www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

ويديو:دختر جوان افغانی زير,شکنجه اسلامی,

http://www.roshangari.net/

برای ديدن ويديو به لينک زير مراجعه کنيد.
http://www.guardian.co.uk/world/video/2009/apr/02/swat-valley-flogging

روشنگری. نشريه انگليسی گاردين روز دوم آوريل ويديويی را منتشر کرد که صحنه دلخراش شلاق زدن يک دختر افغان توسط طالبان ها را به نمايش می گذارد. اين ,عدالتی, است که حکام اسلامی ايران ميگويند از آن شرم به خود راه نمی دهند. به عبارت ديگر ,عدالتی, که آنها نمايندگی ميکنند عين بی شرمی است. هولناک تر اين که کتک خوردن اين دختر بچه محصول توافقی است که بين حکومت دست نشانده افغانستان و طالبان محلی صورت گرفته است. ,جنگ, فقط برای طالبان های ايرانی ,نعمت, نبود. همه انواع اين ,اجساد زنده, از مرداب، جنگ، خونريزي، بحران و آدم کشی تغذيه ميکنند.دارو دسته های متحجری که هيچ معيار و ارزش انسانی حدود و ثغور اعمال شان را محدود نميکند، و در عصر مدرن هيج جايی برای آنها نيست - حتی در گورستان- حالا به مدد توحشی ديگر يعنی جنگ و تجاوز و مداخله خارجی در صحنه سياست خاورميانه برای خود جا باز کرده اند و زنان را در صف مقدم قربانيان خود قرار داده اند.

ويديو در دره سوات پاکستان توسط يک تلفن همراه ضبط شده و دو دقيقه است. گاردين در شرح ويديو نوشته است دخترک که نقاب به صورت دارد به روی سينه روی زمين قرار داده شده است. دو مرد دست ها و پاهای او را محکم گرفته اند و يک جنگجوی طالبانی که عمامه بر سر دارد او را شلاق ميزند. دختر زير ضربات شلاق شيون کرده و التماس ميکند يا بس کنيد يا مرابکشيد. بعد از 34 ضربه دختر را به طرف ساختمانی که مردان مسلح از آن نگهبانی ميکنند، می برند.

گاردين نوشته است در تماس تلفنی با طالبان ها سخنگوی گروه مسووليت اين کار را برعهده گرفت و گفت:, او از خانه با پسری بيرون آمد که شوهر او نبود. بنابراين بايد مجازات می شد. مرزهايی هست که نميتوان از آن عبور کرد., به نوشته گاردين اين سخنگو هم چنين از ,حق, طالبان ها برای شلاق زدن زنان مغازه داری که ,لباس مناسب, نپوشيده اند دفاع کرد وگفت اينکار بر طبق قوانين اسلامی مجاز است.

گاردين ويديو را از طريق ثمر مين الله دريافت کرده است. اين خانم مستند سازی است که دو سال است در دره سوات اقامت دارد. در باره اين مجازات وحشيانه، خانم مين الله به گاردين گفت از 10 روز پيش که بين حکومت افغانستان و طالبان ها توافقی صورت گرفت که برمبنای آن کنترل سيستم قضايی به شورشيان طالبان داده شد، شلاق زدن اعمال ميشود. او گفت ويديو را خود طالبان ها وسيعا در محل منتشر کرده ند تا به مردم پيام داده باشند.

شير محمد خان يکی از اعضای کميسيون حقوق بشر پاکستان گفت اين گروه بعد از توافق صلح به قساوت های بی شماری دست زده اند.

به نوشته گاردين بعد از توافق 15 فوريه ترکيبی از قوانين اسلامی و سنتی در مينگورا که بزرگ ترين شهر ناحيه سوات است به اجرا در آمده است. طالبان ها نه مستقيما بلکه توسط شاخه سياسی خود دادگاه ها را اداره ميکنند. گاردين اضافه نموده بعد از توافق زنان در سوات به شدت تحت فشار قرار گرفته اند، آنها را به خاطر اينکه تنها به خريد در بازار ميروند به شلاق می بندند، ده ها مدرسه دخترانه را بسته و تعدادی از مدارس را به بمب بسته اند.

طبيعتا وقتی قاضی ها ی اسلامی دادگاه را اداره کنند، اولين چيزی که قربانی ميشود قواعد دادرسی و قضاوت است. خانم مين الله به گاردين گفت تمام داوری مربوط به دختری که در ويديو شلاق ميخورد برپايه يک , سوء ظن, استوار است. همسايگان ,ظنين, بودند که دختر با مرد متاهلی رابطه دارد.

قوانين شريعه که قاضيان طالبانی به اجرا ميگذارند البته سنت های واپس مانده و ,ناموس پرستی, مردسالارانه را نيز به کمک ميگيرد. خانم مين الله به گاردين گفت پسری که در ويديو پاهای دختر را محکم گرفته، برادر است.

به نوشته گاردين دره سوات تحت کنترل مولانا فضل الله است که به کمک انتشار برنامه راديويی شهرت يافت و سپس با توسل به اسلحه و حملات انتحاری و ارعاب مردم محلی موقعيت خود را تحکيم کرد. او با بيت الله محصود رهبر طالبان محلی در وزيرستان جنوبی بيعت کرده است. عليرغم توافق دره سوات، جنگ بين لشگر بيت الله و نيروهای آمريکايی ادامه دارد. مثل هميشه برای بيرون رفتن از بحرانی که اشغال ايجاد کرده، نخستين چيزی که فدا شده است، حقوق زنان است.


*منبع:
http://www.guardian.co.uk/world/2009/apr/02/taliban-pakistan-justice-women-flogging
*عکس صفحه اول از آرشيواست و متعلق به يکی از قربانيان تجاوز جنسی در افغانستان است که توسط آسوشيتدپرس منتشر شده است.


   14 فروردین 1388    03:19


نظر شما
نام:   افغان
ای-میل:  
02:19 22 اردیبهشت 1388
سلام!
من یک افغانم. آنچه طالبان افغانی و طالبان امریکایی و ناتویی درین کشور می کنند،مایه شرم بشریت است.طالبان ایرانی یعنی بر کرسی قدرت نشستگان نیز از طالبان افغانی و پاکستانی چیزی کم یا زیاد ندارند.
بحث اما چیز دیگر است:چرا روشنفکر ایرانی حتا سیاستمداران راست و چپ آن از بیخبری خود در رابطه افغانستان احساس افتخار می کنند. بطور مثال در آغاز این نوشته دولت افغانستان و دولت پاکستان و طالبان افغان و طالبان پاکستای چنان درهم بر هم شده که اگر این وضع در رابطه یک دستفرو ش ایرانی دریکی از شهر های ایران زیاد مهم نباشد برای یک وب سایت جدی مثل روشنگری عیب بزرگی است.باور کنید دوستان ایرانی که این نقیصه یک استثنا نیست بلکه یک قاعده است. در مهم ترین نوشته ها وقتی حتا نویسندگان معروف ایرانی در باره افغانستان چیزی می نویسند آدم شاخ در می آورد ازین همه بی خبری آنهم در رابطه کشوری نه در مریخ یا حداقل در افریقا و امریکای جنوبی بل در همسایگی ایران.
فکر می کنم روان برتری جویانه ایران گرایی و باستان پرستانه بصورت نا خود آگاه انتقام بی مهری و توهین وتحقیر غرب از ایران و ایرانی را از افغان ها می گیرد. یعنی آری ما ایندر متمدنیم که کشور همسایه خود را نمی بینیم.
بهر حال این تذکر نه بدین خاطر بود که دیناسور های طالبی ما دندان برای دریدن ندارند.این گله ایست از دوستان ایرانی آنهم در عصر انترنت و غیره که این روحیه خود را تغییر دهند. پیروز باشید

نام:   مهر پوياپ
ای-میل:  
11:00 19 اردیبهشت 1388
براي تمام پاري گويان و مسلمانان متأسفم و شرم دارم از اين خبر و اين تصوير و اخبار و تصاوير مشابه در منطقه خاور ميانه. و شرم دارم از شما دوستان كه به جاي اتحاد و سر لوحه قرار دادن بيانيه جهاني حقوق بشر به عنوان يك متد تقريباً مقبول جهاني ، وقت و قدرت خود را صرف مناظره با هم و تضعيف يكديگر مي نمائيد .باري رمز دريوزگي و عقب افتادگي هر ملتي را با كاوش در شخصيت تك تك افراد آن ملت و تمدن مي توان يافت . نه با تحليل نوع حكومت و تقبيه اشخاص حاكم بر آن ملت . آزادي ملت هاي ما با آزادي هر كدام از ما از شاخصه هاي منفي حاكم در وجود خود ما آغاز مي شود و با هم انيشي و اتحاد اتحاد اتحاد اتحاد اتحاد اتحاداتحادو اتحادو ...

نام:  
ای-میل:  
13:31 28 فروردین 1388
جناب کریم از افاضات فاضلانه سرکار بسیار مشعوف و ممنون شدم. شاد باشی

نام:   کریم
ای-میل:  
02:07 28 فروردین 1388


هموطن گرامی

من نیستم که می گویم، بلکه من فقط گفته و تحقیقات دانشمندان را نوشته ام و به شعار نه ولی به شعور تاکید کرده ام.

و همۀ ما می دانیم که فراگیری و کسب علم یک روند کمی است. و هیچ چیزی غیر ممکن نیست و دراینکه در آینده تحقیقات در این مورد چیزهای زیادی را برای ما آشکار خواهند کرد هیچ جای شک و تردیدی نیست. ولی شخصا اینکه قلب انسان دارای شعور است هیچ شکی ندارد.

و همانطور که در زیر مقالۀ مذبور نیز نوشته ام این موضوع را، خانم دکتر فرشته اکبرپور در برنامۀ تلویزیونی هفتگی خود تشریح می کردند. دلتان شاد و کینه و نفرت از قلبها دور باد



نام:  
ای-میل:  
01:35 26 فروردین 1388
جناب کریم عزیز شما میفرمایید که دادن شعار مسئولش سمت راست مغز و شعور سمت چپ مغز است. غرض از تصدیع با عرض پوزش پرسش بنده راجع به قلب است. جنابعالی در توجیه موضوغ کامپیوتر در زیر نویسی فرموده اید که قلب نیز شعور دارد. خواهشمند است عنایت فرموده و بفرمایید این شعور قلب در کدام سمت آنست و سمت دیگرش دارای چه مسئولیتیست؟ یا اینکه آیا قلب در تمامی شعور دارد و ربطی به سمتش ندارد. از پاسخی که خواهید فرمود در همین جا صمیمانه قدردانی میشود. شاد باشید

نام:   کریم
ای-میل:  
16:26 26 فروردین 1388

با درود

هموطن داور دار- دانستن و شناختن سیاستهای ( استعماری- ارتجاعی ) از یک طرف، و مبارزه با شیوه های درست و صحیح با آن از طرف دیگر، که مهمترین طرف آن است. و از اول هم صورت مسئله آن است.

گر چه نیروهای راست و ارتجاعی قدرت خلاقیت و تولید اندیشۀ نو را ندارند ولی تقلید و کپی ( حتی از نیروهای چپ ) جزء مرام و باور آنها است. و این در سیاستهای سران رژیم در این سی سال کاملا آشکار است.

و این در حالی است که شعار مربوط به سمت راست مغز انسان است ولی شعور جزء سمت چپ آن می باشد.



نام:   داور دار
ای-میل:  
09:10 26 فروردین 1388
آنچه را که طالب ها انجام داده اند با تآئسف دقیق مطابق به اجکام اسلامی است . تئوری ساختن گروه ظالبان از انگلیس ها ست و پول را عربستان سعودی داد ، سرزمین را پاکستان در اختیار شان قرار داد ، و با حمایت معنوی و تسلیحاتی امیریکا این موجود کثیف و چند پدره به دنیا آمد و بکارش آغاز کرد . چه فکر می کنید آیا آنهای که طالب را زاده اند در پشت این ماجرا هایش نیستند ؟. در همین سالهای حضور نیرو های به اصطلاح کشور های طرفدار دموکراسی و ... بود که دو نفر از کار مندان سازمان های به اصطلاح خیریه را که هر دو تبعه انگلیس بودند از افغانستان به جرم ارتباط با طالبان اخراج نمودند ، موضوع تنها با ارتباط داشتن ساده پایان نمی یافت ، انها یعنی همان دو انگلیسی مامور یت داشتند تا کمپی را که به ابتکار نیرو های انگلیسی برای یک هزار نفر از طالبان تهیه شده بود و مصارف آن را دولت انگلیس می پرداخت ،حقوق و تدارکات تهیه کنند، این کمپ در طول همین سالها فعال بود و به گروه طالبان نیروی تازه دم تربیت میکرد و به جبهات جنگ میفرستاد .
نویسنده اعزیز و همچنان سایت روشنگر در تمامی نوشته های شما طالبان را که خود جمع اند نوشه اید طالبان ها که نه تنها در این نوشته ، در نوشته های دیگری که در مورد این گروه سفاک اسلامی جنین موردی وجود دارد ، در پراکراف آخر این نوشته اصلاح شده که امید وارم بر من خرده نگیرید .

نام:  
ای-میل:  
00:02 20 فروردین 1388
جناب حمید-ب حتما متوجه شده اید که جناب معترض به کدام گروه وابستگی دارد. چه میشود اینهم بحساب باطل این گروه برای خریدن حیثیت از طریق مخالفت فقط و فقط جکومت جباران و جنایتکاران حاکم است. البته واقعا دیگه این حنا رنگی نداره !

نام:   معترض
ای-میل:  
23:53 20 فروردین 1388
شعارهای آقای حمید ب قابل فهم است، مرگ بر x مرگ بر y و دود و دم برای رد گم کردن دشمن اول و آخر مردم ایران بنام دیکتاتوری ولی فقیه در داخل که مردم را به صلابه کشیده تا مناقع غارتگران را به همین طریق تاًمین کرده و ادامه دهد. یعنی از قدیم گفته اند سنگ بزرگ علامت ترس و نزدن است. آفای محترم مگر شما بیکارید !؟ دشمن آزادی و مردم ایران از اول مشخص بوده و هست حالا چرا اذهان منحرف کرده و مردم را به این ور آن ور پاس می کنید.؟ مردم فرانسه 3 بار پشت سرهم انقلاب کردند و به آزادی و دمکراسی رسیدند، خوب حالا یقیناً ملت قهرمان ایران هم همین لیاقت را دارند و به آزادی و دمکراسی خواهند رسید. بدون شک آنروز دور نیست. زنده باد آزادی

نام:   کریم
ای-میل:  
00:04 19 فروردین 1388


هموطن گرامی

من مسئول باور و یا عدم باور افراد به دین و یا هر چیزی دیگری نبوده ام، نیستم، و نخواهم بود. و اگر بدانم که آقای حمید- ب و یا هر کس دیگری، دوست ندارند که من زیر نوشته های آنها نظرم را بنویسم، حتما نخواهم نوشت. و این را می شود از نوشته های من نیز فهمید. با سپاس از شما


نام:  
ای-میل:  
12:42 19 فروردین 1388
آقای کریم بد نیست سری بصفحه ( bikhodayan.com ) بزنی و این ملحدین از خدا بیخبر و بقول حضرتعالی منکر کتاب را بلکه بتوانی با استدلالات علمی و محکم و مستند خودت براه راست هدایت کنی که هم صواب دنیوی و هم اجرت صددرصد اخروی دارد. آمین یا رب العالمین. امن یجیب ال مستر اذا دعا و یکشف السو

نام:  
ای-میل:  
10:19 19 فروردین 1388
khob pasdarane iran beh marateb badtar az inan shekanjeh mikonand.in yaroo hadeaghal mesle shotor zanoo zadeh va sarabate shalaghash darde kamtari az shekanjeh va shalaghhaye irani darad. beh marateb kamtar. khosoosan inkeh dar iran az cable va sim boksole felezi ham estefadeh mikonand keh pas az chanta zarbeh hata ba cheshmane basteh ehsas mikoni keh badanat dareh motalashi misheh.

نام:   کریم
ای-میل:  
02:10 19 فروردین 1388


با درود هموطن گرامی آقای حمید- ب

یک بار دیگر از شما بخاطر کامنتهایتان صمیمانه تشکر می کنم و مخصوصا از تغییر در شیوه و لحن نگارش باورهایتان، که از مهمترین ارزش ها در روشنگری است.

قبل از هر چیز باید بگویم که انسان بدلیل ساختار خلقت اش یعنی همان اختیار نسبی می تواند تا یک زمانی ( مرگ ) هر چیزی را آگاهانه و حتی ناآگاهانه پذیرفته و یا منکر شود. ولی هم بخاطر دستاوردهای امروزی در قرن 21 و هم بدلیل ساختار خلقت انسانها، امکان پی گیری و یافتن مسائل غیر ممکن نیست.

در عصر پیشرفت در تمام شئونات زندگی بشری که حتی اثر انگشت مثلا دوقلوها با هم یکی نیستند تا چه برسد که میلیاردها سلولهای مغزی افراد، ولی شما نه از روی عمل افراد بلکه از روی شباهتهای طرز فکری، فردی را که به گفتۀ خودتان که نمی شناسید در باره اش قضاوت کرده و آن را در یک سایت عمومی انتشار و ترویج می دهید. و این در حالی است که این کار از 1400 سال پیش به عنوان یک عمل زشت و خطای بزرگ جزء نرم و رفتارهای اجتماعی است.

چرا که عدالت یعنی عدم تبعیض، نفی استثمار، قضاوت عادلانه و ... می باشد که از محکمات و آیه های مادر دین هستند.

پس من و دوستان همفکرم که نمی دانم کیستند نه نگران از دست رفتن اسلام، بلکه تاسفم از تسلیم نشدن افراد به این نرم ها و ارزشها و دست نیافتن ما به عدالت اجتماعی است. و گر نه اگر چیزی را که در آن حقیقتی نباشد من که سهل است حتی تمامی نزدیک به هفت میلیارد در روی کرۀ زمین نیز جمع بشوند نخواهند توانست آن را نجات بدهند. ( قانون دوم فیزیک ) مخصوصا با شتاب سریع تغییرات شکلها و شیوه های اجتماعی-فرهنگی-اخلاقی و ....


همچنان که یک فرد به عنوان یک سیسیتم آگاهانه و ناآگاهانه می تواند به این نرم ها و رفتارها پایبند بوده و یا نباشد. و تمامی سیستیم های اجتماعی ساختۀ شده توسط انسانها نیز می توانند این نرم ها و ارزش ها را علی رغم موجود در قوانین آنها پایبند بوده و یا نباشند.

پس می بینید که حقیقت عمیق تر از آن است که بشود با توهین و مسخره به عدالت اجتماعی رسید.


و همچنان که سازنده گان وسایل مختلف در یک کارخانه به همراه آن وسایل کتابچه های کاتالوک جهت راهنمایی برای کاربران چاپ کرده و می دهند و کسانی که آن وسایل را خریده اند می توانند از آن استفاده کرده و یا نکنند.

و برای بشر و خلقتی که او در آن محاط است و به مراتب پیچیده و عظیم تر از وسایل دست ساز بشر است. و از آنجایی که او در آغاز از شناختهای علمی و تبیین فلسفی بی خبر بوده، در دورانهای مختلف کتاب ( کاتولوگ ) برای راهنمایی و هدایت او که اتفاقا تمامی آن نرم ها و میزان ها در آن به زبان ساده و حتی بیشتر از آن که بشر هنوز به طور سیستیماتیک نمی شناسد در آن بوده و هست.

هر کسی که نوشته های مرا خوانده و احتمالا شما با این همه علاقه به دین آنها را دیده و یا خوانده اید، می دانند که در آن نوشته ها، ریشه و علتهای جزم اندیشی و قالبی فکر کردن را تئوریزه و تشریح کرده ام و این مسئله تنها اختصاص به دین ندارد. و در عین حال دین راه حل آن را در همان کتاب گفته است.

و من هیچ وقت برای حکومت دینی نه تنها تبلیغ نکرده ام بلکه همیشه با دلایل محکم نوشته ام که دین برای حکومت نیست. چرا که اساس ادارۀ جامعه بر اساس شوراهایی که مردم بطور آگاهانه و آزادانه انتخاب می کنند. و تمامی اینها در آن کتاب که شما میگوید در زبان آدمیزاد یعنی خواندنی، موجود است.


تغییر بنیادی در یک جامعه باید از تغییر تک تک افراد آغاز شده و وقتی که دین و یا هر باوری در باورهای مردم کشوری نقش اساسی و بنیادی بازی می کند بجای توهین و مسخرۀ آنها، بلکه باید افراد روشنگر با همان علم و دانش امروزی سعی کرده حقیقت همان دین و یا باور را شناخته و با تبیین علمی دو باره حقایق آن را اول خود عمل کرده و بعد به مردم که تشنۀ حقیقت هستند باز گردانند. و گر نه با شیوه های غلط به جنگ آن رفتن به جز مردمان آن کشور، همان صاحبهای آن شیوه ها و روش ها بیشرین آسیبها را خواهند دید. پیروز و سرفراز باشید







نام:   ناظر
ای-میل:  
14:46 18 فروردین 1388
توافق مورد اشاره ميان طالبان و حکومت پاکستان است نه ميان حکومت افغانستان و طالبان

نام:   azad
ای-میل:   golbahar@yahoo.com
02:16 18 فروردین 1388
با سلام . واقعا ان كساني كه بتوانند واقعيتهاي موجود و تا بي نهايت تلخ سرنوشت انسان را به تصوير بكشند ، جامعه انسانيت را كه الودده به اين گونه رفتار كه درد اور دچار گشته را قدمي رو به بازگشت انسان به خويشتن نزديك نموده اند.
هر كس و به هر بهانه اي انساني را به زجر و شكنجه كشاند ، بجز خود انسان نميتواند باشد ، انسان بودن با انسان از كجا تا به كجا است !!!

نام:   حمید - ب
ای-میل:  
02:11 18 فروردین 1388
آقا کریم گرامی !
من هر گز ؛ قبل از این بر نوشته ها و نظرات شما . نظری ننوشته ام . در ضمن بدون ذکر نام خودم کامنت نمینویسم . در انتها من شما را نمی شناسم و اما از شما ها با طرز فکری اینچنین تعدادی را میشناسم .
شما و سایر دوستان همزبان نگران از دست رفتن اسلام هستید ! این نشانه ی جزم اندیشی و قالبی فکر کردن است و گرنه چگونه میتوان در قرن 21 زیست و از مواهب و دستآوردهای امروزی استفاده برد و همچنان به لحاظ فکری به موهومات و خرافات دینی با پیشینه ائی بسیار زشت و خونبار اعلام اعتقاد و از آن بدتر برای نوع خوبش که هرگز وجود نداشته تبلیغ وترویج کرد . وانگهی در عصری که ما - من و شما - زندگی میکنیم . پیشرفت در تمام شئونات زندگی بشر نه ناشی از پیروی از کتابهای - مثلا - آسمانی بلکه بر عکس ناشی از تبیین علمی است که هیچ ربطی به دین ندارد . علم نتیجه تجربه ی عملی انسان است و دین ناشی از درماندگی انسانهای اولیه در مقابل مشگلات و مشقات زندگی که در صدد یافتن سر پناهی در مقابل فشارهای ناشی از ظلم و ستم بوده است و مخدری آرام بخش است که همه ی ناملایمات را توجیه میکند و لطافت میبخشد و قابل تحمل میکند . آنجا که میگوید دنیا جهنم مومن و پرهیز کار است .؛ یا آنجا که میگوید فقر و فاقه ی شما ناشی از امتحان الهی است . معنی غیر از این ندارد . ادیان درجهالت انسان و در سرزمینهای جاهلان پیدا شده و به درد همان دوران و همان سرزمینها میخورند نه بیش ار آن .شما در جائی از گفته اتان به عدالت اجتماعی اشاره دارید . این واژه در تعارض با باورهای دینی است . میتوان افرادی را یافت که آرزو و نیت خیر خواهانه داشته باشند اما این تفکر و نیت ها تا مادام که امری فردی است و به قانون زندکی تبدیل نشده فقط نظری شخصی و فردی است . بسیار خوب است . اما وقتی کارساز است که تبدیل به قانون و نرم اجتماع بشود . در دین چیزی بنام عدالت اجتماعی وجود ندارد ؛ چرا که کس دیگری در این باره تصمیم گرفته و نمیشود جامعه ائی یکسان داشت . اگر این سیستم - عدالت اجتماعی - را بخواهید از دین تخطی کرده اید . عدالت اجتماعی یکی از پایه های زندگی مدرن است و تای دیگر آن دموکراسی است که هر کدام به تنهائی کار ساز نیست و هر دو بایستی منظور نظر قرار بگیرند تا انسان سر گشته ی امروزی بطور نسبی به رفاه و آزادی برسد. در راه نگارش و تحصیل اندیشه های صحیح و انسان دوستانه برایتان آرزوی پیروزی دارم .

نام:   کریم
ای-میل:  
14:52 16 فروردین 1388

هموطن گرامی آقای حمید-ب

من نه تنها از نوشته های شما هیچ به غلیان نیامده و ناراحت نمی شوم بلکه از محبت شما نسبت به من که بیشترین کامنت ها را در زیر نوشته های کج و معوج من می نویسید بی ریا نهایت تشکر را دارم. باور کنید این باعث می شود که من عمیق تر فکر کرده و چیزهای تازه ای را یاد گرفته و بنویسم.

این درست است که شکل فن نگارش من همانند شما درست و زیبا نباشد ولی دلیلی نمی شود که محتوای مطالب شما بهتر از مال من باشد. و درست به همین دلیل من حق نگارش نداشته چرا که مزاحم وقت گرانبهاء دیگران نشوم.

و این در حالی است که من همیشه با نام خودم نوشته و می نویسم و افراد براحتی می توانند از انتخاب ذاتی خود بهره گرفته و وقت خود را صرف نوشته های کج و معوج نکنند. و الا راه حل شما حذف و یا سانسور همان شیوه و روشهای قبلی و قدیمی است که با آزادی و یا با عدالت اجتماعی در تضاد کامل قرار می گیرد و کشور ما بهای سنگینی در این رابطه پرداخته و می پردازد.

و در رابطه با حقیقت باید بگویم که شک ندارم شما مرا می شناسید! آیا در این نوشتۀ خودتان واقعا صادق هستید که چند صباحی است که به کامنت نویسی ماموریت یافته ام!؟ چگونه قضاوت می کنید. من انگیزۀ اصلی قضاوتان را نمی شناسم ولی عمر ما کوتاه و یقین دارم که در مورد ما قضاوت نهایی خواهد شد.

محتوا و جوهر نوشته های من همیشه ضد ارتجاع در هر شکل آن بوده، هست و خواهد بود و این نشئت گرفته از باورم و نه بخاطر خوش آیند دیگران است. و میزان و معیار من حقیقت است و نه کامنت گذاران که من در تلاش و کوشش آنها بخاطر آزادی و رهایی میهن شان هیچ شکی نداشته و ندارم.

و در آن نوشتۀ کوتاه بر پوسیده و ضد انسانی بودن این باورها و رفتارها از یک طرف، و مشابه بودن واکنش و شیوه های شما در رابطه با مسائل ( اجتماعی-فرهنگی-اخلاقی ) با حاکمان ارتجاعی و هوادرانشان از طرف دیگر تاکید کرده بودم.

پس هیچ جایی برای خشم همراه با کلمات تند نیست دیالوگ روشنگرانه و احترام به انتخاب آزادانۀ افراد می تواند ما را به خود و بعد به هدفهایمان نزدیکتر کند. با سپاس و آرزوی موفقیت در هدف تان




نام:   حمید - ب
ای-میل:  
01:13 15 فروردین 1388
آقا کریم گرامی !
لطفا بفرمائید . جهت این - واکنشهای احساسی همراه با توهین و خشم - چه کسی و یا چه مکتب و تفکری را نشانه گرفته که - هیچ نشانی از ترقی و روشنگری در آن نیست - آیا شما را نشانه رفته است که بدین سان به غلیان آمده اید !؟ آنقدر که سرکار کاربران و از آنجمله مرا - مثلا - به صلابه کشیده اید ؛ کمترین انتقادی به عمل شنیع آن جنایتکاران مرتجع مسلمان نکرده اید ! اجازه میفرمائید عرض کنم که سوراخ دعا را اشتباه گرفته اید و راه را عوضی آمده اید .
واژه ها و جملاتی بکار برده اید که ناب , جدید و قابل تعمق است ! مثلا آنجا که میفرمائید - این چند سطر را نه بخاطر اسلام که یک - کتاب - است و هیچ احتیاجی به دفاع من ندارد - .!؟ اولا اسلام کتاب نیست بلکه یک دین است و آنهم از نوع کاملترینش !!!! و آن کتاب که شما میفرمائید قانوآن این دین است و در زبان آدمیزاد بمعنی خواندن است . پس شما معتقد هستید که کمتر از آن هستید که از اسلام دفاع کنید !؟ از همین جمله اتان میشود فهمید علت خشم و غضب شما نسبت به کاربران از جمله من سر چشمه اش کجاست . اسلام دینی است که بیش از 1400 سال و بطور مشخص 30 سال است که مردم ما - ایرانیان را میگویم - به فقر و فلاکت و اعتیاد و فحشاء و به نابودی کشاندن میهنمان را و حیثیت و شرف ما ایرانیان را نشانه رفته است و بهمین دلیل هم این تفکر متحجر و تحمیلی باید ریشه کن شود و به زباله دان سرازیر گردد بهمراه همه ی آنانی که آن را تبلیغ میکنند و بقول خمینی جنایتکار - اسلام احتیاج به دفاع ندارد ؛ خدا خودش از آن دفاع میکند - همانطور که شما میگوئید.!
در ضمن من نتوانستم به معنی ژرف این کلام ناب شما پی ییرم ! - بلکه بدترین دوستی آن است که آدم حقیقت را بداند ولی به دیگران نگوید - لطف کنید توضیح بدهید منظورتان چه بوده است !؟
حقیقت را بخواهید . هذیان گوئی و پریشان نویسی شما خود بخود مینمایاند که آبشخور فکری اتان کجاست و چگونه است که چند صباحی است که به کامنت نویسی ماموریت یافته اید . من نمیدانم چرا جهت قلم کج و مغوج شما به سمت کامنت گذاران چرخیده ؛ بجای اینکه این تفکر رذیلانه و عقب افتاده که میهن ما را بر باد داده است را نشانه رفته باشد !؟؟ در ضمن سایت روشنگری ؛ همانطور که از نامش پیداست خود دست به روشنگری میزند و نیازی به آنانی که تازه دست به قلم شده و احساس روشنفکر ی میکنند ندارد. لطف کنید تمرینات شیوه ی نگارش نامه و انشاء نویسی اتان را در منزل و در یک دفترچه 100 برگی خط دار بنویسید و مزاحم وقت گرانبهاء دیگران نشوید . در فن نگارش پیروز باشید.

نام:   کریم
ای-میل:  
17:23 15 فروردین 1388


همواطنان -

نوشته های شما فقط نشئت گرفته از واکنشهای احساسی همراه با توهین و خشم است. و هیچ نشانی از ترقی و روشنگری نه تنها در آن نیست، بلکه همانند ارتجاع حاکم برای مبارزه با باور حتی از نوع پوسیده و ضد انسانی آن و استعمار خارجی به شعار مرگ بر آن و مرگ بر فلان پرداخته اید.

که انگار مردم و مخصوصا روشنفکران یک ملت هیچ نقشی در وضعیت کشور خود نداشته و ندارند. و استعمار نیز فقط از طریق دین آن هم فقط اسلام است ( که قبل از استعمار نو نیز بوده ) براحتی نفوذ کرده و مشغول غارت و چپاول یک کشور می شوند.

و این حرفها را بعد از سی سال کسانی می نویسند که ادعای نیروی مترقی بودن دارند و خارج از سلطۀ اسلام در خارج از کشور نشسته و همه جور امکان در دسترسشان وجود دارد. و دلشان هم خوش است که در سایت روشنگری به روشنگری مشغولند.

و این چند سطر را نه بخاطر اسلام که یک کتاب است و هیچ احتیاجی به دفاع من ندارد، بلکه بدترین دوستی آن است که آدم حقیقت را بداند ولی به دیگران نگوید. موفق باشید





نام:   حمید
ای-میل:  
14:38 15 فروردین 1388
با دورد
من فکر میکنم که این ویدئو علی رغم اینکه وحشی گری طالبان واسلامی ستها را نشان میدهد ولی انتشار این ویدئو ونشان دادن آن برعلیه مقام انسانی این دختر است که اکنون در اینترنت نیز به بهانه نشان دادن وحشی گری طالبان نشان داده میشود .باید در مورد آن نوشت ولی نشان دادن آن همان مقصدی است که این فناتیکها میخواهند به آن برسند . باید این وحشی گری را برعکس بایکوت کرد وندید وبرای دیدن بایکوت آن تبلیغ کرد

نام:   دوست
ای-میل:  
11:47 15 فروردین 1388
د رود بر شما حميد ب كه خوب نوشتي

نام:   حمبد - ب
ای-میل:  
14:21 14 فروردین 1388
مرگ بر آمریکا و مرگ بر انگلیس و مرگ بر زاده و دست پرورده ی آنها اسلام ! توحش ؛ توحش اسلامی . شناعت , شناعت اسلامی ! تف بر آنان که خواهان ادامه و بقای این تفکر ضد بشری و ضد انسانی بر یرنوشت انسان و بر حیات انسانند .
آیا هستند کسانی که با دیدن این صحنه ی فجیع - یک از صد ها هزاران - خونشانشان از خشم به غلیان در نیاید . آیا هستند کسانیکه بازهم اسلام بخواهند و از آن بدتر قوانین این تفکر غیر انسانی را اشاعه بدهند و دین اسلام را کامل ترین ادیان بنامند .
این دین را بهمراه باور مندانش باید در گور کرد . تا حقه بازان نوکر سرمایه آنر ا دو باره احیاء نکنند و خون و جان و هستی و فرهنگ و حیثیت مردمانی را فدای امیال جنایتکارانه خود قرار ندهند. مرگ بر سرمایه داری و دست آویز جدیدش- اسلام - که از آن برای سرکوب نیروهای مترقی کشورهای عقب مانده ی اسلامی استفاده میکند مرگ بر انگلیس کارخانه اسلام سازی و اسلام پروری و بالاخره مرگ بر جمهوری های جرم و جنایت اسلامی در سراسر گیتی !

نام:  
ای-میل:  
14:20 14 فروردین 1388
این از برکات اسلام عزیز است. این یعنی اسلام واقعی و عملی - اسلامی که گواهی دو زن حتی بزور مطابق گواهی یک مرد؟؟؟ است. حال کسانی که با هزار ترفند سخیف سعی بر این دارند که این باور هولناک و ضد بشری را تبلیغ کنند خود در این چاله لجن آلود افتاده اند. جنایت و شکنجه از اسلام عزیز تشعشع میکند و لا غیر.


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت
آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
12شهريور.قطع ملاقات سکينه محمدی و درخواست کمک خانواده او از برزيل 2010‑09‑03
11شهريور.کاريکاتور:پاسخ جولی برچيل به فحاشی های «ديکتاتوری زن ستيز جنايتکار» و رسانه اش 2010‑09‑01
10شهريور.پسر سکينه محمدی آشتيانی از اعدام ساختگی مادرش خبر داد  2010‑09‑01
10شهريور.تهاجم لباس شخصي‌ها و بازجويی خيابانی از زهرا رهنورد 2010‑09‑01
10شهريور.حکم تروريستی کيهان:همسر سارکوزی خود مستحق مرگ است! شاهد ادعای رامين مهمان پرست مبنی بر رعايت کرامت انسانی 2010‑08‑31

اخبار ومقالات مربوط به زنان در روشنگرى(كليك كنيد)


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد