www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | English | اخبار

براى مطالعه زنبورانه هاى قبلى اينجا كليك كنيد

انديشه های زنبورانه

به قلم

ملکه مادر

ديگ سمنو - اثری پست مدرن

يک بار ديگر ساده‌دلى مردم چند روستا, ديگ سمنويی را به امامزاده تبديل كرده است

در روزهاى اخير, در روستاى ونارج در فاصله‌ی بيست كيلومترى قم, ديگى پيدا شده است كه اثر يك كف پا در آن ديده می‌شود. مردم روستا كه به طور معمول در اين ديگ سمنو مي‌پخته‌اند, پس از آنكه بار آخر در آن سمنو پخته شده بود و مشغول شستشوى آن بوده‌اند, اين اثر پا را در كف آن ديده‌اند و پنداشته اند که جای پای حضرت علی است. ناظرانى كه موفق به ديدن اين ديگ شده‌اند, مي‌گويند كه از يك زاويه, اثر مزبور شبيه كف پاست, اما از زاويه‌ی ديگر، به نظر مي‌رسد اثرى است كه به دليل ساييده شدن ديگ پديد آمده است. اين گزارش مي‌افزايد, به تازگى مردم از روستاهاى اطراف براى ديدن ديگ سمنو هجوم آورده‌اند و تاكنون نزديك به يك ميليون تومان براى ساختن جايگاهى براى آن جمع‌آورى شده است. روزانه تعداد زيادى افراد به بازديد از آن مي‌پردازند و حتى شنيده شده است كه برخى از هيأت‌هاى مذهبى هم در كنار آن به دعاخوانى پرداختند. در پی شايعه‌ی حضور حضرت علی در قم, نيروهای انتظامی ديگ مسی سمنو را ضبط کردند.

باز شهر شلوغ شد. بد جوری هم شلوغ شد. همه‌اش زير سر اين ديگ سمنوی روستای ونارج است که رفت به عنوان شاهکاری هنری جا خوش کرد در موزه‌ی هنرهای مدرن نيويورک! خوب است که ضبطش هم کردند, نمی کردند لابد سر از هاليوود در می آورد! بله؟ باورنمی کنيد؟ تشريف ببريد نيويورک! کجا؟ گفتم که نيويورک. همانجا بغل مجسمه‌ی آزادی. منتهی بپيچيد سمت راستش. همين طور راست برويد و باکتان نباشد… پيدايش می‌کنيد! بله... ديگ سمنو! به جان خودم قسم! دارند نمايش می‌دهند. کنارش هم تا دلتان بخواهد انواع و اقسام چادر و چاقچور ومقنعه و روبنده می‌شود ديد و خريد. باور نمی‌کنيد؟ تشريف ببريد نيويورک! الهی سر مبارکم, عين سر ماری آنتوانت, زير گيوتين برود، اگر بخواهم دروغ بگويم!

بفرماييد... بياييد و ببينيد که باز دوست و دشمن به هم ريخته‌اند و همين‌طور از چپ و راست, نمايشگاه را ديده يا نديده, برای هم فراخوان و ضد فراخوان و نامه و ضد نامه و پاسخ و ضد پاسخ صادر می‌کنند. مهلت هم نمی‌دهند. به حدی که زنبورهای ما پاک قاطی کرده‌اند و نمی‌دانند که را, چه را و کجا را نيش بزنند!

کارشناسان هنری ادعا می‌کنند که اين ديگ از روی ديگ سمنوی نظر کرده در روستای ونارج شبيه سازی شده و اثری است پست مدرن از هنرمند جوان ايرانی‌تبار ملقب به سيد کپی خمينيها.

گروهی می‌گويند: بی‌خيال! اصل و بدل فرقی ندارد. چرا که بدل عين اصل است و تحريم بايد گردد!

گروهی ديگر برعکس به استقبال ديگ سمنو رفته‌اند و حتا به آن افتخار می‌کنند چرا که اين نخستين ديگ ايرانی است که پايش - يعنی جای پايش - به يکی از مهمترین مراکز هنری جهان رسيده است و می‌گويند: هموطن بپا خيز! ديگ تو, سنگر تست!

سرانجام گروهی هم بر اين باورند که ديگ سمنو عين هنرست و می‌گويند: ديگ و جای پایش آزاد بايد گردد!

می‌بينيد کار ما چقدر سخت می شود؟ آنهم وقتی تماشاگر انواع صحنه‌های درام, ملودرام و تراژيک باشيم؟ با ديالوگهايی که انسولين خون رابالا می‌برد و زخم معده را فعال می‌کند؟ با انشاهايی که مو را بر تن راست می‌کند و زد و خوردهايی که چهار ستون بدن ترا که حشره‌ای و مگس‌وزن, به لرزه در می‌آورد؟

استعفا داد و گفت: آخيش! هنوز در حيرت نجابت چشمان يار بود که استعفا داد و گفت: تمام.همين! برايش متأسف است. چقدر برايش متأسف است! در بايگانی کانون موجود بود! خودش بود که گفت: اين خودش جنايت است. گفت: اگر نتواند حتما يک جايش لنگی دارد. يا يعنی, خدای من, نه, آری! باشد امضا می کنم. باشد پس می گيرم. باری, پوزش می‌خواهد.

حالا خوانندگان عزيز شما بگوييد! که را بنوازيم تا خوش بيايد؟ ما که نيش را غلاف کرده‌ايم! برای اينکه ما پوليتيک سرمان می‌شود. يعنی نه جايی می‌نويسيم و نه جايی امضا می‌کنيم. اصلا به ما چه؟ کم گرفتاری داريم, برويم جنايت هم بکنيم؟ تا آخرش هم به ما بگويند موجود؟ در حاليکه ما اصلا وجود نداريم و اين انگها به ما نمی‌چسبد. به جای همه‌ی اين حرفها گفتگويی ترتيب داديم با صاحب اثر که همين‌جا برايتان نقل می‌کنيم و باقيش هم ديگر هيچ ربطی به ما ندارد:

خبرريس: شما منظورتان از اين چيز چيست؟

هنرمند: هيچ چيز.

خبرريس: اين چيز نقد چيست؟

هنرمند: هيچ چيز.

خبرريس: اين چيز در ستايش چيست؟

هنرمند: هيچ چيز.

خبرريس: اين چيز چيست؟

هنرمند: کپی.

خبرريس: فرقش با اصل چيست؟

هنرمند: هيچ چيز.

خبرريس: برای چه کپی می‌کنيد؟

هنرمند: برای اينکه اثر هنری بشود.

خبرريس: آيا هر کپی اثر هنری است؟

هنرمند: اگر از روستای ونارج بياوريدش به نيويورک، بله!

خبرريس: شما چگونه به ايده‌ی ديگ سمنو رسيديد؟

هنرمند: از بس که سمنو دوست دارم.

خبرريس: چگونه به جای پا در ته ديگ رسيديد؟

هنرمند: با خوردن مکرر کفگيرم در ته ديگ!

خبرريس: آيا ديگ سمنوی ونارج اثری فمينيستی است؟

هنرمند: حتما.

خبرريس: چرا؟

هنرمند: چون چيز بالايش باريک است و چيز پايينش پهن.

خبرريس: منظورتان ايزد بانو آناهيتاست؟

هنرمند: بله همان.

خبرريس: آيا پيامی برای خوانندگان ما داريد؟

هنرمند: سعی کنيد هر چيزی را با چيز خودش بسنجيد و اينقدر سرهر چيزی تو چيز هم نزنيد و به يکديگر چيز نبنديد!

*واژه‌ی خبرريس را نخستين بار در سايت تريبون فمينيستی ديديم. خوشمان آمد و دزديديم.

براى نوشتن نظرتان در رابطه با انديشه هاى زنبورانه اينجا كليك كنيد


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد