16آبان:محيطزيست ايران به دليل دستاندازيهاى نامتوازن به زيست بوم هاى شكننده و تجديدناشدنى با انحطاط شديدى مواجه است.
تهران _ 16 آبان 1384
پايگاه اطلاعرسانى شهرسازى و معمارى ، راحله شيراسب:
يك بررسى علمى درباره وضعيت كره زمين نتيجهگيرى كرده است كه فعاليتهاى بشر توانايى كره زمين را براى رفع نيازهاى نسلهاى آينده در معرض خطر قرار داده است. بر طبق اين گزارش شيوه استفاده جوامع از منابع طبيعى باعث تغييرات برگشتناپذيرى شده است كه فرآيند باز توليد هوا، آب و مواد غذايى را تضعيف ميكند.
محيطزيست ايران به دليل دستاندازيهاى نامتوازن به زيست بوم هاى شكننده و تجديدناشدنى با انحطاط شديدى مواجه است.
مفهوم توسعه پايدار نيز بيش از هر جاى ديگر در ايران ناديده انگاشته ميشود و اين امر نمره كلى به دست آمده از وضعيت محيطزيست كشور ايران را در شرايط بسيار بدى نشان مى دهد؛ اين معيار بر اساس 20 مولفه به دست ميآيد كه از آن جملهاند: كيفيت هوا، ميزان آب و كيفيت آن، كاهش آلودگى هوا، كاهش فشار بر زيست بوم، مشاركت بينالمللى و همانند اينها.
وضعيت و رتبه ايران كه در بين 146 كشور رتبه 132 را به دست آورده نيز نشانگر بى توجهى هاى طولانى مدت به رعايت ضوابط زيست محيطى در فرايند توسعه است. اما اين مساله زمانى ابعاد جدى ترى به خود مى گيرد كه بدانيم چهار سال پيش رتبه 104 در اين زمينه متعلق به ايران بوده است.
در برنامهريزى براى حفظ و ترميم محيطزيست همواره دولتها در كنار نهادهاى غيردولتى نقش تعيينكنندهاى دارند و رويكرد كلى برنامهريزان موفق دنيا با نگرش علمى به بنيانها و ضوابط علمى آمايش سرزمين، ظرفيت تحمل محيط در كنار نيازهاى توسعه اقتصادى و اجتماعى بوده است كه اساس و پايه توسعه پايدار نيز بر اين امر استوار ميشود.
در اين بين تجارب گذشته ايران حاكى از اين است كه همواره برنامهريزيها عموما بر اساس سليقه دولتمردان بوده است نه بر مبناى بنيان علمى و پذيرش عموم.
,مه لقاملاح, دبير جمعيت زنان مبارزه با آلودگى محيطزيست در سن 89 سالگى مديريت شهرى را مهمترين منشا بحرانهاى آلودگيهاى شهرى ميداند و مى گويد: ,مديريت شهرى و نبود شناخت جغرافيايى در مورد مناطق يكى از عوامل مهم مسايل و آلودگيهاى محيط زيست بشر به حساب ميآيند.,
به گفته ملاح ، براى نگهدارى يك كتاب بايد كتاب كد شود، موضوع آن جدا شود و همانند اينها. در مديريت شهرى نيز اين عواملى مثل زمينشناسي، توپوگرافى منطقه و نظاير اينها كه بايد در نظر گرفته شود.
مديريت شهرى بايد بداند اگر ساختمانى در فلان منطقه شهر در حال ساخت است بايد به جريانهاى زيرزمينى آب منطقه، موقعيتهاى اقليمى و همانند اينها توجه شود. شهر مثل نقاشى است. اگر بخواهيم طرحى ترسيم شود بايد خطوط ترسيمى اين طرح، ميزان نور و رنگ و همه اينها را به دقت بررسى كرد و در نظر گرفت. معمارى ساختمان يك هنر است و زمانى كه بحث هنر به ميان ميآيد، پرسپكتيو، زيباشناسى و همه اينها بايد در اين معمارى رعايت شود و اين خانه و طرح بايد با جغرافياى منطقه نيز مرتبط باشند. زشتترين كار اين است كه معماران ايران بيشتر طرحهايشان برگرفته از كاتالوگهاى اروپايى و آمريكايى است بدون در نظرگيرى شرايط آب و هوايى مناطقى كه ساختمانسازى ميشود.,
وى ميافزايد: ,چگونه ساختمانى در منطقه الهيه ساخته ميشود اما محل قرارگيرى قنات آن در نظر گرفته نميشود و به اين نحو تمامى فاضلاب ساختمانهاى بلند در اين قنات جا ميگيرد. شهر گناهى ندارد. گناه بر مديريت شهرى ناآگاه است كه بدون توجه به شرايط منطقه اقدام به ساختمانسازى ميكند يا با ساخت و سازها موافقت ميكند.,
كشور ژاپن شهركى را براى كارگرانش در همجوارى يك كارخانه طراحى ميكند اما به كارگران كمترين آسيب ميرسد. زيرا تمامى استانداردهاى زيستمحيطى اين كارخانه در نظر گرفته ميشود.
ملاح با اشاره به اين نكته صحبت هاى خود را اينگونه ادامه مى دهد: ,وقتى مديريت شهرى جغرافياى تهران را نميشناسد، بنابراين هيچ آشنايى و شناختى از زير و بم اين شهر ندارد. نه از قناتهايش ميداند نه از فضاى بسته آن كه همه آلودگيها را در خود نگهدارى ميكند. پس نميتواند براى شهر تصميمگيرى كند.,
شميران منطقهاى كوهپايهاى و داراى 5 منطقه دژ است. 5 منطقهاى كه قناتهاى پراكنده را در خود گردآورى ميكند كه اينها هستند: الهيه، قيطريه، يوسفآباد، عشرتآباد و عباسآباد.
ملاح معتقد است: ,چگونه مديريت شهرى به اين 5 منطقه بيتوجه است و اجازه ساخت ساختمانهايى را ميدهد كه بيشترين آلودگى را ايجاد ميكنند.,
تهران يكى از آلودهترين شهرهاى دنياست و با شيبى كه دارد در گودى 500 مترى از سربند تا بهشتزهرا قرار گرفته است. بنابراين مجموع آلودگيها در اين فضا باقى ميماند.
ملاح پيرامون اين امر معتقد است: ,دور تا دور تهران كوه است و تنها در منطقه شهريار تهران داراى كانالى به سوى كوير است. كارخانجات آلوده تهران نيز در جنوب غربى واقع شده است و بادهاى در جريان تمامى آلودگيهاى ناشى از اين كارخانهها را به سمت شمال شرقى هدايت ميكند. در اين ميان جريان دوم باد كه از شمال به جنوب و شبها بالعكس روى ميدهد آلودگى را به سمت كوهپايههاى شرقى هدايت ميكند. بر اثر اين مساله است كه ساكنان مناطق الهيه، پاسداران و محدودههاى اطراف اينها كوه را در صبح مهآلود و غبارآلود مشاهده ميكنند. اين سيكل در تمامى مدت روزانه دچار تكرار و مضاعف شدن است.,
وى معتقد است: ,عدم شناخت جغرافياى منطقه توسط مديريت شهرى و نيز عدم شناخت ظرفيت منطقه به تكرار اين روند در تمامى مدت سال كمك ميكند و اين در حالى است كه سلامت مردم اين مناطق در خطر است.,
در سال 1356 تمامى كارشناسان داخلى كه در زمينه محيطزيست فعاليت ميكردند معتقد بودند كه در زمينه جلوگيرى از روند آلودگى هوا نسبت به كشورهاى ديگر بسيار عقب افتادهايم.
ملاح با اشاره به مطالب فوق و پيرامون اين تاخير معتقد است: ,در زمان گذشته زمانى كه خيابان انقلاب در حال ساخت بود، مقرر شد كه اگر يك سمت خيابان ساختمان ساخته شد در سمت ديگر حتما بايد فضاى سبز، گل و درختكارى شود و ساختمانها نيز نبايد بيش از دو طبقه باشند حتى خيابان وليعصر نيز بدون درختكارى معنايى نمييافت و در آن زمان دستور داده شد كه سرتاسر خيابان درخت كاشته شود.همين درختان كه اصليترين منبع تنفس وليعصر و ساكنان آنند بيرحمانه دستور قطعشان صادر ميشود و هر روز شاهد مرگ يكى از آنها هستيم. در تهران همه به دنبال افق هستند تا با ياد آن خدا را به ياد آورند اما هواى آلوده تهران و ساختمانهاى بلندش اين امكان را نميدهد.,
اين پژوهشگر مسايل شهرى همچنين مى گويد: ,شهرسازى يك هنر است و زمانى كه در شهر هيچ هنرى يافت نشود، مردم منظرى بدتركيب را مشاهده ميكنند كه هر روز سبب نابوديشان ميشود.,
وى سيماى زشت وروديهاى شهر و بلواركشيهاى متعدد را مثال مى زند و مى گويد : در و دروازه در قديم، مرزهاى زمين و همانند اينها همواره با درخت جدا ميشدند و امروز با بلوار و بتن ميان آدمها و ساختمانها و همه چيز مرز ميگذاريم.
پروفسور رايت پژوهشگرى است كه پيرامون شهرهاى كويرى ايران پژوهشهاى بسيارى را به ثبت رسانده است.
وى در يكى از پژوهشهايش به شهرهاى خوزستان و نحوه قرارگيرى مغازههايش اشاره ميكند و معتقد است اين بناها به اين دليل پشت به ديوارها و خيابان تعبيه شدهاند كه كوران و جريان هوا و سايه ناشى از نحوه قرارگيرى ساختمان به آدمها خروج از خانه را در بعضى از ساعات روز و در گرماى شديد هوا اجازه ميدهد. حال چگونه است كه در خيابانهاى بيپوشش تهران كه درختان آن نيز در حال قطع هستند ميتوان به راحتى رفت و آمد كرد. در حالى كه هوا نيز به شدت آلوده است.
ملاح با بيان اين موارد مى افزايد :,ظرفيت عامل ديگرى است كه در شهرسازى و شهر به آن توجه شود. سال 1356 تمامى كارشناسان معتقد بودند كه تهران ظرفيت 4 ميليون جمعيت را ندارد و امروز كه اين رقم به 13 ميليون رسيده است، شهر با تمامى عناصرش در حال خفگياند.,
وى با اشاره به شمارهگذارى روزانه 1640 خودرو در تهران اين روند را باعث از بين رفتن شهر ميداند و ميافزايد: ,سرمايه شهر را آلوده كرده است، آلودگى هوا بر روان انسانها تاثير ميگذارد. وقتى در سال 55-1354 طبق آمار موجود 20 هزار نفر به اسكيزوفرنى در سطح تهران مبتلا هستند و اين هشدار خطرناكى است,
به گفه ملاح ، در جامعهاى كه آلودگى محيطزيست به خصوص وضعيت بحرانى آلودگى هوا در مكان شهرها وجود دارد نميتوان پديدهها و ارزشهاى اجتماعى مثل اخلاق، سلمدت، قوانين و همانند اينها را به درستى يافت و به آنها اعتماد كرد. زيرا در يك جامعه آلوده امكان ندارد كه اخلاق خوب وجود داشته باشد .
از ديدگاه اين صاحب نظر در حوزه محيط زيست ، سينابس مغز در شرايط آلوده سمي را ترشح ميكند كه باعث اختلالات روانى و عصبانيت فرد ميشود و اين امر قادر است يك موجود بسيار آرام را به موجودى وحشى و غيرخوددار تبديل كند.
تهران نيز همين وضعيت را داراست. آدمها در يك جا جمع شدهاند در يك مكان در بسته، در مكانى كه ظرفيت معينى را داراست اما تعداد زيادترى از اين ظرفيت كه شرايط تهويه را نيز ندارد در حال تنفس هستند. تنها CO (منوكسيدكربن) كه از اين آدمها توليد ميشود، براى مرگ، جنايت، درگيرى و بسيارى مسايل ديگر را براى آنها فراهم ميكند. بايد به دنبال علتها گشت. نه اينكه معلولها را مدام گوشزد كرد.
دبير جمعيت زنان مبارزه با آلودگى محيطزيست با اشاره به متناسب نبودن فضا با نيازهاى ساكنان تهران نبود شناخت صحيح از ظرفيت اين منطقه را نيز به عنوان يكى ديگر از دلايل آلودگى هواى تهران ذكر ميكند و مى افزايد: ,مديريتها براى كاهش آلودگي هواى تهران بايد يكپارچه شوند. زمانى كه كلمه ,مديريت, به ميان ميآيد يعنى شما علاوه بر دانش علمي، شناخت صحيح و كامل منطقه، درك شرايط موجود بايد يك فرد سانس مديريتى نيز دارا باشد يعنى با توجه به تمامى رخدادهاى يك شهر در طى زمانى معين بتوان تحليل كرد و مديريت كرد و جلو رخدادهايى كه خطرات احتمالى براى شهر دارند را گرفت.,
چنانكه اين كارشناس مى گويد ، در مديريت سطح كلانشهرى مثل تهران يك دفتر از گزارشهاى شهرى وجود ندارد تا مديران حاضر و آينده بتوانند از اشتباهات گذشته جلوگيرى كنند. مديريت ژنتيكى است و بايد در وجود يك شخص به صورت خودجوش حاصل شود. مدير بايد در محيط باشد و به آن مسايل اشراف داشته باشد. از هر پيامدى در شهر، يك نتيجه حاصل كند و بلافاصله در صدد رفع آن بر آيد.
ملاح كه اكنون هشتاد و نهمين سال زندگياش را با اصرار بر حفظ محيظزيست سپرى ميكند، معتقد است: ,آموزش مهمترين مساله است و اينگونه به دست نميآيد كه در هر كوى و برزنى كسى بايستد و تكتك افراد جامعه را دعوت به آموزش كند. اين راهى است كه از طريق آموزش از كودكان ميسر خواهد بود تا آنها خانواده را آموزش دهند تا يك محله آموزش ببيند و يك شهر.,
آلودگى امكان ديدن كوه، افق و آسمان را نميدهد، در اين ميان كسى به جستوجوى نورى در افق است.
ملاح ميگويد: ,شهر و مردمش خفه ميشوند و در اين شهر افق را نمييابى.,
16 آبان 1384
19:36
نظر شما