|
|||||||||||||
| |||||||||||||
|
مولاد،داستان آشنای فمينيستی از زبان يک پيرمرد 81 ساله
روشنگری.مولاد Moolad فيلمی است از کارگردان سنگالی عثمان سمبين Ousmane Sembene که به مساله ختنه دختران می پردازد. کارگردان، تماشاگرانش را به دهی در بورکينو فاسو می برد. 6 دختر تلاش می کنند از اين شکنجه فرار کنند، دو تن موفق می شوند، چهار دختر ديگر را کوله گالو آردو سی Colle Gallo Ardo Sy همسردوم يک رئيس قبيله تحت حمايت خود می گيرد. داستان حول اقدام تهور آميز کوله شکل می گيرد و منتقدين بازی خوب فاطمه کوليبالی FatoumataCoulibaly در اين نقش را ستوده اند. کوله يک ريسمان رنگی دور خانه خود می بندد و می گويد آن ها نزد او مولاد گرفته اند: مولاد سنتی محلی است، مثل بست نشستن در ايران. کسی حق نداشت بدون اجازه کوله به منزلگاه او وارد شود و دخترها را با خود ببرد. با استفاده از اين سنت سلسله مراتبی ، کوله دفاع از دختران را در برابر سنتی خشونت بار برعهده می گيرد. کوله زنی است با روحيه و اراده قوی که خود ختنه شده ولی دختر خود را ازاين شکنجه نجات داده است. هرچند دختر نوجوان به خاطر اين ,گناه, مادر مورد بی مهری رئيس قبيله واقع ميشود که از ازدواج پسر خود با يک دختر ختنه نشده جلوگيری می کند. منتقدين در باره فيلم سمبين نوشته اند فيلم چيزی بيش از جنگ دو جنس را به نمايش می گذارد. کوله دو آرسی با قدرت مرد و سنت، توامان در افتاده است. او هم روسای قبايل، شوهر خود، مردان ده و هم زنانی که سنت را به اجرا می گذارند به چالش می گيرد. منتقدين همچنين بر ويژگی های ديگر فيلم و بخصوص فلسفه کارگردان در شکل گيری مقاومت زنان ساده ده از درون انگشت می گذارند. او تمدن غرب و شرق را در برابر هم قرار نمی دهد. تمدن بيرون به رشد آگاهی در ده کمک می کند و بين انسان هايی که در اين سو و آن سوی مرزهای کوچک ده از حق زنان دفاع می کنند، همدردی هست. اما ناجی زنان نيز از خارج يا غرب نمی آيد. کارگردان اجازه نمی دهد دو شخصيت غربی داستانش، قهرمان ماجرا باشند و ختنه را محکوم کنند. هرچند پيرمردان ده راديو ها را عامل فساد زنان می دانند و می خواهند جلوی آن ها را بگيرند. اما تحول از درون ده شکل گرفته است و از رنجی که کوله و خود زنان ده طعم دردناک آن را چشيده اند. قهرمانان اين جنگ خود مردم اند. زندگی مردم گرفتار سنت اين ده آفريقايی نيز يک سره جهنمی و مرکز شر و بدبختی قلمداد نمی شود. کمتر نقدی در مورد فيلم هست که به حيات زنده و جذاب ده و غنی بودن فيلم و زندگی روستا از رقص، موزيک محلی و حادثه هايی که درارتباط آدم ها با هم خلق شده، اشاره نکرده باشد. در اين زمينه ی رنگارنگ و پر شر و شور که درروستا ميگذرد، اقدام کوله يعنی توسل به مولاد برای نجات دختران، ابتدا تنها يک شورش فردی و بی اهميت به نظر می رسد. اما در دامنه بحث گسترده ای که در می گيرد، حيات دمکراتيک زاييده می شود و آدم ها به تدريج و يک به يک با کوله هم داستان می شوند. سمبين با متمرکز کردن دوربين روی چگونگی شکل گيری اين تحول نشان ميدهد تغيير عقيده نفر به نفر آن ها ازمرد و زن ناشی از درون تجربه شخصی و تاريخچه زندگی خود روستائيان است. در حقيقت فرار خود 6 دختر از سرنوشتی که سنت برای شان رقم زده بود، نشان دهنده آن است که ارزش ها به تدريج و طی زمان درازی از درون تغيير کرده است. اما ناتوانی ذهنی و تبعيت کورکورانه از سنت مانع ديدن تحولی بود که در جريان زندگی در ده شکل گرفته است. کوله با دادن مولاد به دختران اين تحول درونی و نامشهود را به سطح می آورد و آدم های ساده را وادار به انديشيدن و کشف آن می کند. فيلم روی اين مقاومت زنان ساده متمرکز است نه قهرمانی اين يا آن شخصيت فيلم. نيويورک تايمز در نقد خود از فيلم توصيف زيبايی دارد: فيلم سمبين، قهرمانی زندگی عادی را به نمايش می گذارد. نکته جالب و نه کم اهميت اين است که عثمان سمبين 81 سال دارد و پدر سينمای آفريقا خوانده ميشود. پيرمرد 81 ساله يک داستان آشنای فمينستی را که از درون زندگی و مقاومت زنان ساده ده مايه می گرفته است برای ما بازگو می کند. چه تضاد زننده و چشم گيری با قدرت به اصطلاح ,جوان گرا, در کشور ما که به نام چالش فرهنگي، به عبث ميکوشد مرده ريگ فاسد و پوسيده قرون وسطی را به حمايت دستگاه دولتی و صرف هزينه های فراوان به مردم حقنه کند ويم ,نسل جوان, خودی خلق کند که به لحاظ انديشه، هزار سال پير باشد. زهره سحرخيز عکس صفحه اول فاطمه کوليبالی در نقش کوله دو آرسی و عکس اين صفحه صحنه ای ازفيلم را نشان ميدهد. 15 مهر 1384 18:00 نظر شما
بازگشت
|