www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

نامه تکان دهنده منصور اسانلو در مورد فشارهای روانی و ارعاب ماموران امنيتی در خارج از زندان

*مرا تحت فشار روانی قرار دادند که يا همکاری با بازجويان را بپذيرم يا پانزده سال در زندان بمانم و اگر آزاد شوم به هر کجای دنيا بروم آنها اين قدرت را دارند مرا و خانواده ام را نابود کنند.. بعد از زندان هم همين فشارها و خواسته ها از سوی دو بازجويم ادامه داشته است

روشنگری: نامه زير که نسخه ای از آن برای روشنگری ارسال شده است, چنانچه از عنوان آن برمی آيد در آستانه شروع ماه رمضان نوشته شده است و پرده از روی فشارهای روانی گسترده و ارعاب و تهديد دستگاه سرکوبگ امنيتی رژيم برمی دارد. اين نامه تاکيدی بر اين واقعيت است که رژيم سرکوب سازمانيافته فعالان کارگری را پيگيرانه تعقيب می کند و جان همه آنها در خطر است. و از اين روز تلاش و اعتراض و مبارزه با خروج فعالين زندانی از زندان نمی تواند پايان يافته تلقی شود, بلکه پيگيری وضعيت فعالين پس از خرورج از زندان و حفظ فشار بر رژيم برای پايان دادن به پيگبرد و ارعاب از اهميت فزاينده ای برخوردار است وگرنه چنان چه شکايت نامه زير نشان می دهد, دستگاه سرکوب رژيم زندگی در خارج از زندان را نيز برای زندانی به يک جهنم تحمل ناپذير تبديل خواهد کرد.

رياست محترم هيأت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی

با سلام و اهدا ء تحيات به مناسبت فرارسيدن ماه مبارک رمضان وآرزوی توفيق در رسيدگی به امور مردم!
احتراماً به استحضار می رسانم که اينجانب منصور اسالو پرسنل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و رئيس هيأت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد در تاريخ 1 /10/ 84 صبح ساعت 6 در جلوی منزلم واقع در خيابان گلبرگ غربی ( جانبازان غربی – اول کوچه شهيد علی اکبر اميری پ 48 طبقه اول ) از سوی مأمورين لباس شخصی که خود را مأمورين اطلاعات معرفی می کردند و يکی از آنها آقای اثنی عشری نام داشت طبق کارت شناسائی که ارائه کرد، دستگير شدم و مدت بيش از هفت ماه در بند 209 اطلاعات زندان اوين بازداشت موقت بودم. طی اين مدت با توجه به حقوق شهروندی و حقوق زندانيان موارد خلاف حقوق شهروندی به شرح ذيل در حق من به عمل آمد که تقاضای رسيدگی و احقاق حق در
جهت اصلاح امور نظام و جامعه خودم دارم. بيش از سه ماه بيست و سه روز در سلول انفرادی نگه داری شدم که بعضی از اوقات آن با يکنفر يا دو نفر همراه بودم که به لحاظ اتهام موارد اتهامی آنها نظير من نبود. يکی از آنها القاعده ای بود که اعتقاد داشت با کشتن 7 نفر شيعه به بهشت می توان رفت و هم سلولی با اين افراد فشار روحی روانی برای متهم می آورد. در راه روهای بند اجباراً بايد چشم بند می زديم .يکبار
برای بردن به دادسرا در معيت دو مأمور محترم به داد سرای انقلاب دستبند زدند. بازجويی ها در سلول های بازجويی و اغلب با نوعی ارعاب و وحشت و تهديد مبنی بر آنکه که تا زمانی که ما بخواهيم تو زندان خواهی ماند و قاضی %90 به حرف ما توجه دارد و دفاعيات شما بی فايده است . قطع ملاقات _ هوا خوری _ تلفن بيش از يکماه بی دليل. هيچ حرکت خلاف از من در زندان سر نزد. (خلاف يعنی خلاف قانون و مقررات جاري، رسمی و ثبت شده در کتب قانون) ايجاد فشار روانی و تغيير تيم های بازجويی و فشار روحی برای جواب دادن به سوالهايی که ربطی به موارد اتهامی گفته شده توسط بازپرس
نداشت. اتهام مرا ايجاد يا غصب عنوان تشکل سنديکايی و تبانی برای اخلال در امنيت کشور اعلام کرده بودند ولی با اجبار وادار کرده در مورد تمام زندگی خصوصی و شغلی و اداری در روابط خصوصی بنده و دوستانم و همکارانم و يا سفرهايم سوالاتی می کردند و جوی به وجود آورده بودند تا من احساس گناه و ترس از مرگ خودم و خانواده ام را داشته باشم. تمام زندان اوين مورد بازديد نمايندگان مجلس واقع شد ولی بند 209 را نگذاشتند بازديد شود. و بازجوی محترم از من خواست که از گفتگو با بازرسين بپرهيزم و مسائل داخل 209 که بر من گذشته است به کسی نبايد بگويم و مرا تحت فشار روانی قرار دادند به صورتی که يا بايد همکاری با بازجويان را بپذيرم يا پانزده سال در زندان بمانم و اگر آزاد شوم به هر کجای دنيا بروم آنها اين قدرت را دارند مرا و خانواده ام را نابود کنند و بعد از زندان هم همين فشارها و خواسته ها از سوی دو بازجويم ادامه داشته و بارها تلفنی مرا به بيرون دعوت کردند که من نرفتم و سپس در دادگاه
انقلاب در يک اطاق خالی در طبقه سوم همين گفتگوها و فشارها ادامه داشته که بايد هفته ای يکبار با آنها تماس بگيرم و وضعيت خودم را به آنها گزارش بدهم.
در مرحله بعد که من اين کارها را نکردم واز ترس جان خودم و خانواده ام به دفتر سازمان ملل مراجعه کرده و وضعيت ناامنی جاني، شغلی خودم و خانواده ام را به مسئول دفاع از حقوق بشر آنجااعلام نمودم. که مرا دوباره به دادسرای امنيت انقلاب خواستند و تهديد به زندانی شدن دوباره کردند و به اجبار و برای زندان نرفتن از من و همسرم خواستند که تعهد بدهيم که همکارانم را نبايد ببينيم. که بيش از بيست سال است
همکاريم و رفت و آمد خانوادگی داريم و رسم ميهمان نوازی ما ايرانيان نيست که مهمان را از خانه خود برانيم. همچنين با تلفن به محل کار همسرم و تلفن همراه پسرم زنگ می زنند و خواهان تماس گرفتن من با خودشان می شوند که محيط روانی نا امن و تلخی را برای من و خانواده ام به وجودآورده اند. به طوری که اعضای خانواده ام از ترس حتی به من اجازه نمی دهند تا سرکوچه و محل به تنهايی بروم و هميشه همراه من می آيند و ايجاد اين ترس و نا امنی نظم زندگی ما را مختل کرده است . همچنان اين تلفن زدن ها ادامه
دارد و موجب فشار روحی و روانی ماست و از من خواستند اجباراً به سفر بروم و بعد که به سفر رفته ام مرتب به پسرم و همسرم تلفن می زنند که بگوئيد با ما تماس بگيرد و من هم هفته قبل به شماره آنها تماس گرفتم که باز با لحن طلبکار به من می گويند چرا به ما تلفن نمی زني؟ مگر در کدام يک از قوانين جاری مملکت آمده است که شخصی که بعد از نزديک به هشت ماه از بازداشت موقت با قرار وثيقه يکصد و پنجاه ميليونی آزاد شد. هنوز دادگاهش تشکيل نشده و حکمی برای او صادر نشده بايد اجباراً با آقايان
تماس بگيرد و اعلام وضعيت کند. من کشورم و انقلاب و نظام را دوست دارم، اما می خواهم اشکالات و موارد خلاف قانون و خلاف نقص انقلاب مثل استقلال آزادی در جمهوری اسلامی اصلاح شود و مردم مستضعف در کشور خودشان احساس راحتی و خوشبختی و سربلندی نمايند. لذاخواهشمندم به موارد فوق رسيدگی فرمائيد. در جهت اصلاح امور و جلب رضايت مردم و رسيدن به قانونيت در جامعه اين شکايت را نموده ام.

با احترام
منصور اسالو



   15:03

نظر شما
نام:   سالدیده
ای-میل:  
09:25
اتحاداتحاداتحادهمه اپوزوسیون متحدشویدودست ازاین من من گفتن هابرداریداگرمتحدشویدوزیرچتریک رهبرقرارگیریدبزیرافکندن این رژیم کارسختی نیست .مشکل ازشماست که ازخودنمی توانیدبگذرید!

نام:   نامدار بينام
ای-میل:   namdar_binam2006@yahoo.com
21:01
با درو د
تا زمانی که مدعيان طبقه کارگر وزحمتکشان نتوانند بدور از منافع شخصی وگروهی پيرامون اهداف مشترک وآينده جنبش کارگری به توافق دست يابند صحبت از رهائی مردم ايران حرفی پوچ وعوامفريبانه وخيانت به شهدای جنبش چپ ايران است.
خوشبختانه طبقه کارگر وديگر زحمتکشان ايران بدور از گروه های مدعی يک تنه تاکنون در مقابل رژيم ضد بشری ايستاده است.واين ننگ جنبش مدعی چپ ايران است که راه اتحاد خود را در گذشته دنبال ميکند.
من اين سئوال را از کل گروه های سياسی مدعی طبقه کارگر ميکنم که شما که بعد از سالها مبارزه بی حاصل و پرداخت هزينه های گزاف چگونه ميتوانيد شعار اتحاد طبقه کارگر را مطرح نمائيد تا زمانی که خودتان هر روز از هم دور تر ميشويد .از من به رهبران محترم پا به سن گذاشته کل جريانات سياسی نصيحت، لطفاً اگر نميتوانند با هم به وحدتی فراگير دستيابند محترمانه کنار رفته تا عرصه مبارزه سالمتر گردد وجوانان جسور پا بميدان گذارند.
(آرزو بر جوانان عيب نيست و اما انحصار قدرت حزبی و اصرار بر گذشته واشتباهات همديگر ، پاشاندن بذر بر شوره زار است.)
نامدار بينام

نام:   نامدار بينام
ای-میل:   namdar_binam2006@yahoo.com
19:38
با درو د
تا زمانی که مدعيان طبقه کارگر وزحمتکشان نتوانند بدور از منافع شخصی وگروهی پيرامون اهداف مشترک وآينده جنبش کارگری به توافق دست يابند صحبت از رهائی مردم ايران حرفی پوچ وعوامفريبانه وخيانت به شهدای جنبش چپ ايران است.
خوشبختانه طبقه کارگر وديگر زحمتکشان ايران بدور از گروه های مدعی يک تنه تاکنون در مقابل رژيم ضد بشری ايستاده است.واين ننگ جنبش مدعی چپ ايران است که راه اتحاد خود را در گذشته دنبال ميکند.
من اين سئوال را از کل گروه های سياسی مدعی طبقه کارگر ميکنم که شما که بعد از سالها مبارزه بی حاصل و پرداخت هزينه های گزاف چگونه ميتوانيد شعار اتحاد طبقه کارگر را مطرح نمائيد تا زمانی که خودتان هر روز از هم دور تر ميشويد .از من به رهبران محترم پا به سن گذاشته کل جريانات سياسی نصيحت، لطفاً اگر نميتوانند با هم به وحدتی فراگير دستيابند محترمانه کنار رفته تا عرصه مبارزه سالمتر گردد وجوانان جسور پا بميدان گذارند.
(آرزو بر جوانان عيب نيست و اما انحصار قدرت حزبی و اصرار بر گذشته واشتباهات همديگر ، پاشاندن بذر بر شوره زار است.)
نامدار بينام

نام:  
ای-میل:  
18:33
من با نظر آقای دکتر زرافشان موافقم که درست یک سال پیش با شهامت از درون زندان اوین سکوت اختیار نکرد و مانند یک انسان بادشرافت با اعتراض و افشاگری به یاری این کارگر قهرمان برخاست: متن نامه دکتر ناصر زرافشان که از زندان اوين به بيرون فرستاده شده است.

سرانجام دولت مستضعفان نقاب از چهره برداشت و بطور علنی و رسمی به کارگران شرکت واحد چنگ و دندان نشان داد. اين امر قابل پيش بينی بود زيرا کارگران سرانجام بر ترديدها و توهمات قبلی خود غلبه کرده و به اين نتيجه رسيده‌اند که جز خود آنان کسی غم و غبطه تأمين حقوق و منافع آنان را ندارد و از اينرو گرد هم جمع شده‌اند ، سنديکا تشکيل داده‌اند تا امر معيشت خود و زن و فرزندشان را بوسيله نمايندگان خودشان پيگيری کنند و اين گناهی کبيره است. شفاف شدن مناسبات اجتماعی و زوال توهم‌ها خطرناک است و قدرتی که بر اين توهم‌ها بنا شده باشد ناگريز است از گسترش اين خطر جلوگيری کند. اما حرکت جامعه طی بيست و چند سال گذشته توهمات بسياری را از ذهن مردم پاک کرده است که اين هم يکی از آنهاست اکنون ديرزمانی است همه پی برده‌اند که در پس پرده قدرت بر سر ثروت ملی آنان چه مي‌آيد و ماجراهای "آقايان" و "آقازادگان" و قصه اسکله‌های پنهان و سرمايه گذاري‌های برون مرزی بر کشيدگان دولت مستضعفان نقل هر مجلس و محفلی است.
بهرحال ، به محض اينکه کارگران از توهمات يا ترديدهای قبلی خود بدرآمدند و برای تأمين ابتدايي‌ترين حقوق و نيازهای معيشتی خود گرد هم آمدند ، قدرت مداران نيز بدون تأمل و ترديد ماسک و تعارفات خود را دور انداختند و به آنان يورش بردند و به اين ترتيب اکنون همه چيز شفاف و علنی شده است.
ابتدا چماقداران و مزدوران را با قمه و قداره و تيغ موکت بری به سراغشان فرستادند تا آنها را متنبه کنند. به موازات آن هم جای ضارب و مضروب را عوض کردند و آنان را که در "خانه" خود مورد حمله قرار گرفته بودند متهم ساختند که به چماقداران حمله کرده و موجب سلب امنيت آنان شده‌اند. اما چاره ساز نبود. آنگاه مستقيماً به ميدان آمدند و نمايندگان کارگران را به اوين آوردند تا به نمايندگی از طرف بقيه کارگران طعم "عطوفت اسلامی" آنها را بچشند.
شنيده‌ام در ميان آنان منصور اسالو پس از دستگيری به قاچاق سلاح هم متهم شده است!. معنی اين اتهام را هرکس نداند و در آن شک کند من خود مي‌دانم و در آن شک نمي‌کنم و اين سلاح قاچاق را هم خوب مي‌شناسم. فقط معلوم نيست چرا مأمورين فراموش کرده‌اند اين موضوع را در همان زمانی که او قاچاق سلاح مي‌کرده است اعلام و او را تعقيب کنند و فقط هنگامی که برای سرکوب سنديکا هيأت مديره آنرا دستگير کرده‌اند به يادشان آمده است که رييس اين هيأت مديره قاچاق سلاح هم کرده است! من احتمال مي‌دهم او موقع دستگيری مشروب الکلی هم مصرف کرده بوده اما اين موضوع را هم نديده گرفته‌اند!
دنباله کار هم معلوم است. مثل هميشه بايد بکوشند ميان کارگران تفرقه اندازند. مشتی را "مجذوب" و بقيه را مرعوب کنند و آنها را رو در روی هم قرار دهند. عناصر آگاه‌تر جدي‌تر و دلسوزتر را شناسايی و آنها را با انگ‌ها و اتهامات واهی از جمع جدا کنند تا بتوانند بقيه را راحت تر مهار کنند. اما آيا واقعاً اين روش‌ها ديگر اثری دارد؟ آيا مزدورانی که با قمه و قداره و تيغ موکت بری بر سر مردم زحمتکش مي‌ريزند و کسانی که درپس پرده آنها را سازماندهی و اعزام مي‌کنند عليه امنيت داخلی کشور اقدام کرده‌اند يا کارگرانی که گرد هم جمع شده‌اند تا درباره مسايل صنفی خود تبادل نظر کنند؟ آيا کسانی که امروز اين چنين گلوی زحمتکشان را مي‌فشارند نمي‌دانند اگر روز سياهی برای اين کشور پيش آيد فقط نيروی مردم مي‌تواند کشور را نجات دهد پيش آيد بهتر است بدانند هيچ خطری برای امنيت و استقلال کشور بالاتر از نارضايی مردم نيست و نان شب زحمتکشان و زن و فرزند آنان موثر تر از بمب هسته ای مي‌تواند امنيت کشور را تأمين کند و دستها را از گريبان زحمتکشان کوتاه کنند. دی ماه ١٣٨٤ زندان اوين ناصر زرافشان


نام:   نیکو خراسانی
ای-میل:   nikokhorasani@yahoo.se
14:56
ضمن تشکر و قدردانی از گردانندگان سایت روشنگری به خاطر تلاشهای انسان دوستانه شان در انعکاس واقعیات دردناک و تلخ جامعه ایران و جامعه بشری، میخواستم به همه نیروهای چپ و طرفداران طبقه کارگر و زحمتکشان و همه انسانهای شریف و آزادیخواه که قلبشان برای خوشبختی و سعادت مردم می تپد و از غم و درد و رنج و ظلم و ستمی که به انسانهای زحمتکش و شریف تحمیل میشود متاثر شده و واکنشی انسانی نشان میدهند با تمام وجود و با همه امکانات از مبارزات قهرمانانه طبقه کارگر ایران و رهبران شریف و دلاور آن حمایت کنند و نقش مهم آنها را در مبارزات آزادیخواهانه و عدالت طلبانه آنچنانکه شایسته است برجسته کنند.
در طی یکصد سال گذشته از مبارزات انقلاب مشروطیت گرفته تا جنبش ملی شدن صنعت نفت و انقلاب شکوهمند بهمن 57 ، اگر چه طبقه کارگر همواره نقشی فداکارانه و ایثارگرانه داشته است ولی به دلیل نداشتن رهبری این مبارزات ناکام مانده و با شکست مواجه شده است. اکنون بعد از یکصد سال بنظر میرسد درس گیری واقعبینانه از همه مبارزات گذشته ما را به ضرورت رهبری این طبقه برای به ثمر رسیدن آمال و آرزوهای همه جانهای شیفته صلح و آزادی و دمکراسی و استقلال و عدالت اجتماعی می رساند. در این راستا بکوشیم . امروز جنبش زنان و جوانان و دانشجویان مبارز وطن ما باید با تمام امکانات و توان خود از مبارزات قهرمانانه طبقه کارگر ایران حمایت کنند . خانواده کارگران را خانواده خود بدانند . از زن و فرزند و خواهر و برادر آنها حفاظت و حمایت کنند. همبستگی مردم به مبارزان امید و پایداری و به خانواده آنها دلگرمی میدهد و به دشمنان مردم یاس و ناکامی و شکست.
پیروز باشید

نام:   sharafat
ای-میل:  
19:26
khosha ananke dar shahrahe ESTEGLAL va AZADI janane az bazle jan va mal darig nakarde va khofashane shab parast va paporane bi hame chiz anan ra rosva nomode va minamaiand.DOROOD be hameie AZADEGAN


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
3شهريور.تجمع کارکنان کارخانجات مخابراتى راه‌دور ايران در شيراز:"زندگي،‌ معيشت، حق مسلم ماست" 2010‑08‑25
5تير.اخراج غيرقانونی 200 کارگر ايرالکو در اراک 2010‑06‑26
17خرداد.اعتراض سازمان‌های جهانی به شرايط منصور اسالو  2010‑06‑07
16خرداد.انتقال منصور اسالو به بند امنيتی به دنبال تشکيل پرونده جديد عليه وی/ گفتگو با فاطمه گل گزی مادر منصور اسالو 2010‑06‑06
تومار حمايت ازفعالين سنديکايی ايرانابتکار سنديکای کارگران فرانسه و متن توزيع شده
 2010‑05‑30

اخبار ومقالات مربوط به کارگران در روشنگرى(كليك كنيد)

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد