3مهر:باور کنيم جان زندانيان سياسی در خطر است / شيوا نظر آهاری
در حالی که سکوت پر ابهام مجامع و سازمانهای حقوق بشری در سراسر دنيا نسبت به اعدام دو زندانی سياسی در زندان اروميه ، و عدم موضع گيری قاطع و آشکار نسبت به اين عمل غير انسانی رژيم جمهوری اسلامی ، اين بيم را بوجود آورده است که رژيم بی توجه به تمامی ميثاقهای بين المللی و حقوق بشری و بدون توجه به فشارهای جهانی بار ديگر فشار بر فعالين سياسی را افزايش داده و پس از اعدام اين دو تن ساير احکام اعدام زندانيان سياسی را به اجرا در آورد، جنتی امام جمعه تهران نيز در سخنان جديد خود بار ديگر خبر از به اجرا در آمدن احکام اعدام اين زندانيان و افزايش فشار بر فعالين سياسی داده است.
بر کسی آشکار نيست که کانون مدافعان حقوق بشر که داعيه دار و منادی دفاع از حقوق بشر در ايران است و يکی از پايه گذاران خود را نيز در جهت نيل به اين هدف قربانی داده است ( عبدالفتاح سلطانی) چرا در برابر چنين عملی سکوت اختيار کرده ؟ آيا اسماعيل محمدی و محمد پنجوينی با هر مرام و بينش سياسی جزء خانواده ی زندانيان سياسی نبوده اند؟ چه شده است که رژيم جمهوری اسلامی پس از سالها به خود اجازه داده است در ميان فشارهای سنگين بين المللی مبنی بر نقض حقوق بشر و در زمانی که چشم بسياری بر زندانهای ايران است، چنين آشکار فردی را به جرم عضويت در يک حزب سياسی به بالای چوبه دار ببرد؟
آيا نبايد بيمناک بود که فردا نوبت ديگرانی که در زندانهای مختلف ايران زير حکم اعدام قرار دارند باشد؟ سعيد ماسوري؛ ولی الله فيض مهدوي، حجت زماني، ابوبکر ميرزا قادري،عثمان ميرزا قادري، قادر احمدی و .... از جمله زندانيان دارای حکم اعدامند.
به نظر ميرسد با روی کار آمدن دولت منتخب احمدی نژاد! آقايان شمشير را از رو بسته اند.. سرکوبهای گسترده خيابانی همراه با دستگيريهای گسترده فعالين سياسی در چند ماه اخير حکايت از آن دارد که حکومت در ايران با ديدن پايهای لرزان خود سرکوب را بهترين راهکار دانسته است و گرنه چرا ميبايست مجتبی سميع نژاد تنها به اتهام وبلاگ نويسی به 2 سال و 10 ماه حبس محکوم شود و در زندان قزل حصار در ميان مجرمان با جرايم عادی روزگار بگذراند؟
کيانوش سنجری به چه اتهامی وارد چهارمين ماه بازداشت خود شده، سخنگوی قوه قضائيه که اعلام کرد مدت بازداشت موقت متهمين در مورد جرايم مهم و سنگين به 4 ماه افزايش پيدا کرده است پاسخ دهد که در پرونده کيانوش سنجری و امثال او چه چيزی وجود دارد که به خاطرش او از 26 خرداد ماه در بند 209 زندان اوين نگهداری ميشود؟ آيا به راستی اتهامات وی اينقدر مهم و سنگين است ! شايد هم او يکی ديگر از جاسوسان هسته ای باشد و در نکار عبدالفتاح سلطانی به فروش اسناد هسته ای ايران می پرداخته است!
بايد نسبت به سرنوشت تمامی زندانيان سياسی به خصوص زندانيان دارای حکم اعدام نگران بود.. رژيم در طول مدت اعتصاب غذای اکبر گنجی نشان داد که به هيچ تعهدی پايبند نيست و علی رغم فشار جهانی برای آزادی او ، در ميان ناباوری وی را از بيمارستان به زندان منتقل کرد و تاکنون اجازه ملاقات را برای خانواده وی صاد نکرده است. در چنين شرايطی ميبايست تا دير نشده برای نجات جان ساير زندانيان سياسی اقدام کنيم ، در اين ميان فعالين سياسی و حقوق بشر در خارج از ايران سهم مهتری را از اين مهم به دوش دارند چرا که در فضای بسته ی امروز ايران هرگونه فعاليتی( اعم از تجمع ، تحصن،...) با پرداخت هزينه های سنگين برای فعالين سياسی همراه است. زمان آن رسيده که اپوزسيون خارج از کشور حول يک محور " حمايت از زندانيان سياسی" با يکديگر متحد شده و نگذارند زندانهای ايران بار ديگرروزهايی چون 67 را به خود ببيند. حمايت از زندانيان و فعالين سياسی در حال حاضر وظيفه ی اول اپوزسيون خارج نشين ايران
باور کنيم
جان زندانيان سياسی در خطر است.
3 مهر 1384
04:06
نظر شما