31فروردين:درگيرى مسلحانه در اهواز ساعت ها ادامه داشت
روشنگرى: خبرگزارى ايسنا به نقل از يك وبلاگ نويس گزارشى از درگيرى ها در اهواز انتشار داده است. اين گزارش اگر چه به صورت بسيار يكجانبه تهيه شده است، اما شدت درگيرى ها و مداخله نيروهاى بسجى و امنيتى و تيراندازى و درگيرى مسلحانه و فراتر بودن آمار قربانيان و زخميان و دستگيرشدگان اين شورش نسبت به ميزان اعلام شده در گزارش هاى رسمى را مورد تاكيد قرار داده است. متن اين گزارش به شرح زير است:
در هفتهى گذشته ايميلى دريافت نمودم كه...
به گزارش سرويس “نگاهى به وبلاگها”ى خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا)
http://jomhour.blogfa.com
آدرس وبلاگ“جمهور”است،“مهدى محسني”بلاگر آن تحتعنوان“بهانهاى به نام ابطحى!”مينويسد:
در هفتهى گذشته ايميلى دريافت نمودم كه در آن ادعاهايى در مورد بخشنامهاى منسوب به ابطحى معاون سابق پارلمانى و حقوقى خاتمى شده بود.در اين بخشنامهى جعلى كه ابطحى نيز آنرا تكذيب نمود، دستور العملى در مورد تغيير بافت جمعيتى خوزستان و كوچ اجبارى عربهاى خوزستان را خواستار شده بود.
اين نامه كه در سطح گستردهاى در اهواز تكثير شد موجبات اعتراض همشهريهاى عرب را فراهم آورد.در اين بين حركت اعتراضى سمت و سوى ديگرى به خود گرفت و به خشونت گراييد.بطورى كه روز جمعه شب صداى تير اندازى براى ساعاتى در مناطق مختلف شهر بالاخص مناطق عرب نشين - شلنگ آباد ، آخر آسفالت ، كمپلو و... - به گوش رسيد در اين ميان شايعاتى در مورد كشته شدن حداقل ٦ نفر و زخمى شدن بيش از ٢٩ نفر شنيده شد.
شنبه٢٧فروردين٨٤ - حدود ساعت ١٠:30 شب به ميدان دانشگاه - بلوار گلستان و روبروى دانشگاه چمران- كه كانون اصلى درگيريها بود رفتم .عده اى از جوانان عرب مسلح به سلاحهاى گرم و سرد به بستن بلوار گلستان و اشغال ميدان دانشگاه و جاده ارتباطى به پل پنجم دست زدند كه به دخالت نيروهاى انتظامى و بسيجى براى بر قرارى آرامش منجر شد.
آشوبگران كه بعضا با سنگ و آجر به حمله به نيروهاى انتظامى مى پرداختند اقدام به تير اندازى بسوى مامورين نمودند كه با پاسخ نيروهاى امنيتى مواجه شد و در گيريها به اوج خود رسيد.در گيريهايى كه حدودا تا ساعتهاى ميانى نيمه شب يكشنبه نيز ادامه داشت و صداى تبادل آتش آشوبگران و نيروهاى امنيتى به طور متناوب به گوش مى رسيد. كه با توجه به حجم گسترده درگيرى احتمال افزايش كشته شدگان و زخمى ها بسيار زياد خواهد بود. در ميان حضور نيروهاى مسلح لباس شخصى قابل توجه بود. يك وانت پلاك شخصى كه بيش از ١٥ جوان مسلح را حمل مى كرد وارد معركه شد و اقدام به موضع گيرى و پاسخ دادن به آتش آشوبگران كردند.ظاهر اين نيروها بر بسيجى بودنشان حكايت داشت.اينگونه تبادل اتش را تنها در زمان جنگ و صحنه هاى مربوط به فلسطين به خاطر دارم.
خيابان مملو از آجر و شيشههاى شكسته و آثار باقى مانده از آتش زدن لاستيك بود.به چندين اتومبيل نيز خسارت وارد شده بود و در بعضى آثار گلوله وجود داشت.خيابانهاى منتهى به كمپلو ،لشكر آباد توسط نيروهاى انتظامى و لباس شخصيهاى مسلح مسدود شده بود. شاهد عينى از زخمى شدن بيش از ١٠ نفر در ميدان دانشگاه و انتقال به بيمارستان خبر داد.مردم در تلاش براى فرار از معركهى درگيرى بودند.مامورين انتظامى با شليك تيرهاى هوايى تلاش مى كردند به تجمع آشوبگران خاتمه دهند ولى با آتش طرف مقابل روبرو شدند.امكان هر گونه عكس بردارى و يا توقف طولانى در مكانهاى آشوب زده وجود نداشت.
ديروز بارها تلويزيون محلى اقدام به پخش سخنان سودانى نماينده عرب اهواز و آيت الله جزايرى امام جمعه اهواز نمود كه در آن مردم عرب را به آرامش و پرهيز از جنجال دعوت ميكردند. شنيدهام شبكهى خبرى الجزيره نيز با انتشار خبرهاى تحريك كننده و جهت دار به اين آشوبها دامن زده است.
به نظر مى رسد نامهى منسوب به ابطحى تنها بهانهاى باشد براى برخى اعراب - كه ظاهرا وهابى و جدايى طلب هستند - كه با ايجاد فضايى ناآرام تلاش مى كنند تا زمينهى كوچ غيرعربها را فراهم و اختلافات قومى را دامن بزنند. شايد بى توجهى مسولان به رفاه عمومى ، عقب ماندگى فرهنگى قوميت عرب خوزستان كه زمينه ى سو استفاده را فراهم مى آورد ، بيكارى مفرط جوانان جوياى كار، توسعه نيافتگى و عدم وجود برنامه ى روشن براى پيشرفت استان عليرغم وجود منابع غنى نفتى و زمينهاى كشاورزى و كارخانجات فولاد و سدهاى بسيار، عدم تاثير رشد اقتصادى و طرحهاى افتتاحى در وضعيت معيشت مردم نسبت به ديگر استانها و عدم تاثير گذارى رجال سياسى عرب - و غير عرب - در بهبود وضعيت اين قوميت محروم از دلايل ريشه اى و زمينه ساز اين آشوبها باشد.
لازم به ذكر است عدم وجود امنيت و امكانات كافى و سختگيرى هاى بسيار غير معمول در مورد مسائل اجتماعى ، بى كفايتى مديران استان و اختلاف زيرساختها و خدمات عمومى بسيار خوزستان با ديگر استانهاى كشور- بلاخص اصفهان ، فارس ، كرمان، يزد ، آذربايجان و تهران - از عمده دلايل نارضايتى عموم مردم خوزستان - عربها ، لرها و دگر قوميتها- مى باشد.