www.roshangari.com

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | دفتر مهمانان | اعلاميه | مقالات رسيده | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | تازه ها | زنان | بين المللى | اخبار






براى مطالعه ديگر نوشته هاى زهره سحرخيز اينجا كليك كنيد

پسر، کشورم كو؟
مايکل مور
بخش دوم


برگردان  زهره سحرخيز


براى مطالعه بخش اول اينجا كليك كنيد

3- چه کسی 11 سپتامبر به آمريکا حمله کرد- يک آدم دياليزی از غاری در افغانستان، يا دوست شما، عربستان سعودی؟

متاسفم آقای بوش ، ولی يک چيزی هست که با عقل جور در نميايد.

شما همه ما را وادار کرديد مثل طوطی تکرار کنيم که اين اسامه بن لادن بود که حملات 11 سپتامبر به ايالات متحده را هدايت کرد. حتی من هم داشتم همين را تکرار ميکردم. بعد داستان های عجيبی در مورد کليه های اسامه شنيدم. يک دفعه طوری شد که نميدانم به کی و چی ميتوانم اعتماد کنم. چطور يک آدمی که در غاری در افغانستان نشسته ، زندگی اش به دياليز آويزان است، ميتواند طی دو سال عمليات 19 تروريست در ايالات متحده را اداره و نظارت کند و بعد چنان دقيق ربودن چهار هواپيما را طراحی نمايد و طوری عمل کند که سه تای آنها درست به هدف بخورد؟ چطور اوسازماندهی، ارتباطات ، کنترل و نظارت بر يک چنين عمليات گسترده ای را انجام داد؟

تيترها اولين روز اين طور جارزدند، و حالا بعد از دو سال باز هم همان را جار ميزنند: " حملا ت تروريستی به ايالات متحده". تروريست ها. من مدتی به اين کلمه فکر کردم، بنا براين اجازه بده جرج از تو يک سوالی بکنم: اگر 15 نفر از 19 نفر اهل کره شمالی بودند و نه سعودی ، و آنها 3000 نفر را کشته بودند، فکرميکنی تيترهای روز بعد اين طور نبود: " کره شمالی به ايالات متحده حمله کرد"؟ البته که اينطور بود. يا اگر اين ها 15 ايرانی يا 15 ليبيايی يا 15 کوبايی بودند، فکر ميکنم عقل سليم اينطور ميگفت:" ايران ( يا ليبی يا کوبا ) به آمريکا حمله کرد". با وجود اين وقتی به 11 سپتامبر ميرسيم آيا هرگز يک عنوان ديديد ، يا ازيک خبرگزاری شنيديد ، يا يکی از کارمندانتان را ديديد که اين کلمات را به زبان بياورند:" عربستان سعودی به ايالات متحده حمله کرد"؟

البته که نشنيديد. پس اين سوال - بايد - پرسيده شود: چرا که نه؟ چرا وقتی کنگره تحقيقات خودش در مورد 11 سپتامبر را منتشر کرد، شما ، آقای بوش ، 28 صفحه آن را که به نقش عربستان سعودی در حملات مربوط بود سانسور کرديد؟

من ميخواهم اينجا يک احتمال را مطرح کنم:" اگر 11 سپتامبر نه يک حمله تروريستی بلکه يک حمله نظامی به ايالات متحده بوده باشد، چی؟ جرج ، تو واقعا روزی خلبان بودی- چقدر زدن يک ساختمان پنج طبقه با سرعت 500 مايل در ساعت دشوار است؟ پنتاگون فقط پنج طبقه است. باسرعت 500 مايل در ساعت اگر خلبان فقط يک مو اشتباه کند ، ا از دريا سر در می آورد. آدم چنين مهارتی درهدايت يک جمبو جت را از طريق آموزش به کمک ويديو های بازی در يک مدرسه آموزش خلبانی مسخره در آريزونا بدست نمی آورد. اين را ميتوانيد در نيروی هوايی ياد بگيريد. نيروی هوايی که بايد متعلق به جايی باشد.

نيروی هوايی سعودی؟

شايد اين ها تروريست های کله خراب نبودند ، بلکه خلبانان نظامی بودند که ماموريت خودکشی گرفته بودند؟ شايد آنها اين وظيفه را از طرف حکومت سعودی يا بعضی از اعضای ناراضی خانواده سلطنتی سعودی بر عهده گرفته بودند؟ بيت سعود، طبق کتاب رابرت بائر " خوابيدن با شيطان" پر از آنها ست. پس ، آيا بخشی از خاندان سلطنتی سعودی حمله 11 سپتامبر را انجام دادند؟ آيا اين ها خلبان های تعليم ديده سعودی بودند؟ چرا شما بجای اينکه به فکر حفاظت از ما باشيد اينقدر به فکر حفاظت از سعودی ها هستيد؟

4- چرا شما به يک جت سعودی خصوصی اجازه داديد چند روز بعد از 11 سپتامبر دور ايالات متحده پرواز کند و اعضای خانواده بن لادن را جمع کرده وبدون انجام تحقيقات درست توسط اف بی آی از کشور خارج کند؟

جت های خصوصی ، تحت نظارت حکومت سعودی - با تاييد شما = اجازه يافتند در آسمان آمريکا ، آنهم وقتيکه مسافرت هوايی ممنوع بود، 24 نفر از اعضای خانواده بن لادن را بردارند و آنها را ابتدا به " مرکز تجمع مخفی در بکزاس" ببرند. بعد آنها به واشينگتن دی سی پرواز کردند، و بعد به بوستون. سرانجام در 18 سپتامبر همه آنها به پاريس پرواز کردند که دور از دسترس مقامات ايالات متحده بود. از آنها هرگز هيچ بازجويی جدی به عمل نيامد. اين از کله آدم دود در می آورد. آيا امکان آن وجود داشت که حداقل يکی از 24 بن لادن احتمالا چيزی ميدانست؟

وقتی هزارها نفر زمين گير شدند و نميتوانستند پرواز کنند، اگر شما ميتوانستيد ثابت کنيد که از بستگان نزديک بزرگترين جنايتکار تاريخ ايالات متحده هستيد، به شما يک سفر رايگان به "گی پاريس " داده ميشد!

چرا، آقای بوش، اجازه داده شد این اتفاق بیفتد.؟

5- چرا شما از ماده دوم قانون اساسی به نفع تروريست های احتمالی استفاده ميکنيد؟

آقای بوش، در حول وحوش 11 سپتامبر ، اف بی آی کنترلی را شروع کرد که ببيند آيا 186 " مظنونی " که ماموران اف بی آی در پنج روز اول حمله زير نظر گرفته بودند، در ماه های بلافصل قبل از 11 سپتامبر اسلحه ای خريده اند( دو نفر بودند) . وقتی دادستان کل شما ، جان اشکرافت ، اين را شنيد فورا دستور داد تحقيق را متوقف کنند. او به اف بی آی گفت پرونده های تحقيق زمينه را در اين رد يابی نميتوان بکار گرفت و اين ها را فقط موقع خريد سلاح ميتوان مورد استفاده قرار داد.

آقای بوش ، شوخی ميکنيد! آيا کابينه شما واقعا اينقدر منگ اسلحه شده است و اين قدر در جيب " ناشنال رايفل آسوسيشن " فرو رفته است؟ من واقعا شيفته اين شدم که شما چطور صدها نفر را زير نظر گرفتيد، آنها را بدون اخطار در خيابان ها دستگير کرديد، به سلول زندان انداختيد، نگذاشتيد با خانواده و وکيل خود تماس بگيرند، و بعد بيشتر آنهارا با اتهامات ساده مربو ط به مهاجرت از کشور اخراج کرديد.

شما ميتوانيد ماده چهارم قانون اساسی در رابطه باحفاظت از شهروندان در برابر توقيف و بازرسی غير قانونی آنها را ، ماده ششم مربوط به حقوق مدنی را که به آنها حق ميدهد به د ادگاه با هيات ژوری و حق شور بروند، و ماده اول قانون که حق بيان ، تجمع ، اعتراض و ادای وظايف مذهبی را به آنها ميدهد زير پا بگذاريد. شما به اين باور داريد که حق داريد همه اين حقوق را به سادگی دور بريزيد ، ولی وقتی نوبت به به ماده دوم حقوق مدنی در رابطه با حق دارا بودن يک اي کی - 47 - ميرسد، اوه - نه! اين حق را آنها ميتوانند داشته باشند- و شما ميخواهيد از اين حق آنها دفاع کنيد.

کی دارد اينجا واقعا به تروريست ها کمک ميکند، ، آقای بوش ؟

6- آيا اطلاع داريد وقتيکه شما فرماندار تکزاس بوديد، طالبان ها به تکزاس آمدند تا با دوستان شرکت گاز و نفت شما ملاقات کنند؟

بنابر بی بی سی طالبان ها وقتی شما فرماندار بوديد به تکزاس آمدند تا با يونو کال، غول عظيم نفت و انرژی ، ملاقات کنند و خواسته يونی کال برای ساختن لوله گاز طبيعی از ترکمنستان به پاکستان را که از مسير افغانستان تحت کنترل طالبان ميگذشت مورد بحث قرار دهند.

آقای بوش ، اين به چه معنا بود؟

معلوم است که هرگز به فکرتان نرسيد که بگوئيد:" هوستون ، اين موضوع مساله دار است" ، هرچند که طالبان شايد سرکوبگرترين رژيم بنياد گرای موجود در کره زمين بود. نقش شما در اجلاس طالبان- يونوکال دقيقا چه بود.

طبق گزارشات گوناگون ، در تابستان 2001 نمايندگان دولت شما با طالبان ملاقات کردند يا پيام هايی به آنها رساندند. اين پيام ها چه بود، آقای بوش؟ آيا داشتيد پيشنهاد آنها برای تحويل دادن بن لادن را مورد بحث قرار ميداديد؟ آيا داشتيد آنها را تهديد ميکرديد که از زور استفاده ميکنيد؟ آيا داشتيد با آنها در مورد لوله ها صحبت ميکرديد؟

7- آن صبح 11 سپتامبر در فلوريدا ، در کلاس درس ، وقتی رئيس کارکنان شما در آن کلاس توی گوش شما گفت:" به آمريکا حمله شده است"، آن حالت قيافه شما دقيقا به چه معنا بود؟

در صبح 11 سپتامبر، شما يک دور گلف بازی کرديد و بعد به مدرسه ابتدايی بوکر در فلوريدا رفتيد تا برای بچه های کوچک بخوانيد. وقتی به مدرسه رسيديد اولين هواپيما به برج شمالی نيويورک خورده بود. شما ساعت 9صبح وارد کلاس شديد و هواپيمای دوم در ساعت 9.03 صبح به برج جنوبی زد. چند لحظه بعد ، در حاليکه شما جلوی بچه ها نشسته بوديد ، رئيس کارکنان شما،" اندرو کارد" وارد اطاق شد و چيزی در گوش شما زمزمه کرد. معلوم است که کارد داشت در باره هواپيمای دوم ودر باره اينکه " ما مورد حمله قرار گرفته ايم" با شما حرف ميزد.

و درست درهمان آن لحظه قيافه شمايک حالتی از بيگانگی به خود گرفت، نه يک حالت کاملا تهی ، بلکه حالتی که به نظر ميامد بخشا فلج شده است. هيچ احساسی نشان داده نميشد. و سپس ... فقط آنجا نشستی. هفت دقيقه يا همين حدود آنجا نشستی بدون اينکه کاری بکنی.

جرج، داشتی به چه فکر ميکردی؟ آن حالت قيافه ات چه معنايی داشت؟

آيا داشتی فکر ميکردی که بايد گزارش های سيا را که ماه قبل به توداده بودند جدی تر ميگرفتی؟ به تو گفته بودند که القاعده طرح حمله به آمريکا راميريزد و در اين طرح احتمالا از هواپيما استفاده خواهد شد.

يا فقط از ترس قالب تهی کرده بودی؟

يا شايد فقط داشتی فکر ميکردی" پيش از هر چيزمن اين شغل را نميخواستم! قرار بود اين کار " جب" باشد، او بود که عزيز کرده بود! چرا من ، پاپا؟"

يا ...شايد، فقط شايد، در آن کلاس نشسته بودی و به دوستان سعودی تان فکر ميکردی- هم خاندان سلطنتی هم بن لادن ها. آدم هايی که آنقدر خوب ميشناختی که بدانی ممکن است در فکر کارهای خوبی نباشند. آيا سوال ها طرح خواهد شد؟ آيا سوء ظن ها بر خواهد خواست ؟ ايا دموکرات ها ان جرات را دارند که سوابق خانواده شما با اين آدم ها را کند و کاو کنند؟ ( نه، نگران نباش، شانس چنين کاری اصلا نيست !) آيا حقيقت رو خواهد شد؟

و حالا که من دارم به آن ميپردازم...

خطر- مولتی ميليونرها در مقياس بزرگ

هميشه فکر ميکنم اين جالب توجه است که کشتار عمومی 11 سپتامبر توسط مولتی ميليونرها صورت گرفت. ما هميشه ميگوئيم اينکار به وسيله " يک تروريست" انجام گرفته يا بوسيله يک " بنياد گرای اسلامی " يا يک " عرب" ، ولی هرگز اسامه را با عنوان بر حق اش تعريف نکرده ايم: مولتی ميليونر. چرا هيچ وقت تيتری با اين مضون را نميخوانيم" 3000 نفر توسط يک مولتی ميليونر کشته شد" ؟ اين يک تيتر صحيح خواهد بود، نه؟

دارايی اسامه بن لادن حداقل 30 ميليون دلار است، او يک مولتی ميليونر است. چرا اين آدم را همانطور که هست نمی بينيم ، يک کثافت ثروتمند که آدم کش است؟ چرا اين امر به مشخصه يک تروريست بالقوه تبديل نشد؟ به جای اينکه عرب های مظنون نشانه گذاری شوند، نميگوئيم " اوه خدای من، يک مولتی ميليونر 3000 نفر را کشت! مولتی ميليونر ها را کنترل کنيد! همه شان را بيندازند زندان !به طرح اتهام احتياج نيست! به محاکمه احتياج نيست! ميليونرها را ديپورت کنيد!!"

حفظ امنيت آمريکا

"يواس پاتريوت اکت " و" طرح مبارزه با دشمن" فقط مشتی از خروار اجناسی است که بوش در خورجين اش برای ما دارد. " توجه کنيد به مخلوق آدميرال جان پويندکستر ، يکی از مجرمان ايران- کنترا، و يکی از اعضای آژانس پروژه های تحقيق پيشرفته دفاعی( دارپا): " بازار تحليل سياسی" را که دولت در نظر داشت آن را روی تارنماببرد.

پويندکستر در آن آشکارا استدلال ميکند که کالای بازارهای آينده آنقدر برای رفقای بوش در "انران "خوب نتيجه داده که او ميتواند از آن برای تروريسم های قابل پيش بينی استفاده کند. اشخاص ميتوانند در قراردادهای مفروض آتی که در حوادثی از قبيل " کشتن ياسر عرفات" يا " سرنگونی سلطان عبدالله دوم"مداخله ميکند، سرمايه گذاری کنند. آتيه های ديگری هم قابل دسترس است مبتنی بر سلامت اقتصادی ، ثبات مدنی، و دخالت نظامی در مصر، ايران ، عراق، اسرائيل، اردن، عربستان سعودی، سوريه و ترکيه. همه کشورهای که با نفت رابطه دارند.

بازار پيشنهادی بعد از اينکه به سنا ارائه شد، تقريبا يک روز دوام آورد. سناتور وايدن و دورگان به درخواست 8 ميليون دلاری پنتاگون اعتراض کردند، و وايدن گفت:" به نظر ميرسد بازارهای تجاری ازنوع ( باورکن ممکن است هاضمه را زيروروکرد ) قدم حساس بعدی برای آن باشد که با پول ماليات دهندگان وارد جنگ با ترور شد." در نتيجه شورش عليه اين پيشنهاداز پويندکستر خواستند که استعفا بدهد.

دادن کليد ديترويت به صدام

در لاس وگاس از يک خودروی جنگی نظامی برای خراب کردن ماست فرانسوی ، نان فرانسوی، شيشه شراب فرانسوی، شامپانی پريه، ودکای گريگوز، عکس های شيراک، يک راهنمای پاريس، و قشنگتر از همه ، فوتو کپی های پرچم فرانسه استفاده شد. فرانسه کشور نمونه برای نشانه گيری بود. اگر شما يک شرکت خبری ماهواره ای باشيد، وقتيکه ميتوانيد مطلبی در اين مورد تهيه کنيد که فرانسوی ها تا چه حد پوسيده اند، چرا وقت پر بهای گزارش دهی را صرف بررسی اين امر بکنيد که آيا عراق واقعا سلاح های کشتارجمعی دارد؟

فاکس نيوز اتهام پيوند شيراک با صدام حسين را با نشان دادن تصاوير قديمی از آندو هدايت کرد. اهميت نداشت که ملاقات در سالهای 70 صورت گرفته بود. رسانه ها به خود زحمت ندادند که تصوير ی را نشان بدهند( آنهم دو باره و دوباره) که در آن کليد ديترويت به صدام تقديم ميشد، يا فيلمی از اوايل دهه هشتاد که در آن دونالد رامسفيلد از صدام در بغداد ديدن ميکند تا چگونگی پيشرفت جنگ ايران- عراق را مورد مذاکره قرار دهند. تصوير رامسفيلد که صدام را در آغوش ميگيرد مثل اينکه آنقدر ارزش نداشت که آن رابطور مسلسل نشان بدهند.يا حتی يکبار. خيلی خوب، شايد يک بار نشان داده شد. در اپرا



Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد