اولین عوارض جهانی سازی های نولیبرالی تبدیل لنین به پوتین و استفاده ی چپ ایران از واژه هائی چون "حقوق بشر"، "گفتمان"، "سکولاریزم" و "دموکراسی" بوده است.
واژه هائی که لابی های غربی و شرقی سرمایه شب و روز فقط به آنها می خندند.
کمونیستهای کبیر و ورشکسته!
بیائید حداقل یکبار هم که شده، یکجا، خودتان نشان بدهید که خودتان به بررسی آماری و پژوهشی سرمایه داری روی آورده اید. و دست از مونتاژ بازی بردارید!
هر وقت مدیران سرمایه داری اعلام بحران کردند، شما نیز آنرا اعلام می کنید و هر وقت آنها پایان آنرا اعلام کردند، شما نیز پایان آنرا اعلام می کنید و "هوشیارانه" اعلام می کنید:
فکرش را نمی کردیم که به این زودی بپایان برسد!
واو و.....
اما یک چیزی را بد نیست ببینید و بشنوید:
قرن پیش، با محاکمه ی فاشیسم و کمونیسم بپایان رسید،
قرن ما، قرن محاکمه ی دموکراسی است، با تمام بنیاد های آن، ازجمله بنیاد ها اقتصادی آن!
چپ خارجه نشین و حقوق اجتماعی بگیر "ایران" بیهوده می خواهد عکس استالین را در کمد قایم کند، شعار های مسخره ی "دیر" لیبرالهای قرون پیش را بلغور کرده و شمشیر دون کیشوتی اش را علیه "نئو" لیبرالهای قرن ما در هوا بچرخاند و میهن پرستانه، شعار یک راسیست اروپائی را هوار نمایند که :
".. پرولتارياى هر کشورى طبيعتا در ابتداى امر بايد کار را با بورژوازى کشور خود يکسره نمايد..."
شما بیهوده به دریا مایه ی ماست می زنید!
|