www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

من اين خشونت در فلسطين را دوست دارم

برگماری تونی بلر به عنوان نماينده کوارتت در خاورميانه يادآور ارسال قاضی مرتضوی قاتل زهرا کاظمی به شورای حقوق بشر سازمان ملل است. در واقع اين دو بی ارتباط با يکديگر هم نيستند...

http://www.roshangari.net/
روشنگری. گزارش محرمانه آلوارو دو سوتو نماينده سازمان ملل برای خاورميانه که نسخه ای از آن به دست روزنامه گاردين رسيده بود، روز 13 ژوئن 2007 در اين روزنامه منتشر شد و از طريق شبکه اينترنتی در دسترس عموم قرار گرفت. اين گزارش عليرغم زبان ديپلوماتيک، همانطور که در عنوان مقاله گاردين هم آمده نشان ميدهد که چگونه سازمان ملل را با اعمال زور به يک ارگان فرمانبردار تبديل کرده اند.

درعين حال گزارش 52 صفحه ای به روشنی نشان ميدهد پوشش خبری رسانه های انحصاری بزرگ، چقدر حقايق فلسطين را قلب ميکند. در حقيقت "خبررسانی" اين رسانه هادر مورد مسايل مهم سياسی به حد بازتاب مواضعی که توسط قدرت های بزرگ و در نهايت آمريکا به آن ها تزريق ميشود تقليل يافته و بطور حيرت آوری به خبررسانی رسانه های وابسته در دولت های استبدادی مثل ايران يا خبررسانی روزنامه های حزبی در حزب دولت های اروپای شرقی مثل پراودا شبيه شده است.

نماينده بان کی مون دبيرکل سازمان ملل از اينکه گزارش محرمانه مزبور، علنی شده است عميقا اظهار تاسف نمود و تلاش کرد عدم رسميت آن را خاطر نشان کند. اما اسناد تاريخی اعتبار خود را از نزديکی خود به حقيقت می گيرند نه از مهری که روسا و مقامات زير اسناد می گذارند. گزارش سوتو نيز عليرغم انکار بان کی مون و سکوت سنگين رسانه های انحصاري، در همين مدت کوتاه به يکی از معتبرترين اسناد برای رد يابی حقايق در مورد مسايل خاورميانه تبديل شده است.بويژه که اين سند گزارشی عينی است از زبان يکی از بلند پايه ترين مقامات سازمان ملل از آنچه که طی دو سال اخير در کوارتت گذشته است. کوارتت يعنی گروه چهارگانه آمريکا، اتحاديه اروپا، سازمان ملل و روسيه بعد از انتخابات فلسطين تحت نظارت بازرسان بين المللی تشکيل شده بود و وقايع آن نشان ميدهد وقتی نتايج انتخابات عليرغم هرنوع کنترل نظامی و سياسی و مالی مطابق ميل آمريکا نباشد، دستگاه قدرت جهانی با آن چگونه برخورد ميکند. در اين مورد نخست از گزينه تحريم و در نهايت از گزينه نظامی استفاده شد.

اشتباه نشود سوتو عليه نظام سلطه شورش نکرده است، حتی نگرانی ويژه نسبت به حقوق مردم فلسطين ندارد. او حتی هشدار ميدهد که سياست های تاکنونی اسرائيل تحت حمايت آمريکا، باعث شده است در انظار فلسطينی ها، اعراب و حتی بخش های چپ اسرائيل "راه حل يک دولت" مبتنی بر حقوق شهروندی برابر تمام ساکنان عرب و يهودي، بر "راه حل دو دولت" پيشی بگيرد و هدف اسرائيل مبنی بر استقرار"يک دولت دموکراتيک يهودی" را زير سوال ببرد. گويا دولت دمکراتيک ميتواند يهودی يا اسلامی بوده و دين و مذهب و نژاد و قوم و قبيله داشته باشد.

اما سوتو که بعد از 25 سال خدمت در سازمان ملل در ماه مه کناره گيری کرد، قبل از هرچيز دغدغه اعتبار سازمان ملل را دارد و تصميم او برای استعفا نيز وقتی قطعيت يافت که بان کی مون دبيرکل سازمان ملل، به تبعيت از خواست آمريکا اين سازمان بين المللی را به وسيله ای برای برهم زدن توافق فتح و حماس برای تشکيل دولت ائتلافی تبديل کرد. سوتو در گزارش خود با زبان ديپلوماتيک ولی کاملا صريح اين مساله را يادآوری کرده است.

وقتی گزارش را از وقايع مشخص بتکانيم، تصوير رقت باری از موقعيت سازمان ملل در چارچوب آنچه مقامات "جامعه جهانی" ميخوانند، به دست داده شده است.

بنابر اين گزارش دبير کل سازمان ملل به يک رئيس تشريفات Master of cermonies يا کسی که بيانيه ها را برای رسانه ها ميخواند- يک Rapporteur- تقليل يافته است:
" من نميدانم چگونه چنين وظيفه ای بر دبيرکل سازمان ملل انطباق داده شد. اين تکه از petote hisrorie کوارتت را هنوز بايد تنظيم کرد". سوتو نشان ميدهد چگونه با يک روش کمدی تراژيک اصول سازمان ملل و از جمله نقش آن به عنوان مقام نخست ميان برابرها را مورد سوءاستفاده قرار داده اند تا اين موقعيت حقارت بار و فرمانبردارانه را به سازمان ملل و دبير کل آن انطباق دهند.

نقش خود سوتو به عنوان نماينده ويژه دبيرکل سازمان ملل و مامور هماهنگ کننده اين سازمان از اين هم رقت انگيزتر است:
"در بهترين حالت من اسما هماهنگ کننده ويژه سازمان ملل در روند صلح خاورميانه بوده ام."
اين نمايندگی اسمی هم در دوسال اخير يعنی بعد از پيروزی حماس در انتخابات به شکل ابراز وجود در "دو گفتگوی تلفنی با حکومت خودگران فلسطين حدود 10 دقيقه و يک دست دادن" تحقق می يابد.

[حکومت خودگردان فلسطينی ترجمه ای است که رسانه های فارسی و بيشتر رسانه های رژيم برای Palestinian Authority انتخاب کرده اند که در اصل يک اختراع من در آوردی و تدبير اسرائيل است برای از بين بردن امکان شکل گيری يک دولت فلسطينی. "اتوريته فلسطينی" شير بی يال و دم و اشکمی است که چيزی که ندارد اتوريته است و و آنکه در تعبيه آن نقش نداشته، مردم فلسطين اند. با وجود اين هم فتح تحت رهبری ياسرعرفات و هم حماس تلاش کرده اند برای بقا در درون آن بازی کنند.عباس حاضر شد در خدمت تبديل آن به همان وسيله برافروختن جنگ داخلی که اسرائيل ميخواست، اقدام کند.]

سوتو در اين گزارش نشان ميدهد چگونه سازمان ملل و کوارتت تحت فشار آمريکا و اسرائيل عملا به وسيله ای تبديل شدند برای جلوگيری از صلح در خاورميانه و ايجاد تقابل و درگيری بين حماس و فتح. سوتو نوشت" کوارتت از آغاز سال 2007 ديگر بی شکل بی سابقه ای به يک گروه فرمانبردار تبديل شده است." به گفته او حتی عباس هم فقط مايل بود که از نفوذ حماس بکاهد، نه اينکه آن را شکست دهد. اما آمريکا به هر اقدامی متوسل ميشد که از توافق دو طرف جلوگيری کند و هرکس که در اين مورد کوچک ترين مقاومتی ميکرد "به شدت زير آتش سنگين مقامات آمريکا قرار " ميگرفت.

چنانکه ميدانيم تهديد سياه يا ارعاب يکی از ابزارهای عادی سياست آمريکادر رابطه با قدرت ها و نهادهای رسمی است. حتی خود سوتو را به همين ترتيب تهديد ميکنند و اليوت آبرامز و ديويد ولش به ترتيبی پيغام ميدهند که اگر سازمان ملل به سياست آمريکا تسليم نشود، سهميه آن را قطع ميکنند. گفتگوی درونی مقامات نشان ميدهد اين وضعيت اسف بار تا جايی پيش رفته که به عنوان امری عادی پذيرفته شده است. بطوريکه نه فقط اختلافات نظر در "جامعه جهانی" يا اختلاف نظر در دولت آمريکا بلکه حتی اختلافات نظری در درون جناح حاکم در دولت آمريکا هم خود را با فشار تهديد و ارعاب گروه بندی جنگی مدافع اسرائيل انطباق ميدهد:

"چند ماه بعد از شروع ماموريتم در مراسم دهمين سالگرد قتل رابين به جيمز بيکر...برخوردم. از او پرسيدم آيا توصيه ای برای من دارد. او فقط گفت:"قوی باش. اينها ضعف را از چند فرسخی بو می کشند." توصيه ای عاقلانه، حتی اگر مامور سازمان ملل باشيد نه نماينده يک ابرقدرت. چيزی که او ميخواست نسبت به آن هشدار بدهد، گرايشی است که بين سياست سازان آمريکا، حتی قوی ترين آنها، رايج است که در مقابل هر نوع نارضايی احتمالی اسرائيل دولا شوند و بی شرمانه در مقابل ناظران وابسته به اسرائيل واسطگی [pander]کنند."

يک گام ديگر در مسير راه حل سالوادروی در خاورميانه
سوتو سازمان های فلسطينی هم فتح تحت نظارت ياسر عرفات و هم حماس را نيز مورد انتقاد قرار داده است، ولی به روشنی نشان ميدهد که هدف اصلی آمريکا نه حماس بلکه باز گذاشتن دست اسرائيل در لگد مال کردن حقوق فلسطينی هاست:" در حاليکه کوچک ترين اشتباه حماس به شدت زير ذره بين قرار ميگيرد، هرنوع فشار از اسرائيل برداشته شده تا بدون هرنوع مانعی قضيه کلونيزه کردن و ساختمان ديوار را ادامه دهد." ارزيابی سوتو مثل بسياری ديگر از ناظران غربی اين است که حماس کاملا آماده بود به همان مواضع عرفات يعنی به رسميت شاختن اسرائيل در مقابل مذاکره عقب نشينی کند. اما آمريکا و اسرائيل مانع اين کار شده اند.

حقيقت اين است که حالا ديگر کمتر ناظر مطلعی است که نداند اسرائيل ميخواهد طرف مذاکره وجود نداشته باشد. آمريکا و اسرائيل عوامل گوش به فرمانی را ميخواهند که حتی دستور آنها برای کشتار داخلی را به اجرا بگذارند و فعلا تيم عباس - دحلان چنين وظيفه ای را انجام ميدهد. اما اگر قرار باشد عباس حقوق فلسطينی ها- يعنی اورشليم، برچيدن واقعی کلنی های يهودی نشين، مساله آوارگان و غيره را مطرح کند، يا خودش بيش از حد لازم مورد توجه "جامعه جهانی" قرار بگيرد، ترديدی نيست که به همان سرنوشت حماس و عرفات دچار خواهد شد. سوتو اگر چه در مورد اين حقيقت صراحت ندارد ولی با ريشخند اشاره ميکند که گويا تاکتيک اسرائيل ايجاد گروه های متمايل به خشونت است.

سوتو مجموعه تاکتيکی را که عليه فلسطينی ها بکار گرفته شده چنين توصيف ميکند: دور باطل سرکوب / خشونت، بطوريکه کار به جايی کشيده شده است که اين دور بطور خودکار عمل ميکند. سوتو ادب ديپلوماتيک را حفظ کرده و به روی خود نمی آورد که اين استراتژی آگاهانه اسرائيل است و سوال ميکند: آيا اسرائيل دريافته است که آنچه را کاشته، درو ميکند؟

بخش دردناک و اسف باری از گزارش سوتو مربوط به رفتار خود سازمان ملل و ماموران آن است. "تمايل بی چون و چرا به خودسانسوری دردرون سازمان ملل" کار را به جايی کشانده که "اين ديگر به يک حالت خود بخودی تبديل شده که سازمان ملل وقتی ميخواهد موضع بگيرد، نخست بايد بپرسد موضع احتمالی آمريکا و اسرائيل چه خواهد بود، نه اينکه ببيند چه موضعی درست يا نادرست است... تقريبا در مورد هر مساله ای به حفظ رابطه خوب با آمريکا و حفظ رابطه خوب با اسرائيل اولويت داده شده و برای آن امتياز ويژه در نظرگرفته شده است. من با هيچيک از اين دوهدف مساله ای ندارم ولی با خود فريبی مساله دارم. صرفنظر کردن از توانايی خودمان برای تاثير گذاری در صحنه فلسطين به اميد باز کردن در برای اسرائيل مثل اين است که آس خودمان را با يک ژوکر عوض کنيم."

سوتو نه تنها خود استعفا ميدهد بلکه تاکيد ميکند وقتی که اختيارات مرسوم سازمان ملل به مامور آن داده نميشود، دليلی برای انتخاب يک نماينده ی ديگر به جای او وجود ندارد، مگر اين که اين وضعيت اصلاح شود.

اما قدرتی که فاسد شده است هرگز به فکر اصلاح خود نمی افتد. کافی است به برگماری تونی بلر به جای ولفونسون در سمت نماينده کوارتت در خاورميانه توجه کنيم. کسی را که ملت و دولت انگيس و حزب خود او به خاطر "جنگ افروزی" از دولت بيرون انداختند، برای مذاکره و صلح به خاورميانه ميفرستند. همين اقدام کافی است که نشان دهد آمريکا و نهادهای تابع آن قصد ندارند در خاورميانه صلحی بر پايه احترام به حقوق ملل بر پا کنند. بلکه هدف اين است که خاورميانه را در خون غرق کنند تا همه را به اطاعت وادارند. تونی بلر بهترين سمبول چنين سياستی است. برگماری تونی بلر به عنوان نماينده کوارتت در خاورميانه يادآور ارسال قاضی مرتضوی قاتل زهرا کاظمی به شورای حقوق بشر سازمان ملل است. در واقع اين دو بی ارتباط با يکديگر هم نيستند. "تاکتيک مبارزاتی" جمهوری اسلامی برای مقابله با خصومت آمريکا بر اين گذاشته شده است که تا آنجا که از دستش بر ميايد در فساد و جنايت با آن رقابت کند.

از دسامبر گذشته تنها در در جنگ بين نيروهای حماس و الفتح 600 نفر کشته اند. سوتو از يک مقام آمريکايی که از او نام نمی برد نقل ميکند: "من اين خشونت را دوست دارم... اين بدان معناست که فلسطينی ها دارند با حماس مقابله ميکنند."

اين يک اظهار نظر تصادفی نيست. از آغاز حمله به عراق هشدار داده شده بود: راه حل السالوادوری برای خاورميانه در نظر گرفته است.دولت آمريکا خشونت در خاورميانه را دوست دارد، زيرا از اين طريق ميتوان جنگ آمريکا در منطقه را به جنگ بومی تبديل کرد. به همين جهت در فلسطين، در عراق، در افغانستان، در لبنان.. جنگ داخلی جريان دارد. بعد نوبت به کدام کشور ميرسد؟ هدف از برپا کردن اين نزاع خونين بين حماس و فتح هم همين بود: سرکوب حق تعيين سرنوشت فلسطينی ها پشت پرده مبارزه با حماس. به همين جهت برای کسی که از دمکراسی در جهان دفاع ميکند، چيزی که در لحظه کنونی در رابطه با فلسطين بيش از همه اهميت دارد نه پرداختن به نزاع بين گروه های فلسطينی است که آشکارا توسط آمريکا و اسرائيل سازماندهی شده است، بلکه بيرون کشيدن واقعيت اشغال و رنج مردم فلسطين از پشت پرده سياست کنونی آمريکا و اسرائيل است.

جنيفر لوئن شتاين:اين بدخيم ترين و رياکارانه ترين نوع نوکرمابی در مقابل قدرت است
يکی از گزارشگران گاردين بعد از انتشار گزارش سوتو نوشت، سوتو نخستين مامور عاليرتبه سازمان ملل نيست که با مشاهده اين وضع استعفا داده و آخرين نفر هم نخواهد بود. تا آنجا که به نمونه های منفرد برميگردد، حق با اين نويسنده است و در آستانه حمله به عراق ما شاهد اعتراضات مامورانی مثل اسکات ريتر، دنيس هاليدی و هانس بليکس بوديم. اما واقعيت اين است که قدرت ها، هرنوع قدرتی از نوع طالبانی يا رژيم اسلامی يا اسرائيل يا آمريکا چيزی که هرگز کم نمی آورند، ماموران فرمانبردار و مريدان بی مزد يا مزدور است. هم اکنون کسانی هستند در ايران که ادعا ميکنند با رژيم در اساس اشغالگر اسلامی در ايران مبارزه ميکنند، اما همان ها با بی شرمی تکان دهنده ای می نويسند غزه مدت هاست از اشغال آزاد شده است! در واقع عده ای با ظلم و ستم چنان خوگرفته اند که تصور ميکنندمساله ای که به اختيار آنها گذاشته شده است انتخاب يکی از ظالم ها و کمر خم کردن در برابر ستم آنها به مردم است.

اما حالا بيش از يکی دو نويسنده يادآوری کرده اند، وضع فلسطينی ها هم درغزه هم در نوار غربی از آوارگان دارفور بدتر است. در حقيقت گزارشگران مستقل متوجه شده اند در موارد مشخصی آمريکا و رسانه های انحصاری شبه حزبي، برای مخفی کردن فجايع فلسطين از فاجعه دارفور به عنوان پوشش استفاده ميکنند. الکساندر کابرن تحليل گر انگليسی تبار مقيم آمريکا در مقايسه دارفور و غزه نوشت در غزه سربازان اسرائيلی مستقيما نمی روند فلسطينی ها را دسته جمعی وادار به کوچ کنند، بلکه هدف اين است که تمام غزه را به يک زباله دانی تبديل کنند که بر سرمردمی از هستی ساقط شده خراب ميشود.

همين مردم وقتی که آواره ميشوند، نه فقط اجازه بازگشت ندارند، بلکه حتی دولت های عرب هم از پذيرش حقوق شهروندی آنها خودداری ميکنند. در لبنان آنها را از دست يابی به 70 شغل محروم کرده اند و بهانه شان هم اين است که در اين صورت امکان بازگشت آنها منتفی ميشود! در اين شرايط است که نژاد پرستان اسرائيلی وغير اسرائيلی جامعه يهودی را به رخ فلسطينی ها می کشند که مصائب دوران نازی ها را به يک دستاورد تبديل کرده و بيشترين تعداد دانشمندان و محققان و غيره را دارند. اين اظهار نظر نژادپرستانه البته لازم است تا بتوان ژن و قوميت، و نه منابع مالی و حمايت سياسی و اجتماعی و اقتصادی را مايه پيشرفت يک جامعه جازد و بر نقش مخربی که فلاکت و سرکوب درعقب ماندگی بازی ميکند، خاک پاشيد.

پاتريک کابرن خبرنگار نشريه انگليسی اينديپندنت در سپتامبر گذشته سفری به غزه داشت. او از مشاهده آنچه ديد به شدت تکان خورد. واقعيت اين است که اشغال اسرائيل چه در غزه چه در کناره غربی را به گرسنگی دادن، کشتن، زخمی کردن و هرنوع عدد و رقم از انواع مصيبت ها نميتوان تقليل داد. اين حقيقت را حتی نشريه اکونوميست که از دولت اسرائيل جانبداری ميکند نيز در يکی از سر مقاله های خود مورد تاييد قرار داد. دولت اسرائيل مثل يک ديوانه آزارگر از بام تا شام، هردقيقه و هرروز، همه فلسطينی از جنين به دنيا نيامده تا پيرمرد هفتاد ساله را آگاهانه و تعمدا آزار ميدهد. خانه ها در فلسطين هميشه در حال انتقال هستند. محله های مسکونی تغيير نشانی ميدهند، هيچکس نميداند زائويی که به بيمارستان می برد، در راه می ميرد، بر سريک ايستگاه سقط جنين ميکند يا بالاخره بچه اش را به دنيا می آورد. هيچکس نميداند درختی که ميکارد قطع خواهد شد يا نه. برای رفتن به خانه ای در همسايگی بايد يک شهر را دور زد و در چندين ايستگاه در صف ها ايستاد. اسرائيل حتی نمی گذارد مردم به دردها عادت کنند و دايم يک مصيبت جديد، يک مانع جديد ايجاد ميکند: چراغ قرمزها را برميدارد که ترافيک ايجاد شود، کاشتن اين يا آن سبزي، حمل اين يا آن جنس را ممنوع می کند... بنا به شهادت گروه های حقوق بشر فلسطينی هدف آزار دادن است نه ايجاد امنيت. دولت اسرائيل خود ميداند که اين سياست ها نااميدي، خشم، سرخوردگی از هر نوع راه حل دموکراتيک و در نتيجه پيوستن به خشونت و ترور و عمليات انتحاری را تشديد ميکند. اين همان چيزی است که سوتو نيز به آن اشاره کرده است: دور سرکوب/ خشونت.اين گرايش به خشونت البته ناشی از جنون ذاتی نيست. اسرائيل مثل همه دولت های قومي، نژادی و مذهبی برای ادامه بقای خود و متقاعد کردن جهان به تسليح خود و توجيه سياست سرکوب نياز به ايجاد بحران در روابط خارجی نياز دارد.

اسرائيل برای قابل اجرا کردن اين سياست، مثل همه دولت های نژادی از نازی ها تا دولت آفريقای جنوبي، نخست شهروندان خود را فاسد ميکند. اکنون ديگر در يو تيوب هم ميتوان ديد چگونه در کلنی های يهودی ساز مادران به کودکان خردسال ياد ميدهند از بلندی بر سر فلسطينی ها سنگ، پاره آجر، تف و آشغال پرت کنند و چگونه اين کارها با کمک مادران و تحت هدايت سربازان اسرائيلی به اجرا می آيد.
پاتريک کابرن در گزارش خود از غزه در اينديپندنت نوشت" سربازان و تانک های اسرائيل هروقت بخواهند می آيند و می روند. در شمال شاجيه آنها هفته گذشته چند خانه را گرفتند و 5 روز آنجا ماندند. وقتی از اين خانه ها عقب نشينی کردند 22 فلسطينی را کشته بودند، سه خانه را ويران کرده بودند.درختان زيتون، ليمو و بادام را با بولدوزر قطع کرده بودند. فواد الطوبی يک کشاورز 61 ساله به من گفت آنها 22 کندوی زنبور عسل مرا ويران کردند و چهار گوسفند مرا کشتند. پسر جوان او گفت طی اين 5 روز اسرائيلی ها او و بستگانش را در يک اتاق خانه خودش حبس کردند و آنها در اين مدت از يک گودال که برای ماهی درست کرده اند آب آشاميدنی خود را تامين ميکردند. سربازان با تفنگ های دورزن پشت پنجره ها می ايستادند و به هرکس که به منطقه نزديک ميشد شليک ميکردند. او گفت آنها يک همسايه 56 ساله او به نام فتحی ابوقميز را کشتند تنها به اين علت که از خانه بيرون رفته بود که آب تهيه کند.

کابرن نوشت کابوس فلسطينی ها اين است که يک صدای ناشناس در تلفن دستی آنها شنيده شود که ميگويد درعرض نيم ساعت خانه را ترک کنيد که ميخواهيم آن را بمباران کنيم.
به نوشته کابرن اسرائيلی ها 70 در صد درخت های نارنج را ويران کرده اند. قايق های ماهيگيری را از کار انداخته اند، ايستگاه های برق را ويران کرده اند. بيش از 50 درصد فلسطينی ها بيکارند و درآمد سرانه کمتر از دو دلار در روز است.

الکساندر کابرن برادر پاتريک از قول گيدئون لوی گزارشگر هاآرتص نقل ميکند:" ارتش اسرائيلی چنان تاخت و تازی در غزه به راه انداخته است که هيچ کلمه ای قادر نيست کشتارها، ويرانگريها، بمباران هاو به راکت بستن های آن را که بدون هدف گيری مشخص هم انجام ميشود، توصيف کند.
جنيفر لوئن شتاين Jennifer Loewenstein يک پژوهشگر مسايل خاورميانه در دانشگاه ويسکانسين آمريکا که بارها از غزه ديدار کرده است، به الکساندر کابرن ميگويد اگر مردم اطلاعات واقعی را در مورد غزه دريافت کنند وحشت زده خواهند شد. او تاکيد کرد که اگر اسرائيل بواقع محدوديت ترافيک انسانی را از روی غزه بردارد تا تعداد بيشتری وارد غزه بشوند، مردم بويژه روزنامه نگاران آزاد از مشاهده آنچه که در غزه ميگذرد و از بلايی که اسرائيل با حمايت آمريکا و اروپا و بر سر مردمی محروم می آورد شوکه شده و به خشم در خواهند آمد. جنيفر لوئن شتاين يادآوری کرد وقتی ديپلومات ها، ماموران سازمان ملل و نهادهای آن و تعداد معدود ديگری که وارد غزه ميشوند، در مورد اين همه جنايت عظيم عليه حقوق بشر حتی جيک شان هم در نمی آيد، معلوم است هرقدر هم وضع بدتر شود جيک آن ها در نخواهد آمد. او تاکيد کرد :"نوکرمآبی در مقابل قدرت ديگر نمی تواند شکلی بدخيم تر و رياکارانه تر از اين به خود بگيرد."

خطرناک تر از اسلحه، قاچاق و تروريست
دختر خون آلودی که تصوير او را در اين صفحه ملاحظه می کنيد، يک دختر 19 ساله سوئدی به نام تووه يوهانسون است. اين تصوير را هرگز رسانه های انحصاری شبه حزبی در صفحات قابل ديد خود منعکس نخواهند کرد. احتمالا حتی بيشتر سوئدی ها هم از بلايی که اسرائيلی ها بر سر اين دختر آوردند، بی خبرند. تووه در 19 نوامبر سال گذشته با چندتن ازدوستان خوداز "جنبش همبستگی بين المللی"، کودکان خردسال فلسطينی را تا رسيدن به مدرسه همراهی می کردند تا وجود آنها مانع آزارآنها توسط ماموران دولت اسرائيل باشد . اين باورکردنی نيست، اما واقعيت دارد که جوانان انساندوست کشورهای مختلف خود را به مناطق اشغالی ميرسانند و چند ماهی در آنجا ميمانند تا خود را سپر قرار داده و چندکودک را چند صباحی از حمله دولت اسرائيل هنگام رفتن به کلاس مصون دارند يا به ديواری در برابر حملات اسرائيل به چند کشاورز بخت برگشته تبديل شوند.
اما اين بار خود تووه مورد حمله وحشيانه کلنی نشين ها قرار ميگيرد. آنها با بطری به تووه حمله ور ميشوند و استخوان های صورت و جمجمه او را می شکنند. شرح ماجرا که در سايت های امنستی* و جنبش همبستگی* آمده است، تصويری از يک اجتماع وحشی و غيرانسانی را نشان ميدهد که صحنه های سازمان داده شده توسط دوستام خان، جنگ سالار تحميل شده به مردم افغانستان را به خاطر می آورد. حتی پزشکيار اسرائيلی که به صحنه ميرسد از جلوگيری از خونريزی تووه خودداری ميکند.

گزارشات عفو بين الملل و جنبش هم بستگی به روشنی فاش می کند حمله به تووه و زخمی کردن او آشکارا زير نظر سربازان اسرائيلی و با تاييد آن ها و به منظور ارعاب اعضای جنبش همبستگی بين المللی صورت گرفته است. زيرا از نظر دولت اسرائيل خطرناک ترين چيزی که به مناطق اشغالی ميتواند وارد شود، کالای قاچاق، اسلحه يا حتی تروريست نيست، بلکه ورود شهروندان عادی هستند، حتی اگر با گروه همبستگی بين المللی هم کار نکنند، و اصلا سياسی نباشند. دليل آن چيست؟ چرا دولت اسرائيل از تووه 19 ساله که سلاحی به جز پيکر نازکش با خود همراه ندارد، اين قدر وحشت دارد؟

اين وحشت بيش از هرچيز نمايانگر آگاهی اسرائيل به پليدی و زشتی اعمال خود و اميد آن به بی اطلاع نگه داشتن مردم جهان از واقعيت است. به اين جهت است که به جای امثال سوتو و حتی ولفونسون بايد تونی بلرها به ماموريت خاورميانه گماشته شوند. البته با يا بدون تونی بلر، "جامعه جهانی" يعنی دستگاه قدرت وابسته به آمريکا به سياست خود ادامه خواهد داد. اما "خطر" دلهره آور برای اسرائيل يعنی گزارشاتی از نوع گزارش سوتو رفع خواهد شد.

آنها به جهان ميگويند
اما مردم فلسطين مقاومت خود را با حمايت "جامعه جهانی" پيش نبرده اند.اين مقاومت خيلی قبل از اينکه حماس يا فتح يا به اصطلاح "حکومت خودمختار فلسطين"وجود پيدا کند، جريان داشت. جان پيلجر تحليل گر شهير استراليايی در مقاله ای که در باره رنج کودکان فلسطينی نوشته است، از يکی از سفرهای خود به غزه خاطره ای شنيدنی دارد:
"هنگام ترک غزه موقعی که شهر را ترک می کردم با يک صحنه با شکوه از اهتزاز پرچم ها از درون اردوگاه حصاربندی مواجه شدم. کودکان ابتکار آن را برعهده داشتند. آنها از هيچکس دستور نگرفته بودند. آنها قطعات چوب را به هم می بندند و از آن تيرک پرچم درست ميکنند. يکی دو تای آنها از ديوار بالا ميروند و پرچم ها را در سکوت بين چوب ها بالا نگه ميدارند. آن ها بر اين باورند که حرف خود را به مردم جهان می گويند.


گزارش محرمانه الواردو سوتو
http://image.guardian.co.uk/sys-files/Guardian/documents/2007/06/12/DeSotoReport.pdf
* مقاله گاردين درمورد گزارش سوتو:
http://www.guardian.co.uk/israel/Story/0,,2101630,00.html
* گزارش جنبش بين المللی از حمله به دختر سوئدی در هبرون
http://www.palsolidarity.org/main/2006/11/18/hebron-day-06/
*گزارش عفو بين الملل در مورد حمله به دختر سوئدی در هبرون
http://web.amnesty.org/library/Index/ENGMDE150922006?open&of=ENG-ISR
* مقاله جان پيلجر "جنگ با کودکان در فلسطين"
http://www.zmag.org/content/showarticle.cfm?ItemID=10442


       22:39


نظر شما
نام:   کیانوش بختیاری
ای-میل:   kianoushaa@gmail.com
21:04
یادآور صورت خون آلود دختری که دستگاه سرکوب کن و حکومت کن ولایت فقیه به وجود آورد


نام:   کیانوش بختیاری
ای-میل:   kianoushaa@gmail.com
20:07
وحشیان که حقوق بشر حالیشون نیست

نام:   کیانوش بختیاری
ای-میل:   kianoushaa@gmail.com
20:07
عاقبت گرگ زاده گرگ شود -- گر چه باآدمي بزرگ شود

نام:   آذر
ای-میل:  
01:29
در سطح نظری و تئوریک آثاری در مورد ساختار قدرت و نقش امریکا در اعمال قدرت در هر گوشه جهان نوشته شده است. وقایع و درگیریهایی سیاسی که در این مقاله شرح داده شده اند دقیقا با تئوری ساختار سیاسی قدرت در جهان همخوان هستند. دو تا از این نوشته ها کنابهای هومو ساکر و دولت استثنا از جوجیو آگامبن است. ترجمه و معرفی این آثار میتوانند به درک بیشتر از کارکرد و کاربرد قدرت در سطح بین المللی کمک کنند. آنچه نیاز داریم این است که چهره به اصطلاح دموکراتیک این قدرتها را با واقعیت بشوییم و نشان دهیم که اینان همچنان به همان شیوه استعماری تنها برای منافع خود مردم و کشورهای دیگر را همراه خاکشان به توبره میکشند. برای این کار همیشه نیاز به دانستن بیشتر داریم مگر خود بتوانیم دست به تحلیل بزنیم. این امر برای ادامه مبارزه بسیار لازم است. دستتان برای مقاله درد نکند.
تنها یک نکته: استفاده از واژه های ملموس کمک زیادی به درک عمیقتر و همراه با تجربه آشنا میکنند. برای این کار خوب خواهد بود اگر تا آنجا که ممکن است از واژه های آشنا استفاده شود. مثلا بجای واژه غربی کلونیزه میتوانید از معادلهایی چون استعمار-سازی، بدل به مستعمره و جز آن استفاده کنید. در این حالت خواننده ناآشنا با زبان خارجی را کمک میکنید که درک صریحتری و ملموستری از موضوع بیابد.

نام:   احسان
ای-میل:   ehsane1975@yahoo.com
16:15
دوستان ارجمند
مقاله بالاف متن بسيار خوب افشا گرانه اي است که به يک سري مدرک استناد مي کند. ما فکر مي کنم که نويسنده در دو يه مورد کم التفاطي کرده است.
اين که امريکاف اسرائيل و اروپا چه هدف هائي دارند، ترديدي نيست. اين که سازمان ملل، عملا در اختيار قدرت هاي بزرگ قرار گرفته، شکي نيست. ولي بايد به جنبه ديگر قصيه هم نگاه کرد. وجود همين ارگان هاي ناقص و تحت سلطه ي قدرت هاي بزرگ، از طرف ديگر اجازه مي دهند که آقاي دو سوتو اي وجود داشته باشد تا همين افشاگري ها را بکند.
اما، اشاره اصلي من به جنبش فلسطين بر مي گردد. قصد من ارزيابي الفتح و سازمان آزادي بخش فلسطين در اين چند سطر نيست. نويسنده در پايان مدعي است که مقاومت فلسطين قبل از الفتح و باصطلاح حکومت خود مختار ...وجود داشت...
در مورد نام تشکيلاتف اتوريته، يا حکومت خود مختار يا خودگردان هم بحث زياد است. ولي دو نکته را نبايد فراموش کرد.
1- مقاومت فلسطين پس از ايجاد الفتح و جنبش هاي ديگر در سال هاي 60 بود که گسترش ياقت و خلق فلسطين در سطح جهاني مطرح شد. نويسنده، نقش سازماندهي و تشکيلات را در مقاومت ناديده مي گيرد.
درست است که انحرافات موجود و از جمله در درون سازمان هاي فلسطيني در پيش امدن شرايط امروز دخالت داشته اند. ولي فاکتور اساسي که اشغال گري وتحريم هاي دول بزرگ اند، نبايد فراموش کرد.
2 - اتوريته فلسطين که حاصل مذاکرات صلح اسلو است قرار نبود پس از سال 2000وجود خارجي داشته باشد. جاي ان را مي بايست دولت مستقل فلسطين بگيرد که هنوز خبري از ايجاد آن در چشم انداز سياسي منطقه نيست.
نويسنده خيلي از اتفاقات را به توطئه هاي خارجي نسبت مي دهد. عوامل خارجي مي توانند نقش شتاب دهنده اي بازي کنند. ولي پديده ها مستقل از عوامل خارجي وجود دارند.
3 - در مورد نقش همبستگي بين المللي و پشتيباني نيروهاي جهاني از مقاومت فلسطين نيز با نظر نويسنده موافق نيستم. خود فلسطيني ها که قدر اين امر را مي دانند.
4 - نويسنده گرامي خوب بود پيشنهادي هم براي جايگزيني ارگان هاي فلسطيني که ظاهرا هيچکدام را قبول ندارد، طرح مي کرد و ايکاش اسمي هم پيشنهاد مي نمود.
5 - در مورد وجود دودولت فلسطين و اسرائيل و يا ايجاد يک دولت دموکراتيک براي همه مردمي که بر روي فلسطين تاريخي زندگي مي کنند، نظرات متفاوتي وجود دارد. وجود يک دولت درست در مقابل تشکيل دولت هاي مذهبي است که يک گروه از مبارزان مارکسيست، کمونيست و نيز غيرمذهبي غير کمونيست پيشنهاد مي کنند. ممکن است برخي مذهبي ها دلشان بخواهد که دولت واحد اسلامي در فلسطين تشکيل شود. همان طوري که صهيونيست هاي ارتدکس هواهان ايجاد اسرائيل بزرگ (از فرات تا نيل) هستند.
البته همه اين پيشنهادات، اتوپيک و پر توهم اند. بايد راه حلي بقول قديمي ها زميني براي مناقشه يافت.

نام:   لورکا
ای-میل:   eshq_azadi2@yahoo.com
13:21
برگماری تونی بلر به عنوان نمایندۀ کوارتت در خاورمیانه، یادآور نصب کردن اکثریت دزدان ائتلاف شمال در افغانستان بر اریکۀ قدرت است و از آنجمله جنرال داود (!) که خودش قاچاقبر هرویین است، در رأس مبارزه علیه مواد مخدر گمارده شده است. از مطلبی در همین مورد بنام "وقتی خرگوش تحویلدار زردک باشد" در وبلاگ عشق و آزادی دیدن نمایید.
www.kabul.parsibox.com


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد