17دى :ازدواج اجباری دختران هشت ساله افغانی بخاطر گرسنگی و فقر
خبرگزارى انتخاب : محمد هادی شاهرخ آبادی – جنوب شرق آسيا: عزيزگل" دختری از روستای "هووچا" در غرب افغانستان تنها ده سال دارد. امسال بدنبال خشکساليهای اخير روستای عزيزگل هيچ محصولی بدست نياورد و خانواده ی وی گرسنه مانده اند. بنابراين چند روز پيش از کريسمس مادر عزيزگل او را به پسری 13 ساله برای ازدواج "فروخت".
به گزارش خبرنگار سرويس بين الملل خبرگزاری ,انتخاب, به نقل از گاردين، "ساحت گل" مادر عزيزگل می گويد: " من به فروش دخترانم بدليل خشکسالی نياز دارم. ما غذای کافی نداريم و پول حاصل از اين ازدواج ما را قادر می سازد تا غذا تهيه کنيم. سه ماه قبل دختر 15 ساله ام نيز ازدواج کرد."
"ما قبلا اينطور نااميد نبوديم. ولی اکنون من بايد آنها را زودتر شوهر بدهم. و اگر خشکسالی همينطور ادامه بيابد من مجبورم همه ی پنج دخترم را بدين شکل شوهر دهم. قيمت "عروس" دويست هزار افغانی (تقريبا دوهزار پوند انگليس) است. پدر پسر برای ترتيب دادن مراسم به خانه ی ما می آيد. اين مبلغ بصورت قسطی پرداخت می شود. اولين قسط پنج هزار افغانی که وی پرداخت، صرف خريد غذا کردم."
عزيزگل تنها دختر از اين دست نيست. دختران بسيار زياد ديگری توسط موسسات خيريه شناسايی و مصاحبه شده اند. همه ی آنها دختران جوانی بوده اند که بوسيله ی خانواده اشان فروخته شده اند تا بتوانند از پس خشکساليهای سه سال اخيرافغانستان برآيند.
در حاليکه دنيا بر جنگ با طالبان متمرکز شده است، رنج و مصيبت حدود 2.5 ميليون روستايی افغانی ناشی از تبعات خشکسالی ناديده گرفته شده است.اين خشکسالی های پی درپی چنان افغانستان را مصيبت زده نموده است که کشاورزان بسختی قادر به بازگشت به زندگی عادی هستند.
در حاليکه قوانين مدنی و اسلامی افغانستان چنين ازدواجهايی را منع کرده است، ازدواج در سنين پايين به مشخصه ی جوامع روستايی افغانستان بدل شده است. آنچه غيرطبيعی می نمايد سن بسيار پايين دختران عروس شده است که تنها دليل آن: خريد غذا برای ادامه حيات است.
"ساحت گل" همچنين می افزايد: " خانواده های بسيار اين کار را به سبب خشکسالی انجام می دهند. دختران ما تنها دارايی با ارزش ما هستند. ما مراسم عروسی را در سن بلوغ آنها صورت خواهيم داد. داماد من، "رحيم" به همراه برادرش ايران رفته است تا پول درآورد. او در يک کارگاه ساختمانی کار ميکند. او با بقيه ی پولی که جمع کرده يا قرض گرفته است بازخواهد گشت. هر ماه او به ما زنگ می زند تا ما را مطمئن کند که عزيزگل از آن اوست."
"نجيب الله" کشاورزی 39 ساله است که دخترنه ساله اش "سميه" را به مبلغ سه هزار دلار آمريکا(1560 پوند انگليس) به مردی 22 ساله از روستای خودش بنام محمد فروخته است. محمد نيز مانند سايرين به ايران رفته تا هزينه ی "خريد عروس" را فراهم کند.
نجيب الله می گويد: " محمد مبلغ 600 دلار را بعنوان پيش پرداخت داده است که ما از آن برای خريد لباس گرم و غذا استفاده کرديم." بعنوان يک عروس سميه ميداند که ازدواج کرده است ولی مفهوم آنرا نمی داند.
نتيجه اولين خشکسالی سال گذشته که منجر به نابودی بيش از هشتاد درصد محصول در سرتاسر افغانستان شد، کودکان بيشتری را به امر ازدواج اجباری سوق داده است. در بعضی از مناطق براساس گزارش سازمانهای خيريه کشاورزان بين 80 تا 100 درصد محصول خود را ازدست داده اند. مطابق با گزارش يک سازمان امداد مسيحي، کودکان اين مناطق با سوئ تغذيه، افزايش مرگ و مير کودکان و فرستاده شدن آنها برای جمع آوری چوب و آب برای زنده ماندن روبرو هستند. مدت زمان جستجو برای آب گاهی اوقات بين سه تا چهار ساعت طول ميکشد.
اکنون بسياری از اين کشاورزان با بن بستی دوسويه مواجه شده اند. بدون غذای کافی برای ادامه حيات، کمکهای اوليه نيز با بارش برف زمستانی که باعث قطع راه های ارتباطی بسياری از روستاها گرديده، قطع شده است. اين درحالی است که کاروانهای کمک رسانی " برنامه جهانی غذا" در استان هرات (که روستای هووچا در آن واقع است) توسط جنگجويان طالبان مستقر در پاکستان مورد غارت قرار ميگيرد.
يک سخنگوی انگليسی در حوزه توسعه بين المللی گفت:" ما در حال حاضر مبلغ يک ميليون پوند کمک اهدا کرده ايم. بعقيده ی ما هنوز بحران بشردوستانه ای اتفاق نيفتاده است. ولی اين مسئله خيلی خيلی مشکل است. بزرگترين مشکلی که در حال حاضر ما با آن روبرو هستيم مسئله امنيت نيست بلکه واقعيت اين است که مناطق وسيعی را برف پوشانده است و کمکهای غذايی در حال حاضر تنها می تواند به مراکز منطقه ای ارسال شود."
سازمان ملل و ساير سازمانهای بين المللی که در افغانستان در حال فعاليتند، تصوير وحشتناکی را از وضع موجود ارائه می کنند. برطبق تازه ترين بيانيه سازمان نظارت بر برنامه جهانی غذا، مصرف مواد غذايی در مناطق آسيب ديده بطور محسوسی باعث افزايش قيمت گندم شده است، بطوريکه قيمت گندم در بعضی از مناطق به 35 درصد افزايش يافته است.
"زری گل" زنی چهل ساله و از روستای هووچا است. وی می گويد:" بچه های ما در نتيجه نبود غذا بسيار ضعيف شده اند و ما از اين بيم داريم که آنها بميرند. ما آنها را با آب جوشيده و شکر تغذيه می کنيم. بجز سيب زمينی هيچ سبزی برای آنها نداريم. سال گذشته ما سبزی داشتيم. ما به کمک غذايی برای خودمان و حيواناتمان نياز داريم.
بچه ها همينطور می ميرند. در قبرستانی بالای يک تپه مشرف به روستای "سياه کمرک" در غرب افغانستان، روستاييان برای بخاکسپاری سه کودک که بر اثر سوئ تغذيه ناشی از خشکساليهای غرب ، شمال و جنوب افغانستان در همان روز جان باخته اند، گرد هم آمده اند. پزشکی که علت مرگ کودکان را تاييد کند وجود ندارد و والدين بسيار فقير هستند که بتوانند آنها را به کلينيکی که يک روز پياده راه است ببرند.
"جان بی بی" زنی 40 ساله می گويد که او دختر سه ماه اش را تنها با آب جوشيده و شکر تغذيه کرده بود چون چيز ديگری برای خوردن نداشت. وی افزود:" نوزادم بخاطر نداشتن غذای کافی مرد. من ميخواستم او را با شير خودم تغذيه کنم ولی شير کافی نداشتم."
رييس شورای محلی روستای هووچا، عبداظهير 58 ساله، می گويد خانواده ها با احساس نااميدی و ياس روبرو شده اند. وی می افزايد:" فقر و تنگدستی فرا گير شده است. ما بايد فرزندانمان را برای ادامه حيات بفروشيم. ما به اين کار افتخار نمی کنيم ولی چاره ای هم جز اين نداريم."
14:49
نظر شما
نام: حس قوی
|
| ای-میل: افغاستان رافراموش نکنیم |
20:02
|
وقتی سربازان ناتو به بهانه طالبان و در واقع به خاطر غارت تریاک هر روز دهکدهها را بمباران کنند و مردم را به قتل برسانند نتیجه جز فقر و فروش کودکان چیز دیگری نخواهد بود. |