18آبان :راهحل بحران محيط زيست:گزارشى ازنرخ رشد جمعيت مناطق مختلف جهان
سرمايه:حميد طراوتي
لازم نيست انسان رياضيدان باشد تا بتواند به اين نكته پى ببرد كه در درازمدت هيچگزينهء ديگرى وجود ندارد جز محدود كردن تعداد فرزندان زوجها به دو فرزند يعنى عددى كه براى رسيدن رشد جمعيت به سطح جايگزينى لازم است. ژول كوهن، جمعيتشناس دانشگاه راكفلر اين نكته را به نحو موثرى بيان ميكند. او ميگويد:,اگر نرخ رشد جمعيت مناطق مختلف جهان در سال 1990 همچنان تا سال 2150 ادامه مييافت جمعيت جهان در آن سال به 694 ميليارد نفر ميرسيد.توجه كنيد كه جمعيت كنونى جهان 1/6 ميليارد نفر است. كوهن ميگويد: ,شدنى نيست، اصلاً آسمان آن قدر نميبارد كه نيازهاى چنين جمعيت عظيمى را برآورده كند.,
اين محاسبهء اصولى تازگى ندارد. هميشه ميدانستهايم كه نرخ رشد سه درصد در سال كه ظاهراً بيخطر به نظر ميرسد و در بسيارى از كشورهاى در حال توسعه مدتها معمول بوده است، جمعيت كشور را ظرف يك قرن 20 برابر و ظرف دو قرن 400 برابر ميكند. امروز جمعيت عربستان سعودى 20 ميليون نفر است و پيوسته با رشد سه درصد در سال رشد ميكند. اگر اين رشد در سراسر قرن حاضر همچنان ادامه يابد جمعيت اين كشور در سال 2100 به 440 ميليون نفر افزايش خواهد يافت كه بيش از جمعيت كنونى آمريكاى شمالى است.
يا به نيجريه بنگريد كه نرخ رشد جمعيت آن نيز قريب سه درصد در سال است. صد سال ديگر جمعيت نيجريه كه اكنون 114 ميليون نفر است به 46/2 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت. با توجه به اينكه جمعيت كل آفريقا امروز 800 ميليون نفر است غيرممكن است بتوان تصور كرد كه 46/2 ميليارد نفر فقط در نيجريه زندگى كنند و نميتوان با نقطهنظر كوهن، مبنى بر اينكه تنها گزينهاى كه در درازمدت قابل دوام است آن است كه هر زوج تنها دو فرزند داشته باشند، به جدل برخاست.جمعيتى كه پيوسته رشد ميكند، هرچند هم كه رشد آن بطئى باشد، سرانجام نظامهاى طبيعى حمايتكنندهء حيات خود را فرسوده ميكند. برعكس جمعيتى كه پيوسته تحليل ميرود، هر اندازه هم كه آهسته تحليل رود، در نهايت ناپديد خواهد شد.
رشد نيمقرن گذشته جمعيت جهان هنوز پديدهء جديدى است كه ما پيوسته ميكوشيم معناى آن را دريابيم. ممكن است ما به طور غريزى احساس كنيم كه 20 برابر شدن جمعيت يك كشور غيرممكن است اما بايد دريابيم كه دليل آن چيست. ما براى عكسالعمل در مقابل برخى خطراتى كه آيندهء ما را تهديد ميكند نظام واكنشى مناسبى طراحى كردهايم. مثلاً هرگاه بيمارى عفونى مرگباري، مانند ويروس ابولا، شيوع مييابد بلافاصله برنامهء منظمى براى مهار و ريشهكنى آن به اجرا درميآيد. در اين برنامه سازمان بهداشت جهاني، مركز كنترل و پيشگيرى از بيمارى ايالات متحده و موسسات مربوطهء كشور محل بروز عفونت فعال ميشوند و اگر واحد پول كشوري، مثلاً اندونزى يا روسيه، سقوط كند ،نظام پولى بينالمللى واكنش برنامهريزى شدهاى به اين خطر نشان ميدهد.اما هنگامى كه رشد جمعيت از آستانهء تحمل نظامهاى حمايتى اصلى طبيعت فراتر ميرود چنين واكنشى مشاهده نميشود.
وقتى مصرف آب جمعيتى رشد يابنده از ميزان بازدهى پايدار آبخوانها فراتر ميرود و سطح سفرههاى آب زيرزمينى رفتهرفته پايين ميرود، هيچ نظام هشداردهندهاى وجود ندارد كه در سطح حكومتها واكنشى برانگيزد. در نتيجه شكاف بين تقاضاى آب و بازدهى پايدار آبخوانها عميقتر ميشود. اگر ميزان اضافه برداشت آب بسيار زياد باشد كاهش عرضهء آن شديداً به جوامع آسيب ميرساند و توليد مواد غذايى را مختل ميكند.
متاسفانه هيچكس سطح سفرههاى آب زيرزمينى دشت شمال چين، دشت پنجاب هند يا دشتهاى بزرگ جنوب ايالات متحده را به طور منظم اندازهگيرى نميكند تا اعلام كند كه برداشت بيش از حد كى آغاز شده، چقدر آب باقى مانده است و كى آبخوان تهى خواهد شد. در نتيجه به جاى اين كه كشورها براى متعادل كردن ميزان تقاضاى آب با بازدهى پايدار آبخوانها برنامهريزى كنند همچنان به كار خود ادامه دهند تا سقوط اجتنابناپذير سطح آبهاى زيرزمينى فرا رسد.
كشورهايى كه تقاضاى آب آنها از بازدهى پايدار آبخوانها فراتر رفته است و مايلند در آينده آب بيشترى به ازاى هر نفر داشته باشند بالاجبار بايد به طور جدى كاهش جمعيت خود را مورد بررسى قرار دهند. اين روندى است كه اكنون در چند كشور اروپايى در جريان است و معناى آن عبارت است از گذار به خانوادهء تك فرزندى و نه دو فرزندى.
هرچند از 1950 تاكنون پيشبينى جمعيت جهان هر ساله صورت گرفته، در زمينهء تجزيه و تحليل رابطهء بين تعداد كنونى و آتى جمعيت جهان با ظرفيت كرهء زمين براى تامين منابع اساسى مورد نياز مردم از قبيل آب و زمين كشاورزى كار بسيار ناچيزى انجام شده است. جمعيت شناسايى كه كار برآورد جمعيت جهان را برعهده دارند مدتهاست اين حوزه را به عنوان حوزهاى از پژوهش ميدانى كاملاً كنار گذاشتهاند. ژولكوهن در كتاب ,كرهء زمين زندگى چند نفر را ميتواند تامين كند, كه در سال 1996 منتشر شد، گردهمايى سالانه اتحاديهء جمعيت آمريكا در سالهاى 1992 و 1993 را كه طى آن 200 جلسهء تخصصى برگزار شد مورد مداقه قرار داده است. حتى در يكى از اين جلسات نيز مسالهء تجزيه و تحليل رابطهء بين رشد جمعيت پيشبينى شده و منابع طبيعى پايهاى كرهء زمين مطرح نشد.اما خبر خوب آنكه جهان پيوسته در زمينهء دستيابى به سطح جايگزينى بارورى پيشرفت ميكند. در حال حاضر 44 كشور جهان تعداد فرزندان خانواده را در حد دو فرزند يا كمتر كاهش دادهاند. مجموع جمعيت اين كشورها 5/2 ميليارد نفر است. اكنون متوسط اندازهء خانواده در چين 8/1 فرزند به ازاى هر زوج است كه از متوسط اندازهء خانواده در ايالات متحده كمتر است. در ايالات متحده اين رقم 1/2 فرزند به ازاى هر زوج است. با اين وجود بسيارى از تعداد جوانانى كه پيوسته در چين به سن بارورى وارد ميشوند به اين معناست كه جمعيت چين همچنان رشد خواهد كرد و در سال 2038 به 49/1 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت و پس از آن سقوط خواهد كرد و تا سال 2050 به 46/1 ميليارد نفر كاهش خواهد يافت.
در برخى كشورها نرخ بارورى به زير سطح جايگزينى نزول كرده است. مثلاً نرخ متوسط بارورى روسيه 2/1 فرزند است. در نتيجه اين تنزل و نيز افزايش مرگ و مير در دههء گذشته جمعيت روسيه كه اكنون 144 ميليون نفر است، سالانه 000ر900 نفر كاهش مييابد. ديگر كشورهايى كه جمعيت آنها رفتهرفته كاهش مييابد عبارتند از بلغارستان، جمهورى چك، ايتاليا و اكراين.
به رغم اين روندها خطر تداوم رشد جمعيت در بيش از يكصد كشور در حال توسعه خطرى بسيار جدى است. شايد خطرناكترين خلل آموزشى موجود فقدان درك صحيح از رابطهء بين اندازهء خانواده و منحنى رشد درازمدت جمعيت با ميزان منابع موجود به ازاى هر نفر در آينده باشد. رفع اين نقيصه مستلزم انجام برآوردهايى است كه مشخص كند بسته به تعداد فرزندان خانوادهها - مثلاً دو يا چهار فرزند - در آينده چه مقدار منابع طبيعى پايه مانند آب و زمين و غيره در اختيار هر نفر خواهد بود. در غياب چنين اطلاعاتى مردم ضرورت فورى گذار به خانوادهء كوچكتر را درك نميكنند و مهمتر آن كه رهبران سياسى قادر نخواهند بود دربارهء جمعيت و سياستهاى مربوط به آن، مانند سرمايهگذارى هر چه بيشتر در خدمات تنظيم خانواده، تصميم مسوولانهاى اتخاذ كنند.
برآوردهايى كه در اين فصل در بحث دربارهء رشد جمعيت از آنها استفاده شد، برآوردهاى سطح متوسط سازمان ملل است كه براساس آنها جمعيت جهان از 1/6 ميليارد كنونى افزايش خواهد يافت و تا سال 2050 به 3/9 ميليارد نفر خواهد رسيد. برآورد سطح بالايى هم وجود دارد كه براساس آن جمعيت جهان تا سال 2050 به حدود 11 ميليارد نفر خواهد رسيد و برآورد سطح پايين نيز به اين نتيجه ميرسد كه جمعيت در سال 2046 به اوج خود يعنى 9/7 ميليارد نفر ميرسد و سپس كاهش مييابد.
در برآورد سطح پايين فرض بر آن است كه تمام جهان نرخ بارورى خود را سريعاً به زير سطح جايگزينى يعنى به 7/1 فرزند براى هر زوج كاهش خواهد داد. اين هدف قابل حصول است و اين راه تنها راه انسانى مهار جمعيت است. در غير اين صورت كمبود زمين و آب كه هم اكنون نيز در بسيارى از كشورها گرسنگى و مرگ را افزايش داده به كشورهاى بيشترى سرايت خواهد كرد.
دستيابى به اين رقم پايينتر مسووليت رهبران سياسى كشورهاست اما تا زمانى كه رهبران جهان - دبير كل سازمان ملل متحد،رييس بانك جهانى و رييس جمهور ايالات متحده و ديگر رهبران جهان - دولتها و به دنبال آن همهء زوجهاى جهان را به پذيرش هدف دو فرزند براى هر زوج ترغيب نكنند، محدوديت منابع به سقوط اقتصادى كشورها منتهى خواهد شد. امروز مساله اين نيست كه آيا زوجها ميتوانند از عهدهء تامين زندگى بيش از دو فرزند برآيند يا خير، بلكه مسالهء اصلى آن است كه آيا كرهء زمين تحمل آن را دارد كه زوجها بيش از دو فرزند داشته باشند.
ممنبع:كتاب اقتصاد زيستمحيطى
راهحل بحران محيط زيست
18 آبان 1385
08:48
نظر شما
نام: حدیث سمساری
|
| ای-میل: |
20:47 17 فروردین 1387
|
مردم در محیط زیست اشغال نریزند و از طبیعت به خوبی نگهداری کنند من10 سالمه اگه بد نوشتم عذر میخوام |
نام: رضا سعیداوی
|
| ای-میل: |
02:00
|
این نظر شما خیلی الی است |