ديکتاتور و آموزش "لحظه شناسی" در حمله به مردم
*خامنه ای در ديدار مسئولان شورای هماهنگی تبليغات اسلامی در واقع روز روشن و در برابر انظار مردم دارد به دستگاه تبليغاتی اش و نيروهای سرکوبگرش می گويد که برای له کردن مردم و درهم شکستن اعتراضات توده ای گوش به فرمان باشيد, "لحظه مناسب" و "مورد نياز" را درک کنيد. به دنبال فرصت های "نامتعارف" باشيد و در "لحظه مناسب" حمله کنيد....
روشنگری:سخنان سيد علی خامنه ای در "ديدار مسئولان شورای هماهنگی تبليغات اسلامی و رؤسای ستادهای دهه فجر سراسر کشور" در روز گذشته, سخنان يک فرمانده جنايتکار جنگی است که آشکار و علنی به مزدورانش آموزش "لحظه شناسی" در حمله به مردم می دهد.
اين جنبه ای از سخنان و مواضع خامنه ای است که شايسته نيست مورد غفلت قرار بگيرد. در واقع آنچه در سخنان او مهم تر است اين نيست که گفت:"در شرايط کنونی همه جريان ها و گرايش ها ی سياسی داخل نظام بايد خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص کنند و در اين ميان وظيفه خواص و بويژه خواصی که تاثير گذاری بالائی دارند، بيش از ديگران است." او قبلا همين "بايد" را گفته, و همين شاخ و شانه را برای "خواص" که اسم ديگرش در ادبيات او "نخبگان" است کشيده بود. او در سخنانش به مناسبت عبد مبعث در 29 تير ماه گذشته، گفته بود:" نخبگان مراقب باشند، زيرا در امتحان عظيمی قرار گرفته اند و موفق نشدن در اين امتحان، تنها مردود شدن نيست بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد." بعدها در 19 دی ماه, حداد عادل برای روشن تر کردن معنای تهديد خامنه ای حتی با صراحت گفت که:"خواص پيرو رهبرى نباشند سقوط مى كنند." بنابراين خامنه ای در سخنان جديد خود در اين زمينه به تکرار تهديد ماههای اخير پرداخت. و حالا سرنوشت اين تهديدات بر هر کس اگر معلوم نباشد بر خود او معلوم است. با وجود دستگيری های گسترده, شکنجه, زندان, اعدام های پی در پی, تجاوز جنسی به اسرای جنبش اعتراضی در کهريزک ها, دفن جانباختگان گمنام در گورهای بی نام و حتی حمله به مادران کهنسال جوانان جانباخته در پارک لاله و دستگيری مادران عزادار, با وجود امنيتی کردن فضا و دست زدن به سرکوب لجام گسيخته, و با وجود اين که اکنون بخش بزرگی از فعالان و کنشگران سياسی و مدنی در زندان نشسته اند و زندان هايشان ديگر جای چندانی برای پذيرش "نخبگان" ندارند, جنبش عمومی اعتراضی نه تنها تسليم نشد و عقب نشينی نکرد, که برعکس از قدس به 13 آبان, از 13 آبان به 16 آذر و از 16 آذر به تاسوعا و عاشورا قدم به قدم گسترش يافت و صراحت و قاطعيتش در حمله به همين دستگاه ولايت مطلقه فقيه و شخص خامنه ای بيشتر شد.
در حقيقت جنبه مهم تر در سخنان او آنجا بود که به 22 بهمن اشاره کرد و گفت: "دشمن تلاش دارد اين ثروت عظيم ملی را متزلزل کند، بنابراين بايد با تمام قوا در صحنه بود و عاقلانه و مدبرانه حرکت کرد."
خامنه ای در تبين "عقل و تدبير" از منظر خود گفت:"شناخت موقعيت، و حضور در لحظه مناسب و مورد نياز، اساس همه کارها است."
و باز برای اين که کارگزارانش را به خوبی شير فهم کند که منظورش از "لحظه مناسب" و "مورد نياز" چيست راهپيمايی حکومتی 23 تير 78 را مثال زد و به دنبالش راه پيمايی حکومتی 9 دی امسال پس از اعتراضات مردم در عاشورا را, و گفت:"راهپيمايی مردم در ۲۲ بهمن با همه عظمتی که دارد، يک کار متعارف و دارای روال مشخص است اما راهپيمايی ۲۳ تير سال ۷۸ و نهم دی امسال، يک کار متعارف نبود."
اگر از ياد نرفته باشد, راهپيمايی ۲۳ تير سال 78 آغاز ضد حمله گسترده رژيم در درهم شکستن قيام پرشکوه 18 تير بود. خامنه ای آن زمان چنان ترسيده بود که در 20 تير 78 خطاب به "فرزندان عزيز بسيجی" اش گفته بود که اگر به رهبری هم توهين کردند آنها واکنش نشان ندهند. رژيم از 18 تير تا 22 تير سخت به لرزه افتاده بود. اما در 23 تير نيروهايش را گرد آورد و با راه اندازی يک راه پيمايی حکومتی, با استفاده از ترديد و تزلزل های موجود در ميان مخالفين, کنترل اوضاع را دوباره به دست گرفت و بعد ديديم که چه کرد و چگونه ده سال ديگر بساط سرکوب و خفقان را بر مردم تحميل کرد. خامنه ای در واقع روز روشن و در برابر انظار مردم دارد به نيروهای سرکوبگرش می گويد که برای له کردن مردم و درهم شکستن اعتراضات توده ای گوش به فرمان باشيد, "لحظه مناسب" و "مورد نياز" را درک کنيد. به دنبال فرصت "نامتعارف" باشيد و در "لحظه مناسب" حمله کنيد. او واقعا در نقش يک فرمانده جنايتکار دارد اهميت "لحظه مناسب" در حمله به مردم را به مزدورانش يادآور می شود و نمونه 23 تير را که مقطع بازپس گيری کنترل اوضاع بود را برايشان مثال می زند. تاکيد خامنه ای به عنوان رهبر باندهای آدمکش و جنايتکار امنيتی, لباس شخصی, بسيجی و سپاهی می تواند به معنای آن باشد که او انسجام سازمانی و وحدت رويه آدمکشانش را در مقابله با مردم و "لحظه شناسی" تاکنونی دستگاه سرکوبش را کافی نمی داند. اين تاکيد او فراتر از اين می تواند به معنای وجود سرخوردگی در ميان اين نيروها و يا نگرانی خود او از شکاف در درون نيروهای امنيتی باشد و اشاره او به 23 تير با انگيزه روحيه دادن به نيروهای سرکوبش نيز مرتبط باشد. و باز اين که او اکنون به جای "يک کار متعارف و دارای روال مشخص" مثل راهپيمايی 22 بهمن, "کارهای نامتعارف" مثل سازماندهی ضد حمله پس از هر موج تعرض جنبش اعتراضی در مناسبت ها و سالگردها را مهم تر بداند. در هر حال نبايد فراموش کرد که در جريان درگيری های عاشورا گزارش هايی نيز از تمرد نيروهای انتظامی از تيراندازی به سوی مردم انتشار يافته است.
اشاره خامنه ای به راهپيمايی 9 دی, يعنی همان راهپيمايی حکومتی که با پخش سانديس و گذاشتن اتوبوس مجانی و مترو مجانی و دادن بخشنامه شرکت اجباری در تظاهرات برای کارمندان ادارات دولتی و به ميدان کشيدن خانواده های بسيجی ها و پاسداران صورت گرفت, از 23 تير 87 هم مهم تر است. معنای اين اشاره خامنه ای آن است که او حاضر نيست صدای انقلاب مردم را بشنود؛ حاضر نيست در برابر ميليونها مردمی که در عاشورا در سراسر کشور دست به اعتراض زدند و صدای فريادهای مرگ بر ديکتاتورشان گوش فلک را شکاف, ذره ای عقب نشينی کند و يا حتی اين انبوه عظيم را حتی ببيند. بلکه او فقط ايادی خودش را می بينيد؛ و فقط بسيج شده گان تظاهرات حکومتی است که "مردم" می نامند. خامنه ای ضد حمله ای را که پس از عاشورا, دستگاههای تبلغاتی, انتظامی و امنيتی با بسيج همه نيروهای خود سازمان دادند, نمونه ای موفق از "لحظه شناسی" می داند. او آنچنان معتاد قدرت و فرو رفته در فساد ذهنی آن است که کارگزاران و شکنجه گران و آدمکشان حرفه ای دستگاهش را دانه های زيب شلواری می داند که بايد به اختيار صاحب شلوار و هر گاه "مورد نياز" او بود پائين يا بالا کشيده شوند. خامنه ای که سمبل واقعی يک رژيم نامتعارف است با تقدير و ستايش آشکار از حرکت های سازمان دهی شده حکومتی اختناق آفرين, اعتراف می کند که رژيم معتارف نيست, بلکه رژيمی است که حالا بخصوص از طريق سازماندهی "کار نامعتارف" می تواند بر سر پا بماند. خامنه ای ديکتاتوری است که می خواهد تا لحظه آخر به قيمت قتل عام مردم باقی بماند. پيام واقعی آن درس های تاکتيکی "لحظه شناسی" اش به نيروهای سرکوبش همين است: يک ديکتاتور مسخ شده از قدرت که می خواهد به قيمت خونريزی و کشتار تاج و تخت ولايتش را حفظ کند.
30 دی 1388
06:31
مطلب را به بالاترين بفرستيد
نظر شما
نام: حمید
|
| ای-میل: |
20:39 2 بهمن 1388
|
آری این یک جنگ است
جنگ بین خلق و ضد خلق
باید در این جنگ توازن قوا به سود خلق بینجامد.
با تمام قوا از اسیر شدن، شکنجه و اعدام مبارزان راه آزادی به دست عوامل رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی جلوگیری کنیم.
تنها رهبری طبقه کارگر ضامن پیروزی مبارزه خلقها برای دست یافتن به آزادی و جامعه رفاه می باشد.
پیش به سوی تدارک اعتصاب عمومی سراسری و قیام مسلحانه جهت نابودی کلیت نظام جمهوری اسلامی. |
نام:
|
| ای-میل: |
20:38 2 بهمن 1388
|
korshid mesl sineh zanha khod zani nakon.
|
نام: Khorshid
|
| ای-میل: |
02:55 2 بهمن 1388
|
Ey mellate yatim yek bar baraye hamisheh khod ra az Bandehgiey Mazhabe Siah berahan wa baraye hamisheh Azad Zendegi Kon....Ya be bardegiey Abadi Tazwir....Zar wa Antarinejhad gardan neh...ey nange abadi bar to bad.... |
نام: همیشک
|
| ای-میل: |
02:14 1 بهمن 1388
|
تنها معیار انسان بودن، در شریعت اسلام، ایمان به الله و اطاعت از اوامر او است. دگراندیشان، کافر و محکوم به نابودی هستند. انسان عبد الله است نه آزاده. در این شریعت، دوست داشتن هر پدیده-ای شرک شمرده می شود، داشتن هر اندیشه-ای از هر خردمندی کفر است، میهن دوستی و داشتن هر هویتی به جز عبد الله بودن دشمنی با الله (محارب) شناخته می شود و مجازاتش مرگ است. حکومت اسلامی آشگارا ایران و ایرانیان را برای گسترش دادن اسلام به گروگان گرفته است. برای این بیگانگان ایران غنیمت اسلام است نه کشور ایرانیان.
آیا پذیرفتن حکومت بیگانگان خردستیز، برای ایرانیان، ننگ نیست؟ مردو آناهید - ژانـويـه 2010 |
نام: secular
|
| ای-میل: |
02:05 1 بهمن 1388
|
azizam, ba sepas az shoma !!!
hamehe diktatoran mesle ham hastand !!!!! ta jai mogha-ve-mat mikonand ke etesabate sarasari shekl nae-ref-teh bashad va hemayate artehiyn niz dar kar nabashad!!!
shrroo nashodeh bashad!!!!!!!!!!!!!!! |