|
|||||||||
| |||||||||
|
نمايشگاه لباس يکسان و سه نکته
نکته اول اينکه روپوش و مقنعه ای هم که دهه هاست رژيم به اجبار بر تن زنان کارمند و غير کارمند ميکند به اندازه کافی يک نواخت و «هماهنگ» هست. بنابراين نفس خود اين اقدام و سروصدای حول آن نشانه ی حضور جنبش نافرمانی توده ای زنان در مقابل پوشش اجباری است که رژيم را مجبور ميکند هرچند از گاه مقابله با نافرمانی توده ای زنان را با تهاجم در شکلی جديد ارائه دهد. نکته دوم اينکه جلوانداختن «سازمان ميراث فرهنگی رژيم اسلامی» برای «لباس يک نواخت تر» کارمندان زن خيلی بی مسمانيست: رژيم ريشه های فرهنگی خود را در تاريک انديشی دوران ماقبل انقلاب مشروطيت ايران ميجويد و نوستالژی بازگشت به دوران زنده به گور کردن زنان از همين ريشه آب ميخورد. عکس های به جای مانده از زنان اسير دوره قاجار دم دست ترين منبع برای الهام گيری آنهاست و شباهت ها هم کم نيست. منتها کارکنان سازمان ميراث فرهنگی رژيم در اين موردهم اندکی کج سليقگی و «ناخن خشکی» نشان داده اند و اگر به عکس های درون حرمسراها سری ميزدند، به نمونه های بهتری برای الهام گرفتن برميخوردند که نشان ميدهد حتی زنان اسير حرم سراها در آن دوره هم فرسنگ ها از سازمان ميراث فرهنگی رژيم اسلامی جلوتر بودند. برای مثال به دوعکس اين صفحه نگاه کنيد که از همان قاجار است. لباس های نمايشگاه بيشتر شبيه لباس های عکس دست چپ است، درحاليکه لباس های بهجت الدوله در عکس سمت راست، يعنی شليته و جوراب که برخی آن را «نسخه اسلامی» لباس بالرين های غربی خوانده اند، متعلق به همان دوره است و ميتوانست نياز ميراث خواران تاريکی به پيوند با ريشه خود را تامين کند. اما پيوندهای فرهنگی و ايدئولوژيک حاکمان ايران به طالبان افغانی آنها را به طرف نمونه طالبانی کشانده است. ضمنا شيوه کنونی اداره کشور از درون «بيت امام» هم عينا از ميراث برخی ملکه های مقتدر و بدنام دوران قاجار بويژه ملکه مهدعليا نسخه برداری شده است. هرچند جماران پاس معلم بويژه نگه نداشته و در حاليکه شيوه حکومت را از درون حرامسرا را از ملکه های مقتدر دوران صفوی و قاجاری دزديده، زنان را از حکومت بيران رانده است. و بالاخره نکته سوم تناقص منطقی «نمايشگاه» با طراحی «لباس يکنواختی » است. نمايشگاه مد لباس برای نشان دادن تنوع است، «لباس هماهنگ» آنهم از نوع يک نواخت تر که نياز به نمايشگاه مد ندارد، به چماق و چماقدارانی از نوع رادان و احمدی مقدم و شرکاء نيازدارد. اما اين هم بدون دليل نيست. وقتی بخواهيد مدرنيته و عقب ماندگی را به هم وصله پينه کنيد تا به کمک آن چماق و سرنيزه را پنهان نماييد نتيجه تناقض خنده دار – گريه آوری ميشود که خاطره آن خانم فرنگی از يکی از زنان دوره ی قاجار را به ياد می آورد: اين خانم از سفر خارج بستگان يک کرست هديه گرفته بود، اما چون مورد استفاده آنرا نميدانست و فکر ميکرد تزيينی است، کرست را روی پيراهنش پوشيده و با نشان دادن آن به ساير زن ها پز ميداد! توجه کنيد: حتی «بلاهت» آن زن هم نشانه مقاومت زنان از درون حرمسراها در برابر پوشش يکنواخت و حجاب اجباری است، در حاليکه «بلاهت» اينها از سر بی اطلاعی نيست بلکه ريشه در شرارت و خباثت مردسالارانی دارد که برای چسبيدن به قدرت، مسخرگی که سهل است به هرجنايتی هم دست ميزنند. وبسايت راديو آلمان برخی تصاوير منتشر شده در نمايشگاه را جمع آوری کرده است که ميتوانيد آنها را در لينک زير ببينيد: http://www.dw-world.de/dw/article/0,,5312195,00.html 14 اسفند 1388 13:24 مطلب را به بالاترين بفرستيدنظر شما بازگشت |
مطلب را به بالاترين بفرستيد