|
|||||||||
| |||||||||
|
ژيل کارول را که ربوده است؟
روشنگری. تروريسم در عراق ابعاد و بافت جديدی پيدا کرده است. البته شبکه های تروريستی منتسب به القاعده و نيروهای مشابه آن هم چنان به ترور دست می زنند و مسووليت بسياری از ترورها را نيز بر عهده می گيرند، اما حالا ديگر تقريبا همه از , قدرت , های پشت تروريست ها حرف ميزنند. فرقه ای از مقامات عراق و رژيم اسلامی مسووليت اغلب ترورها و آدم ربايی ها را به گردن آمريکا و انگليس می اندازند. آمريکا و انگليس و فرقه ای از مقامات عراقی هم به نوبه خود مستقيما و يا به کمک خبرهايی که در رسانه ها انتشار وسيع می يابد بخش بزرگ ترورها و ناآرامی ها را به شيعيان و دخالت های رژيم اسلامی ايران نسبت ميدهند. در اينترنت و در افواه شايع در ميان عراقی ها بخشی از ترورها از جمله ترور دانشمندان به اسرائيل نسبت داده می شود. واقعيت اين است که قدرت های درگير در اين نبرد بربر منشانه، همه سوابق سازماندهی اقدامات تروريستی دارند، همه ظرفيت آن را دارند که برای پيشبرد سياست خود به بدترين جنايات عليه مردم دست بزنند، و همه به نحوی از نتايج اين يا آن بخش ترورها، صرفنظر از اين که مسوول آن کيست، برای تضعيف قدرت رقيب استفاده ميکنند: مثلا تشديد ترور و ناامنی در دوره قبلی نخست وزيری جعفری يکی از مهم ترين ضعف های دولت او و مورد بهره برداری فرقه های مقابل در انتخابات قبلی بود. در اين مورد شيعه ها انگشت اتهام را به طرف آمريکا و انگليس و فرقه های طرفدار آن ها می گيرند و منابع وابسته به آمريکا و انگليس هم طرف شيعه را متهم می کنند و کشتار غيرقانونی زندانيان سياسی را به عنوان شاهد مثال می آورند. همين طور است در بصره که هر دو طرف يک ديگر را متهم به حمايت از تروريسم می کنند و هردو شواهد عينی به دست ميدهند. به عبارت ديگر اگر ادعاهای يکی از طرفين – فرق نمی کند کدام –را باور کنيم تروريسم ديگر فقط شيوه مبارزه خيابانی گروه های غير دولتی نيست، بلکه بخشی از سياست جناح های آن دولتی است که به کمک جنگ و تحت حمايت نظامي، امنيتی و مالی اشغال بوجود آمده است و دموکراسی خوانده ميشود. در حقيقت ترور و تروريسم حالا ديگر وسيله ای است برای مديريت انتخابات ها و رای گيری ها، تعيين سهم جناح ها از قدرت و تقويت سياست های عمومی جناح های مختلف.جناح ها و قدرت ها حتی اگر خود هم در ترور نقش نداشته باشند، از وجود تروريسم برای امتياز گرفتن و امتياز دادن استفاده می کنند. اما سهم مردم بی گناه ازاين جدال نامردمی مرگ است و رنج، و مرگ و رنج آن ها سفره نعمتی است برای قدرت طلبانی که زير سايه اشغال بساط خود را پهن کرده اند. نيروهای دمکرات وطرفدار حقوق بشر و ضد جنگ نيز که برای کمک به قربانيان اين فاجعه به عراق می روند، خود به قربانی ترورها و جنايت ها تبديل می شوند. در 7 ژانويه امسال خبر ربوده شدن ژيل کارول روزنامه نگار مستقل آمريکايی در رسانه ها بازتاب وسيع يافت. ژيل کارول در ويديوی تروريست ها ظاهر شد و با تاکيد بر اين که جانش در خطر است خواهش کرد به درخواست های آدم ربايان پاسخ بدهند. ژيل کارول يک روزنامه نگار آزاد و مترقی و ضدجنگ است. قبل از آن يک خبر نگار زن آلمانی ربوده شد و بعد با پرداخت پول – که رسما اعلام نشد – آزاد شد. کمی بعد اخباری منتشر شد مبنی بر اين که پول هايی که برای آزاديش پرداخته شده بود، هنگامی که دوش می گرفت، در لباس های خودش پيدا شده است . اين بدين معنا بود که او با تروريست ها همکاری می کند. اما سپس برادرش مساله را تکذيب کرد و گفت موضوع صحت ندارد و می خواهند برای او پاپوش درست کنند. اين خبرنگار آلمانی نيز ضد جنگ است و بعد از آزادی در تلويزيون های آلمان عليه جنگ و اشغال صحبت کرد. ماجرای او هم در پرده ابهام فرو رفت . قبل از آن چهار فعال سرشناس آمريکايی ضد جنگ وابسته به گروه های مسيحی Christian Peacemaker Teams .CPT ربوده شدند وده ها نفر از افراد مترقی چون نوام چامسکی و نوامی کلاين درخواست عاجلی برای آزادی آن ها امضا کردند. ماجرای آن ها نيز همچنان در ابهام مانده است. با اوضاعی که در عراق بوجود آمده، پاسخ اين سوال که آدم ربايان کيستند ديگر به حدس و گمان سپرده می شود و اميدی برای يافتن پاسخ قطعی نيست. اماFiras Al-Atraqchi يک روزنامه نگار کانادايی عراقی تبار که در مورد مسايل خاورميانه تخصص دارد هفته پيش طی مقاله ای در نشريه انگليسی زبان الاهرام هفتگی به جستجوی پاسخ اين سوال برآمده است. آنچه در مقاله او مهم است حدس و گمان خود او در مورد قدرت حامی اين ترورها نيست. بلکه اطلاعاتی است که براساس يک گزارش واشينگتن تايمز در مورد دو گروه ترور جديد ميدهد. اين اطلاعات نشان ميدهد ,دمکراسی فاجعه انگيز, فقط بوسيله بمب ها به عراق صادر نشده است، بلکه ابزار ديگری هم در کار بوده است که امروز تمام جناح های داخلی و خارجی ميتوانند از آن ها به منظور پيش برد سياست ها و برنامه های کلی و جزيی خود سود ببرند. در حقيقت در کنار صدام که مثل ماری بر دوش مردم عراق سوار بود و خون آن ها را می مکيد، عقرب هايی توسط آمريکا در عراق پرورانده شد که تا امروز به فعاليت خود ادامه ميدهند. چکيده ای مقاله از اين قرار است: الاطرقچی در مقاله خود در الاهرام می نويسد مسووليت ربودن ژيل کارول را يک گروه ناشناس به نام بريگاد قصاص Brigades of Vengeance بر عهده گرفت. مسووليت گروگان گرفتن چهار نفر وابسته به گروه صلح مسيحی را يک گروه مسلح ناشناس ديگر به نام شمشير حقيقت Swords of Truth/Righteousness به گردن گرفت. علاوه بر خبرنگاران خارجی که به گروگان گرفته شدن آن ها بازتاب زيادی در نشريات غرب می يابد، شخصيت های بومی نيز به گرفته می شوند. نويسنده از دو خبرنگار زن عراقی ياد می کند که مستقلا کار می کردند. ماجرای آن ها هم در پرده ابهام ماند و هيچکس هم مسووليت ربودن آن ها را بر عهده نگرفت. اما در مورد دو گروه تروريست که مسووليت ربودن ژيل کارول و گروه صلح مسيحی را بر عهده گرفته اند، مقامات عراق می گويند هرگز نام دو گروه را نشنيده بودند، به همين جهت هم کاری از آن ها ساخته نيست چون حلقه ارتباطی وجود ندارد. وجوه شباهت آدم ربايی های فوق برای نويسنده قابل توجه است: همه ی آن ها در بغداد صورت گرفته، همه ی اين خبرنگاران غيرمسلح و بدون محافظ در عراق حرکت می کردند. همه ی آن ها ضد جنگ اند، گروه صلح بيش از همه به پناهنده گان سنی کمک ميکرد. جيل کارول نيز عمدتا دفاع از بازداشتی های سنی را بر عهده داشت. گروه مسيحی از 6 ماه قبل از حمله به عراق در مارس 2003 در منطقه حضور داشت و آن ها خودشان را ,صدای آلترناتيو در مقابل خبرنگاران جاسازی شده, می خواندندو عليه,بی عدالتی و مرگی که تحريم های اقتصادی به بار آورده است, کار می کردند و کارزاری به راه انداخته بودند به نام Adopt- a-Detainee Campaign تا کليسا ها را به نفع بازداشتی ها بسيج کنند. در مجموع اين گروه از سال 2002 در عراق به علت فعاليت های بشردوستانه و صلح دوستانه خود در ميان مردم شناخته شده بود و تاکنون دچار مشکلی نشده بود. نويسنده می پرسد اين نوع آدم ها را چه کسانی می ربايند؟ که برنده اين نوع آدم ربايی است و که بازنده آن؟ نويسنده سپس بر اساس گزارشی در واشينگتن پست به سابقه حضور گروه های تروريست در عراق می پردازد. واشينگتن پست در گزارش داده بود دستگاه اطلاعاتی آمريکا در سال 2005 اقدام به تعطيل فعاليت گروهی نمود به نام عقرب ها Scorpions. اين گروه در عراق دست به عمليات مخفی ميزد. بنا بر گزارش واشينگتن پست عقرب ها تيم ها ی کوچک ميليشيای شبه نظامی هستند که شعبه های وابسته به يک شبکه تروريستی به نام تمساح و کبری Alligator and Cobra به شمار می آيند. شبکه فوق را سازمان سيا قبل از حمله به عراق سازمان داده بود تا برای بی ثبات کردن رژيم بعث به اقدامات خشونت آميز دست بزنند. عقرب ها ميليون ها دلار پول دريافته کرده اند که رقم دقيق آن معلوم نيست. آن ها توسط سيا آموزش های نظامی ميديدند و سلاح های لازم در اختيار آن ها قرار داده می شد. وظايفی که بعد از جنگ به اين گروه ها سپرده می شود، حتی از اقدامات دوره صدام آن ها فاجعه بار تر است. در مقاله آمده است بعد از حمله به عراق، و بو يژه بعد از اين که جنبش مقاومت در سراسر عراق پا گرفت عقرب ها نقش شان تغيير يافت. به آن ها وظايف متنوعی در دستگاه امنيتی و نظامی سپرده شد. از جمله به آن ها ماموريت دادند در گروه های مقاومت نفوذ کرده و اطلاعات جمع کنند،آن ها در بازجويی از مظنونين شرکت کرده و به بازجوها کمک می کردند. به تعدادی از آن ها وظايفی مثل مترجمی و مشاور و راهنمادر برخورد با عراقی ها داده شد. سپس الاطراقچی اين سوال ها را پيش می گذارد: آيا برنامه , نفوذ, در ميان شورشيان موفق بود؟ آيا گروهی از عقرب ها با گروه های مسلح عراقی به توافق نرسيدند؟ آيا دور از انتظار است که تصور کنيم گروه هايی که حمله ها را انجام ميدهند و گروگان ها را اعدام می کنند، دستجاتی مثل عقرب ها باشند که توسط سازمان های اطلاعاتی ايجاد شده اند؟ آيا بعضی از ,مترجمين, عراقی با چنين عناصری ارتباط ندارند؟ نويسنده از گزارش ژنرال تاگوبا ياد ميکند که مسوول ارتش آمريکا برای تحقيق در مورد شکنجه در ابوغريب بود. تاگوبا گفت بعضی از ,مترجمين غيرنظامی, مشکوک بودند. همچنين خانم يانيس کارپينسکی تنها افسری که محکوم و از کار خود برکنارشد، در شهادت های خود گفت سه بازجو يک مترجم مست را تشويق کردند که يک دختر 17 ساله عراقی را وادار کند لخت شود و بعد خودشان او را بوسيدند. الاطراقچی در ادامه می نويسد گزارش های متعددی از قتل مترجمين عراقی داده شده است. آيا تعدادی از آن هايی که هدف قرار گرفته اند اعضای عقرب ها نبوده اند؟ آيا تعدادی از آنها به خاطر مقاصد سياسی يا مالی به گروگان گيری متوسل نمی شدند؟ ** اين هاست که بخشی از واقعيت وحشت انگيز امروز عراق را تشکيل ميدهد. مقاله الاهرام به اين سوال که چه کسی آدم ربايی ها را انجام ميدهد، پاسخ مشخص نمی دهد و نمی تواند بدهد، اما آن چه او شرح داده نشان ميدهد متدهايی که برای بی ثبات کردن و سرانجام براندازی صدام به کار گرفته شد، اکنون به تمام جامعه برميگردد و آن را از درون فاسد می کند. با بمب و سازمان دادن گروه های خرابکار اگر هم بتوان يک ديکتاتور را ساقط کرد، نمی توان دمکراسی برای جامعه به ارمغان آورد. ,دمکراسی, فاجعه بار و فاسد کنونی عراق که در آن هر گروه قومی به مافيايی تبديل شده که وزارت خانه ها و ارگان های دولتی را به پايگاه قدرت فرقه ها و مرکز چاپيدن دارايی های غصب شده مردم عراق تبديل کرده است محصول متدهايی است که برای سرنگونی صدام به کار گرفته شد. هم جمهوری اسلامی و هم آمريکا و گروه های وابسته به آن سعی می کنند بخشی از ميراث شوم عراق را به ايران بکشانند. به همين جهت هردو گروه در تمجيد از تحولات عراق با هم مسابقه گذاشته اند. زيرا آمريکا از اشغال عراق خوشنود است و جمهوری اسلامی از بر آمد گروه های مرتجع شيعه در حکومت عراق. و حالا هرکدام برای تقويت سهم ياران خود به نبرد افعی هادامن می زنند. و نه فقط در عراق... همان طرفين درگير در مسايل فاجعه بار عراق هم اکنون در شهرهای جنوب و غرب ايران به سناريوهای شبيه متوسل شده اند. با توجه به سوابقی که رژيم جمهوری اسلامی دارد، بسياری بمب گذاری های اهواز و درگيری در شهرها را به خود جمهوری اسلامی نسبت ميدهند و معتقدند که اين ها توطئه های رژيم است برای گسترش سرکوب و به هم انداختن گروه های ملی. از طرف ديگر رژيم اين بمب گذاری ها و درگيری ها را به عوامل خارجی نسبت ميدهد. در برخی موارد خود گروه های خارج از مرز طی اطلاعيه هايی مسووليت انجام برخی عمليات مسلحانه را برعهده گرفته اند. آدم ربايی ها هم شروع شده است. مهم نيست که چه کسی از کدام باند گروگان ميگيرد يا به گرو گرفته می شود. مساله اين است که اين گونه عمليات مبارزات دمکراتيک مردم را دچار خفقان می کند و راه را برای انواع عقرب ها، از عقرب جراری که بر ايران حکومت می کند تا افعی های ديگری که هستی شان با ويران کردن و ويرانی گره خورده باز می کند. زهره سحر خيز 4 اسفند 1384 02:21 نظر شما بازگشت
|