www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

هيولای نژادپرستی

عکس بالا :اجساد کارگران کرد در دره بقاع. عکس پائین :گربه های مجروح لبنانی نه میخواهند در حکومت شرکت کنند و نه میتوانند همجنسگرا باشند، اما آن ها هم قربانی نژادپرستی اند.

http://www.roshangari.net/
روشنگری. در غرب حيوانات حقوقی دارند و چون حيوانات زبان ندارند، انسان ها دفاع از اين حقوق را برعهده گرفته اند.اين واقعا قابل تحسين است. غرب دستاوردهای زيادی در حوزه های انسانی و حقوق بشر دارد.

اما در همين غرب اکنون يک ماه است هر تلاشی صورت ميگيرد تا از آتش بس فوری و بی قيد و شرط در لبنان جلوگيری شود. در اثر اين تلاش يک کشور ويران شده و کودکان له شده در آغوش مادران، هر روز از زير آوار بيرون کشيده ميشود، و برای نخستين بار در تاريخ بشريت رسما چيزی به نام گوردسته جمعی موقت باب شده، و کودک آواره در بيروت از کنار مادر مجروح و سوگوار خود که در حيات مدرسه بستر او پهن شده برميخزد و به کلاس مدرسه ميرود تا با همسالان خود نه قصه که غصه مرگ عزيزان ازدست رفته را بازگو کنند.

با وجود اين در غرب، و درنهادهای عريض و طويل انتخابی و انتصابی دستگاه های قدرت آن هيچکس نيست که به دفاع از حقوق اين انبوه انسانی برخيزد که ناگهان به توده ای مچاله شده در ويرانه های ناشی از بمب ها تقليل يافته اند. وقتی از انبوه قربانيان و آوارگان لبنانی و شدت ويرانی کشور صحبت کنيد، ميگويند پس شهروندان غيرنظامی اسرائيل چه؟ آيا نميدانند مسووليت مرگ دانه به دانه شهروندانی که در دو سو کشته شده و خواهند شد، بر گردن آنهاست که از آتش بس فوری و بدون قيد و شرط در لبنان جلوگيری کرده اند؟ و هرکلمه ای که در ورای آتش بس فوری مطرح شود، به داستان غم انگيز و ديرينه نابرابری در حق برخورد ميکند. و آن هايی که از نابرابری در حق دفاع ميکنند، مسوول مرگ و اندوه فرد فرد انسان هايی هستند که از دو سو به خاک افتاده و خواهند افتاد. آنها که با ظاهر ,انسان دوستانه, و دلسوزی رياکارانه برای هردو سو،از حق نابرابر دفاع ميکند، بزدل ترين و حقيرترين نوع ستمگران هستند.

در غرب به موازات دستاوردهای انساني، رشد پديده های ضد انسانی نيز ابعاد به شدت نگران کننده ای به خود گرفته است، بطوريکه بسياری از شهروندان نيز متوجه حضور نژادپرستی در جوامع خود نمی شوند. راستش کشته های لبنانی برای مقامات غربی خيلی مهم نيست. اهود اولمرت درمصاحبه ای با يک نشريه آلمانی گفت خودتان چندين هزارتايش را در کوسوو کشتيد. از نظر آنها مهم اين است که همه چيز طوری پيش برود که حق نابرابر در خدمت کسی که قدرت دارد تثبيت شود و خطر اين است که نمايش قساوت چشم توده مردم را بر حضور هيولای نژاد پرستی و عواقب ضدبشری آن باز کند.
قدرت هرچه فزونتر ميشود، بر ابعاد تباهی درونی نيرويی که آن را در اختيار دارد، می افزايد. اين هم نمونه ای از آموزه هايش:

از کوچه های ويران شده جنوب بيروت تا تصوير ,لذت بخش, ويرانی تهران
عکس های هوايی از جنوب بيروت قبل و بعد از بمباران ها تصوير تکان دهنده ای از ويرانی و ,پاکسازی, محله فقير نشين داهيه به نمايش ميگذارد. اين نوع پاکسازی جنوب لبنان که نه به شيوه مرسوم با گلوله و توپ، بلکه با بمباران های سهمگين هوايی و همراه با انبوه تلفات غيرنظامی پيش ميرود، خشم و عصيان را در ميان مردم کشورهای اسلامی و بويژه جوانان به اوج رسانده است. در وبلاگ يک نويسنده آمريکايی لبنانی تبار در ميان اظهارنظرهای ناشی از خشم انبوه شده ی کاربران و وبلاگ نويسان مراجعه کننده، يک کاربر اسرائيلی به نام ,امير از تل آويو, چنين نوشت:
,اسرائيل ميتواند هرجا بخواهد برود، هر وقت که بخواهد هر کاری را که دوست دارد بکند، و در تلويزيون ها هم عکس هايی را که از هوا از اين کارها گرفته شده به نمايش بگذارد. آيا اين قابل تحسين نيست؟, و در ادامه : , آن ,,نوسازی,, که ارتش اسرائيل از محله داهيه به عمل آورد، يک نمايش تصويری دقيق از ايران است: اين نشان ميدهد وقتی که ارتش اسرائيل بشاشد، تهران چگونه به نظر خواهد آمد. به من گفته اند داهيه درست عين تهران است، با پوسترهای بزرگی از کاست حاکم بر ايران.,

اين واکنشی از سرخشم نيست که به اظهار نظری اتفاقی و غير معقول می انجامد، اين نمونه تيپيک آموزش سيستماتيک نژاد پرستانه است که تحميل ويرانی و مرگ را چه در لبنان و چه در تهران، نشانه قدرت و برتری خود و قابل تحسين تلقی ميکند. نژاد پرستی يکی از ضد انسانی ترين پديده های اجتماعی است. وقتی که قومی يا بهتر گفته شود فرقه ای خود را برتر از ديگران می بيند به آسانی ميتواند جنايت را تاييد کند و حتی خود به جنايتکار تبديل شود، زيرا در تصور خود نژاد و فرقه غير خودی را از ماهيت انسانی خود تهی ميکند تا بتواند خود را انسان تلقی کند.مگر نه اينکه ما نمونه آن را در دولت برگزيدگان خدا در تهران ديده ايم؟

دولت اسرائيل واقعا يک دولت ,مهرورز, است که به شهروندان خود می آموزد ,انسان ها, بايد با هم مهربان باشند و سعی کنند شاد و سرخوش به نهايت از زندگی لذت ببرند. فقط ,فلسطينی,ها، از زمره ,انسان ها, حذف ميشوند. از اين طريق است که ,مهرورزی, و حتی,دموکراسی, ، با کشتار و ويرانگری و پاکسازی سيستماتيک قابل انطباق و دمساز ميشود.

سگ های آمريکايی و آدم های عراقی
دولت کنونی عراق، پديده عجيبی است. از يک طرف دست نشانده آمريکاست، از طرف ديگر بر آمريکا تحميل شده است. درون آن هم پديده های غير معمول زياد است. مثلا المشهدانی رئيس پارلمان عراق از رهبر جناحی از سنی هاست که با آمريکا ساخته اند، امااو به شدت مخالف حضور ارتش آمريکاست و مثل روسای ساير فرقه های درون دولت عراق با جمهوری اسلامی هم روابط خوبی دارد. در اواخر تيرماه امسال المشهدانی در جلسه ای به يک سخنرانی پرو صدا پرداخت که انعکاس وسيعی در رسانه های کشور اسلامی داشت. البته رسانه های طرفدار اشغال مضمون سخنان او را وسيع منتشر نکردند و بيشتر نوشتند سخنان او ,تشنج آفريد,. منابع وابسته يا طرفدار رژيم هم که به آن اشاره کردند، چون در موارد ديگر دايما دروغ ميگويند طبيعتا مورد اعتماد ايرانيانی نيستند که روزنامه ميخوانند يا به اينترنت دسترسی دارند. اما المشهدانی حرف های شنيدنی داشت. اوضمن آنکه اصرار داشت آمريکا بايد به اشغال پايان دهد تا خونريزی در عراق پايان يابد، مثالی زد که خيلی گويا بود، به اين مضمون: سربازان آمريکايی درايستگاه بازرسی عراقی ها را در صف درازی زير آفتاب داغ نگه ميدارند. وقتی که بعد از مدت ها انتظار مردم سوال ميکنند، چرا صف حرکت نمی کند، ميگويند داريم به حيوانات مان استراحت ميدهيم. المشهدانی گفت سگ های آمريکايی از مردم عراق بيشتر حقوق دارند.

آيا سربازان مامور کنترل متوجه ميشدند که بی حقی کامل آن عراقی که زير آفتاب عرق ميريزد، وقتی که در کنار حقوق سگ آمريکايی قرار ميگيرد عراقی را عصبی ميکند؟ يا او فکر ميکند عراقی چقدر پست است که حق حيوانات را به رسميت نمی شناسد. استيون گرين و سه سرباز همکارش که به يک دختر 15 ساله تجاوز کردند و بعد به پايگاه برگشتند و بال جوجه کباب کردند و خوردند، اخيرا در دادگاه گفتند کشتن عراقی مثل کشتن مورچه است، وقتی که او را کشتيد ميتوانيد دست هايتان را به هم بماليد و بگوئيد خوب برويم يک پيتزا بخوريم. نژاد پرستی مثل سرسره است. وقتی که آن بالا بنشنيد و ويرانی يک کشور و کشتار شهروندانش را تصويب کنيد، در غلطيدن به آنجا که استيون گرين و سربازان همراهش ايستاده اند، به اختلال روانی نياز ندارد، به آماده بودن شرايط وابسته است.

کرد سوري، کارگرفصلي، فقير و مهاجر، حاصل جمع همه نوع محروميت زير بمب ها
روز جمعه 13 مرداد،اسرائيل روستايی در دره بقاع نزديک مرز سوريه را بمباران کرد و بنا بر اخبار مختلف بين 30 و 42 نفر را کشت. درست است که قربانيان حملات اسرائيل به لبنان در اين سه هفته عمدتا مردم فقير جنوب لبنان بودند، اما مرگ در دره بقاع ويژگی خاصی داشت: 40-30 نفر عمدتا اقليت سرکوب شده کرد، همه کارگر پاره وقت و فصلي، فقير، و مهاجرموقت باهم زير بمب ها جان دادند. آن ها انواع مظلوميت های انسان های بی حق عصر ما را يک جا به نمايش ميگذاشتند.
نويسنده لبنانی فوق الذکر در سايت خود کنار عکس قربانيان دره بقاع يادداشت فرستنده عکس را به اين مضمون درج کرده بود: ,بفرماييد. حدود 30 کارگر امروز در عقا، در دره بقاع نزديک مرز سوريه کشته شدند. آن ها تازه کار جمع کردن چيدن سيب ها را تمام کرده و ميخواستند آن ها را بسته بندی کرده و توی کاميون بگذارند. وقت ناهارشان بود. اسرائيلی ها دو بمب صرف آن ها کردند. اولی تعدادی از آن ها را کشت. بقيه جمع شدند و سعی ميکردند کمک کرده زخمی ها را بيرون بکشند و مرده ها را ببرند. اسرائيل عاشق آن است که کسانی را بکشد که به ديگران کمک ميکنند. اسرائيل عاشق آن است که مردم فقير را بکشد. آن ها هدف مورد علاقه اسرائيل هستند، اگر کودکان را هم به شمار آوريد، رديف دوم ليست هدف های مورد علاقه اسرائيل.,

البته بايد با انصاف بود. بمب های اسرائيل در لبنان اندکی عادلانه تر تقسيم شد و باران مرگ بر محلات مرفه تر و نيز بر محلات مسيحی نشين و بر زير ساخت تمام کشور نيز فرود آمد، ولی اين بخشا به عشق ايجاد نفرت فرقه ای و بخشا برای اين بود که راه ها بسته و محاصره کامل شود تا يک ميليون ,طفيلی, گرسنه وبيکاراز شهر و مسکن خود رانده شده و برای هميشه به ,نجس, های لبنان تبديل شوند. اسرائيل همانطور که ,امير از تل آويو , گفت هرکار بخواهد ميتواند بکند و اگرلازم بداند همه را از بمب و توپ و بولدوزر نصيب می دهد:،فقير و غني، کودک و پير [ در قانا جوان ترين 10 ماه و پيرترين قربانی 90 ساله بود]، زن و مرد، نظامی و غير نظامي، حتی اروپايی و آمريکايی [ راشل کوری آمريکايی و تام هرندال انگليسی را به خاطر بياوريد]

رسانه های خبری با مرگ کارگران مزدبگير فصلی و فقير کرد يا لبنانی زير بمباران همان برخورد را کردند که سرباز های آمريکايی با عراقی های آفتاب خورده موقع استراحت سگ های شان. در لابلای اخبار يک خط هم نوشتند تعدادي، سی و اندی يا چيزی مشابه اين نيز نزديک مرز سوريه تلف شدند. تعطيل آخر هفته در پی بود و لازم نبود عيش مردم را منقض کرد.

نژاد پرستی مدرن چيز غريبی است و ابداعات خود را دارد. در حاليکه در دانشگاه ها، محققان وجود نژاد های متمايز را رد ميکنند و معتقدند بشر ديگر نه فقط به لحاظ اخلاقی بلکه به لحاظ فيزيکی نيز تنها يک نژاد دارد که از اختلاط اقوام بوجود آمده که آن هم خود ناشی از تحرک شگفت انگيز انسان و خصلت شديدا اجتماعی اوست، اما زورمندان و زوائدشان دايما معيارهای جديدی پيدا ميکنند تا براساس آن ها بين انسان ها ديوار بکشند. برای دولت اسرائيل نژاد با مذهب مشخص ميشود و اعتقاد به تورات، وگرنه ظاهرا عرب و يهودی بايد از يک تبار يا نژاد باشند. دسته جات فاشيست و نازيست نوين در اروپا و آمريکا معياری پيدا کرده اند به نام ,آريای سفيد, که ربطی به نژاد آريای هيتلر ندارد و ظاهرا فقط شامل آمريکايی و اروپايی است، اما واقعا هدفش مهاجران به اين کشورهاست. برای دولت های غربی و رسانه های بزرگ خبری نژاد با اين معيار تعيين ميشود که در جهان اول زندگی ميکنی يا در جهان سوم. به همين جهت به گفته رابرت فيسک روزنامه نگار انگليسی با آغاز جنگ لبنان، کشورهای بزرگ با سرعت شهروندان خود را تخليه کردند تا لبنان برای بمباران ,حاضر و آماده, باشد و فواد سينيوره ساده لوحانه پرسيد مگر جان شهروندان شما از جان لبنانی ها عزيز تر است. يکی بايد به اقای سينيوره ميگفت يعنی شما نمی دانستيد.

بعد از حمله وحشيانه صدام حسين به کردها و شيعه ها پس از تهاجم اول به عراق، تلويزيون های غربی صحنه های تکان دهنده ای را نشان ميدادند و گويندگان با صورت سنگی خبری را ميخواندند. ستون آوارگان کرد پای پياده، با کودکان و بقچه بر دوش در صحرای خشک به سوی هيچ جا ميرفتند. نه کسی به فکر , تخليه , آن ها بود، نه کسی به فکر تحويل گرفتن آن ها. آدم ازخود می پرسيد به کجا ميروند؟ هيچکدام از آن گويندگان با صورت های سنگی شان به شنوندگان خبر ندادند بر سرآن ها چه آمد؟ عجيب نيست اگر حالا بعضی از آن ها به دامان ظالمی از,نژاد, برتر پناه برده برده باشند تا از طريق همکاری با ظلمی ديگر مکانی زير افتاب پيدا کنند. بيماری قدرتمندان به سرعت واگيردار ميشود.

نژاد پرستی مدرن، هيولاهايی می سازد که مخلوق خانم مری شلی پيش آن رنگ می بازد. بريژيت باردو ستاره ملوس دهه های پيش را در نظر بگيريد. او و شريک زندگی اش برنار دلمار سياستمدار راست فرانسوی سال هاست که برای پاکسازی فرانسه از ننگ وجود مهاجران عمدتا مسلمان خود مبارزه ميکنند. او در عين حال درست مانند سربازان آمريکايی در ايستگاه بازرسی بغداد از حقوق حيوانات دفاع ميکند و حتی اخيرا به شدت از دست دولت فرانسه عصبانی شده که با پيشنهاد سوئد در اتحاديه اروپا مبنی بر اين که مزارع پرورش مينک , سمور, وسيله شنا داشته باشد مخالفت کرده است. او طی نامه ای به آقای نيکلاس سارکوزی نوشت , شرم ميکند که فرانسوی است, و تهديد کرد که سن تروپه را ترک کرده و به سوئد مهاجرت خواهد کرد.البته فرانسه همانقدر از صدور مهاجری مثل بريژيت باردو به خود می لرزد که از ورود مهاجران و تبعيديان ديکتاتوری های ما. آقای سارکوزی نيز هيچ شرم نميکند که سمبول تاريخی سکس فرانسه معتقد است ,زن ها نبايد در حکومت شرکت کنند, و ,همجنس گرايان دلقک های زشت جامعه بشری هستند,. چون اقای سارکوزی و يارانش هم مثل خانم باردو همين سال پيش ميخواستند فرانسوی ها ی فقير را که ,آريايی سفيد, نبودند، ,امشی, کنند.

برای امتحان حيوان دوستی خانم باردو خوب است يک نفر عکس گربه لبنانی را که زير بمباران اسرائيل زخمی شده، به خانم باردو نشان دهد و از او بپرسد اين حيوان به چه گناهی بايد درد بکشد؟ گربه ها که ايدئولوژی ندارند، نه ماده و نه نرشان چشم به وحکومت وشما هم ندارند، همه گربه های لبنانی هم که نمی توانند همجنسگرا باشند؟!

نژاد فقرا
اما مذهب و آئين و ملت معيارهايی فرعی برای تشخيص نژادها هستند. در جهان مدرن، فقر بقيه معيارهای نژادی را عقب رانده است.شيخ زايد بن سلطان، پرنس بدر، ملک عبدالله يا حسنی مبارک شامل عرب ستيزی و مسلمان ستيزی اسرائيل و آمريکا نميشوند. محله دوهيه که به قول ,امير از تل آويو, توسط ارتش اسرائيل ,نوسازی, شد، محل سکونت بی چيزان و له شدگان بيروت است. در بيروتی که پاريس خاورميانه بود، آن ها حتی قبل از بمباران جز رانده شده گان زمين بودند. دهکده کوچک جهانی جايی برای نژاد آن ها ندارد و انبوه سرگيجه آور کالاهای لوکس خود را نمی تواند به پای آن ها ,حرام, کند و حتی نانی که توليد ميکند گرانبهاتر از آن است که شکم آنها را سير کند. اگر اميد و آرزو را از آن ها بگيرند، ديگر چيزی برای زندگی و حفظ حرمت انسان بودن برای آن ها نمی ماند. آنها رانده شده گان زمين اند که فقط عيسی مسيح حاضراست آن ها را با خود به ميهمانی در ملکوت خدا ببرد. اما مسيح به آسمان ديگران رفته است. در دوهيا حسن نصرالله بود و دم دست، در همان مسجد کناري، با آن ها زندگی ميکرد، همرنگ آن ها بود و به زبان آن ها حرف ميزد و برخلاف ديگران ميگفت اميدشان را محترم ميشمارد. به همين جهت بسياری از مردم وادی محنت، به دامن او و اسلامش چنگ زدند. بويژه که ميهمانی عيسی را از عرش به زمين می آورد، اگرچه بسيار فقيرانه. حزب الله لبنان مانند حماس و ديگر احزاب اسلام گرا درترکيه وعراق ومصر در حوزه خدمات اجتماعی فعال است و همه آن ها علاوه بر وعده بازيابی حقوق مردم سرکوب شده در برابر ,نژاد, برتر، از اين طريق نيز بر جذابيت اسلام خود نزد مردم محروم می افزايند، بويژه در شرايطی که احزاب سکولار و دمکرات و چپ به اين يا آن نحو پاکسازی شده، يا به حاشيه عقب نشينی کرده اند.

برای آن ها که بر کرسی دولت نشسته اند، ايدئولوژی وعده آسمانی است برای حفظ قدرت، اما برای مردم محرومی که قدرت ندارند، ايدئولوژی وقتی عزيز است که وعده نان و اعاده حقوق انسانی ميدهد. حال ميخواهد اين ايدئولوژی مذهب باشد يا بی ديني،
,شارعش, مارکس باشد يا مزدک يا مسيح يا محمد.
اما در اين مورد هم نژاد پرستی قوانين آهنين دارد: نژاد برتر، دين برتر. مسيحی آمريکايی ميتواند و حق دارد خرافاتی باشد. نشريه اکونوميست نوشته است يک سوم آمريکايی ها يی که از اسرائيل دفاع ميکنند ميگويند اين امر ناشی از باورهای مذهبی شان است، دو نفر از هر پنج آمريکايی معتقدند خدا اسرائيل را به يهودی ها داده است، و يکی از هر سه آمريکايی ميگويد دولت اسرائيل مرحله پيش از ظهور بازگشت مسيح است و تازه همه اين ها نه از يک اعتقاد قديمی بلکه از فعاليت يک فرقه سياسی مذهبی به نام The Christian right که ميلياردهای آمريکايی از آن حمايت ميکنند. بعلاوه خود دولت اسرائيل معتقد است، از درون آيات خدا سربرآورده است و همين چند ماه پيش اهود اولمرت در کنگره آمريکا گفت سند مالکيت اسرائيل بزرگ را خود حضرت موسی در تورات توشيح کرد و مردم امروز غلط ميکنند که روی حرف پيغمبر خدا حرف بزنند. نژاد برتر برای اين خرافات پاداش ميگيرد. اما ساکنان غزه و نوار غربی و دوهيا وقتی خرافاتی ميشوند نه تنها حق رای ندارند، بلکه مستحق تحريم اقتصادی و گرسنگی و زندان و مرگ و آوارگی هم ميشوند.

وقتی پای منافع آمريکا و اسرائيل مطرح است، قوانين هندسه و فيزيک هم انکار ميشود، چه برسد به اصول علم اجتماع و حقوق بشر و کنوانسيون ژنو. در کدام مدرسه و دانشگاه جهان هويت انسانی و حقوق تمام يک جمعيت يا بخشی از آن يا حتی يک فرد را با ايدئولوژی و باورهای مذهبی و غير مذهبی آن تعريف کرده اند؟ اولمرت و رايس و شرکای وقيح شان در رسانه ها ميليون ها جمعيت را به صراحت طفيلی و حزب الله و نصرالله و حماس ميخوانند. اين کدام مکتب سياسی است که اعتقادات و باور انسان ها را مجوزی برای به بند کشيدن، شکنجه کردن، گرسنگی دادن، کشتن همسر و فرزند و به بمب بستن آدم ها به شمار می آورد؟ چه فرق است بين خمينی که انبوه زندانی سياسی را به خاطريک نه گفتن اعدام ميکند و رژيم هايی که تمام يک ملت را به خاطر نه گفتن به توپ و بمب می بندند؟

تعدادی از ايرانيان که از ريزش باران مرگ از هواپيماهای اسرائيلی بر لبنان دفاع ميکنند، هيچ نيازی نمی بينند که به خاطر تاييد بدترين اشکال جنايت، کشتار لجام گسيخته کودکان و شهروندان غير نظامي، ويرانی کامل يک کشور، از خود دفاع کنند. برعکس آموخته اند که حمله بهترين دفاع است، و حمله ميکنند: چطور ميتوانيد در محکوم کردن جنايات اسرائيل با رژيم جمهوری اسلامی هم صدا شويد؟

اما اين نوع " دفاع" از خود هم زير بمب های اسرائيل و اجساد کودکان معصوم ويران شده و اعتباری برای آن نمانده است. سوال واقعی اين است: چه کرده ايد که زبان رژيم جهل و جنايت را در عرصه بين المللی دراز کرده ايد؟ چه کرده ايد که رژيم سراسر دروغ و ريا جرات پيدا کرده اخبار لبنان و بازتاب تکان دهنده آن در جهان راانعکاس دهد، اما شما از انعکاس واقعی آن هراس داريد؟ چه کرده ايد که رژيم به خود اجازه ميدهد دستی را که از تمام انگشتانش خون می بارد در دريای خون ناحقی که بر زمين ريخته ايد، شستشو دهد؟

جنايت را هرگز با جنايت نمی توان شست. اين هم در مورد آن ها که در ايران جنايت ميکنند و هم برای آن ها که در خارج ايران جنايت کرده يا از آن دفاع ميکنند،صادق است. وقتی برای يک نوع جنايت جواز صادر شود، همه جنايت پيشه گان از آن سود می برند. در لبنان صدور جواز برای ادامه کشتار،نقض کنوانسيون ژنو و قوانين بين الملل و رفع حيثيت از نهادهای بين المللی و در راس آن سازمان ملل، ابعادی به خود گرفته است که همه جنايتکاران و دولت های ناقض حقوق بشر را بلبل زبان کرده است.

اما هرکس که از جنايات جمهوری اسلامی و ,نقض گسترده و مستمر و برنامه ريزی شده ی حقوق بشر, توسط اين رژيم به معنای واقعی در رنج است، نمی تواند از همين اعمال در لبنان يا در هر گوشه ديگر دنيا و توسط هر نوع دولتی به خشم در نيامده و ابراز بيزاری نکند و توقف فوری اين جنايات بيشرمانه را درخواست نکند. و آن کسی که با آتش بس فوری و توقف بدون قيد و شرط اين جنايات موافقت نمی کند مسوول کشتار و مرگ بی گناهان، چه در لبنان و چه در اسرائيل، است.
س.آ

   21 مرداد 1385    14:22


نظر شما
نام:   AMİER
ای-میل:   MAMAD_30
19:10 11 مهر 1385
MAN DEHLAM AZDİEDANHİ EN AX BEHSYAR NARAHAT SHODAM

نام:   Raha
ای-میل:  
21:33 11 شهریور 1385
دوست گرامی azad hiwa منطق شما درست هست . لذا قبول میکنید که تروریست بودن حزب الله دلیل بر عدم نژاد پرست و فاشیست بودن اسراییل نیست

نام:   azad hiwa
ای-میل:   azadhiwa@yahoo.com
20:27 11 شهریور 1385
با درود بر شما

نوشتن رویدادها چندان سخت نیست كه اگر ادمی بر نتیجه گیری درستی از ان براید. عمل تند اسرائیل دلیل بر عدم تروریست بودن حزب ا لله نیست.

نام:  
ای-میل:  
18:43 30 مرداد 1385
GHAHR VA JOUR ISLAM RA FARAMOUSH KARDEID. SHOM AZ MA CHE MIKHAHIDE. MOSALMAN SHAVIM. HARGEZE..................... NOUSH JOUNE KHODETAN BAD.

نام:   ssamira
ای-میل:   samira@yahoo.com
17:43 29 مرداد 1385
lotfan az janayat serbha aramanh israleha korvathaham matlababanavissed

نام:   said
ای-میل:   saeedarastou@yahoo.fr
19:21 28 مرداد 1385

نام:   ستار م.
ای-میل:  
19:12 21 مرداد 1385
با سلام و تشکر از این نوشته ی بسیار جالب. واقعیت های تلخ موجود نشان می دهد که در مقابل چنین ظلمی جز مبارزهء مسلحانه بر علیه سیستم نژادپرست توصیف شده راهی وجود ندارد. تا زمانی که مبارزه ء رادیکال نباشد این شرایط باقی خواهد ماند.


نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت
آخرين مطالب مرتبط در روشنگرى:
ازبرکناری يک ژنرال، تا"به توپ بستن مجلس" مقايسه دو جنجال و نکته ای برای آنها که مبارزه برای آزادی را به جنگ اقتصادی بين طبقات تقليل ميدهند
 2010‑07‑04
حضور مردم در برابر قدرتی که پاسخگو نيست تدارک يک ميليارد دلاری برای مقابله با "نافرمان" ها به بهانه مبارزه با خشونت
 2010‑06‑27
درندگان برچه ميگريندحقيقتی که پشت نوحه خوانی بر "تمثال پاره پاره" پنهان است.
 2009‑12‑11
ترس و بزدلی پشت اعدام جوانان کردسوسن آرام* رژيم از ريسمان ترس خود آويزان شده است، برای مردم اما عبور از ترس خبر آمدن آزادی است.
 2009‑11‑14
چشم توفان کودتا، ولايت بی اعتبار و طنز زيبای تاريخ در رابطه با "امت هميشه در صحنه" سوسن آرام
 2009‑10‑18

اخبار ومقالات مربوط به سوسن آرام در روشنگرى(كليك كنيد)


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد