www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

ماه عسل تلخ

سربازان نیروهای اشغال کننده کشور در خانه مردم استراحت میکنند و مردم در خیابان ها بر کشته های خود میگریند

http://www.roshangari.net/
سه شنبه 13 ژوئن رسانه ها از سفر غير منتظره و ناگهانی بوش به بغداد خبر دادند. غيرمنتظره نه فقط برای روزنامه نگاران و حتی بخشی از دستگاه رهبری آمريکا، بلکه بيش از همه برای نخست وزير جديد عراق نوری مالکی. برای اينکه او کاملا بی خبر بماند، به او ,کلک, زده و گفتند قرار است او در بغداد و جرج بوش در کمپ ديويد در يک کنفرانس ويديويی شرکت کنند و او برای شرکت در اين کنفرانس عازم سفارت آمريکا در بغداد بود. اما 5 دقيقه قبل از ورود بوش به او گفتند: سورپرايز! صاحبخانه اينجاست و شما در يک کنفرانس مطبوعاتی ميهمان اوئيد!! جرج بوش در صحنه آراسته و پيراسته در ,منطقه سبز, در مقابل دوربين های رسانه ها در گوش ,ميهمان, خود اعلام کرد: ,می خواهم بدانيد آينده عراق در دست شماست., روشن تر از اين ماهيت استقلال در استعمار و دمکراسی در اشغال را نمی توان به نمايش گذارد. گويا می خواستند خود مفهوم حاکميت مستقل Sovereignty را که امروز مرتب برای دولت المالکی به کار گرفته ميشود به سخره بکشند.

در آمريکا بلافاصله قلم هايی که به مزد نمی نويسند، درده ها وبلاگ و سايت که در آمريکا به شيوه ای که در هيچ کشور ديگری مشابه ندارد، به رسانه آلترناتيو تبديل شده اند، نوشتند ,سفر عمدتا مصرف داخلی دارد,و قرار است ,وجوه اعتباری, حاصل از پيروزی شکوهمند عظيم ترين ارتش جهان بر جانی يک پای منزوی که با پنج تن از جمله سه زن، يکی دختر خردسال، در سوراخی پنهان شده بود، در حساب انتخاباتی پرزيدنت بوش ريخته شود و تصاوير نشان بدهند ,با لاخره اوضاع عراق رو به بهبود است.,

هدف سفر در خود عراق، حمايت از عمليات ,به پيش باهم,Operation Forward Together, بود. عملياتی فقط جبهه بغدادش با 70000 نيرو، در فردای سفر بوش آغاز شد و مشابه اش از قبل در رمادی و نقاط ديگر در جريان بود و قرار است خشونت توامان ارتش آمريکا و ميليشيای شيعه و افسران ارتش صدام را که به استخدام ارتش استعمار در آمده اند،,باهم, به کار بگيرد تا مقاومت در برابر اشغال و شورش لجام گسيخته و خونينی را که بوجود آورده مهار کند. عمليات بايد بخشی از وظايف ارتش مهاجم را به ,نيروهای امنيتی عراقی, بسپارد. در ,دموکراسی عراق نوين, تنها محصولی که به سرعت توليد آن افزايش پيدا کرده است، نيروی امنيتی است. اول گفتند قرار است 130000 نيروی امنيتی را تعليم دهند، فعلا تعداد آن ها به 240000 نفر رسيده است و مقامات آمريکايی گفتند رقم برنامه ريزی شده 325000 نفر است.يعنی در حدود ارتش صدام هنگام حمله به بغداد. اگر آمريکا راهی برای خروج از ميدان شکست خورده پيدا نکند و رشد صعودی به همين نسبت ادامه پيدا کند، لابد بايد رقم ,نيروهای امنيتی عراق, به شمار ارتش صدام در اوج قدرت وحمله به ايران و کويت، وقتی که پنجمين ارتش جهان بود، يعنی 950000 نزديک شود. چنانکه در زير خواهيم ديد در راس ارتش نوين عراق هم افسران صدامی را گذاشته اند. بيهوده نيست که صدام اخيرا گفت فکر ميکند در انتهای محاکمه او را اعدام کنند، اما انتظار او اين است که آمريکا برای آرام کردن اوضاع عراق از او دعوت کند و او را به پست خود در رياست جمهوری برگرداند! اگر انتظارصدام شوخی باشد، انتظار کمپانی های بزرگ آمريکايی و غير آمريکايی از دولت کاملاجدی است و شوخی بردار نيست. به همين جهت بزرگ ترين ارتش های خاورميانه ساخته و بعد ويران و باز از نو ساخته ميشوند، هربار بی اختيارتر از بار قبل، هربار بيش از گذشته باری بر گرده و خاری در چشم مردم.

دولت ,مستقل, عراقی و تعيين مهلت برای خروج نيروی های آمريکايی
اما ماه عسل جديد دولت آمريکا با نوری المالکی که از حزب الدعوه شيعه است و قرار است برنامه انتقال وظايف امنيتی به نيروهای عراقی را به اجرا بگذارد، چندان بدون تنش نيست.در سفر سورپرايز، مالکی البته به بوش و بويژه اعلام حمايت او ازدولت جديد در مقابل دوربين رسانه ها خوش آمد گفت. اما ژست ها و حرکات بدن، نارضايی او را آشکارا به نمايش می گذاشت. چيزی که از نگاه هوشيار بلاگرهای مستقل پنهان نماند.

از وقتی که آمريکا با کنار زدن جعفري، به نخست وزيری مالکی ,بله, گفت تا يک
,روز نوين, از نو در تاريخ ,عراق نوين, رقم بخورد، نمايش حمايت به کمال برگزارشد. در مورد تفاوت مالکی و جعفری که هر دو از يک حزب هستند، مهم ترين دليلی که تقريبا به طور رسمی عنوان شد، تاکيد بر اين بود که او ,ناسيوناليست, است. البته ناسيوناليست بودن در عراق، تا آنجا برای آمريکا به رسميت شناخته ميشود که فاصله با رژيم اسلامی ايران را به نمايش بگذارد. اما اگر همان ناسيوناليسم تا پايان دادن به اشغال نظامی کشور، بگذريم از استقلال کامل حکومت، امتداد يابد، به تروريسم تعبير ميشود و بايد به نام دموکراسی به جنگ آن رفت.

به هرحال خليل زاد در مورد ناسيوناليسم مالکی يک کمپين رسانه ای هم بر پا کرد که هنوز معلوم نيست تا چه حد واقعی است و تا چه حد تبليغاتی. خليل زاد که خود حاکم تام الاختيار عراق به شمار می آيد و همان کسی است که تصميم ميگيرد نخست وزير ,مستقل, کی بايداز ورود و خروج روسای کشورها به مملکتش خبردار شود، المالکی را ستود که ,خود را عرب ميداند وناسيوناليست و از ايران مستقل است, و اضافه کرد مثل سيستانی و عبدالعزيز حکيم!

اما هر نوع ,ناسيوناليست, در عراق امروز، اگر نخواهيم عقل سليم را به سخره بگيريم، ناگزير است پلاتفرم خود را از همان ماده اول با خواست پايان دادن به اشغال کشور آغاز کند.
,دست بر قضا,، نخستين اختلاف نظر بين آمريکا و مالکی که از ورای تشريفات مربوط به ماه عسل، خود را به وضوح به نمايش گذاشت، مساله حضور ارتش آمريکا در عراق بود. مالکی ازلحظه ای که سند حمايت خود را از آمريکا گرفت هيچ فرصتی راازدست نداد تا ضرورت و امکان پذير بودن ,تعيين مهلت, برای خروج نيروهای آمريکايی از عراق را مورد تاکيد قرار دهد. حتی در سفرهای ناگهانی که تونی بلر و جرج بوش مثل علاء الدين از درون چراغ جادو در وسط منطقه سبز ظهور کردند، مالکی به نحوی غير منتظره و برنامه ريزی نشده، مساله را در مقابل دوربين ها مطرح کرد. او حتی به طور خودسرانه، مهلت را نيز تعيين کرد: 18 ماه! به گفته او اين مدت برای آمادگی کامل ,نيروهای امنيتی عراق, و خروج نيروهای آمريکايی از کشور کافی است!

اما مهلت خروج نيروها در واشنيگتن تعيين ميشود نه در بغداد، درست مثل خود حکومت ,مستقل, عراق. جرج بوش در جريان ملاقات با نخست وزير دانمارک به اين حرف خودسرانه مالکی پاسخ داد و گفت 18 ماه کافی نيست و ما تا هرزمان لازم باشد برای کمک به دوستان عراقی همانجا می مانيم! وديديم سرانجام در طرح ,آشتی ملی, دولت مستعمره ی مالکي، تعيين مهلت برای خروج نيروهای آمريکايی ناپديد شد، همانطور که بخشودن زندانيانی که ,دست شان به خون عراقی آلوده نيست, که قبلا مالکی وعده بود، حذف شد. نه فقط به دليلی که در آمريکا مطرح شد يعنی ديه خون آمريکايي، بلکه به آن دليل که بايد بين مقاومت در برابر اشغال ازيک طرف و تروريسم و خونريزی داخلی از طرف ديگر هيچ مرزی کشيده نشود. با اين تغييرات تمام بنای طرح آشتی ملی بر برف گذاشته شد و معلوم نيست دولت مالکی با چه کسی ميخواهد آشتی کند: موافقان اشغال و استعمار؟

, خروج نيروهای آمريکا, نه تنها به مالکی و عراقی ها مربوط نيست، بلکه حالا که به يک ورق انتخاباتی هم تبديل شده است، به حزب دموکرات آمريکا هم واگذار نمی شود. در حاليکه افکار عمومی آمريکايی حالا خواهان بازگرداندن سربازان آمريکايی به کشور است، دولت بوش تلاش ميکند اجازه ندهد حزب حريف از آن به عنوان يک برگ برنده در انتخابات استفاده کند. در تاريخ 16 ژوئن نمايندگان مجلس آمريکا طرح دموکرات ها مبنی بر بازگردانيدن نيروها را با 256 رای در برابر 153 رای رد کردند. و در 22 ژوئن نيز دو طرح در همين رابطه را که يکی از آن ها به امضای جان کری رقيب قبلی جرج بوش هم رسيده بود رد کردند.البته در جريان همين رای گيری ها تلاش خانم کلينتون يکی از نامزدهای احتمالی حزب دموکرات برای رد کردن طرح ها نشان داد، حزب اپوزيسيون چقدر در اين مورد جدی است.

به هرحال همه اين ها مانع آن نشد که نيويورک تايمز خبری را ,درز, دهد مبنی بر اين که ژنرال کيسی در ديدار با رامسفلد طرح خروج حدود 28000 سرباز آمريکايی را مورد بحث قرار داده است. به اين ترتيب دولت بوش هم کيک را می خورد هم آن را نگاه ميدارد. يعنی هسته اصلی ارتش آمريکا برای ادامه اشغال در کشور خواهد ماند و تصميم در مورد انقباض و انبساط آن هم در واشينگتن گرفته خواهد شد.

مالکی در حيطه, ناسيوناليسم, ادعايی آقای خليل زاد، اينجا و آنجا از حد مجاز خود فراتر رفت. ازجمله در مورد جنايت الحديثه، درخواست کرد آمريکا اسناد و شواهد تحقيقات ادعايی آمريکا را که از ارتش آمريکا رفع مسووليت ميکرد، در اختيار دولت تحت الحمايه خود قرار دهد. ميدانيم طبق قوانينی که در زمان پل برمر مقرر شد و عليرغم همه نمايشات باشکوه دمکراسی و رای گيری هنوز ماگنا چارتای عراق محسوب ميشود، نهادهای عراقی در هيچ حالتی حق بازجويی و محاکمه نيروهای اشغالگر اعم از سربازان يا مقاطعه کاران و ديگران را ندارند و بنابراين خواست بررسی شواهد توسط ,دولت مستقل,، ,غلط زيادی, محسوب می شود و البته به آن ترتيب اثر داده نشد. تصميم در مورد محاکمات مهم قضايی – از جمله در مورد صدام حسين، حتی انتخاب قاضيان و نوع برخورد اين قاضيان در دادگاه، نيز در واشينگتن گرفته ميشود.

دولت مستقل يا دولت ويشی
تقسيم کار در کابينه و رابطه آن با منازعه خونين داخلی

ميدانيم انتخابات پارلمانی عراق که قبلا يک ,روز نوين, ديگررا در تاريخ ,عراق نوين, به ثبت رسانده بود، راه را برای تشکيل دولت هموار نکرد، بلکه در راه آن دشواری بوجود آورد. چون نتايج آن مطلوب آمريکا نبود و ائتلاف فرقه های شيعه در آن اکثريت آراء را به دست آورده بود و از آن جا که نتيجه انتخابات هم نهايتا بايد در واشينگتن روشن بشود، در منطقه سبز بن بستی بوجود آمد که بسياری از تحليل گران گفته اند مرحله جديد و موحش خونريزی در پائين مستقيما با آن ارتباط داشت. ظاهرا اين بن بست با عقب نشينی مالکی يا ائتلاف شيعه در مورد پست های وزارت کشور و دفاع و امنيت و سپردن آن ها به دست اشخاصی که مورد توافق آمريکا بود شکسته شد.

وزارت خانه ها مورد اختلاف به اين اشخاص داده شد: وزارت کشور به جواد البولانی سپرده شد. او يک شيعه است که تا سال 1999 در نيروی هوايی صدام به عنوان مهندس خدمت می کرد. بعد از حمله آمريکا به عراق و بيکاری چند ساله، بولانی خود را از طريق نزديک شدن به گروه يک روحانی شيعه به نام شيخ عبدالکريم المحمداوی به قدرت نزديک کرد. جواد البولانی در انتخابات ها در ليست نامزدهای گروه احمد چلبی معروف بود.

وزارت امنيت داخلی به شيروان الوائلی سپرده شد که از حزب الدعوه ای است که از انشعاب حزب الدعوه مالکی و جعفری بوجود آمده، او هم فارغ التحصيل مدرسه مهندسی نظامی ارتش صدام است و بعد از شورش شيعه دربصره در سال 1991 به زندان انداخته شد.بعد از اشغال از ناصريه سر در آورد و سرانجام به عنوان مشاور در خدمت وزارت مخوف امنيت ملی در آمد.

وزارت دفاع به عبدالقادر محمد جاسم الميفرجی از عرب های سنی واگذار شد که او هم تا سال 1991 در ارتش صدام خدمت می کرد و به گفته خودش حمله عراق به کويت را اشتباه خواند و دادگاهی و محکوم به زندان شد. اگر چه رسانه ها نوشتند گزينش او توسط آمريکا به منظور جلب نظر سنی ها و بعثی هايی است که پيکره مهمی از شورش را تشکيل ميدهند، اما گروه های سنی که وارد ائتلاف با آمريکا شده اند، فقط بخشی از گروه بندی های سنی موجود در عراق را تشکيل ميدهند و قدرت کنترل شورش را ندارند، بويژه که وزير دفاع جديد بعد از اشغال به خدمت ارتش آمريکا در آمد و درست در اوج کشتار و حمله به شهرهای سنی نشين بخصوص در استان انبار و مشخصا فلوجه با سمت فرمانده عمليات ,ارتش نوين عراق, و حتی فرمانده واحد کماندويی پياده نظام با ارتش اشغالگر همکاری ميکرد. اصولا آمريکا بعد از روبرو شدن با مقاومت در برابر اشغال از هرنوع ظرفيتی برای سرکوب شورش استفاده کرد، از شيعه هايی که برای رسيدن به قدرت می جنگيدند تا صداميانی که با تغيير جهت باد مسير خود را تنظيم کردند، تا کسانی که در دريای خون و جنايت با جديت برای صيد پول و ثروت تور پهن کرده بودند. خوب است به ياد بياوريم وزير دفاع سابق حازم شعلان به جرم اختلاسی که بنا بر گزارش روزنامه گاردين يکی از بزرگ ترين دزدی های تاريخ خوانده شد و مبلغ آن را مقامات عراقی بين 1.3 ميليارد تا 2.3 ميليارد دلار اعلام کردند، تحت تعقيب قرار گرفت.

بنا بر گزارش آسوشيتد پرس بلافاصله بعد از اعلام توافق با وزارت عبدالقادر جاسم، شيخ خليل جدو نماينده رمادی درپارلمان گفت:,من به نمايندگی از مردم استان انبار و بويژه فلوجه اين جا اعلام می کنم ما انتصاب عبدالقادر جاسم را رد می کنيم., رمادی مرکز انبار و انبار بزرگ ترين استان عراق است. اين استان مرکز مقاومت سنی ها در برابر اشغال است و عمليات بزرگ و کشتارهای معروف دوره اشغال در شهرهای اين استان صورت گرفته است،از جمله عمليات های فلوجه و القايم، و کشتار اخير الحديثه.[گفته ميشود اين استان در دوره ساسانی مرکز آذوقه قوای نظامی بوده است و به اين جهت نام آن ايرانی است]

هم اکنون نيز رمادی مرکز اصلی و کانون عمليات ,به پيش با هم, است و گستردگی و خشونت عمليات در اين شهر به حدی است که آن را ,فلوجه دوم, خوانده اند.
ظاهر جميل روزنامه نگار آمريکايی لبنانی تبار اوضاع شهر زير حمله ی ,همه با هم, را در تاريخ 22 ژوئن چنين توصيف ميکند:
آب، برق، گاز برای پخت و پز و دارو در بيمارستان ها ناياب است. خيابان ها بطرز ترسناکی خالی است. بيشتر مردم شهر را ترک کرده اند، ولی حدس ميزنند حدود 15000 نفر در خانه های خود مانده اند، يا به اين علت که جايی ندارند بروند يا به به خاطر آن که به شدت وحشت زده اند.
يک از کارکنان صليب سرخ به جميل می گويد:
وضع پناهندگان رمادی از برخی جنبه ها از فلوجه خطرناک تر است. مردم از ترس ميليشاها نمی توانند به بغداد بگريزند و اغلب هيچ پناهگاه مطمئنی ندارند. اين ها در شرايط وحشتناکی هرجا را که پيدا کنند که بتواند آن ها را از خورشيد سوزان تابستان حفظ کند سرپناه می گيرند. کودکان مدرسه را رها کرده اند. او گفت هيچ علامتی وجود ندارد که نشان دهد آمريکايی ها با رمادی بهتر از فلوجه برخورد خواهند کرد. ,آزاد کردن, شهرها برای آن ها به معنای ,تخليه کردن, شهرهاست.

در مورد تفاوت تاکتيک ,همه با هم, در حملات کنونی با تاکتيک های قبلی نماينده عضو صليب سرخ گفت آمريکايی ها به جای اين که مثل فلوجه و القايم بطور سراسری و يک باره به شهر حمله کنند، محله ها را به نوبت با هلی کوپتر ها و نيروی زمينی هدفت حملات خود قرار ميدهند.
انستيتوی جنگ و صلح که مقر آن در لندن است از بغداد گزارش داد سربازان آمريکايی از تفنگ های دورزن برای نشانه گيری استفاده ميکنند. در عرض هفته گذشته 70 درصد مردم شهر را ترک کرده اند. مردمی که گريخته اند می گويند سربازان آمريکايی مرتب خانه آن ها را گرفته و از آن به عنوان پايگاه خود استفاده می کنند[عکس بالای اين صفحه توسط ژاکوب سيلبرگ از آسوشيتد پرس مخابره شده و سربازان نيروهای ائتلاف تايلور وارندورف و ادواردو واسکز را در روز دوشنبه 26 ژوئن امسال نشان ميدهد که در جريان عمليات و گشت، خانه شخصی يکی از اهالی رمادی در انبار را برای استراحت انتخاب کرده اند.]

اين تاکتيک ,همه با هم, با توصيفی که جميل از قول کارتر هام Carter Ham يک فرمانده آمريکايی داده است بهتر جوهر خود را نشان ميدهد. کارتر هم در 15 ژوئن به خبرنگاران گفت:,فکر ميکنم آن ها که در انتظار حمله در مقياس سراسری هستند احتمالا راه خطا ميروند. به نظرم چيزی که به نحو فزاينده شاهد خواهيم بود اين است که راه برای حضور نيروهای امنيتی عراقی باز شود. ما از هر راهی که بتوانيم به اين کار کمک ميکنيم.,
به عبارت ديگر محلات به نوبت زير چتر بمباران هوايی ارتش و به کمک تيراندازان نيروهای ويژه ارتش آمريکا که هر جنبنده ای را با تفنگ دور زن هدف قرار ميدهند، تخليه شده و برای ورود نيروهای امنيتی عراقی ,آزاد, ميشوند.

به قصد اجرای اين نوع عمليات بود که در مورد پست های وزارت دفاع و کشور و امنيت مناقشه بر پاشد و تقسيم کار به اين ترتيب صورت گرفت: ارتش به به افسران صدامی برای کمک به حمله با هلی کوپتر ها و تفنگ های دور زن، و نيروهای امنيتی [پليس و بازجو و زندانبان و..]به شيعه ها. اگر چه وزرای امنيتی از فرقه هايی آمده اند که نه با مقتدا صدر است که ميليشيای ,سپاه مهدی, را دارد، و نه با شورای عالی انقلاب اسلامی عراق که ,سپاه بدر, را دارد، ولی تمام پيکره نهادهايی که زير نظر وزارت خانه های آن هاست ، توسط اين دو سپاه، بخصوص دومی اشغال شده است. زيرا آمريکا در جريان سرکوب شورش سنی ها در سال 2004 و بخش اعظم 2005، عمدتا بر نيروی اين ميليشياها به عنوان ياور اصلی ارتش مهاجم اتکاء داشت. البته سنی ها و شيعه های مورد اعتماد آمريکا در کابينه با هم در رقابت و خصومت اند. در عين حال هردو دسته سنی و شيعه های مورد اعتماد آمريکا صف شان با سنی ها و شيعه هايی که مورد اعتماد آمريکا نيستند و با آن می جنگند،قاطی است و بازار توطئه عليه يکديگر وعليه آمريکا در اين بساط به شدت داغ است.

آمريکا يی ها و طرفداران اشغال، اين نوع سازماندهی فرقه ای در قوای اصلی دولت يعنی دستگاه زور را ,ائتلاف فرا فرقه ای, و ,کابينه ملی, ميخوانند. نطفه اين نوع ,کابينه های ملی, در ,کنگره های ملی, و ,لويی جرگه, هايی نيز بسته می شود که توسط آمريکا سازمان داده ميشوند و در همه آن ها واشينگتن و زور اسلحه حرف اول و آخر را ميزند و در درون آن هم دسته های قومی يا مذهبی يا فرقه ای مسلح را جا ميدهد.همان دسته هايی که آمريکا به نام ائتلاف دور هم می نشاند، بعد به وسيله برپا کردن جنگ خونين فرقه ای در داخل کشور مورد نظر تبديل ميشوند.هم در افغانستان چنين بود و هم در عراق. در عراق همين گروه هايی که جنگ با اشغال را به جنگ مردم عراق با هم تبديل کرده اند، از جمله ائتلاف شيعه و هر دو انشعاب حزب الدعوه در , کنفرانس های ملی, آمريکايی شرکت ميکردند. اکنون درمورد ايران هم به همين روش عمل ميشود.

تمامی انتصابات ديگر کابينه المالکی نيز مثل وزارت دفاع و کشور و امنيت بعد از کشمکش طولانی و تحت نظارت و تاييد زلمای خليل زاد که نقشی کاملا مشابه ,فقيه عاليقدر, جمهوری اسلامی را درعراق بازی ميکند، صورت گرفته است.
پاتريک کابرن وابسته مطبوعاتی روزنامه انگليسی اينديپندنت در اين مورد نوشت: مالکی بطور خصوصی گفته است: بزرگ ترين مشکل او اين است که کابينه اش بطور کامل از وزرايی تشکيل شده که نماينده حزب ها[ فرقه ] های مختلف هستند. آن ها فقط بعد از مذاکرات به شدت خصمانه انتصاب شده اند. حتی اگر نافرمان، يا فاقد کارايی يا حتی دزد و فاسد باشند، او حق ندارد آن ها را اخراج يا تعويض کند. هر وزيری از وزارت خانه خود به مثابه ملک شخصی در خدمت فرقه خود يا به جيب زدن پول استفاده خواهد کرد.

عراق را از بالا و با زور اسلحه به فرقه ها تقسيم و تجزيه کرده اند و بعد ادعا ميکنند بوسيله کابينه فرقه ها می خواهند به جنگ فرقه ای در عراق پايان دهند! هم اکنون گزارشات موحشی از مهاجرت، فرار، آوارگی دروني، و پاکسازی ها از عراق می رسد که همه ناشی از اين تقسيم فرقه ای است که به زور اشغال بر کشور تحميل شده است. بنا بر گزارش رويتر در 26 ژوئن آمار رسمی و ثبت شده حاکی از آن است که فقط در چند ماه گذشته 130306 آواره درونی IDPثبت شده که چندين برابر از آمار واقعی کمتر است. چون چنانکه ميدانيم همه آوارگان به ثبت نمی رسند و اساسا اوضاع چنان وخيم است که برخی از نهادهای غير دولتی عراقی که در مردم نفوذ دارند مرتبا بيانيه ميدهند و از مردم درخواست ميکنند تا آنجا که در منزل خود جا دارند به آوارگان پناه دهند. بنابرگزارش جميل در خود بغداد چه بسا زن و شوهرها و خواهر و برادرها جدا از هم در هر خانه ای که در محله ای مخلوط گير آورده اند زندگی می کنند و به گزارش جميل متاسفانه اين نوع محله ها ی امن تر است به شدت کم شده است.

رويترز گزارش داده است تنها در ماه گذشته 30000 آواره درونی IDP ثبت شد. در بغداد شيعه ها به طرف جنوب و سنی ها به طرف شمال نقل مکان ميکنند. کردها و مسيحی ها به کردستان ميروند يا آن ها را نقل مکان ميدهند و عرب ها را از آن جا بيرون ميکنند. اگر بغداد در سال گذشته شاهد يکی از موحش ترين خونريزی های داخلی بود برای اين است که شهر بينوا، شهر مردمی ادغام شده بود که از استان های مختلف و از مذاهب و اقوام گوناگون در پايتخت جمع شده بودند و جز با فرش کردن خيابان ها از خون مردم و بوجود آوردن حس انتقام، جدا کردن آن ها از يکديگر و در مقابل هم قرار دادنشان ميسر نبود. رويترز مينويسد در بغداد ديگر کسی نيست که بستگان يا آشنايانی نداشته باشد که از ترس فرار کرده نباشند. در همين گزارش رويترزآمده است برخی می ترسند رودخانه دجله که بين شرق عمدتا شيعه نشين و غرب عمدتا سنی نشين قرار گرفته به چيزی مشابه ,خط سبز لبنان, در دهه 80 تبديل شود. حيدرالعبدی مسوول کميته آوارگان مجلس به شدت نسبت به تحول دموگرافيک در سراسر عراق هشدار داده و ميگويد 70 درصد آوارگان شيعه و بقيه سنی هستند[ شايد اين نسبت به اين دليل باشدکه شيعه ها اکثريت جمعيت را تشکيل ميدهند و بعلاوه به علت همکاری فرقه های شيعه با آمريکا بيش از همه هدف ترورهای گروه های سنی جنگنده قرار ميگيرند.
به هر حال، رويترز نوشته است مساله پاکسازی قومی در عراق با پاکساز قومی در بالکان دهه 90 مشابهت دارد و هيچکس انتظار ندارد مساله به سرعت حل شود.

در طرح 24 ماده ای آشتی ملی مالکي، همانطور که قبلا هم اشاره شد عامل اصلی اين تفرقه و جنگ فرقه ای يعنی اشغال و تعيين مهلت برای خروج نيروهای امريکا يی حذف شده است. به اين ترتيب پيشنهاد آشتی طرح عملا شامل نيروهايی است که با اشغال نمی جنگند و به اين جهت در روند سياسی جاری که توسط آمريکا تعيين ميشود حضور دارند. نقش واقعی طرح در محدوده نيروهايی است که در چارچوب دولت مستعمره با هم رقابت ميکنند و خصومت می ورزند. اکنون که شکست آمريکا در عراق قطعی شده است، ميل به همگرايی در آن ها افزايش يافته است. بويژه که هيچکدام آن ها نمی توانند به آمريکا اطمينان داشته باشند و اين ترديد هميشه وجود دارد که آمريکا اين يا آن دسته اعم از کرد يا عرب سنی يا شيعه را بفروشد و در پای مصالح خود قربانی کند.
خارج از اين محدوده در مورد تاثير طرح می بينيم که در روزهای اخير دامنه خونريزی و خشونت افزايش يافته است و اين روزها از سراسر عراق: بغداد، بعقوبه،حله، بصره، کرکوک، نجف، کربلا ..يعنی هم مناطق سنی نشين و هم مناطق شيعه نشين صدای گلوله و بوی باروت و خون می آيد. اگر باروت و بمب عراقی تن هموطن خودش را پاره پاره ميکند، برای اين است که به گفته يک بلاگر آمريکايي، ايالت متحده يک دولت ويشی در بغداد نشانده است و دولت ويشی که با اشغالگر خارجی همکاری ميکند، هميشه به جنگ داخلی دامن ميزند.[ دولت ويشی در جريان اشغال فرانسه توسط نازی ها، به همکاری با آن ها برخاست و به عنوان دولت دست نشانده نازی ها در جريان اشغال فرانسه شناخته ميشود.]

دولت ,مستقل, و سياست خارجی
هنوز دو روز از سفرناگهانی بوش به بغداد نگذشته بود که دولت جديد عراق يا فرقه ای از آن، نعل وارو زد. اگر زرقاوی در مرگ هم مثل زندگی ميتوانست به کاخ سفيد خدمت کند، چرا دولت ظاهرا تحت الحمايه از اين موهبت محروم بماند؟ پنج شنبه 15 ژوئن مشاور امنيت ملی عراق موفق الربيعی يک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و در آن اعلام کرد مرحوم ملعون ابو مصعب الزرقاوی به املای خودش و با انشايی که بنا بر گزارش گاردين با انشاء های معمولی القاعده تفاوت داشت، سند داده است که در نظر داشت رابطه جمهوری اسلامی و آمريکا را تيره کند و ميخواست عملياتی در خارج عليه جان اتباع آمريکايی انجام دهد ولی نشانه هايی به جای بگذارد که وانمود کند کار جمهوری اسلامی است و در همان سند هم خدمات جمهوری اسلامی به آمريکا در حمله به عراق و افغانستان را يادآوری کرد و نيز خبر داد که القاعده قصد داشت اطلاعاتى را پخش كند كه ايران داراى تسليحات كشتار جمعى از جمله سلاح های شيميايى و بيولوژيك است.

آمريکايی ها نمی توانستند بگويند چطور اين اسناد زير 1000 تن بمب سالم مانده است. چنين اعتراضی صحنه نمايش رسانه ای را بکلی خراب ميکرد. به همين جهت مشاور امنيتی دولت تحت الحمايه برای آينده هم جا ذخيره کرد و گفت مقدارزيادی اسناد در زير بمباران تقريبا دست نخورده باقی مانده که حاوی اطلاعات زيادی است. وقتی هم که از او پرسيدند چطور ميتوان اصالت اين اطلاعات را تاييد کرد، پاسخ داد هيچ چيز اصيل تر از کامپيوتر جيبی زرقاوی نمی تواند وجود داشته باشد!

ضمنا مشاور امنيتی در همين کنفرانس از آمادگی,نيروهای امنيتی عراق, داد سخن داد و يک بار ديگر خاطرنشان کرد که نيروهای ائتلاف به رهبری آمريکا به زودی عراق را ترک ميکنند. مهلت هم تعيين کرد: بيشترشان تا آخر سال 2007، تمام شان تا آخر سال 2008!

,فرقه بازی, آمريکا در عراق، فقط امکان مانور برای نيروهای آمريکايی را فراهم نمی کند، بلکه عراق را به ميدان بازی و دخالت انواع نيروهای خارجی تبديل کرده است، از عربستان و سوريه و اردن و ساير کشورهای عربی گرفته تا گسترده تر از همه رژيم اسلامی ايران که هم آشکار و هم پنهان در عراق با کارت های خود بازی ميکند.
بنابراين سياست خارجی ,دولت مستقل, از قبل تعيين شده است: جمعه 23 ژوئن ژنرال کيسی فرمانده نيروهای آمريکايی در عراق در کنار دونالد رامسفلد ظاهر شد و گفت رژيم اسلامی ايران شورشيان افراطی شيعه عراق را مورد حمايت قرار ميدهد. او اضافه کرد با اينکه شواهدی در دست ندارد اما ميدانند نيروهای وابسته به رژيم ايران مداوما به نيروهای آمريکايی در عراق حمله ميکنند. اين چند روز بعد از آن بود که اجساد دو آمريکايی ربوده شده با آثار شکنجه روی بدنشان پيدا شد. وابسته مطبوعاتی بی بی سی پل رينولدز که اين خبر را مخابره ميکرد نوشت برخی از تحليل گران گروه بين المللی بحران به بی بی سی گفتند اين اتهامات نادرست است وسوخت شورش را اساسا ميليتانت های سنی تامين ميکنند.
تنها نگاهی به عکس اين صفحه که ضمنا حقيقت زندگی روزمره در عراق را به نمايش می گذارد، نشان ميدهد مقاومت عراق از کجا برمی خيزد. کدام ملتی حاضر است به آن حقارت و ذلت و اين رنج و درد تن در دهد؟ خود مقامات عراقی وابسته به آمريکا اعتراف ميکنند در عراق حدود 80 دسته مسلح فعاليت ميکنند که بطور روزمره از درون رنج و کشتارناشی از اشغال نيرو ميگيرند و در فواصل کوتاه هم نام و تاکتيک خود را تغيير ميدهند. طبيعتا همه نيروهای خارجی از جمهوری اسلامی و آمريکا گرفته تا تروريست های خارجی تعدادی از آن ها را به کارت خود تبديل کرده و مقاومت در برابر اشغال را به جنگ عراقی با عراقی تبديل ميکنند. اما ريشه اين ستيزه با نيروی اشغال را به رژيم اسلامی ايران يا القاعده نسبت دادن اتفاقا بزرگ ترين کمک است به نفوذ اين هردو، همانطور که بهترين کمک است به ادامه اشغال.
اما به هر حال با توجه به ,اخطار, ژنرال کيسی دولت مالکی يا فرقه هايی از آن بايد حساب کار خود را بکنند و بدانند اگر در انديشه نزديک شدن به جمهوری اسلامی باشند، بايد تيرخلاص را به شقيقه خود شليک کنند. حداقل در تئوری اين طور در نظر گرفته شده است، در عمل تاکنون همه چيز در زورآزمايی تعيين شده است.

ماه عسل مکروه
تا اين جای قضيه عمدتا با اطلاعاتی روبرو هستيم که حتی دستگاه خبر ريسی پنتاگون با همه عظمت و مهارتش نتوانسته آن رااز ديد ناظران و حتی بخش بزرگی از افکار عمومی مردم پنهان کند. اما سوالاتی هم هست که اين دستگاه و رقبای خارجی اش توانسته اند با مهارت از چشم ها پنهان کنند و ما را در ابهام بگذارند.
مهم تر از همه اين که اوضاع ,عراق نوين, درخود ,منطقه سبز, يعنی تنها نقطه ای از عراق که تحت کنترل آمريکا و دولت دست نشانده آن ست، چقدر شبيه اوضاع ,عراق نوين, در دوره علاوی است؟

اين راز سرپوشيده ای نيست که کانديد مطلوب آمريکا برای برعهده گرفتن پست نخست وزيری علاوی يا کسی مثل او بود. سرپيچی صندوق رای از اين اراده بود که به بن بست طولانی و مخالفت با الجعفری منجر شد و خونريزی در عراق را به مرحله موحشی از جنگ داخلی وارد کرد که عراق به اين زودی از عوارض آن نجات نخواهد يافت، حتی اگر به فرض محال از خود آن نجات پيدا کند.
درمورد علت توافق آمريکا با المالکی که از همان حزب جعفری است، انگشت گذاردن بر
, ناسيوناليسم, او، با توجه به اصرارهای اوليه مالکی برای تعيين مهلت خروج نيروهای آمريکا، توضيح قانع کننده ای به نظر نمی رسد. ژنرال کيسی فرمانده نيروهای آمريکا در عراق درپاسخ سوالی در مورد تفاوت مالکی و جعفری در کميته سنای آمريکا از جمله گفت: , تصميم حزب خودشان بود, و ميدانيم تصميم در مورد معرفی مالکی به جای جعفری با تصويب آيت الله سيستانی بود. کسی که حاضر نشد پاس ايرانی خود را تعويض کند.

آيا واقعيت اين نيست که آمريکا سرانجام زورش به فرقه های شيعه نرسيد و بنا براين به يک راه حل ميانه و موقت تن در داد؟
از طرف ديگر همين سوال در مورد فرقه های اصلی شيعه صادق است. آيا در مقابل فشار آمريکا آن ها به همان تاکتيکی متوسل نشده اند که در سال 2004 اتخاذ کردند؟ در آن زمان آن ها با آمريکا وارد ائتلاف شدند و مقاومت شيعه ها را عمدتا مهار کرده و در سرکوب شورش که بدنه اصلی آن سنی بود و بمباران های شهرهای سنی نشين همکاری يا حداقل ميتوان گفت سکوت کردند. در سرکوب خونين فلوجه که مسلما در تاريخ به يادگار خواهد ماند از سنگ صدا در آمد اما نه از آيت الله سيستانی. حتی سرانجام مقتدی صدر نيز که تندروترين جناح فرقه های شيعه بود به ائتلاف شيعه که اين تاکتيک را پيش می برد پيوست.

شيعه ها با اين سياست توانستند هم دربدنه اصلی نيروهای نظامی و امنيتی جاگير شوند و هم در چارچوب قواعد بازی خود آمريکا و از طريق انتخابات ها و رای گيری های آن به قدرت صعود کنند. اين وضعيت ادامه داشت تا وقتی که آمريکا دبه در آورد و ياران شيعه را که در همه جا از جمله در وزارت کشور به کار گرفته بود به عنوان , شيطان اصلی, معرفی کرد وشروع به افشای جنايات نيروهای امنيتی شيعه نمود که خود برای سرکوب شورش به خدمت گرفته بود.

اگر پاسخ به سوالات فوق مثبت باشد، اين ائتلافی است ناشی از استيصال و معلوم نيست اين ماه عسل همراه با اکراه و بيزاری تاکی دوام خواهد داشت؟ شايد تا انتخابات ميان دوره ای آمريکا. اين نخستين پاسخی است که به طور طبيعی به ذهن ميرسد، اما اوضاع وخيم عراق، شانس برنامه ريزی و نقشه چينی را برای همه طرف ها به شدت ضعيف کرده است و همه با حوادث گام های خود را تنظيم ميکنند. آن ها شايد مجبور شوند مدت زيادی با هم بمانند يا برعکس. آيا ,درز, گزارش زلمای خليل زاد به خانم رايس در مورد اوضاع ناامن عراق، که هفته گذشته وسيعا در رسانه ها انعکاس پيدا کرد، از کوتاهی اين ماه عسل خبر نمی دهد؟ هرچه باشد اين گزارش، دولت تازه را بيشتر عامل عدم امنيت معرفی ميکند تا عامل ثبات و امنيت. قابل توجه است که سايت راديو فردا که از انتشار اخباری که برخلاف ميل مقامات واشينگتن و واقعا ,درز , پيدا کرده باشد به شدت امساک ميکند، اين گزارش را بطور کامل منتشر کرد.

رای يا گلوله، کدام تصميم نهايی را روشن خواهد کرد؟
,افسانه استقلال دولت, جديد عراق را اسکات ريتر عضو آمريکايی هيات سابق بازرسی سلاح های کشتار جمعی سازمان ملل، در مقاله ای تحت همين عنوان اين طور جمع بندی کرد:

سياست نظامی را آمريکا تعيين ميکند، مرزها را آمريکا کنترل ميکند، اقتصاد را آمريکا کنترل ميکند، وزرا را آمريکا تعيين ميکند، پليس عراق حتی حق تحقيق در مورد جرايم و جنايات سربازان يا حتی مقاطعه کاران اجير خارجی را ندارد. مضمون واقعی اين افسانه آنست که زمان بندی خروج نيروهای آمريکا در واشينگتن و نه بغداد مورد بحث [و تصميم گيری] قرار ميگيرد.البته مثل بقيه چيزها تصميم نهايی رای مردم عراق تعيين خواهد کرد - نه با انداختن ورقه رای ballot، بلکه با پرتاب گلوله bullet و اين تصميم نه تنها سربازان آمريکايی را از عراق بيرون خواهد انداخت، بلکه همراه با آن هر نوع حکومت عراقی را نيز بيرون خواهد راند که آنقدر احمق باشد که خود را به دولتی ببندد که بطور غير قانونی و عليه قوانين بين المللی به يک کشور حمله کرده و به اشغال غيرقانونی آن همراه با خشونت و جنايت فزاينده و بازهم غير قانونی ادامه ميدهد.
زهره سحر خيز



   9 تیر 1385    01:19


نظر شما

نام (اختیاری)


ای-میل (اختیاری)


متن

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد