13مرداد :گزارش جيمز هانسن دانشمند ناسا درمورد گرم شدن زمين
سرمايه:ترجمه: حميد طراوتی - جيمز هانسن دانشمند ناسا را همه می شناسند. اگر يک واقعه در مطرح شدن موضوع گرم شدن کره زمين در سطح جهان موثر بوده باشد آن واقعه شهادت جيمز هانسن در برابر کميته سنا به رهبری سناتور تيم ورت است. او در تاريخ 23 ژوئن سال 1988 در سنای آمريکا نتايج تحقيقات خود را در باره گرم شدن کره زمين ارائه کرد و به رهبران ايالات متحده در باره خطرات آن هشدار داد. در آن سال ايالات متحده با گرمای بی سابقه ای روبه رو بود و استدلال های جيمز هانسن درباره گرمای هوا جامعه آمريکا را تکان داد. به مناسبت بيستمين سال اين واقعه يکی از پژوهشگران موسسه تحقيقات زيست محيطی ورلد واچ مصاحبه ای با دکتر هانسن به عمل آورده که در ذيل می خوانيم: + چه چيز موجب شهادت شما در سال 1988 شد؟ آن شهادت نتيجه سال ها کار من بود و به سه مقاله ای بر می گشت که در فاصله سال های 1981 تا 1982 منتشر کرده بودم. يکی از آنها در باره رابطه گاز کربنيک و تغيير آب وهوا بود که در مجله ساينس منتشر شده بود. ديگری درباره گاز های کمياب بود که در مجله ژئوفيزيکال ريسرچ منتشر شد و سومی مربوط به سطح درياها که آن هم در مجله ساينس چاپ شده بود. آنچه سال 1988 متفاوت بود آن بود که در آن سال من مقاله جامع تری را تهيه کرده بودم که در مجله جئوگرافيکال ريسرچ چاپ شده بود و من آن را به متن شهادت خود ضميمه کردم. + فکر می کرديد شهادت شما چه اثری داشته باشد؟ هدف من اين بود که يک مقدار مردم را با اين مساله آشنا کنم. رافه پومرانس، بنيانگذاز کلايمت پاليسی سنتر که در آن هنگام يکی از مقامات ارشد ورلد رزور سنتر (WRI) بود پس از خواندن مقاله های من به سراغم آمد و مرا تشويق کرد در مقابل کنگره شهادت بدهم و اين کاری بود که من چندين بار بدون اينکه چندان اثری داشته باشد در دهه 80 کرده بودم. اميد ما اين بود که اين بار با توجه به گرمای فوق العاده هوای آمريکا در سال 1988 توجه بيشتری به حرف های من بشود. + حالا که به گذشته نگاه می کنيد به نظر شما چطور بود؟ ترديدی نيست به توجهی که انتظار آن را داشتيم، رسيديم. جلسه که تمام شد خيلی افسوس خوردم که چرا در باره اثر گرم شدن کره زمين بر چرخه آب شناسی به شکل کلی تری صحبت نکردم. گرم شدن کره زمين به اين معناست که رطوبت جو زمين افزايش خواهد يافت بنابراين باران های بسيار شديد و سيل ايجاد خواهد شد اما در زمان های خشکسال و در مناطق خشک بر شدت خشکسالی افزوده خواهد شد. چون در سال 1988 بر خشکسالی تاکيد کرده بودم تصميم گرفتم سال 1989 مجدداً برابر کنگره حاضر شوم و شهادت بدهم. اين شهادت دوم هم مورد توجه زيادی قرار گرفت زيرا من شکايت کردم که (دفتر اداری و بودجه) کاخ سفيد متن شهادت من را هنگام انتشار تغيير داده بود اما پيام من درباره چرخه آب شناسی در ميانه غوغا و آشفتگی ناشی از اين ماجرا گم شد و چندان به آن توجه نشد. + وقتی بسياری از دانشمندان شهادت شما را در سال 1988 به اصطلاح ,جلوتررفتن از علم, خواندند واکنش شما چه بود؟ خيلی نگران اين موضوع نبودم. می دانستم که ظرف سال هايی نه چندان زياد معلوم خواهد شد که من برحق بوده ام يا نه. چون من کاملاً مطمئن بودم که حرفم درست است فکر کردم پيش بينی کردن در اين زمينه ارزش خودش را داشت. + ظرف 20 سال گذشته چه پيشرفتی در علم، سياست و خط مشی ها و يا در درک مردم پيش آمده که - يا با پيش نيامدنش- شما را بيش از همه چيز متعجب کرده است ؟ بايد اذعان کنم من در حيرتم که چرا برای مهار تغيير آب و هوا اقدام مهمی صورت نمی گيرد. واقعاً باعث نااميدی است. برخورد برخی افرادی که در واشنگتن ملاقات می کنم از سناتور ها گرفته تا ديگران واقعاً من را تحت تاثير قرار می دهد اما به نظر می رسد که دولت و کاخ سفيد اسير پنجه برخی گروه های فشار و به ويژه منافع خاص مربوط به سوخت های فسيلی است. کاملاً مشخص است دولت نتوانسته آنچه را که بيش از همه به نفع مردم است به انجام رساند در عوض کار هايی می کند که بيشتر از همه به نفع کسب و کارهای بزرگ است. + فکر می کنيد دولت آقای بوش چند وقت يک بار تلاش می کند نتايج تحقيقات علمی را مخدوش کند؟ تقريباً تمام دانشمندانی که در آژانس حفاظت محيط زيست ايالات متحده کار می کنند می گويند که اگر عقيده آنها خلاف اولويت های برنامه کابينه باشد نمی توانند آن را بيان کنند. در ناسا هم وضع همين طور بود و خلاف سياست رايج نمی شد نظر داد تا اينکه رئيس سازمان چراغ سبز داد. برداشت من اين است که اوضاع بهتر شده اما هنوز خوب نيست. اطلاعات من مبتنی بر چيزی است که از تعداد محدودی از دانشمندان شنيده ام و نيز مبتنی است بر مطالعات وسيع تری که در اين زمينه صورت گرفته که آخرين آنها مطالعه اتحاديه دانشمندان متعهد است. اين طرز برخورد دولت ايالات متحده با علم بسيار احمقانه است زيرا نه تنها خلاف اصول اساسی دموکراسی است بلکه موجب می شود سياستگذاری های نادرست و سخيفی صورت گيرد. چرا با دانشمندان مشورت می کنيد وقتی که می دانيد فقط نتايجی را می پذيريد که با سياست های از قبل تعيين شده شما خوانايی داشته باشد. + تعداد زيادی از دولت ها و سازمان های مردم نهاد غير دولتی (ان جی او) خواستار آن شده اند که ميزان افزايش درجه حرارت جو کره زمين به دو درجه سانتيگراد محدود شود. فکر می کنيد اين مقدار افزايش بی خطر است و آيا به نظر شما اين هدف دست يافتنی است؟ اگر سياست های معقولی در پيش بگيريم آن هدف کاملاً دست يافتنی است اما متاسفانه به آن حد از گرم شدن، بروز فاجعه جهانی قطعی است. هم اکنون درجه حرارت کره زمين از دمای گرم ترين دوران های بين عصر يخ به اندازه کسری از يک درجه بالاتر است. دو درجه افزايش درجه حرارت ما را هم سطح دوره ميانی عصر پيلوسن (دوران سوم زمين شناسی) قرار می دهد که حدود 5/3 تا 5/2 ميليون سال پيش بوده و هوا در آن زمان گرم بوده است. متاسفانه ما بر اساس دمای حداکثر قطب های کره زمين، گرمای دوران های گذشته حد فاصل بين عصرهای يخ را بيش از واقع برآورد کرده ايم. + برخی دانشمندان معتقدند ما هم اکنون در خيلی از مناطق جهان به قله پايداری محيط زيست رسيده ايم. آيا شما با اين نظر موافقيد؟ اگر موافقيد اين قله ها چه هستند و چگونه می توان از آنها اجتناب کرد؟ همان طور که در مقاله جديد ما به نام ,هدف قرار دادن گازکربنيک, آمده، بايد بين رسيدن به سطح قله و رسيدن به نقطه غيرقابل برگشت تمايز قايل شد. سطح قله ميزانی از گازکربنيک است که به اثراتی بزرگ، نامطلوب و حتی فاجعه آميز خواهد انجاميد. ما به سطح قله رسيده ايم و به همين دليل است که بايد پس برويم و ميزان گاز کربنيک را به 350 قسمت در ميليون و احتمالاً حتی کمتر از آن کاهش دهيم. نقطه غيرقابل بازگشت زمانی است که ديگر پويايی فرآيند خود غلبه می کند و ما هيچ کنترلی روی آن نداريم و نمی توانيم آن را متوقف کنيم، مثلاً ورقه يخی در اثر بازخورد مثبت و عقبه گرما تجزيه می شود و آب می شود. برخی پديده ها اينرسی مناسبی دارندو ما می توانيم تا مدتی خطا کنيم و سطح گاز کربنيک را از سطح ايمن آن بالاتر ببريم به شرطی که زود به ميزان طبيعی برگرديم ورقه های يخی و سطح آب درياها احتمالاً در اين دسته اند. متاسفانه يخ اقيانوس منجمد شمالی به نقطه ای رسيده که تا دو سه دهه آينده ديگر در فصل گرم سال اصلاً يخی در آن وجود نخواهد داشت. + غالباً اينطور است که انسان هر چه واقعيت های دردناک مربوط به تغيير اقليم را بيشتر درک می کند افسرده تر می شود. شما چرا اميدواريد؟ اگر ما فقط چند کار را، که به دلايل ديگری هم انجام آنها مفيد است، انجام دهيم، مشکل به راحتی قابل حل خواهد بود. مهمترين کاری که بايد کرد عبارت است از جلوگيری از احداث نيروگاه های زغال سنگی جديد (مگر اينکه کاملاً گاز کربنيک را فيلتر کنند) و حذف تدريجی نيروگاه های زغال سنگی موجود ظرف دو دهه آينده. همچنين بايد هزينه انتشار کربن آن قدر بالا رود که از کاربرد مقادير وسيعی از سوخت های فسيلی نامرغوب (مثل شيست قير و شن قيری ) جلوگيری شود. فراتر رفتن هرچه سريع تر از سوخت های فسيلی- به هر حال ظرف چند دهه آينده ما بايد اين کار را بکنيم- نيز مزيت های بسيار زيادی خواهد داشت که از جمله آنها می توان پاکيزگی هوا و آب و استقلال از نظر انرژی و امثالهم را برشمرد. اين مزيت ها به نفع همه مردم است الامشتی از سران و صاحبان سوخت های فسيلی که متاسفانه در دولت ما و بسياری از ديگر کشور ها نفوذ فراوان دارند. من هنوز هم معتقدم که دموکراسی ما قابليت کار کردن را دارد اما اين امر مستلزم آن است که بر نفوذ ناروای پول در سياست غلبه کند. + بعد از موفقيت های بزرگی که در مدت خدمت خود داشته ايد، دوست داريد قبل از بازنشسته شدن از ناسا چه کاری انجام دهيد؟ الان روی چند مقاله کار می کنم که معتقدم خيلی مهم هستند و کلاً من نياز دارم بتوانم صريح تر و روشن تر مطلب بنويسم تا آنچه می خواهم بگويم بهتر فهميده و درک شود.
13 مرداد 1387
08:31
نظر شما