www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | ويدئو کليپ | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

طرح رفراندوم کروبی و پروژه «نقشه و هندسه»ی خامنه ای
*طرح «مهندسی خدا»ی خامنه ای از طرح رسوای آيت الله مصباح يزدی در رد جمهوريت هم فراتر ميرود.


حالا که خامنه ای در ادعای مربوط به «وزن کشی» نيروها از کروبی کم آورده به زور عريان آنهم در برابر مقامات درجه اول 30 سال حکومت اسلامی ايران متوسل شده است.

روشنگری. سخنان خامنه ای در ديدار با خبرگان بی ترديد نشانه برآشفتگی اواز عدم اطاعت کامل موسوی و کروبی از دستگاه حاکم است و پروژه «مهندسی خدا»ی خامنه ای را ميتوان پاسخ او به خواست های آنها بويژه طرح کروبی مبنی بر « رفراندوم برای پايان دادن به حاکميت شورای نگهبان» به شمار آورد. با اينکه خواست های موسوی و کروبی و نيز طرح رفراندوم در چارچوب نظام هستند، اما چون اين خواست ها عملا ولايت را فراميخواند که خود را، حتی اگر شده در يک چارچوب محدود، در ترازوی جمهوريت به ارزيابی بگذارد، برای خامنه ای راهی نماند تا پرده ها را کنار بزند و با طرح «مهندسی خدا» خود را رسما جای خدا بگذارد و محور بحث را از داوری به اطاعت تغيير دهد. خدا که به داور نياز ندارد؟

خامنه ای در ديدار با خبرگان، «مهندسی خدا» را اينطور توضيح داد:«نظام اسلامي، نظامى مبتنى بر اطاعت از پروردگار و "نقشه و هندسه "الهی است..مسئله اساسي، حفظ هويت نظام و مرزها و شاخص‌هاى آن است و كسانيكه هندسه و هويت نظام را كه در قانون اساسى و حكميت و داورى قانون متبلور شده است قبول دارند، جزو مجموعه نظام بشمار مي‌آيند اما افرادى كه با حرف و عمل و تحريك، اين مبانى را زير پا مي‌گذارند به دست خودشان صلاحيت حضور در مجموعه عظيم نظام را از دست مي‌دهند.»

نياز به يادآوری نيست که«حکميت و داوری » در پروژه «مهندسی خدا»در اختيار شخص خامنه ای و نهادهای مطيع اوست. به عبارت ديگر خامنه ای آنچه را مدتهاست کارگزارانش ميگويند اين بارخودش صراحت ميدهد و ميگويد حکم من حکم خداست، اگر آن را بپذيريد در چارچوب نظام هستيد، اگر نپذيريد در چارچوب نظام نيستيد.

خامنه ای در اين سخنرانی حکميت خود و نهادهای دست نشانده اش را «خط و نقشه پروردگار» خوانده و اطاعت از آن را بالاتر از اصول دين قرار داده و شرط مسلمانی به شمار می آورد. او با يادآوری آيه "اطيعوا الله و اطيعوا الرسول " نقش مردم را به اجرای اين پروژه تقليل ميدهد: « اطاعت از خط و نقشه پروردگار براى سعادت جوامع انسانى ، مرتبه‌اى بالاتر از اطاعت در مسائل و عبادات فردى دارد و تحقق آن نيازمند تلاش جمعى يك ملت است و "جمهورى اسلامى ايران " نيز نتيجه و تبلور اطاعت از راه و هندسه الهى است.»
يعنی خداوند يک ضلع پرگارش را روی نقطه ای که خامنه ای روی آن ايستاده ثابت کرده و با ضلع ديگر يک دايره کشيده است. هرکس از خامنه ای اطاعت کند در درون اين دايره است و اسلاميت خود را اثبات ميکند و گرنه نه «اطاعت او از مسايل و عبادات فردی» به حساب می آيد نه وفاداری او به نظام.

بايد اذعان کرد طرح «مهندسی خدا»ی خامنه ای از طرح معروف آيت الله مصباح يزدی در رد جمهوريت که رسوايی آفريد فراتر می رود. مصباح يزدی که يکی از بدنام ترين روحانيون جمهوری اسلامی است گفته بود:«اين كه در كنار اسلام هدف ديگرى به نام جمهورى داريم كه اين نوعى شرك است. »البته در هردو طرح هدف يکی است ولی بين شيوه های بيان فرق است. مصباح اسلاميت را به واسطه ای برای وادار کردن مردم به اطاعت از ولايت فقيه تبديل ميکند، خامنه ای اين روکش را هم برداشته و ميگويد «هندسه الهی و نقشه خدا» حکم ميکند از من تبعيت کنيد وگرنه مسلمان نيستيد.

در مجموع حالا که خامنه ای در ادعای مربوط به «وزن کشی» نيروها از کروبی کم آورده به زور عريان آنهم در برابر مقامات درجه اول 30 سال حکومت اسلامی ايران متوسل شده است. ضعف و آشفتگی خامنه ای وقتی بيش از پيش خود را به نمايش ميگذارد که می بينيم او موضع «دفع حداقلي، جذب حداکثری» خود را که بارها طوطی وار از زبان کارگزاران رژيم تکرار شد فراموش کرده و با بلند کردن چماق فرمان اخراج سران اصلاح طلب از «نظام» را سر داده و خواهان «مرزبندی شفاف» همه «خواص» با مخالفان «هندسه الهی» ميشود و در اين رابطه بخش بزرگی از سخنرانی های خود در دوره بعد از انتخابات را «فراموش» ميکند.

اما عليرغم همه تشبثات خامنه ای و توسل به هندسه و پرگار الهی حتی برای اجرای حکم جديد «داور» مبنی بر «دفع حداکثري، جذب حداقلی» راهی به جز توسل به رفراندوم و آرای جمهور مردم در شرايط کاملا آزاد نيست. چنين رفراندومی خط مرزبندی را که خامنه ای اينقدر نگران شفافيت آن است از بالا به پائين و ميان جمعيت خواهد برد و نشان خواهد داد در دايره ای که «پرگار الهی» دور مرکز خامنه ای کشيده فقط اينها جای دارند:عده ای قدرت پرست، شارلاتان ها، سارقين خزانه ملت، جانيان، متجاوزين به جوان های مردم در اسارت گاه ها، مزدوران و جمعيت کوچکی از غافلان و همه آنها حتی يک شهر ايران را هم نمی توانند پرکنند. در حاليکه ورود در اين دايره آدم ها را بطور قطع بدنام و رسوا ميکند، و اولين گام در راه اعاده حيثيت خروج از اين دايره است.

اگر در پروژه «هندسه الهی» اختراع خامنه ای جايی برای اين رفراندوم باز نشده است، در تاريخ گذشته و حال خيزش های مردم ما، اينگونه «رفراندوم» ها مفصل پيوند دهنده اندامواره ملت را تشکيل ميدهند. شاهنشاه آريامهر گفته بود هرکس عضو حزب رستاخيز نباشد ايرانی نيست و ميتواند از ايران برود. او سرانجام خودش از ايران رفت. خامنه ای و دايره کوچک پرگار وجودش بعيد است است حتی در انبوه مدارسی که با ميليون ها دلار پول سرقت شده مردم ايران در کشورهای اسلامی ساخته اند، برای خود و پروژه مهندسی شده ای که وظيفه اش بيگانه کردن هرچه بيشتر اسلام از دمکراسی و دفع حداکثری حتی ميان مسلمانان است، پناهگاهی بيابند.


7 اسفند 1388    20:18
Balatarin  مطلب را به بالاترين بفرستيد

نظر شما
نام:   فرزين
ای-میل:  
03:42 17 اسفند 1388
ما بايد با استفاده از سخنان و ايدئولوژی خود سردمداران حکومت اسلامی به مبارزه با اين رژيم خونخوار ويرانگر بپردازيم. تعارف را کنار بگذاريم و خودمان را گول نزنيم. تنها مبارزۀ ُسياسی و افشاگری دربارۀ سرکوب ها کافی نيست. بايد به مبارزۀ ايدئولوژيک بپردازيم.
,مارکس در مقاله اش دربارۀ پروودون، که بلافاصله پس از مرگ وی نوشته شد، می گويد:,ليکن حمله های وی به دين، کليسا و غيره خدمت بزرگی در آن زمانی بودند، که سوسياليستهای فرانسوی فرصت را مناسب می دانستند نشانۀ برتری خودشان بر ولتريسم بورژوايی سدۀ هژدهم و بيخدايی آلمانی سدۀ نوزدهم را در دينی بودن ببينند. اگر پتر کبير با بربريت، بربريت روسی را درهم کوبيد، همانگونه نيز، پروودون کار بدی نکرد، که به کمک واژه ها برعليه واژه پردازی فرانسوی به مبارزه برخاست,.*** همين سخنان مارکس بما حق می دهند فکر کنيم، که او هرگونه برداشتی دربارۀ تبديل ,خودآگاهی بشری به دين بشری, را واژه پردازی به شمار می آورد. و اين در واقع چنين بود. و اين به هيچگونۀ ديگری نمی توانست باشد. برخورد مارکس به دين کاملا منفی بود. هر آنکس، که به خودش زحمت خواندن مقالۀ معروف وی-,نقدی بر فلسفۀ حقوق هگل,- را بدهد، متقاعد خواهد شد. هنگامی، که وی اين مقاله را می نوشت، بر نقطه نظر فويرباخ ايستاده بود و در اساس آن[مقاله.م.] کاملا نقد فويرباخ بر دين را پذيرفته بود. ليکن، برخلاف خود فويرباخ، از آن نتايج ,غير دينی, گرفته بود. او می گفت:,اساس نقد غير دينی يعنی اينکه، انسان دين را می سازد، نه آنکه دين انسان را. گذشته از اين، دين همانا خودآگاهی و خودحسی چنين انسانی است، که يا هنوز خويشتن خويش را به دست نياورده و يا دوباره آنرا گم کرده است,-گ.و.پلخانوف، ,دربارۀ کندوکاوهای دينی در روسيه,، ترجمه از فرزين خوشچين.

نام:  
ای-میل:  
11:40 9 اسفند 1388
خامنه ای میگوید: حكميت و داورى قانون، نه حكميت و داورى خودش. اما چون خودش در انتخابات نقش قانون را ایفا کرد و اصولا قانون اساسی به او چنین حقی میدهد، فقط در تحلیل نهائی می توان گفت تحلیل روشنگری درست است، نه در شکل نوشته شده.
بعلاوه روشنگری مسئله رفراندوم را در شرایط کاملا آزاد طرح کرده که میدانیم چنین شرایط آزادی وجود ندارد. خطر طرح رفراندوم این است که در شرایط غیر آزاد طرح شود، مثل رفراندوم جمهوری اسلامی که توسط آن یک دولت استبدادی به مردم تحمیل شود. مسئله رفراندوم را باید انداخت دور. کروبی مسئله رفراندوم را در چهارچوب جمهوری اسلامی طرح میکند که در واقع طرحی ارتجاعی می باشد.

نام:   بیتا سالک
ای-میل:  
20:17 8 اسفند 1388
عباس گويا: چرا سبز دولتي از ٨ مارس وحشت دارد؟
http://rowzane.com/fa/articles-archiev/111-misc/1253-160210-hekmat.html

نام:  
ای-میل:  
20:09 8 اسفند 1388

با درود.
ملت همه شاکرند و خشنود
زین کشتی و این سکان و لنگر . آیا بهتر نیست به جای ولنگر >> از کلمهً ولگرد استفاده شود ؟

نام:  
ای-میل:  
14:13 8 اسفند 1388
گویند مرا نزاد مادر
صادر شده‌ام ز کون استر
رهبر شده‌ام به ملک ایران
با زور سپاه و پول اکبر
محبوب قلوب مسلمینم
با چوب و چماق و ضرب خنجر
ملت همه شاکرند و خشنود
زین کشتی و این سکان و لنگر
ما چون پدر و، نظام مادر
مردم همه خواهر و برادر
با رفتن ,میر, و ,شیخ, و ,ممد,
دارم به عوض شغال و عنتر
,محمود, شده است در کنارم
با هاله‌ی نور و عشوه‌‌ی خر
تاج سر مسلمین عالم
با سیر و پیاز چین کافر
با همت سوسک و لاشه‌ی موش
فاتح شده‌ام فضا و اختر
نفت ار سر سفرها نبردیم
سیرند همه ز کاه و شبدر
از شادی این عدالت و دین
گویند مرا به صوت اَنکر
,هر کس که مخالف تو باشد
یا دم زند از حق برابر
گردند موافقت به زودی
با شیوه و راه و رسم بربر,
×
اکنون چو ,علی, ماند و حوض‌اش
یک دست شده نظام و رهبر

سروده شده به یوم مبارک جمعه ۱۳ ربیع‌الاول ۱۴۳۱
از زبان الحقر رهبر معرر(۲)



نام:  
ای-میل:  
00:04 7 اسفند 1388
حال این مرتیکه مخبط واژه ای را بکار برد توسط ما در سطح گسترده ایی منتشر شده و جامعه فکری به بنقد آن می پردازد.


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
12شهريور.احمدقابل:هدف از تعرض به مراجع جاانداختن مرجعيت خامنه ای و دولتی کردن حوزه است. 2010‑09‑03
12شهريور.پيام موسوی به مناسبت حمله به منزل مهدی کروبی:اشغال فلسطين بهانه است، خوف اقتدارگرايان از جنبش مردمی است. 2010‑09‑03
4شهريور.نامه همسران هفت فعال اصلاح طلب به رئيس قوه قضاييه:زندان پاسخ مطالبه حق چه از طريق قانون چه در کف خيابان 2010‑08‑26
27مرداد.محمدنوری زاد بعد از نوشتن نامه اخير به اوين فراخوانده شد:ممکن است مرا به دم تيغ بسپرند. 2010‑08‑18
24مرداد.«نامه آخر» محمد نوريزاد به خامنه ای:*حفظ نظامی که تا گلو در پلشتی و دروغ و فريب و ورشکستگی فرو رفته بود، جفا به مقام خداوندگاری تو، و جفا به ما مردم و نسل‌های بعدی ما بود.*اوج فلاکت دستگاه قضا آنجا پا گرفت که روحانی خالي‌الذهنی چون صادق لاريجانی به حکم سيدعلی بر مسند قاضي‌القضاتی کشور نشست... 2010‑08‑15

اخبار ومقالات مربوط به بحران رژیم در روشنگرى(كليك كنيد)

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد