يک خبر، چند نکته
خ.صدری
"برپايه گزارش آژانس بينالمللی که در رسانههای غربی و از جمله در نيويورک تايمز بازتاب يافت، ايران در 14 فوريه ، در حضور بازرسان آژانس، نزديک به 1954 کيلوگرم اورانيوم 3.5 درصد غنی شده خود را از انباری که در اعماق زمين بود به تاسيسات غنيسازی کوچکی بر روی زمين در نطنز منتقل کرد .....
روزنامهنيويورک تايمز، به تازگی در تحليلی درباره نيت ايران ،احتمالاتی را مطرح کرده بود؛ در اين تحليل آمده است، آوردن ذخيره اورانيوم ايران به روی زمين ممکن است برای تحريک اسرائيل به حمله به ايران باشد تا از اين رهگذر حاکميت ايران بتواند به اعتراضهای هشت ماهه پس از انتخابات رياست جمهوری پايان دهد.
علی اکبر سلطانيه، نماينده دايم ايران در آژانس بينالمللی انرژی اتمي، روز دوشنبه اين گمانهزنی را که تهران برای تحريک اسرائيل جهت حمله به ايران، ذخيره اورانيوم خود را به روی زمين آورده، رد کرد و اعلام داشت اين اقدام تنها دلايل فنی داشته است".
منبع: پايگاه اينترنتی راديو فردا، 2 مارس 2010 .
اين خبر کوتاه ، به روشنی از بازی "موش و گربه" رايج در مناسبات و رويکرد های بين المللی ، پرده بر می دارد . مردم عادی و بی خبر از دسيسه های ناپيدای سياستمداران هم در اين "نمايشات" ، تنها اجازه دارند تا نقش "قربانی" را بازی کنند. مانند آنچه در 11 سپتامبر اتفاق افتاد و ده ها سوال بی پاسخ در رابطه با آن ، که "نا محرمان " ، يعنی مردم ،حق دانستن آن را ندارند و اگر هم سعی کنند بر اساس شواهد ،خود به نتايج منطقی از آن دست يابند، با برچسب هايی چون داشتن " توهم توطئه " و ... مواجه خواهند شد.
آنچه که در رابطه با خبر فوق، "گمانه زنی" عنوان شده است ، اعترافی است به اين واقعيت که اسرائيل برای انجام هر اقدامی در منطقه ، از طرف غرب ،چراغ هميشه سبز دارد.
از جانب ديگر، ج.ا بارها توان و قابليت خود را در "سرکار" گذاشتن سرويس های جاسوسی خارجی به اثبات رسانده است. از اقدامات تروريستی که کارشناسان اطلاعاتی آمريکا به ج.ا نسبت می دهند ولی رد پای قابل استنادی از آن ها برجای نيست که بگذريم ، در رابطه با همين بحران هسته اي، با وجود پيشرفته ترين وسائل جاسوسی غربی ها ، توانايی سال ها پنهان کاری را ج.ا به عنوان بردی روانی ، به نام خود ثبت کرده است و از گيجی رقبايشان پيداست که هنوز نيزتخمين ابعاد واقعی پيشرفت هسته ای حکومت اسلامي، ميسر نيست . ارسال" پناهنده هسته ای " جعلی به غرب هم در راستای همين رد گم کردن هاست . يک بار مقام امنيتی با "لپ تاپ" ، بار ديگر فرمانده سپاه و روزی دانشمند هسته ای ، به خارج می گريزد. نتيجه آن که سرويس های اطلاعاتی غرب ، در مورد تشخيص پناهنده واقعی و اخبار موثق به ترديد می افتند.
نمونه ديگر چنين سياستی هم، سعی محمود احمدی نژاد در اثبات عدم توجهش به "خطوط قرمز" در سياست جهانی است. در رقابت ها و درگيری های سياسی ، شما اگر بتوانيد ثابت کنيد که از "خود کشی" واهمه نداريد، رغبت زورآزمايی را در حريف کم خواهيد کرد. بجای پاسخگويی در مقابل مردم کشور، خود را پاسخگوی "امام زمان" معرفی کردن و "مشيت" اورا پذيرفتن ، حتی اگر رويارويی با تمام دنيا و نابودی کشور را در پی داشته باشد، روشی است که به کمک اظهاراتی چون "ديدن هاله نور" ، درجهت القای همين سياست بکار گرفته می شود. و اينک آوردن ذخيره اورانيوم به سطح زمين در مقابل ماموران آژانس ، نعل وارونه ديگری است، طراحی شده توسط "مغزهای متفکر" سپاه پاسداران و سازمان های امنيتی رژيم.
جمهوری اسلامی لاکن ، در مظان اين شک و ترديد از جانب هم وطنان قرار دارد که برای رسيدن به مقاصدش ، اگر لازم و مفيد بپندارد ، غداره بندان آمريکايی و اسرائيلی را، به سمت و سوی اهدافی در مناطق پر جمعيت نيز هدايت خواهد کرد.
خ.صدری
2 مارس2010
11 اسفند 1388
16:49
مطلب را به بالاترين بفرستيد
نظر شما
نام:
|
| ای-میل: |
00:57 12 اسفند 1388
|
ح.ا. بهترین دوست مافیا و موساد است |
نام: امیر
|
| ای-میل: . |
16:53 12 اسفند 1388
|
به نظر می رسد، خود این کار که اورانیوم را در مقابل چشم "نامحرمان"، به سطح زمین آورده اند، بدین معنی است که می خواسته اند پیام دهند که : ما از حمله اسرائیل استقبال می کنیم. ولی از آنجایی که این پیام به صورت علنی و نه بغرنج و فریبنده داده شده است از آن می توان چنین برداشت کرد که جمهوری اسلامی عکس این پیام را آرزو می کند.
یعنی میخواهد دیگران را بفریبد که از حمله اسراییل استقبال می کند.
شبیه این ماجرا دو سال پیش در خلیج فارس ، با نزدیک شدن قایق های تندرو سپاه پاسداران به ناو آمریکایی رخ داد.آن موقع هم ظاهرن پیام این بود که ما از درگیری استقبال می کنیم.
ولی قدرت های بزرگ به نظر نمی رسد که با چنین صحنه سازی هایی دست به اقدامات مهم بزنند. بیشتر برای از بین بردن تردید های داخلی در مورد آمادگی نظامی چنین کار هایی صورت می گیرد. |
نام: حبیب
|
| ای-میل: |
20:15 11 اسفند 1388
|
جنگ مافیاها!
راستی، آیا بهتر از حاکمان کنونی، بویژه بخش آخوندی آن، می توان کسی یا کسانی را پیدا نمود، تا جمع مافیائی حاکم بر جهان، از جمله، جنابهای اوباما، پوتین، سارکوزی، هنوز کمونیستهای چینی و و و ... کامل شود؟
وای برکسی که بخواهد ذره ای، حتی ذره ای به این انسانهای بشدت بیمار توهم یا خوش خیالی داشته باشد.
این همه رقابت بر سر چیست؟ هر انسان مگر چند تا پیتزا و سوسیس و گوچه می تواند بخورد.
چند بار می تواند به سینما برود و یا سوار چند اتومبیل می تواند بشود؟
آیا من نیز مانند اینان خواهم شد، اگر چنین موقعیتی را بیابم، یا اینکه فقط افراد خاصی به چنین موقعیتی می رسند؟
آیا جنگ گرگانه ی این مافیائی ها را پایانی هست؟
واقعا کدام مانع انسائی باعث می شود که انسانها نتوانند حداقل آشکارا بگویند در پس هر "تاکتیک" چه می خواهند و چه می گویند؟
من که بسیار بد بین و نا امید هستم!
انگار آن قرون وسطائی که تابحال خوانده ام، همین امروز است. با این تفاوت، که بجای رنگ قهوه ای فضای آن، فقط رنگ بمب فسفری و خوشه ای بر همه جا گسترده شده است.
من که گاهی همه جا فقط رنگ "زرد فاجعه" می بینم و گوئی "شامه ی رنگی" ام را از دست داده ام.
|
نام: علی
|
| ای-میل: |
20:11 11 اسفند 1388
|
واقعیت نیز همین است. رژیم ایران و آمریکا مدتهاست که بر اساس یک سیاست واحد در خاورمیانه در حال همکاری هستند.
متاسفانه بسیاری از این همکاری، یک رابطه ی "مخلصانه" و لوطی منشانه ی ایرانی را برداشت می کنند.
آنها اما در این ائتلاف، هریک خط خود را پیش می برد و تا آنجا که ممکن است، منافع خود را روی میز می نشاند. کیست که نداند بهترین دوست رژیم ایران تابحال همین رژیم آمریکا بوده است و کیست که نداند، همانگونه که تابحال بسیاری نیز آنرا بزبان می آورند، بهترین دوست برای آمریکا و منافع آن، همین رژیم ایران بوده است.
باید این خیالپردازی را بدور ریخت، که فقط کراواتی ها دوستان غرب هستند. مگر همین رژیم سعودی نییست که بکی از پایدارترین دوستان آمریکا می باشد؟
هنگامی که جورج بوش به عراق حمله می کرد، حتی صدام حسین نیز بخیالش نمی رسید که رژیم ایران در این حمله نیز دست دارد.
به اعتقاد من، تمام مانورها و تلاشهای آمریکا این است که از این تحولات، اولا حداکثر استفاده ی اقتصادی و نظامی را ببرد و تا آنجا که ممکن است، جای پای خود را در منطقه از نظر نظامی محکم نماید، ثانیا، با مانورهای پیچ در پیچی که می بینیم، اجازه دهد که ساخت بمب اتمی در ایران به نتیجه برسد، چیزی که تقریبا کم کم بصورت علنی اعلام گردیده است.
|