فردا
داريوش لعل رياحی
در عمق آسمان رنگی هست
در هجوم ابر آهنگی
و در ديوار مقابل سنگی
به پهنای آنچه تو می توانی ببينی
فردا
مردم از پنجره غريب زمان خواهند گذشت
جدال بی پايان ما را نظاره گر نباش
نقاش حنجره های کف آلود خويشيم
در وقت گم شده ، باقی
ما تخم مرگ را در جامانده های خويش به دوش می کشيم
اما تو
مطالبات و درد مردم را
انديشه خويش کرده ای
هوا بيدار است
فضا بيدار است
زمين بيدار است
و تو بيداری
همچنان که روز
همچنان که فضا
همچنان که زمين.
اين را نمی گويم که بگذری
نمی گويم که فقط فرياد باشی و بس
می نويسم تا بدانی
تا بيانديشی
اينک که همين پنجره غريب زمان
مرا به دوردست ها می کشاند
تصوير تو را در خود نمی بينم
عجب ساز و برگی داری
در دستهای خالی فرياد
بالهای پر بار انديشه
و قدرت بی بديل حضور
در ديوار مقابل سنگی است
فرو خواهد ريخت
21 بهمن
21 بهمن 1388
00:34
مطلب را به بالاترين بفرستيد
نظر شما
نام: بیتا سالک
|
| ای-میل: www.ettehad27.blogfa.com |
10:44 22 بهمن 1388
|
آری فرو ریخته است و ما از آن در گذریم بسوی نور، بسوی پنجره های باز فرداها |