16مهر:روز كودك:كودكان در طبقات فقير و مرفه "اسباب بازي هاي طلايي بچه فرمانيه - نان خشك بچه گود
وحيد شريفي:اعتماد
,از وقتي كه چشم به جهان گشود، خود را همواره در مضيقه ديد. يادش ميآيد همواره با خواهر و برادرهايش بر سر تقسيم غذا دعوا ميكرد، پدرومادرش لباسهاي مورد علاقهاش را نميتوانستند خريداري كنند و بالاخره اينكه او كودكي خود را در ناتواني شديد مالي پدر گذراند و...,
بسياري از زندگي كودكان هماكنون نيز اينچنين حكايتي دارد. چه بسيار كودكاني كه نه تنها در خانوادههايشان فقر مالي حكمفرماست بلكه به واسطه همين فقر مورد خشونت و آزار و اذيت قرار ميگيرند. بسياري از اين قبيل كودكان براي كمك خرجي خانواده بايد كار كنند كه آنان را كودكان كار ناميدهاند.
بطور كلي كودكان را در سه طبقه اجتماعي در ايران ميتوان تقسيمبندي كرد:
مرفه، متوسط و فقير.
گرچه در ايران طبقه متوسط اكثريت جامعه را تشكيل ميدهد اما در جوامع شهرنشيني بويژه شهرهاي بزرگ و حاشيه آن ميتوان فقر مطلق و در پي آن بزهكاري از سوي كودكان و نوجوانان را مشاهده كرد.
كودكان مرفه
در كوچههاي آرام و شيبدار فرمانيه، كودكي 5 ساله در صبحي دلنشين از خوابي ناز بيدار ميشود. پدر مديرعامل يك شركت خصوصي است و مادرش هم طبق معمول به يكي از كلاسهاي ورزشي رفته است يا به آرايشگاه براي ميهماني شب.
پيرزني مهربان از بدو به دنيا آمدن كودك، به عنوان پرستار بچه استخدام شد. كودك بعد از بيدار شدن از خواب، صبحانه ميخورد، پرستار صبحانه او را كه شامل كره، پنير، مربا و عسل يا احتمالا شكلات صبحانه با چاي و شير است به او ميدهد. بعد نوبت گردش صبحگاهي است. او به همراه پرستار خود راهي خيابان ميشود، در پارك نزديك محل سكونتشان، ساعاتي بازي ميكند. در هنگام برگشت هم طبق معمول از اسباببازي فروشي جديدترين نوع اسباببازي را ميخرد و به منزل مراجعه ميكند.
وقتي به خانه ميآيد، مادرش هم برگشته است. كودك 5 ساله ما با مادرش مشغول تماشاي ماهواره ميشود تا ناهار آماده شود. وقتي ناهار آماده شد پرستار هم ميتواند برود. كودك ناهار را با مادر ميخورد و خواب بعدازظهر به سراغش ميآيد. او وقتي از خواب بيدار ميشود پدرش هم به منزل آمده و معمولاص با مادر مشغول برنامهريزي براي ميهماني شب يا گردش عصرانهاند. امشب آنان قرار است به ميهماني بروند. پدر، كت و شلوار جديدش را چند شب پيش خريده و مادرش هم طبق مد روز، جديدترين لباس شب را سفارش داده بود.
اكنون آنان آماده رفتن به يك ميهماني پرخرج و مفرح هستند. مادر، كودك را آماده ميكند و پدر منتظر آنان است...
كودك در اكثريت جامعه
آپارتماني 55 متري در مركز شهر، شاهد سروصداي صبحگاهي است! سروصدا در اين آپارتمان هر روز صبح با عجله فراوان تكرار ميشود. پدر كارمند است و مادر نيز معلم. كودك از خواب شيرين با عجله بيدار ميشود يا بهتر بگوييم بيدارش ميكنند، به او صبحانهيي با عجله ميدهند و لباسهايش را بر تن ميكنند. معمولاص مادر قبل از رفتن به محل كار فرزندش را به مهدكودك ميبرد. امروز هم يكي از آن روزهاست. پدر زودتر از بقيه از خانه بيرون ميرود. مادر، كودكش را آماده كرده و خانه را مرتب ميكند. كودك هنوز خوابش ميآيد. او آرام آرام حركت ميكند و مادر با عصبانيت به او ميفهماند كه بايد عجله كند. كودك توسط مادرش به مهدكودك ميرود. در آنجا توسط مربي مربوطه آموزشهايي فرا ميگيرد. او با دوستان همسن و سالش بازي ميكند و در نزديكي ظهر با بچههاي ديگر خوراكي ميخورد. او ميداند كه تا ساعت 30\1 بعدازظهر بايد صبر كند. در آن هنگام است كه مادر از محل كار ميآيد و او را به خانه ميبرد. امروز هم همانند روزهاي ديگر اين عمل تكرار شد و مادر فرزندش را راس ساعت مقرر به خانه برد. او با رسيدن به خانه، غذايي با عجله فراهم ميآورد و دو نفري مشغول تناول ناهار ميشوند. بعدازظهرها براي كودك دلنشين است چون عجلهيي در كار نيست، با خيالي آسوده ميخوابد و كسي هم نيست به او بگويد ,بيدارشو بايد برويم!, عصرها معمولا كودك به تماشاي تلويزيون و ديدن كارتون مشغول است. برخي اوقات هم با مادرش به ديدن مادربزرگ ميروند. پدر معمولاص ديروقت به منزل ميآيد، اما سعي ميكند شام را با همسر و فرزندش باشد. امشب پدر ساعت 9 شب به منزل آمد، آنان شام را در كنار يكديگر صرف كردند. چند دقيقهيي تلويزيون تماشا كردند، گپ زدند و خوابيدند تا آماده شوند براي يك روز ديگر...
آغاز زندگي با فقر مطلق
پدرش كارگر ساختمان است. او روزي بيكار و روزي هم در جايي مشغول عملگي است. به گفته مادرش دخل و خرجشان هيچگاه جور در نميآيد. او اكنون9 ساله شده و براحتي درك ميكند كه خانوادهشان تفاوتهايي با ساير خانوادهها دارد. پدرش گفته بهتر است درس خواندن را كنار بگذارد و با او مشغول كار شود يا اگر به كاري علاقه دارد برود و شاگردي كند اما او ترجيح ميدهد درس بخواند. او اكنون سوم ابتدايي است. دوستانش ميگويند كه پدرهايشان دانشگاه رفتهاند. بسياري از آنان خواهران و برادرانشان نيز اكنون دانشجويند. كودك نيز دوست دارد درس بخواند تا همانند آنان به دانشگاه برود. اما شرايط خانواده به او ميفهماند كه اگر ميخواهد درسش را ادامه دهد بايد كار نيز بكند. پدرش با ,اوس محمد نجار, صحبت كرده و او قرار است بعدازظهرها بعد از اينكه از مدرسه ميآيد به نجاري او برود تا بتواند حرفهيي بياموزد.
امروز اولين روزي است كه ميبايست بعد از تعطيل شدن مدرسه به كارگاه نجاري برود. مدرسه تعطيل ميشود و او با عجله به خانه ميآيد. ناهاري ميخورد و سريع خود را به كارگاه ميرساند. اوس محمد نجار به او خوشامد ميگويد و آشنايي با چوب را آموزش ميدهد. كودك چندماهي را به همين روال طي ميكند وقتي امتحانات آخر سال فرا ميرسد او رفوزه ميشود. اين بهانهيي ميشود براي پدر. اكنون آن كودك كه تبديل به نوجواني شده با سه كلاس سواد، شاگرد اوس محمد نجار شده. او ديگر به مدرسه نميرود. صبحها با حسرت همسن و سالانش را نگاه ميكند كه مشغول رفتن به سوي مدرسه هستند. او هنوز فكر ميكند كه بهتر است درس بخواند، اما نميتواند. هنوز اميدوار است تا بتواند روياي دانشگاه رفتن را محقق سازد. با خود فكر ميكند و در روياهاي خود غوطهور ميشود. صدايي مهيب از پشت سر تمام روياهايش را به هم ميزند:
پس حواست كجاست? چرا چوبها را نميبري?
انواع كودك آزاري در طبقات مختلف
در طبقات مختلف جامعه پديده كودكآزاري كم و بيش ديده ميشود اما به گفته كارشناسان كودكآزاري را ميتوان بيشتر در خانوادههاي كمدرآمد و فقير مشاهده كرد. در واقع سرگرميهاي فراوان و امكانات همه جانبه كه در خانوارهاي مرفه ديده ميشود كودك آزاري و پديده خشونت عليه كودكان را كاهش ميدهد.
دكتر داور شيخاوندي استاد دانشگاه در اين باره ميگويد: به نظر من مقوله كودك آزاري در طبقات بالا كمتر ديده ميشود يا بهتر بگويم فقر و خستگي عوامل اساسي محسوب نميشوند. در واقع خانوادههاي فقير در فضايي محدود گير افتادهاند. در صورتي كه در خانوادههاي مرفه به واسطه وجود خانه بزرگ در بحبوحه برخوردها، پدر به اتاق خود ميرود يا بچه از يك اتاق به اتاق ديگر ميرود. به همين دليل اختلافات خيلي گسترده و طولاني نميشود.
به اعتقاد صاحبنظران حقوقي، تدوين قانون براي حمايت از كودكان ممكن است تاؤيرات مطلوبي داشته باشد اما نميتواند كودك آزاري را درخانوادهيي كه از تنگدستي و فقر در فشار است، از بين ببرد. چرا كه فقر چنان بر روح افراد حمله و آن را تخريب ميكند كه ذرهيي محبت به كوههايي از خشم و خشونت تبديل ميشود. با اين حال، اين گروه از كارشناسان با تاكيد بر لزوم تلاش همگاني و جدي از سوي مسوولان براي از بين بردن فقر، بر تدوين قوانين حمايتي از كودكان و دخالت قوي دادستاني در برخورد با جرم كودكآزاري تاكيد دارند و آن را در شرايط فعلي جامعه لازم ميدانند.
دكتر محمدعلي اردبيلي، رييس موسسه حقوق جزاي ايران ميگويد: وقتي فقر دامنگير خانواده ميشود، اولين كساني كه قرباني ميشوند در درجه اول فرزندان و در درجه دوم زنان هستند. مساله كودكآزاري و سوءاستفاده از آنان در روزگار ما به پديدهيي مهلك و بسيار مهم تبديل شده است كه جدا بايد درباره آن چارهانديشي كرد.
اين جرمشناس ميافزايد: تضمينهاي حقوقي ممكن است تا حدي به كساني كه تشكيل خانواده دادهاند، كمك كند تا محيط امني براي تربيت كودكان فراهم كنند ولي تامين اين مقدار امنيت با تصويب قانون ممكن نيست چرا كه مسائل فرهنگي بسيار حادي در كشور ما وجود دارد و پدران مالكان فرزندان محسوب شدهاند كه ميتوانند هر استفاده يا سوءاستفادهيي از كودكان داشته باشند.
غلامعلي رياحي حقوقدان نيز نظري ديگر دارد. او ميگويد: در شهر تهران گسترش فرهنگ مبتذل در بخشهايي از خانوادههاي مرفه كه تحت نظام تربيتي صحيحي نيستند ميتواند همان ظلمها را كه در محيطهاي عقبمانده است، در قالب ديگري به كودكان انتقال دهد. در اين گونه خانوادهها، ديگر ريشه فرهنگي و فقر نيست كه كودكان را عملا در معرض آسيبهاي اجتماعي قرار ميدهد. بلكه گاه رفاه بيش از حد و لااباليگري خانواده اعم از پدر و مادر و با حضور در مجامع خاص است كه سبب ميشود كودكان و نوجوانان بدون آنكه خود اختياري داشته باشند، در معرض تهديد جدي قرار بگيرند. جمعيتهاي اتفاقي يا سازمان يافته كه به شكل پارتي برگزار ميشود، نمونهيي از اين قبيل رفتارها است. در اين پارتيها با استعمال موادي خاص عملا كودكان و نوجوانان به نوع ديگري مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند. در واقع اين نيز نوع ديگري از كودكآزاري است فقط با اشكال سنتي آن تفاوت دارد.
دكتر شيخاوندي آسيبشناس اجتماعي در مورد چگونگي اتخاذ رويهيي براي جلوگيري از كاهش كودكآزاري ميگويد: به نظر من در درجه اول ميبايست يك هماهنگي در رفتار با كودك در حوزه خانواده، مدرسه و جامعه صورت گيرد. همچنين رسانهها نيز ميتوانند نقش مفيدي در اين زمينه بازي كنند. برنامهسازان بايد به برنامههايي مفرح و شاد روي آورند.
نيروي انتظامي، مدرسه، خانواده، مسجد و رسانهها بايد با اتخاذ سياستهاي مشترك براي اعتلاي روحي اصول اخلاق انساني، كودكآزاري را ريشهكن كنند.
16 مهر 1384
08:26
نظر شما
نام: Safa
|
| ای-میل: safi_ran@yahoo.com |
17:18 16 مهر 1384
|
ویدیو کلیپ کودکان خیابانی درحاکمیت رژیم سرمایه رادر
www.mano-paltalk.com/vorojak ببینیم |