11آبان :پيامدهای افزايش جمعيت کشور بر محيط زيست
http://hamidabbasi.blogfa.com/post-52.aspx
پيامدهای افزايش جمعيت کشور بر محيط زيست
در روزهای گذشته سخنان مسئولين محترم کشور در مورد جمعيت مباحث داغی را بهمراه داشته است. اين ديدگاه که جمعيت زياد در تعارض با نزول کيفيت محيط زيست است يک اصل قديمی ثابت شده علمی میباشد. بی ترديد در بيشتر گزارشهای کارشناسان اين حوزه در مقياس محلي، منطقهای و حتی کشوري، مهمترين علت نزول شاخصهای پايداری محيط زيست کشور، به افزايش سريع جمعيت نسبت داده شده است. به نظر شما چند بچه کافيست.
در ذهن بيشتر سياستگذاران کشور اين موضوع که پتانسيل منابع زيستی کشور محدود است جايی ندارد. آنچه مسلم است شرايط اکولوژيکی ميهن عزيزمان گويای در تنگنا قرار داشتن منابع آب ، خاک ،هوا و پوشش گياهی را دارد که ظرفيت بهرهبرداری پايدار از آنها را تحديد کرده است. چنانچه از اين حدود، بهرهبرداری بيشتری صورت گيرد تخريب آن منابع را بهمراه دارد چيزی که متاسفانه در کشور در حال رویدادن است.
منابع آب تجديد پذير كشور حدود 130ميليارد مترمكعب تخمين زده شده است چنانچه جمعيت كشور به حدود 100 ميليون نفر برسد ما جزو كشورهاى با تنش آبى قرار خواهيم گرفت و توان تامين نياز آبى را براى فعاليتهاى روزانه نخواهيم داشت. اين در حاليست كه چندى پيش سازمان ملل متحد نسبت به رشد جمعيت ايران و بروز بحران آب در سال 2025 هشدار داده است. افزايش تعداد چاهها و برداشت بيش از حد آبهای زيرزمينی برای توليد بيشتر کشاورزی و اشتغالزايی موجب افت کمی اين منبع شده و در برخى دشتها وضعيت به حد بحرانى رسيده است. بسيارى از قناتها در اثر حفر چاه از بين رفتهاند چاهها زيادى خشك شده اند و نشست زمين يا فروچاله در دشتهای کشور روی داده است.
چرای بيش از حد مراتع برای توليد بيشتر گوشت قرمز موجب زوال پوشش گياهی و تخريب مراتع شده است بطوريکه 16 ميليون هکتار از 90 ميليون هکتار مراتع کشور جزو مراتع تخريب شده بشمار میآيند. اين در حاليست که ظرفيت مراتع کشوربه اندازه تامين حدود 160 هزار خانوار بهره بردار است در حاليکه عملا هم اکنون بالغ بر 7/5 برابر ظرفيت از آن استفاده ميشود(2).
افزايش سطح زيرکشت ديمزارها برای توليد گندم افزونتر موجب افزايش نرخ فرسايش خاک از يک ميليارد تن به 5 ميليارد تن در سال و کسب مقام اول در جهان شده است. قطع درختان جنگلهای زاگرس برای افزايش سطح کشت غلات موجب از بين رفتن بيش از 55 درصد اين جنگلها در غرب کشور و 95 درصد جنگلهای ارس شمال خراسان شده است كه اين خود کاهش تنوع زيستی و از بين رفتن گياهان بومی(اندميک) را بهمراه داشته است(۳).
توليد سرانه فاضلاب بيشتر و دفع آنها در آبهای سطحی و زيرزميني، توليد زباله و مواد زايد جامد در سطح کشور، بهره برداری از آبهای شور در کشاورزی و تسريع فرآيند شوریزايی از ديگر عواقب افزايش جمعيت است.
گسترش بی رويه شهرسازی بر روی مرغوبترين خاکها سبب روانه کردن کشاورزان برای کشت بر خاکهای نامرغوب با هزينه بيشتر شده است. براساس گزارش فائو بازای افزايش هر 1000نفر نياز به تغيير کاربری 40 هکتار اراضی است. براساس نظر کارشناسان برای توليد و عرضه غذای کافی متنوع گياهی و دامی برای هر نفر به حدود 485/0 هکتار زمين نياز است و برای 66 ميليون جمعيت فعلی بايستی حدود 32 ميليون هکتار زمين به زير کشت برود (2). اين درحاليست كه در خوش بينانه ترين حالت، سطح اراضی کشاورزی در کشور حدود 5/18 ميليون هکتار است. با اين حساب سطح زير كشت در كشور بايد نزديك به دو برابر شود تا نياز مردمان را تامين كند.ما در کشور اراضی داريم ولی خاک غنی کم داريم.
ضرورت افزايش فعاليتهای توسعهای مانند احداث جاده، صنعت، معادن، لوله نفت و گاز، سدسازی و.... برای برآورده کردن نيازهای معمولی جمعيت رو به تزايد است چنانچه جمعيت کشور از حدود 66 ميليون نفر فعلی در آينده و بنابر توصيه رئيس جمهور محترم به 100 ميليون نفر برسد برای توسعه زيرساختها نياز است که 8/6 ميليون هکتار تغيير کاربری صورت گيرد که 4/3 ميليون هکتار آن از اراضی کشاورزی است. آنچه از 5/18 ميليون هکتار باقی ميماند 1/15 ميليون هکتار است كه تنها قادر است نياز حدود 30 تا 35ميليون نفر را برآورده كند. به نظر شما هنوز هم بايد جمعيت افزايش يابد.
تعاريف و مفاهيم بيابان را از وبلاگ منابع طبيعی بخوانيد
فاجعه بدتر از اين نيست(مطلبی خواندنی از روزنا)
پی نوشت:
1- پيام کشاورزی 1381 صفحه 6.
2- نجفی غلامعلی ، 1384 زمين و اراضی کشاورزی در ايران ماهنامه دهاتی شماره های 22و23 و24
۳- به نقل از مهار بيابانزايی
11 آبان 1385
20:59
نظر شما