19فروردين:مزار شاملو ديگر سنگ نخواهد داشتدر مملکتى که حتى از مرده شاعر هم نمى گذرند و از سنگ قبرش انتقام مى گيرند همان بهتر که مزار پدرم سنگ نداشته باشد
ميراث خبر_ کتاب
گروه گفتگو ــ الهه خسروى يگانه: همه در يک رديف خوابيده اند. مختارى و پوينده و گلشيرى و البته شاملو. تو از کنارشان مى گذرى و به ياد مى آورى آنهايى را که رفتند ولى هنوز جاودانه مانده اند. خبرگزارى مهر که تخريب سنگ مزار احمد شاملو را خبر مى دهد، همه دوباره به ياد آيدا مى افتند و پسران شاملو.
شماره شاملو سالهاست که تغيير کرده. دفترچه هاى قديمى تلفن خبرنگاران بعد از مرگ شاملو شماره جديدش را ثبت نکرده اند. شايد هم کرده اند و ... سياوش شاملو. نمى دانم چندمين نفرى بوده ام که اين روزها با او تماس گرفته است تا خبرى از اين اتفاق بگيرد:
آقاى شاملو! ماجرا چيست؟
در ته مانده صداى سياوش ردى از صداى پدر شايد شنيده شود: ,ماجرا اين است که مزار بزرگترين شاعر معاصر را ويران کرده اند.,
ــ آخر چرا؟
ــ از کجا بدانم؟
ــ پيگيرى هاى شما به کجا رسيد؟ شکايتى يا پيگيرى که پاسخ کسى را به همراه داشته باشد؟
ــ به کجا شکايت کنم؟ از چه کسى ؟ اين چهارمين بار است. چهارمين بار است که سنگ مزار پدرم را عوض مى کنم. هر سال اول فروردين اين اتفاق مى افتد و هر بار کسى هست که از زير بار مسئوليت شانه خالى کند.
ــ خب ، مگر آن امامزاده طاهر مسئول ندارد؟
ــ دفعه اول که کمى تخريب شد نگهبان امامزاده گفت خودم مرمت مى کنم اما دو روز بعد ديدم اصلا سنگ نيست. خودش هم نمى دانست چه کار کند.,
سنگ مزار شاملو به طور کامل با ديلم کنده شده و چند مترى آن طرف تر خرد شده بود. سياوش مى گويد: ,بچه هاى کرج تکه هاى خرد شده را از گوشه و کنار امامزاده پيدا کردند و به من دادند. سال هاى قبل هم همين کار را کردم. حالا تمام تکه ها را دارم.,
اين چهارمين بار است که بر سر مزار شاملو چنين بلايى مى آورند. از پيشگيرى اين اتفاق که مى پرسم بيشتر عصبانى مى شود: ,نمى توانم دورش را آهن بکشم که خانوم! بدون سنگ نگهش مى دارم!,
ــ يعنى مى خواهيد ديگر بر سر مزار شاملو سنگ نگذاريد؟
,نه نمى گذارم. در مملکتى که حتى از مرده شاعر هم نمى گذرند و از سنگ قبرش انتقام مى گيرند همان بهتر که مزار پدرم سنگ نداشته باشد.,
همه کنار هم آرام خوابيده اند. روى هر کدام امضايى يا شايد نوشته اى. الف . بامداد اما حالا حکايت ديگرى پيدا کرده است. از تصور مزار بدون سنگ دل آدم مى گيرد. بهت زده مى ماند آدم از اين همه بغض و کينه. صدايم در مسير فريادهاى سياوش شاملو گم مى شود: ,مگر مى شود بدون سنگ... بدون نام...,
,مرگ را ديده ام من/ در ديدارى غمناک /من مرگ را به دست سوده ام /من مرگ را زيسته ام/ با آوازى غمناک ، غمناک/ و به عمرى سخت دراز و /سخت فرساينده,...
19 فروردین 1385
18:56
نظر شما
نام: س- فارسی
|
| ای-میل: |
10:43 3 اردیبهشت 1385
|
جمهوری فقر و بی عدالتی از نقش بستن اعتبار و عدالت و آنچه یاد آور آزاد مردی و آزاد پرستیست، بر صفحهٔ خاکی سرزمین آریایی بیم دارد. کلام معتبر شاملو ها همچون نیشی بر پیکر این اهریمنان است. چه بی سنگ، چه با سنگ، پاد زهر رژیم کاری نیست و پیروزی نسیب آزادگان است. مقبریه شاملو در دلهای ماست.
|
نام: معمار شهر شطرنجی (آرامگاه شاملو)
|
| ای-میل: Tavakolisoheil@yahoo.com |
13:04 28 فروردین 1385
|
از فرزند شاملو انتظار بیشتری میرود. باز هم سنگ بگذارید........شکستند؟.........باز هم سنگ بگذارید.
بگذارید هر سال یاد شاملو بزرگ را اینگونه گرامی داریم. این اتفاق بوی شاملو را میداد.....عطر شاملو در آن سوی دنیا به من رسید و تازه شدم.
.........و بار خستگی تبار خود را من بر شانه های سنگین خود احساس کردم. |
نام: Shakib_M
|
| ای-میل: Shakib_ML@yahoo,hotmail.com |
02:44 20 فروردین 1385
|
nang va nefrat bar kule damodastgahe sarmaye darane mort'jee hakem bar iran va mozdorane ranga rangeshan. shamluo dar ghalbe hameye azadikhahan va barabaritalabane iran va jahan gharar daradinn avaln bar nist va akhrin amale fajh va zede ensanyi nist ke janiane sarmayeh dar iran anjam dadeh and az sale 60 be bad ba dar hamie sharhaye iran ba sange gore janbakhtegan va delavaran inchenin kardan,khofashane jani bayad bedanan ke dir nist ...Roozi keh ma doobareh kabotarhayman ra peida khahim kard..............va mehrabani daste zibaee ra khahad gerft,................roozi keh kamtarin sorood boose aast va har ensan baraye har ensan baradarist.....yad va khatreye shamlou dar ghalbeman javdanast..shakib_M |