهی، فشار بیش از حد از دوش فعالین سیاسی کم گشته و تواناییشان در رویا رویی با سرکوبگران افزایش می دهد. بجای شرکت فردی در تظاهرات فکر سازماندهی و تشویق 20 نفر برای این کار باشیم. بقولی بجای روشن کردن آتش با روزنامه بفکر روشن کردن کنده درخت باشیم.
* کمک و همیاری به خانوادهای جان باختگان وآسیب دیدگان مبارزات. خصوصا توجه به آسیب دیدگان شکنجه های روانی که ممکن است دچار افسردگی روحی و علایم نامشخص باشند. کمک و همیاری به افراد محله در صورت بروز مشکلات. شناسایی عوامل سرکوب و دادن اخطار به آنان. شناسایی خانه های امن و شکنجه گاههای رژیم شناسایی پایگاه ها و انبار تسلیحات رژیم و خنثی یا خلع سلاح نمودن آنها در موقع لازم.
* راه اندازی کمیته های اداری و کارگری برای سازمان دهی اعتصابات، تشکیل صندوق کمک به خانواده های آسیب دیدگان مبارزات و زندانیان در محیط های کاری، شناسایی عوامل سرکوب در محیط های کاری، جمع آوری اطلاعات مستدل در رابطه با فساد مالی، جاسوسی این افراد. توجه داشته باشیم که روش عادلانه برای این مجرمان داشتن مدارک هر چه بیشتر و ارایه آن به دادگاهها پس از سرنگونی رژیم ولایت فقیه است.
* تشکیل کمیته های حقیقت یاب که از افراد در تشکلات مختلف مدنی محله ای ،تشکل های دانشجویی، سندیکایی، سازمانهای سیاسی تشکیل شده و در تماس با سازمان های فعال در دفاع از حقوق بشر و زندانیان سیاسی قرار می گیرند. این کمیته ها درجمع اوری اطلاعات در باره موارد سرکوب و گزارش به سازمان های دفاع از حقوق بشرهمکاری می کنند. در صورت موفقیت رژیم در سرکوب سازمان های علنی فعال در دفاع از حقوق بشر این کمیته ها میتوانند اطلاعات جمع اوری شده را بطور مستقیم در اختیار سازمانهای خارج از کشور قرار دهند.
* تامل و دقت در تکنیکهای راهپیمأیی ها و مبارزات خیابانی. روشهای کمک رسانی به همدیگر. توجه به روشهای سرکوب از طرف مزدوران سازماندهی حرکات اعتراضی با بررسی جوانب امنیتی. جان تک، تک هموطنان عزیز است. ما میخواهیم با کمترین هزینه برای خود وجنبش آزادی خواهی به نتیجه برسیم. فراگیری کمکهای اولیه، روشهای دفاع از خود.
* مبارزه با جنگ روانی و ارعاب کودتاگران و شجاعت دادن به کسانی که هنوز در تردید به سر می برند.
* برگذاری مراسم یادبود جان باختگان راه آزادی و بزرگداشت خاطره ی آن ها در مناسبت های مختلف.
کمک به هموطنان در بند با اطلاع رسانی بطور بی وقفه در مورد آنان. هر چه که نام عزیزان در بند ما بیشتر بر سر زبانها بیفتد کار سرکوبگران شکنجه گر سختر میگردد. با پخش اعلامیه و شبنامه و فریادهای زندانی سیاسی آزاد باید گردد برای آزادی این عزیزان در بند تلاش کنیم.
مبارزه اقتصادی:
* وضع تحریم های سازمان داده شده علیه حامیان کودتا ( صدا و سیما و شرکتهایی که با رژیم همکاری میکنند یا وابسته به سران رژیم هستند. شناسایی شرکت ها و کارخانه های که در دست عوامل رژیم کودتا ست. تحریم گسترده محصولات این شرکت ها. رژیم کودتا در چند سال اخیر اقدام به بخشیدن بسیاری از شرکت ها و اموال ملی به ایادی خود کرده، شناسایی این موسسات و برگرداندن آنها به مردم و صاحبان اصلی آنان.
* تعیین روز های اعتصاب در بازار شهر ها و هماهنگی با کسبه آزادی خواه. رفتن به بازار در روز اعتصاب و مشاهده اعتصاب شکنان و تحریم مغازه های آنان.
* اتکای اصلی رژیم در این مرحله بر سرکوب خشن از طریق نیرو های انتظامی و مسلح است. تلاش برای خنثی نمودن بزرگترین سلاح رژیم. این شامل آگاهی رسانی به نیروهای نا آگاه، شناسایی و خنثی کردن طرح های سرکوب و تشویق نیروهای مخالف در نیروهای انتظامی برای پیوستن به مردم ویا سازماندهی مقاومت از درون قرار گاهها می شود. بیاد داشته باشیم بهترین روش برای جلو گیری از گسترش خشونت تلاش در به حداقل رسانیدن خشونت از طرف رژیم است.
فعالیت های بین المللی:
هدف از این فعالیت ها ایزوله نمودن رژیم، روشنگری در مورد جنایات، پیگیری دزدی های کلان و انتقال سرمایه های ملی توسط عوامل و ایادی رژیم بطور مستقیم و غیر مستقیم است. همچنین وارد نمودن فشار اقتصادی با تاکید بر سیاست هایی که باعث حداقل فشار به مردم عادی می گردند. مثلا تحریم دارویی یا قطعات هواپیماهای مسافربری بر خلاف منافع مردم است. ولی مشخصا فروش هر گونه تکنولوژی نرم افزازی و سخت افزاری که مورد استفاده برای سرکوب دارند باید شدیدا ممنوع گردد. اینجا تاکید ما می باید تاکید بر منافع جنبش آزادی خواهی و نه حساب گری های کشور های دیگر باشد.
* تشکیل کمیته های حقوقی برای پی گیری شرکت ها و کشور هایی که با رژیم قرار داد های اقتصادی می بندند و اخطار به انها که این قرار داد ها با رژیم کودتا از نظر حقوقی مورد قبول مردم ایران نخواهد بود. همچنین هر گونه ضرر و زیان جانی و مالی بواسطه عقد این قرارداد ها پیگرد قانونی خواهد داشت.
* پیگیری دزدی های سران نظام که بوسیله انتقال ثروت ملی مردم ایران به بانک ها و شرکت هایی در خارج از ایران انجام شده . اخطار به این موسسات و بانک ها که مخفی نگاه داشتن این گونه منابع به مثابه همکاری با کودتا گران بوده و با تمام توان مورد پیگرد قانونی قرار خواهد گرفت.
* پیگیری و تهیه لیست مستند از جنایات رژیم جمهوری اسلامی درطی30 سال اخیر و بانیان آن و تشکیل پرونده در دادگاههای جهانی.
* ارسال مقالات به روزنامه های متعدد در باره مسائل ايران. اين فعاليت هم نشانگر آگاهی و حساسيت ايرانيان در رابطه با حقوق هموطنان خويش است و هم باعث فشار بر سياست مدارانی است که وسوسه منافع و انعقاد قرار دادههای پرسود، موضوع سرکوب گری نظام ولايت فقيه را از خا طراشان دور می کند.
* کمک به سازماندهی نهادهای مستقل مدنی ازطريق ايجاد ارتباطات با فعالين در ايران و بررسی راههای همياری.
در اينجا: نکته اساسی سازماندهی مبارزه برمبنای قرار دادن نيروی عظيم ولی پراکنده مردمی در يک چهارچوب منطقی و“خود سازما نده” و تبديل آن به يک نيروی موثر و کار آمد است. با رشد حرکت، هر فردی نقش خود را در اين چرخه گسترده مبارزه مدنی برای احقاق خود خويش و تاثير گذاری برای ساختن جامعه ای بهتر پيدا می کند. کسانی ممکن است دو ساعت در هفته و عده ای چهل ساعت در هفته در اين راه تلاش نمايند. از مبارزه منفی، تا پخش اعلاميه در محل کارو محله. از ارائه مقالات کارشناسانه تا تلاش برای سازماندهی اعتصاب، همه وهمه حلقه هايی کوچک اما مهم هستند. با پيشرفت مبارزه قدرت استبداد ضعيف شده و دايره آزادی گسترش می يابد. در آن شرايط نهاد های کوچک در ارتباط مستقيم تری با هم قرار گرفته ونهاد های وسيع تری برای هماهنگی شکل خواهند گرفت.
بیاد داشته باشیم که تلاش برای کسب و حقظ آزادی نه یک فعالیت مقطعی بلکه مستلزم تلاشی همیشگی است. سیر حوادث، منافع گروههای با تفکر استبدادی و تمامیت خواه، منافع دولت های خارجی و غیر قابل پیش بینی بودن بعضی ترفند های سران جمهوری اسلامی، همه و همه چالش هایی جدی در برابر حرکت آزادی خواهی قرار خواهند داد. همچنین بخاطر داشته باشیم که گذار از فرهنگ استبدادی و نهادینه شدن فرهنگ آزادی خواهی و دمکراتیک مستلزم وجود فضای باز سیاسی، آزادی بیان و مطبوعات و آزادی احزاب است. به این ترتیب حتی با گذار از نظام ولایت سفیه و اسقرار جمهوری، چالش های جدیدتر مطرح خواهند گشت. با توجه به این نکات:
مهمترین ضامن پیروزی جنبش آزادی خواهی در مرحله اول درجه آگاهی و در مرحله دوم قدرت سازمان یافته آن است. هر جه سازماندهی ما قدرتمند تر باشد، سختی ها و هزینه ها برای این دوران گذاز کمترخواهد بود
قدم های بعدی:
1. با روشن بودن هدف ها و برنامه، هر تشکل کوچک میتواند متناسب با امکانات و شرایط بطور خلاق برای پیشبرد هدف ها تلاش نماید. تشکلات مختلف با گرایشات فکری متنوع و حفظ استقلال فکری میتوانند حول برنامه مشترک به اتحاد عمل برسند. بدون احتیاج به بوجود آوردن بروکراسی تشکیلاتی، تنها شرط عضویت در جبهه متحد و گسترده آزادی خواهی کوشش و همیاری در جهت اهداف مشترک خواهد بود. برای سازماندهی و برنامه ریزی اعتراضات و اعتصابات سراسری هموطنان میتوانند با استفاده ازروش های متنوع، اطلاع رسانی گسترده نمایند. با برنامه ریزی درست میتوان بعضی از روز های تاریخی مانند 13 آبان، 22 بهمن و … را تبدیل به روزهایی برای همبستگی ملی و نمایش قدرت جنبش آزادی خواهی در برابر رژیم قرار داد. مردم آزادی خواه ما در هفته آخر خرداد (حماسه 25 خرداد)، در تیر ماه (یادبود 18 تیر)، در مرداد ماه (یابود کودتای 28 مرداد) و آخرین بار در شهریور ماه (روز قدس )، همبستگی شجاعانه و قدرتمند خود را به نمایش گذاشتند. با رشد جنبش رهبران واقعی و نیروهای دمکراتیک نقش خود را متناسب با تلاش هایشان پیدا نموده و بنیان های احزاب دمکراتیکی که در سازندگی ایران آزاد فردا نقش خواهد داشت را پایه ریزی می نمایند.
2. هر سازمان، تشکل و یا فردی که خواهان پیوستن به جبهه متحد آزادی خواهی است می تواند در صورت امکان بخشی از وب سایت خود را به مسائل مربوط به “جبهه متحد آزادی خواهی” اختصاص دهد. بدین وسیله میتوان با اتکا به خرد جمعی و تبادل نظر راجع به موضوعات، به سازماندهی اعتراضات و تلاش برای پیروزی جنبش آزادی خواهی پرداخت.
لینک و لوگوی مشخص می تواند دارای تیتر ” جبهه متحد آزادی خواهی” باشد.
3. امیدوارم با ارایه این مقاله قدمی هر چند ناچیز در راه تشکیل جبهه متحد آزادی خواهی برداشته باشم. امید است با ارسال پیشنهادهای خود و تبادل نظرات در رابطه با موضوعات طرح شده همدیگر را برای رسیدن به ایرانی آزاد و دمکراتیک یاری رسانیم.
باشد تا راه هزاران جان باخته برای آزادی خود و کشورمان را روشن نگاه داریم.
ا.پوینده.
http://poyandeh.wordpress.com/
کلمات کلیدی:
جنبش آزادی خواهی/جبهه متحد آزادی خواهان/بدیل قدرتمند دمکراتیک/جمهوری/سازمان دهی/ارگان های مدنی/جدایی دین از دولت/آزادی خواهی/نهادینه شدن آزادی/ فرهنگ استبدادی/خرد جمعی/توسعه پایدار/تمرکز زدایی/اعتصاب/اعتراضات/شبنامه/دمکراتیک |
نام: Arreldlic
|
| ای-میل: |
10:13 20 مهر 1388
|
You could get zoom airline swot analysis of indian airlines that was This website about galileo airline whether or no discount african airlines . |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
12:39 9 مهر 1388
|
تحصیل نبوده و نیستند، بلکه چند ماه آن جا مانده، فقط عنوان طلبگی و روحانیت را حفظ کرده، باقی سال دنبال اخذ مال می روند. . . کسی در قصد تحصیل طلاب نیست. همان رؤسا که اغلب بی سوادند و خود مدرسه ساخته اند، قابلیت تدریس ندارند و از طلاب تحصیل نمی خواهند، بلکه می خواهند به نام شاگرد، قلچماق و مروج او بوده، اندک چیزی از او دریافت کرده، سبب قوت و اقتدار و ریاست او شوند و. . . تنها لباس است که اکتفا می کنند., (ص ۹۶)
شیخ ابراهیم زنجانی که خود در مقام مجتهد از نجف برگشته، خارج فقه و اصول تدریس می کند، درخود ,خیلی رغبت به علوم غربیه, می بیند. (ص ۱۲۳) با میرزا علی اصغرخان و حاجی مشیرالممالک وزیر رفت و آمد می کند و آن ها برای او از ,علوم و ترقیات خارجه, می گویند: ,یک روزنامه که از مصر می آمد و اول ثریا بود و بعد پرورش، هفتگی، محرمانه به من می داد و در خلوت می خواندم. حبل المتین کلکته هم برای او و برای میرزا هاشم خان می آمد و محرمانه به من می دادند و می خواندم. در نهایت پرهیز می کردم از این که طلاب و ملاها بدانند من روزنامه می خوانم؛ زیرا تکفیر در نزد این بیچارگان نادان مثل آب خوردن است. معلوم است اطلاع و آگاهی از دنیا، خصوصاً از وضع فرنگستان، کفر است؛ زیرا هم شاه و اعیان و هم آخوندها و آدم فریبان نمی خواهند مردم چیزی بدانند., (ص ۱۲۴) مشیرالممالک سیاحت نامه ابراهیم بیگ را به او می دهد و می گوید: ,احدی مطلع نشود. این را یک نفر از حجاج در میان اشیاء سفر در وسط لحاف از مصر آورده و محرمانه به من هدیه کرده. این کتاب قاچاق و ممنوع است, (ص ۱۲۸) در همین حال و هواست که روزی میرزا هاشم به دیدار او می آید و می گوید: , آخر شماها چرا باید تنها آخوند باشید. مگر دیانت از آگاهی و بصیرت مانع است؟ خوب است لامحاله رُمان بخوانید. پرسیدم رُمان چیست؟ گفت کتاب حکایت را گویند که در فرنگستان رسم است. خیلی می نویسند و می خواند. مانند حکایات قدیم ما از نوش آفرین و شیرویه و الف لیله و لیله. گفتم من که زبان فرنگی نمی دانم. گفت چند کتاب ترجمه شده. آشکار هم هست. من می دهم بخوانید. پس کتاب سه تفنگدار را . . . محرمانه خواندم و وضع غریبی در ادای مطلب و طرز نوشتن دیدم. بعد کتاب کنت مونت کریستو را دادند خواندم و رمان های کوچک دیگر را., (صص ۱۴۸-۱۴۹) زنجانی از تأثیر کتاب ها بر اندیشه اش می نویسد: ,بعضی رمان ها بسیار به بیداری من و جلب به علوم و ترقی تأثیر کرد., (ص ۱۵۶) و در جای دیگر می فزاید: ,یک کتاب حاجی بابا هم محرمانه دادند، خواندم. از رمان های جدید از طهران خواستم. به تدریج برای بیدار کردن مردم بر ضد استبداد و ستم و برای تنبیه بر ضد خرافات و آدم فریبی عالم نمایان و محو اسلام که کرده اند و بدعت ها در دین گذاشته اند، اقدام می کنم., (ص ۱۹۵) خواندن این آثار وی را به نوشتن رمانی با عنوان رؤیای صادقه در باره سرگذشت یک زن خیرخواه برمی نگیزد. (ص ۱۵۶)
شیخ ابراهیم زنجانی، با علوم غربی به اندازهای که ترجمه های فارسی و عربی در دسترس اش مجال می داده، آشنا می شود و در پی آن رساله هایی در فیزیک، شیمی و علم هیات ترجمه و تألیف می کند و نه تنها بر سر منبر از دانش های جدید غربی و از تجدد سخن می گوید، بلکه با همکاری حاجی میرزا ابوالمعالی، نخستین مدرسه ی جدید را در زنجان تأسیس می کند: ,آخوندهای خر، مرا فرنگی مآب نامیده و نزدیک شده تکفیر کنند., (ص ۱۸۶) وی بر سر منبر نیز از دانش های جدید غربی و از “تجدد” سخن می گوید و با خرافه ها مبارزه می کند. (ص ۱۹۵) به این ترتیب، شیخ ابراهیم، با آن که ایمان دینی ژرف و به ,اصول مسلم اسلام, باوری سخت دارد، به آموزه های تجدد دل می بندد و همراه جنبش مشروطیت می شود.
سرانجام
اگر سکولاریسم را باور به جدایی نهاد دین از نهاد دولت و نفی هرگونه امتیاز دینی در دستیابی به مناصب اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بدانیم، زندگینامه ی خود نوشت شیخ ابراهیم زنجانی، یکی از مهم ترین رساله ها در باره ی سکولاریسم به شمار خواهد آمد که در دوران مشروطیت، سپیده دم آشنایی ایرانیان با تجدد، نوشته شده است. نویسنده ی این کتاب، از پایگاه اعتقاد دینی و اجتهاد سنتی، دولت دینی و قدرت روحانیان را نامشروع می داند و رابطه ی آن را با استبداد سیاسی در تاریخ ایران می کاود. نقد او از این مقوله ها و نیز از نظام روحانیت، یکسره، درونی است؛ یعنی نه بر مبنای دستگاه مفهومی تجدد که بر پایه ی مبانی سنت است؛ امری که در تاریخ معاصر ایران شاید نمونه های نادری برای آن بتوان یافت. با این همه، این نقد، بدون تلاش نویسنده ی آن برای فاصله گرفتن از منظومه ی فکری و نظام روحانیت و نیز کوشش برای فهم تجدد، هرگز نمی توانست صورت بندد. راز اندک ماندن این سنخ نقادی ها را شاید باید در سرنوشت خود ایده های مشروطیت و آرمان های آن جست و جو کرد.
اگر اندکی گزافه گویی را روا بداریم، شاید این کتاب را بتوان در اهمیت، و نه در نظم و انسجام و صورت بندی دقیق مسائل، هم تراز کتاب علی عبدالرازق، ,اسلام و مبانی حکومت,۱۴در جهان عرب، دانست که اگر در روزگار خود ارج نهاده و مقام آن شناخته می شد همانند آن سرچشمه الهام بخش اندیشه وران بعدی می شد. این سنخ سکولاریسم، یعنی تأسیس مبانی جدایی دین از قدرت دنیوی بر پایه ی اصول سنت دینی، چیزی است که نه حوزه های علمیه در پی آن رفتند و نه روشن فکران در باره ی آن تصوری بی ابهام داشتند. انتشار این کتاب، پس از حدود هشتاد سال، بی گمان یک رویداد است و یک نشانه؛ نشانه ای بر میزان اعتنای جامعه ی ایرانی به سندهای ملی و نیز عیاری برای آزمودن تحمل و دلیری عالمان دینی برای شنیدن این نقدها و درنتیجه خودپالایی و پویایی. افسوس، که کتاب پس از انتشار بازهم ممنوع شده است. شاید اگر مجال انتشار دوباره ی آن گشوده شود، تصحیحی انتقادی ازکتاب ضرورتی ناگزیر باشد.
—————————————————————————————–
پانوشت ها:
۱٫ اصطلاح نهاد، به معنای سنتی آن در علم جامعه شناسی، مجموعه ای از اشکال و ساختارهایی است که استوار بر منظومه ای از قوانین هستند. به این مفهوم، شاید روحانیت اسلامی را نتوان نهاد دانست. روحانیت در اسلام پدیده ای است که در بسط تاریخی دین زاده شده و رشد و تحول یافته است و نمی توان پیوند آن را با آموزه ها و تاریخ اسلام یکسره انکار کرد، ولی باید در نظر داشت که روحانیت نه نظم و نظامی معین دارد و نه در علم کلام اسلامی جایگاه روشن و سرراستی برای آن می توان یافت. با توجه به این که تاکنون نه تاریخ روحانیت نوشته شده و نه جامعه شناسی آن، شاید بتوان گفت تبیین این پدیده با مقوله های سنتی تاریخ نگاری و جامعه شناسی اروپایی ممکن نیست. برهمین روی، شاید تنها با مقولات بسیار متاخر جامعه شناسی و تاریخ نگاری، از جمله با مقوله های برساخته ی جامعه شناس فقید فرانسوی، پیر بوردیو، توضیح ساز وکار و دامنه ی عمل پدیداری چون روحانیت مجال امکان بیابد. مفاهیمی چون ,فضای اجتماعی,، ,میدان قدرت,، ,سرمایه ی نمادین, و ,فضای نمادین, می توانند هم چون ابزارهایی کارآمد برای تحلیل روحانیت به کار گرفته و آزموده شوند. دراین باره ن. ک. به:
Pierre Bourdieu, Raisons Pratiques, Paris, Editions du Seuil, 1994.
در پیوست فصل پنجم همین کتاب با عنوان ,اقتصاد کالاهای نمادین,، ,ملاحظاتی در بارهی اقتصاد کلیسا, آمده که برای پژوهش گر تاریخ روحانیت در اسلام افق هایی تازه می گشاید.
۲٫ کرمانی، ناظم الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، تصحیح علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران، انتشارات نگاه، ۱۳۶۲٫
۳٫ در این باره اثر زیر یادکردنی است: آجودانی، ماشاءالله، مشروطه ایرانی. پیش زمینه های نظریه ی ,ولایت فقیه,، لندن، انتشارات فصل کتاب، چاپ اول، ۱۳۷۶٫ این کتاب که به تازگی در ایران نیز به چاپ رسیده، در پی نشان دادن کژفهمی های کارگزاران نظری و عملی مشروطیت از مقوله ها و مفهوم های بنیادی مانند آزادی، قانون و ملیت است. نویسنده می کوشد بخشی از ناکامی جنبش مشروطیت در ایران را برخاسته از این کژفهمی ها بداند.
۴٫ زنجانی، شیخ ابراهیم، خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، به اهتمام غلامحسین میرزا صالح، تهران، انتشارات کویر،۱۳۷۹٫ مصحح کتاب هیچ توضیحی در باره ی نسخه ی اصلی کتاب نداده است، اما بر پایه ی شنیده ها، نسخه ی خطی کتاب در کتابخانه ی مجلس است و پس از استقرار جمهوری اسلامی در ایران، سال ها دستیابی به آن برای محققان ممنوع بوده است. این کتاب، پس از انتشار نیز، با آن که از اقبال عمومی گسترده ای برخوردار شده به زودی از کتابفروشی ها جمع شد.
۵٫ آفاری در باره محکمه شیخ فضل الله نوری چنین می نویسد: ,در ۲۶ ژوییه ۱۹۰۹ هشت مشروطه خواه، از جمله بعضی از کسانی که در فتح انقلابی تهران شرکت کرده بودند، محکم های نظامی تشکیل دادند که به جرایم مخالفان عمده ی مشروطه رسیدگی کرد. اعضای هیئت منصفه عبارت بودند از: علی محمد تربیت، وحید الملک شیبانی که در لندن نزد براون تحصیل کرده بود و برای تایمز مطالبی می نوشت، جعفر قلی سردار بهادر (پسر سردار اسعد)، محمد نجات (منشی فرقه اجتماعیون عامیون در تهران و عضو جمعیت فراماسون ها و بعداً نماینده ی مجلس) و محمد امام زاده که پدر و برادرش قبلاً امام جمعه ی تهران بودند. شیخ ابراهیم زنجانی که دوست صمیمی بهبهانی بود، مسئولیت مدعی العموم را به عهده گرفت… مهم ترین فردی که در این دادگاه محاکمه شد، شیخ فضل الله نوری بود. نوری عالی ترین روحانی تهران در آن زمان به شمار می آمد و با سوادتر و سخنورتر از طباطبایی و بهبهانی محسوب می شد. اتهام او مشارکت در قتل چهار مشروطه خواه بود که در اسفند ماه سال هزار و دویست و هشتاد و شش خورشیدی در حرم حضرت عبدالعظیم متحصن شده بودند. زنجانی پیوندهای گوناگون نوری را با نیروهای ضد مشروطه بر شمرد و هیات منصفه از نوری به طور جدی استنطاق کرد. نوری از اقدام های خود دفاع کرد و گفت به دلیل موقعیت دینی ممتاز خود حق داشته از اصول اسلامی به هر نحوی که صلاح بداند، محافظت کند. نوری مجرم شناخته و به مرگ محکوم شد. عجیب تر آن که اعدام نوری در نهم مردادماه هزارو دویست و هشتاد و هشت، با تایید تقریباً همه ی مردم به اجرا درآمد. علمای مشروطه خواه عتبات فتوا دادند و اتهام های وارد شده بر نوری را تأیید کردند و بر محکومیت اش صحه گذاشتند. خطوط تلگراف بین تهران و نجف یک روز باز و مجانی بود تا هرکس بتواند برای تأیید حکم نوری با مراجع برجسته مشورت کند. گفته شد یکی از پسران نوری به نام مهدی، که از مشروطه خواهان ثابت بود، نیز از حکم اعدام حمایت کرد., ن. ک. به: ژانت آفاری، انقلاب مشروطهی ایران ۱۹۰۶-۱۹۱۱ (۱۲۸۵-۱۲۹۰)، ترجمه ی رضا رضایی، تهران، نشر بیستون، ۱۳۷۹، صص ۳۳۴-۳۳۵ همچنین ن. ک. به: صص ۹۸ و ۳۴۲
۶٫ افشار، ایرج، اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی زاده، تهران، انتشارات جاویدان، ۱۳۸۵٫
۷٫ ,خاطرات,، نامی است که ویراستار کتاب بر نوشته ی شیخ ابراهیم زنجانی نهاده و در هیچ جای کتاب نویسنده، خود به چنین نامی اشاره نکرده است. من ترجیح می دهم این کتاب را، به سبب درون مایه و سبک روایت آن، بیشتر زندگی نامه ی خود نوشت زنجانی بدانم. آن گونه که شماری از پژوهشگران به درستی اشاره کرده اند میان خاطره نویسی و زندگی نامه ی خود نوشت (autobiography) تفاوتی بنیادین وجود دارد. ,موضوع خاطره نویسی بیشتر جهان، تاریخ و دیگران است و در نتیجه رویدادها به نحو عینی (objective) بازگو می شوند، در حالی که موضوع زندگی نامه ی خود نوشت، خویشتن است و احساس ها و یادهایش، تا جایی که همه چیز به گونه ای ریشه ای، ذهنی (subjective) دیده می شود. بنابراین تفاوت میان خاطره نویسی و زندگی نامه ی خود نوشت هم در درون مایه است و هم در چگونگی رویارویی با امور و در عین حال در آوا و لحن روایت,. در این باره ن. ک. به:
Jacques Lacan & Eliane Lacan-Tahone, L’aurobiographie, Paris, Armand Colin, 1999, p 47.
8. در این باره، مقالات دو شماره ی مجله ی ایران نامه، سال چهاردهم، شمارهی ۴، پائیز ۱۳۷۵ و سال پانزدهم، شماره ۱، زمستان ۱۳۷۵ که ویژه خاطره نگاری در ایران است، سودمند به نظر می رسد.
۹٫ دراین باره ن. ک. به: محمد مهدی خلجی، ,اتوبیوگرافی و حوزه های علمیه,، ایران نامه، سال بیستم، شماره ی ۱، زمستان ۱۳۸۰، صص ۷۱-۸۹٫
۱۰٫ از این دست ن. ک. به: زندگی نامه ی خود نوشت آقانجفی قوچانی که خود هم روزگار شیخ ابراهیم زنجانی بوده و درست همان محیط طلبگی را در ایران و نجف تجربه کرده است و تنها تفاوت او این است که به قلمرو سیاست گام نگذاشته است.
۱۱٫ ظاهراً در ایران نخستین بار این ایده را میرزا فتحعلی آخوند زاده (۱۱۹۱-۱۲۵۷)، در چارچوب بحث پروتستانتسیم اسلامی، پیش کشیده است. پس از وی، در دهه ی چهل اندیشه ی اسلام منهای روحانیت با علی شریعتی، نویسنده ی اسلامی، گره خورده و آوازه یافته است. در دهه ی اخیر نیز برخی ,روشنفکران دینی, در این باره سخن گفته اند.
۱۲٫ انباشت سرمایه، چنان که شماری از پژوهشگران فرنگی و ایرانی نشان داده اند، یکی از ستون های اصلی جامعه ی دموکراتیک است. برهمین قرار. عدم انباشت تاریخی سرمایه در هر جامعه ای، به هرج و مرج یا استبداد می انجامد. از این میان، محمدعلی همایون کاتوزیان در آثار خود انباشته نشدن سرمایه در ایران را بررسی کرده و پیوند آن را با کوتاه مدت بودن ساختار جامعه ایرانی و دچار بودنش در چرخه ی استبداد-هرج و مرج باز نموده است. ن. ک. به: محمدعلی همایون کاتوزیان، تضاد دولت و ملت، نظریه ی تاریخ و سیاست در ایران، ترجمه علیرضا طیب، تهران، نشر نی، ۱۳۸۰، به ویژه فصل ,به سوی نظریه ی عمومی انقلاب های ایرانی., اشاره ی شیخ ابراهیم زنجانی به مساله ی عدم انباشت سرمایه در ایران، بیش از آن که برآمده از دانش اقتصادی و سیاسی او باشد، فرآورده ی تاملات دوستان مشروطه خواه و نیز تفطن و شهود (intuition) خود او در باره جامعه ی ایران است و از قضا همین امر براهمیت نوشته ی او می افزاید.
۱۳٫ بررسی پدیده ی زیارت آن هم در شکل تازه اش که بیشتر ساخته و پرورده ی صفویان است، در تحلیل تبار شناختی نهاد مرجعیت و روحانیت اهمیت بسیاری دارد. در این باره، از جمله ن. ک. به: احمد کاظمی موسوی، ,رویکرد علمای شیعه به شعایر و آداب عامه پسند،, ایران شناسی، سال چهاردهم، شماره ی ۱، بهار ۱۳۸۱٫
۱۴٫ علی عبدالرازق، الاسلام و اصول الحکم، بیروت، دار مکتبة الحیاة، ۱۹۷۸٫ این کتاب که در دهه ی سوم سده ی بیستم، گرماگرم فروپاشی خلافت عثمانی و بحران رهبری سیاسی در جهان اسلام، نوشته شده، بر پایه ی مبانی اسلامی، بر ضرورت جدایی دین از دولت استدلال می کند. ,اسلام و مبانی حکومت, از زمان انتشار تا امروز، واکنش های بسیاری را در جهان عرب برانگیخته و امروزه اثری کلاسیک در نوع خود به شمار می رود
تاريخ ايران, تجدد در ايران, روحانيت, سکولاریسم, شيخ ابراهيم زنجانی, فقه, مشروطيت : TAGS Sidebar چه کسی از علوم انسانی میترسد؟
پاسخی ناگزیر به مدافع روحانیت
آقای ایزدی! لطفاً خجالت بکشید
کیهان؛ دروغگوی نستوه
قضای مصلحت؛ قوهی قضاییه و حکومت قانون
|
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
12:39 9 مهر 1388
|
زنجانی، با برشمردن مواردی که موضوع زکات و خمس قرار می گیرد، انحصار اخذ زکات و خمس به روحانیت را نفی می کند. از نظر او هر مسلمانی وظیفه دارد خمس و زکات را در مجاری دینی، خود، هزینه کند یا مسئولیت هزینه ی آن را به دولت بسپارد و دلیلی وجود ندارد این میزان هنگفت مال از ایران، خارج و به عتبات و به دست مراجع تقلید رسانده شود: ,حالا با ترغیباتی که اتباع آقایان (مراجع تقلید) وطلاب که خود استفاده می کنند، معمول شده، هرکس هرقدر از زکات و خمس و مال امام و رد مظالم می خواهد بدهد، حمل می کند به عتبات و آقایان (مراجع تقلید) خودشان هم تأکید و ترغیب می کنند. روز به روز، مداخلات و اختراعات در این کار زیاد شده تا کار به جایی رسیده، که صریحاً امر می کنند تمام وجوه میراث از خمس و زکات و مال امام و رد مظالم و مال وصایا و عایدات اوقاف، برای خیرات از تمام بلاد شیعه باید حمل به عتبات شود. . . احسانات به دست علما باشد افضل است. . . پس بالاخره. . . تمام عناوین که در اسلام وجوباً یا استحباباً برای دادن وجه مجانی به دیگری است، برمی گردد به کسی که در نجف اشرف یا کربلا ثابت شود اعلم و اتقی است., (ص ۷۱) این در حالی است که از نظر زنجانی مردم ایران در آتش فقر می سوزند و خود از هرکس دیگر به مال ایرانی شایسته ترند.
وصیت
اختصاص وصایت به روحانیت در سده های اخیر و تا پیش از استقرار نظام حقوقی جدید در ایران، امری رایج بوده است. توده ی مردم گمان داشته اند تنها نزد یک روحانی می توان وصیت کرد و روحانی، نقش یک وکیل در دنیای امروز را بازی می کرده است. زنجانی این شغل روحانیت را ,انفع از هر تجارت و مالکیت و حکومت, می داند. (ص ۶۲) که از نظر شرعی ساختگی است. با توجه به اقتدار اجتماعی روحانیت و باز بودن دست آن ها در تصرف مال مردم ,هرکس هم فهمید که شرعاً از غیر اینان وصی می توان قرار داد- و بسیاری ناچار بودند از غیر ایشان وصی کنند- همه ی مال ایشان به غارت می رود, (همان). نویسنده از شگردهای گوناگون جعل سند یاد می کند که روحانیان به یاری آن، اختیار وصیت مردگان را به دست می گرفتند و بر اموال آنها چیره می شدند و در بسیاری مواقع، ورثه را از مال بی بهره می گذاشتند. روحانیان، خود منصب قضاوت را هم به عهده گرفته بودند و در نتیجه راهی برای دادخواهی نبود. زنجانی، علت عدم انباشت سرمایه۱۲ را که به ,بدبختی سکنه ی ایران, انجامیده، همین بیدادگری اقتصادی روحانیان می داند: ,سبب بدبختی سکنه ی ایران چیست که برخلاف ممالک دیگر، ثروت در هیچ خانواده تا دو پشت و سه پشت پاینده نمی شود و مردم دیگر هرگز به یکدیگر و به هیچ معامله و شرکت و تجارت و بنای کارخانه و سایر آبادی رغبت و اعتبار نمی کنند؟, (ص ۱۱۸) این بیدادگری از نظر نویسنده، یکی از اسباب مهم مهاجرت ایرانیان به عراق، قفقاز، هندوستان، ترکستان و حتا اروپاست: ,سبب جلای وطن بسیاری از ایرانیان و پناه بردن به ممالک خارجه و به کار حمالی و عملگی پرداختن و با هر زحمت سوخته و ساختن، از زحمت و تعدی مأمورین دیوان و از آفات قاضیان و تجاوزات روحانیان و متلبسان به هیأت علما و دینیان است., (همان جا)
رد مظالم
رد مظالم اصطلاحی است که در سده های اخیر رواج یافته است. بنابراین نظریه ی فقهی، هرکس مال دیگری را از میان برده یا خورده و نمی تواند آن مال را به صاحب اش برگرداند، مبلغی را به عنوان ,رد مظالم, به فقیران می دهد تا گناه وی بخشوده شود. رسم این چنین بوده و هنوز هم تا اندازه ای هست که توده ی مردم نزد روحانی یا مرجع تقلید می روند و به گناه خود در تباه کردن مال دیگران یا ستم کردن به آنان اعتراف می کنند و بنا بر نظر آن روحانی یا مرجع تقلید مبلغی را به عنوان رد مظالم به وی می پردازند. زنجانی، این را یکی از منابع اصلی درآمد روحانیان می داند و آن را به ,پول گرفتن کشیشان و آمرزیدن گناهان عموم مسیحیان, مانند می کند. وی نه تنها رد مظالم را امری از نظر شرعی نامشروع می داند، که اختصاص دریافت آن به روحانیت را نامشروع تر می انگارد و حتا فراتر از آن، رد مظالم را پرده ای برای پوشاندن ظلم های مالی به مردم و گسترش فساد در جامعه قلمداد می کند. (ص ۷۰)
تصرف در اوقاف
از نظر زنجانی، روحانیت به عوام مردم وانموده که تولیت اوقاف شغل انحصاری آنان است و به صورت ارثی در فرزندان آن ها ادامه خواهد داشت، بدون آن که تضمینی برای صلاحیت و عدالت آنان باشد. (ص ۶۱)
امامت مسجد
مسجد در اصل، محلی برای عبادت است. این مکان، به تدریج به مرکز اقتدار روحانی در محله، روستا یا شهر خود بدل شده است. با تبدیل مسجد به مرکز قدرت، رقابت برای به دست گرفتن مسجدها میان روحانیان شدت می گیرد. نوع و موقعیت جغرافیایی هر مسجد معرف میزان اعتبار آن روحانی است که در آن امامت جماعت می کند. مسجد، مکان شکل گیری هواداران و مریدان روحانی امام جماعت است که ,یک مرید خر بهتر از یک ده شش دانگ است., (ص ۱۱۶) مسجد، جای گردآوری وجوه مالی شرعی و بدین رو، کانون اقتدار اجتماعی و اقتصادی روحانیت است. زنجانی امامت جماعت را منصبی می داند که روحانیت برای خود اختراع کرده تا به پول دست یابد. در اسلام، هر مؤمن عادل می تواند امام جماعت شود. اما ,هرگز عوام باور نمی کنند که می شود به غیر کسانی که لباس روحانی پوشیده، اقتدا کرد و بلکه کم کم ترقی کرده[باور می کنند] غیر کسی که چند صباحی در عتبات مانده و خرما جویده و ریش اش قد کشیده، نمی تواند امامت بکند., (ص ۶۰)
منبر و خطابه
زنجانی، منبر را یکی از ابزارهای اصلی روحانیت برای جلب عوام به عقاید خرافی و در نتیجه واداشتن آن ها به پرداخت پول به روحانیان به دلایل گوناگون می داند. از نظر او اهل منبر، از روحانیان بسیار کم سواد هستند که ,درحقیقت، به کلی، زمام فکر مردم را به دست گرفتند. چون خودشان بسیار کوچک و پست و آمالشان بسیار حقیر و ادراکشان بسیار کم است و از انسانیت و عالم هستی و زندگانی جز این که مردم را فریب داده، وضع زندگانی خود را رنگین سازند و افکار عوام را متوجه نزدیک ترین و کوچک ترین امور حسّیه کرده، در تحت اداره و اراده ی خود نگاه دارند، مقصدی ندارند., (ص ۶۴)
زیارت وزیارتگاه ها
شیخ ابراهیم زنجانی به رابطه ی زیارت با نهاد روحانیت و نقش اقتصادی و معنوی آن در بسط اقتدار روحانیان پی برده، دراین باره به تفصیل سخن می گوید.۱۳ وی نخست از تصور عامه در باره ی مقدس بودن عتبات عالیات و پاک نهاد انگاشتن همه ی ساکنان آن می گوید و از رنج و دشواری سفر و هزینه های آن که همه به جیب ,اعراب که ایرانیان را استهزا کرده، خوار می شمارند و با انواع بدی ها می آزارند, (ص ۸۸) می رود، به این گمان که با این سفر گناهان بخشیده می شوند و فرشتگان بال های خود را زیر پای زائران می گسترند. آن ها یاد می گیرند که ,هیچ عملی در جهان به گریه وزیارت قبور ائمه نمی رسد., (ص ۳) و این رسم گریه که روحانیان در برانگیختن آن چیره دست اند ,فعلاً اعلی ترین هنر انسان است در ایران., (ص ۴) نویسنده تصویری تکان دهنده از کاروان های زیارتی به دست می دهد؛ فقر، نبود بهداشت، دزدی زائران از یکدیگر و فحشای زنان: ,اغلب زنانی که فاحشه هستند یا از کار افتاده اند و نا مرغوب خاطر عشاق شده اند، با کمال اطمینان از آمرزیده شدن گناهان خود از همان پول ها که به آن راه جمع کرده اند، برداشته، راه عتبات راگرفته، خود را برای پاکی آخر عمر به آن جاها می رسانند. لکن بدبختانه، بسیاری در آن جاها هم، هرقدر ممکن است، از کار خود نمانده یا فاحشه اند یا واسطه ی فحش و مدیره ی چندین از جنس خودشان., (ص ۶۹) همچنین وی شرحی می دهد از چگونگی ارتباط برقرار کردن ساکنان عتبات عالیات با زنان ایرانی زائر و بردن آن ها به بزم شبانه ی عرب های ,عشوه باز., (ص ۱۷۷)
ازسوی دیگر، طی راه و درمیان کاروان های زیارت ,زنان که دربه در افتاده اند، در دست چارپاداران و گردن کلفتان شهوت پرست، در راه ها و منازل، چه بدنامی ها به سرشان می آید. خاتون ها در عتبات و شهرها به دست گردن کلفتان خدام و غیر ایشان چگونه ناموس خود را برباد می دهند و بعضی مانده، ناموس فروشی می کنند., (ص ۱۷۹) او حرم امام رضا در مشهد را نیز ,مانند حرم های عتبات، مجمع زنان بدکار و مردمان فجار, می خواند،(ص ۱۸۰) عقاید عوام را به معجزه های برخاسته از این حرم ها، جا به جا، نقادی می کند و به سخره می گیرد. (از جمله ص ۱۸۱)
زنجانی رسم قبرسازی و قبرپرستی ایرانیان را به شدت نقد می کند. او از امام زاده ها با تعبیر اعراب موهوم یاد می کند: ,گویا ایرانی خلق شده، خانه ی خود را ویران کرده و برای اعراب، آن هم نه حقیقی، بلکه یک عرب موهوم قبر آباد نماید. (ص ۱۷۳) دریغ می خورد از این همه طلا و جواهرات نفیس که باید درموزه ها و کاخ ها باشد، اما زیور دیوار و در مقبره هاست: ,واقعاً باید ما اقرار کنیم ملت ایران مرده است, (همان جا) و ,ما با این حال، می خواهیم ایرانی چگونه ترقی کند؟, (ص ۱۷۲)
نکاح و طلاق
در اسلام، ازدواج و طلاق با خواندن یک عبارت (صیغه) عربی- و بنا بر پاره ای نظریه های فقهی حتا فارسی- ازسوی مرد و زن انجام می گیرد. در ازدواج وجود شاهد، مستحب و در طلاق، واجب است. مرد و زن می توانند برای خواندن این عبارت[جاری کردن صیغه]، وکیل بگیرند. اما درعمل و سنت متشرعان ومؤمنان، امر نکاح و طلاق که بسیار ساده و شخصی و مانند معامله کردن است، به یکی از حرفه های اصلی روحانیان و راهی برای کسب درآمد بدل شده. از نظر زنجانی، روحانیان برای این امر آدابی ,اختراع, کرده اند: ,مکرر درمکرر با عبارات عربی مقدم و مؤخر و چه و چه. بدبختانه، کاش همین بود. وسیله ای برای اشرار متلبسین [روحانیان] شده . . . نکاح های محرمانه و طلاق های جعلی و دروغ و عقدنامه های جعلی به دست مردم دادن، سبب چه فسادها و منازعات و دعاوی و هتک ناموس ها و خون ریزی ها می شود., (ص ۷۴)
خرید و فروش عبادت
بنا بر فقه اسلامی، اگر مکلفی نماز و روزه وحج را در وقت معین خود به جا نیاورد، وظیفه دارد قضای آن را بگذارد. اگر این مکلف بمیرد و نماز و روزه و حج بر ذمه ی خود داشته باشد، آیا ورثه موظف اند آن را به جا آورند یا نه؟ بسیاری از نظریه های فقهی باور دارند ورثه باید خود قضای آن عبادت ها را بگزارند یا از مال میت، کسی را اجیر کنند که این اعمال را به جا آورد. به این ترتیب، تجارتی برای خرید و فروش عبادت ها پدید آمده که اکنون هم میان مؤمنان رواج دارد. کسانی که شخص خاصی را نمی شناسند که در برابر پول، نماز بخواند و روزه بگیرد و حج برود، مبلغی را بر اساس تعرفه های مشخص نماز و روزه و حج به مراجع تقلید و روحانیان می دهند تا برای آنان شخصی را اجیر کنند ,به نام این که او بهتر می شناسد نمازخوان درست امین کیست. . . اغلب اجیران، پول را گرفته، عمل نمی کنند. اگر کردند تماشا دارد؛ چه نمازی! مانند برق در یک ساعت، عمل چندین روز را برای مرده کرده، او را از جهنم می رهانند. والله این ها مبالغه نیست. یک حجت الاسلام، بلکه آیت الله مشهور مقلد اغلب ایرانیان که در نجف بود و پس از وفاتش از وجوهات و رد مظالم و مال امام وغیرها چند میلیون لیره به دست ورثه آمد و املاک خریدند و عیاشی ها کردند، فقط در دفتر او قریب پنجاه هزار تومان وجه نماز و روزه خریدن ثبت شده بود که از ایرانیان بدبخت برای خرید نماز و روزه مردگان خود به او داده بودند و [او] نخریده، مرد., (ص ۷۵) برای فهمیدن ارزش تومان در این دوره که عهد ناصرالدین شاه است، می توان از همین نوشته ی زنجانی دریافت که هزینه ی سالانه ی یک خانواده درایران، به طور متوسط، حدود سی چهل تومان بوده است.
دعا فروشی برای برآورده کردن نیاز
از نگاه زنجانی ,دیگر از اختصاصیات (شغل نامشروع روحانیت)، معالجه ی مریضان، بلکه قضای حوائج مردمان ضعیف النفس و نسوان به خواندن و پف کردن دعاها و افسون ها. . . یانوشتن و آویختن به جاهای زیاد وطلسم ها وجن گیری ها و عنوان تسخیر است و به تدریج پول گرفتن برای استخاره برای اختیار کار و هدیه ها از هرچیز نوبر و بهترازمیوه ها وشیروغله و هرچیز به نام این که اول و ابتدا آقا بخورد و ببرد برکت وکثرت و منفعت پیدا می شود. . ., (ص ۷۶)
نجف، کانون فساد
مالی شیخ ابراهیم زنجانی، پس از بیست سال اقامت در نجف، به زنجان باز می گردد زیرا ماندن در نجف را با خطر گرفتار آمدن در فساد اخلاقی همراه می بیند: ,نعمت ها و وسایل خوش گذرانی و مستی و غفلت و شهوت که درآن جاها تهیه می شود، بیچاره مردمان ایران و قفقاز و هندوستان که بار خزاین را به دوش کشیده، به آن جاها حمل می کنند، امثال آن ها را در خواب ندیده اند., (ص ۵۶) در سراسر کتاب، تصویرهایی دقیق و جزیی از گستره ی دنیا پرستی علما، به ویژه مراجع تقلید نجف داده می شود. وی طی سفر به مشهد، از ,دکانی, که هر آخوند در هر شهر برپا کرده می نویسد و به تندی زبان ملامت می گشاید: ,آخوندهایی که بوی ریاست به دماغ ایشان خورده، دشمن یکدیگر، از خونی بدتر، و از هم دور زندگی می کنند. آخوندهای از نجف برگشته و عمامه درشت ساخته و بسیار بسیار بی فهم و سواد، خود را به میان انداخته و مدعی ریاست هستند، در هر ولایت بی شمارند., (ص ۱۲۰)
روحانیت و لومپنیسم
زنجانی، با توضیحی جامعه شناختی از چالش قدرت میان طبقه های مختلف جامعه، منافع روحانیت را در پیوند با منافع اشرار تفسیر می کند. از نظر او راه دستیبابی به مرجعیت ,چندی در نجف ماندن و ریشی بلند کردن و جامه ی عربی پوشیدن و مخارج عین صاد و ضاد را درست عربی ساختن، بعد بی حیایی و دسته بندی و اطرافیان جمع کردن است. (ص ۹۳) تنها بازگویی داستان ملاقربان علی در این کتاب- که گویا عالم بزرگ منطقه ی زنجان بوده- و شبکه ی گسترده ی او برای اخاذی از مردم به همراه اشرار، به روشنی پرده از این ارتباط برمی دارد. خلاصه ,طلبه و چماق بازی از حد گذشته., (ص ۱۶۶)
از نظر زنجانی، روحانیان مانعی عمده در شکل گیری اقتدار دولت در ایران هستند ,ملا هر مقصر را پناه می دهد و جا می دهد. حتا دزد و آدمکش و مال مردم خور و مفلس دروغی و جانی را حمایت می کند، به دست حکام و مأمورین نمی دهد. از خود و اتباع و اولاد حتا زن ها استفاده می کند., (ص ۱۱۷) چنین است که ,عنوان اجتهاد و ریاست و قضاوت، محل غبطه ی ملاهاست که هزار وسیله برای تحصیل آن می چینند، (همان جا) زیرا مردم روحانیان را تنها پناه خود در برابر دولت می یابند: ,حقیقت واقع این است که در ایران، در مقابل دولتیان و حکام و مأمورین، جز روحانیان[کسان دیگر] نفوذ و اقتداری ندارند و قدرت ایشان نیز تحریک و به جنبش درآوردن مردم است برای هر مقصودی که دارند به اسم دین و شریعت. مردم هم ملجا و پناهی جز آستانه ی ایشان ندارند. (ص ۱۹۸) در این زمینه، وی به تشریح شیوه های گوناگون روحانیان برای اعمال نفوذ در میان حاکمان و نیز دربار سلطنت نیز می پردازد. (صص ۱۹۹ به بعد)
نقد علوم حوزوی و آشنایی با تجدد
وازدگی از محیط پرفساد طلبگی و غرقه گی روحانیان در لذت پرستی دنیوی و ریاکاری در برابر دیگران، دیدن وضعیت اسفناک اقتصادی ایران و عقب ماندگی فرهنگی مردم، به همراه استبداد سیاسی، دروازه های ذهن چالاک شیخ ابراهیم زنجانی را به سوی نگاه انتقادی به علوم سنتی حوزه ها و پذیرش آموزه های تجدد گشود: ,من در سال ۱۳۱۳ (قمری) داخل چهل و یکم عمر شده ام. . . در این دوره ی هشت ساله، یک وضع دیگری در ادراک و احساسات و عالم زندگانی من پیدا شده. آن غفلت و حبس فکر و تقلید مطلق و خوف تفکر در فهم حقیقت، و عالم را عبارت دانستن ازفضای خیلی خیلی کوچک عالم آخوندی و عبارت دانستن علوم از ابواب و فصول و سطور معدودی که آخوندها علوم را به آن منحصر دانسته یا کرده اند و قدم فراز گذاشتن را کفر و ضلال و شیطنت نامیده و علوم را درمیان دفتین تعلیمات خود مقید نموده و سراپای آن را مهر زده و در میان چهار دیوار افکار محدود حبس کرده اند؛ و من هم در همان عالم محبوس مانده و دیگران راهم محبوس می خواستم وگمان نمی کردم درجهان بالاتراز نوشته های اصول و فقه من -که صدها دفاتر ازتقریرات درفرضیات در عتبات نوشته ام وملخصآن همان رساله هاست-علمی وفضایی باشد., (ص ۱۴۶) او مباحثه های علما را در برابر چشمان مردم به قصد نشان دادن خود و اثبات برتری می داند و حاصلی دینی و علمی برای آن ها نمی شناسد: ,بدبختی ما از بی علمی است. ملاهای ما دشمن علم هستند و علم را منحصر کرده اند تنها به دو کلمه ی مسایل دینی که نمی خواهند آن را هم به آسانی به عموم ملت یاد بدهند؛ و الا اگر مُلخص احکام فقه را به زبان فارسی ساده ی آسان، آن قدر که برای مسلمانان لازم است، یک کتاب بکنند، کودک پس از تحصیل سواد خواندن، در یک سال به تمام احکام لازمه آگاه می شود. آن وقت، برای آقایان، این اهمیت که درانداختن محصلین به عربی و اصول و مسائل غیر لازمه ی فقه دارند باقی نمی ماند. ایشان مردم را عوام و محتاج مراجعه به خودشان می خواهند که استفاده کنند., (ص ۱۸۵)
نویسنده ی کتاب، نظام روحانیت را که در واقع، فاقد نظم و ساختار اداری است، نکوهش می کند، از جمله پوشیدن لباس روحانی را. به اعتقاد او: ,هرکس که متلبس به این جامه گردیده، خود را روحانی نامیده، بی آن که مرکزی باشد که در آن جا لیاقت علمی و عملی و اهلیت قضا و افتاء معلوم و معین شود. لیاقت را فقط شرط به داشتن این جامه و گردآوردن چند نفر چماق زن کلفت گردن بی کار بی شرم قرار داده، در یک شهر و ولایت، در هرگوشه، هزار مسند قضاوت و مرجعیت اسناد و معاملات [راه] انداخته و هر نالایق را دخیل کار مردم ساخته., (صص ۶۰-۶۱) وی شرحی شگفت آور از چگونگی ورود به حوزه ها و ثبت نام در دفترهای مراجع تقلید و خلاصه دست یابی به عنوان های ,ثقةالاسلام,، ,حجةالاسلام,، و ,آیت الله, می دهد و نیز چگونگی پیوستن به جرگه ی این یا آن مرجع تقلید و برای او تبلیغ کردن و مرید جمع کردن: ,اسم طلبه و محصل هم مستلزم دسته بندی و قلچماقی شده., (ص ۱۶۱) ,مدارس خالی و خراب و اگر چند نفر به اسم طلبه هستند، ابداً در خیال
نام: حسن از قم
ای-میل:
14:03 7 مهر 1388
خود حديث مفصل بخوان زين مجمل
روحانیت در مقام کهن ترین نهاد۱ مقتدر اجتماعی ایران، تنها پس از ورود تجدد، به مساله ای برای اندیشیدن بدل شد. گرچه شماری از روحانیان، خود، در سنگر مشروطه خواهان، علیه ساختار سیاسی خودکامه مبارزه می کردند، در قیاس با بدنه ی اصلی روحانیت که سنتی و هوادار نظم قدیم سلطنت بود، در حاشیه قرار داشتند. بیشتر روحانیان این دوران نماینده متصلب سنت و مانع درشت راه یابی تجدد به ایران شناخته می شدند. براین روی، نظام فکری و اقتدار اجتماعی روحانیت، در کانون دغدغه های اصلی مشروطه گران قرار گرفت.
دوران جنبش مشروطیت را عصر ,بیداری ایرانیان,۲ نام نهاده اند، اما برخی از پژوهشگران نسل جدید، درباره ی سرشت و دامنه ی این بیداری، خوش بینی های گذشتگان را ندارند.۳ سخن بنیادی آنها، درک تقلیل گرانه ی مفهوم های سیاسی عرفی برآمده از تجدد دراین عصراست. به نظراین پژوهشگران، نظریه پردازان مشروطیت یا ازسرناآگاهی یا به انگیزه ی کاهش مانع های پیشرفت این جنبش، تفسیری کمابیش دینی از مقوله های عرفی، مانند قانون، آزادی و ملت به دست داده اند.
پاره ای از نوشته های دوران مشروطیت، از سر ناگزیری شرایط تاریخی، می کوشند تا از این نهاد سخن بگویند و پنهان و تاریک آن را بکاوند. در شماری از نوشته های این دوران، بارقه هائی از جسارت پرسش و تلاش برای تردید در اصول سنت قدیم دیده می شود که ستودنی است و حتا پس از یک سده، تازگی و طراوت خود را نگاه داشته است. این سنخ از نوشته ها، به سبب دنباله دار نبودن، نشان دهندهی توقف جامعه ی ایرانی از کنجکاوی در پاره ای از وجوه و اضلاع مهم سنت است. با گذشت یک سده از رویداد مشروطیت، روحانیت هنوز موضوع پژوهش های تاریخی گسترده قرار نگرفته است. یکی از مشکل های جدی در این راه، کمبود یا نشناخته بودن منابع تاریخی در این زمینه است. بدین رو، بابازنگری در آثار و مکتوبات دوران مشروطیت، از این چشم انداز، شاید اسناد مهمی برای پژوهش تاریخی در باره ی تبارنامه و کارنامه ی روحانیت فراهم آید.
یکی از این نوشته ها، کتاب خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی۴(۱۳۱۳-۱۲۳۴) است که اطلاعات گران بها و نادری را از درون حوزه های علمیه آن دوران به دست می دهد. شیخ ابراهیم زنجانی، در روزگار خود مجتهدی برجسته بود که در جنبش مشروطیت نیز نقش بازی کرد و آوازه یافت. در دوره ی اول تا چهارم مشروطه، از زنجان و تبریز به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد. کنار کسانی چون سید حسن تقی زاده، در شمار نمایندگان لیبرال و رادیکال و روشنفکران و آزادی خواهان آن عصر قلمداد می شد و از حزب دموکرات بود که در برنامه اش جدایی دین از دولت را می طلبید. برخی شیخ ابراهیم زنجانی را فراماسون می دانستند، اما در مقام یک روحانی سرشناس، حتا در میان توده ی مردم به ویژه در منطقه ی زنجان، اعتبار و احتشام داشت. البته، امروزه، آوازه ی او بیشتر از این است که مدعی العموم دادگاه نظامی ای بود که حکم اعدام شیخ فضل الله نوری، قطب مخالفان مشروطیت، را صادر کرد.۵ جدا از کتاب یاد شده و نیز نامه های شیخ ابراهیم زنجانی به سید حسن تقی زاده که به همت ایرج افشار منتشر شده،۶ من از انتشار اثر دیگری از این مجتهد مشروطه خواه زنجانی خبرندارم. انتشار کتاب خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، به ویژه در دوران حکومت روحانیان در ایران، دلیرانه است و شاید غلامحسین میرزا صالح، ویراستار این کتاب، به همین سبب نوشتن پیش گفتاری را در شرح زندگی و شخصیت زنجانی و اهمیت خاطراتش وانهاده و از خیرمخاطره آمیز آن گذشته است.
زندگی نامه خودنوشت شیخ ابراهیم زنجانی۷
همچنان که ایرانیان چندان به نوشتن زندگی نامه ی خود رغبتی نشان نداده اند،۸ روحانیان نیز در فاش کردن زندگی خصوصی و واگویه ی محیط پیرامون خود سخاوت چندانی نداشته اند.۹ از این چشم انداز زندگی نامه ی خود نوشت شیخ ابراهیم زنجانی، یکی از نوشته های کمیاب و پراهمیت است. در هنگامه ی مشروطیت، آن دسته از روحانیانی که با اندیشه های تازه و دستاوردهای فکری تجدد آشنا می شدند، به ویژه اگر جوان بودند، لباس روحانیت را از تن به در می کردند و ,مکلا, می شدند. شیخ ابراهیم زنجانی، برخلاف دوست جوان خود، سید حسن تقی زاده، این راه را نرفت و در لباس روحانیت باقی ماند. از سوی دیگر، اندک شماری از روحانیان نیز که در باره ی زندگی خود کتاب نوشته اند،۱۰ به دلیل آن که نگاه انتقادی و با فاصله به نهاد روحانیت نداشته اند، ثبت بسیاری از جزئیات یا توصیف برخی پدیده ها برای آنها اهمیتی نداشته یا در قلمرو حریم صنفی – که باید پنهان داشته شود- جای می گرفته است.
خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ساختاری منسجم، یک دست و سراسر روایت گونه ندارد. با توجه به این که در جایی نویسنده سال عمر خود را هفتاد و دو، و دو جای دیگر، هفتاد و چهار یاد می کند (صص ۱۳،۱۱۱ و ۲۰۳)، به نظر می رسد کتاب، یک باره نوشته نشده است. فصل پنجم کتاب به ,مختصری از اساس تاریخ جهان, می پردازد که دانسته های نویسنده است از تاریخ طبیعی و اطلاعات ابتدای ی کیهان شناختی. فصل ششم و پایانی نیز ,اندکی از تاریخ ایران, را باز می گوید که تحت تأثیر تاریخ نویسی های آن دوران، برگرایش ناسیونالیستی و تا اندازه ای عرب ستیزانه استوار است. همچنین، در چهار فصل نخست، روایت زندگی شخصی با بیان شرایط اجتماعی و سیاسی دوران و نیز تبیین اصول اعتقادات اسلامی نویسنده در آمیخته است. بدین ترتیب، شاید بتوان گفت کمتر از نیم کتاب، زندگی خصوصی نویسنده را روایت می کند که البته در بستر آگاهی از باورهای سیاسی، اجتماعی و دینی او بهتر معنا می دهد. می توان حدس زد که بسیاری از آن چه در زندگی این روحانی سرنوشت ساز بوده، در این کتاب از قلم افتاده است. جدا از آن که از حوادث پس از مشروطه و به ویژه دادگاه شیخ فضل الله نوری که وی درآن مدعی العموم بوده، در این کتاب نشانی نیست، در باره ی زندگی خصوصی پر تب و تاب اش نیز نوشتنی ها، به قاعده، باید بیش از آن باشد که نوشته شده است. با این همه، آن چه آمده نه اندک است و نه اهمیتی اندک دارد و در قیاس با نبود یا کم بود این گونه نوشته ها در تاریخ معاصر ایران، از نظر هنر زندگی نامه نویسی نیز از ارج و اعتبار به سزایی برخوردار است. شاید اگر این مجتهد هوشیار، اهل رُمان خواندن نبود، نمی توانست سرگذشت زندگی خود را به این روانی و شیرینی روایت کند.
با آن که نوشتن در بارهی “حرم” و “همسر” در میان علما به هیچ روی رواج ندارد، در این کتاب شیخ ابراهیم از عشق خود نیز می نویسد: ,در همان سن اول جوانی، هنوز شاید بالغ نشده، یک عشق به یک دختر عموی بی اندازه خوشگل, پیدا می کند، اما چون آن دختر بزرگتر از اوست و او خود نیز نوجوان است، مجال پیشنهاد ازدواج نمی یابد. در زمان نوشتن این کتاب آن دختر، هفتاد و هشت، نه سال دارد و فرزندان بسیار. شیخ ابراهیم نیز از پی درگذشت زن اول، زن دوم اختیار کرده و در هفتاد و چهار سالگی چند دختر و پسر دارد، اما ,هنوز آن عشق در دل من و او هست و نمی دانم این چه عالمی است., (ص ۱۴) رفتارش با زن اول که از روستاست و ,پیشانی مرمر و زلفی مانند مشک و عنبر و چشم هایی مانند آهو داشت، هرچند دماغ و لب ها متناسب آن ها نبود و درشت بود،, (ص ۱۵۳) عاشقانه، محترمانه و مهربانانه است. در مرگ او، کودک وار می گرید. بار دوم، با زنی شهری ازدواج می کند که با آن زن اول تفاوت های آشکار دارد: ,این زن، بسیار عاقله و خانه دار و کاردان و تربیت دان و شهری و متمدنه است. آن زن مرحومه، با اخلاق خوب دهاتی بود. این خانه داری و اداره کردن و ترتیبات را نمی دانست، اما مطیعه بود. اما این زن بسیار کاردان است و عفیفه و مردی است بلند مقام., (ص ۱۵۴)
شیخ ابراهیم زنجانی، روایت زندگی خود را از سال ۱۲۹۷ هجری قمری آغاز می کند و به دوازدهم ذی حجه ی ۱۳۲۸ قمری- روز گذشتن اعتبارنامه اش در مجلس شورای ملی- پایان می دهد. به سخن دیگر، وی تنها زندگی اش را از بیست و پنج سالگی تا پنجاه و هشت سالگی باز می گوید و در باره ی دو دهه ی پایانی حیات خود و رویدادهای سیاسی و اجتماعی آن خاموش می ماند. آین سکوت معنادار است: ,بعد، اغتشاشات و وقایع عجیب در ایران و تهران وزنجان و همه ی ولایات رخ داد که در چند قرن نظیر آنها دیده نشده و شرح و تفصیل وقایع هر شهر، محتاج کتاب مفصلی است., (ص ۲۱۲) پایان دادن روایت زندگی با این عبارت، نشان نگاه بدبینانه ی او به این دوره و بی میلی اش به بیان آن است. او از سرنوشت جنبش مشروطیت، بی گمان تلخ کام بوده است: ,عقلای فرنگ همه گفته بودند چون نه شاه، نه مقربان درگاه و نه ملت ایران، از روی دانایی و بصیرت می دانند مشروطیت و آزادی و حق و عدالت چیست و برای تحصیل آن در ممالک متمدنه چه خون ها ریخته شده و چه آشوب ها برپا گردیده، بلکه فقط شنیده اند مشروطیت یک چیز خوبی است و بر نفع ملت و کمی [کاهش] اقتدار از سلطنت است و رفع ظلم و سبب امنیت است، مانند یک هوسی، ملتیان خواسته، شاه و درباریان داده اند؛ نه درباریان می توانند این امر مهم را اداره کنند و نه ملت می توانند این حق را فهمیده، نگاه دارند. فقط آن چه خواهد شد یک انقلاب و هرج و مرج و نا امنی و خونریزی و گسیختن رشته ی کارها و رفتن قدرت دولت و کثرت غارت و رفع امنیت خواهد شد وبالاخره از ناقابلی ملت و درباریان، شاید همین عنوان، سبب انقراض ایران شود., (ص ۲۰۷) و جایی دیگر که از شدت آشوب اجتماعی و فساد سیاسی دوران پیش از مشروطه می نویسد، ناگهان نهیب می زند: ,گمان نکنید که الان اسم مشروطه به میان آمده، چنین نیست. اکنون به رنگ های دیگر، بسیار بسیار بدتر است., (ص۱۶۴)
سکوت درباره ی رویدادهای پس از مشروطیت در حالی است که زنجانی برای ثبت ماجراهای تاریخی معاصر در زندگی نامه ی خود، شور و شوق نشان می دهد و حتا یک جا در باره ی سکون تاریخی ایران زبانی کنایه آمیز به کار می برد: ,سال ۱۳۰۹[قمری] هم بدون تغییر مهمی در زندگی ما به پایان رسید. اصلاً درایران، وقایع تاریخی مهم مدتی است وجود ندارد., (ص ۱۲۳)
با این همه، زنجانی، نه تنها پست و بلند چند دهه از زندگی خود را با زبانی روان حکایت می کند، بلکه تلاش او در روشنی انداختن به سویه هایی از حیات حوزه های علمیه، ساز و کار دستیابی روحانیان به اقتدار اجتماعی و اقتصادی و روابط آنان با مردمان عادی و حاکمان اگر بی نظیر نباشد کم مانند است. از آن جا که وی با تجدد آشناست و در س لک مشروطه خواهان در آمده، نگاهی سخت انتقادی به کار و بار روحانیت دارد و می کوشد مبانی و مبادی دینی و اجتماعی شکل گیری روحانیت را تبیین، تحلیل و نقد کند.
نهاد روحانیت در اسلام
مجتهدی معمم مانند شیخ ابراهیم زنجانی، به هیچ روی، برای نهاد روحانیت در اسلام مشروعیتی نمی شناسد.۱۱ روحانیت، در مقام طبقه یا صنفی که امتیاز ویژه دارد، هنگامی مشروعیت می یابد که در اسلام، واسطه ی میان خلق و خالق معنا داشته باشد. از نظر وی در آن چه مربوط به امور و تکلیف های دینی می شود، در اسلام واسطه ای میان خدا و انسان نیست. جدا از آن که وی کردار عموم روحانیان را برخلاف اصول و آموزه های اسلام ,واقعی, می داند، باور دارد ,بی هیچ شک و تردید اسلام از امت و بشر، یک صنف روحانی مقرر نکرده. اسلام قطعاً روحانی ندارد., (ص ۳۹). زنجانی حتی پا را فراتر می گذارد و نقش پیامبر را نیز به یک پیام گزار فرو می کاهد و میانجی گری او را در مقام تشریع و تکوین نفی می کند: ,صریح قرآن، پیغمبران را مانند دیگران بشر خوانده و مکرر فرموده مانند شما؛ و فقط [به پیامبر] وحی می شود و[او] پیغام می رساند. ابداً قادر بر تصرف در کاینات و تغییر مقدرات نیست., (ص ۳۲) بر این بنیاد، ارتزاق از راه دین و کسب امتیاز به عنوان روحانی، در اسلام جایگاهی ندارد و روحانیان نیز مانند دیگر مردمان باید کار کنند و درآمد به دست آورند. (همانجا) وی پس از بیان استدلال های کلامی نتیجه می گیرد ,با این همه اساس روشن و آفتابی و غیرقابل انکار و موافق عقل و طبیعت و سنت، هرکس نگاه کند می بیند رنود و قلندران و به عبارت دیگر شیاطین و حیله گران و آدم فریبان، تمام اساس بدیهی اسلام را از میان برده و ترتیباتی به میان آورده اند که صریحاً بر نقیض اسلام و ضد احکام اوست و آن را اسلام نامیده اند., (ص ۵۳) وی سبب شکل گیری نهاد روحانیت را دو امر می داند: ازسویی ساده دلی مردم و نیاز آنها به پرستش امور محسوس که خاستگاه بت پرستی است و از سوی دیگر تلاش جمعی ,زیرک تر,، ,پرفن تر, و ,آدم فریب, برای ,تسخیرروح و مغز و افکار و دل آن جماعت عوام زحمت کش, به هدف کسب تفوق و مرجعیت. (صص ۵۳-۵۴) نویسنده می اندیشد اگر روحانیان اسلام ,واقعی, را به مردم باز می نمودند ,به این درج
|
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
12:38 9 مهر 1388
|
خود حديث مفصل بخوان زين مجمل
روحانیت در مقام کهن ترین نهاد۱ مقتدر اجتماعی ایران، تنها پس از ورود تجدد، به مساله ای برای اندیشیدن بدل شد. گرچه شماری از روحانیان، خود، در سنگر مشروطه خواهان، علیه ساختار سیاسی خودکامه مبارزه می کردند، در قیاس با بدنه ی اصلی روحانیت که سنتی و هوادار نظم قدیم سلطنت بود، در حاشیه قرار داشتند. بیشتر روحانیان این دوران نماینده متصلب سنت و مانع درشت راه یابی تجدد به ایران شناخته می شدند. براین روی، نظام فکری و اقتدار اجتماعی روحانیت، در کانون دغدغه های اصلی مشروطه گران قرار گرفت.
دوران جنبش مشروطیت را عصر ,بیداری ایرانیان,۲ نام نهاده اند، اما برخی از پژوهشگران نسل جدید، درباره ی سرشت و دامنه ی این بیداری، خوش بینی های گذشتگان را ندارند.۳ سخن بنیادی آنها، درک تقلیل گرانه ی مفهوم های سیاسی عرفی برآمده از تجدد دراین عصراست. به نظراین پژوهشگران، نظریه پردازان مشروطیت یا ازسرناآگاهی یا به انگیزه ی کاهش مانع های پیشرفت این جنبش، تفسیری کمابیش دینی از مقوله های عرفی، مانند قانون، آزادی و ملت به دست داده اند.
پاره ای از نوشته های دوران مشروطیت، از سر ناگزیری شرایط تاریخی، می کوشند تا از این نهاد سخن بگویند و پنهان و تاریک آن را بکاوند. در شماری از نوشته های این دوران، بارقه هائی از جسارت پرسش و تلاش برای تردید در اصول سنت قدیم دیده می شود که ستودنی است و حتا پس از یک سده، تازگی و طراوت خود را نگاه داشته است. این سنخ از نوشته ها، به سبب دنباله دار نبودن، نشان دهندهی توقف جامعه ی ایرانی از کنجکاوی در پاره ای از وجوه و اضلاع مهم سنت است. با گذشت یک سده از رویداد مشروطیت، روحانیت هنوز موضوع پژوهش های تاریخی گسترده قرار نگرفته است. یکی از مشکل های جدی در این راه، کمبود یا نشناخته بودن منابع تاریخی در این زمینه است. بدین رو، بابازنگری در آثار و مکتوبات دوران مشروطیت، از این چشم انداز، شاید اسناد مهمی برای پژوهش تاریخی در باره ی تبارنامه و کارنامه ی روحانیت فراهم آید.
یکی از این نوشته ها، کتاب خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی۴(۱۳۱۳-۱۲۳۴) است که اطلاعات گران بها و نادری را از درون حوزه های علمیه آن دوران به دست می دهد. شیخ ابراهیم زنجانی، در روزگار خود مجتهدی برجسته بود که در جنبش مشروطیت نیز نقش بازی کرد و آوازه یافت. در دوره ی اول تا چهارم مشروطه، از زنجان و تبریز به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد. کنار کسانی چون سید حسن تقی زاده، در شمار نمایندگان لیبرال و رادیکال و روشنفکران و آزادی خواهان آن عصر قلمداد می شد و از حزب دموکرات بود که در برنامه اش جدایی دین از دولت را می طلبید. برخی شیخ ابراهیم زنجانی را فراماسون می دانستند، اما در مقام یک روحانی سرشناس، حتا در میان توده ی مردم به ویژه در منطقه ی زنجان، اعتبار و احتشام داشت. البته، امروزه، آوازه ی او بیشتر از این است که مدعی العموم دادگاه نظامی ای بود که حکم اعدام شیخ فضل الله نوری، قطب مخالفان مشروطیت، را صادر کرد.۵ جدا از کتاب یاد شده و نیز نامه های شیخ ابراهیم زنجانی به سید حسن تقی زاده که به همت ایرج افشار منتشر شده،۶ من از انتشار اثر دیگری از این مجتهد مشروطه خواه زنجانی خبرندارم. انتشار کتاب خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی، به ویژه در دوران حکومت روحانیان در ایران، دلیرانه است و شاید غلامحسین میرزا صالح، ویراستار این کتاب، به همین سبب نوشتن پیش گفتاری را در شرح زندگی و شخصیت زنجانی و اهمیت خاطراتش وانهاده و از خیرمخاطره آمیز آن گذشته است.
زندگی نامه خودنوشت شیخ ابراهیم زنجانی۷
همچنان که ایرانیان چندان به نوشتن زندگی نامه ی خود رغبتی نشان نداده اند،۸ روحانیان نیز در فاش کردن زندگی خصوصی و واگویه ی محیط پیرامون خود سخاوت چندانی نداشته اند.۹ از این چشم انداز زندگی نامه ی خود نوشت شیخ ابراهیم زنجانی، یکی از نوشته های کمیاب و پراهمیت است. در هنگامه ی مشروطیت، آن دسته از روحانیانی که با اندیشه های تازه و دستاوردهای فکری تجدد آشنا می شدند، به ویژه اگر جوان بودند، لباس روحانیت را از تن به در می کردند و ,مکلا, می شدند. شیخ ابراهیم زنجانی، برخلاف دوست جوان خود، سید حسن تقی زاده، این راه را نرفت و در لباس روحانیت باقی ماند. از سوی دیگر، اندک شماری از روحانیان نیز که در باره ی زندگی خود کتاب نوشته اند،۱۰ به دلیل آن که نگاه انتقادی و با فاصله به نهاد روحانیت نداشته اند، ثبت بسیاری از جزئیات یا توصیف برخی پدیده ها برای آنها اهمیتی نداشته یا در قلمرو حریم صنفی – که باید پنهان داشته شود- جای می گرفته است.
خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی ساختاری منسجم، یک دست و سراسر روایت گونه ندارد. با توجه به این که در جایی نویسنده سال عمر خود را هفتاد و دو، و دو جای دیگر، هفتاد و چهار یاد می کند (صص ۱۳،۱۱۱ و ۲۰۳)، به نظر می رسد کتاب، یک باره نوشته نشده است. فصل پنجم کتاب به ,مختصری از اساس تاریخ جهان, می پردازد که دانسته های نویسنده است از تاریخ طبیعی و اطلاعات ابتدای ی کیهان شناختی. فصل ششم و پایانی نیز ,اندکی از تاریخ ایران, را باز می گوید که تحت تأثیر تاریخ نویسی های آن دوران، برگرایش ناسیونالیستی و تا اندازه ای عرب ستیزانه استوار است. همچنین، در چهار فصل نخست، روایت زندگی شخصی با بیان شرایط اجتماعی و سیاسی دوران و نیز تبیین اصول اعتقادات اسلامی نویسنده در آمیخته است. بدین ترتیب، شاید بتوان گفت کمتر از نیم کتاب، زندگی خصوصی نویسنده را روایت می کند که البته در بستر آگاهی از باورهای سیاسی، اجتماعی و دینی او بهتر معنا می دهد. می توان حدس زد که بسیاری از آن چه در زندگی این روحانی سرنوشت ساز بوده، در این کتاب از قلم افتاده است. جدا از آن که از حوادث پس از مشروطه و به ویژه دادگاه شیخ فضل الله نوری که وی درآن مدعی العموم بوده، در این کتاب نشانی نیست، در باره ی زندگی خصوصی پر تب و تاب اش نیز نوشتنی ها، به قاعده، باید بیش از آن باشد که نوشته شده است. با این همه، آن چه آمده نه اندک است و نه اهمیتی اندک دارد و در قیاس با نبود یا کم بود این گونه نوشته ها در تاریخ معاصر ایران، از نظر هنر زندگی نامه نویسی نیز از ارج و اعتبار به سزایی برخوردار است. شاید اگر این مجتهد هوشیار، اهل رُمان خواندن نبود، نمی توانست سرگذشت زندگی خود را به این روانی و شیرینی روایت کند.
با آن که نوشتن در بارهی “حرم” و “همسر” در میان علما به هیچ روی رواج ندارد، در این کتاب شیخ ابراهیم از عشق خود نیز می نویسد: ,در همان سن اول جوانی، هنوز شاید بالغ نشده، یک عشق به یک دختر عموی بی اندازه خوشگل, پیدا می کند، اما چون آن دختر بزرگتر از اوست و او خود نیز نوجوان است، مجال پیشنهاد ازدواج نمی یابد. در زمان نوشتن این کتاب آن دختر، هفتاد و هشت، نه سال دارد و فرزندان بسیار. شیخ ابراهیم نیز از پی درگذشت زن اول، زن دوم اختیار کرده و در هفتاد و چهار سالگی چند دختر و پسر دارد، اما ,هنوز آن عشق در دل من و او هست و نمی دانم این چه عالمی است., (ص ۱۴) رفتارش با زن اول که از روستاست و ,پیشانی مرمر و زلفی مانند مشک و عنبر و چشم هایی مانند آهو داشت، هرچند دماغ و لب ها متناسب آن ها نبود و درشت بود،, (ص ۱۵۳) عاشقانه، محترمانه و مهربانانه است. در مرگ او، کودک وار می گرید. بار دوم، با زنی شهری ازدواج می کند که با آن زن اول تفاوت های آشکار دارد: ,این زن، بسیار عاقله و خانه دار و کاردان و تربیت دان و شهری و متمدنه است. آن زن مرحومه، با اخلاق خوب دهاتی بود. این خانه داری و اداره کردن و ترتیبات را نمی دانست، اما مطیعه بود. اما این زن بسیار کاردان است و عفیفه و مردی است بلند مقام., (ص ۱۵۴)
شیخ ابراهیم زنجانی، روایت زندگی خود را از سال ۱۲۹۷ هجری قمری آغاز می کند و به دوازدهم ذی حجه ی ۱۳۲۸ قمری- روز گذشتن اعتبارنامه اش در مجلس شورای ملی- پایان می دهد. به سخن دیگر، وی تنها زندگی اش را از بیست و پنج سالگی تا پنجاه و هشت سالگی باز می گوید و در باره ی دو دهه ی پایانی حیات خود و رویدادهای سیاسی و اجتماعی آن خاموش می ماند. آین سکوت معنادار است: ,بعد، اغتشاشات و وقایع عجیب در ایران و تهران وزنجان و همه ی ولایات رخ داد که در چند قرن نظیر آنها دیده نشده و شرح و تفصیل وقایع هر شهر، محتاج کتاب مفصلی است., (ص ۲۱۲) پایان دادن روایت زندگی با این عبارت، نشان نگاه بدبینانه ی او به این دوره و بی میلی اش به بیان آن است. او از سرنوشت جنبش مشروطیت، بی گمان تلخ کام بوده است: ,عقلای فرنگ همه گفته بودند چون نه شاه، نه مقربان درگاه و نه ملت ایران، از روی دانایی و بصیرت می دانند مشروطیت و آزادی و حق و عدالت چیست و برای تحصیل آن در ممالک متمدنه چه خون ها ریخته شده و چه آشوب ها برپا گردیده، بلکه فقط شنیده اند مشروطیت یک چیز خوبی است و بر نفع ملت و کمی [کاهش] اقتدار از سلطنت است و رفع ظلم و سبب امنیت است، مانند یک هوسی، ملتیان خواسته، شاه و درباریان داده اند؛ نه درباریان می توانند این امر مهم را اداره کنند و نه ملت می توانند این حق را فهمیده، نگاه دارند. فقط آن چه خواهد شد یک انقلاب و هرج و مرج و نا امنی و خونریزی و گسیختن رشته ی کارها و رفتن قدرت دولت و کثرت غارت و رفع امنیت خواهد شد وبالاخره از ناقابلی ملت و درباریان، شاید همین عنوان، سبب انقراض ایران شود., (ص ۲۰۷) و جایی دیگر که از شدت آشوب اجتماعی و فساد سیاسی دوران پیش از مشروطه می نویسد، ناگهان نهیب می زند: ,گمان نکنید که الان اسم مشروطه به میان آمده، چنین نیست. اکنون به رنگ های دیگر، بسیار بسیار بدتر است., (ص۱۶۴)
سکوت درباره ی رویدادهای پس از مشروطیت در حالی است که زنجانی برای ثبت ماجراهای تاریخی معاصر در زندگی نامه ی خود، شور و شوق نشان می دهد و حتا یک جا در باره ی سکون تاریخی ایران زبانی کنایه آمیز به کار می برد: ,سال ۱۳۰۹[قمری] هم بدون تغییر مهمی در زندگی ما به پایان رسید. اصلاً درایران، وقایع تاریخی مهم مدتی است وجود ندارد., (ص ۱۲۳)
با این همه، زنجانی، نه تنها پست و بلند چند دهه از زندگی خود را با زبانی روان حکایت می کند، بلکه تلاش او در روشنی انداختن به سویه هایی از حیات حوزه های علمیه، ساز و کار دستیابی روحانیان به اقتدار اجتماعی و اقتصادی و روابط آنان با مردمان عادی و حاکمان اگر بی نظیر نباشد کم مانند است. از آن جا که وی با تجدد آشناست و در س لک مشروطه خواهان در آمده، نگاهی سخت انتقادی به کار و بار روحانیت دارد و می کوشد مبانی و مبادی دینی و اجتماعی شکل گیری روحانیت را تبیین، تحلیل و نقد کند.
نهاد روحانیت در اسلام
مجتهدی معمم مانند شیخ ابراهیم زنجانی، به هیچ روی، برای نهاد روحانیت در اسلام مشروعیتی نمی شناسد.۱۱ روحانیت، در مقام طبقه یا صنفی که امتیاز ویژه دارد، هنگامی مشروعیت می یابد که در اسلام، واسطه ی میان خلق و خالق معنا داشته باشد. از نظر وی در آن چه مربوط به امور و تکلیف های دینی می شود، در اسلام واسطه ای میان خدا و انسان نیست. جدا از آن که وی کردار عموم روحانیان را برخلاف اصول و آموزه های اسلام ,واقعی, می داند، باور دارد ,بی هیچ شک و تردید اسلام از امت و بشر، یک صنف روحانی مقرر نکرده. اسلام قطعاً روحانی ندارد., (ص ۳۹). زنجانی حتی پا را فراتر می گذارد و نقش پیامبر را نیز به یک پیام گزار فرو می کاهد و میانجی گری او را در مقام تشریع و تکوین نفی می کند: ,صریح قرآن، پیغمبران را مانند دیگران بشر خوانده و مکرر فرموده مانند شما؛ و فقط [به پیامبر] وحی می شود و[او] پیغام می رساند. ابداً قادر بر تصرف در کاینات و تغییر مقدرات نیست., (ص ۳۲) بر این بنیاد، ارتزاق از راه دین و کسب امتیاز به عنوان روحانی، در اسلام جایگاهی ندارد و روحانیان نیز مانند دیگر مردمان باید کار کنند و درآمد به دست آورند. (همانجا) وی پس از بیان استدلال های کلامی نتیجه می گیرد ,با این همه اساس روشن و آفتابی و غیرقابل انکار و موافق عقل و طبیعت و سنت، هرکس نگاه کند می بیند رنود و قلندران و به عبارت دیگر شیاطین و حیله گران و آدم فریبان، تمام اساس بدیهی اسلام را از میان برده و ترتیباتی به میان آورده اند که صریحاً بر نقیض اسلام و ضد احکام اوست و آن را اسلام نامیده اند., (ص ۵۳) وی سبب شکل گیری نهاد روحانیت را دو امر می داند: ازسویی ساده دلی مردم و نیاز آنها به پرستش امور محسوس که خاستگاه بت پرستی است و از سوی دیگر تلاش جمعی ,زیرک تر,، ,پرفن تر, و ,آدم فریب, برای ,تسخیرروح و مغز و افکار و دل آن جماعت عوام زحمت کش, به هدف کسب تفوق و مرجعیت. (صص ۵۳-۵۴) نویسنده می اندیشد اگر روحانیان اسلام ,واقعی, را به مردم باز می نمودند ,به این درج
|
نام:
|
| ای-میل: |
11:38 21 شهریور 1388
|
حرف بی معتی است که بگوئیم مردم در خارج از کشور شعار سرنگونی ندهند چون رژیم بیشتر سرکوب می کند، چون رژیم بهرحال با شعار و بی شعار سرکوب می کند. اما درست است که بگوئیم که باید یاد بگیریم که جوری فعالیت کنیم که رژیم نتواند بالا شهری را از پائین شهری و مقیم خارج را از درون مرزی و روشنفکر را از غیر روشنفکر جدا کند.
همیشه مهمتر از انقلاب و آزادی و عدالت و سایر ایده های زیبای لیبرالی، ارتباط روزمره و معنوی و مستمر با همدیگر است. رژیم از شعارهای ما نمی ترسد. رژیم از این ارتباط می ترسد. شعار پراکنی موجب می شود که رژیم متوجه شود که کجا را نشانه بگیرد. مثلا در دوران جنگهای چریکی در زمان شاه، کمونیستهای ایران با اشتباه خود را یک جا جمع می کردند و در نتیجه قلمبه در دهان گرگ می گذاشتند. با این کار ارتباط این فرزندان با مردم قطع می شد و مردم هم آنها خرابکار حساب می کردند.
فرصت اختلاف اندازی را از رژیم باید بگیرم و میتوانیم بگیریم چون تاریخ انسان تمام نشده و هیچ وقت دیر نیست. اما برای این کار اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.
اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.
مجددا:
اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.
و مجددا:
اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.
هیچ چیز ملالت آور تر است جایگزین کردن شعار با کیفت بالای آگاهی است. اگر دقت کنید، رژیم جمهوری اسلامی فاقد کیفیت آگاهی است و تنها با اتکا به شعار حکومت گرفت و بعد با اسلحه آنرا حفظ کرد. اگر ما هم آن راه را برویم مجبور خواهیم شد که دست به جنایت بزنیم. پس بهتر است از همین امروز یجای ضجه و گله و شکایت و عذا داری بدنبال ارتقاء منطق اجتماعی و ارتباط تنگاتنک درونی باشیم. مهم این نیست که کی راست می گوید مهم این است که ارتباط وجود داشته باشد و گفت و شنود و استدلال کردن قظع نشود. |
نام:
|
| ای-میل: |
11:36 21 شهریور 1388
|
کسی باقی نمانده که از نظام جناب خامنه ای دفاع کند. یادمان باشد که وقتی آمریکا به عراق حمله کرد فقط برای او یک مشت الدنگ باقی مانده بود که از خودش دفاع کند. این داستان آقای حامنه ای است. |
نام:
|
| ای-میل: |
02:28 21 شهریور 1388
|
لیبرالهای ایرانی دلشون و به موسوی خوش نکنند، وگرنه کارگران آنها را هم ناامید خواهند کرد. |
نام: حسن از قم
|
| ای-میل: |
20:56 16 شهریور 1388
|
ما در اين انبار گندم مي كنيم
گندم جمع امده گم مي كنيم
مي نينديشيم آخر ما به هوش
كين خلل در گندمست از مكر موش
موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ويران شدست
اول اي جان دفع "شر موش "كن
وانگهان در جمع گندم جوش كن
تا نظام اخوندي /اخلاق اخوندي / فرهنگ اخوندي / قوانين و قواعد و ارزشهاي اداره اخوندي / بر اين كشور و ملت استيلا داشته باشد / گندم به انبار گندم " موشدار " بردن و ريختن است . "موشي" بودن / خصيصه اخوندهاس . موذي - انگل - به درد نخور - وقتي " ميتركن " هفت و هشت تا " اخوندك " ديگه مريزن روي زمين - انواع و اقسام دارند و هم چيز خوارند / از پول گدايي كميته امداد تا پول نفت و گاز / گرفته / تا خمس و ذكات و سهم سادات و بهاي نماز و روزه - استعداد و نيروي سازگاري بالاي دارند با هر ملغمه اي خود را سازگار مي كنند . از روسيه و پوتين مافيا ي گرفته تا " اجوج و معجوج " چيني و كر ه اي . طالبان اينوري و حزب الله انوري هم بماند.
حال بايد با اينها چه كرد . چه "سم" و نسخه اي ريشه اينها ميكند . سي سال از مذهبي راديكال تا سنتي / از چپ مائوي تا راست سلطنت طلب / از اقاي بني صدر تا وليعهد منتظر التاج تا رجوي و اقاي گنجي و سازگارا و نوري و ......كمثلهو و كثرهم و امثالهم / نسخه پيچيدن و انواع و اقسام سموم و تله ها و راهها براي از بين بردن اين "موشها " تجويز فرمودنند / حال بماند بهاي هر نسخه چقدر. نتيجه / نه تنها چربي بيشتر بر پوستشان افزوده شد و چاق تر شدنند / بل / تركيدن و هي احمدي نژاد ها و مافيايي سپاه و بسيجي جير خوار و مزدور نان به نرخ روز خور بي دين سالوس و مجيزه گو / بر روي زمين خلق و خدا / ريختن . .!!
اين اخر ي هم از "راي من كو و ماهستيم " / موسوي و كروبي .
" آقامون" از نشئه پيروزي شب شعر مزاره و قند تو چيز نبترش اب مي كنه كه گر پشه بجنبد زير نظر ماست .!!!
وقتي آزادي از جايي رخت بربندد
از اولين ها نيست
دومين ها هم
سومين ها نيز
مي ماند تا همه چيز از دست برود
آزادي اخرين انهاست .................(والت ويتمن)
ما در ايران همه "چيزمون " از دست داديم / اخري اونها " آزاديست " .اين درسته كه " آزادي " همه "چيز " نيست / ولي بدون آزادي همه چيز هيچ است .
" زندگي و شرافت و آزادگي " اين نيست كه / معاشي داشته باشيم و وسائل آسايش " منزل " رو فراهم كنيم و سر كوچه / اومدنه / زولبيايي بخريم و با نصف خربزه بنشينيم پاي تلويزيون و درسهاي الهي قمشه اي ببنيمو / رفت و امدي و ديدي و بازدي و بزن / بخور /ببر / بيار ....!!!
يه عده ديگه از همه اينها بگذرند / كتك بخورند / تحير بشن / ماه به ماه كس و كارشون نبينن / ساكن 209 و 240 و گوهردشت و و كهريزك بشن .
بياييم هر جا هستيم و هر كاري داريم / الويت را مقابله با" نظام آخوندي" بگذاريم . هر وسيله و امكاناتي را سلاحي كنيم بر عليه "اينان " . در ادارات و مراكز و كار خانه و دفاتر / چه توليدي و چه خدماتي / كه بن مايه هاي نظام بر ان استوار است / عمله ظلم نظام نباشيم . بلكه به هر طريقي كه مي دانيم / شيوه را پيش بگيريم كه تسلسلش باعث از هم پاشيدگي اين "ظلم آخوندي" شود . شوروي سابق به همين روش فرو پاشيد ./ با كم كاري /عدم همكاري با سيستم و نا فرماني يا بد فرماني . اينها نمي توانند به جاي شما يا مقام و مو قعيتتان و مسئوليتها چند " بسيجي و هم ريش " بگذارند تا كار شما از شما بگيرند و امنيت شغليتان را به خطر اندازند . اين روش در كنار ديگر اشكال مبارزه / اين سياهي را از ايران پاك خواهد كرد به اميد ان روز.
كي ببينمت به پا شد ه اي / از تيرگي رها شد هاي
غرق شكوفه ها شد ه اي / تو باغ مني بهار مني |
|