www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار

بيانيه "آزادى آري، سلطه امريكا نه " چه مى خواهد بگويد؟
جلال فتاحى
*هزاران زندانى بدون هيچ دليلي، تنها به خاطر ترس و وحشت حكومت گران از نسل جوان انقلابى و براى ريشه كن كردن يك نسل از نقلابيون، در زندان ها قتل عام شدند و پاداش اين قتل عام را دولت بعدى با دريافت بيش از 50 ميليارد دلار وام از منابع بانك جهانى وساير بانك هاى جهان سرمايه دارى دريافت كرد. پس از اين قتل عام ها بود كه رابطه ايران و امريكا رو به بهبود نهاد. تحريم هاى امريكا لغو شد...

بيانيه اخير در مورد وضعيت كنونى سياسى بيانگر نگاهى متفاوت و خط و مرز مشخص با نيروهاى سياسى موجود است. اين بيانيه كه عنوان "آزادى آرى ، سلطه امريكا نه" را دارد، از دو سو با نيروهاى سياسى ديگر خط كشى دارد. در درجه اول با طيف نيروهاى طرفدار نئوليبراليسم كه به هر ترتيب از لشكر كشى آمريكا در منطقه حمايت كرده و تنها راه مقابله با شرايط موجود ايران را، دخالت نيروهاى خارجى مى داند، خط مرز
مى كشد.

اين طيف از نيروها، از سلطنت طلب گرفته تا بسيارى از نيروهاى بريده از چپ غير مذهبى و تسليم شدگان به نئوليبراليسم و هم چنين اصلاح طلبان مايوس از اصلاحات و ملى گرايان سابق را در خود دارد، اساسا تعريف شان از آزادى همان آزادى سرمايه داري، آزادى طرح هاى تعديل اقتصادي، بورس بازي، گردش سرمايه هاى خارجى و سرمايه گذارى به هر ترتيب كه سرمايه داران بخواهند و به هر صورت كه صلاح بدانند، است. اين تفكر، آزادى را همان مى داند كه در عراق پس از صدام، تركيه و كشورهايى نظيرآن وجود دارد. از فشارهاى مذهبى كاسته شده، لباس زنان آزادانه انتخاب شود، حكومتى غير مذهبى در نهايت جامعه را رهبرى كند. هر چند اين آزادى ها در برابر آن چه كه مردم ايران در 25 سال اخير ديده و تحمل كرده اند، گامى به جلو محسوب مى شود و تا حدودى به عنوان آرزوهاى بخش هاى وسيعى از جامعه در آمده است. بسيارى از مردم در آرزوى آنند تا از فشارهاى وارده و انواع محدوديت ها رها شوند، آموزش و پرورش تحميلى نداشته باشند، فرزندانشان به خاطر نمره نياوردن در درس عربى و دينى از تحصيل محروم نشوند، آزدانه لباس بپوشند، از رانت خوارى و رشوه و اختلاس در ادارات جلوگيرى شود، جلوى آقازاده ها در دست درازى به اموال مردم گرفته شود و نهادهاى انتخابى مردم تصميم گيرنده سرنوشت آنان باشند و نهادهاى انتصابى و تحميلي، از قدرت كنار روند.

امضا كنندگان اين بيانيه با درك مسائل فوق، به نكته اى خاص اشاره دارند. آنها با اشاره به اينكه مردم ايران كودتاى 28 مرداد و مسائل ايران كنترا را از ياد نبرده اند، در حقيقت به مساله تحكيم نظام فعلى ايران با كمك امريكا توجه دارند.
نسل جوان امروز ايران شايد از اين مسائل كمتر خبر داشته باشند كه در سال هاى 60 تا 64، يعنى اولين دوره حكومت ريگان در امريكا، رابطه اى نزديك و پنهانى ميان حكومت ايران و حكومت وقت امريكا برقرار شد. سال هايى كه مى توان آن را سال هاى تحكيم پايه هاى حكومت فعلى ايران دانست.

هرچند هيچ گاه، آن حمايت هاى پنهانى به طوركامل آشكار نشد، اما در همان حد كليات زواياى اصلى اين همكاري، مشخص مى كرد كه حكومت امريكا دردوران ريگانيسم وكل سرمايه دارى جهانى در اين دوره و دوره ى تاچريسم، سياستش بر تقويت و تحكيم حكومت تازه به قدرت رسيده ايران بوده است. حكومت تازه به قدرت رسيده اى كه اهداف و افكارش براى سرمايه دارى جهانى در آن دوره پوشيده نبود. دوره ريگانيسم يك هدف مشخص را در سراسر جهان دنبال مى كرد و آن تقويت نيروهايى بود كه استقلال طلبان و نيروهاى ضد آمريكايى را وحشيانه در سراسر جهان سركوب كنند. براى ريگان و تاچر، ايدئولوژى وبيانات ظاهرى اين نيوها اهميت نداشت.بلكه عملكرد اين نيروها اهميت بيشترى داشت. زيرا همكارى با اين نيروها دربوسنى براى از هم پاشاندن حكومت يوگسلاوى و در افغانستان براى شكست ارتش سرخ از هر چيزى مهم تر بود. دراين دوره امثال بن لادن قهرمانان جنگ مى شدند و مبارزان بوسنيايى استقلال طلبان راستين بودند كه به هر ترتيب بايد حمايت مى شدند. وهم زمان كنتراهاى نيكاراگوئه نيز تقويت شده و با پول هاى فروش اسلحه اسرائيلى به ايران، تحت حمايت قرار گرفتند.

هسته اصلى اين بيانيه همين است . مردم ايران بردگان سر به راه وموش هاى آزمايشگاهى نيستند كه سرمايه دارى هر گاه بخواهد حكومتى راتقويت ومسلط گرداند وهر گاه سياست هايش تغيير كند و حكومت ديگر بياورد.

مردم ايران به خوبى مى دانند كه سياست هاى تعديل اقتصادی كه پس از جنگ در ايران حاكم شد، مورد تاييد نهايى صندوق بين المللى پول و بانك جهانى و از آن طريق موردتاييد سرمايه دارى جهانى بود.سرازير شدن وام هاى مختلف به ايران، پس از 8 سال ( 76-1368) كشور ايران را به يكى از كشورهاى بدهكار جهان تبديل كرد. سركوبى مخالفان و قتل هاى زنجيره اى دراين سال ها به صورت كاملا مرموزانه اى با توطئه سكوت محافل سرمايه دارى جهانى روبرو شد و دقيقا از چنين تحليلى است كه وجه دوم بيانيه آشكار مى گردد.

تدوين كنندگان بيانيه به اين مساله توجه داشته اند كه 25 سال سركوب، كشتار، خشونت ، اعدام، شكنجه و قتل عام انقلابيون ومردم، قتل هاى دهه 60 و از هم پاشيده شدن ارزش هاى انسانى و اجتماعى و مهاجرت متخصصان و روشنفكران، به صورت وحشتناكي، آينده جامعه را در هاله اى از ابهام فرو برده است . همه وهمه را مردم ايران تحمل كرده و براى بدست آوردن آزادى از پاى ننشسته اند.

بيانيه تمام اين مسائل را در بخش هاى انتهايى خود آورده است: "مردم ايران به خوبى مى دانند كه چگونه راه آزادى وحاكميت خود را از ميان مشكلات پيش رو باز كنند". باز كردن راه پيش رو از ميان مشكلات تاكنون بر عهده مردم بوده است و بهاى سنگين اين امر رامردم پرداخته اند و طرفداران به اصطلاح حقوق بشر و حكومت هاى بوش و ريگان و ساير كشورهاى اروپايى نه تنها در اين زمينه كمكى نكرده كه به تقويت اين حكومت ازطرق مختلف پرداخته اند.

مردم ايران قتل عام هاى دسته جمعى زندانيان سياسى در سال هاى 60 تا 67 را از سرگذرانده اند و از پاى ننشسته اند. اين قتل عام ها مساله ساده اى نبود. هزاران زندانى بدون هيچ دليلي، تنها به خاطر ترس و وحشت حكومت گران از نسل جوان انقلابى و براى ريشه كن كردن يك نسل از نقلابيون، در زندان ها قتل عام شدند و پاداش اين قتل عام را دولت بعدى با دريافت بيش از 50 ميليارد دلار وام از منابع بانك جهانى وساير بانك هاى جهان سرمايه دارى دريافت كرد. پس از اين قتل عام ها بود كه رابطه ايران و امريكا رو به بهبود نهاد. تحريم هاى امريكا لغو شد. كمپانى هاى كوكاكولا و پپسى كولا به عنوان طلايه داران سرمايه جهانى وارد ايران شدند. سياست هاى تعديل اقتصادى مورد تاييد وتمجيد بانك جهانى و صندوق بين المللى پول قرار گرفت. آيا حافظه تاريخى مردم ايران آنقدر ضعيف شده كه اين مسائل را فراموش كرده باشد؟

در دوران سازندگى و يا سياست هاى تعديل اقتصادى رابطه ايران و امريكا درهمه زمينه ها پيشرفت كرد و تا آستانه تجديد روابط كامل كشانده شد. سفارت امريكا را آب و جارو كردند و تبادل پيام و مغازله مسئولان دو كشور تداوم يافت. نگاهى به روزنامه هاى آن سال ها اين نكته را روشن تر مى كند.

تروريست هاى ايران مطلق العنان در اروپا و امريكا به شكار مخالفان مى پرداختند. ده ها فعال سياسى در خارج از كشور در زيرنگاه تيز بين سازمان هاى اطلاعاتى غرب به وسيله گروه هاى اعزامى حكومت كشته شدند و تنها وقتى آش خيلى شور شد، تحت فشار افكار عمومى مجبور شدند دادگاه ميكونوس را به راه بياندازند. مردم ايران اين مسائل را نيز فراموش نكرده اند كه هيچ كدام از تروريست ها مورد تعقيب ومجازات جدى قرار نگرفتند.

اكنون نداى مردم ما آن است: ما آنقدر ضعيف و زبون نيستيم كه نتوانيم از عهده جنايتكاران برآييم. خودتان راكنار بكشيد وتنها به وظايف انسانى خود عمل كنيد. كافى است حكومت هاى متجاوز و متخلف از حقوق بشر را تقويت نكنيد. با آنها دست ندهيد. براى فروش كارخانه هاى ورشكسته و نجات خودتان از بحران اقتصادى و يا بستن قرار دادهاى نفتى جديد غارتگرانه و آزمندانه با حكومتى خوار و زبون، با آنها سرميزهاى مذاكره ننشينيد، و چشم هايتان را بر جنايت ها نبنديد اجازه ترور مخالفان را در سرزمينهاى خودتان ندهيد. با اپوزيسيون بازى نكنيد. هر روز يكى را بزرگ و ديگرى را تحقير نكنيد. اين مسائل را به عهده مردم ايران بگذاريد. ما توان تعيين سرنوشت خودمان را داريم.

جلال فتاحى
ارديبهشت84
   2005.05.15 11:28

بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد