www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

حرکت مشترک...

*دو نفر از پنجره باز ساختمانی ما را ديدند و وقتی کاغذها در هوا پخش شد فرياد تشويق آنان نيز به هوا برخاست....

روشنگری: گزارش دريافتی به مناسبت هشت مارس که عينا درج می شود:


حرکت مشترک زنان چپ در تهران و کرج به مناسبت روز جهانی زن
8 مارس 2009 ( 18 اسفند 1387)

پس از گفتگو و برنامه ريزی های فراوان روز يکشنبه 18 اسفند برای اجرای حرکت مشترک زنان چپ انتخاب شد: ساعت 5 تا 30/5 غروب همزمان در تهران و کرج. چهار گروه درتهران و دو گروه در کرج. از چهارگروه تهران دوگروه موظف شدند که علاوه بر پخش تراکت به نصب طومار شعارها نيز بپردازند. دو گروه ديگر وظيفه اشان پخش تراکت ها بود. طومارها در بالای پل های عابر پياده: يکی بالای پل عابر پياده ی ميدان هفت تير و ديگری بالای يکی از پل های بزرگراه جلال آل احمد نصب شد. تراکت های تهران در ميدان هفت تير، ميدان وليعصر، پارک دانشجو، ميدان انقلاب، ستارخان، مجتمع تجاری ميلاد نور، ستارخان، گيشا، حکيميه تهران پارس، شهرک اميد در شرق تهران و در کرج: در منطقه پل آزادگان و سه راه گوهردشت به اشکال مختلف پخش شد: تعدادی از تراکت ها به دست مردم داده شد، تعدادی در خانه ها و کوچه ها انداخته شد. و تعدادی ديگر از بالای ساختمانها و يا پلهای هوايی عابرپياده و يا در خيابانها بين جمعيت پخش شد.

برخی از شعارهايی که روی طومارها نصب شده بودند ويا به صورت تراکت پخش شدند:
هشت مارس روز جهانی زن گرامی باد
لغو حجاب اجباری: خواست مسلم زنان
مردم از فقر و گرانی به تنگ آمده اند
زندانی سياسی آزاد بايد گردد
گلزار خاوران ماندگار در تاريخ ايران و جهان
آزادی بيان، عقيده، انديشه، رسانه، تشکل، تجمع، تظاهرات و...
آزادی زنان، آزادی جامعه
کارخانگی زنان در خانواده بيگاری آشکار است
نابودی محيط زيست، آلودگی آب، زمين و هوا از سياست های سلطه طلبانه، سودجويانه و تخريبی سرمايه داری است
جهان ديگری ممکن است: به دور از سلطه و سرمايه...
خانواده مردسالاری از عوامل تحکيم فرودستی زنان است
خشونت جسمی و روانی عليه زنان در همه عرصه ها ممنوع
لغو هرگونه شرايط نابرابر کار زنان، لغو قراردادهای موقت، لغو نابرابری دستمزد برای کار برابر
اعدام، سنگسار، شکنجه، قصاص و... محکوم است
محو نظام سلطه و سرمايه ی جهانی
محو هرگونه تبعيض اعم از جنسيتي، طبقاتي، حقوقي، مذهبي، نژادي، قومی و...
گسترش صنايع نظامی به ويژه صنايع هسته ای يعنی نابودی انسان و محيط زيست و..
آيا می دانيد به جای صرف بودجه های کلان برای جنگ و کشتار می توان ميليونها امکان شغل سالم ايجاد کرد
ورزش عاری از بار جنسيتی: خواست زنان
ورزش آزادنه در همه رشته ها حق مسلم زنان است

در زير گزارشی است از يکی از گروههای تهران که مناطق: هفت تير، ميدان وليعصر، پارک دانشجو و ميدان انقلاب را پوشش دادند:

از مدتها قبل در انتظار روز جهانی زن شور و شوقی برما حاکم بود و از سويی نگرانی از اينکه با توجه به اوضاع و احوال نامساعد آيا می توان مراسم بزرگداشتی داشت يانه.
در ايران زنان درگير مشغله ها و مسائل گوناگونی هستند. در مناسبت های ويژه و نقاط عطفی چون 8 مارس که اولويت آن ساير مسائل را تحت الشعاع قرار ميدهد کارها فشرده تر می شوند، بخصوص با توجه به جو حاکم براين روزها که آخرين روزهای سال است، شروع سال جديد و نوروز.
حوالی عصر به سمت ميدان هفت تير، يکی از شلوغ ترين ميادين مرکزی تهران روانه شديم با طوماری از شعارهايی که چکيده ی تفکری در اقليت بود.
پس از يک بررسی سريع بر روی اولين پل هوايی عابر پياده در بلوار کريمخان رفتيم و طومار را نصب کرديم. به هنگام پايين آمدن از پله ها راننده ی اتوموبيلی که تصادفا هنگام عبور ما را ديده و توقف کرده بود، با اشاره ی سرودست از ما حمايت کرد. از اين حرکت حس مثبتی در ما ايجاد شد: اينکه عليرغم تمام فشارها و سرکوب ها هنوز حس اعتراض و مبارزه جويی در مردم زنده است.
به سوی ميدان وليعصر راهی شديم. به بالای يکی ازساختمان های تجاری رفتيم و از پل ارتباطی بين دو ساختمان اين پاساژ مقداری از تراکت ها را به پايين ريختيم. دو نفر از پنجره باز ساختمانی ما را ديدند و وقتی کاغذها در هوا پخش شد فرياد تشويق آنان نيز به هوا برخاست. با ديدن عابرانی که تراکت ها را برداشته با تعجب اطراف را نگاه می کردند و به خواندن می پرداختند احساس شعف می کرديم. به ميدان هفت تير برگشتيم و بر روی پل هوايی عابر پياده که درست مقابل مسجد است، تعدادی ديگر از تراکت ها را پخش کرديم. پس از آن به ميان عابرين رفتيم و ضمن تبريک روز زن با تک تک مردم صحبت کرده و تراکت ها را به دست آنان داديم. عکس العمل ها و برخوردهای مردم بسيار خوب بود. بعضی از زنان ضمن تشکر می گفتند در اينجا کسی به فکر زنان نيست و از اينکه شما به ياد ما هستيد خوشحاليم. متاسفانه تعدای از مردم به ويژه زنان از وجود چنين روزی بی اطلاع بودند و در اين مورد سوال می کردند. بعضی از مردان خودشان به سمت ما آمده و سوال می کردند و تراکت ها را می گرفتند که پخش کنند.
روی هم رفته برخورد مردم حمايت گرانه و تشويق کننده بود. اين تجربه نشان داد که عليرغم جو اختناق و سرکوب حاکم و فضای پليسی به ويژه در مناسبت های خاص که گاه در حد حکومت نظامی فضا پليسی می شود، می توان با مردم مستقيم ارتباط برقرار کرد و نظرات خود را طرح نمود.
20 اسفند 1387

   21 اسفند 1387    00:19


نظر شما
نام:   bahram
ای-میل:   mohabat 67@yahoode
20:39 2 فروردین 1388
khanomeh rosa cheghadr rudeh darazee mikoni tamamash kon on zanan keh dar iran dast be mobarezeh mizanand anghader shahamat darand keh shoma nemitavani dar bareh anha harf bezani.

نام:   فرزين
ای-میل:  
11:16 26 اسفند 1387
خانم رزا و دوستان ديگر!
هر از گاهی، که کانالهای ماهواره ای را نگاه می کنم، از جمله کانالی هست به نام ,تصوير ايران, و چند تا ترانه به همراه تصاويری دل انگيز از طبيعت ايران پخش می کند. گاهی اين کانال برنامه ای از پاريس، از آقايی مذهبی پخش می کند، که من متاسفانه هرگز فرصت نداشته ام آنرا از اول و بطور کامل نگاه کنم. حتی نام آن آقا را هم نمی دانم. پيش خودم نامش را گذاشته ام آقای ,شانُه,- بر قياس جملۀ معروف آقای راشد، که می گفت: ,بسمه تعالی شانُه, و سپس روده درازی های خنده داری می کرد. اگر شانس بياورم، چند تا از برنامه های ايشان را بطور کامل تماشا خواهم کرد، ولی شرطش اين است، که برای ديدن چنين برنامه هايی، و برای آنکه آدم خوب بتواند توی بحرش برود، بايد دست کم يک بطری ودکای تگری، همراه با مخلفات، کنار دستش باشد. باور بفرماييد از برنامۀ حجت الافساد والمفسدين دانشمند نيز خنده دارتر است.
طرف آسمان و ريسمان را طوری ,بی خرز, به هم می دوزد، که من از خنده روده بر می شوم. به همۀ کسانی، که غمگين هستند، تماشای اين برنانه را سفارش می کنم.
مثلا؛ طرف از همۀ آگاهی های خودش در بارۀ کهکشانها و حفره های سياه و ... استفاده می کند، تا ثابت کند تونلهايی در فضا وجود دارند و مولانا جلال الدين بدون داشتن وسايل امروزی، خودش راسا و به تنهايی، از همان تونلها از زمين به ماوراء کهکشانها زده و به خدا رسيده بود. و هر شب کارش همين بود-هی تونل می زد و هی در راه زمين تا ايستگاه الله در رفت و آمد بود.
اما برای اينکه بينشگران محترم-به گفتۀ آقای خياطباشی- آمادۀ درک مطلب بشوند، آقای شانُه از ملکولها و ...چيزهای جالبی تعريف می کنند، که به توضيحات آقای راشد شبيه می شود: آن سربازی، که قمقمه داشت، فانوسقه داشت، در قمقمه خودش آب داشت، قمقمه خودش را به فانوسقه خودش زده بود، فانوسقه خودش را به کمر خودش بسته بود....
خانم رزا هم هرچه می گويی ,طبقه, چيست و مفاهيم اقنصاد سياسی و ... چيستند، باز بساط را به هم می ريزند و اصلا با خود رهبران آنارشيسم و انديشۀ آنها هم نمی خواهند آشنا بشوند، ولی مرغشان همان يک پا را دارد و هرچه دانش و مطالعه است را به سخره می گيرند. برای تفريح هم شده، من به خانم رزا پيشنهاد می کنم سيستم فکری خودشان را برای خوانندگان روشنگری تشريح بفرمايند.

نام:   رزا
ای-میل:  
09:28 26 اسفند 1387
فرزین من هم از آشنایی با شما شاد شدم. من ترجیحا علاقمندم به فارسی بخوانم. چون داره کم کم زبان دوم میشه. آنارشیسم هم چهره نداره سر نداره رهبر هم نداره . آنارشیسم نوع زندگی است.کنکور ورودی به جنبش هم نداره :-) البته در گزینش سیستم حاکم با رتبه بالا در مرحله تحقیقات بعد از دکترا مشغولم...به همین دلیل از طرف سیستم فعلا آزادم با قرار وثيقه! مسلما آقایانی که نام بردید پاسخ سوالات شما را دادند. من ترجیحا از منابع دیگری استفاده میکنم. نیوتن در کهکشان معتبر نیست. ضد سیستم کنونی هم دنبال تکه ایی از کیک خوشمزه نیست. ما قنادی را هدف قرار دادیم! شما فعلا دهانتان را شیرین نگه دارید و کارت ورودی کنکورتان را پخش کنید. کار ما به پایین کشاندن استادان نیست :-)

نام:   فرزين
ای-میل:  
01:20 25 اسفند 1387
خانم رزا!
باور بفرماييد قصد من هرگز رنجاندن شما نبوده است. اگر من در بحث خودم تند هستم، به معنی تمايل به رنجاندن طرف مقابلم نيست.
در آخرين کامنت خودتان جمله ای را از نوشتۀ من نقل کرده ايد، که مال من نيست. اين جملۀ کارل مارکس است.
اينگونه که پيداست، شما نه تنها با آثار مارکس و انگلس آشنايی نداريد، بلکه چهره های سرشناس آنارشيسم و کلا، تاريخ آنارشيسم را نيز نمی شناسيد. بهتر است کمی به مطالعه در اين باره بپردازيد. شايد بتوانيد در آينده به جنبش دمکراتيک و دست يافتن زنان ميهنمان به حقوق انسانی کمکی بکنيد.
نمی دانم به کدام زبان اروپايی وارد هستيد، ولی شايد بتوانيد به منابع زيادی دسترسی داشته باشيد. از فرصتی، که در خارج از کشور به دست آورده ايد، برای مطالعۀ بيشتر سود ببريد. و باور داشته باشيد به سخن مارکس، که گفته بود: به همه چيز بايد شک کرد- به نقل از النورا مارکس، کتاب دو جلدی خاطراتی از مارکس و انگلس، چاپ روسی.
پس باورهايتانرا دوباره مرور کنيد. خانه تکانی کنيد و در دنيای مادی زندگی کنيد، نه در اتوپيسم آنارشيستی.

نام:   رزا
ای-میل:   http://www.rosaarchiv.blogfa.com/post-5.aspx
22:00 25 اسفند 1387
فرزین: "انديشۀ مردم شکل نحوۀ زندگيشان را تعيين نمی کند، بلکه برعکس، نحوۀ زندگی اجتماعی آنها شکل انديشه شان را تعيين می کند."
رزا: زنان بعنوان پرولتاریای پرولتاریای و با توجه به نقش تولید نیروی انسانی بعنوان طبقه تولید کننده در انقیاد مردان هستند. به خاطر تولید مثل و تولید نیرویی کار همواره توسط مردان دولت مردان و ساختارهایی مردان در اپوزیسیون با آنان قرار دارند.
در نهاد خانواده حق زن بر بدنش گرفته شد. چه در مورد تولید مثل چه در مورد سقط جنینش. از طرفی مردان اغلب بجای خود ارضایی ترجیحا در بدن زن خود ارضایی میکنند. اجازه اینکار را با ازدواج از زن و یا سرپرست آنان میگیرند و یا با پرداخت پول در گوشه بوردل "محل خرید تن زن" و یا خیابان! کنیز در دوران سالمندی و بیماری پرستار پدر، شوهر و کودکان است.
امتیاز اعمال قدرت بروی زنان از طرف سیستم به مردان داده شد. اینگونه سیستم در ایجاد موسسات بهداشتی، خانه سالمندان و غیره صرفه جویی کرد و همکاری همجنسانش را در سرکوب علیه زنان از طبقات و اقشار مختلف تضمین کرد.
زیر سوال بردن نهاد خانواده از سوسیالیست تا سرمایه دار، از مرتجع تا دمکرات و.... را علیه زنان متحد میکند. پاشنه آشیل ی که غول سرمایه را به خاک میکشد وقتی زنان اختیار بدنشان را بدست بگیرند . مثلا تولید مثل نکنند. اجازه خود ارضائی مردان را در بدنشان ندهند. از بردگی در خانه سر باز زنند. زنان بعنوان طبقه اجتماعی نه تنها قادرند سرمایه را سرنگون کنند بلکه سالاری مردان را نیز. برای همین است که در تمام ایدئولوژی ها سعی در سرکوبشان است. البته زنان آنارشیستی مانند "اما گلدمن " با رفقا همان زمانها تصفیه حساب کردند. زنان احزاب و گروههای شما اغلب در خماری مبارزات دوش به دوش کماکان مشغول سرویس دادن به رفقا هستتند.. البته آنها نیز دیر یا زود به هژمونی مردان خاتمه میدهند. جدا شدن زنان از سازمانها و احزاب و ریزش دایم در ساختارهای مردانه و سازماندهی جدای مبارزه، تلاش در استقلال اقتصادی از مردان ، استقلال روحی را نیز بدنبال دارد.
فرزین:آزادی بی قيد و شرط و آنارشيسم در روابط جنسی است، که از همين راه به آنارشيسم و عدم تعهد اخلاقی در جامعه منجر می شود.
رزا: تعهد اخلاقی به کی؟ آزادی بی قید و شرط چه اشکالی دارد؟ در زیر نظر اما گلدمن:-)
ازدواج و عشق
http://www.rosaarchiv.blogfa.com/post-5.aspx


نام:   shahram
ای-میل:  
19:30 25 اسفند 1387
roza eteghadateh shoma khili aghab oftadeh ast digar iyn chez ha ra nenevesid sangintar mishaved.

نام:  
ای-میل:  
17:24 25 اسفند 1387

چپی که کماکان به نهاد خانواده بچسبد همانا چپ سنتی ای است که نهایت رادیکالیسمش همان رفرم است و دمکرات کردن سیستم و ساختارهایش!
سرکار خانم رزا
ضرب المثلی می گوید " شب دراز و قلندر بیدار"
زمانی که یکی از دختران شما یا بستگان شما بخواهند خانواد ه ی غیر سنتی ی شما را تشکیل دهند، خواهیم دید که شما چنان با حمایت همسرتان مانع این نوع زندگی خواهید شد که به آق کردن نکشد دختران شانس آورده اند. از کوزه همان تراود که درود.
در دهه 40 به بعد که دوست دختر و پسر گرفتن آهسته آهسته آغاز شده بود چند مادر ( پدران به کنار) به خاطر دوست شدن با پسری با آنها جنده نمی گفتند؟
زمانی که از فرهنگ مردسالار صحبت می کنیم بسیار از زنان هم پیش برنده همان فرهنگ بودند و هستند. زنان حزب الاهی را به بینید چطور علیه حقوق حقه زنان، زنان را سرکوب می کنند.

نام:   حمید - ب
ای-میل:  
17:24 25 اسفند 1387
خانم رزا !
نوشته های شما مهوع , روده درازی و آسمان و ریسمان کردنهای بی منطق است . بیشتر به جیغ های هیستریک زنی شباهت دارد که از مردی بسان خودش کتک خورده , پر از غیض و غضب , کینه و نفرت به مردان است . نمونه کامل این نوع نوشته های تهوع آور . بنام مثلا کامنتی در ذیل مطلب ( بیانیه ی , زنانی دیگر .... ) در همین سایت روشنگری است . سعی کنیم فضای سایت را با اینگونه هرزه گوئی و هرزه نویسی آلوده نکنیم. همه تابو ها در رحتخواب و پس از آن خلاصه نمیشود ! غم مردم ما تنها مسائل رختخوابی نیست ؛ آنان بیش از هر چیز به نان به آزادی و امینت فکری و شغلی نیازمندند.

نام:   فرزين
ای-میل:  
17:32 25 اسفند 1387
خانم رزا!

اينکه بنده نوشته ام شما خواهان بی نظمی در روابط جنسی هستيد، از نوشتۀ خودتان برداشت کرده ام. نگاهی به کامنت نخست خودتان بياندازيد:اشاره به ازدواج گروهی و رد کردن خانواده، به معنی آزادی بی قيد و شرط و آنارشيسم در روابط جنسی است، که از همين راه به آنارشيسم و عدم تعهد اخلاقی در جامعه منجر می شود.
و اما بد نيت تکه ای از ,موعظۀ فرد انقلابی, اثر نچايف و ديکته شده از سوی باکونين را، که از روسی ترجمه کرده ام تقديمتان کنم:

21- طبقهء ششم و مهم- زنان، که بايد به سه دسته بخش شوند:
برخی ها، پوک، بي فکر و بيروح هستند، که آنها را می توان مانند مردان طبقهء سوم و چهارم مورد استفاده قرار داد.
دستهء ديگر- پرحرارت، وفادار و بااستعدادند، اما مال ما نيستند، زيرا تا حد ادراک واقعی بدون سخن و حقيقی انقلابی روی آنها کار نشده است. آنها را می توان مانند مردان طبقهء پنجم مورد استفاده قرار داد.
سرانجام، زنهايی که کاملا مال ما هستند، يعنی بطور کامل وقف شده و برنامهء ما را در کل پذيرفته اند. آنها رفقای ما هستند. ما بايد به آنها همچون گنجينهء پربهای خودمان نگاه کنيم، که بدون کمک آنها نمی توانيم کاری انجام بدهيم.,.
مردان و زنان در دسته بندی های نچايف، صرفا بعنوان ابزار هستند- ابزاری، که در دست ده تن از رفقای رهبری قرار دارند و به هيچ درد ديگری نمی خورند. در نهايت، هيچ زنی دارای حقوق برابر با مرد نمی باشد. نچايف از زنها استفادۀ جنسی می برد (نمونه اش، اغفال دختر گرتسن پرداخت و دختر بيچاره با مشکلات روانی روبرو شد). اصولا، تجاوز و سوء استفادۀ جنسی از زنان را نچايف برای خراب کردن آنها و کشاندنشان به همکاری ,انقلابی, بررسی می کرد.
اين اخلاق آنارشيستی است. در هيچ مورد ديگری نيز نمی شد به نچايف اعتماد کرد. کافی بود چند لحظه در اتاق تنها باشد، تا عکسها، نامه ها و ... را بلند کند و سپس آنها را برعليه صاحبجانه به کار ببرد.
آنارشيسم- يعنی بی پرنسيپی مطلق.

نام:   فرزين
ای-میل:  
17:31 25 اسفند 1387
خانم رزا!
شما در همين پاسخ زيرين عدم درک آنارشيستها از مقوله ای به نام ,طبقۀ اجتماعی, را به نمايش گذاشته ايد.
مارکسيسم ,طبقه, را در پيوند با جايگاهی می داند، که در روابط توليدی در جامعه دارا می باشد.
البته در کتابهای درسی دورۀ دبيرستان در زمان شاه، بخوبی يادم هست، که به وجود طبقات در جامعه اعتراف شده بود، ليکن طبقات را ,طبقۀ جوانان,، ,طبقۀ دختران,، ,طبقۀ سالمندان, و ... ناميده و خواسته بود ديدگاه طبقاتی و جايگاه مردم در روابط توليدی را مخدوش کند.
ليکن، حتی پيش از مارکسيسم و بصورتی خام وجود طبقات اجتماعی در پيوند با نقش مردم در روابط توليدی بر سر زبانها بود.
خانم رزا!
شما از لنين نام برده ايد. من سالهاست، که لنينيست نيستم و لنين را در بسياری از موارد نقد کرده ام. لنين نيز ديدگاههای آنارشيستی داشت. او ,بلانکيست, بود . در هر دورۀ فعاليت خودش اين را به نمايش گذارده بود. بحث در بارۀ اين موضوع را بايد در جايی ديگر انجام داد. اما، ديدگاه آنارشيستی شما، تنها به مسالۀ روابط جنسی مربوط می شود و استثمار فرد از فرد را نه در روابط اقتصادی-اجتماعی و وابستگی طبقاتی برآمده از روابط توليدی، بلکه از رابطۀ سکس بين زن و مرد نتيجه گرفته ايد. شما می پنداريد اگر زن آزادانه با مرد رابطۀ جنسی داشته باشد و کسی به کس ديگر تجاوز جنسی نکند، بقيۀ قضايای جامعه خود بخود حل خواهند شد و مثلا سرمايه داری ريشه کن خواهد شد و زحمتکشان به رفاه دست پيدا خواهند کرد!!!!!! اتوپيسم تا چه حد؟؟؟؟؟؟؟؟ راستش چنين چيزی را حتی ماکس شتيرنر و پرودون هم به اين ابتذال بيان نکرده بودند. ليکن باکونين و از طريق وی، سرگی نچايف، چنين ديدگاهی را کمابيش ابراز کرده بودند.
نچايف مانيفست معروف خودش -,موعظۀ فرد انقلابی,-را زير تاثير باکونين نوشت و در آن به زنان همچون ابزار شهوترانی مردان و وسايل رسيدن به هدف نگاه کرده بود.
بايد اشاره کنم، که روان اجتماعی در پيوند با جايگاه انسان در روابط توليدی شکل می گيرد. رابطۀ بين زن و مرد-حتی رابطۀ بين زن و شوهر- در تاثير از جايگاه آنها در روند کار و توليد می باشد. سرکوب سيستماتيک مرد در جامعه، ريزش خشم و عقده ها را به درون روابط خانوادگی مرد کارگر موجب می شود. جدا کردن مردان و زنان جامعه به دو اردوگاه متخاصم و ديدن اشتراک منافع در بين همۀ زنها و همۀ مردها- نديدن اصل مطلب و خود گولزنی است. زيرا مردان و زنان در موقعيت های اجتماعی گوناگونی هستند و ای بسا زنی از طبقۀ سرمايه دار بر ميليونها مرد حکمرانی دارد. همۀ زنها و يا همۀ مردها به يکسان از امتيازات اجتماعی برخوردار نيستند. بنا بر اين مفاهيم اتوپيستی ,طبقۀ زنان, و ,طبقۀ مردان,، ,طبقۀ سالمندان, و ... از هيچ پايۀ ماترياليستی يی برخوردار نيستند.
در پايان، تکه از کتاب ,آنارشيسم و سوسياليسم, نوشتۀ پلخانوف را، که از روسی ترجمه کرده ام می آورم، تا با سيستم فکری مارکس بيشتر آشنا شويد:
,...برای مارکس اين ,شرايط, هيچ چيز رمزآلودی در خود ندارند. آنها بوسيلۀ موقعيت نيروهای توليدی مشخص می شوند، که هر جامعۀ مشخصی آنها را تنظيم می کند: ,آناتومی جامعۀ بورژوازی را می بايد در اقتصاد سياسی جستجو کرد,. فرموله کردن جهانبينی تاريخی مارکس را به خود او وامی گذاريم:
,مردم در توليد اجتماعی فراورده های لازم برای زندگيشان، وارد روابط مشخص ناگزير خارج از ارادۀ خود- در روابط توليدی مطابق با سطح مشخص پيشرفت نيروهای مادی توليديشان- می شوند. مجموعۀاين روابط توليدی، ساختار اقتصادی جامعه را پديد می آورد، آن پايۀواقعی، که رويش روبنای حقوقی و سياسی گذارده می شود و اشکال مشخص آگاهی های اجتماعی در تطابق با آن قرار می گيرند. شيوۀ توليد ابزار مادی هستی شرايط روند اجتماعی، سياسی و بطور کلی روانی را فراهم می آورد. انديشۀ مردم شکل نحوۀ زندگيشان را تعيين نمی کند، بلکه برعکس، نحوۀ زندگی اجتماعی آنها شکل انديشه شان را تعيين می کند.
نيروهای مادی توليدی جامعه در مرحلۀ معينی از پيشرفت خود با روابط موجود توليدی، يا با خدمتگذاران آن، که تنها بوسيلۀ عبارت حقوقی روابط مالکيت به آن خدمت می کنند، که در بطن آنها اين نيروهای توليدی رشد يافته اند، وارد تضاد می شوند. از اشکال رشد نيروهای توليدی، اين روابط تبديل به پابندشان می شوند. آنگاه دوران انقلاب اجتماعی فرامی رسد.,(3),.

نام:   رزا
ای-میل:  
09:16 25 اسفند 1387
احمد اگر منظورتان من هستم . من تا حالا با کسی بدون لذت بردن از همدیگر نخوابیدم. اگرچه اغلب ما کودکان تجاوز پدر به مادرانمان هستیم کودک من در ارگاسم 2 طرفه نطفه اش بسته شد. کودک من پرسید پدر کجاست. گفتم نمیخواهد با ما باشد. اگر این از طرف کودک کودکستان قابل پذیرش است امیدوارم مغز بزرگسال شما هم قبولش کند. البته دفعه بعد حتما سراغ بانک اسپرم میروم. جالب است که پدر از حق پدری چشم میپووشد. اما پدرسالاری کانون وکلا دارد. دولت سرمایه به تصمیم 2 طرف احترام گذاشت. خود کمونیست خوانده اما دنبال حق کروموزوم مرد است و لی این کروموزوم ایگرگ پاتنتش را ثبت نکرده و دادگاهی کردن من بی نتیجهه است.
کودک من مسلما نه حق من را بر زندگی اش میپذیرد نه پدر و نه سیستم را. برای این مورد تمام تلاشم را میکنم که آنقدر قوی باشد که بگذارد جنازه اخلاق سرمایه دارانه باد کند و بوی آن آزارش ندهد:-)
نگران کودک من نباشید. خود را به ثبت رسانید تا ارزان مصرف نشوید:-)

نام:   Rosa
ای-میل:   http://www.rosaarchiv.blogfa.com/post-335.aspx
09:14 25 اسفند 1387
فرزین خوشبختانه آنارشیستها تنها نیستند و بسیاری از منتقدین به سیستم نیز اندیشه شان را "به روز" کردند. آنارشیست ها البته اغلب آنچه را در تئوری درست میدانند در زندگی روزمره به کار مییبرند.شما البته بیشتر به فکر امتیازتان هستید به دلیل جنستان. تفکر شما حتی در ایران هم تاریخ مصرفش تمام شد. کمی مطالعه کنید. گاف زیاد دارید:-)
شوروی سالهاست که ساقط شد! زندگی در کمون و اینکه نوشتید:از ديد آنارشيستها، زن و يا مرد حق دارد هر شب که دلش نخواست به خانه نيايد و کنار ديگری بخوابد... من را یاد بسیج انداخت. که کمونیست =خدا نیست! مگر در مکتب شما زن و یا مرد امضا دادند در خانه بدون میل 2 طرف به هم تجاوز کنند؟ نه خدا نه نه مرد نه سالار نه سرور نه ... رها .. من هم نه میگزارم بهم تجاوز بشه نه 4چوبی را به خودم و یا دیگری تحمیل میکنم.. خرج زندگی را هم نداشته باشم از رفقام کمک میگیرم. اگر داشتم هم با هم خوردیم و تاکنون بحث پول نداشتیم. اینکه شما هنوز مشکل پول مرد و پول زن دارید برایتان متاسفم. من و دوستانم دستمان مدام در جیب همدیگر است. اگرچه جییبهایمان خالی است. اما ملاحظه میفرمایید که هنوز زنده ایم! کمی نوشته های بچه ههای ایران و ترجمه هایشان را بخوانید. به نظرم بدجوری مومیایی هستید آنهم در خارج!

کسی زن به دنیا نمی‌آید
مونیک ویتیگ - مترجم: بابک سلیمی زاده
http://www.rosaarchiv.blogfa.com/post-335.aspx
مارکسیسم خود اعضای طبقات تحت ستم را فاقد آن ویژگی سوژه بودن می‌داند. مارکسیسم با این کار، به خاطر قدرت ایدئولوژیک و سیاسی‌ای که این ,دانش انقلابی, بی هیچ واسطه بر جنبش کارگران و دیگر گروه‌های سیاسی اعمال کرده است، از اینکه مردمان تحت ستم خود را تاریخاً بعنوان سوژه‌هایی (مثلا سوژه‌ی مبارزه‌شان) برسازند ممانعت به عمل آورده. این بدان معناست که ,توده‌ها, نه برای خودشان، بل برای حزب یا سازمان‌های آن مبارزه می‌کنند. و وقتی یک جابجایی اقتصادی رخ داد (پایان مالکیت خصوصی، یا ساختن دولت سوسیالیستی)، هیچ تغییر انقلابی‌ای در جامعه‌ی جدید رخ نمی‌دهد، چون خود مردم تغییر نکرده‌اند.
برای زنان، مارکسیسم دو پیامد دارد. یکی اینکه مانع این است که آنها متوجه شوند که یک طبقه هستند و باید خود را همچون یک طبقه برسازند، با رها کردن رابطه ,زن/مرد, بیرون از نظم اجتماعی، با وارد کردن آن به حیطه‌ی روابطی طبیعی، که بی‌شک برای مارکسیسم تنها نوع رابطه است و در امتداد همان رابطه‌ی مادر و فرزند قرار می‌گیرد، و با پنهان کردن ستیزه طبقاتی میان مردان و زنان در پس یک تقسیم کار طبیعی ( ایدئولوژی آلمانی ). این به سطحی نظری (و ایدئولوژیک) مربوط است.
اما در سطحی عملی، لنین، حزب، و تمام احزاب که تاکنون وجود داشته‌اند، به انضمام تمامی گروه‌های رادیکال سیاسی، همواره در مقابل هرگونه تلاشی از جانب زنان برای تشکیل گروه‌هایی که منعکس‌کننده‌ی مسائل طبقاتی خودشان باشد با اتهام انشعاب و جدایی واکنش نشان داده‌اند. می‌گویند ما زنان با متحد شدن، نیروی مردم را تقسیم می‌کنیم. این یعنی برای مارکسیست‌ها زنان هم به طبقه‌ی بورژوازی و هم به طبقه پرولتاریا متعلق ‌‌اند، و یا به بیان بهتر، به مردان این طبقات. بعلاوه اینکه، نظریه‌ی مارکسیستی به زنان نیز همچون دیگر طبقات تحت ستم اجازه‌ی اینکه خودشان را به عنوان سوژه‌هایی تاریخی برسازند نمی‌دهد، چون مارکسیسم این نکته را به حساب نمی‌آورد که یک طبقه تشکیل شده است از تک تک افراد آن.


نام:   فرزين
ای-میل:  
00:01 24 اسفند 1387
فمينيسم هم جلوه ای ديگر از آنارشيسم است. اين جنبشی است برای جدا کردن بشريت به دو اردوگاه متخاصم مردان و زنان.
اصولا هر حرکتی، که به پايه های مسائل اقتصادی-اجتماعی نپردازد و نقش تبعيض طبقاتی را نبيند و بخواهد روابط اجتماعی را با دور زدن مسائل روابط توليدی جامعه حل کند، دارای ريشه در انديشه ای آنارشيستی می باشد.
رهايی زن از چنگال ستم طبقاتی و ستم مضاعف، در گرو رزم مشترک زحمتکشان مرد و زن بر عليه ستم طبقاتی می باشد. هر چه غير از اين باشد، همانا آنارشيسم است.

نام:   فرزين
ای-میل:  
23:16 24 اسفند 1387
اينهايی،که شما تعريف کرده ايد، ملغمه ای از چيزهای بيربط و در رنگ و لعابی ماترياليستی هستند، که هيچ زمينۀ مادی ندارند و تنها در اتوپی ساخته شده اند-گرچه از هندسه و فرويد و ... هم در آن چند قطره برای مزه ريخته شده باشند. اينها هيچ پيوندی با مارکسيسم ندارند و صرفا ,اونانيسم فکری, ناميده می شوند.
درک شما از ماترياليسم تاريخی، درکی واپسگرايانه است، که بازگشت به کمونهای اوليه و زيستن انسان ميمون نما را برای خودش هدف قرار داده است. در صورتيکه، از بين رفتن طبقات در دوران کمونيسم، به معنای زيستن در مرحله ای بالاتر می باشد، نه بازگشت دايره وار به غار و روابط ازدواج گروهی.
شايد بشر روزی به آن اندازه از دانش برسد، که سلولهای بدن خود را بتوانند ترميم کنند و انسان به بيمرگی دست پيدا کند. آنگاه از توليد مثل و زاييدن شايد خبری نباشد، اما ازدواج گروهی ميمون وار تنها در فانتازی آنارشيستی می تواند گنجايش داشته باشد.
مذهب، گرچه نشانۀ انديشۀ غيرماترياليستی است، نشان دهندۀ آغاز دوران انديشيدن انسان بوده و انسان را از ميمون متمايز می کند. انسان- ابزار ساز و انديشمند است. پس بازگشت به غار به معنی آرزوی ميمون شدن می باشد. مارکس هرگز چنين آينده ای را فرا روی بشريت قرار نداده بود.
با خودتان و با خوانندگانتان روراست باشيد و به مارکس و انگلس وصله های ناجور نچسبانيد.
روراست بگوييد، که طرفدار ماکس اشيرنر، پرودون و ... هستيد.

نام:   ahmad
ای-میل:  
23:16 24 اسفند 1387
khanomeh roza aya iyn dorost ast keh zan ba yek mard bekhabad be khatereh iyn keh faghat bach dar shavad baed mard ra raha konad farda javabeh iyn bache ra chie midahed.

نام:   Rosa
ای-میل:   http://www.youtube.com/watch?v=NXsyRAPU8g0
23:40 24 اسفند 1387
کلیپ بالا را به دوست ان شدیدا توصیه میکنم
http://www.youtube.com/watch?v=NXsyRAPU8g0

نام:   Rosa
ای-میل:   http://kinoeye.blogfa.com/post-25.aspx
22:50 24 اسفند 1387
خانواده، سرمايه داري، مذهب ::/ پيمان غلامی
http://kinoeye.blogfa.com/post-25.aspx

"سرمايه داري" / "مذهب" / "خانواده" سه گانه اي ست برآمده از "قرباني گري" كه سه نمود از جامعه طبقاتي ست، چنانكه رشد و تاريخ سازي شان نيز به هم مرتبط است. اين سه، سه فرم از حيات همسان، دركنش و هم نياز محسوب ميشوند. ميتوان اين سه گانه ها را بصورت سه مثلث در نظر گرفت:



سرمايه داري: ارباب / ابزار توليد / بنده

مذهب: خدا / حوا / آدم

خانواده: پدر / مادر / فرزند



مشخصا هر سه فرم يا هر سه مثلث از منطقي هندسي و آرماني پيروي ميكنند و در بينهايتي ساختگي، دست به تكثير بينهايتي دوتايي ميزنند: تا مثبت بينهايت و تا منفي بينهايت = ايجاد طرح تفاوت / ايجاد طرح دوآليسم / نرينه يا مادينه / چپ يا راست / ارباب يا بنده /...etc

توجه كنيد كه جامعه طبقاتي هميشه "سه تايي" است؛ و به زعم امين سه بعدي؛ اما من برايش طول و عرض و ارتفاع تعريف خواهم كرد و چگونگي اين ارتباط را بيان ميكنم:



طول = مذهب | مذهب ماشين هرزي ست براي هرچه زودتر رساندن مرگ به حجمي سياه و دور ساختنش از سطحي سفيد.

عرض = خانواده | خانواده ماشين هرزي ست براي هرچه زودتر رساندن ميل به حجمي سرد و دور ساختنش از سطحي گرم.

ارتفاع = سرمايه داري | سرمايه داري ماشين هرزي ست براي هر چه زودتر رساندن ميل و مرگ به قربانگاه و دور ساختنشان از كمون. ( يعني منطبق بر دو موقعيت پيشين)



رهايي از نظر من، يك رهايي از اين موقعيت سه تايي ست. اين موقعيت ها همان موقعيتهاي اوديپي مورد بحث اند:



سركوب بنده با تسخير ابزار آلات توليد يعني بازار آزاد(ثروت) توليدي توسط ارباب.

سركوب آدم با تسخير نوشتار(دانش) توسط خدا.

سركوب فرزند با تسخير جنسيت يعني موقعيت جنسي(لذت) توسط پدر.



مشخص است كه با يك ساختارگرايي ساده ميتوان "مادر - ابزار آلات توليد - حوا" را بر هم منطبق كرد. اما اشتباه نكنيد اين تطبيق يك تقليل از ماركسيست همراه با پروژه عظيم ماترياليسم تاريخي به ماركسيست ساختارگرايانه نيست؛ كه پيشتر بحثش بود (در مطالب قبلي و كامنتها). تسخير ابزار آلات توليد با قرباني كردن مازاد توليد بود كه شكل گرفت. اينجاست كه نطفه جامعه طبقاتي در شكل بدوي آن زده ميشود. با قربانيگري. (كه فرويد آن را مسيري اساسا طبيعي ميداند و تمدن نامش مينهد). طي مسير تمامي اين سه گانه هاي مثلث گونه اوديپي ست. چرا بايد به سراغ اين ساختارهاي سه گانه ي مرتبط با هم رفت و ابتدا اينان را شناخت، طرح ارتباطي شان را درك كرد و درصدد آنتي تز برآمد؟ چون فرجام اوديپ كوري ست. چرا فرجام اوديپ كوري ست؟ چون از يك پارادوكس تلخ (تراژيك) رنج ميبرد. همان پاردوكسي كه كارگران آواره از كار صنعتي را ميزايد تا پدر را به دار بكشند. اوديپ در ابتدا از پدر و مادر جدا ميشود (آدم از خدا / فرزند از پدر / بنده از ارباب) و سپس مسيري را براي شناخت پدر در كوره راه ها ميپيمايد (يك بازگشت پس از فاصله گذاري). نتيجه: ايجاد طرح تفاوت ميان سوژه و ابژه / دوپاره گي امور / زايش دوآليسم / ايجاد طرح تفاوت / ايجاد طرح بينهايت هاي چپ و راست. پس هيچگاه سوژه اوديپي به شناخت (يگانگي ذهن و واقعيت) دست نمييابد. نتيجه چنين ناآگاهي: كوري.

حال آيا با تسخير ابزار آلات توليد يا نابودي سرمايه داري مسئله حل است؟ نه. روشن است رهايي در گرو رهايي از اين سه موقعيتي ست كه در حيات و رشد و هم سازي و هم زيستي هستند. هوشمندي امين قضايي در تعريف سه گانه ماترياليستي اش نيز در دقيقا در همينجا روشن ميشود كه دست به شناخت مفهوم "توليد" در جامعه طبقاتي ميزد و اين سه فرم ثروت/لذت/دانش را نمودي از توليد معرفي ميكند. اينجا تز ماركس در باب خانواده نيز بيش از پيش خود را بيان ميكند كه خانواده هم در تئوري و هم در عمل از بنيان بايد نابود گردد. تمامي اين بحثها در پيوندي جالبتر با بحث "مالكيت خصوصي در موقعيتهايي كاملا هسته اي" قرار خواهند گرفت.

اما با نابودي اين سه گانه آنچه پديد ميآيد "كمون" است: موقعيتي براي تجربه / لذت / كار / لذت / آموزش. تنها در چنين موقعيتي ست كه ثروت/لذت/دانش در فرم حقيقي شان توليد ميشوند و ديگر بازنمود يا نمايش يا بازتوليدي از يك مصرف يا غياب نيستند. پس شكل گيري جامعه طبقاتي و گذار به سرمايه داري و رشد و نمو آن كه همراه با نفوذ نظام سرمايه در دل جوامع هنوز بدوي و بكر است تماما همسان با رشد مذهب و نيز هر چه بيشتر هسته اي شدن خانواده بوده است. پس مشخصا اين تضادهاي ساختاري سرمايه داري نيست كه گورش را در كمون خواهد كند بل كه اين كارگران آواره از كار صنعتي هستند كه يقه ارباب را خواهند گرفت يعني گذار از مثلثهاي اوديپي. در اين موقعيتها و دقيقا اكنون (و البته قرنهاست) همه چيز دزده شده و اين نبود و غياب دست به توليد "ارباب / خدا / پدر" و يا جامعه طبقاتي زده است. پس براي من همه چيز معطوف ميشود به تلاش براي باز پس گيري. يعني:



باز پس گيري نوشتار از چنگال نظام آموزش كه برساخته اي ست از مذهب

باز پس گيري لذت از چنگال نظام جنسيت كه بر ساخته اي ست از خانواده هسته اي

باز پس گيري ثروت از چنگال نظام بازار آزاد كه بر ساخته اي ست از سرمايه داري



من بر انديشه هاي متفكرين ماركسيستي كه چنين موقعيتهايي را در نظر نميگيرند و حتي از ديدنش عاجزند تف ميكنم. براي رهايي از موقعيت كنوني بايد مستقيما بسراغ اين سه گانه ها رفت. كشف ارتباط، چگونگي شكل گيري و همزيستي و در هم كنشي اين مثلث ها و چگونگي گذار از اين منطق پوچ مهمترين وظيفه يك انديشمند ماركسيست است.

نام:   فرزين
ای-میل:  
10:38 24 اسفند 1387
خانم رزا!
شما آنارشيست هستيد. البته هرکس می تواند گرايش فکری خودش را داشته باشد، اما لطف کنيد و زير پرچم ,چپ مترقی, به ايجاد توهم در اين باره که شما موضع مارکسيستی داريد، دامن نزنيد.
آنارشيستها چارچوب خانواده و تعلق فرزندان به پدر و مادر، ازدواج قانونی، زندگی مشترک، ارث، و حق تربيت فرزندان و ... را رد می کنند.
از ديد آنارشيستها، زن و يا مرد حق دارد هر شب که دلش نخواست به خانه نيايد و کنار ديگری بخوابد.
اين هم عقيده ای است. اما هرکس بايد جرات داشته و با صدای بلند آنچه را که قبول دارد، تبليغ کند.
پايمال شدن حقوق زن و کودک در جامعۀ طبقاتی برای همه روشن است، اما آنارشيسم پاسخگوی اين مشکل نمی تواند باشد، زيرا مکتبی مبتنی بر علم نيست.
در ضمن، بسياری از زنها خودشان در عمل به حقوق مساوی با مردان اعتقاد ندارند و آنرا در عمل نمی خواهند پياده کنند. در زندگی روزمره، دوست دختر فکر می کند اگر با دوست پسرش به کافه، تئاتر و ... رفت، دوست پسر بايد خرجش را بکشد. فرقی هم نمی کند، که دوست دختر کارمند باشد و دوست پسر بيکار. حتما مرد بايد برای زن هديه بخرد، اول مرد بايد تلفن بزند، و پول حتما بايد از جيب مرد بيرون آمده و خرج شود. در مسافرت هم مرد بايد مخارج سفر و ... را بدهد.
آيا حرفی برای برابری زن و مرد در عمل باقی می ماند؟ شما همۀ اين عرصه ها را کنار گذاشته ايد و چسبيده ايد به اينکه زن حق دارد هر شب دلش نخواست به خانه نيايد و کنار ديگری بخوابد!!!!!!!
متاسفم برای چنين ,پيشرفت فکری,!!!!!!!!!!!!!
50 سال پيش و حتی پيشتر از آن، |آنارشيستها آزمايش کردند و در خانه های کمونی و زن و مرد در ازدواج گروهی زندگی کردند. نتيجه اش را همه ديدند.
اصولا امروزه مد شده است هر چه آنارشيستی است، به نام مکتب مارکسيسم جار زده می شود.

نام:   ziba
ای-میل:  
23:53 23 اسفند 1387
dorud b ar zananeh mobareze iran dorud bar daneshjoyaneh mobarez dorud bar kargaran va zahmat keshan va marg bar erteja sar negon baad rejimeh setamgar.

نام:   sanaz
ای-میل:  
01:55 22 اسفند 1387
drood be zanane iran keh dar har sharayete luta nemiayand va mobarez hastand va yadeh zanani keh digar nistand gerami baad.

نام:   mahin
ای-میل:   shabeh roshan @gmx.de
01:55 22 اسفند 1387
yadeh yaran i keh bineh ma nistand va janeshan ra bekhatereh mardomeh tahteh setam az dast dadand gerami bad va durod bar zananeh mobareze keh dar iran hastand.

نام:   mahtab
ای-میل:  
01:54 22 اسفند 1387
dorud bar zananeh mobareze keh dar iran az dastgeri va shekanjeh tarsse nadarand va dast az mobarezeh aliehe setamgaran bar nemidarand.

نام:   رزا
ای-میل:   http://www.rosaarchiv.blogfa.com/
01:54 22 اسفند 1387
لطفا بخش نظر دهید را در مورد اعلامیه " زنان دیگر" را باز کنید!
نوشته:
جنبش زنان برای حل قطعی مسئلهی زنان بايد مستقل باشد. مستقل از مردان در اعلامیه حذف شده!

نام:   رزا
ای-میل:   http://www.rosaarchiv.blogfa.com/
01:54 22 اسفند 1387
خانواده مردسالاری از عوامل تحکيم فرودستی زنان است !!!!!!!!
خان و خانواده چه "خلقی" چه "غیر خلقی" ، چه کارگری، چه زحمتکشی و.. ....عامل فرودستی است، عامل بردگی زنان و کودکان. البته همانطو ر که مائویست فرمان داد ، زنان در کارخانه و خانه در دوران عادت ماهانه به فرمان حزب تراز نوین دگمه قرمز به لباسشان بدوزند تا کمتر استثمار شوند و مورد تجاوز شوهر خلقی قرار نگیرند!
بیش از50 سال است که چپ مترقی آلترناتیو و جایگزین خانواده تک همسری را با زندگی در کمون ها و خانه های مشترک تمرین می کند. خانواده اولین مکان سرکوب زنان و کودکان است.. . نه دمکراتیک کردن آن، نه رفرم های پیشنهادی چپ، نه کارگری ، نه خلقی، و نه سوسیالیستی ،نه کمونیستی کردنش این ساختار سرکوب را تاکنون را خراش داد. بهتر است شعارها را با روح زمان همراه کنیم. چپی که کماکان به نهاد خانواده بچسبد همانا چپ سنتی ای است که نهایت رادیکالیسمش همان رفرم است و دمکرات کردن سیستم و ساختارهایش!


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت
آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
*چه خبر از نجف؟ فريد مدرسی 2010‑02‑25
9بهمن.درگذشت هوارد زين، نويسنده کتاب مهم « تاريخ مردمى ايالات متحده»:از بمباران «غيرخودی» ها تا مبارزه پيگير برای صلح، عدالت و آزادی همه انسان ها 2010‑01‑29
4بهمن.30دارالقرآن جديد در هند افتتاح ميشود..همزمان در ايران قطار از ريل خارج ميشود، هواپيما در مشهددچار سانحه ميشود، فيروزکوه ميلرزد و به گوش کر رژيم... 2010‑01‑24
ندای مردم ايران 27 ساله شدبيدادی که هستی ندا را جاودانه و حيات تباه استبداد را کوتاه کرد
 2010‑01‑23
مادران، پدران پشت درب‌های بسته ی اوين*چه دنيايی شده، شادی به خاطر اين‌که عزيزشان در اوين هنوز زنده است!؟
 2010‑01‑18

اخبار ومقالات مربوط به گزارش در روشنگرى(كليك كنيد)


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد