|
نوشبن
شاهرخی
نگاهی بر
جايزهی
بهرام صادقی
از اينکه
"جايزهی
ادبی بهرام
صادقی" در ميان
اهل قلم
سروصدا بهراه
انداخته،
چندان جای
تعجبی ندارد.
جايزهی
بهرام صادقی
پرنسيبهای
تازهای با
خود بههمراه
دارد که تا جايی
که من اطلاع
دارم، چندان
مرسوم نبوده
است. يکی از اين
پرنسيبها اين
است که اين جايزه
تمام نويسندگان
فارسیزبان
در سراسر جهان
را خطاب قرار میدهد
و مرزهای
جغرافيايی و
ملی را پشتسر
میگذارد. بهنظرم
اين پديدهای
نو است که بويژه
نويسندگان
مهاجر
و تبعيدی ايرانی
و افغانی را بهرسميت
میشناسد و بر
عليه خط
پررنگی که بسياری
بين نويسندگان
داخل و خارج
میکشند میشورد.
انتخاب
داوران نيز از
کشورهای
گوناگون دال
بر اين است که
اين جايزه حتی
در گروه
داوران
مرزهای محدود
جغرافيايی و
ملی را درنورديده
است و ادبيات
داستانی
فارسی را تنها
بر اساس زبان
فارسی به محک
میگذارد.
پرسشی که
ذهن مرا بهخود
مشغول داشته اين
است که اين
داوران بر چه
اساسی انتخاب
شدهاند. برخی
از اين نويسندگان
گروه داوران
از نظر من نويسندگان
برجستهای
هستند، اما من
جای نقادان را
در اين گروه
خالی میبينم.
نمیدانم که
گروه
برگزارکننده
به نقادانی
همچون خانم تيرهگل،
آقای براهنی و
... نيز پيشنهاد
داوری دادهاند؟
و يا انتخاب ايشان
بر چه ضابطهای
استوار بوده
است؟
اما آنچه
مهمتر از اين
پرسشها به
نظرم میآيد اين
است که سهم نويسندگانی
که به دلايل
گوناگون علاقهای
به شرکت در مسابقه
ندارند چيست؟کسانی
که نه دغدغهی
نام دارند و
نه حوصلهی
داد و قال
مسابقه. اگر اين
جايزه از زيباترين
داستانهای
کوتاه فارسیزبان
جهان درج شده
در يک سال نام
میبرد، بسيار
ارزشمندتر میبود
تا اينکه خود
را تنها به نويسندگانی
محدود کند که
در اين زمان
محدود در اين
مسابقه شرکت
کنند.
البته راه
برای ايدههای
تازه همواره
باز است. شايد
در آينده
گروهی از نويسندگان
و نقادان زيباترين
داستانهای
سال را معرفی
کنند تا آثار
درخشان در زير
آوار اينهمه
آثار اينترنتی
و چاپی بهفراموشی
و دلسردی نويسندگانشان
دچار نگردد.
هانوور
26.09.03
|