هيولای ولايت مطلقه و پاسدارانش
*آنها صبح در کارخانه های غضب شده از طريق رانت حکومتی به عنوان رييس کارخانه دمار از گرده کارگران می کشند, بعد از ظهر با "لباس شخصی" در خيابان ها جوانان مردم را به گلوله می بندند, شب ها با لباس رسمی پاسداری در شکنجه گاههای خصوصی "موازی" دستگيرشدگان را شکنجه می کنند و زير شکنجه به قتل می رسانند و همزمان سعی می کنند اخبار و گزارش های جنايات شان را از طريق نظارت بر فيلترينگ سايت ها و تلاش برای تحت کنترل گرفتن فضای سايبر پنهان کنند.....
روشنگری: مردم و بويژه جوانان ايران که امروز در خيابان ها سينه هايشان آماج گلوله های پاسداران ظلمت و تباهی است, ماهيت دستگاه ولايی و تکيه گاه اصلی آن يعنی سپاه پاسداران و بسيج و لباس شخصی ها را می شناسند. آنها با عناصر مخوف و جنايتکار يک شبه حزب پادگانی روبرو هستند که با پول نفت پروار شده اند. و برای حفط موقعيت مسلط در قدرت سياسی به هر جنايتی دست می زنند و از تجاوز و تعرض در هيچ عرصه ای خودداری نمی کنند. در اين زمينه ابهامی هم اگر بوده است با برافکنده شدن ردای عاريتی جمهوريت و عريان شدن دستگاه ولايی و تکيه گاه اصلی آن يعنی امنيتی ها و نظاميان در جريان کودتای انتخاباتی 22 خرداد بيش از پيش برای همگان روش شده است. در حقيقت دستگاه ولايی اکنون چيزی نيست جز تعدادی انگشت شمار روحانی فاسد و شديدا مستبد و واپس گرا در درون حتی مجموعه روحانيون که تنها و تنها به کمک پاسداران و نيروهای امنيتی حکومت می کنند. آنها مثل زالو بر همه هست و نيست اين جامعه چنگ انداخته اند و از قدرت سرنيزه و خون و کشتار چنان سرمست شده اند که بی هيچ پروا جوهر عريان فاشيستی هسته اصلی قدرت و تکيه گاه آن را حالا ديگر آشکارتر از هر زمان بيان می کنند. در ميان اين از گوربرخاسته گان قرون وسطايی که آشکارا به ستايش از حکومتگری با اتکا به سرنيزه و تحت لوای "پيشوايی" پرداخته اند که رسما در برابر مردم پاسخگو نيست, آخوند علی سعيدی نماينده خامنه ای در سپاه پاسداران است. او در گفتگو با خبرگزاری ايلنا به مناسبت روز پاسدار صريح تر از ديگران جوهر فاشيستی دستگاه ولايی و ضديت ماهوی آن با حق رای و جمهوريت را از طريق تبيين نقش و جايگاه کنونی پاسداران در ساخت قدرت, برملا می کند.
اين روزها برای خانواده های اسرای جنبش اعتراضی مردم ايران, روزهايی آکنده از درد و دريغ و مصيبت است. روزی نيست که پيکر مثله شده جوان جانباخته ای به خانواده اش تحويل نشود. شيون مادران جوان از دست داده سقف را شکافته است و ديوارهای سانسور رژيم را درنورديده و در جهان طنين انداز شده است. حديت آوارگی و دربدری اين مادران که مادر سهراب تنها نمونه ای از آنهاست قلب هر انسانی را بشدت جريحه دار می کند. مادران و پدران جوانان بازداشت شده روزها از اين بازداشت گاه به آن بازداشتگاه, ازاين زندان به آن زندان, از قوه قضاييه به دادگستری, از آنجا به نيروی انتظامی و به اداره اطلاعات در جستجوی گمشدگان خويش سردوانده می شوند و هيچکس مسووليت کشتار و قتل و شکنجه جگرگوشه هايشان را به عهده نمی گيرد. راستی چه کسانی اين جوانان را در زندان های مخفی و علنی زير شکنجه به قتل می رسانند؟ راستی کدامشان پاسخگوست؟
تا قبل از کودتای انتخاباتی 22 خرداد, اعلام صريح برخورداری از سازمان اطلاعات, موازی با دستگاه اطلاعاتی موجود رژيم و يا دارا بودن شکنجه گاههای خصوصی از سوی سپاه پاسداران نوعی افشاگری محسوب می شد, حالا نماينده خامنه ای در سپاه آشکارا وجود سازمان اطلاعات موازی در سپاه پاسداران و کار اطلاعاتی پاسداران را تاييد می کند و به ايلنا می گويد: "فعاليت (امنيتی) سازمان سپاه يك كار موازى لازم است" و تاکيد می کند که "به هيچ عنوان كار موازى مضر نيست."
تا پيش از کودتای 22 خرداد, اشاره به وجود اسکله های خصوصی پاسداران و اين واقعيت که قرارداهای کلان تجاری و اقتصادی از سوی دولت در اختيار آنها قرار گرفته نوعی افشاگری محسوب می شد. حالا نماينده خامنه ای در سپاه با صراحت از "ورود سپاه به عرصه فعاليتهاى اقتصادى" در حوزه "زيرساختهاى اقتصادى كشور" و اين که اين ورود "نزديك به دو دهه است ادامه دارد" تاکيد می کند. البته او در باره فرودگاههای اختصاصی سپاه, اسکله های اختصاصی سپاه, سهم اختصاصی سپاه در قاچاق کالا و نابودی اقتصادی ملی و درهم شکستن توليد و خانه خراب کردم مردم و فجايع پروژه ها و حيف و ميل و غارت پاسداران چيزی نمی گويد.
نماينده خامنه ای, سپاه را هم يک تشکيلات نظامی می داند, هم يک نهاد امنيتی, هم يک تشکيلات عظيم اقتصادی, که در عين حال "فعاليتهاى سايبرى در جهت مقابله با استحاله فرهنگى" نيز انجام می دهد, يعنی در بستن سايت ها و فيلترينگ و اعمال سانسور, و کشاندن وبلاگ نويسان به زير شکنجه, و مقابله با ابتدايی ترين آزادی های مدنی زنان و جوانان, آزادی عقيده و وجدان و مذهب, نشر و فيلم هم مداخله می کند.
علاوه بر همه اين ها در مورد دخالت در انتخابات هم نماينده خامنه ای, اشاره دائمی جناح رقيب به جمله "ميزان رای ملت" است را با استناد به اين که ميزان رای ولی فقيه حاکم است و هر نظری به جز اين شرک است رد می کند و بر اساس همين "ميزان" حکم خمينی در مورد عدم مداخله پاسداران در انتخابات و مشاجرات جناحی را هم عملا رد می کند و می گويد:"شرايط زمانى و مكانى آن (حکم بايد) مد نظر قرار گيرد چرا كه ممكن است يك مطلبى در زمان خاصى مقتضيات لازم را داشته باشد و در زمان ديگر نداشته باشد." و شرح می دهد که در زمان خمينی چون احزاب مختلف در درون سپاه بودند, خمينی می خواست پاسداران در سياست وارد نشوند تا شقه شقه نشوند, ولی در حال حاضر پاسداران بايد "متعلق به اصل نظام بوده و بايد مجموعهاى واحد و منسجم و يكپارچه به فرامين و دستورات ولى فقيه زمان باشد". به عبارت ديگر نماينده خامنه ای شرکت پاسداران در سياست و مداخله آنها در انتخابات را در چهارچوب "تبيين معيارهای رهبری" و "خودداری از ورود به مصداق" تاييد می کند؛ يعنی می پذيرد که پاسدران از طريق کشيدن عکس مار و نبردن اسم مار! هم در سياست و هم در انتخابات دخالت می کنند.
سعيدی سپس به ستايش از نقش سپاه در سرکوب اعتراضات مردم می پردازد و با اشاره به نقش جنايتکارانه پاسداران در سرکوب شورش 18 تير در مورد اعتراضات کنونی نيز با رضايت می گويد که پاسداران:"براى حمايت از ستون فقرات نظام و ولى فقيه و ايستادگى در برابر اغتشاشات خوب پاسخ دادند."
راست اين است که بدون تاييد نماينده ولايت فقيه هم نقش سپاه پاسداران در قدرت و عروج آنها بيش از پيش روشن است. رژيم جمهوری اسلامی به عنوان رژيمی نابهنگام و متناقض از همان ابتدای به قدرت رسيدن به زور و سرنيزه تکيه داشت و سپاه و بسيج هم بازوی نظامی آن برای درهم کوبيدن مخالفانش بود. در زمان خمينی و بويژه پس از دوره اوليه تثبيت رژيم و سرکوب اپوزيسيون خارج از رژيم, جايگاه ويژه خمينی و اقتدار او از حدت تناقض ميان ماهيت ولايی رژيم و روکش جمهوری که برای استتار اين هيولا به سر کشيده بودند می کاست. همين موضوع بستر شکل گيری و بقا نوعی پلوراليسم محدود ميان گروهبندی های حکومتی بود. با مرگ خمينی و آغاز جلوس خامنه ای بر اريکه قدرت, اولين گام در محدود کردن اين پلوراليسم با "اصلاح" قانون اساسی و تبديل ولايت فقيه به ولايت مطلقه فقيه برداشته شد. هر چه ولی فقيه جديد در ميدان ناسازگاری های ذاتی ميان مقتضيات يک سرمايه داری متعارف در جامعه ای با شهرنشينی پيشرفته و شکل عتيقه و واپس مانده ولايت مطلقه فقيه بيشتر فرو رفت و هر چه فشارهای خارجی و نابسامانی امور داخلی و هرج و مرج و بيدادگری و فساد و فروپاشی زيرساختی اقتصادی و بحران اجتماعی عميق تر و دامنه دار تر شد و موجوديت رژيم را در مخاطره بيشتر قرار داد, حلقه ياران ولايت مطلقه هم محدودتر و اتکای آن به نظاميان و پاسداران و متعاقب آن نقش آنها در قدرت سياسی نيز بيشتر شد. سوم تير و روی کار آمدن دولت امنيتی و نظامی پاسداران اولين خيز مهم آنها برای قبضه کامل قدرت و حذف جناح رقيب از مصادر قدرت دولتی بود که چهار سال نبرد فرسايشی برای حذف و تصفيه جناح رقيب مويد آن است. کودتای انتخاباتی 22 خرداد قرار بود نقطه عطف جديدی در مسير تکميل قدرت پاسداران و نظاميان باشد؛ ته مانده پلوراليسم درون حکومتی برچيده شود و ردای عاريه ای جمهوريت که از همان آغاز نيز بر تن اين نظام زار می زد و همواره وصله ای ناجور بود, با سروصدای فراوان و با "مانور اقتدار" و قدرت نمايی پاسداران در خيابان ها حذف گردد و تازه اين همه با حضور 40 ميليونی مردم در انتخابات مهر تاييد هم بگيرد.
روايت نماينده خامنه ای از نقش سپاه بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد را مردم ايران در صدها فيلم و عکس و گزارش ديده اند. آنها صبح در کارخانه های غضب شده از طريق زور و رانت حکومتی به عنوان رييس کارخانه دمار از گرده کارگران می کشند, بعد از ظهر با "لباس شخصی" در خيابان ها جوانان مردم را به گلوله می بندند, شب ها با لباس رسمی پاسداری در شکنجه گاههای خصوصی "موازی" دستگيرشدگان را شکنجه می کنند و زير شکنجه به قتل می رسانند و همزمان سعی می کنند اخبار و گزارش های اين جنايات را از طريق نظارت بر فيلترينگ سايت ها و تلاش برای تحت کنترل گرفتن فضای سايبر پنهان کنند.
رژيم ولايی پس از کودتای 22 خرداد اگر که تثبيت شود, يک "پيشوا" و عده ای آدمکش اجير شده با پول نفت است که کار و عمل شان بيش از هر زمان ديگر به پيراهن سياهان موسولينی و اس اس های نازی شباهت می يابد؛ نظاميانی که با مشت آهنين بر اقتصاد, فرهنگ و سياست, فرمان می رانند و هيچ صدايی را برنمی تابند و همه چيز را غارت می کنند و هر مخالفتی را سرکوب می کنند.
دستگاه ولايی و مزدوران نظامی و امنيتی اين دستگاه اما کور خوانده اند. با سر نيزه می توان چند صباحی حکومت کرد, اما بر آن نمی توان تکيه کرد. در برابر آنان هيچ فرجامی جز شکست و رسوايی وجود ندارد.
6 مرداد 1388
03:10
نظر شما
نام: omid
|
| ای-میل: |
11:29 18 مرداد 1388
|
هیچ رژیم دیکتاتوری در تاریخ به خودی خود سرنگون نگشتته و سر نگون نمی شود. رژیم های دیکتاتوری انهم ازنوع رژیم دیکتاتوری مذهبی فاشیستی جمهوری اسلامی تنها با یک مبارزه مسلحانه توده ای سرنگون می گردد انهم نه به رهبری ادم های جنایتکاری امثال موسوی و خاتمی و رفسنجانی ونه با شعار الله اکبر و پوشیدن پیراهین ودسبند سبز سیدی قمر بنی هاشمی و بوق زدن و چراغ ماشین ها روش کردن در خیابانها و.. شعار محوری و انقلابی همه به ویژه ایرانیان در خارج کشور باید سرنگونی رژیم منحوس جمهوری اسلامی با تمام باند ها و دسته هایش باشد .
|
نام:
|
| ای-میل: |
00:09 9 مرداد 1388
|
بعد از انقلاب ضد سللطنتی ، نظام ولایت فقیه در داخل توان پذیرش آزادی و برسمست شناختن حق حاکمیت مردم و حل مشکلات سیاسی و اجتماعی آندوران را نداشت و لذا دنبال بهانه و هدفی بود که با ریختن خون جوانان به نظام خود مشروعیتی خریده و از دست عصیان و نافرمانی جوانان بیکار نیز خلاص یابد.
جنگ ایران و عراق بدلیل صدور انقلاب اسلامی خمینی به عراق با همدستی نیروهای حکیم و عوامل ولایت فقیه با شعار و هدف فتح قدس از طریق کربلا شروع شد. هر چند که جنگ به صورت رسمی و کلاسیک با حملهً صدام به ایران شروع شد ولی در اصل این خمینی و عواملش در عراق بود که با ایجاد فتنه و دخالت در امورات عراق موجبات و زمینه و بهانهً حمله به ایران را به صدام حسین داد. کاری که صدام کرد تجاوز گرانه بود ولی صدام بعد از آزادی خرمشهر پای صلح آمد ولی خمینی حاضر به پذیرش آتش بس و تعیین غرامت جنگی و صلح نشد. مجاهدین تا آزادی خرمشهر در دفاع از خاک میهن بر علیه نیروهای صدام جنگید ند ولی بعد از آزادی خرمشهر و اعلان آمادگی صدام به آتش بس دیگر نیروهای خود را به عقب کشیده و عامل اصلی جنگ و ویرانی دو کشور را خمینی می دانند. بنا براین جنگ ایران و عراق دعوای مابین دو ملت همسایه نبود بلکه جنگ صدور ایدولوژی ولایت فقیه برای ایجاد امپراتوری اسلامی بود. مجاهدین در ایران از تیغ جلادان ولایت فقیه به خارج فرار کرده و بعد برای دنبال کردن دو هدف بزرگ به عراق رفته و ارتش آزادیبخش ملی را بنیاد نهادند تا اول جنگ ویرانگر صدور انقلاب اسلامی خمینی را با پیشنهاد صلح با صدام متوقف سازند و هم برای سرنگونی رژیم ولایت فقیه مبارزه کنند. حالا و قتی عامل اصلی شروع جنگ و علت ادامه و اهداف آن مشخص شد، نتیجتاً دشمن مردم ایران و عراق نیز مشخص می گردد. یعنی در ادامهً جنگ ویرانگر مردم ایران و عراق فقط یک طرف دشمن اصلی بود یعنی خمینی و عواملش. اکنون مردم ایران در داخل دنبال مطالبات آزادیخواهانهً خود می باشند ولی همین نظام با نیروهای دست پروردهً ولایت فقیه و حشیانه درعراق به ریختن خون مجاهدین آزادیخواه ادامه می دهد. اگر اصل آزادی و عدالت و حق حاکمیت مردم باشد؟ انصاف بدهیم ظالم کیست و مظلوم کیست؟
|
نام:
|
| ای-میل: |
22:44 8 مرداد 1388
|
نوع مبارزه با حاکمان ظالم و دیکتاتور در داخل را فقط شرایط حاکم تعیین می کند و نه تحلیلهای راحت طلبی. خشونت را خود حاکمان دیکتاتور به مردم دست خالی و بی سلاح که طالب حق خود می باشند را تحمیل می کنند وگر نه در جایی و کشوری که آزادی بیان و قلم و اعتراض حاکم باشد نیازی به خشونت نیست و حتی اعمال کننده گان خشونت محاکمه و مجازات می شوند. گویا رژیم 18 میلیارد را خارج کرده بود و در ترکیه ضبط و توقیف شده است. |
نام: secular
|
| ای-میل: |
11:34 7 مرداد 1388
|
مصاحبه حسین خمینی، نوه خمینی با بی بی سی
http://www.zandiq.com/pandiq/0000000004.shtml
عدم مخالفت رسمی و کتبی وزارت کشور، برنامهی مصلا قطعی شد. چهلم شهدای جنبش سبز ایران، پنجشنبه ساعت 6 بعدازظهر
!!!
فرزندان ايرانزمين وارثان واقعي قدرت و ثروت ملي!!!
ارزش هر پلاني بستگي به جمعبندي و نتيجه گيري از آن دارد!!!.
و نتيجه گيري از پلان بستگي به درايت و استفاده از ثانيه هاست !!!!
لذا در اوج قدرت (تجمع ميليوني) ميبايست مجلس بمحاصره شبانه روزي در آيد.
تدارکات و امکانات تغذيه و .. بصورت دسنترالي بايد انجام پذيرد
|
نام: ali
|
| ای-میل: |
17:20 6 مرداد 1388
|
ــ شکست آدمخواران قطعیست.
فرومایگانی چون این مردک (ع.س ) بدانند ـ ببینند و بشنوند آن چه را که اکنون آشکار است و بر همه در و دیوارهای میهن و جهان نقش شده ـ پایان ننگ شما بیخ گوشتان است ـ این را ببینید و از شدت نزدیکی گمش نکنید. کاری نکنید که فردا خشم مردم به جایی برسد که به نوه و نتیجه شما هم رحم نکنند و دیگر حتی پیران مردم هم قادر به بازداشتن آنان نباشند. شما کفتارانی حقیر و بزدلید هر چند زوزه فراوان کشید ـ این را خود به وضوح می دانید ـ و نیز می دانید که "شجاعت" شما فقط و فقط هنگامی بروز می کند که صد به یک ـ در دخمه ای کثیف و خونین به شکنجه و تجاوز به ناموس مظلوم چشم و دست بسته ای مشغول شوید ـ یا مردم بی پناه و بی سلاح را به گلوله ببندید.
اکثریت قریب به اتفاق شما ـ درست مثل همان احمدی نژاد آنوسی ملعون ـ حتی رنگ جبهه را هم یکبار ندیده اید ـ که هیچ ـ به قول نوار قالیباف حتی یک کشیده هم در راه مردم و انقلاب نخورده اید. بعضی تان شاید گاه با ترس و لرز دو روزی یا هفته ای تا ستاد گردانی در عقبهای جبهه پیش رفته اید و سپس با عجله به شهر برگشته و با چاپلوسی و ریا و فریب برای خود "سابقه جبهه و رزمندگی " جعل کرده اید و عمری "نانش" را به چپاول خورده اید ـ "نان" خون شهیدان را ـ "نان" دزدیده شده از مردم ایران را!
شما خوب می دانید که چه بزدلان فرومایه و حقیری هستید.کاری نکنید که جبهه در جبهه ای های واقعی و صادق دوباره "جبهه" شود ـ که اگر بشود تنها دود و دودمان شماست که بر هوا خواهد رفت ـ آنهم به طرفه العینی. حال که کابوس شما و روسای شما ـ یعنی ۵۷ واقعی بازگشته ـ و به هیچ روی هم رفتنی نخواهد بود ـ و دست جبهه ای و زندانی سیاسی و همه صادقان و مردم دوستان واقعی را از چپ تا به راست و از بالا تا به پایین ـ می رود که در دستان هم قرار دهد ـ عبرت لازم را بگیرید . تا به حال "نان" خون و رزم و نجابت و شکنجه و قتل و آوارگی ما خوردید ـ کاری نکنید که ما مردم باز به "رزمندگی" ناچار شویم که نیک می دانید که این ماییم که رزمنده و از جان گذشته ایم و شهادت افتخار ماست ـ و شما تنها کفتارانی جبونید.
مردم ما از خون و خونریزی و کشتن و مرگ بسی بیزارند ـ آنقدر بیزار که هیچگاه در تصور شما خون آشامان نگنجیده است ـ ولی همیشه پست فطرتان فرومایه و سبک مغزانی چون شما چنین فهم و درک و نجابت و بیزاری را به حساب "ترس" مردم گذاشته اید ـ حساب ابلهانه و عبثی که حالا غافلگیرش شده اید و صدای چوب بس گرانش را از دور می شنوید!امر بسی بر شما مشتبه شد و این روند و سرنوشت همه جانیان مریض و آلت دست است. باورتان شد که شعار شیطانی "النصر بالرعب" آن تریاکی خونخوار صدا کلفت انبوه ریش ـ اما بزدل و حقیر ـ و "استادان و هدایت کنندگان" آنوسی و ماسونی او ـ "واقعا کار می کند"!! اما واقعیت آن است که شما بیچارگان دون صفت و جانی و از خود بیگانه تنها به مثابه دستمال کاغذی های بنجل و بی ارزش صدتا ثناری در دستان آنها بوده و هستید و هر آن است که پس از "استفاده" به زباله دان یا آتشدانی روانه شویدـ درست مثل پیشینیان خود در همه جای تاریخ.
اما بدانید که هیچ ملتی برای مدت طولانی در برابر قتل و غارت و چپاول و پر پر شدن نداها و سهرابها و ترانه هایش تنها به شعار و اعتصاب صرف بسنده نخواهد کرد. این گرز و کمان رستم دستان و شمشیر علی است که در دستان مردم نجیب و صبور ماست ـ اگر بر آن شوند که اینها را از غلاف و نیام بیرون کشند ـ تمام چماق ها و باطوم ها های برقی و گلوله ها و شکنجه گران همه دنیا هم کارگر نخواهند بود چه رسد به خس و خاشاک گندابی چون شما.
چه بخواهید چه نخواهید چه هر چه کنید ـ یقین بدانید که این موج گران را هیچ سر باز ایستادن نیست ـ شما حقیران فکری به حال خود کنید که اگر نکنید بر صخره های صعب بلند به کرات کوفته خواهید شد...
ــ به همت مردم بیدار ـ چه آرامش بخش است بر افتادن نقاب ددان در نظر و پیشگاه آحاد مردم...نقابها یکی پس از دیگری بر می افتند ـ همه جا ـ در ایران و انیران ـ در خود و بیرون خود....
|
نام: مملی
|
| ای-میل: |
11:17 6 مرداد 1388
|
((( با سر نيزه می توان چند صباحی حکومت کرد, اما بر آن نمی توان تکيه کرد. در برابر آنان هيچ فرجامی جز شکست و رسوايی وجود ندارد. )))
واین قانون طبیعت و تجربه تاریخی بشریت است. تحلیلی بسیار درست و خوب از عزیزان روشنگری که لازم بود. توفیق شما عزبزان آرزوی هر ایراندوستی است. باسپاس |
نام:
|
| ای-میل: |
11:40 6 مرداد 1388
|
کاملا درست است، مصاحبه با سعیدی نشان میدهد که از لحاظ آنها دولت یعنی ولایت فقیه و سپاه پاسداران. بقیه یا باید بر اساس منافع آنها کار کنند و یا صلاحیت ندارند. آنها حتی اگر صلاح بدانند با کمک ترور تمام ارگانهای دولت را بخاطر مصلحت خود از طرفداران خود پر میکنند. اینها نتایج منطقی تز ولایت فقیه خمینی است که تا دیروز علیه مخالفان عمل میکرد و حال امروز علیه خودی هایشان است. |

آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
تکيه بر سرنيزه, آخرين پناهگاه ديکتاتوری *علاوه بر ناکامی کودتاچيان در تسليم مطلق "خواص ناراضی", حاصل سياست آنها در ارعاب از طريق اعدام, حضور گسترده شبانه خانواده های زندانيان سياسی در مقابل زندان اوين و ايستادگی و مقاومت و موجی از محکوميت اعدام ها در داخل و خارج از کشور بود... 2010‑02‑02
وای که اگر ذره ای آزادی در اين کشور بلاکشيده بود... *رسانه حامی کودتا در يک توهين بی شرمانه, جوانان شجاع و آزاديخواه کشور را که با شوری حماسی و با دست خالی در برابر سرکوبگران ايستادگی کرده و با خون خود حماسه آفريده اند, "سربازان خيابانى سران فتنه و قدرت طلب" ناميده, که با "لقمه حرام" رشد کرده اند.. 2010‑01‑23
موج گسترده اعدام, بازداشت, شکنجه, در آستانه مراسم ده روزه سالگرد انقلاب بهمن *نمودار سرکوب ها مبين آن است که کودتاچيان بر اساس يک سيستم اولويت عمل می کنند, و مثلا به اعدام های وحشيانه در کردستان اولويت خاصی داده اند.. اخبار و گزارش های منتشره نشان می دهد که بخشی از بازداشت های روزهای اخير با فراخوان های مربوط به مراسم ده روزه سالگرد انقلاب بهمن مربوط است.... 2010‑01‑22
بيانيه جمعی از فعالين جنبش زنان برای برون رفت از بحران لغو کليه قوانين تبعيض آميز و ضد زن موجود..به رسميت شناخته شدن حق زن بر بدن و ذهن خويش؛ شامل لغو حجاب اجباری و..رفع خشونت عليه زنان در کليه عرصه های خصوصی و اجتماعی..جدايی دين از دولت..محاکمه کليه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنايات سه دهه گذشته... 2010‑01‑19
بندهای پنچ گانه نامه کروبی هر نيرويی يا هر پلاتفرمی, خواه با هر ميزان ماده و بند, که بتواند به هر ميزان تيغ آخته سرکوب شکنجه گران و قاتلان کودتاچی را کند نموده و برای جنبش اعتراضی مجال تحرک فراهم کند, جنبش اعتراضی بدور از نيات و انگيزه ها يا ترديدها و مقاصد آن نيرو يا تدوين گران آن پلاتفرم, قطعا از آن در مسير درهم شکستن ساختارهای ديکتاتوری موجود بهره برداری خواهد کرد. 2010‑01‑11
اخبار ومقالات مربوط به یادداشت سیاسی
در روشنگرى(كليك كنيد) |