www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

در حاشيه حرکت مردم ايرانشهر

*دژخيمان رژيم کانون سرکوب شديد را اکنون درست بر گرايشاتی متمرکز کرده اند که پيوند جنبش های اجتماعی با مطالبات مردم را راه درست و بنيادی پيکار موفقيت آميز با استبداد حاکم می دانند...شدت فشار و شکنجه هم در حدی است که خبر دست زدن به خودکشی يکی از اين فعالين در زندان در رسانه ها انتشار يافته است.

يادداشت: کامران صفايی

در لحظات نادری که گرد و خاک بحران های بزرگ و مرگبار موقتا فرو می نشينند و رژيم می ماند با فساد و ظلم و سرکوب و شکنجه, نابکاری, ناتوانی در اداره بهينه امور کشور, مشاجرات منزجر کننده باندهای قدرت طلب حکومتی, روياهای نفرت بار رهبران جنون زده, خودکامه, ماجراجو و خودمحور بين رژيم و... قربانيانش يعنی مردم ايران. و در واقع همسطحی انبوهی از خبرها مجالی کوتاه برای درنگ بر گوشه ای کوچک از متن جاری حرکت خودبخودی بخشی از مردم فراهم می کند, بيرون کشيدن عمق پنهان خبرهايی از نوع خبر مربوط به هجوم مردم ايرانشهر به دفتر شوراى اسلامى اين شهر و شکستن شيشه‌هاى اين دفتر در حوزه رهيافت های مبارزاتی جنبش های اعتراضی اهميت می يابد. خبر به کوتاهی اين است که در آستانه سفر دور دوم احمدی نژاد به استان سيستان و بلوچستان, مردم ايرانشهر به تکاپو افتاده اند که مشکلات و کمبودهای خود را در قالب نامه برای وی بنويسند تا بلکه بتوانند از طريق اين نامه ها گوشه هايی از دريای مشکلات زندگی و فقر و گرفتاری های روزمره خود را حل کنند. در نتيجه عده ای سودجو بلافاصله به فکر استفاده از اين وضع افتادند و شروع به فروش "فرم تقاضای کمک و نامه به رييس جمهوری" به قيمت هر نسخه 50 هزار ريال کردند. خبر را سايت "تابناک" منعکس کرده و از قول رييس شورای اسلامی ايرانشهر آورده است: "در آستانه دوره دوم سفر هيات دولت به استان سيستان و بلوچستان، تاكنون 16 هزار و 500 نسخه فرم درخواست كمك بين مردم اين شهرستان توزيع شده است."
باركزهى گفته است: "به رغم تمام شدن اين فرم‌ها، هر روز تعداد زيادى از شهروندان ايرانشهر در مقابل دفتر اين شورا حضور مى يابند."
وى تاکيد کرده است: "حضور مستمر مردم در چند روز گذشته و نبود فرم، سبب بروز هيجان عصبى و از دست دادن كنترل آنان شده و در نتيجه شيشه‌هاى دفتر شوراى اسلامى شهر را شكستند."
بسترهای دقيق و تفکيک شده شکل گيری انتظارات موجود در ميان مردم ايرانشهر نسبت به سفر دوم احمدی نژاد به استان سيستان و بلوچستان هر چه که باشد چند نکته روشن است,
اولا: وضع مردم به حدی وخيم است و حجم مشکلات و کمبودهايشان در حدی است که هر جا کوچک ترين روزنی برای تخفيف آنها ولو در حد بسيار ناچيز هم پيدا کنند, بلافاصله هجوم می آورند و حتی شيشه های دفتر شورای شهر را هم می شکنند. اين برخورد و شکل گيری بازار سياه برای فرم نامه, اول از همه نشانه خصلت انفجاری مطالبات پاسخ نگرفته محرومان ايران است. عامل اصلی انباشتگی انفجار آميز اين مطالبات هم رژيم غارتگر کنونی است.

ثانيا: شيوه تبلور انتظارات مردم نشان می دهد که آنها وقتی محرومند و وقتی در شرايطی قرار ندارند که بتوانند عملکرد خود را در يک چشم انداز عمومی مورد سنجش و داوری قرار دهند, به دم دست ترين راههای موجود که فاقد پيچيدگی و بغرنجی است پناه می برند و غريزی رفتار می کنند.

ثالثا: اگر چه جناح رقيب احمدی نژاد در حکومت اسلامی از شيوه برخورد دولت فعلی در قبال گوشه هايی از مطالبات بخشی از محرومان کشور بشدت ناراضی و وحشت زده است و آن را "تازاندان مطالبات" می نامد و خواهان آن است که هر چه هست و نيست به شيوه سابق بين خود حکومتی ها تقسيم شود و مردم فقط سردوانده شده و هر جا دهان باز کردند با سرب داغ پاسخ بگيرند, اما کاملا روشن است که روش گروه سرکوبگر امنيتی/ نظامی که بيشتر به پرتاب چند دانه اشرفی از سوی سلطان به سمت رعايای ممالک محروسه شبيه است, نمی تواند راه حلی برای درمان دردهای ريشه ای اين مردم تلقی شود. از يک سو بنا بر اعترافات دست اندرکاران دريافت نامه های مردم در همين دولت می دانيم که بيش از 70 درصد اين نامه ها مربوط به مسايل اشتغال, فقر و بيکاری, درمان و تامين اجتماعی است و از سوی ديگر کاملا روشن است که دولت فعلی فاقد يک استراتژی روشن برای حل معضلات ساختاری اقتصاد ايران است و دير يا زود و به محض اين که ضرورت های فعلی سازماندهی شبه جنگی اقتصاد تخفيف يابد, سياست های اقتصادی نظام اسلامی نيز از حشو و زوائد کنونی افزوده بر سياست های دولت های قبلی پاک خواهد شد. در اين زمينه خود احمدی نژاد نيز در گفتگوی تلويزيونی اخيرش اشاره ی روشنی داشته است که البته از آنجا که درست هم جهت با سياست های منتقدان نئوليبرال وی در جناح رفسنجانی / اصلاح طلبان بوده است از سوی عوامل مطبوعاتی آنان به سکوت برگزار شده است.
احمدی نژاد در مصاحبه تلويزيونی خود گفته است:"اشكال اساسى اقتصاد ما اين است كه اقتصاد ما با يارانه بسته شده است. ما ‌٦٠ هزار ميليارد تومان يارانه مي‌دهيم كه رقم سنگينى است و بايد بتوانيم اين را اداره كنيم. يك علت اصلى و اساسى آسيب‌ پذيرى ما همين بحث است. بحث هدفمند كردن يارانه‌ها مطرح است كه بايد آرام آرام به سمت آن حركت كنيم."
حتی اگر تعبير پرتاب چند دانه اشرفی به سمت رعايای سلطان را در رابطه با آنچه دولتی ها "پاسخگويی به نامه های مردم" می خوانند خصمانه تلقی کنيم و اين پاسخگويی را در عالی ترين شکل آن ارائه نوعی "سوبسيد" اضافی در کنار نهادهای موازی کار متولی اين کار يعنی وزارت رفاه, بهزيستی و کميته امداد قلمداد کنيم, باز می بينم که خود احمدی نژاد خواهان آن است که "آرام آرام" اين بساط جمع شود. البته می دانيم که در نظام جمهوری اسلامی با آن "بال" های غارتگر و خونخوارش که روی سفره ولايت فقيه نشسته اند, اين که بساط يارانه ها را "آرام آرام" برچينند يا سريع و ناگهانی فقط به اراده کارگزاری مثل احمدی نژاد و امنيتی هايش بستگی ندارد.

رابعا: واقعيت سرسختی که با سياست احمدی نژاد و بودن او يا بی سياست او و نبودنش, همچنان به بقا و حيات سمج خود ادامه خواهد داد, مطالبات انبوه نابرآورده ميليونها محروم و زحمتکش کشور است؛ مطالباتی که, آزادی خواهان و برابری طلبان کشور ما اگر نتوانند راههای موثری برای سازماندهی آن و بيرون کشيدن شدن آنان از زير توهم باور به اين يا آن جناح رژيم پيدا کنند, در سطح حرکت خودبخودی و غريزی مردم متوقف خواهد ماند و وسيله موج سواری و بهره برداری ابزاری خواهد شد. اين مطالبات ماده خام اصلی حيات و موجوديت جنبش های اعتراضی در ايران است. برخلاف همه گروههای بی ريشه ای که به قدرت های بيگانه سلطه جو و مداخلات آنها در ايران دخيل بسته اند, برخلاف همه آنان که روی اين يا آن اسب لنگ حکومتی شرط بندی می کنند و بازی در بساط شيادان و غارتگران حکومتی را موعظه می کنند, اين توده محروم و مطالبات شان برای همه آنها که جامعه ای آزاد با شهروندانی متکی به خود و حق طلب می خواهند اصلی ترين و بی واسطه ترين نقطه عزيمت است. ساماندهی اين مطالبات است که شيشه عمر رژيم جمهوری اسلامی را می شکند و اين واقعيت را اگر بريدگان از دردها و مرارت های مردم زحمتکش ايران و پناه برده گان به قدرت های بيگانه و مبتلايان به راشيتيسم سياسی در برابر اصحاب زور و قدرت نمی خواهند بدانند و ببينند, امنيتی های جمهوری اسلامی بهتر از همه فهميده اند. به همين دليل است که می بينيم دژخيمان کانون سرکوب را درست بر گرايشاتی متمرکز کرده اند که پيوند جنبش های اجتماعی با مطالبات مردم را راه درست و بنيادی پيکار موفقيت آميز با استبداد حاکم می دانند. فعالان و کنشگران همين تحليل و ارزيابی است که اکنون در زندان های رژيم زير شکنجه قرار دارند و شدت فشار و شکنجه هم در حدی است که خبر دست زدن به خودکشی يکی از اين فعالين در رسانه ها انتشار يافته است.
منطق اين رفتار حکومت روشن است: اگر قرار باشد مردم ايرانشهر و ايرانشهرها نه حالا که در آينده نيز برای رساندن نامه های خود به احمدی نژاد و احمدی نژادهای بعدی شيشه های دفتر شورای اسلامی را بشکنند, و اصولا راه اساسی تری برای تحقق مطالبات خود در دسترس نداشته باشند, لاجرم فعالين آزاديخواه و برابری طلبی که بخواهند مطالبات اين مردم را از طريق کمک به سازماندهی خود آنها برآورده کنند بايد در زندان های رژيم زير شکنجه باشند.
سازماندهی مطالبات مردم, عرصه واقعی و حياتی جنگ با ارتجاع حاکم بر کشور ماست. از درون همين جنگ است که نگاه غريزی ناگزير محرومان به کرامات و معجزات قدرت می تواند جای خود را به پيکارجويی نهادهای مستقل صنفی و مدنی شهروندان آگاه و سازمان يافته بدهد؛ از درون همين جنگ است که جنبش متنوع رنگارنگی با پرچم های مطالباتی گوناگون جايگزين آه و ناله های جگرسوز منزجر کننده دائمی روشنفکران سوته دلی می شود که بخشا صادقانه تجميع فرقه های منزوی, يا بازی در بساط "انتخابات " رژيم را به عنوان راه مقابله موثر با ارتجاع مذهبی حاکم تبليغ می کند؛ جنبشی که در آن همسويی ها و ناهمسويی ها, ائتلاف ها و جبهه گيری ها به طور واقعی بر پايگان اجتماعی مبتنی خواهد بود و شرايط و ميدان مانور سياسی عوامفريبان را محدود خواهد کرد. حرکت مردم ايرانشهر, يادآور وظيفه خطير, درنگ ناپذير, فوری و حياتی همه آزاديخواهان و برابری طلبان است.

   06:10

نظر شما
نام:   بلوچ
ای-میل:  
16:33
در کنار این تحلیل جالب لازم بود که اشاره ای به دلایل اساسی این ناآرامیها می کردید و آن بعد ملی حرکت پهره (ایرانشهر) بود. امروز ملت بلوچ بپا خاسته اند.

نام:   ANAHITA
ای-میل:   دستاوردهای حکومت فقر و سرکوب و نادانی
17:29
اينهمه در کشوری است که گريز سرمايه از آن با گريز مغز ها پهلو می‌زند و به ابعاد خونروش نزديک می شود و نه تنها سرمايه‌های چند ده ميليونی، بلکه چند ده هزار دلاری راه خارج را در پيش می‌گيرند (رئيس قوه قضائی دم از سرمايه گزاری دويست ميليارد دلاری ايرانيان در دبی می‌زند و ده هزار شرکت ايرانی که در آنجا کار می‌کنند.) در کشوری است که نسبت معتادان به جمعيت در آن رتبه اول را در جهان يافته است (شمار معتادان را پنج ميليون تن تخمين می‌زنند) و در دانشگاه‌هايش "بسيجی‌های فعالی" را راه می‌دهند که با نمره‌های صفر در زبان خارجی و رياضيات و فيزيک در پی گرفتن درجه مهندسی هستند.

با چنين زيرساخت اقتصادی و فرهنگی و با چنان برنامه چالشگری بين المللی، جماعتی که از سينه زنی تا گلوله زنی آغاز کرده‌اند، به پشتگرمی درآمدهای متورم و تورم زای نفتی، و آن بخش جمعيت که برايش چاه زنانه و مردانه می‌زنند که دست‌هاشان را به دستی هزار ساله در بن آن چاه برسانند، خود را در بالا‌ترين جا‌ها می‌يابند و حقيقتا خيال می‌کنند که "می‌توانند." دستگاه حکومتی که سرمايه اصلی‌اش نادانی است و غروری که از نادانی برخاسته است، دارد خودش و ايران را به چاه بزرگ‌تری رهبری می‌کند که زير پای خويش می‌کند. خامنه‌ای و شرکاء با کاميابی انکار ناپذير در کار آنند که جمهوری اسلامی دلخواه خمينی را بسازند و انقلابی را که نخستين صلای تروريسم اسلامی را در آبادان 1357/١٩٧٨ در داد به سرنوشت گريز ناپذيرش، فرو افتادن در آن بد‌ترين چاه، که تصورش لرزه آور است، برسانند. (باز هم چاه، ولی در جائی که ما هستيم از تمثيل چاه چاره‌ای نداريم).


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
تکيه بر سرنيزه, آخرين پناهگاه ديکتاتوری
*علاوه بر ناکامی کودتاچيان در تسليم مطلق "خواص ناراضی", حاصل سياست آنها در ارعاب از طريق اعدام, حضور گسترده شبانه خانواده های زندانيان سياسی در مقابل زندان اوين و ايستادگی و مقاومت و موجی از محکوميت اعدام ها در داخل و خارج از کشور بود...
 2010‑02‑02
وای که اگر ذره ای آزادی در اين کشور بلاکشيده بود...
*رسانه حامی کودتا در يک توهين بی شرمانه, جوانان شجاع و آزاديخواه کشور را که با شوری حماسی و با دست خالی در برابر سرکوبگران ايستادگی کرده و با خون خود حماسه آفريده اند, "سربازان خيابانى سران فتنه و قدرت ‌طلب" ناميده, که با "لقمه حرام" رشد کرده اند..
 2010‑01‑23
موج گسترده اعدام, بازداشت, شکنجه, در آستانه مراسم ده روزه سالگرد انقلاب بهمن
*نمودار سرکوب ها مبين آن است که کودتاچيان بر اساس يک سيستم اولويت عمل می کنند, و مثلا به اعدام های وحشيانه در کردستان اولويت خاصی داده اند.. اخبار و گزارش های منتشره نشان می دهد که بخشی از بازداشت های روزهای اخير با فراخوان های مربوط به مراسم ده روزه سالگرد انقلاب بهمن مربوط است....
 2010‑01‑22
بيانيه جمعی از فعالين جنبش زنان برای برون رفت از بحران
لغو کليه قوانين تبعيض آميز و ضد زن موجود..به رسميت شناخته شدن حق زن بر بدن و ذهن خويش؛ شامل لغو حجاب اجباری و..رفع خشونت عليه زنان در کليه عرصه های خصوصی و اجتماعی..جدايی دين از دولت..محاکمه کليه دست اندرکاران، عاملان و آمران جنايات سه دهه گذشته...
 2010‑01‑19
بندهای پنچ گانه نامه کروبی
هر نيرويی يا هر پلاتفرمی, خواه با هر ميزان ماده و بند, که بتواند به هر ميزان تيغ آخته سرکوب شکنجه گران و قاتلان کودتاچی را کند نموده و برای جنبش اعتراضی مجال تحرک فراهم کند, جنبش اعتراضی بدور از نيات و انگيزه ها يا ترديدها و مقاصد آن نيرو يا تدوين گران آن پلاتفرم, قطعا از آن در مسير درهم شکستن ساختارهای ديکتاتوری موجود بهره برداری خواهد کرد.
 2010‑01‑11

اخبار ومقالات مربوط به یادداشت سیاسی در روشنگرى(كليك كنيد)

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد