www.roshangari.net

: تماس
info@roshangari.com
پيوندها | محيط زيست | بايگانى | هنر و ادب | زنان | بين المللى | اخبار

فوروم روشنگرى

خواننده گرامی
اين سکوی سخن از آن شماست. آزادی بيان بی حد و حصر، با حفظ شان قلم و رعايت اخلاق روزنامه نگاری ، با جديت در آن پی گيری خواهد شد. اين سکو جايی است برای طرح نظرات، پيشنهادات، انتقادات شما از روشنگری و از ديگران؛ جايی برای باز کردن باب گفتگو با ديگر خوانندگان، و طرح پرسش های ساده يا دشوار، که برای پرسش های دشوار تنها مخاطبان متعدد با اطلاعات، خرد و مشورت جمعی می توانند پاسخ پيدا کنند؛ برای پيشنهاد بحث در هر زمينه ای - سياسي، اقتصادي، علمی و فرهنگي؛ برای طرح خبرها و يافته های جالب که از گردش در اجتماع و جستجو در نوشته ها و رسانه ها به دست آورده ايد ، تا شادی و ثمرات دست يافتن به دانش را با دوستان قسمت کنيد. در اين جا کارروشنگری را به تيغ نقد خود بسپاريد و کارکنان روشنگری را از اين بابت سپاسگزار خود کنيد. مطالب با کيفيت و خبرها و گزارش های شنيدنی به صفحه اول منتقل خواهد شد تا بيشتر در معرض ديد قرار گيرد.
روشنگری
- 1 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 2 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 3 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 4 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد
- 4 - براى مطالعه نظرات قبلى اينجا كليك كنيد

براى مطالعه يا نظردهى درباره مباحث مطرح شده در بخش نظرخواهى روى پيوندهاى زير كليك كنيد:
پرونده هسته اى ايران 1 پرونده هسته اى ايران 2 مسئله ملى          
نظر شما
نام:  
ای-میل:  
11:38 21 شهریور 1388
حرف بی معتی است که بگوئیم مردم در خارج از کشور شعار سرنگونی ندهند چون رژیم بیشتر سرکوب می کند، چون رژیم بهرحال با شعار و بی شعار سرکوب می کند. اما درست است که بگوئیم که باید یاد بگیریم که جوری فعالیت کنیم که رژیم نتواند بالا شهری را از پائین شهری و مقیم خارج را از درون مرزی و روشنفکر را از غیر روشنفکر جدا کند.

همیشه مهمتر از انقلاب و آزادی و عدالت و سایر ایده های زیبای لیبرالی، ارتباط روزمره و معنوی و مستمر با همدیگر است. رژیم از شعارهای ما نمی ترسد. رژیم از این ارتباط می ترسد. شعار پراکنی موجب می شود که رژیم متوجه شود که کجا را نشانه بگیرد. مثلا در دوران جنگهای چریکی در زمان شاه، کمونیستهای ایران با اشتباه خود را یک جا جمع می کردند و در نتیجه قلمبه در دهان گرگ می گذاشتند. با این کار ارتباط این فرزندان با مردم قطع می شد و مردم هم آنها خرابکار حساب می کردند.

فرصت اختلاف اندازی را از رژیم باید بگیرم و میتوانیم بگیریم چون تاریخ انسان تمام نشده و هیچ وقت دیر نیست. اما برای این کار اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.

اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.

مجددا:

اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.

و مجددا:

اولین قدم مبارزه با عبارت پردازی و شعار پردازی است.

هیچ چیز ملالت آور تر است جایگزین کردن شعار با کیفت بالای آگاهی است. اگر دقت کنید، رژیم جمهوری اسلامی فاقد کیفیت آگاهی است و تنها با اتکا به شعار حکومت گرفت و بعد با اسلحه آنرا حفظ کرد. اگر ما هم آن راه را برویم مجبور خواهیم شد که دست به جنایت بزنیم. پس بهتر است از همین امروز یجای ضجه و گله و شکایت و عذا داری بدنبال ارتقاء منطق اجتماعی و ارتباط تنگاتنک درونی باشیم. مهم این نیست که کی راست می گوید مهم این است که ارتباط وجود داشته باشد و گفت و شنود و استدلال کردن قظع نشود.

نام:  
ای-میل:  
11:36 21 شهریور 1388
کسی باقی نمانده که از نظام جناب خامنه ای دفاع کند. یادمان باشد که وقتی آمریکا به عراق حمله کرد فقط برای او یک مشت الدنگ باقی مانده بود که از خودش دفاع کند. این داستان آقای حامنه ای است.

نام:  
ای-میل:  
02:28 21 شهریور 1388
لیبرالهای ایرانی دلشون و به موسوی خوش نکنند، وگرنه کارگران آنها را هم ناامید خواهند کرد.

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
20:56 16 شهریور 1388
ما در اين انبار گندم مي كنيم
گندم جمع امده گم مي كنيم
مي نينديشيم آخر ما به هوش
كين خلل در گندمست از مكر موش
موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ويران شدست
اول اي جان دفع "شر موش "كن
وانگهان در جمع گندم جوش كن
تا نظام اخوندي /اخلاق اخوندي / فرهنگ اخوندي / قوانين و قواعد و ارزشهاي اداره اخوندي / بر اين كشور و ملت استيلا داشته باشد / گندم به انبار گندم " موشدار " بردن و ريختن است . "موشي" بودن / خصيصه اخوندهاس . موذي - انگل - به درد نخور - وقتي " ميتركن " هفت و هشت تا " اخوندك " ديگه مريزن روي زمين - انواع و اقسام دارند و هم چيز خوارند / از پول گدايي كميته امداد تا پول نفت و گاز / گرفته / تا خمس و ذكات و سهم سادات و بهاي نماز و روزه - استعداد و نيروي سازگاري بالاي دارند با هر ملغمه اي خود را سازگار مي كنند . از روسيه و پوتين مافيا ي گرفته تا " اجوج و معجوج " چيني و كر ه اي . طالبان اينوري و حزب الله انوري هم بماند.
حال بايد با اينها چه كرد . چه "سم" و نسخه اي ريشه اينها ميكند . سي سال از مذهبي راديكال تا سنتي / از چپ مائوي تا راست سلطنت طلب / از اقاي بني صدر تا وليعهد منتظر التاج تا رجوي و اقاي گنجي و سازگارا و نوري و ......كمثلهو و كثرهم و امثالهم / نسخه پيچيدن و انواع و اقسام سموم و تله ها و راهها براي از بين بردن اين "موشها " تجويز فرمودنند / حال بماند بهاي هر نسخه چقدر. نتيجه / نه تنها چربي بيشتر بر پوستشان افزوده شد و چاق تر شدنند / بل / تركيدن و هي احمدي نژاد ها و مافيايي سپاه و بسيجي جير خوار و مزدور نان به نرخ روز خور بي دين سالوس و مجيزه گو / بر روي زمين خلق و خدا / ريختن . .!!
اين اخر ي هم از "راي من كو و ماهستيم " / موسوي و كروبي .
" آقامون" از نشئه پيروزي شب شعر مزاره و قند تو چيز نبترش اب مي كنه كه گر پشه بجنبد زير نظر ماست .!!!
وقتي آزادي از جايي رخت بربندد
از اولين ها نيست
دومين ها هم
سومين ها نيز
مي ماند تا همه چيز از دست برود
آزادي اخرين انهاست .................(والت ويتمن)
ما در ايران همه "چيزمون " از دست داديم / اخري اونها " آزاديست " .اين درسته كه " آزادي " همه "چيز " نيست / ولي بدون آزادي همه چيز هيچ است .
" زندگي و شرافت و آزادگي " اين نيست كه / معاشي داشته باشيم و وسائل آسايش " منزل " رو فراهم كنيم و سر كوچه / اومدنه / زولبيايي بخريم و با نصف خربزه بنشينيم پاي تلويزيون و درسهاي الهي قمشه اي ببنيمو / رفت و امدي و ديدي و بازدي و بزن / بخور /ببر / بيار ....!!!
يه عده ديگه از همه اينها بگذرند / كتك بخورند / تحير بشن / ماه به ماه كس و كارشون نبينن / ساكن 209 و 240 و گوهردشت و و كهريزك بشن .
بياييم هر جا هستيم و هر كاري داريم / الويت را مقابله با" نظام آخوندي" بگذاريم . هر وسيله و امكاناتي را سلاحي كنيم بر عليه "اينان " . در ادارات و مراكز و كار خانه و دفاتر / چه توليدي و چه خدماتي / كه بن مايه هاي نظام بر ان استوار است / عمله ظلم نظام نباشيم . بلكه به هر طريقي كه مي دانيم / شيوه را پيش بگيريم كه تسلسلش باعث از هم پاشيدگي اين "ظلم آخوندي" شود . شوروي سابق به همين روش فرو پاشيد ./ با كم كاري /عدم همكاري با سيستم و نا فرماني يا بد فرماني . اينها نمي توانند به جاي شما يا مقام و مو قعيتتان و مسئوليتها چند " بسيجي و هم ريش " بگذارند تا كار شما از شما بگيرند و امنيت شغليتان را به خطر اندازند . اين روش در كنار ديگر اشكال مبارزه / اين سياهي را از ايران پاك خواهد كرد به اميد ان روز.
كي ببينمت به پا شد ه اي / از تيرگي رها شد هاي
غرق شكوفه ها شد ه اي / تو باغ مني بهار مني

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
16:31 16 شهریور 1388
باسلام ودرود................گفتم به فلك كه حيز پرور شده اي.........كفتا كه علي الناس علي دين الملوك.........صحبت و تحليل "سياسي" نكنيم / جامعه شناسي و روانشناسي بهتر است . .... خامنه اي از اول قد و قواره اين " اندازه ها " رو نداشت / چه از جهت شخصيت/ تربيت / نسب / اخلا ق . نو جواني و جوانيش / مشكلات " اخلاقي مخصوص" داشته به شهادت واثق الكامل - شيخ عبدالحميد حائري يزدي كه بزرگان و فضلا مي دانند كه بوده " آقا " را ايشان " ارباب" . خاطرات مونس و همدمي ايشان با اقا در مشهد و قم را خيلي از "خواص " ميدانند و براي خود من در حدود دوازده سال پيش در يك مجلس خصوصي تعريف كرد .خواهر ايشان / زن شيخ علي /در نامه اي كه در قضاياي " بني صدر " به او نوشت / به اين نكته " مفصل" اشاره نموده است . ......در" ميان سالي" نيز به جهت " تائلمات روحي "ايام گذشته و همين " طبع ظريف و احساس شاعرانه " گرفتار " افيون" شد . " علي مشهدي " از القاب و به قول جماعت خلافكار " معروف " به اين بود . " ماشالله اركي" ( توضيحا اينكه محله " ارك" در منطقه مركزي قم واقع شده و نزديك " حرم" ميباشد) كه از لاتهاي قديمي و اسم و رسم دار منطقه ارك است براي خود من تعريف ميكرد / كه چند صباحي" اقا" را در خدمتشان بوديم و بقيه " هم منقليها " ناراضي .تا در ميزد / يكي نگاه ميكرد و مي گفت " بابا - علي مشهديه "/در وا نكنيد .تا چهل و پنج سالگي ام توي يه خونه " شصت " متري مي نشسته ...... حال بشي - مقام معظم رهبري - رهبر مستضعفان و مسلمانان جهان - حرفت حرف خدا - ........و كذا علي هذا .!!! نه تو بودي " كف " نمي كردي / مست نمي كردي .....جسارتا ...لنگ و لقد " آقا" رو نمي انداختي ....... شب شعر نمي ذاشتي ......" زير پاي" زير پاهات / وقتي رو صندلي نشستي و ديگران روي زمين / نمي ذاشتي تا به پاهاي مبارك فشار نياد ....وال اخ.......به قول ما قمي ها " آقا " از اولش "آقا " نبود / ببخشيد / گلاب تو روتون / ايشون " ان كن "
تمام عيار بود و هست . در آخر از محضر ايشان "حلالبودي" مطلبيم / تقصير ما نيست آقا / اين بهش مي گن در علوم انساني جديد/ "تاريخ شفاهي" / توش تجديد نظر هم نميشه كرد / خود دانيد ...... بدرود .

نام:  
ای-میل:  
22:42 15 شهریور 1388
نوشتاری از صادق هدایت :( آنچه اسلام به ایران داد )
-
ما که عادت نداشتیم دخترانمان را زنده به گور کنیم ، ما برای خودمان تمدن وثروت و آزادی و آبادی داشتیم و فقر را فخر نمیدانستیم همه اینها را از ما گرفتند وبجاش فقرو پشیمانی و مرده پرستی و گریه و گدائی و تأسف واطاعت از خدای غدار و قهار و آداب کونشوئی و خلأ رفتن برایمان آوردند ، همه چیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سود پرستی و بی ذوقی و مرگ و بدبختی است.

چرا ریختشان غمناک و موذی است و شعرشان چوس ناله است چونکه با ندبه و زوزه و پرستش اموات همه اش سرو کار دارند.

برای عرب سوسمار خوری که چندین صد سال پیش به طمع خلافت ترکیده، زنده ها باید به سرشان لجن بمالند و مرگ و زاری کنند.

... ، در مسجد مسلمانان اولین برخورد با بوی گند خلاست که گویا وسیله تبلیغ برای عبادتشان و جلب کفار است تا به اصول این مذهب خو بگیرند. بعد این حوض کثیفیکه دست و پای چرکین خودشان را در آن می شویند و به آهنگ نعره مؤَذن روی زیلوی خاک آلود خودشان دولا و راست میشوند و برای خدای خونخوارشان ورد و اَفسون میخوانند.

... , عید قربان مسلمانان با کشتار گوسفندان و وحشت و کثافت و شکنجه جانوران برای خدای مهربان و بخشایشگر! است خدای جهودی آنها قهار و جبار و کین توز است و همه اش دستور کشتن و چاپیدن مردمان را میدهد وپیش از روز رستاخیز حضرت صاحب را میفرستد تا حسابی دخل امتش را بیاورد و آنقدر از آنها قتل عام بکند که تا زانوی اسبش در خون موج بزند.

تازه مسلمان مومن کسی است که به امید لذتهای موهوم شهوانی و شکم پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت و بدبختی عمر را بسر برد و وسایل عیش و نوش نمایندگان مذهبش را فراهم بیاورد. همه اش زیر سلطه اموات زندگی میکنند و مردمان زنده امروز از قواننین شوم هزار سال پیش تبعیت میکنند کاری که پست ترین جانوران نمیکنند.

عوض اینکه به مسائل فکری و فلسفی وهنری بپردازند ، کارشان این است که از صبح تا شام راجع به شک میان دو و سه استعامنه قلیله و کثیره بحث کنند.

این مذهب برای یک وجب پائین تنه از عقب و جلو ساخته و پرداخته شده. انگار که پیش از ظهور اسلام نه کسی تولید مثل میکرد و نه سر قدم میرفت ، خدا آخرین فرستاده خود را مامور اصلاح این امور کرده!

تمام فلسفه اسلام روی نجاسات بنا شده اگر پائین تنه را از آن حدف کنیم اسلام روی هم میغلتد و دیگر مفهومی ندارد. بعد هم علمای این دین مجبورند از صبح تا شام با زبان ساختگی عربی سرو کله بزنند سجع و قافیه های بی معنی و پر طمطرق برای اغفال مردم بسازند ویا تحویل بدهند.

سرتا سر ممالکی را که فتح کردند، مردمش را به خاک سیاه نشاندند و به نکبت و جهل و تعصب و فقر و جا سوسی و دوروئی و دزدی و چاپلوسی و کون آخوند لیسی مبتلا کردند و سرزمینش را به شکل صحرای برهوت در آوردند.
...
اما مثل عصای موسی که مبدل به اژدها شد وخود موسی از آن ترسید این اژدهای هفتاد سر هم دارد این دنیا را می بلعد. همین روزی پنج بار دو لا راست شدن جلو قادر متعال که باید بزبان عربی او را هجی کرد، کافی است تا آدم را تو سری خور و ذلیل و پست و بی همه چیز بار بیاورد.

مگر برای ما چه آوردند ؟ معجون دل به هم زنی از آرا و عقاید متضادی که از مذاهب و ادیان و خرافات پیشین ، هول هولکی و هضم نکرده استفراق و بی تناسب بهم در آمیخته شده است، دشمن ذوقیات حقیقی آدمی، و احکام آن مخالف با هر گونه ترقی و تعالی اقوام ملل است و به ضرب ششمشیر به مردم زوزچپان کرده اند. یعنی شمشیر بران و کا سۀ گدائی است، یا خراج و جزیه به بیت المال مسلمین بپردازید یا سرتان را میبریم. هر چه پول و جواهر داشتیم چاپیدند. آثار هنری ما را از میان بردند و هنوز هم دست بردار نیستند؛ هر جا رفتند همین کار را کردند.
منبع:
http://ahriman-azadi.blogspot.com/



نام:   farden kabuk
ای-میل:   farden-kabul@hotamil.com
09:06 14 شهریور 1388
salam m farden hc kabul asta

نام:  
ای-میل:  
16:31 13 شهریور 1388
ايدولوژی شيطانی
بسياری از ما ايرانی ها همواره در اين انديشه هستيم که چگونه کشوری با چنان تمدنی بزرگ و فرهنگی والا توسط مردمی بسيار وحشی و بيابانگرد به چنين ويرانی و تباهی دچار شود و دروغ ،فساد و نادرستی سر تا سر ايرا را فرا بگيرد. انسانی که آمادگی برای تغييير و تکامل را داشته باشد حتی يک کلمه باعث اين دگرگونی در او خواهد شد.اما آنکس که ذهن و شعور تکامل يافته ندارد روبرو شدن با تمامی حقيقت ها کوچکترين تغيير و تکاملی در ذهن محدود او ايجاد نخواهد کرد. فيلم بسيار هولناک ذيل بهترين پاسخ به سوال بالا است. اينکه اگر جانيان در فيلم با اينکه در عصری زندگی می کنند که بشر قدمهای بزرگی در تکامل خود برداشته است در عصر ارتبا طات سريع ، تلاش برای صلح، حرکت بشر برروی کره ماه ، رشد آگاهی و احساس مسيوليت بيشتراگر آنها ميتوانند چنين جنايت هايی را انجام دهند پس ميتوان فهميد و درک کرد که اجداد اهريمنی اشان در 1400 سال قبل يا28 نسل پيش با آن سطح نازل شعور و وحشيگری بی انتها يشان چه ها که با مردم کشورهايی که مورد هجوم و غارت آنها قرار ميگرفت انجام دادند. در واقع شعورهای پست و عقب مانده برای عملهايی اينچنينی نياز به ايدولوژيهای پست و هم سطح دارد. ايدولوژيهای پست و ضد بشری معلول ذهن های پست و فاسد است. سازنده ايدولوژی اسلام از هيچ کار زشت و هولناکی اباء نداشت از کشتن انسانهای بسيار غارت های گسترده تا تجاوز و رابطه جنسی با کودکان. جنايتکاران در فيلم،خمينی و خامنه اي و جنايتهای بسيار شان بن لادن ،ملا محمد ها طالبانها ،پاسداران و.... الگو و سمبول برای انجام کارهايشان دارند. علی عرب در سر بريدن انسانها بسيار ماهر بود. او حتی کودکان را هم سر ميبريد. دستور ميداد که ببينند که بر بدن کودکان اسير مو روييده است يا نه که اگر چنين بود سر آنها را ميبريد. اين ايدولوژی شيطانی بطور کامل با هستي،بشريت و تکامل او دشمنی عظيم دارد. مسيوليت انسانهی آگاه اين است که بدن اژده ها را برای نابودی اش و بخاطر بشريت هدف قرار بدهند.
http://kavehsara.com/
آتش زدن آدمها به دست مسلمانان احتياط !!! صحنه ای بسيار غیر انسانی

نام:   ali
ای-میل:  
14:23 24 مرداد 1388
عکس یکی از آدمخواران تحت امر خامنه ای و روسا و هدایت کنندگان آنوسی و ماسونی اش.... جای اینها در تیمارستان است اما استعمار امثال او را بر مسند قدرت و بر سر مللی چون ما می نشاند. وای بر ما اگر لحظه ای بیش امانشان دهیم و از تخت به زیرشان نکشیم: (هشدار: شناعت و بی شرفی و ددمنشی از این قیافه می بارد!)

احمد خاتمی در نماز جمعه امروز:

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=5278

نام:   ali
ای-میل:  
13:50 24 مرداد 1388
دیدی که راز پنهان، آخر شد آشکارا

دکتر سیدمصطفی آزمایش -- پس از تقدیر از آقای کروبی خطاب به او در مورد مسئول نماز جمعه ها (تقوی) می گوید :

""....مجمل از مفصّل این مدعا آن است که آقای تقوی و هم‏کیشانش خواسته یا ناخواسته عهده‏دار ماموریتی شوم هستند که حاصلش هدم و ازاله شریعت مقدسه اسلام با استفاده از اهرم‏های (به اسم) "نظام جمهوری اسلامی" است! یعنی "اعتقاد به خداوند را شرک خواندن، و "شرک به خداوند را" اسلام معرفی کردن.""

""معنی اخرای این عبارت آن است که داشتن اعتقاد به خدا یا اقامه نماز برای خدا و فقط برای خدا، از نظر آقای تقوی و هم‏کیشانش، عملی شرک‏آمیز به شمار می‏رود و علامت مُشرک بودن فاعل آن است! شرک به "ولی فقیه"! یعنی الله و خداوند سبحان را هم‏طراز و هم‏شأن "ولی فقیه" قرار می‏دهد ونسبت به کسانی که برای خداوند سر به خاک می‏نهند و سجده می‏کنند، خُرده می‏گیرد و خطّ و نشان می‏کشد. آقای تقوی "صلوه الیوم الجمعه" را یک عبادت حکومتی می‏شمارد و مانند "سیدمحمدحسینی قزوینی"، رئیس موسسه تحقیقاتی ولیعصر و سایر هم‏کیشانش معتقد است که در آن باید از شرک اجتناب کرد و فقط با "اعتقاد و ایمان به اصل ولایت فقیه" به سجده رفت! یا به بیان دیگر: فقط برای "ولی فقیه" سربه خاک سائید! پس از نظر سردمداران و دست‏اندرکاران شورای سیاست‏گذاری ائمه جمعه و جماعات و هم‏کیشانشان، هرمسجدی و هر حسینیه‏ای که در آن نماز فقط برای خداوند یگانه اقامه بشود، در شمول "مسجد ضرار" به شمار می‏رود که ضروری التخریب و واجب الامحاء است.""

http://mowjcamp.com/article/id/17814



نام:   ali
ای-میل:  
13:50 24 مرداد 1388
دیدی که راز پنهان، آخر شد آشکارا

دکتر سیدمصطفی آزمایش -- پس از تقدیر از آقای کروبی خطاب به او در مورد مسئول نماز جمعه ها (تقوی) می گوید :

""....مجمل از مفصّل این مدعا آن است که آقای تقوی و هم‏کیشانش خواسته یا ناخواسته عهده‏دار ماموریتی شوم هستند که حاصلش هدم و ازاله شریعت مقدسه اسلام با استفاده از اهرم‏های (به اسم) "نظام جمهوری اسلامی" است! یعنی "اعتقاد به خداوند را شرک خواندن، و "شرک به خداوند را" اسلام معرفی کردن.""

""معنی اخرای این عبارت آن است که داشتن اعتقاد به خدا یا اقامه نماز برای خدا و فقط برای خدا، از نظر آقای تقوی و هم‏کیشانش، عملی شرک‏آمیز به شمار می‏رود و علامت مُشرک بودن فاعل آن است! شرک به "ولی فقیه"! یعنی الله و خداوند سبحان را هم‏طراز و هم‏شأن "ولی فقیه" قرار می‏دهد ونسبت به کسانی که برای خداوند سر به خاک می‏نهند و سجده می‏کنند، خُرده می‏گیرد و خطّ و نشان می‏کشد. آقای تقوی "صلوه الیوم الجمعه" را یک عبادت حکومتی می‏شمارد و مانند "سیدمحمدحسینی قزوینی"، رئیس موسسه تحقیقاتی ولیعصر و سایر هم‏کیشانش معتقد است که در آن باید از شرک اجتناب کرد و فقط با "اعتقاد و ایمان به اصل ولایت فقیه" به سجده رفت! یا به بیان دیگر: فقط برای "ولی فقیه" سربه خاک سائید! پس از نظر سردمداران و دست‏اندرکاران شورای سیاست‏گذاری ائمه جمعه و جماعات و هم‏کیشانشان، هرمسجدی و هر حسینیه‏ای که در آن نماز فقط برای خداوند یگانه اقامه بشود، در شمول "مسجد ضرار" به شمار می‏رود که ضروری التخریب و واجب الامحاء است.""



نام:  
ای-میل:  
10:24 24 مرداد 1388
به درخواست شیخ شجاع ، مهدی کروبی تجمع فردا را به یک دیواره انسانی تقلیل می دهیم . ما هم برای ارج گذاری به سخنان او از همینک برای تجمع بزرگ در روز دوشنبه ساعت 4 بعد ازظهر مقابل روزنامه اعتمادملی با حضور وی تبلیغ خواهیم کرد ، کودتاچیان وای به حالتان که کوچکترین خسارتی به دفتر روزنامه یا توهینی به وی نمایید . البته فردا دیواره انسانی تشکیل خواهیم داد ، اما تبلیغات گسترده را برای دوشنبه خواهیم گذاشت .


نام:  
ای-میل:  
02:12 24 مرداد 1388
فردا روز تشکر ما از شیخ است

فردا روز حمایت است ، فردا روز تشکیل دیواره انسانی مقابل روزنامه اعتماد ملی است ، کروبی می توانست سکوت کند ، شیخ می توانست ببیند به فرزندان این مرز و بوم در زندانها تجاوز می کنند و لب بر لب بگذارد ، روزی که هیچ کس جرات گفتن از کشته شدگان راه آزادی را نداشت برای اولین بار شیخ بود که از آنان یاد کرد و نام شهدا را برای آنها آورد ، زمانی که خامنه ای همه را فصل الخطاب سخنانش خواند و همه سکوت کرده بودند کروبی بود که با شجاعتش تنها دو ساعت پس از سخنان وی ، سخن از ابطال انتخابات کرد ، در مسجد قبا ، در بهشت زهرا ، در راهپیمایی بزرگ 25 خرداد و در تظاهرات های شبانه بعد انتخابات پا به پای ما در خیابانها بود ، فردا روز تشکر است ، فردا روزیست که بسیجیان میخواهند به دفتر روزنامه اعتماد ملی حمله کنند ، فردا روز آنها نیست ، فردا روز ماست ، فردا روزیست که باید به آنها فهماند که ما خستگی ناپذیریم ، فردا روزیست که باید گفت همچنان بیشماریم ، فردا وعده ما زیر پل کریمخان ، مقابل دفتر روزنامه ملی ساعت 4 بعدازظهر


نام:  
ای-میل:  
12:29 23 مرداد 1388
چگونه تلفن های همراه شنود می شود؟

....

توصیه هایی برای مقابله با این جاسوس :

1. در صورتی که این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیا) به فرد مهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمی توان انجام داد جز اینکه به هنگام حضور در جلسات کاری و خصوصی که اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل می شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.

2. حتی الامکان شماره هایی که پیامک های گروهی ارسال می نماید را Ban نمایید.

3. پیامک هایی که از افراد ناشناس می رسد و دارای حجمی بیش از یک اس ام اس است را باز نکنید.

4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را در مواقع غیر ضروری ، در حالت Off قرار دهید.

5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانه بانکی ، شماره حساب و ... را در دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.

6. در بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.

7. به یاد داشته باشیم که دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم به دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت به مراتب بالاتری نسبت به تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.

8. توصیه ویژه : "شرکت نوکیا سابقه ای نه چندان درخشان در زمینه حفظ حقوق مشتریان دارد !"

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=5255

نام:   ali
ای-میل:  
12:29 23 مرداد 1388
...

هر تلفن همراهی قاعدتاً دارای یک میکروفون بسیار حساس است که همواره قابلیت فعال شدن را دارا می باشد.فعال کردن این میکروفون نیازی به برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.
....
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=5255

نام:  
ای-میل:  
02:22 23 مرداد 1388
علی آقا، چند سئوال از شما:
منظور شما این است که کودتا چیان دولت در واقع ستون پنجم یهیودیان و صهونیستها هستند؟
آیا مارکس هم در واقع از ستون پنجم یهیودیان بود؟
آیا شما معتقدید که ایران را باید از این ستون پنجم پاک کرد تا یک ایران اصیل و واقعی ساخت؟
منظور شما از "ملی" و "ایرانی" چیست؟ ایرانی یعنی چه؟

نام:  
ای-میل:  
02:18 23 مرداد 1388
نباید گذاشت مسئولین و حاکمین جمهوری اسلامی چند مامور متجاوز را محاکمه کنند و بعد بگویند همه چیز حالا درست شد. آنها دفعه دیگر آن کثافات را پنهانی تر انجام خواهند دااد. تمام دولتها از جمله دولت آمریکا و دموکراسی های غرب همیشه چنین جنایاتی می کنند ولی امکانات دفاعی بیشتری دارند. در واقع خیلی ها دموکراسی لیبرالی و غربی را برای این دوست دارند که کثافت کاری ها همیشه به گردن پائین دستی ها می افتد و بالا دستی ها می گویند که من گفتم اقرار بگیرید نگفتم تجاوز کنید و از این بهانه ها.

نام:   ali
ای-میل:  
13:18 22 مرداد 1388
۱) آنچه اینجا (۲) اقای موسوی گفت در مرکز و محور تحلیل اوضاع کنونی قرار دارد. او کاملا درست می گوید ـ این "آنها" هستند که دقیقا در خط منافع بیگانگان عمل کرده و می کنند.

البته قریب به سی سال است که "آنها" در داخل این نظام "مشغول به کار " شده اند . آنها مجری طرحهای دیکته شده از خارج بوده و هستند ـ گام به گام ـ جاده صاف کن اجانب بوده اند.

ماموریت ؟! ادامه طرحها و ماموریت های قبلی ! نفوذ به هسته قدرت و پاکسازی گسترده فرهنگی/هویتی از ملت ـ ایجاد حس تحقیر حداکثر و تنفر و گریز از خود ـ ایجاد پشیمانی شدید از قیام و ایستادن بر حق و حقوق انسانی خود ـ تضعیف حداکثری حس اطمینان به نفس عمومی و ملی و حتی فردی ـ رواج فساد هر چه بیشتر و خرافات و ایجاد فروپاشی فرهنگی/هویتی از درون ... تا برسد به جایی که مردمان ملتمسانه چشم امید و نجات بر بیگانه بندند و با دست خود با التماس خواهانش شوند!!

روش : انهدام هر چیز به نام همان چیز ( روش محبوب "مکتب"!) ـ نفوذ به درون آن چیز با نقاب سپس پرچمداری اش ـ سپس به لجن کشیدنش ـ و نهایتا انهدامش یا حداقل تضعیف کاریش ! انهدام وطن به نام وطن ـ انهدام دین به نام دین ـ انهدام هویت به نام هویت ـ انهدام عزت و شرف و غیرت به نام عزت و شرف و غیرت ـ انهدام قانونمداری به نام قانون ـ انهدام انقلاب به نام انقلاب و....

ماموران اجرایی : در سطوح بالا غالبا آنوسی و ماسونی اند از جمله ا.ن. (سبورجیان) ـ مصباح یزدی ـ خسرو خوبان(روح اله حسینیان) ـ حسین شریعتمداری ـ عسگر اولادی ـ جنتی ـ محمد یزدی و..... فعال در شبکه ای متشکل از زیر مجموعه هایی چون موتلفه صهیونی ـ حجتیه ماسونی و شعبات متعددشان.شبکه ای بس شیطانی !

بله واقعیت آن است که تقریبا هر آنچه که رژیم خلافت خامنه ای و کیهان شریعتمداری و باقی بوقهایشان به دیگران نسبت می دهند ـ دقیقا وصف کار خودشان است ـ آنها خود مستقیما ماموران و مزدوران اجنبیند و ... ((ما مردم باید این واقعیت در مورد آنها را با صدای بسیار بسیار بلند توی صورتشان فریاد کنیم ـ دوباره و دوباره و دوباره. بگذارید آنها و همه بدانند که ملت می داند که این پلیدان پلشت پشت نقاب چه کسانی هستند . اگر چنین کنیم تاثیراتش هم بر دشمن و هم بر جنبش شگرف خواهد بود و ضمنا کلی از هزینه پیروزی ما خواهد کاست.))

برای هر آدم حواس جمعی ـ عملکرد ها و نتایج اعمال آنها طی این سالیان خود به تنهایی می تواند بهترین گواه ماهیت مذکور آنها دارد ـ چه رسد که مدارک فراوان دیگری را هم به اینها اضافه کنیم.

بله موسوی درست می گوید. اما ایکاش که امثال ایشان مدتها و مدتها پیش این طرح و ماهیت را می دیدند و تشخیص می دادند و در مقابلش چون امروز می ایستادند. صد دریغ !تعصب صعب و اطاعت کورکورانه در کنار ضعف وجدان و شفقت ـ مهلت ندادند.

همه از راست و چپ از وادی بسیاری اشتباهات گذشتیم و تجربه ها اندوختیم.... قدر این کوله بارهای سنگین را بدانیم و در این مقطع حساس گرد هم آییم و به کارشان بندیم....دریغ است که این تجربه ها و صیقل خوردنها و بس شفافتر شدنها ذره ای به هدر روند ـ

صد شکر بر این بیداری و ایستادگی جنبش سرفراز سبز.

۲) موسوی:

".....

یک اراده سیاسی می‌خواهد خواست طبیعی مردم را به بیگانگان پیوند دهد و با به راه انداختن جنگ روانی - تبلیغاتی حرکت خودجوش و اعتراض مردم را در جهت منافع بیگانه و یا دخالت آنان معرفی کند؛ حال آن که وقتی دقت می‌کنیم، می‌بینیم طی دو ماه اخیر هیچ کس به اندازه خود آنان به منافع بیگانگان خدمت نکرده است.

آیا حرکت اعتراضی مردم که بر پایه گفتمانی در چارچوبه قانون اساسی استوار است و با شعارهای برگرفته از شعارهای انقلاب شکل گرفته در جهت منافع بیگانگان است یا برگزاری دادگاه‌های نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیت‌های انقلاب می‌نشانند. کدام یک به نفع آمریکا و انگلیس است؟

...."



http://www.peiknet.com/1388/08mor/22/PAGE/35MUSAVI.htm

نام:   ali
ای-میل:  
10:08 22 مرداد 1388
معصومه ابتکار :

"""امیر جوانی با ایمان از خانواده ای متدین است که پدرش از مبارزین پیش از انقلاب بوده و شاید نیمی از ثروتش را طی دوران جنگ به انحاء مختلف مصروف جبهه های دفاع مقدس کرده است.

امیر می گفت: به میدان آزادی که رسیدم حدود ساعت 8 شب بود. همانطور که به تنهایی داشتم از گوشه ای حرکت می کردم تعداد زیادی از افراد باتوم به دست و کلاه به سر را دیدم که به سویم می آیند، اما با خود فکر کردم به من که کاری ندارند و آرام از گوشه ای به راهم ادامه دادم که ...

امیر حالا حدود 40 روز است که بر روی یک تخت در حالی که از گردن به پایین فلج است، خوابیده و شرایط تلخی را می گذراند.

می گفت: دهها ضربه باتوم خوردم و در حالی که هیچ دفاعی نداشتم ناگهان تیری به صورتم اصابت کرد و بعد هم دو گلوله خلاص به سرم ...

زنده ماندن امیر یک معجزه است. گلوله ای در کنار چانه او شلیک شده که پس از عبور از کنار فک در نزدیکی نخاغ ایستاده است و دو گلوله ای که به سرش زده اند، پوست را صدمه زده و مغزش آسیبی ندیده است.

امیر با صدایی آرام در حالیکه از اکسیژن استفاده می کرد و جملاتش را مقطع به زبان می آورد، می گفت: حتما خداوند حکمتی داشته که این اتفاق برایم رخ داد. من راضیم به رضای او ...

چشمم به صورت پدر پیرش افتاد که با عشق و اشک او را نگاه می کرد.""""

http://greenebtekar.persianblog.ir/post/324/

نام:   ali
ای-میل:  
15:53 19 مرداد 1388
بازرگان:

http://enghelabe-eslami.com/maghalat/bazargan.pdf

نام:   ali
ای-میل:  
12:46 19 مرداد 1388
۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۳ ----- مهندس مهدی بازرگان در آخرین جلسه ی دوره ی اول مجلس شورای اسلامی :

"" ا دو روز دیگر عمر نخستین مجلس شورای اسلمی که این جانب عضو آن بودم و از ...»
ت پارلمانی برخوردار بودم به پایان م یرسد. از پس فردا 0 ت، از جمله مصونی 0 مزایای این عضوی
لینم قابل تعقیب و بازداشت و تأدیب هستم. به همین دلیل نیز با 0 ه موک 0 من نیز مانند بقی
لع برسانم 0 استفاده از فرصتی که رئیس مجلس در اختیار بنده گذاشته اند می خواهم به اط
که اگر در روزهای بعد شاهد گردیدید که بنده را بازداشت کردند و بعد با تبلیغات و سر و
صدا اعلم نمودند که بنده جهت بعضی توضیحات و روشن نمودن حقایق در تلویزیون ظاهر
خواهم شد و در صورتی که دیدید آن شخص حرف هایی غیر از سخنان دیروز و امروز
می زند و مثل طوطی مطالبی را تکرار م یکند، بدانید و آگاه باشید که آن فرد مهدی بازرگان نیست ""

یادش گرامی باد.

نام:   ali
ای-میل:  
09:20 18 مرداد 1388
ــ گویی کار از دژ به بیرون کشیده !یکی دو روز پیش در سرمقاله روشنگری در رابطه با موقعیت و آرایش مردم و دشمنان آدمخوارشان صحبت از دژ دشمن شد و اینکه باید با کندن خندقی به دور آن هر چه بیشتر منزویش کرد. این تشبیه و تاکتیک به نوبه خود بسیار صحیح است و تعمیق انزوای دشمن همیشه کاریست.

اما به نظرم در این موقعیت تشبیه دیگری نیز می تواند بسیار کار ساز باشد.

از جهاتی مهم ـ دژ آنها به شدت فرسوده و فروریخته بود . حال که در محاصره عظیمی هم گرفتار شدند ـ دیگر نمی توانستند چندان به امنیت آن حصار تکیه و اطمینان کنند. این بود که بیرون زدند(خامنه ای به نماز جمعه مربوطه رفت) با این فکر که با حداکثر قوا با مردم مواجه شده شاید که آنها را وادار به هزیمت کنند. اما این فکر هم اشتباه محض بود. در تعقیب مردم به مرداب و باتلاقی عظیم برخوردند و گرفتار شدند. حال تا کمر در لجن و باتلاقی فرو رفته اند که آهسته آهسته آنان را در کام خود می کشد ـ گرچه هنوز سلاح و مسلسل و آر پی جی به دست دارند و می زنند. مردم هم در درختان اطرافند ولی همچنان آنها را در محاصره کامل دارند ـ اما بی سلاحند.

در این حالت باید با اجرای مانورهایی دشمن را به تحرک و تقلا و حرکت هر چه بیشتر وا داشت چرا که هر حرکتی "اشتباه" دیگری خواهد بود و به تسریع مدام غرق شدن آنها خواهد انجامید. قدری دیگر که فرو روند ـ نهایتا با سنگها هم می توان آخر آتششان را خاموش کرد.بواقع همین روند نیز کم و بیش در حال انجام است .

ــ حمله به قرارگاه اشرف : هدف اصلی از این عمل سبعانه باز هم انحراف اذهان از اصل ماجرا و کودتا و رهبرانش ـ و جنبش و خواسته های اصیل آن است. پاسخ محوری به چنین شعبده بازیهایی همواره باید حتی تیزتر کردن نوک پیکان تمرکز بر اصل ماجرا و ادامه بی وقفه جنبش و مبارزه و باز هم تعمیق و گسترش هر چه بیشتر آن باشد.

دشمنان آدمخوار اکنون به هر زمین و زمانی می زنند و "سناریو های" هر نوع حسین شریعتمداری را به کار می بندند تا بلکه اذهان از چنین تمرکز برنده و سوزانی به نحوی منحرف شود. اما زهی خیال باطل ای ابلهان. روزگار "سناریو های" شما مدتیست که به سر آمده و هنوز مست خواب و خونید . موج خروشان تصمیم و ارده مردم تا قطع قاطعانه و ریشه ای همه دستان پلید و جنایتکار همه شما آدمخواران و همه وابستگانتان از هر گونه اهرم قدرت لحظه ای از پای نخواهد نشست.

دشمن همچنین اهداف دیگری را را نیز از این حمله دنبال می کند.از آن جمله می تواند آن باشد که یک شبیه سازی ذهنی/روانی ایجاد کنند که بیشتر جهت مصرف داخلی روی مزدوران و وابستگانشان بوده و به امید کاستن از ریزش وحشتناک و روزانه آنها می باشد. آنها در استیصال مهیب و باتلاقی خود امیدوارند که ایجاد صحنه های چماق کشی جلوی قرار گاه و ضرب و شتم ساکنان بی پناه آن ـ تداعی کننده چماقداران خود در مقابل مردم بی پناه داخل ایران باشد . در این حالت ـ از یکطرف چماقداران با "ارتش" عراق "شیعه" در "ترادف" قرار می گیرند ـ و از طرف دیگر مردم ایران و تظاهر کنندگان و زندانیان نیز در "ترادف" با "منافقین" قرار می گیرند. فکر می کنند که با مقداری کار دوربینی و "رسانه ای /هنری" می توانند این "ترادفها" را جا انداخته و "منافقین قدیم و جدید" را در کنار هم گذاشته و مزدوران خود را "احساساتی" کنند. اما باز هم زهی خیال باطل. کار این ابلهان ددمنش از این "مرهمها" گذشته است.

اهداف دیگری نیز می توانند در کار باشند که فعلا از آنها می گذریم.

شکی نیست که با وجود منفور و بی پایگاه بودن بودن رهبری آبرو باخته و بی اعتبار فرقه رجوی در میان اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران ـ همین مردم اعمال وحشیانه و جانایتکارانه "ارتش و پلیس" عراق را به شدت و قویا محکوم می کنند. اما رجوی و جدیدترین روسایش هم به شدت مواظب باشند که باز هم دچار خطای فاحش دیگری در "محاسبه" نشوند و از وجدان و انسانیت مردم ایران هیچگونه "پیام و تفسیر" اشتباهی و خودشیفتگانه دیگری برداشت نکنند.

آخر اینکه ـ رجوی باید روزی پاسخ بدهد که اصلا دقیقا چرا و به چه علت و توجیهی این افراد بی پناه را در حتی در اوضاع سالهای اخیر در آن پایگاه کذایی نگه داشته بوده است؟! شک فراوان دارم که او از این بابت هم هیچگونه احساس مسئولیت و ندامتی بکند چرا که "وجدان" این ولی فقیه از "وجدان" آن یکی ولی فقیه چندان بیدارتر و زنده تر نبوده و نیست

نام:  
ای-میل:  
20:53 17 مرداد 1388
هم در دولت احمدی نژاد و هم در درون مردم جاسوس وجود دارد، وجود آنها را باید ندیده گرفت و باید به اصل مطلب که فساد و دیکتاتوری رژیم می باشد توجه کرد. در تمام کشورها و دولت ها جاسوس وجود دارد. نگذاریم که سران رژیم در ما احساس شک و تردید بوجود آورند. هر چه آزادی شرکت ما در امورات اقتصادی و اجتماعی بیشتر باشد فعالیت جاسوسان بی فایده تر است و هر چه بیشتر دیکتاتوری باشد جاسوسان بیشتر صدمه می زنند. برای همین دیکتاتوری اسلامی رژیم صدمه پذیری جامعه ایرانی را زیاد می کند. هر چند منطق رژیم با اعتراف گیری ضعیف است چون با آن منطق خمینی و گورباچف هم جاسوس می شوند، فرض کنیم رژیم راست میگوید، این فرض به رژیم کمک نمی کند که دیکتاتوری خود را نگه دارد بر عکس مسئله مجددا بر می گردد به مضرات دیکتاتوری مذهبی رژیم. مسئله جاسوس مسئله ناچیزی است.

نام:  
ای-میل:  
20:52 17 مرداد 1388
همانطور که سران جمهوری اسلامی با خارجیان رابطه دارند و کسی نمی گوید که آنها وابسته به خارج هستند کارگران و زحمتکشان و روشنفکران ایران هم با خارج رابطه دارند و دلیل بر وابستگی آنها نمی شود. اما مردم دیکتاتور نیستند ولی سران رژیم دیکتاتور و شرورند و باید بروند. کارگر و زحمتکش و روشنفکر ایرانی نمی خواهد انقلاب صادر کند اما احمدی نژاد و خامنه ای و کاشانی به صراحت می گویند که میخواهند جهان را اسلامی کنند.

نام:   ali
ای-میل:  
14:49 17 مرداد 1388
میگویند اسکندر پس از حمله به ایران در اداره کشور درمانده و مستأصل بود. اواز خود و مشاورانش میپرسید که چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر میفهمند حکومت کنم؟ یکی از مشاوران میگوید: «کتابهایشان را بسوزان. بزرگان و خردمندانشان را بکش و دستور بده به زنان و کودکانشان تجاوز کنند». اما ظاهراً یکی دیگر از مشاوران (به قول برخی، ارسطو) پاسخ میدهد: «نیازی به چنین کاری نیست. از میان مردم آن سرزمین، آنها را که نمیفهمند و کم سوادند، به کارهای بزرگ بگمار. آنها که میفهمند و باسوادند، به کارهای کوچک و پست بگمار. بی سوادها و نفهم ها همیشه شکرگزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت. فهمیده ها و با سوادها هم یا به سرزمینهای دیگر کوچ میکنند یا خسته و سرخورده، عمر خود را تا لحظه مرگ، در گوشه ای از آن سرزمین در انزوا سپری خواهند کرد


نام:   ali
ای-میل:  
10:15 17 مرداد 1388
تنبور نوازی شهید کیانوش آسا در خوابگاه:

http://www.youtube.com/watch?v=gpIpqK88BKI

خامنه ای معاویه ـ نوکر اجنبی ـ بزودی پایان تو را جشنی بزرگ خواهیم گرفت. ننگ ابدی بر تو باد.




نام:   ali
ای-میل:  
15:04 16 مرداد 1388
تلمود : توضیح المسایل سوپر!! "احکامی" نه چندان باور نکردنی !


http://www.honestmediatoday.com/the_Talmud_is_the_Jewish_Oral_Laws.htm

نام:   ali
ای-میل:  
12:04 16 مرداد 1388
تقلب و دزدی توسط ا.ن.

"شريک جرم علي اکبر محرابيان (وزير صنايع) در دزديدن اختراع "اتاق امن " کسی نيست جز احمدی نژاد "

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4908

نام:   ali
ای-میل:  
15:52 15 مرداد 1388
تظاهرات مردم ساری

http://www.youtube.com/watch?v=Y1WUQHwRjZI


نام:  
ای-میل:  
18:15 13 مرداد 1388
مبارزات مردم بدون در نظر گرفتن نیازهای اساسی طبقه کارگر ارزشی نخواهد داشت. خواسته های کارگری را وارد شعارهای انقلابی مردم کنید. مسائل مردم از طریق حل مسائل جناحی مسلمانان حل نمی شود، مسائل مردم از طریق حل مسائل جناحی سرمایه داران حل نمی شود. مبارزات مردم باید به مبارزات کارگری تبدیل شود تا جامعه ایران را از بلای ایدئولوژی و سرمایه داری بیرون بکشد. خواسته های کارگران خواسته های ایدئولوژیک نیستند خواسته های کسانی می باشد که میخواهند با ارزشهای انسانی زندگی کنند نه با ارزشهای 1400 سال پیش یا با ارزشهای کسانی که میخواهند مردم را نوکر کنند. انقلاب اگر بیان مستقیم نیاز کارگران نباشد، یک دروغ است.

نام:   ali
ای-میل:  
15:04 13 مرداد 1388
"" در 23 ژوئیه، مجله امریکائی نشین، شرحی به قلم بابک سرفراز انتشار داده است در باره سرطان خامنه ای و مطرح شدن نام هاشمی شاهرودی بعنوان جانشین خامنه ای. نویسنده به شرح حال شاهرودی پرداخته است: او شاگرد آیت الله محمد باقر صدر بوده و سپس شاگرد آیت الله خمینی شده است. در حزب الدعوه عراق عضو و از نزدیکان صدر بوده است. بعد از اعدام صدر توسط رژیم صدام، شاهرودی به ایران آمده و به خدمت جمهوری اسلامی درآمده و... و با احمدی نژاد و حکومت او مخالف شده و در انتخابات اخیر نیز مخالفت خود را با تجدید انتخاب او اظهار کرده است.


انقلاب اسلامی: نکته مهمی که در این نوشته نیامده است، علت طرد شاهرودی از سوی آیت الله صدر است. او مظنون است به اینکه به خدمت انگلستان در آمده و صدر از این امر آگاه شده و او را طرد کرده است. دستگاه قضائی نیز که او رئیسش بود، در طول مدت ریاست او، کارش گسترش جنایت بر ضد مبارزان سیاسی بوده است که حاضر نبوده اند ایران تحت سلطه استبدادی بماند که صفت ولایت مطلقه فقیه دارد. """

http://enghelabe-eslami.com/dar-in-shomare/729_matn1.htm


نام:   ali
ای-میل:  
11:21 13 مرداد 1388
ایمان مرآتی : به احتمال زیاد همان "خبرنگاری" است که برای مصاحبه با ابطحی به زندان رفت . ضمنا در عکس نوع کار "خبرنگاری" این فرومایه را می بینیم:

http://kamangir.net/wp-content/uploads/2007/09/interview_9.jpg

نام:   ali
ای-میل:  
11:14 13 مرداد 1388
ویدیوی حاوی تصاویر و مشخصات بعضی از آدمخواران جهت معرفی به مردم و شناسایی بیشتر . هر کس هر اطلاعاتی راجع به اینها و امثال اینها دارد بفرستد. روی ویدیو حرفهای خامنه ای در روز نکبت شنیده می شود.

http://www.youtube.com/watch?v=CVJ87xAgG6w

نام:   ali
ای-میل:  
10:17 13 مرداد 1388
پاسخ دندان شکن پیک نت به توهمات رهبر افیونی و روان پریش آدمخواران ـ مرید شیطان ـ خامنه ای جلاد:

"ین بازگشائی دفتر تظاهرات انقلاب 57 برای پاسخ به علی خامنه ایست که می گوید تظاهرات و الله اکبر 50 روز گذشته مردم علیه کودتای انتخاباتی کاریکاتور انقلاب 57 است."

http://www.peiknet.com/1388/08mor/13/PAGE/37tazahorat.htm

نام:  
ای-میل:  
01:56 12 مرداد 1388
فقط کارگران می توانند به سرمایه داری اسلامی و سرمایه داری جهانی تو دهنی بزنند. اگر کارگران وارد مبارزات نشوند و خود را صاحب اصلی ثروتها اعلام نکنند، پیروز و شکست خورده این اعتراضات، سهم آنها را میخورد. مسئله اقتصاد است، این اعتراضات زیادی سیاسی است. اگر سیاست بطور مستقیم به اقتصاد کارگران ربط نداشته باشد مسئله ای را حل نمی کند. وقتی کارگر و مزد بگیر برده بماند چه فرقی دارد که اسلام گذائی برود سکولارها بیایند؟

نام:   ali
ای-میل:  
13:40 12 مرداد 1388
هم در اسرائیل و هم در ایران -
آدم می‌کشند، جنازه را هم تحویل نمی دهند

http://mowjcamp.com/article/id/3246

""9- در همين روزها، سخنان قاليباف، شهردار تهران، درباره احمدي‌نژاد و برخي اعضاي دولت او در اينترنت پخش شد. در بخشي از اين سخنان، قاليباف گفته است:

«احمدي‌نژاد را آدم سالم و صادقي در کار نمي‌دونم، انقلابي هم نمي‌شناسمش، راستگو هم در کارش نمي‌شناس، سرباز ولايت هم نمي‌دونمش... مشايي منافق بود و همسرش هم جزء منافقين بوده و بعدها که بازجوي او در زندان مي‌شود با همسرش ازدواج مي‌کند... آقا با نصب مشايي مخالف بوده و آقاي احمدي‌نژاد با انتصاب ايشان آقا را در مقابل عمل انجام شده قرار داده‌اند. آقاي احمدي‌نژاد حتي سابقه يک ساعت و يک روز جبهه را ندارند. احمدي‌نژاد حتي يک روز سابقه قبل از انقلاب ندارد. حتي يک سيلي در راه انقلاب نخورده است. اگر بوده بيايد بگويد. احمدي نژاد اگر يک روز در جبهه بوده تا حالا هزار بار گفته بود. احمدي‌نژاد در دوران تسخير لانه جاسوسي خطاب به دانشجويان مي گويد که: "چرا رفتيد سفارت آمريکا را تسخير کرديد" و حتي او پس از تأييد امام (ره) در مورد قضاياي تسخير لانه جاسوسي مي‌گويد: "اين چه کاري بود که امام آمد کرد و اين کار غلط را تاييد کرد؟"... اگر روزي قرار باشد اين مسائل را بگويم، همه اين مسائل را با صراحت کامل مي‌گويم.» [9]""

http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8810.htm#«استادان_غيبي»_و_«علم_خُشنوم»

نام:   ali
ای-میل:  
12:16 12 مرداد 1388
""" ......
2- اين گفته عليرضا زاکاني را تأييد مي‌کنم که مشايي در در دوران چهار ساله دولت احمدي‌نژاد، در مقام معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، در «زيرمجموعه مديريتي» خود «افراد مسئله‌دار با پيشينه‌هاي ناشايست» را به کار ‌گرفت. براي تأييد سخن زاکاني، نمونه‌هاي متعدد، و مستند، مي‌شناسم و تأکيد مي‌کنم مشايي در اين زمينه تعمدي عجيب داشت. از ذکر برخي نمونه‌ها مي‌گذرم و تنها به يک مورد بسنده مي‌کنم:
حميد بقايي قائم‌مقام مشايي در سازمان ميراث فرهنگي بود. او اکنون معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي، پس از مشايي، است. اخيراً مراسم معارفه وي، هم‌زمان با توديع مشايي، انجام شد و احمدي‌نژاد در ستايش از هر دو سنگ تمام گذاشت. حميد بقايي، [10] چون مشايي، کارشناس وزارت اطلاعات بود ولي به اتهام همجنس‌گرايي از اين وزارتخانه طرد شد. شهرت بقايي در اين زمينه تا بدان‌جا بود که برخي اساتيد در کلاس‌هاي درس خود در دانشکده وزارت اطلاعات، «کيس حميد بقايي» را، بدون ذکر نام وي، به عنوان «نمونه‌اي مثال‌زدني» عنوان مي‌کردند.
3- مشايي اهل روستاي «مشا» رامسر است. «مشاء» واژه عبري است به معني «اجتماع» و «طايفه» و «کلني» و «جمع». با «مشاع» فارسي هم‌ريشه است. در شمال دماوند نيز روستا و دشت مشاء وجود دارد. منطقه دماوند، تا سده هيجدهم ميلادي، منطقه‌اي با جمعيت متراکم يهودي بوده. پيش‌تر درباره فعاليت فرقه دونمه در دماوند نوشتم:

محفلي منسجم از «دماوندي‌ها»، و وابستگان آن‌ها، در ساختار حکومتي ايران، به‌ويژه در نهادهاي حساس، بسيار قدرتمندند و از اينرو سال‌هاست توجه مرا جلب کرده‌اند. آنان در تمامي جناح‌هاي سياسي حضور دارند؛ هر چند همه کساني که مورد نظر من‌اند «دماوندي» نيستند و اين تلقي من تمامي «دماوندي‌ها» را شامل نمي‌شود. ديگران نيز فراوان هستند با پيشينه و عملکرد مشکوک.
...
اين گروه‌هاي به حاشيه قدرت رانده شده چندان ناشناس هم نيستند. سابقه‌ حجتيه‌اي مهدي چمران و حسن بيادي و مشايي و شيخ عطار و حضور پررنگ اين انجمن در دانشگاه علم و صنعت و تاثير رگه‌ كمونيسم‌ستيزشان بر افرادي چون احمدي‌نژاد گم نيست.
....
اما انجمن حجتيه يكي از گروه‌هاي به حاشيه رانده است. در كنار اين‌ها سرداري هم هست كه در حيات امام خميني آن قدر خطا و فساد كرد كه او دستور داد به جايي تبعيدش كنند كه قلب خطر باشد شايد شهيد شود و حسنات قبلي‌اش از كف‌اش نرود. و دعاي خير امام هم كارساز نشد و اگر بدانيد الان در كدام مدرج و مرتبه هست يقين دست خود را به دندان خواهيد گرفت. اين سردار و اطرافيانش نيز ديگر دوست ندارند در حاشيه باشند. [منظور سردار محمدباقر ذوالقدر است. شهبازي]

حركت مافيايي تخريب احمدي‌نژاد را خوب ديديد، اما به حركت مافيايي تعزيز احمدي‌نژاد هم نگاه كنيد. ديده‌ايد بر ديوارها چه مي‌نويسند؟ «تا دولت كريمه يك يا حسين ديگر» و «مرگ بر اغنيا، درود بر احمدي‌نژاد.» اين فرمول تحريك احساسات طبقاتي و مذهبي مردم براي يك هدف فاسد سياسي نبايد براي من و شما ناآشنا باشد. «شاس» هميشه با همين دوز و كلك‌ها رأي مي‌آورد و خودش را سكان قايق طوفان‌زده اسرائيل مي‌كند. رونوشت‌ها شديدا برابر اصل است.

6- در مواردي، ريشه شناسي نام‌ها مي‌تواند منشاء قومي و نژادي افراد را روشن کند. به اين دليل، تغيير «نام» در شناسنامه‌، به منظور از ميان بردن پيشينه فوق، در سال‌هاي پس از انقلاب رواج فراوان يافت. براي مثال، مي‌توان «بنيامين» (بن + يامين= نام يکي از قبايل بني‌اسرائيل) را به «يامين‌پور» تغيير داد. (مانند نام وحيد يامين‌پور از بنيانگذاران وبگاه افراطي «رجانيوز» و مجري مصاحبه‌هاي مهم سياسي شبکه اوّل سيما در دوره انتخابات.) اسامي چون «بنيامين» و «اسرائيل» و «يهودا» کاملاً يهودي است و متفاوت است با اسامي قرآني، مانند ابراهيم و اسحاق و يعقوب، که در ميان مسلمانان رواج دارد. اسامي اماکن نيز مي‌تواند در مواردي روشنگر باشد. براي نمونه، توجه کنيم به اسامي «مشا» و «گلعاد» در دماوند. ريشه نام «گلعاد» دماوند ربطي به «گيل» و «گيلان» ندارد؛ همان گلعاد (عبري) يا جلعاد (عربي) در فلسطين است. ...."""

C:\Users\oceanne\Documents\Pas az Ent 2\8 mordad\يادداشتهاي پراکنده 2.mht

نام:   ali
ای-میل:  
09:55 12 مرداد 1388
مزدوران بسیجی که دستشان آغشته به خون جوانان میهنمان میباشد

http://news.political-articles.net/Group/iran/2009/August/ir00551.htm

نام:  
ای-میل:  
01:08 11 مرداد 1388
فرض کنیم که در دهکده ای پنجاه تا آدمکش و متجاوز تمام دهکده را با زور قتل و زندان و با تهدید به مرگ به گروگان و به بردگی کشیده اند و مردم دهکده دیگر نمی توانند پس متجاوزین بر بیایند. آیا اگر از دهکده دیگری عده ای (بد یا خوب) آمدند و به دهکده حمله کردند و شر آن قاتلین و متجاوزین را کم کردند، مردم دهکده میگویند که چرا این کار را کردند یا اینکه لااقل برای مدت کوتاهی از آنها استقبال می کنند؟ جواب روشن است و نمونه عراق مثال آن است. وضعیتی که واپسگرایان رژیم دارند برای ایران می سازند وضعیت آن دهکده است. این وضعیت خارجی را فرشته آزادی کرده و پای آنان را به داخل باز می کند. پس تا قبل از اینکه اعتماد بنفس مردم از بین برود باید شر این حاکمین جلاد را کند و گرنه کار مشکل تر و دراز مدت تر خواهد بود.

نام:  
ای-میل:  
09:42 11 مرداد 1388
اعتراف با وکیل و بی وکیل بی اعتبار است. تمام سیستم قضائی و عدالت جمهوری اسلامی چه در ابعاد سیاسی و چه در ابعاد جنایی بی اعتبار است.

نام:  
ای-میل:  
09:41 11 مرداد 1388
تمام اعتراف گیری ها ی این چند دهه با شکنجه گرفته شده و تمام کسانی که اعتراف کرده اند بی گناه می باشند و مردم ایران هیچ کدام از آنها را سرزنش نمی کنند و در صورت امکان دلداری هم می دهند. در جمهوری اسلامی توابی وجود ندارد و همه کسانی که بعد از دستگیری با رژیم همکاری می کنند نمی دانند چکار میکنند و تاثیر شکنجه های زندان است و عقیده آنها عقیده قبل از زندان آنهاست.

رژیم جمهوری اسلامی مثل شیاطین فیلمهای ترسناک می باشد که سعی می کند روح مردم را از آنها گرفته و از جسم آنها برای شهوت قدرت خود استفاده کند.

نام:  
ای-میل:  
01:58 10 مرداد 1388
اگر با منطق کیفر خواست دادگاه مسحره جلو برویم همه مردم ایران از جمله بچه های خردسال ما هم جاسوس سیا هستند و تنها انسانهای پاک دنیا باند کودتاچیان احمق هستند. به کیفر خواست دقت کنید، همه جاسوسند. براستی اگر به اینها بمب اتم بدهید 6 بیلیون آدم دنیا را می کشند تا جهان را برای اسلام و پروردگار پاک سازی کنند. در این حرف یک ذره اغراق وجود ندارد استدلال اینها بسیار روشن است.

نام:  
ای-میل:  
18:49 10 مرداد 1388
اگر بازجویان بخواهند انتخابات تقلب اعلام شود خامنه ای را دستگیر می کنند و او در دادگاه خواهد گفت انتخابات تقلب بوده.در مورد ابطحی و سایر دستگیر شدگان مهم این است که بدانیم در طول دستگیری او با او چکار کرده اند نه اینکه الان او چه می گوید.

نام:  
ای-میل:  
18:48 10 مرداد 1388
اگر انتخابات تقلب بوده و موسوی و بقیه عامل اغتشاش هستند چرا موسوی و رفسنجانی و خاتمی را دستگیر نمی کنند و ابطحی را آوردند دادگاه، جرم آنها که بیش تر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نام:  
ای-میل:  
17:10 9 مرداد 1388
بحران کابینه ای احمدی نژاد ساختگی است تا بگوید که دولت نظامی، نظامی نیست و از اوامر غیر نظامی رهبری پیروی می کند و یا مثلا خامنه ای با بسیج و سپاه حکومت نمی کند. ولی بنظر می آید که دولت دارد بسرعت تحت رهبری خامنه ای نظامی می شود و آنها تا بحال فواید آن را هم تجربه کرده اند. این تظاهراتها اگر به یک اعتراض و اعتصاب سراسری و همه گیر تبدیل نشوند، نظامیون که در عین حال واپسگرایان هم هستند حاکمیتی شبیه عربستان را در ایران بوجود می آورند. نمی گویم مثل طالبانی چون طالبانی نفت نداشت که دولت خود را از طریق اتکاء به یک قدرت خارجی نگه دارد. فاجعه ای بدتر از اسلامی شدن انقلاب قبل در پیش است.

نام:   ali
ای-میل:  
16:31 8 مرداد 1388
موسوی وارد بهشت زهرا شد.

مادر ندا نیز در بهشت زهرا حاضر خواهد شد.

http://zamaaneh.com/news/2009/07/post_9916.html



نام:   ali
ای-میل:  
15:29 8 مرداد 1388
مقدمه : واقعیات زیر بسیار آزار دهنده اند و من نیز از گفتنشان اکراه فراوان دارم ـ اما چاره ای نیست جز افشای هر چه بیشتر آنها.

ماهیت "ایدئولوژیک" دستگاه خامنه ای و هدایت کنندگانش چیست؟ تقریبا می توان گفت : هیچ!

واقعیت آن است که مهره های این دستگاه ـ اگر هم به فرض روزی روزگاری دین و ایمان و "ایدئولوژی" داشتند ـ مدتهاست که همه را بوسیده اند و دور ریخته اند و به آغوش خود شیطان فرو رفته اند. آنها جز به انواع شهوت و قدرت و حفظ بساطشان نمی اندیشند. در میان اینان حتی از نماز و روزه خشک خالی هم خبری نیست ـ البته جز برای تظاهر و فریب.در واقع آنها به انواع و اقسام امراض روحی و روانی شدید و وحشتناک دچارند. اگر کوچکترین عقل و شرافت و نظم و قانونی در کار بود ـ بی هیچ اغراقی این افراد باید فورا در تیمارستانهای مجهز بستری می شدند.

کسانی چون مصباح یزدی ـ نوکر ماسونی که مثلا "ایدئولوگ" دستگاه خامنه ای می باشد ـ از سر تا پا فاسد اندر فاسدند. فساد اینها به هیچ روی حتی در حد و حدودی که بیشتر مردم معمولی تصور می کنند ـ نیست. بسیار بالاتر از اینهاست ـ به طوری که ممکن است حتی در تصور بعضی نیز نگنجد و یا با اطلاع از آن به تهوع و یا شب بیداری دچار شوند. بی هیچ اغراقی چنین است و من نمونه های عملی آن را دیده ام. بعضی افراد حتی قادر به شنیدن نصف ماجرا هم نیستند!

فساد اینها بسی فراتر از دزدی و چپاول و دروغ های بزرگ و کلاهبرداریهای کلان و تصاحب همسران مردم و حتی فراتر از قتل و شکنجه به معنای عام آن است. اینها منجمله از کشتن ـ از شکنجه کردن ـ از تجاوز جنسی ـ از خون و چرک قربانیان و از فریاد ها و ضجه های آنان و امثالهم ـ شخصا "لذت وافر" می برند ـ فیلمهای چنین صحنه هایی را را دست به دست می گردانند و برایش سر و دست می شکنند. بعضی از آنها حتی "لذت شهوانی" می برند و با دیدن چنین صحنه هایی "ارضای جنسی" می شوند ـ که مصباح یزدی و مرتضوی بیشک در این زمره اند.

بسیاری از این افراد نه تنها همجنس باز هم هستند بلکه وقتی "نیاز" دارند ـ برایشان فرق چندانی نمی کند که با چه موجودی کار خود را می کنند. آنها به خصوص تجاوز به عنفی را که "به زور" و با کتک و ضرب و شتم همراه باشد بیش از حالات دیگر "ترجیح" می دهند. یک حالت "بسیار مطلوب " دیگر برای آنان اعمال "دسته جمعی " و "هر کی به هر کی و همه با هم" است .

بله ـ کسی فکر نکند که ماجرای آن فرمانده ناجای تهران که در خانه اش شش زن را کاملا لخت کرده بود و خودش هم لخت شده بود پیشنمازشان ـ امری غیر عادی و خارج از روال معمول برای این افراد است. آن ماجرا و افشایش تنها یک نمونه و تنها گوشه ای از نوک کوه فاضلاب فساد بیمانند دستگاه خلافت خامنه ای بود. اینرا هم بکویم که حتی اگر روزی به من خبر برسد که اینها عملا گوشت تن آدم را هم می خورند ـ هیچ تعجبی نخواهم کرد!

بدانید که هیچ اغراقی در این تفاصیل نیست .امراض روحی روانی و وحشتناک اینان را حد و حسابی نیست و بدا به حال مردمی که گرفتار چنین قومی شوند و و در اسارتشان حتی یک ساعت بیشتر باقی بمانند.

مضافا برای آنها و با توجیهات امثال مصباح یزدی ـ و البته با درسهای "استادانش" در لژ مربوطه ـ هدف وسیله را صد در صد توجیه می کند.هر نوع دروغ ـ قتل ـ جنایت ـ تجاوز نه تنها مجاز است بلکه در راه "هدف مقدس" خود عین صواب هم هست . دیدیم که چندین سال پیش حتی در حرم امام رضا و در بین زائرین هم بمب منفجر کردند. و نیز دیدیم که در روزهای اول پس از انتخابات اخیر در حرم خمینی هم انفجار درست کردند ولی پس از آنکه دیدند دیگر چنین "سناریو ها" و بوزینه بازیهای معمولشان در این شرایط کار نمی کند ـ زود سر و صدایش را خواباندند و ماستمالی کردند.

می بینیم که چنین نظرات و چنین عملکردهایی کاملا با حالات و عملکردهای مذکور در بالا مطابقت دارند ـ آنها به شدت از نظر روحی و روانی مریضند و به حیوانات هاری می مانند که خوب "تغذیه" می شوند و اهرمهای مهم قدرت را هم در دست دارند و قفل زنجیرشان را هم مدتهاست که باز کرده اند.

گفتنیها و توصیفات وحشتناک اینچنینی در رابطه با این افراد فراوانند باضافه بعضی مثالهای مشخص از این اعمال که شاید در آینده بیشتر از آنها بگویم.

ما مردم ایران باید تکلیف خود را همین الان یکبار برای همیشه با دستگاه سراسر فساد و جنایت و کثافتی که خامنه ای اکنون در جایگاه اصلی ترین سمبل آن قرار گرفته ـ روشن کنیم ـ کاملا روشن کنیم. باید درب این چاه فاضلاب را کاملا تخته کرد و برای همیشه خشکاندش. بلای این فاضلاب البته مدتهاست که توسط استعمار به جان ما افتاده و اکنون بهترین زمان برای یک تسویه حساب همیشگی با آن است. پس از سقوط خلافت خون و جنون و جنایت خامنه ای ـ اگر بلافاصله قادر به برقراری ازادی بیان و نیز منسوخ کردن هر گونه شکنجه و اعدام در ایران ـ نائل شویم ـ آنگاه می توانیم بگوییم که یک قدم اساسی به سمت بهروزی و آمال اصیل مردم برداشته ایم ـ گرچه پس از آن هنوز راهی دراز در پیش خواهد بود....

نام:   ali
ای-میل:  
12:17 8 مرداد 1388
آقای باستانی واقعیتهای مهمی را در کنار هم چیده ـ اما من با نتیجه گیری او ـ "عدم تعادل روانی" ـ مخالفم. به نظر من این بخشی از یک بازی/جنگ روانی است که با مردم و حتی خود نظام در جریان است و اتفاقا از مهمترین اهداف این بازی بر هم زدن تعادل روانی و تمرکز فکری و منطقی و گیج کردن مردم و حتی کسانی در رژیم است. پاراگرافی از مقاله:

"

اجازه دهید مثالی بزنیم: در دوران مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری 84 ، احمدی نژاد در هنگام تعریف زندگی گذشته خود گفت که پدرش در سال 72 "بر اثر حادثه تصادف فوت کرده است". ده ماه پس از رسیدن به مقام ریاست جمهوری، رییس جمهور دوباره اعلام کرد که پدرش فوت کرده است. متعاقباً تمام مقام های مملکتی به او تسلیت گفتند و در مجلس ختم "پدر رییس جمهور" شرکت کردند و خود محمود احمدی نژاد هم به عنوان صاحب عزا در مجلس حضور یافت. آیا ممکن است پدر او دوبار فوت کرده یا آنکه وی در قبل و بعد از ریاست جمهوری خود، از فوت دو نفر به عنوان پدر خود خبر داده باشد؟ قطعاً نه. پس چرا محمود احمدی نژاد چنین دروغی را گفته است؟ وقتی رییس جمهور در مورد موفقیت های دولت خود دروغ می گوید، می توان به راحتی دلیل این کار را فهمید. اما برای دروغ گفتن در مورد مرگ پدر هم مفعت سیاسی مشخصی وجود دارد؟ "

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2009/july/29//-b161881ea3.html

می بینیم که حتی پدر صبورچیان/ا.ن. هم تکلیفش اینچنین است و ظاهرا این "سران نظام" حتی زحمت سوال کردن راجع به چنین تناقضهای آشکار و مضحکی را به خود نداده اند ـ چه رسد که از نسب و شجره این موجود پرسشی بعمل آورند! حالا هم نتیجه کارشان و نظامشان می شود این! این است نتیجه خود را گول زدن ـ سر به زیر برف کردن ـ فهم و درک "آزادی" نداشتن و قدر و حیاتی بودنش را ندانستن ـ کورکورانه اطاعت کردن ـ وجدان ضعیف داشتن ـ در چنگال تعصب خارای کور بودن آقایان نابغه "سران نظام" ذوب شده در وافور خامنه ای و خدعه هدایت کنندگان اجنبی پرستش.

نام:   ali
ای-میل:  
11:22 8 مرداد 1388
چهلم جانباختگان فقط در بهشت زهرا

میرحسین موسوی و مهدی کروبی امروز (پنجشنبه) هیچ برنامه‌ای جز حضور در بهشت زهرا ندارند و همانطور که در سایت‌های قلم نیوز و سحام نیوز اعلام شده، برنامه چهلمین روز شهادت شهدای جنبش سبز از ساعت 4 عصر روز پنجشنبه از قطعه 257 بهشت زهرای تهران آغاز خواهد شد


http://enghelabe-eslami.com/maghalat/chehelom-jan-bakhtegan-fagha-dar-beheshte-zahra.htm

نام:   ali
ای-میل:  
11:20 8 مرداد 1388
In baare chahaarom ast mefrestam!a

ــ گویی کار از دژ به بیرون کشیده !یکی دو روز پیش در سرمقاله روشنگری در رابطه با موقعیت و آرایش مردم و دشمنان آدمخوارشان صحبت از دژ دشمن شد و اینکه باید با کندن خندقی به دور آن هر چه بیشتر منزویش کرد. این تشبیه و تاکتیک به نوبه خود بسیار صحیح است و تعمیق انزوای دشمن همیشه کاریست.

اما به نظرم در این موقعیت تشبیه دیگری نیز می تواند بسیار کار ساز باشد.

از جهاتی مهم ـ دژ آنها به شدت فرسوده و فروریخته بود . حال که در محاصره عظیمی هم گرفتار شدند ـ دیگر نمی توانستند چندان به امنیت آن حصار تکیه و اطمینان کنند. این بود که بیرون زدند(خامنه ای به نماز جمعه مربوطه رفت) با این فکر که با حداکثر قوا با مردم مواجه شده شاید که آنها را وادار به هزیمت کنند. اما این فکر هم اشتباه محض بود. در تعقیب مردم به مرداب و باتلاقی عظیم برخوردند و گرفتار شدند. حال تا کمر در لجن و باتلاقی فرو رفته اند که آهسته آهسته آنان را در کام خود می کشد ـ گرچه هنوز سلاح و مسلسل و آر پی جی به دست دارند و می زنند. مردم هم در درختان اطرافند ولی همچنان آنها را در محاصره کامل دارند ـ اما بی سلاحند.

در این حالت باید با اجرای مانورهایی دشمن را به تحرک و تقلا و حرکت هر چه بیشتر وا داشت چرا که هر حرکتی "اشتباه" دیگری خواهد بود و به تسریع مدام غرق شدن آنها خواهد انجامید. قدری دیگر که فرو روند ـ نهایتا با سنگها هم می توان آخر آتششان را خاموش کرد.بواقع همین روند نیز کم و بیش در حال انجام است .

ــ حمله به قرارگاه اشرف : هدف اصلی از این عمل سبعانه باز هم انحراف اذهان از اصل ماجرا و کودتا و رهبرانش ـ و جنبش و خواسته های اصیل آن است. پاسخ محوری به چنین شعبده بازیهایی همواره باید حتی تیزتر کردن نوک پیکان تمرکز بر اصل ماجرا و ادامه بی وقفه جنبش و مبارزه و باز هم تعمیق و گسترش هر چه بیشتر آن باشد.

دشمنان آدمخوار اکنون به هر زمین و زمانی می زنند و "سناریو های" هر نوع حسین شریعتمداری را به کار می بندند تا بلکه اذهان از چنین تمرکز برنده و سوزانی به نحوی منحرف شود. اما زهی خیال باطل ای ابلهان. روزگار "سناریو های" شما مدتیست که به سر آمده و هنوز مست خواب و خونید . موج خروشان تصمیم و ارده مردم تا قطع قاطعانه و ریشه ای همه دستان پلید و جنایتکار همه شما آدمخواران و همه وابستگانتان از هر گونه اهرم قدرت لحظه ای از پای نخواهد نشست.

دشمن همچنین اهداف دیگری را را نیز از این حمله دنبال می کند.از آن جمله می تواند آن باشد که یک شبیه سازی ذهنی/روانی ایجاد کنند که بیشتر جهت مصرف داخلی روی مزدوران و وابستگانشان بوده و به امید کاستن از ریزش وحشتناک و روزانه آنها می باشد. آنها در استیصال مهیب و باتلاقی خود امیدوارند که ایجاد صحنه های چماق کشی جلوی قرار گاه و ضرب و شتم ساکنان بی پناه آن ـ تداعی کننده چماقداران خود در مقابل مردم بی پناه داخل ایران باشد . در این حالت ـ از یکطرف چماقداران با "ارتش" عراق "شیعه" در "ترادف" قرار می گیرند ـ و از طرف دیگر مردم ایران و تظاهر کنندگان و زندانیان نیز در "ترادف" با "منافقین" قرار می گیرند. فکر می کنند که با مقداری کار دوربینی و "رسانه ای /هنری" می توانند این "ترادفها" را جا انداخته و "منافقین قدیم و جدید" را در کنار هم گذاشته و مزدوران خود را "احساساتی" کنند. اما باز هم زهی خیال باطل. کار این ابلهان ددمنش از این "مرهمها" گذشته است.

اهداف دیگری نیز می توانند در کار باشند که فعلا از آنها می گذریم.

شکی نیست که با وجود منفور و بی پایگاه بودن بودن رهبری آبرو باخته و بی اعتبار فرقه رجوی در میان اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران ـ همین مردم اعمال وحشیانه و جانایتکارانه "ارتش و پلیس" عراق را به شدت و قویا محکوم می کنند. اما رجوی و جدیدترین روسایش هم به شدت مواظب باشند که باز هم دچار خطای فاحش دیگری در "محاسبه" نشوند و از وجدان و انسانیت مردم ایران هیچگونه "پیام و تفسیر" اشتباهی و خودشیفتگانه دیگری برداشت نکنند.

آخر اینکه ـ رجوی باید روزی پاسخ بدهد که اصلا دقیقا چرا و به چه علت و توجیهی این افراد بی پناه را در حتی در اوضاع سالهای اخیر در آن پایگاه کذایی نگه داشته بوده است؟! شک فراوان دارم که او از این بابت هم هیچگونه احساس مسئولیت و ندامتی بکند چرا که "وجدان" این ولی فقیه از "وجدان" آن یکی ولی فقیه چندان بیدارتر و زنده تر نبوده و نیست.

نام:   ali
ای-میل:  
11:07 8 مرداد 1388
ــ گویی کار از دژ به بیرون کشیده !یکی دو روز پیش در سرمقاله روشنگری در رابطه با موقعیت و آرایش مردم و دشمنان آدمخوارشان صحبت از دژ دشمن شد و اینکه باید با کندن خندقی به دور آن هر چه بیشتر منزویش کرد. این تشبیه و تاکتیک به نوبه خود بسیار صحیح است و تعمیق انزوای دشمن همیشه کاریست.

اما به نظرم در این موقعیت تشبیه دیگری نیز می تواند بسیار کار ساز باشد.

از جهاتی مهم ـ دژ آنها به شدت فرسوده و فروریخته بود . حال که در محاصره عظیمی هم گرفتار شدند ـ دیگر نمی توانستند چندان به امنیت آن حصار تکیه و اطمینان کنند. این بود که بیرون زدند(خامنه ای به نماز جمعه مربوطه رفت) با این فکر که با حداکثر قوا با مردم مواجه شده شاید که آنها را وادار به هزیمت کنند. اما این فکر هم اشتباه محض بود. در تعقیب مردم به مرداب و باتلاقی عظیم برخوردند و گرفتار شدند. حال تا کمر در لجن و باتلاقی فرو رفته اند که آهسته آهسته آنان را در کام خود می کشد ـ گرچه هنوز سلاح و مسلسل و آر پی جی به دست دارند و می زنند. مردم هم در درختان اطرافند ولی همچنان آنها را در محاصره کامل دارند ـ اما بی سلاحند.

در این حالت باید با اجرای مانورهایی دشمن را به تحرک و تقلا و حرکت هر چه بیشتر وا داشت چرا که هر حرکتی "اشتباه" دیگری خواهد بود و به تسریع مدام غرق شدن آنها خواهد انجامید. قدری دیگر که فرو روند ـ نهایتا با سنگها هم می توان آخر آتششان را خاموش کرد.بواقع همین روند نیز کم و بیش در حال انجام است .

ــ حمله به قرارگاه اشرف : هدف اصلی از این عمل سبعانه باز هم انحراف اذهان از اصل ماجرا و کودتا و رهبرانش ـ و جنبش و خواسته های اصیل آن است. پاسخ محوری به چنین شعبده بازیهایی همواره باید حتی تیزتر کردن نوک پیکان تمرکز بر اصل ماجرا و ادامه بی وقفه جنبش و مبارزه و باز هم تعمیق و گسترش هر چه بیشتر آن باشد.

دشمنان آدمخوار اکنون به هر زمین و زمانی می زنند و "سناریو های" هر نوع حسین شریعتمداری را به کار می بندند تا بلکه اذهان از چنین تمرکز برنده و سوزانی به نحوی منحرف شود. اما زهی خیال باطل ای ابلهان. روزگار "سناریو های" شما مدتیست که به سر آمده و هنوز مست خواب و خونید . موج خروشان تصمیم و ارده مردم تا قطع قاطعانه و ریشه ای همه دستان پلید و جنایتکار همه شما آدمخواران و همه وابستگانتان از هر گونه اهرم قدرت لحظه ای از پای نخواهد نشست.

دشمن همچنین اهداف دیگری را را نیز از این حمله دنبال می کند.از آن جمله می تواند آن باشد که یک شبیه سازی ذهنی/روانی ایجاد کنند که بیشتر جهت مصرف داخلی روی مزدوران و وابستگانشان بوده و به امید کاستن از ریزش وحشتناک و روزانه آنها می باشد. آنها در استیصال مهیب و باتلاقی خود امیدوارند که ایجاد صحنه های چماق کشی جلوی قرار گاه و ضرب و شتم ساکنان بی پناه آن ـ تداعی کننده چماقداران خود در مقابل مردم بی پناه داخل ایران باشد . در این حالت ـ از یکطرف چماقداران با "ارتش" عراق "شیعه" در "ترادف" قرار می گیرند ـ و از طرف دیگر مردم ایران و تظاهر کنندگان و زندانیان نیز در "ترادف" با "منافقین" قرار می گیرند. فکر می کنند که با مقداری کار دوربینی و "رسانه ای /هنری" می توانند این "ترادفها" را جا انداخته و "منافقین قدیم و جدید" را در کنار هم گذاشته و مزدوران خود را "احساساتی" کنند. اما باز هم زهی خیال باطل. کار این ابلهان ددمنش از این "مرهمها" گذشته است.

اهداف دیگری نیز می توانند در کار باشند که فعلا از آنها می گذریم.

شکی نیست که با وجود منفور و بی پایگاه بودن بودن رهبری آبرو باخته و بی اعتبار فرقه رجوی در میان اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران ـ همین مردم اعمال وحشیانه و جانایتکارانه "ارتش و پلیس" عراق را به شدت و قویا محکوم می کنند. اما رجوی و جدیدترین روسایش هم به شدت مواظب باشند که باز هم دچار خطای فاحش دیگری در "محاسبه" نشوند و از وجدان و انسانیت مردم ایران هیچگونه "پیام و تفسیر" اشتباهی و خودشیفتگانه دیگری برداشت نکنند.

آخر اینکه ـ رجوی باید روزی پاسخ بدهد که اصلا دقیقا چرا و به چه علت و توجیهی این افراد بی پناه را در حتی در اوضاع سالهای اخیر در آن پایگاه کذایی نگه داشته بوده است؟! شک فراوان دارم که او از این بابت هم هیچگونه احساس مسئولیت و ندامتی بکند چرا که "وجدان" این ولی فقیه از "وجدان" آن یکی ولی فقیه چندان بیدارتر و زنده تر نبوده و نیست.

نام:  
ای-میل:  
11:06 8 مرداد 1388
علی رغم مواضع ارتجاعی مجاهدین در طول جنگ عراق با آمریکا، جان هواداران مجاهدین در کمپ اشرف را باید از دست دولت ارتجاعی عراق نجات داد. بهترین راه حل فرستادن آنها به کشورهای اروپائی بعنوان پناهنده سیاسی است.

نام:   ali
ای-میل:  
23:02 7 مرداد 1388
فریادهای تکبیرتان هر چه پر صلابت تر و کوبنده تر باد...

پنجشنبه ۸ مرداد : به هر کوی و برزن این میهن و جهان میلیمونها و میلیونها و میلیونها سبز شویم و به دشمنان آدمخوارمان بار دیگر نشان دهیم که ما بیشمارانیم و هیچ سر ایستادن نداریم.... زنده و پیروز است فوران سبز ما....

میهن خود را هر چه سبزتر کنیم و هیچ دیوار و خیابانی را از رنگ و شعارهای سبز محروم نگذاریم....

کیسه های رنگ سبز را به هر سو پرتاب کنیم....

جنبش سبز پیروز است ـ پیروزی اش نزدیک است

نام:   ali
ای-میل:  
23:01 7 مرداد 1388
معصومه ابتکار :

"چند روز پیش به عیادت امیر رفتم. امیر یکی دیگر از جوانانی است که در انتهای راهپیمایی عظیم و آرام ٢۵ خرداد معترضان به نتایج انتخابات اخیر صدمه دیده است. او حتی در این تظاهرات حضور نداشته و در بازگشت از فرودگاه مهرآباد و در مسیر خانه مورد حمله قرار می گیرد.

امیر جوانی با ایمان از خانواده ای متدین است که پدرش از مبارزین پیش از انقلاب بوده و شاید نیمی از ثروتش را طی دوران جنگ به انحاء مختلف مصروف جبهه های دفاع مقدس کرده است.

امیر می گفت: به میدان آزادی که رسیدم حدود ساعت 8 شب بود. همانطور که به تنهایی داشتم از گوشه ای حرکت می کردم تعداد زیادی از افراد باتوم به دست و کلاه به سر را دیدم که به سویم می آیند، اما با خود فکر کردم به من که کاری ندارند و آرام از گوشه ای به راهم ادامه دادم که ...

امیر حالا حدود 40 روز است که بر روی یک تخت در حالی که از گردن به پایین فلج است، خوابیده و شرایط تلخی را می گذراند.

می گفت: دهها ضربه باتوم خوردم و در حالی که هیچ دفاعی نداشتم ناگهان تیری به صورتم اصابت کرد و بعد هم دو گلوله خلاص به سرم ...

زنده ماندن امیر یک معجزه است. گلوله ای در کنار چانه او شلیک شده که پس از عبور از کنار فک در نزدیکی نخاغ ایستاده است و دو گلوله ای که به سرش زده اند، پوست را صدمه زده و مغزش آسیبی ندیده است.

امیر با صدایی آرام در حالیکه از اکسیژن استفاده می کرد و جملاتش را مقطع به زبان می آورد، می گفت: حتما خداوند حکمتی داشته که این اتفاق برایم رخ داد. من راضیم به رضای او ...

چشمم به صورت پدر پیرش افتاد که با عشق و اشک او را نگاه می کرد."

http://greenebtekar.persianblog.ir/post/324/


نام:   ali
ای-میل:  
20:39 7 مرداد 1388
فریادهای تکبیرتان هر چه پر صلابت تر و کوبنده تر باد...

پنجشنبه ۸ مرداد : به هر کوی و برزن این میهن و جهان میلیمونها و میلیونها و میلیونها سبز شویم و به دشمنان آدمخوارمان بار دیگر نشان دهیم که ما بیشمارانیم و هیچ سر ایستادن نداریم.... زنده و پیروز است فوران سبز ما....

میهن خود را هر چه سبزتر کنیم و هیچ دیوار و خیابانی را از رنگ و شعارهای سبز محروم نگذاریم....

کیسه های رنگ سبز را به هر سو پرتاب کنیم....

جنبش سبز پیروز است ـ پیروزی اش نزدیک است

نام:  
ای-میل:  
23:04 6 مرداد 1388
بازدید از زندانها باید:
1 - سریع و بدون برنامه قبلی باشد.
2 - باید مردم در آن شرکت کنند.

بطور کلی:
زندان اوین و تمام زندانهای مخوفی که دور از چشم مردم ایران و جهان می باشد باید تخریب شوند.

زندان سیاسی باید تخریب شود و چیزی بنام زندانی سیاسی نباید وجود داشته باشد.

زندانهای غیر سیاسی باید هر هفته توسط نمایندگان غیر رسمی مردم بطور سرنزده بازدید شود.

برای جلوگیری از تروریسم داخلی و یا سوء استفاده و تجاوز:
باید اسلحه گرم در میان مردم توزیع شود. در ابتدا خونریزی زیاد خواهد بود اما بتدریج دستگیری های خودسرانه، آدم ربائی ها و قتلهای مشکوک کم خواهد شد.

نام:   ali
ای-میل:  
23:01 6 مرداد 1388
روز پنجشنبه (۸ ) امرداد شام غریبان در سراسر ایران و جهان

زمان شروع : غروب آفتاب ـ پایان : آزاد

مکان :

پارک های لاله ـ گفتگو ـ اندیشه ـ دیگر پارک ها ـ میادین بزرگ ـ میادین کوچک ـ خیابان ها ـ کنار اتوبان ها ـ کوچه ها و یا حتی پشت بامها....سبزها همدیگر را خواهند یافت.

ـ جنبش سبز پیروز است ـ پیروزی اش نزدیک است

نام:   ali
ای-میل:  
23:56 6 مرداد 1388
سايت موسوی در فيس بوک : برگزاری چهلم شهدا قطعی است چه با مجوز و چه بی مجوز. پشت درب ها و در خیابانهای اطراف مصلی حاضر خواهیم شد. بعد با شمع به منزل شهدا می رویم برای شام غریبان.. برای قدرت نمایی با حضور ملیونی رسانه شمائید.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4380

http://www.facebook.com/mousavi

روز پنجشنبه (۸ ) امرداد شام غریبان در سراسر ایران و جهان

زمان شروع : غروب آفتاب ـ پایان : آزاد

مکان :

پارک های لاله ـ گفتگو ـ اندیشه ـ دیگر پارک ها ـ میادین بزرگ ـ میادین کوچک ـ خیابان ها ـ کنار اتوبان ها ـ کوچه ها و یا حتی پشت بامها....سبزها همدیگر را خواهند یافت.

----------

ـ جنبش سبز پیروز است ـ پیروزی اش نزدیک است.


نام:   ali
ای-میل:  
17:19 6 مرداد 1388
ـ به دوستان گرامی مجری در "رادیو آزادگان" ـ با احترام سه پیشنهاد دارم ـ لطفا بسیار سریعتر و نیز محکمتر صحبت کنید.سخت اقتضای زمانه است.آخر اینکه ـ مقدمه و مشخصات ماهواره را هم کوتاه و تند بگویید و رد شوید و به اصل ماجرا برسید! این مقدمه آنقدر آهسته و طولانی است که می شود طی آن یک چرت کامل زد! ممنون.

ـ شعارها و مخصوصا اله اکبر را از ته دل و با ابهت و صلابت هر چه بیشتر فریاد کنیم....

ـ جنبش سبز پیروز است ـ پیروزی اش نزدیک است.

نام:  
ای-میل:  
22:01 3 مرداد 1388
چیزی بنام وحدت ملی در ایران وجود ندارد و درخواست کودتاچیان از اصلاح طلبان و تغییر طلبان برای ایجاد وحدت ملی در واقع فرمان به آنها برای بستن دهان خود و طرفدارانشان است. حقیقت این است که حالا باید اصلاح طلبان و تغییر طلبان بدانند که حکومت اسلامی و اسلامیت رژیم راه خطائی بود. یا اصلاح طلبان و تغییر طلبان این موضوع را می فهمند و وحدت نمی کنند و یا آنها هم با بقیه حکومت اسلامی به زباله دان تاریخ خواهند پیوست. متاسفانه جاروی تاریخ کور است و تر و خشک را با هم می سوزاند.

نام:   ali
ای-میل:  
14:27 3 مرداد 1388
1 ) نمونه ای از فساد آیت الابلیس ـ محمد یزدی:

آیت الشیطان یزدی، محمد به کمرت بزنه، ما هی‌ حیا میکنیم، که فسادهای اخلاقی‌ تو و خونوادت رو نگیم اما مجبورمون میکنی‌ که عنوان کنیم.تو دفتر بازرسی ویژه تو فردی بود به نام مشهدی که مستقیم برای تو کار میکرد و فرد شناخته شده‌ای هم هست الان هم در قوه قضایه حضور داره، پرونده فردی به نام آقای رنجبر که یکی‌ از کارخانه داران قم بود برای رسیدگی به تخلفات دادگاه به دستش رسید,‌ پیگیر کننده پرونده همسر آقای رنجبر بود، که در برجهای سامان سکونت داشت, خانمی فوق العاده زیبا با دو فرزند، چند بار که به دفتر جناب عالی‌ با هماهنگی‌ مشهدی مراجعه کرد شما به ایشان گفتین این مرد لایق تو نیست، که نوار مکالمات شما هنوز در وزارت اطلاعات موجود هست، اگر کسی‌ در اون وزارت شرف داشته باشه این نوارها رو افشا می‌کنه، و بالاخره زندانی رو مجبور به طلاق از همسرشون کردین که به صیغه شما در بیاد..روز‌های پنج شنبه بعد از ظهر پس از اقامه نمازتان در یکی‌ از مساجد شمیران به اتفاق راننده به منزل این خانوم تشریف میبردین و شوهر بی‌ نوا نیز در زندان دچار جنون شد، اون وقت شما دم از ولایت خدا میزنید؟ آیا میدانید رنجبر حالا در یکی‌ از بیمارستنهای روانی‌ تهران بستری هست، شما پس از یکی‌ دو سال رابطه با همسر ایشون بعد از این که فهمیدین وزارت پیگیر ماجرا هست با قول، دادن بخشی از سهام کارخانه لاستیک سازی دنا ایشون رو رها کردین ولی‌ ....

http://che-mishavad.blogspot.com/2009/07/blog-post_8018.html

2) کاربری که چند وقت پیش از سابقه مشایی در کشتن خواهر زاده اش و اطلاعات از محله او نوشته بود ـ لطفا اطلاعات تکمیلی و جزییات را در این فوروم منتشر کند ـ ممنون.




نام:  
ای-میل:  
10:06 3 مرداد 1388
در یک قابلمه غذا بریزید، مثلا خورش قرمه سبزی. در قابلمه را ببندید و آنرا بگذارید گوشه آشپزخانه. دو هفته بعد بیائید سراغ قابلمه. آنچه که در آن قابلمه مانده جمهوری اسلامی و قوانینش می باشد.

نام:   ali
ای-میل:  
11:56 2 مرداد 1388
لینک صفحه کامنت DN

http://www.democracynow.org/get_involved/contact

نام:  
ای-میل:  
11:55 2 مرداد 1388
چه فروم خسته کننده ای، هیچکس بحث نمی کند و علی آقا آن را به وبلاگ خود تبدیل کرده که البته تقصیر او نیست.

نام:   ali
ای-میل:  
16:56 1 مرداد 1388
می دانیم که دوستان چپگرای غربی و دیگران ـ و نیز برخی از راستگرایان ـ دچار اشتباهات فاحشی در مورد وقایع اخیر ایران شده اند و به قول معروف جای دوست و دشمن را اشتباه گرفته اند. این بیشتر بخاطر عملکرد مخوف سیا و سابقه پرونده آنها در ذهن این افراد غالبا خوش نیت است . این سابقه ذهنی/روانی باعث شده تا آنها بصورت اتوماتیک "فرض" کنند که این یک انقلاب مخملی دیگر است ـ که کودتا را نبینند ـ که دست امپریالیسم را زیر سر کودتاچیان نبینند ـ و خلاصه دوست و دشمن را عوضی بگیرند. متاسفانه "دمکراسی اکنون" نیز از این حالت مستثنی نبوده. من تذکراتی به آنها داده ام ولی تا به حال اثری نکرده! باز یاد داشت زیر را ارسال کردم.

هر کس می تواند این یادداشت یا مشابه آنرا برای این برنامه بفرستد. لینک صفحه کامنت آنها را در آخر می آورم.



Dear Amy - DN! staff

This short note is in regard to the current events in Iran and the coverage of the Democracy Now!a

I , like many of your Iranian listeners , are so very disappointed at your coverage , or lack thereof perhaps , of the post-election events in Iran ; it has lacked the usual depth of your reportings by seveal sad degrees.a

One key point is that you have never called the obvious action/reaction by the ruling faction , Ahmadi Nejad and Khamenei et al , for what it really was/is : a coup.a

The evidence that proves the existance of this coup by now amounts to a mountain! I seriously doubt that the staff and researchers have missed
such evidence.Why??!! Hence I am dumbfounded by your absolute silence in this regard.a

Such silence seems several times even more tragic when we and you witness the ongoing extreme brutality of the coup elements , the killings in the streets in broad daylight , the savage beatings of the young and old and even children , assassinations of the demonstators in secluded alleys, dumpings of the bodies , extensive torture in the prisons , rapings of the prisonars , widespread arrests and constant disappearances,
secret burials , and routine abuse of the victims' families , etc,etc,etc.a

All the elements of a classical coup have been in existance except perhaps tanks in the streets and the fact that the new president was just
fresh out of the election! However , these would be wildly poor reasons for missing the elephant in the room. The fact that the people behind this
coup are running it in a seemingly more "elegant" way should not fool anyone , specially you guys!a

Another mountain of evidence missed by DN is in regard to the very obvious fraud commited by the ruling faction. The evidence , both direct and
circumstantial , are in abundance.I do not want to get into the details of this subject here ; you can easily find these out with some research as well as talking to your sources.a

I hope you are not making the mistake shared by many of the Western leftists , and some on the right , in regard to these events. Please don't
automatically assume anything here i.e. do not automatically assume that this is another "color revolution" designed by certain foreign organizations. In fact they are probably involved but they would be behind the Khamenehi's faction not the other way around. Unfortunately many
of the well-intentioned people in the West are so confused and mistaken about the real nature of the ruling regime in Iran and for one thing, they
think that this regime is indeed "independent" ; that is a common myth , a fantasy facade propogated by the regime and it's "enemies"! That is a very sad fact.a

Finally , your coverage of the coup in Iran is has been in sharp contrast to the one in Honduras.That is another irony of your aforementioned coverage.a

Best Wishes
ali



نام:   ali
ای-میل:  
14:30 1 مرداد 1388
رودهای اصیل ۵۷ ـ سبز و سفید و قرمز و آبی ـ به یکدیگر می پیوندند تا اینبار خروش پاکشان را به بیکرانه برسانند و در آغوش اقیانوس جاودانه شوند.

سرمقاله "اخبار روز" چهارشنبه ٣۱ تير ۱٣٨٨ - ۲۲ ژوئيه ۲۰۰۹

".........
اگر سی سال پیش، آن زمان که جمهوری ما را در اوین به صلابه می کشیدند، اگر بیست و یک سال پیش، آن زمان که جمهوری ما را در خاوران به خاک می سپردند، کسانی بودند که فریاد ما را می شنیدند و به کمک مان می امدند، شاید امروز «موج سبز آزادی» در سوگ جمهوریت خود نمی نشست، شاید مادران ندا و سهراب هم در سوگ عزیزان خود نمی نشستند.


هنوز دیر نشده است، نه، حتما دیر نشده است. پس بیایید دست در دست هم به کمک «نفس مسیحایی» که امروز در جامعه ی ما دمیدن گرفته است، جمهوری را از نو زنده کنیم، اما چنان زنده اش کنیم که جمهوری همه ی ما باشد، با هر فکر و عقیده ای که داریم، با هر مذهبی که داریم یا نداریم، با هر جنسیتی که داریم، با هر قومیت و ملیتی که وابسته اش هستیم. بدون هیچ تفاوتی. جمهوری ای که همه ی ما در آن برابر باشیم، به یک سان حق انتخاب کردن و انتخاب شدن، حق مهر ورزیدن و مخالفت کردن داشته باشیم. "

http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=22652

سرمقاله موج سبز آزادی:

http://www.mowjcamp.com/article/id/1078



نام:   ali
ای-میل:  
17:45 31 تیر 1388
«نهان‌پيشه‌گان»: تأسيس انکيزيسيون و فروپاشي مسيحيت

.....

درباره نفوذ «يهوديان مخفي» در مسيحيت و تأثيرات بزرگ آن بر دين فوق پژوهش‌هاي فراوان انجام گرفته. در «زرسالاران» در اين باره به تفصيل سخن گفته‎ ام. از جمله، نوشتم که بنيانگذاران انکيزيسيون اسپانيا و پرتغال «مسيحي جديد» New Christian بودند يعني يهودياني که خود يا يکي دو نسل پيش به مسيحيت گرويدند با هدف تخريب و فروپاشيدن مسيحيت. در مقابل اينان، يهودياني را نيز داشتيم که از سر صدق به مسيحيت گرويدند مانند آبنر برغشي. منابع يهودي گروه نخست را از زمره «يهوديان مخفي» مي‌خوانند و گروه دوّم را «مرتدين» مي‌نامند. در «زرسالاران» درباره آبنر و «مرتدين يهودي» چنين نوشتم: ......


http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8809.htm#نهان_پيشه_گان

نام:  
ای-میل:  
11:39 31 تیر 1388
تقاضا از نهادهای امپریالیستی برای کمک به مردم ایران ممنوع. فقط از مردم و کارگران غرب کمک بگیریم. آنها هستند که درد ما را می فهمند.

نام:   ali
ای-میل:  
15:32 30 تیر 1388
پوستر: لامپ اضافی روشن، سه شنبه ۳۰ تیر، راس سات ۹، همه با هم

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4031

نام:   ali
ای-میل:  
15:32 30 تیر 1388
@@@@

امشب 30 تیر ـ شب راس ساعت ۹ ـ قطع برق : همه اتوها و جاروبرقیها و مصرف سنگین ها روشن شوند.

نام:   ali
ای-میل:  
12:54 30 تیر 1388
علی خامنه ای به بهانه مبعث پیامبر اسلام، برای مقامات و کارگزاران نظام که آشکارا از شمار آنها دیدار به دیدار کمتر می‌شود، بار دیگر کودتای 22 خرداد را تائید کرد. علی خامنه ای یکبار دیگر چشم به دوربین سیمای جمهوری اسلامی و از این طریق، چشم در چشم ملت ایران دوخته و بنام "ملت" اعتراضات مردم به کودتای انتخاباتی را اغتشاش خواند. او یکبار دیگر رسانه های خارجی را عامل تحریک مردم معترض معرفی کرد!

منظور او از رسانه های خارجی دو تلویزیون بی بی سی و امریکا و دو رادیو فارسی زبان در آلمان و فرانسه باید باشد که با احتیاط کامل برخی اخبار مربوط به جنبش مردم را منتشر می کنند. او انتظار دارد این رسانه‌ها نیز لااقل اگر با سیمای جمهوری اسلامی همسو نشده و به بلندگوی "دروغگوئی" تبدیل نمی شوند، "خفه" شوند، تا تا کودتاچی ها هر کار می خواهند با مردم بکنند.

خامنه ای مردم ایران و سیاستمداران ایران را نادان خطاب کرد و گفت:"دشمنان ملت ایران از رسانه های خود، علنا برای گروه های غافل و نادان اغتشاشگر دستورالعمل چگونگی ایجاد نا امنی، تخریب و در گیری پخش می کنند و از طرف دیگر، مدعی می شوند که در امور داخلی ایران دخالت نمی کنند در حالیکه آشکارترین دخالت ها را انجام می‌دهند."

علی خامنه ای که معلوم نیست از این سخنرانی تا آن سخنرانی در سلول انفرادی زندگی می کند و از خیابان های ایران خبر ندارد و یا دقیقا همه چیز را می داند و نعل وارونه می زند، در ادامه گفت...

http://www.peiknet.com/1388/09tir/30/PAGE/34KHAMNEHI.htm

تحلیل راه توده در پاسخ به تهدیدات جدید خامنه ای: نه خامنه ای آقای خمینی است نه مردم ایران، مردم دهه 60

http://www.rahetudeh.com/rahetude/Sarmaghaleh-vasat/HTML/2009/juni/3/35khamnehi.html

ویدئو تیر اندازی جلادان حقیر تحت امر خامنه ای و روسای وی به مردم ـ عین همین کارها را در سال ۶۰ هم انجام دادند : تیراندازی بی مهابای شعبان بی مخها به میان جمعیت ـ گاه این جمعیتها تنها به صورت آرام و در سکوت تجمع کرده بودند. این است آخر "قهرمان بازیهایی" که این پست فطرتان بی وجدان یاد گرفته اند و بلدند : ببینید :

http://www.peiknet.com/1388/09tir/30/PAGE/shelik.mp4

در "عدل" به سبک خامنه ای ـ به جای اینکه چنین لاتان و اراذلی در زندانها و آسایشگاهای روانی باشند ـ همه گونه اختیارات و اسلحه مجوز دارند که بچه های این آب و خاک را وسط کوچه و خیابان تکه تکه کنند و قهقهه های شیطانی سر دهند. در عوض ـ این ادیبان و نویسندگان و متفکران و روزنامه نگاران و فعلان سیاسی هستند که زندانهای خامنه ای را پر کرده اند. و اکثریت قریب به اتفاق زندانیان عادی و معتادان و غیره هم نیستند به جز قربانیان دیگری محصول "عدل" شگرف خامنه ای ـ این "نابغه" زمانه که خود را در نئشگیهای طولانی و عمیقش یک "شاه عباس" دیگر ـ یا شاید هم "معاویه" ای دیگر می بیند! هم دودان رییس و مرئوسش هم بیشک سنگین سنگین زیر بغلش می گذارند.








نام:   ali
ای-میل:  
19:43 29 تیر 1388
شيوه جديد درج اعتراض بر روي اسكناس با استفاده از پرينتر

http://www.iranianuk.com/article.php?id=39648

نام:   ali
ای-میل:  
19:41 29 تیر 1388
آنچه كه واقعا در 24 خرداد در كوي دانشگاه گذشت.

http://www.iranianuk.com/article.php?id=39684

کدام حکومتی با دانشجویانش چنین می کند؟ با قمه و تبر و کارد و باتوم و گلوله و زنجیر و شات گان نیمه های شب چون کفتاران هار به دانشجویان مملکت می تازند و چنین می کنند؟! نه یک بار نه دو بار که همیشه و به طرزی سیتماتیک! با رکیک ترین و کثیفترین فحشها در کنار مقدسترین اسمها و عناوین مذهبی ـ با شکنجه های بعدی ـ با جنایت در جنایت و خباثت در خباثت و ننگ در ننگ .

خامنه ای تمام شد ـ این ملعون مریض آلت دست بواقع تمام شد ـ و ما شکر گزار یزدان پاکیم. و حالا بی هیچ درنگی نوبت کاسه پر چرک و تعفنیست که در زیر این دندان تمام پوسیده قرار داشته است ـ حفره متعفنی که امثال روح اله حسینیان ـ مصباح یزدی ـ جنتی و یزدی و باند سعید امامی و مظفر بقایی و دار و دسته در آن سالها لانه کرده بودند. زمان خشکانیدن این فاضلاب با تمامی متعلقات آن است ـ با تمامی تشکیلات لاتها و آدمکشان و مریضهای روانی و متجاوزین ـ انصار شیطان ـ موتلفه صهیونیستی ـ گارد ویژه جنایت ـ گارد ضد بشر ـ فداییان شیطان و تمامی لاتها و گاردهای محافظ لانه شیطان و فاضلاب مصباح ماسونی. . مردم بدانند که تا این فاضلاب کاملا خشک نشود ـ روز دیگر باز از جایی سر باز خواهد کرد و ما مردم را آسوده نخواهد گذاشت ـ باز هم از ما و جوانان ما و آینده ما و نسلهایمان چون ضحاک هر روز قربانی خواهد گرفت و به تاراج خواهد برد. تا روز خشکاندن آن از پای ننشینیم ـ و امروز این بواقع حداقل کاریست که باید انجام دهیم... به امید آنکه هر چه زودتر و زودتر این کثیفترین جانیان را در دادگاههای واقعی و علنی مردمی ببینیم و شرح تمامی جنایتها و خیانتهایشان را با صرف حداکثر وقت و دقت و موشکافی و حوصله ـ از زبان پلید آنان و نیز از زبان شاهدان و قربانیان بیشمار آنها بشنویم ـ ضبط کنیم و با وضوح هر چه تمامتر و کاملتر در اختیار آیندگان قرار دهیم. آنروز نزدیک است ـ به قول بچه های جهرم زمان انقلاب : کاخت کنم زیر و زبر یابن مرجانه...

نام:   ali
ای-میل:  
13:40 29 تیر 1388
آنچه كه واقعا در 24 خرداد در كوي دانشگاه گذشت

http://www.iranianuk.com/article.php?id=39684

کدام حکومتی با دانشجویانش چنین می کند؟ با قمه و تبر و کارد و باتوم و گلوله و زنجیر و شات گان نیمه های شب چون کفتاران هار به دانشجویان مملکت می تازند و چنین می کنند؟! نه یک بار نه دو بار که همیشه و به طرزی سیتماتیک! با رکیک ترین و کثیفترین فحشها در کنار مقدسترین اسمها و عناوین مذهبی ـ با شکنجه های بعدی ـ با جنایت در جنایت و خباثت در خباثت و ننگ در ننگ .

خامنه ای تمام شد ـ این ملعون مریض آلت دست بواقع تمام شد ـ و ما شکر گزار یزدان پاکیم. و حالا بی هیچ درنگی نوبت کاسه پر چرک و تعفنیست که در زیر این دندان تمام پوسیده قرار داشته است ـ حفره متعفنی که امثال روح اله حسینیان ـ مصباح یزدی ـ جنتی و یزدی و باند سعید امامی و مظفر بقایی و دار و دسته در آن سالها لانه کرده بودند. زمان خشکانیدن این فاضلاب با تمامی متعلقات آن است ـ با تمامی تشکیلات لاتها و آدمکشان و مریضهای روانی و متجاوزین ـ انصار شیطان ـ موتلفه صهیونیستی ـ گارد ویژه جنایت ـ گارد ضد بشر ـ فداییان شیطان و تمامی لاتها و گاردهای محافظ لانه شیطان و فاضلاب مصباح ماسونی. . مردم بدانند که تا این فاضلاب کاملا خشک نشود ـ روز دیگر باز از جایی سر باز خواهد کرد و ما مردم را آسوده نخواهد گذاشت ـ باز هم از ما و جوانان ما و آینده ما و نسلهایمان چون ضحاک هر روز قربانی خواهد گرفت و به تاراج خواهد برد. تا روز خشکاندن آن از پای ننشینیم ـ و امروز این بواقع حداقل کاریست که باید انجام دهیم... به امید آنکه هر چه زودتر و زودتر این کثیفترین جانیان را در دادگاههای واقعی و علنی مردمی ببینیم و شرح تمامی جنایتها و خیانتهایشان را با صرف حداکثر وقت و دقت و موشکافی و حوصله ـ از زبان پلید آنان و نیز از زبان شاهدان و قربانیان بیشمار آنها بشنویم ـ ضبط کنیم و با وضوح هر چه تمامتر و کاملتر در اختیار آیندگان قرار دهیم. آنروز نزدیک است ـ به قول بچه های جهرم زمان انقلاب : کاخت کنم زیر و زبر یابن مرجانه...

نام:   ali
ای-میل:  
17:40 28 تیر 1388
@@@@

۳۰ تیر ـ شب راس ساعت ۹ ـ قطع برق : همه اتوها و جاروبرقیها و مصرف سنگین ها روشن شوند.

نام:  
ای-میل:  
10:48 28 تیر 1388
روزنامه کیهان منشاء اهانت به مردم و مشوق جنایت علیه آنهاست.

نام:   ali
ای-میل:  
11:50 27 تیر 1388
دوستان روشنگری ـ واقعا خسته نباشید ـ طی اینروز ها و هفته ها سایت شما در خبر رسانی سریع و صادقانه جزو برترین ها بوده است.این را بدون هیچ اغراق و تعارفی می گویم. ما در روز ها ی مختلف و خصوصا هنگام وقایع بزرگتر و کلیدی ـ سایتهای زیادی را بدقت و چندین بار در ساعت رصد می کردیم تا در جریان تازه ترین وقایع باشیم و سپس به سهم خود به انتشار به موقع اخبار به داخل و خارج یاری رسانیم. شما واقعا گل کاشتید . خسته نباشید ـ ممنون ـ نیرو و تلاشتان پاینده...

نام:  
ای-میل:  
17:52 26 تیر 1388
می بینیم که اسلام مملکت را درست نمی کنه و همان بساط شاه رو اسلام پیدا میکنه. خود همین رفسنجانی میگه زمان صدر اسلام هم همین اختلافات بوده ولی حقیقت اینه که ما نمیدونیم که دو طرف سر همدیگه چه بلائی می اوردند چون اینها از تاریخ پاک شده ولی میشه گفت که کمتر از این کثافت بازی های امروز نبوده. اول با هم متحد شدند ملیون رو خفه کردند بعد ملی مذهبی ها رو بعد با هم متحد شدند سر مجاهددین و بنی صدر رو زیر آب کردند بعد دونه به دونه کمونیستها را گرفتند و سر بریدند بعد اومدند طرفداران خودشونو ترور کردند بعد هی ازشون می ریخت و گنجی های امنیتی رو بیرون کردند حالا برای نزدیکترین رفیقای خودشون دارن برنامه می ریزن. حرف اینه که اسلام و اسلامی به جلوگیری کردن از کثافتکاری کمکی نکرد. یک چرک کثافت اسلامی در مغز این دولت و جامعه وجود داره که عامل همه این کثافتکاری هاست. اونو با اسلامش و دستگاهش باید بیرون کشید و مردمو راحت کرد. تا وقتی که قوانین اسلامی هست این قوانین مرتجع تولید میکنه حالا فرقی نمیکنه که حسن بره تقی بیاد. اگر موسوی بیاد تروریستها می روند خونه؟ دیگه گردن کسی رو نمی برند؟ نه، حتی اگر موسوی بیاید رو کار بساط اونها دست نمی خوره و آنها زیرزیرکی به کاراشون ادامه میدن. باید کاررو یکسره کرد. این دستگاه اسلامی آدم درست تولید نمی کنه. این جکومت اسلامی به دو چیز متکیه. اول پولو و سرمایه داری و نشتن روی طلای نفت دوم بکمک پولا آموزش عقب افتادگی و آزادی دادن به اشرار برای فساد و جنایت بشکل شرعی. ایندو رژیمو نگه داشته.

نام:   ali
ای-میل:  
14:06 26 تیر 1388
چند کلمه ای با حامیان نظام و نیز حامیان باقیمانده رژیم خامنه ای :

نخست این را روشن کنم که روی سخن با مزدوران و لاتان و اوباش و جنایتکاران و قاتلان و غارتگران و متجاوزین حرفه ای در خدمت این رژیم نمی باشد.تکلیف آنها ـ مثل همه شعبان بی مخها ـ به گونه دیگریست و باید جور دیگری که برایشان قابل فهم تر باشد ـ با آنها سخن گفته شود که اگر فرصتی شود چنین نیز خواهم کرد.

پس روی این سخن با آنهاست که در نزد خود ـ خودشان را "صادق" می بینند و بر این اساس و با دلایلی که برای خود می آورده اند از این رژیم حمایت کرده اند. سخن با شماست بر سر "وجدان انسانی" ـ همان نابترین گوهری که متاسفانه بسیاری از شما مدتهای مدیدی را با کمبود رقت بار و تاسف بر انگیز آن به سر کردید!

آحاد ما مردم سی سال آزگار تحت ستم و جنایات آشکار مجبور به زندگی شدیم. اکثریت قریب به اتفاق شما نیز شاهد این فجایع بودید ـ خصوصا از ۵۹ به اینطرف. شما هم مثل ما می دیدید ـ اما بر خلاف ما ـ شما نمی خواستید که ببینید ! شما هم می شنیدید اما واقعا نمی خواستید که بشنوید !

در اذهان خود و بین خود به انواع و اقسام نشستید و بریدید و دوختید و توجیه کردید جنایات و تخلفات آشکار و دهشتناک و تهوع آور را ـ دلایل به هم بافتید و صادقتر های شما هم هر جا قافیه تنگ می آمد ـ به نصیحت به صبر پناه می بردید در حالیکه به شما با بینه گفته می شد که جنایت و شکنجه و تجاوز و رفتار مافیایی و قتل و چپاول و دروغ و حق کشی و تجاوز به ناموس و امثالهم ـ هیچگاه به هیچ طریقی در هیچ لحظه ای توجیه پذیر نیستند. به شما گفته می شد که اگر هم اکنون سه ربع آن گوهر ناب وجدان و مهر و عطوفت و شفقت در شما دفن و پنهان شده ـ لااقل بفهمید که این داس خونین بزودی به کشتزاران شما نیز خواهد رسید اگر بخواهید حتی ذره ای از شرف و وجدان خود را نگه دارید و... اما دریغا !

این ندای وجدان پاک بسیاری از هم میهنان آگاه و فهیم و شریف و پر وجدان و دلسوز میهن و مردم بود ـ که اینها را به شما می گفت و هشدار می داد که نکنید ـ حتی سعی در توجیه هم نکنید ـ برخیزید و جلوی سرریز فاضلاب را تا کوچک است بگیرید وگرنه فردا نوبت شما و فرزندان شما نیز خواهد رسید... به شما چه هشدارها که داده نشد ـ چه ادله که ارایه نشدند ـ و چه جانها و زندگی ها که در اینراه پر پر نشدند.... حتی غلیان و فوران وجدان پاک شخصیتی چون آیت اله منتظری نیز خواب گران بسیاری از شما را بر هم نزد!

دریغا که چه در بند تعصب و جزمیت و کم آگاهی و کژفهمی و اطاعت کورکورانه گرفتار بودید. بعضی از شما سالها بعد ـ بعضی هایتان دهه ها بعد ـ پس از پی بردن به بعضی فریب ها و انحراف ها ـ سعی کردید که این حالات خود را با توجیه "غلبه شور بر شعور" در آن "مقطع تاریخی" توجیه کنید و یا گناه خود را با قصور طرفهای دیگر توجیه کنید. کسانی مثل آقای سازگارا حتی به دفاع از نوع "نمی دانستم و در جریان نبودم و ...و سرم با کارهای دیگر بسیار شلوغ بود .... فکر می کردم شایعه بودند... " ـ متوسل شدند. اما هر چند حالت فوق(غلبه شور بر شعور) و توجیه منبعث از آن ـ بخشی از واقعیت است ـ اما بخش کوچکیست!

بخش بسیار بزرگتر عبارت است از ـ در یک کلام و به یک عبارتی ـ وجدان ضعیف ـ ضعف وحشتناک و هراس انگیز وجدان !این واقعیت بسیار تلخیست که هر کدام شما در بر هه ای با آن مواجه شده اید و شاید باز هم با یک سری توجیهات از آنها گذشته اید تا "آرامش" ذهنی تان به هم نخورد. اما بزودی مواجهه ای بسیار عظیمتر و روشنتر با خود و وجدان خود خواهید داشت ـ جایی که دیگر توجیه "فتوای امام" و حدیث فلان هم به شما در مقابل خودتان هیچ کمکی نخواهد کرد ـ جایی که خود با خود و با خدایی عاشق و عادل تنهایید و باید بالاخره جوابگوی محضر وجدان خود باشید. وقایع جاری بیرون از شما سبب شده ـ و حالا بسیار بیشتر سبب خواهند شد ـ تا سد هایی را که بعضی ها حتی طی دهه ها به دور وجدان خود ـ وحتی اطرافیانشان ـ کشیده بودند ـ خرد شوند و سیلابه ها جاری شوند.این امریست اجتناب ناپذیر. شدت این موج برای برخی از شما چنان خواهد بود که حتی ممکن است به جنون یا خودکشی متوسل شوید ـ خصوصا وقتی که این را نیز بفهمید که سالها به راهی رفتید که نتیجه فریب خوردن شما از دشمنان دین و هستی شما در لباس دین و دوستی بوده است. اما بهترین راه در این شرایط تنها تسلیم شدن به این موج است و قبول وجدان سرکوب شده و محبوسی که زنجیر ها پاره می کند و جاری می شود. بدانید که تنها راه ممکن برای تطهیر و رستگاری شما از همین موج و سیلاب می گذرد که منجمله شوینده خس و خاشاکی چون ا.ن. و خامنه ای نیز خواهد بود.

بله ـ صحبت از ضعف هراس انگیز وجدان شمایان بود. مثالی بیاوریم .مثالی نه از امروز (گر چه امروز هم درست مثل همان زمان است ) ـ که از سال ۶۰ و آن دهه و از مدتی پیش از آن سال. کمی به آن دوران فکر کنید !

قبول کنید که اگر کسی با مشاهده شکنجه و اعدام و تجاوز به نوامیس کودکان و پیر و جوان و زن و مرد و دوست و برادر و خواهر و همرزم دیروز ـ با مشاهده تیراندازی بی مهابا به میان جمعیت آرام بی سلاح ـ شکنجه پیر مرد ۷۰ ساله و شکنجه فرزند ۱۶ ساله اش در پیش رویش ـ وضو و دعا پیش از شکنجه و تجاوز ـ با مشاهده وقاحت و بیشرمی غیر قابل توصیف در تجاوز به دخترکان معصوم پیش از اعدام و سپس به در منزلشان رفتن و "مهریه" دادن به والدین شهید ـ گورهای دسته جمعی و مخفی ـ حتی اجازه سوگواری ندادن ـ و...و....و....و.....و....و....و....و....و.... به دردی چون گسستن بند از بندش دچار نشود ـ بر نخیزد و از جگر فریاد نزند و مشت گره و سینه سپر نکند ـ آیا چنین شخصی را چه می توان نامید؟! آیا "بی وجدان" محترمانه ترین صفتی نیست که ما مردم همیشه به چنین افرادی می دهیم؟ یا "بی غیرت"؟! یا "بی شرف"؟! چرا چنین است .

حالا بگویید در مورد آنها که حتی آشکارا و بی مهابا از چنین جنایاتی حمایت می کردند ـ توجیه می کردند ـ برایش فلسفه می بافتند ـ حدیث و آیه می آوردند ـ عذر و بهانه می تراشیدند ـ حتی برخی "لذت" انتقامجویانه می بردند ـ آری در مورد اینها دیگر چه می توان گفت؟! چه صفتی قادر به وصف اینان می تواند باشد؟! جواب این یکی به عهده خود شما !

مساله اصلی چنین افرادی نمی تواند "جهل" و "کم سوادی" و "کم اطلاعی" به معنای معمول آن باشد ـ چرا که بسیاری "باسوادان" بالا هم در زمره شمایان بودند ـ و از طرف دیگر بودند بسیاری "بیسوادان" و "کم سوادانی" که به پیروی از وجدان قوی که هیچ ـ حتی به پیروی از انسانیت معمولی عرفی ـ چنین جنایاتی را به هیچ روی بر نتافتند و از شما و چون شمایان به مثابه حامیان ظلم و جنایت آشکار بزودی دوری فراوان گزیدند.

مساله و مشکل اصلی اینان همانا "ضعف هراس انگیز وجدان" است. چرا اینگونه شده اند؟! بیشک دلایل زیادی وجود دارند ـ از تربیت خانوادگی تا طبقه اجتماعی تا روانشناسی افراد و موقعیت تاریخی تا مذهب و تفاسیر مختلفش تا حتی شانس اینکه چه کسی در چه زمانی در چه روابطی قرار گیرد و غیره و غیره . بله ـ دلایل زیادی دست به دست هم می دهند تا محصول و نتیجه بالا حاصل شود ـ تا وجدان به ضعفی هراس انگیز دچار شود .

اما اینجا صحبت بر سر محصول است و نه علل آن. حتی صحبت بر سر آن هم نیست که چه مذهب و ایدئولوژی و مرامی و چه نوع تفاسیری از آنها ـ در توجیه این جنایات و ایجاد حمایت از آنها موثر بوده است. همین نوع جنایات در جاهای دیگر توسط افرادی تحت لوای کاپیتالیسم یا مارکسیسم یا لنینیسم یا ملی گرایی یا مائوییسم یا مسیحیت یا یهودیت یا هندویسم یا حتی بودایسم توجیه شده و می شوند.

صحبت بر سر نتیجه و محصول و موضوع چنین عذر و بهانه ها و توجیهاتیست ـ بر سر آن "ضعف هراس انگیز وجدان". نکته آنست که ما مردم باید از این نوع محصولات متنفر و گریزان باشیم و هیچگاه تحت هیچ بهانه و توجیهی ـ از سوی هر کسی که باشد ـ چه راست چه چپ چه میانه ها چه با خدا چه بی خدا ـ به هیچ روی مجال رشد و پاگیری چنین محصولاتی را ندهیم و آنها را به اشد قوت از خود برانیم. فرقی نمی کند که چه "شخصیتی" یا رهبری یا چه مذهب و مرام و آیینی به چه دلایلی سعی در توجیه و ترویج چنین جنایاتی و رواج آن ضعف هراس انگیز در مردم را دارد ـ باید در برابر چنین بی وجدانی و ترویج آن ـ و بخصوص غلبه آن بر جامعه ـ با تمام وجود و اعتقاد راسخ و شجاعت بی شبهه ایستاد.

تفاوت اصلی میان آدمها ـ صرفنظر از چپ و راست بودن یا مذهب و مرامشان ـ در میزان همین وجدان و در دسترس بودن و به کار بستن آن است.اصلی ترین تفاوت در زندگی و زنده بودن وجدان در هر کس است ـ و به تبع آن در میزان فهم و هوش احساسی و مهربانی و قدرت شفقت در هر کس.

می دانیم که چنین نگرشی بواقع در فرهنگ زیبا و کهن ما روشن و نهادینه است اما به هزار دلیل و به ضرب هزار و یک ترفند و توطئه جلوی غلبه سیاسی و اجتماعی آن گرفته شده و می شود .

و باز به مخطبان اصلی این کلام : امیدوارم که شمایانی که سالها دچار چنین قهقرایی بودید ـ و شاید هنوز هم هستید ـ از پس اینهمه تیره روزی و مصیبت ـ که شما نیز به آفرینش آن برای خود و مردم یاری رساندید ـ بالاخره قدر گوهر ناب وجدان و میوه های حیات بخش آن ـ فهم و دوستی و مهربانی و شفقت و عدالت را هر چه بیشتر درک کنید و هرگز و هرگز از خاطر دورش مدارید....

به امید محو هر گونه شکنجه و اعدام و استبداد و محو هر نوع خشونتی از دامان میهن گرامی بس بلا دیده... اما سرفرازمان.

به امید پیروزی هر چه زودتر وجدانهای زنده و کاری ـ پیروزی فهم و مهربانی و شفقت و عدالت و آزادی و زیبایی.



نام:  
ای-میل:  
08:02 26 تیر 1388
اصل مطلب اینه که اسلامی بودن انقلاب57 نتونسته پاسخگوی رشد فکری مردم باشه برای همین افتضاح حکومت اسلامی اینجا و آنجا در میاد. اول قرار بود اسلام وضع مملکت را درست کنه، حالا رفتن اسلام،درست کردن وضع مملکت شده. کار حکومت به اینجا رسیده که برای طرفدارانش بدترین اعمال اخلاقی با اسلامی بودن توجیه میشه، یعنی اینکه اسلام به مسلمان این اجازه را میده که به زنان مخالف دولت تجاوز بشه، با زنجیر به جان مردم در تظاهرات بیافتند، مردم را بدزدند و جسد تحویل دهند. حال که جلوی چشم مردم این کارها را میکنند دور از چشم مردم چه میکنند. بحث این نیست که اسلام این کارها رو میکنه یا نه بحث اینه که اسلام در حکومت بوده و این کارها انجام شده. بحث این نیست که اسرائیل و آمریکا هم همین کارها را میکنند، که میکنند، بحث اینه که اسلام هم داره همین کارها رو میکنه. تنها راه دولت اینه که بگه تجاوزات، قتل و آدم ربائی هم بدست اسرائیل انجام میشه. یعنی چی؟ یعنی این که دولت اسرائیلیه؟ دیگه گندشو درووردین و از رو هم نمی رین. این بساط اسلام و اسلام بازی رو جمع کنین و برین لطفا. راستی اینو فراموش کردم، اسلام میگه سرمایه داری هم خوبه و هی کارگر بدبخت و بچاپین و وقتی دلارهای نفتی را تا آخر بین خودتون تقسیم کردین و دلاری نموند کسری بودجه را از حقوق کارگران و بالا بردن قیمت اجناس جبران کنید. اسلام که شد بیکاری، کم کردن مزد، گرانی، پولدار شدن اسلامیون، تجاوز به دختر مخالف رژیم، دزدیدن جوانها، دیگه چی کم داره؟

نام:   ali
ای-میل:  
07:24 26 تیر 1388
جمع ما نیز از اعتصاب غذای گنجی و دیگران قاطعانه حمایت می کند... ننگ بر خامنه ای و ستاد اهریمنی کودتا.

نام:   ali
ای-میل:  
07:20 26 تیر 1388
جناب بینام عشق سوال ـ چرا به جای بازی بازی نمی نشینی کمی فکر و تمرکز کنی و "سوالهایت" را یکجا مطرح کنی؟! این بازی چیست که تکه تکه کامنت پشت کامنت می گذاری با "سوالات" بس نبوغ آمیزت؟! هدف از این فرافکنی و کف زنی چیست ؟!

ـــــــــــــــــــــــــ

به روشنگری : تسلیم بازی مضحک spam ایشان نشوید!!

نام:   ali
ای-میل:  
07:14 26 تیر 1388
25تير:نوشته‌ای خواندنی و عجيب از يک حزب‌اللهی دو آتشه

روشنگری: دريافتی از يکی از کاربران.

اين روزها با بعضی از دوستان در ايران که حرف مي‌زنم از دوستان و آشنايان حزب‌اللهي‌شان مي‌گويند که در يک ماه اخير بريده‌اند. به ويژه از خود رهبر. ظاهراً خطبه‌های نماز جمعه رهبر در هفته بعد از انتخابات و برخوردهای خشنی که در خيابان‌ها شد، تأثيرش را گذاشته.

اين نکته يکی از جدي‌ترين نشانه‌هايی است که به من مي‌گويد اين بار با بارهای پيش خيلی زياد فرق دارد. و اساساً اتفاق ديگری دارد مي‌افتد.

محمد نوري‌زاد، سال‌ها در روزنامه کيهان مي‌نوشت. او يک ولايی کامل است، و همين‌طور يک کيهانی کامل ولی بدون هواداری پرشور از احمدي‌نژاد. البته حرفه نوري‌زاد فيلم‌سازی و به‌خصوص مستندسازی است. دوتان سينمايی احتمالاً خاطرات زيادی از او دارند. حالا نوري‌زاد روز هفتم تير، يعنی يک هفته بعد از نماز جمعه رهبر، يادداشتی در وبلاگش نوشته که به نظر من خيلی مهم است. وقتی کار به جايی مي‌رسد که نوري‌زاد اين‌ها را ,مي‌نويسد,، يعنی توی دل خيلي‌ها تکان خورده. خودتان بخوانيد:


من از تبار طايفه ای هستم که درحد خود برای آرمانهای اين انقلاب زحمت کشيده است . چه با حضور تنگاتنگش در ميان محرومين مناطق دور و مرزی ، چه در سالهای جنگ ، و چه در حضور رسانه ای اش که عمدتا همان جامعه آرمانی را در کم کاری و بدکاری و خوب کاری مسئولين رصد می کرده است . من ، دراين سی سال عمر انقلاب ، بسيار از بايد ها و نبايد ها نوشته و تصوير ساخته ام . و در اين راه ، خدای می داند که آبروی خود را نيز به ميان آورده ام و برای فرزندان و خانواده خويش زحمت تراشيده ام . و چون وامدار کسی و جريانی نبوده ام ، تيز گفته ام و تيز نوشته ام . بقدر بضاعت خود ، تلاش کرده ام دراين تيز گفتن و تيز نوشتن ، جانب انصاف و درستی را بگيرم .
.......

http://www.roshangari.net/as/sitedata/20090716131824/20090716131824.html
@@@@

جناب نوری زاد ـ متاسفانه شما و امثال شما مدتهاست که در زمره عساکر ظلم و ستم آشکار قرار گرفته اید....جای بسی تاسف است از اینهمه غفلت و خوابزدگی امثال شما که بهترین هم میهنان و دوستان واقعی خود و مردم را به پای آدم ضعیف النفس و معتادی چون خامنه ای و شرکایش فدا کردید و کلام آنها را اینهمه سال نادیده گرفتید و.... مشکل امثال شما خوابزدگی و عدم آزاد اندیشی و تعصب صعب و اطاعت کورکورانه و نیز بیرحمی و عدم حس نزدیکی و همدردی با آدمها بوده است .... بسی رنج بردیم در این سال سی تا امثال شما لااقل به ارزش انسان و زندگی و حقوق اساسی و ذاتی بشربیدار شوید...امیدوارم که این بارقه در شما هر چه شکوفاتر شود و پاینده ماند اما بدانید که "جهاد اکبر" شما تازه به مرحله اصلی رسیده و پوست اندازی معنویتان و مواجهه با خود پس از یک عمر "طرفداری" از امثال کیهانی ها و شریعتمداری ها ـ از قاتلان مردم و غارتگران میهن و خائنان به انسانیت ـ سهل و آسان نخواهد بود ـ بخصوص وقتی که بفهمید که بسیاری از آنها حتی همان "مسلمان" هم نبوده اند و به نام دین شما را چه زشت مدتها فریفته اند و حتی دینتان را نیز به نابودی کشانده اند.... از یزدان پاک برای شما در اینراه بزرگ و دشوار طلب صبر و پایمردی می کنم.

نام:  
ای-میل:  
18:24 25 تیر 1388
اگر احمدی نژاد و خامنه ای موفق شوند که مخالفان خود را برای همیشه از صحنه سیاست دور کنند آیا امکان حمله نظامی به ایران بیشتر می شود و یا کمتر؟

نام:  
ای-میل:  
18:23 25 تیر 1388
خطبه رفسنجانی:
1- دعوت به وحدت؟
2-اعلام جنگ به اصولگرایان؟
3-انتقاد از نامعقول بودن طرفین و دفاع از خط خودش؟
4-حمایت از موسوی؟
5-چیز دیگر؟

نام:  
ای-میل:  
18:05 24 تیر 1388
آیا جمهوری اسلامی به مردم این اجازه را میدهد که اسلام و اسلامی بودن دولت مورد بحث عمومی قرار بگیرد یا خیر؟ اگر نه چرا؟

آیا آقای منتظری اجازه میدهد که دولت ایران دولتی مذهبی نباشد؟

آیا سازمان مجاهدین هنوز به اسلامی بودن دولت اعتقاد دارند؟

نام:  
ای-میل:  
18:05 24 تیر 1388
آیا خبرگذاری ایران پرس خبر گذاری است؟ دلیل این سئوال این است که آنها در رساندن خبرهایشان بیشتر مثل سی ن ن و خبرگذاری های دولت اسلامی تحلیل میدهند نه خبر.

نام:  
ای-میل:  
18:04 24 تیر 1388
بر سر تاکتیک چگونگی برخورد با لباس شخصی ها بحث شود.

نگذارید منتظری ها رهبری مردم را بدست بگیرند اینها واپسگرایان اسلامی اند و میخواهند اسلام را جوری دیگر به خورد ملت بدهند. تاکتیک دفاع از منتظری علیه جمهوری اسلامی یک تاکتیک ضد انقلابی است.

نام:  
ای-میل:  
17:04 24 تیر 1388
تعداد کشته شدگان راهپیمائی ها دهها نفر است یا صدها نفر؟

نام:   ali
ای-میل:  
13:56 24 تیر 1388
آقای منتظری گرامی ـ سلام و درود فروان بار دیگر بر شما....درود...

نام:  
ای-میل:  
02:07 24 تیر 1388
آیا این نظر درست است:

کتک زدن گروهی و با برنامه لباس شخصی ها و خلع سلاح از آنها بر خلاف اصل مبارزه غیر خشونت آمیز نیست. مبارزه غیر خشونت آمیز باید محدود به نیروهای دارای یونیفرم باشد.


نام:   ali
ای-میل:  
17:51 23 تیر 1388
افراط و تفریط دوقلوهایی هستند که اغلب به یک اندازه مخربند.

یکی از اشتباهات ۵۷ برای خیلی ها ـ افراط در قبول و همراهی با "وحدت کلمه" خمینی بود ـ که خیلی هم زود تبدیل به "رهبری" ایشان و سپس سریعا به رهبری مطلقه و "امامت" و "ولایت" ایشان ـ و قدرت یابی آنها که ایشان می خواست ـ شد. افراد و گروههای مختلف هر کدام در نقطه ای از این قطار پیاده شدند ـ بعضی خیلی زود و بعضی خیلی دیر ـ بعضی خیلی خیلی دیر ـ .... بعضی هنوز هم یک پا در رکاب و یک پا بر زمین دارند! البته دراین میان شیادان حرفه ای هم وجود داشته و دارند که بتدریج کل قطار را تحت لوای چنین "اعتقادی" ـ به اشغال خود در آورده اند و خیلی ها را هم به بهانه "کمبود اعتقاد" به بیرون پرتاب کرده و می کنند. از همان اوایل هم برای خیلی ها روشن شد که مسیر این قطار به روی دیوار کجی بالا می رود که در نهایت نمی توانست جز به انحراف و فاجعه و سقوط بینجامد.به همین دلیل ـ مقاومت هم کم نشد اما متاسفانه بخاطر شرایط کلی آنزمان ـ مقاومت مذکور در فقدان حمایت وسیعتر توده ای ـ دچار سرکوب و سپس سرکوب بس خونین شد.

لزوم رهبری در حرکات اجتماعی امری بدیهیست که همه می دانند. اما در آنزمان متاسفانه بدلایل زیاد ـ منجمله کمبود دانش و اعتقاد کافی نسبت به فلسفه سیاسی و اصول دمکراتیک در میان بیشتر نیروها ـ اعم از موافق و مخالف ـ رهبری اساسا نه تنها از شورا خارج شد ـ بلکه تک فردی شد . حتی بدتر آنکه ـ ملهم از شور انقلابی و نیز بعضی خصایص مذهبی و فرهنگی ـ بسیاری ـ خصوصا مذهبیون ـ حتی از رهبری تک فردی و زعامت و امامت و ولایت نیز عبور کرده و کار را عملا به بت پرستی و خدایی گری بسیار زشت و قبیحی کشاندند. کاری کردند که دیگر حتی کوچکترین نگاه چپی به عکس ایشان هم مستوجب عذاب الیم بود چه رسد لب به انتقاد گشودن یا شاکی بودن نیم علنی از آن "محضر مقدس"!

اما نکته مورد نظر در اینجا آن است که در مجموع ـ به خاطر بسیاری دلایل ـ در جامعه ما در آن زمان در این زمینه افراط شد. "لزوم رهبری برای یک حرکت اجتماعی با اهداف مشخص استقلال ـ آزادی ـ عدالت و حکومت قانون ـ از طریق سرنگونی پهلوی و سپس انتخابات کاملا آزاد مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی جدید " ـ تبدیل شد به دیکتاتوری و پرستش یک نفر و حکومت او و نور چشمی هایش . شعار "خمینی بت شکن ـ خود بت مردم شده" ـ از شعارهای پر بار ولی متاسفانه کم طرفدار آنزمان بود.

چنین اشتباهات و افراط هایی برای همیشه از همه مردم ما دور باد.

اما امروز به نظر من مشکل ـ و در واقع خطر بزرگ ـ تفریط در این زمینه وجود دارد.

خیلی ها ممکن است به خاطر تجربه تلخ قبلی ـ بصورت خود آگاه یا نا خود آگاه ـ از لزوم تعیین رهبری در این حرکت غافل باشند . اما دیر یا زود جریان عمل به هر حال به ما نشان خواهد داد که چنین امری از ضروریات گریز نا پذیر است. هر چه زودتر با انتخاب درست به این مهم بپردازیم ـ برد بیشتری کرده و از هزینه ها به میزان قابل توجهی خواهیم کاست.

نباید گذاشت که اشتباه بزرگ افراط در سی سال قبل ـ ما را امروز به دامن اشتباه بزرگ دیگری ـ یعنی تفریط ـ بیندازد. اینها هر دو مخربند. حتی می توان فراتر رفت : با توجه به درس سی سال پیش ـ امروز ارتکاب چنین اشتباهی ـ می تواند حتی به مراتب بزرگتر و پر ضررتر و عقل گریزتر از اشتباه آنزمان باشد.

باید به صورت بسیار جدی و سریع به این مهم پرداخت که شرط عقل است و الزام عمل و حرکت و وسیله لازم برای رسیدن به مقصدی مشخص .ما به یک شورای رهبری دمکراتیک نیاز وافر داریم. هر کسی می تواند افراد مورد نظر خود را پیشنهاد کند. از این میان افراد معتمد و شناخته شده و وجیه المله نهایتا در صدر خواهند گرفت و اکثریت به جانب آنها خواهد رفت. از لزومات اینکار آن است که درگیر وسواسهای آنچنانی نشویم و به دنبال گلهای بی خار و آدمهای اشتباه نکرده و معصوم نگردیم که جز سرابی بیش نیست.همه اشتباه می کنند اما مهم صداقت و اعتراف شجاعانه به اشتباهات و سپس نتیجه گیری از اشتباهات و نوع تغییرات بعدیست.

آدمها تغییر می کنند و بسیاری با تجربه و آبدیدگی به انسانهای بسیار کاملتر و موثرتری بدل می شوند ـ شرط عقل است که آن تجربه های گران در دستان مردم دوستان صادق را به غایت غنیمت شمریم و از آنها استفاده کنیم. باید در این کار به حد کافی واقع گرا و عمل گرا و جدی باشیم. صد دریغ است اگر فردا به خاطر عمل نکردن به این شرط بدیهی عقلی و عملی ـ و اینبار به خاطر تفریطی عصبی و احساسی ـ این موج خروشان زیبا را ناکام ببینیم و بر خود نفرین ها روا داریم. بیهوده نگوییم که رهبران و رهبری نداریم ـ که داریم ـ باید ببینیم و نهایت استفاده را به عمل آوریم. به هر حال نیز در آخر حضور و ادامه حضور ما مردم است که هم به رهبران نیرو می دهد و هم اگر لازم باشد از آنها قدرت را می گیرد.

از جمله افراد مورد نظر من برای چنین شورایی و همکاران و اقمار آنها آقایان و خانمها ـ بنی صدر ـ یونس پارسا بناب ـ خسرو شاکری زند ـ حسن شریعتمداری ـ آیت اله منتظری ـ محمد رضا شالگونی ـ شیرین عبادی ـ سیمین بهبهانی ـ نورالدین غروی ـ ژاله وفا ـ نعمت آزرم ـ محسن کدیور ـ منصور فرهنگ ـ نهضت فرهودی ـ .... می باشند.




نام:   ali
ای-میل:  
10:50 22 تیر 1388
پاسخ به جرثومه ای به نام حسن بشکه ( فیروز آبادی) و خیمه شب بازانی که برایش انشا می نویسند تا مثلا برای مردم بخواند ـ به ذوالقدر و کل مافیای جنایت و غارت و دروغ و خیانت:

ای بشکه پر لجن ای خمره کثافت / ای مظهر وقاحت ای سمبل دنائت / نقابتون ور افتاد ماسون تو خمره افتاد / مصباح شیطان پرست تو نور آفتاب افتاد / کراهت وجودش کفاره رو دست گذاشت/ غلامک عزازیل نقابشو جا گذاشت / صبورچیان صهیونیست ـ تو نوکر آنوسی / گذشت دیگه نوبت هر چه سکوت ـ خموشی / مشت شما وا شده رابطه افشا شده / گند شما به هر کوی واضح و عریان شده / بشین تا پتک ایران بشکنه اون خمره تو/ تا خشم مردم ما بسوزه اون ننگ تو / یهو نشستی غافل می خوری از چپ و راست / چوب خدا بی صدا نداره هیچ کم و کاست / می ده به تو مزه باتوم و کارد و قمه / می ده به تو ضجه همسر و هر عائله / آشی که ضحاک پختش قصابشم چون تویی / می ده خدا به خوردت ـ ایندفعه گوشتش تویی! / دویدیم و دویدیم هی توی گوشت خوندیم / جنایتو رها کن ـ چقدر بهت می گفتیم / وقاحت و پلیدی اما تو برگزیدی / نشستی و چریدی از خون ما چشیدی / گفتیم که فردا دیگه کاسه خشم لبریزه / نداره رحمت اثر ـ بخششا دیگه دیره / عطوفت و مهر ما خوراک تو خون آشام / هی تا ابد نمی شه مردمو کرد آرام/ ما مرگ کس نخواهیم حتی توی ددی را / تو را کنیم به زنجیر به غاری توی کوهها / فریدون جوانمرد نریخته خون ضحاک / کرده ورا عبرتی برای هر چه سفاک/ عاقبت جنایت ـ عبرت زنده گویا / به پیش روی نسلی ـ برای نسل فردا / تفو بر تو بگویند لعنت به تو بریزند / لشگر مام داغدار نفرین بر تو برانند/ اما چنان چو چنگیز ـ همچو خطاب خونریز / تو کشتی و دریدی ـ کفتارکی کف ریزی / امید مهر مردم به دست خود شکستی / تو مهر روز محتوم به دست خود نشاندی / ثانیه ای نمانده به ساعت مجازات / تو به که هیکل خود ـ کشی کنار به شامات / تو بزدل و حقیری ـ اینو تو خوب می دونی / تو نوکر آنوسی بهتر از این نمی شی/....

نام:   ali
ای-میل:  
14:58 18 تیر 1388
نارنجکهای سبز :

کیسه های کوچک و نازک پلاستیکی حاوی رنگ سبز روغنی که به طرف پاسگاهها و پادگانها وسائط نقلیه آنها و یا هر جای دیگری پرتاب می شوند و اثر بزرگ خود را ماندگار می کنند. همچنین و مخصوصا می توان آنها را به طرف موتور سوران و چماقداران و مزدورـ فداییان سید تریاکی پرتاب نمود و ضمن تابلو کردن شدید آنها ـ کلی کار اضافه هم برایشان جور کرد!

نام:   ali
ای-میل:  
16:43 17 تیر 1388
ــ از کارهایی که باید خیلی بیشتر انجام شود ـ استفاده از رنگ سبز است. هر کوی و برزن و خیابان را سبز کنیم ـ چه شعار های سبز نوشته ـ چه تنها رنگ سبز ـ حتی کف خیابانها و کوچه ها و پیاده روها را نیز نباید از چنین سبزی محروم نگاه داشت !کاغذ ها یا پارچه های ریز شده سبز را می توان از هر مکان بلندی به میان مردم به پرواز در آورد.

ــ زنده و پاینده باد تکبیرهای شبانه شب شکن شب شکنان.

ــ به مردم هر چه بیشتر بگویید و برسانید که آنوسی چیست ـ که تبار امثال ا.ن و حسین شریعتمداری چیستند ـ که امثال مصباح تا خرخره ماسونند و از "استادانند" و شیطان پرستان.

ــ بگذارید مردم با وضوحی هر چه بیشتر این دشمنان هرزه و ددمنش خود را بشناسند و از آنها را از سوراخ دین پناهی و ریای بیشرمانه شان به زیر آفتاب و روز روشن بکشند تا روشن شود آنچه که مدتها پنهان داشته بودند از چشم خلایق . توضیح دهید که همینها ـ یک قلمش ـ عملا از "بهترین" یاران و دوستان جنایتکارترین و افراطی ترین حاکمان همان رژیمی بوده و هستند که ادعا می کنند که می خواهند آن را "از صفحه روزگار محو" کنند.

ــ مردم باید این را ملکه ذهن خود کنند که ـ هر چه امثال ح شریعتمداری در رابطه با نفوذ اجنبی و وابستگی این و آن به اجنبی ادعا می کنند ـ در حقیقت حکایت دقیق خود شریعتمداری و باند جنایتکاران حامی اوست. آنها هستند که خود نوکران حقیر و خونخوار اجانب هستند ـ آنها هستند که درست مثل جنایتکاران ضد فلسطینی با ایرانیان و پیر و جوانشان رفتار می کنند ـ آنها هستند که به نام دین ـ تمام دین را به بدترین لجنها کشانده اند ـ دانشجو را تکه تکه می کنند در حالیکه "یا فاطمه زهرا" نعره می زنند و بلافاصله رکیک ترین فحشهای ناموسی و غیره را پشت آن می چسبانند ـ و حتی به نام دین و خدا ـ تجاوز های جنسی می کنند این مردار خواران ـ تا تنفری هر چه بیشتر از ملیت و مذهب و میهن و هویت خود در میان جوانان و دانشجویان و بقیه به وجود آورند.... و همواره جاده صاف کن قدمهای بعدی استعمار بوده و هستند. ننگ ابدی بر آنها بوده و خواهد بود.ننگ بر این ظلمتیان شیطان پرست. آنها را آنگونه که واقا هستند بشناسیم ـ و همانگونه هم خطاب کنیم ـ و از افعیان هیچ انتظاری غیر از افعی بودن نداشته باشیم تا تکلیف خود را هر چه روشنتر سازیم.

ــ می گویند گویش شیطان وارونه است.هر چه می گوید ـ نیت و منظورش عکس آن است. همین است حکایت کار امثال ح شریعتمدار و مصباح و ا.ن.

ــ در پناه یزدان پاک ـ تا واژگونی قطعی تخت و دستگاه متعفن این جرثومه های فساد و تباهی لحظه ای آرام نخواهیم نشست.نقاب افعیان فرو افتاده و دیگر به هیچ روی برگشتنی نخواهد بود.

نام:   ali
ای-میل:  
10:27 17 تیر 1388
Negaareshe rooze dovvome koodetaa:a

ستاد کودتا / محفل فریب / ستاد آدمخواران / ستاد تجاوز / قتل های زنجیره ای / رمز ۲۲ / وارث ۲۸ / ادامه ۳۰ / ماشین دروغ / ستاد کودتا / ستاد مصباح / سوراخ اشباح / ستاد تهی از شرف / عاری از وجدان / ستاد خیانت / مرکز وقاحت / عامل جنایت / نماد هرزگی / نوکران اجنبی / ستاد نفوذ / تخریب و زهر پاشی / حذف هر پتانسیل /فروپاشی از درون / ستاد دین کشی / با نام دین / ستاد شکنجه ایران / به اسم وطن / ستاد تحریف تاریخ / چرچیل و گوبلزهای حقیر / به فرمان ظلمت / ستاد ریا / ستاد مریض / روانهای کریه/ آخر کور دلی / ستاد کبر/ لشکر حسد / انباشتگی عقده ها / کور بس کینه ها / ستاد چرک درون / ستاد کور / ستاد کر / عروسک "استادان" / دفتر "عالیجناب" / ارث "کرمیت " / وصیت "ریپورتر" / "شاهکار" دالاس / افتخار "بقایی" / لانه هرزگان / لاتان و آدمکشان / حامی "بی مخان " / لایق "جنتی" / تمساح یزیدی / خانه "مجتبی " / مامن "سید علی" / ستاد کودتا / ستاد ننگ ابد / ستاد بی نقاب شده / مرکز دزدان / کپه ابلهان /ستاد کودتا / ...

نام:   ali
ای-میل:  
10:23 17 تیر 1388
نگاشته روز دوم کودتا:

ستاد کودتا / محفل فریب / ستاد آدمخواران / ستاد تجاوز / قتل های زنجیره ای / رمز ۲۲ / وارث ۲۸ / ادامه ۳۰ / ماشین دروغ / ستاد کودتا / ستاد مصباح / سوراخ اشباح / ستاد تهی از شرف / عاری از وجدان / ستاد خیانت / مرکز وقاحت / عامل جنایت / نماد هرزگی / نوکران اجنبی / ستاد نفوذ / تخریب و زهر پاشی / حذف هر پتانسیل /فروپاشی از درون / ستاد دین کشی / با نام دین / ستاد شکنجه ایران / به اسم وطن / ستاد تحریف تاریخ / چرچیل و گوبلزهای حقیر / به فرمان ظلمت / ستاد ریا / ستاد مریض / روانهای کریه/ آخر کور دلی / ستاد کبر/ لشکر حسد / انباشتگی عقده ها / کور بس کینه ها / ستاد چرک درون / ستاد کور / ستاد کر / عروسک "استادان" / دفتر "عالیجناب" / ارث "کرمیت " / وصیت "ریپورتر" / "شاهکار" دالاس / افتخار "بقایی" / لانه هرزگان / لاتان و آدمکشان / حامی "بی مخان " / لایق "جنتی" / تمساح یزیدی / خانه "مجتبی " / مامن "سید علی" / ستاد کودتا / ستاد ننگ ابد / ستاد بی نقاب شده / مرکز دزدان / کپه ابلهان /ستاد کودتا / ....


نام:   ali
ای-میل:  
03:55 17 تیر 1388
سه تن چهره های سر شناس نیروهای ملی مذهبی و نهضت آزادی ایران نامه ای به تاریخ ۲۶ خرداد ماه خطاب به ملت ایران صادر کردند.

دکتر احمد صدر حاج سید جوادی،مهندس عزت الله سحابی و دکتر ابراهیم یزدی

در این نامه نوشته اند:

""" در انتخابات ریاست جمهوری دوره گذشته، یک گروه کوچک و بعضاً تازه وارد در اسلام و انقلاب و با سوابقی نه چندان روشن، با ترفندهای گوناگون، با شعارهای..."""

نام:  
ای-میل:  
18:37 13 تیر 1388
http://www.youtube.com/watch?v=u2EQ0WeNmlU&NR=1

بادبادک های فانوس يا شمع دار
اگر مردم طرز درست کردن چنين بادبادک هايی را ياد بگيرند، وبتوانند آنها را در شبهای پنج شنبه يا جمعه شبها (وقتی تعطيل هستند) طبق يک آمادگی عمومی وهمگی به هوا بفرستند، آن هم در شهر های بزرگ و هر بادبادک روشن در تاريکی آسمان سمبل مرگ بر ديکتاتور و درود بر آزادی است و اثری شگفت انگيز بر مردم ايران(که ما با تمام وجود برای رسيدن به آزادی حضور داريم و انعکاس آن در دنيا (اگر ده ها و صدها هزار از اين بادبادکها آسمان را نورانی کنند). چنين کاری بايد در روز مشخصی ( با توجه به مساعد بودن هوا و توسط اکثر مردم حتی برای يکبار و با برنامه ريزی دقيق انجام گيرد)
2- در يک روز خاصی و در ساعت خاصی هر کسی که ميتواند هر چند تا بادبادک سبز يا هر رنگ ديگر با شعاری نوشته بر روی آنها برای مثال مرگ بر ديکتاتور از پنچره ها، پشت بام ها يا به هر طريقی ديگر به خيابانها بياندازد. سطح بسيار وسيعی از خيابانها پوشيده از بادکنکهای مرگ بر ديکتاتور خواهد شد. و تکرار چنين کارهايی بطور عموم و دقيقا با برنامه و توافق قبلی توسط برنامه ريزان تظاهرات مسالمت انگيز تا بمروربه حرکتهای عملی تر برای سقوط ديکتاتور و.. هدف اتحاد مردم- شرکت مردم در کم خطرترين حالت برای مردم- و شرکت اکثريت مردم وقتی نميتوانند در تظاهرات خيابانی به علت خطر بسيار حضور داشته باشند.

نام:  
ای-میل:  
18:36 13 تیر 1388
بادبادک های فانوس يا شمع دار
اگر مردم طرز درست کردن چنين بادبادک هايی را ياد بگيرند، وبتوانند آنها را در شبهای پنج شنبه يا جمعه شبها (وقتی تعطيل هستند) طبق يک آمادگی عمومی وهمگی به هوا بفرستند، آن هم در شهر های بزرگ و هر بادبادک روشن در تاريکی آسمان سمبل مرگ بر ديکتاتور و درود بر آزادی است و اثری شگفت انگيز بر مردم ايران(که ما با تمام وجود برای رسيدن به آزادی حضور داريم و انعکاس آن در دنيا (اگر ده ها و صدها هزار از اين بادبادکها آسمان را نورانی کنند). چنين کاری بايد در روز مشخصی ( با توجه به مساعد بودن هوا و توسط اکثر مردم حتی برای يکبار و با برنامه ريزی دقيق انجام گيرد)
2- در يک روز خاصی و در ساعت خاصی هر کسی که ميتواند هر چند تا بادبادک سبز يا هر رنگ ديگر با شعاری نوشته بر روی آنها برای مثال مرگ بر ديکتاتور از پنچره ها، پشت بام ها يا به هر طريقی ديگر به خيابانها بياندازد. سطح بسيار وسيعی از خيابانها پوشيده از بادکنکهای مرگ بر ديکتاتور خواهد شد. و تکرار چنين کارهايی بطور عموم و دقيقا با برنامه و توافق قبلی توسط برنامه ريزان تظاهرات مسالمت انگيز تا بمروربه حرکتهای عملی تر برای سقوط ديکتاتور و.. هدف اتحاد مردم- شرکت مردم در کم خطرترين حالت برای مردم- و شرکت اکثريت مردم وقتی نميتوانند در تظاهرات خيابانی به علت خطر بسيار حضور داشته باشند.

نام:  
ای-میل:  
18:35 13 تیر 1388
http://www.youtube.com/watch?v=c4eb0aDPwBY&feature=related

نام:  
ای-میل:  
09:09 13 تیر 1388
SITE DOROST NASHODEH ??!!!A

نام:   ali
ای-میل:  
01:22 30 خرداد 1388
آيت الله جوادي آملي :

ايشان در ادامه درباره بعضي از آشوبها و حملات به کوي دانشگاه فرمودند: هيچ مسلماني هرگز حاضر نيست خانه و زندگي کسي را آتش بزند و اين ها حتما بيگانه هستند.

http://news.gooya.com/politics/archives/2009/06/089621.php

نام:   ali
ای-میل:  
13:20 30 خرداد 1388
میزان:سه تن چهره های سر شناس نیروهای ملی مذهبی و نهضت آزادی ایران نامه ای به تاریخ ۲۶ خرداد ماه خطاب به ملت ایران صادر کردند.

دکتر احمد صدر حاج سید جوادی،مهندس عزت الله سحابی و دکتر ابراهیم یزدی
در این نامه نوشته اند:

به نام خدا
ملت شریف ایران

آنچه اکنون در میهن ما می‌گذرد یک حماسه بزرگ و بی‌سابقه تاریخی است. مشارکت بسیار گسترده مردم در انتخابات ۲۲ خرداد و راه‌پیمائی ملیونی مردم در روز ۲۵ خرداد اراده ملت را برای تغییر وضع موجود به نمایش گذاشت.

در انتخابات ریاست جمهوری دوره گذشته، یک گروه کوچک و بعضاً تازه وارد در اسلام و انقلاب و با سوابقی نه چندان روشن، با ترفندهای گوناگون، با شعارهای جذاب مردم‌فریب توانستند مراکز قدرت را به انحصار خود درآورند، اما عملکرد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی این گروه در ۴ سال گذشته منافع، مصالح و امنیت کشورمان را در معرض شدیدترین آسیب‌های جدی قرار داده است. ابعاد فاجعه در سطح ملی و بین‌المللی و عمق نگرانی دل‌سوزان به ملک و ملت آن چنان است که جنبش مردمی عظیمی برای تغییر وضع موجود به‌وجود آمده است.

در شرایط فشار و سرکوب سیاسی، جلوگیری از فعالیت احزاب، سانسور شدید مطبوعات، دهمین انتخابات ریاست جمهوری فرصتی در اختیار ملت ایران قرار داد تا با شرکت در انتخابات راه را برای مختصر تغییری هموار سازد. احزاب و شخصیت‌های فعال سیاسی، با تنوعی از گرایشات، سازمان‌های دانشجویی، فعالان جنبش‌های اجتماعی شامل زنان، کارگران و معلمین، تمامی اقوام ایرانی، برای شرکت در انتخابات، به عنوان یک وظیفه ملی، با تمام نیرو به صحنه آمدند. ناگهان روحیه جدیدی سرشار از امید به آینده جای یأس و ناامیدی و انفعال را پر کرد.

به‌طوری‌که میزان مشارکت مردم در این انتخابات بالغ بر بیش از ۸۰ درصد بوده است. استقبال پر شور مردم از این انتخابات توجه جهانی را به‌سوی ایران و ایرانیان جلب کرد. حاصل این انتخابات و دولت برخاسته از آن می‌توانست با پشتوانه عظیم مردمی مشکلات پیش‌ رو را در سطح ملی و بین‌المللی از میان بر دارد.
اما متأسفانه به‌این امید خیانت شد. مسئولین وزارت‌کشور، که برطبق قانون امین مردم محسوب می‌شوند و شورای نگهبان که موظف به صیانت از آرای مردم می‌باشد، خود در نقش عوامل ربودن آرای مردم ظاهر شدند. آماری ارائه دادند که با هیچ معیاری قابل‌قبول و اعتنا نمی‌باشد. نتیجه این خیانت در امانت آن شده است که نه تنها دولت اعتبار خود را از دست داده است بلکه امنیت و ثبات ملی دست‌خوش مخاطره و شکاف میان ملت و حاکمیت از هر زمان عمیق‌تر گردیده است. حمایت‌های مکرر مقام رهبری از این دولت و تأیید شتاب زده آمارهای نادرست اعلام شده انتخابات وزارت کشور، قبل از آن‌که کاندیداها فرصت اعتراض داشته باشند و شورای نگهبان به آن‌ها رسیدگی کند بُعد تازه‌ای را به‌بحران کنونی افزوده است
برطبق قانون اساسی عدالت یکی از شرط‌های لازم برای مقام رهبری است. موضع‌گیری‌های مقام رهبری، به‌خصوص در جریان این انتخابات این ویژگی را مخدوش ساخته است.

ما امضاکنندگان زیر که بخش عمده‌ای از عمر خود را در راه مبارزه با استبداد سلطنتی و سلطه بیگانگان و برای آزادی و آبادانی ایران عزیز صرف کرده‌ایم، و از اعضای شورای انقلاب و اولین دولت بعد از پیروزی انقلاب در دولت شادروان مهندس بازرگان بوده‌ایم، ضمن اعتراض به عملکرد دولت و شورای نگهبان و مقام رهبری، به منظور عبور از این بحران و پیشگیری‌ بحران‌های پیش‌ رو که کیان میهنمان را تهدید می‌کند خواهان آن هستیم که:

۱- ابطال انتخابات و تجدید آن با معیارها و ضوابط مورد قبول افکار عمومی و نامزدهای معترض.

۲- تمامی کسانی که در این خیانت دسته داشته‌اند از کار برکنار و محاکمه شوند.

۳- کلیه بازداشت‌شدگان حوادث اخیر در تهران و شهرستان‌ها بلافاصله آزاد شوند.

۴- مأمورینی که به‌سوی مردم تیراندازی کرده‌اند و موجب زخمی یا مرگ افراد شده‌اند شناسایی و محاکمه شوند.

از مردم خوب خودمان می‌خواهیم با متانت و آرامش در اعتراضات خود از هر نوع شعارهای انحرافی و غیر از انتخاباتی پرهیز نمایند. کسانی که خشونت و تخریب را تشویق و تبلیغ می‌کنند به صفوف خود راه ندهند. جریان تمامیت‌خواه و یا برخی از گروه‌هایی که اهداف دیگری دارند می‌کوشند تا با رخنه در صفوف مردم و تحریک حمله به ساختمان‌ها و آتش زدن آنها جنبش اعتراض را ملکوک سازند و بهانه‌ای برای سرکوب جنبش اعتراض به‌وجود آید.

از کاندیداهای اصلاح‌طلب و شخصیت‌های حامی حقوق مردم می‌خواهیم همچنان در کنار مردم و همراه مردم تا تحقق اهداف باقی بمانند.

ما ضمن حمایت از مواضع بر حقی که برخی از مراجع محترم در رابطه با مطالبات اخیر مردم و این انتخابات اتخاذ کرده‌اند، از سایر مراجع و آیات عظام می‌خواهیم در برابر این بی‌عدالتی‌ها قاطعانه بایستند و اجازه ندهند چهره دین حق لکه‌دار گردد.

با آرزوی توفیق ملت در تحقق همه‌جانبه آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ .

«إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ» (هود ۸۸)

دکتر احمد صدر حاج سید جوادی،مهندس عزت الله سحابی و دکتر ابراهیم یزدی

دکتر ابراهیم یزدی دیروز در حالی که در بیمارستان بستری بود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

http://www.iran57.com/Akhbare-Rooz-2009.html

نام:  
ای-میل:  
08:25 30 خرداد 1388
دو مشکل بزرگ با برخی از چپ گراهای غرب در ارتباط با انتخابات ایران وجود دارد:
1 - با مراجعه به نظر خواهی های علمی ماقبل انتخابات، آنها ذکر می کنند که به احتمال قوی احمدی نژاد برنده واقعی انتخابات بوده و دولتهای غرب از زاویه بی ثبات کردن وضع ایران جانب هواداران موسوی را گرفته اند. علت این موضع گیری نفرتی است که آنها از خصلت استعماری دولتهای خود دارند. هر چند این نفرت بخوبی قابل توجبه می باشد اما آنها این موضوع را از قلم می اندازند که تدارکات انتخابات در ایران بسیار ساختگی است و در واقع مردم گرچه در انتخابات شرکت می کنند اما کاندیداها همگی انتصابی اند. همین کافی است که ریاست جمهوری و حتی مجلس در حقیقت انتصابی باشد. لازم است که با اینگونه چپگراها صحبت داشت و حقه پشت سر انتخابات را در ایران به آنها نشان داد.
2- توهم دیگری که این چپ گرا ها دارند این است که فکر می کنند احمدی نژاد در واقع ضد امپریالیست است. چیزی را که آنها تصور نمی کنند این سناریو می باشد که اگر دستگاه انحصار گر و نظامی احمدی نژاد در ایران حکومت مطلق ایجاد کند، آنقدر حوزه فاشیستی خود را افزایش میدهد که دیگرکسی جرات کوچکترین انتقاد را نخواهد داشت. در شرایط فاشیسم مطلقی مانند کشور عربستان، که جناح احمدی نژاد دنبال بوجود آوردن آن است، دیگر امثال احمدی نژاد دلیلی نمی بینند که به دستبوسی و نوکری استعمار برای ثروت بیشتر نپردازند. تاریخ نشان داده که چطور گروهی خود را انقلابی جا می زند و بعد از گرفتن قدرت مطلقه به همکاری با استعمار می پردازد و در جنگهای جناهی آنها شرکت می کنند. لازم است این نکته را هم به این نوع چپ گراها توضیح داد.
مقصود از همراهی با مردمی که به تظاهرات علیه نتایج انتخابات می پرازند این نیست که شرایط بی ثبات در ایران بوجود آورد. خیر، بر عکس مقصود این است که مردمی که از طریق رژیم ایران در تاریکی نگه داشته شده اند بتجربه بیاموزند که انتخابات موجود برای دست بسر کردن آنها بوجود آمده و آنها باید بطور جدی فکری بحال خود کنند. چپگراهای غرب اگر مدافع آزادی فردی و اجتماعی مردم زحمتکش ایران نباشند، و صرفا از ژستهای ضد امپریالیستی سران خالی بند ایران دفاع کنند، چپگرا نیستند.

نام:  
ای-میل:  
20:14 29 خرداد 1388
من در خارج از ایران زندگی می کنم و از وضعیت فعلی فکر کارگران و کارمندان و محصلین و سایرین بی اطاعم. اما رسانه های دولتی قابل دسترس نشان میدهد که آنها دارند از تمایلات آزادی خواهی مردم سوء استفاده می کنند.
کلا فکر می کنم که مردم نباید جان خود را برای کاندیداهای فعلی به خطر بیاندازند چون این کاندیداها حتی اگر به قدرت برسند دردی از مردم دوا نخواهند کرد. ولی با تظاهرات مسالمت آمیز و سایر اشکال نافرمانی برای گرفتن خواسته ها چه در لحظه کنونی و چه در روزها و ماهها و سالهای آتی موافقم. مردمی که از حاکمین خود راضی نیستند حتما نباید برای مخالفت با آن حاکمین جان خود را به خطر بیاندازند ولی می توانند کار استثمار و استبداد آن ها را مشکل و کند کنند و شرایط تغییر جامعه و عقب نشینی آنها را فراهم کنند.
به عنوان یک فرد ایرانی نظر من این است که انتخابات از ابتدا محدود بوده و مهم نیست که احمدی نژاد رای بیشتر آورده یا خیر، چون آزادی واقعی انتخاب شدن و انتخاب کردن در چهارچوب محدود اسلام و اسلامی بودن، و در "غرب" در چهارچوب پول و ثروت، یعنی فقدان آزادی. این نوع انتخابات طوری تنظیم شده که منابع اصلی تداوم زندگی در اختیار عده ای محدود نگه داشته شود.
من فکر می کنم که چاره اساسی ما مردم زحمتکش چه در ایران و چه در سایر نقاط دنیا این است که امورات زندگی اجتماعی خود را خودمان مدیریت کنیم و به امید مذهبیون، سرمایه دارها، نخبگان و سیاستمداران رهبری طلب ننشینیم. در اوقاتی که ما سخت به کار مشغولیم، آنها در حال نقشه کشی برای کار بیشتر کشیدن و سرکوب نیازها و تمایلات انسانی ما می باشند. آنها در این فن ماهر می شوند و ما در این فن خنگ و خرفت.
منطق زندگی حکم می کند که تا آنجا که امکان دارد برای حاکمین کار و جانفشانی نکرد، اوقات بوجود آمده را صرف بوجود آوردن مدیریت جمعی امورات زندگی نمود تا بدریج قدرت حاکمین تضعیف شود. آنها به زمان و نیروی کار ما احتیاج دارند. اینها را باید از آنها بتدریج گرفت. با گرفتن این دو چیز از حاکمین، آنها به اشخاصی در رتیه خود ما تنزل خواهند کرد و خواهیم دید که تمام تقدس و تکبر خود را از دست خواهند داد. قدرت آنها از ماست، قدرت ما از آنها نیست، قدرت ما از نیروی فکری و جسمی خود ما می آید. اگر ما برای زندگی و نیروی کار فکری و جسمی خود ارزش قائل نباشیم، در واقع برای حاکمان و چاقو کشان و تیر اندازان آنها مفت کار می کنیم و با دست خودمان آنها را علیه خودمان بوجود می آوریم.
دشمنان آزادی ما زحمتکشان همیشه از کاستی های ما بوجود می آیند، این حفیقت جامعه انسانی بدینگونه ادامه خواهد یافت تا آن روز که هر فردی در یابد که کارش با ارزش ترین نوع ارزش هاست.


نام:   ali
ای-میل:  
10:06 29 خرداد 1388
maghaaleh Fisk , kaament-haa.a

http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20090614234657.html

نام:   sepideh
ای-میل:   sepidroo@yahoo.de
02:09 27 خرداد 1388
کلیپ جدید از کافران بی نام در حمایت از حرکت اعتراضی مردم در ایران

http://www.youtube.com/watch?v=QkOf7JyrcAA

نام:   Ben
ای-میل:   big_ben8884@yahoo.de
12:20 25 خرداد 1388
کلیپ زیبایی از کافران بی نام در حمایت از حرکت اعتراضی مردم در ایران

http://www.youtube.com/watch?v=WucKqIJhIOU

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
12:59 18 خرداد 1388
با سلام ودرود......واما بعد......!! " اينها " رو دستكم نگيريد. مكر " شيخ و ملا" سابقه چند صد ساله دارد . به قول خودشان براي فريب " كلاهي ها و عوام " و تتميع شان " جريان سازي " ميكنند .نگاه كنيد به " جمع اوري " توده اي و مجاهد و چريك . حزب توده از طرف " ابر قدرتي " ان موقع سازماندهي و پشتي باني ميشد كه بر " نصف " دنيا حكومت ميكرد و شايد قوي ترين سازمان اطلاعاتي جهان را در ان موقع داشت . مجاهدين و چريكها هم " انسجام " و سازماندهي قوي داشتند / و واقيعت اين است در مقابل اين " مكاران بيرحم " باز مانند . الان هم " دقيقه نود " براي نظام است . "مطالبات و توقعات مردم " به مرحله اي رسيده كه برنامه اي از نوع " فتنه خاتمي " جواب نميدهد و نظام دست به توطئه و برنامه " اصلاحاتي " سازمان يافته خودش زده است . تاريخ مصرف احمدي نژاد تمام شده و با " اعلم " كردن كروبي و موسوي " مديريت " به اصطلاح " اصلاحات و مطالبات " را در دست گرفته تاآ ن شود كه خودش مي خواهد و از اين مرحله براي رژيم " ناگريز " است . اگاه باشيم و هوشيار و ازاصول " سرنگوني و تغيرات بنيادي " دور نشوييم و در دام مكر ملا يان گرفتار نشويم . " موسوي و كروبي و رضايي و احمدي نژاد " اسبان اصطبل ملايان هستند و " گاري " انهارو مي كشند و به مردم در راه ماند ه ما كاري ندارند . تنها راه " انقلاب " است / حتي با خشونت. به قول "سا رتر" :اگر "قهر"از همين امشب شروع ميشد و "ستم و استثمار"هر گز در اين دنيا وجود نمي داشت / شايد عدم خشونتي كه شما تجويز مي كنيد مي توانست " دعوا " را آرام كند / ولي اگر تمامي رژيم و حتي انديشه هاي " غير خشن " شما پرورده يك "ستمگري هزار ساله" است .سكوت و بي حركتي شما / جز اين كه شما را در " صف ستمگران " قرار دهد كاري نمي كند ........به هوش

نام:   جلال
ای-میل:   SOCIALISTMAG@GMAIL.COM
16:32 6 خرداد 1388
نشریه دانشجویی سوسیالیست با عنوان: انتخابات، دورنمای سیاسی- اقتصادی جامعه و وظایف جنبش کارگری- سوسیالیستی بخوانید
WWW.SOCIALISTMAG.BLOGFA.COM

نام:  
ای-میل:  
15:20 30 اردیبهشت 1388
باسلام ودرود ..... چقدر دلم براي ديدن سايت تنگ شده بود . سي و چهار روز در خدمت - مهرورزان .!! اداره اطلاعات قم بوديم ." هم كباب بود هم رباب" هم فال هم تماشا .!! در اخر هم " حلاليت " و " مهر حفظ اسرار " برلب ما زدن . پسرم كه در دبيرستان كلاس " ادبيات" دبير حزب اللهي و جان فداي " پديده هزاره سوم " در اعتراض به كم كاري درسي و " روضه خواني " به تعطيلي كشانده بود - با كزارش ايشان و مسئولين بي لياقت تر از خودش - با هجوم ماموران " اطلاعات ناجا " او رادر مدرسه ودر مقابل چشم بقيه دستگير مي كنند . سپس همراه او به منزل رفته - به زور وارد وشروع به تفتيش نموده بودنند . تارسيدم تمامي وسائل اعم از كامپيوتر و هرچه سي دي وفيلم - ماهواره و بسياري از كتابهاي - كتابخانه و حتي دفتر شعر پسرم و ياداشتهاي و فيشهاي قديمي مرا نيز جمع اوري كرده بودنند . به پسرم نيز دستبند زده بودنند . فرزند پنج ساله ام و همسرم نيز كه در موقع مراجعه خواب بوده - به شدت ترسيده و شوكه شده بودنند . صورت جلسه مي كردنند كه رسيدم . وقتي از انها حكم ورود و كارت شناسايي خواستم - فقط حكم ورود نا خواناي را نشانم دادنند كه مهر دادگاه انقلاب داشت . در گيري من با انان با اعتراض اينكه چه كسي به شما اجازه داده روي مبلمان خانه من بنشينيد اغاز شد و در مورد اتهام پسرم ادامه پيدا كرد . " مهدوي " نامي كه سرپرست ماموران بود با من درگير شد و من را نيز در جلوي چشمان زن و فرزندانم دستبند زد ودر مقابل اعتراض همسرم گفت " سوزن به جوال دوز ميره - نخ به طناب " نگران نباشيد - جفتشون را " صالح " ميكنيم و براتون بر ميگردونيم و خيلي چيزهاي ديگه..... هردو ما را با دو ماشين جداگانه به " اطلاعات ناجا " در خيابان امام جنب" وظيفه عمومي" بردنند . در راه و قبل از بازجويي هرچه اعتراض كردم كه فرزندم " هفده ساله و صغير " است اقايون " متشرع" - و " عاقله " اين بچه من هستم - او رها كنيد و من را ببريد - جز تحقير و مسخره كردن چيزي عايدمان نشد . با اينكه هوا تاريك شده بود - به محض رسيدن ما را به سالني بردنند كه اول ان اتيكت " پليس عمليات ويژه " بود . قبل از ورود ما را چشبند زدنند و اعتراض نيز تاثري نداشت.پسرم به شدت ترسيده بود و بعدا به قول خودش نگران عواقب مسئله و من بود . وقتي ازسر دلداري به او گفتم نترسد و قوي باشد - چون كاري نكرديم كه اينها شلوغش كردن - در كنار پسرم شروع به فحاشي وپس گردني زدن به من كردن .از هم جدا و حدود هيجده ساعت مرا بدون غذا و فقط مقداري اب در سلولي تاريك نگه داشتند . در اعتراض به اينكه فرزندم ناراحتي روده اي دارد و مريض نيز - فقط يك بار ماموري از پشت در گفت نگران نباش " جاش كويته" . تو وضعت از اون بدتر فكر خودت باش و گفت " ميمون تو حموم داشت ك... ميسوخت بچه اشو گذاشت زيرش نشست روش / توم اگه ميسوزه / همين كارو بكن / افاقه مي كنه ..!1 فقط روايت مي كنم ونه تحليل و نظر كه اگه دوباره اومدن سراغم - شرح ماوقع را گفته باشم . از يازده صبح بازجويي شروع شد / تمامي گذشته من و همسرم را در اورده بودنند .با اينكه نسبي با " هزار فاميل " داريم / و اينها بر سر " سفره " انان نشستند و " نمك گير " / باز توهين وتحقير . باز شب را مهمان بوديم با همان پذيرايي . در روز بعد گذاشتند پسرم را چنددقيقه اي ببينم / نه از سر لطف بل به واسطه تو صيه ها و تلفنهاي " هزاز فاميل " .خدمت دادستان محترم " جناب گنجي " به اتفاق رسيديم . با توجه به " حسن سابقه " ايشان با متهمين / با ما به گونه اي ديگر برخورد كرده / از الطاف خفيه ايشان بهرمند شديم . ولي امان از نمك نشناسي ما . ورق برگشت و" مغضو ب آقا" . پرونده را به شعبه " پنچ بازرپرسي " ارجاع " و همان نمكنشناسي تكرار . قرار سند صادر كرد براي هر دو به اتهام " ايجاد اخلال در امنيت / تشويش اذهان / در گيري با ظابطين . براي فرزندم سند گذاشته بالاجبار / و خودم گفتم " مي خوابم " ./ به " پروانه كسب و فيش حقوقي " نيز رضايت ندادم . سي دو روز در بازداشتگاه بودم / اخر نيم من شدنند و خودم را " ضامن خودم " كردنند و ازاد تا روز دادگاه.......برتولت برشت : با پلنگان جنگيدم و پيروز شدم ولي دريغا از " خرچوسنها " شكست خوردم .

نام:   ali
ای-میل:  
10:26 27 اردیبهشت 1388
....

کدام الزام حسينيان، و همگنان پنهانش در جبهه مخالف با او را، که به زودي آشکار خواهند شد، به تجديد هياهو در پيرامون «قتل‌هاي زنجيره‌اي» در اين برهه از زمان واداشته است؟ اين هياهو در آستانه انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري اسلامي ايران از سر گرفته مي‌شود. تشديد تعارضات داخلي جمهوري اسلامي ايران و سوق دادن آن به سمت درگيري‌هاي شديد و خونين از اهداف اصلي پروژه «قتل‌هاي زنجيره‌اي» بود که در بازجويي‌هاي متهمان واقعه فوق به‌طور مکرر جزئيات آن تشريح شده. اين همان رويه‌اي است که حسينيان از آغاز تا به امروز با جدّيت دنبال مي‌کند. دوّمين الزام، شناسايي و پيگيرد شبکه‌اي مشابه با شبکه ايران در ترکيه از سوي دولت اسلام‌گراي اردوغان است. شبکه ترکيه، که به «ارگنه کن» شهرت يافته، داراي پيوندهاي تنگاتنگ با شبکه ايران بوده و عملکردهاي مشابه داشته است؛ از قتل‌هاي زنجيره‌اي تا بمب‌گذاري‌هاي زنجيره‌اي. هم‌اکنون نيز، با تداوم پيگيري دولت اسلام‌گراي ترکيه براي کشف اين شبکه شاهد تهديدها و انفجارهاي زنجيره‌اي در ترکيه هستيم. چنان‌که پيش‌تر نوشتم، [1] شبکه ايران داراي دو «پاشنه آشيل» در ترکيه است: اوّل، ترانزيت مواد مخدر افغانستان به اروپا که با همکاري شبکه‌هاي ايران و ترکيه انجام مي‌گيرد؛ دوّم، سفرهاي ايرانيان عضو شبکه پنهان فوق به اسرائيل براي دوره‌هاي آموزشي و ملاقات‌ها يا خريدهاي سرّي که با پشتياني تدارکاتي شبکه ترکيه انجام مي‌گرفت. يکي از اهداف جنجال حسينيان تحت‌الشعاع قرار دادن افشاگري‌هايي است که در زمينه ارتباط ايرانيان مرتبط با ارگنه کن در ترکيه آغاز شده و ادامه خواهد يافت.
.....

http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8803.htm#«قتل‌هاي_زنجيره‌اي»_و_جنجال_جديد_«شبکه_حسينيان»_

...

در يادداشت پيشين نيز گفتم که اصولاً دکتر سيد محمود کاشاني کودتاي 28 مرداد را «کودتا» نمي‌داند. او اين امر را در سخنراني خود در دانشگاه آکسفورد صراحتاً بيان کرد. دغدغه اصلي وي، و ساير بقاياي منسجم حزب زحمتکشان ملّت ايران، بيان نقش اصلي دکتر مظفر بقايي کرماني و علي زهري در کودتاي 28 مرداد است. در واقع، همان‌طور که صراحتاً به ايشان نيز گفته‎ام، سيد محمود کاشاني آن‌قدر که به دفاع از دکتر بقايي دل بسته است، نگران حيثيت و حرمت پدر خويش، مرحوم آيت‌الله کاشاني، نيست.

http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8602.htm#سريال_«پدرخوانده»_و_جنجال_دوباره_سيد_محمود_کاشاني



نام:   ali
ای-میل:  
10:25 27 اردیبهشت 1388
عليرضا مسعودي از طريق نسبي و سببي به خاندان ايرواني تعلق دارد و خويشاوند نزديک رحيم ايرواني است. همسرش نيز از خانواده ايرواني است. برادر زن او، مهرداد ايروانيان، آرشيتکت و پيمانکار بسياري از طرح‌هاي شهرداري شيراز در سال‌هاي پس از انقلاب است. محوطه‌سازي دروازه قرآن و بلوار چمران شيراز کار اوست. در سال 2002 منظره‌سازي دروازه قرآن در ايتاليا لوح تقدير و 110 هزار دلار جايزه گرفت.

محمد رحيم ايرواني متقي (متوفي 12 اسفند 1384 در آمريکا) در دوران پهلوي مالک کارخانه کفش ملّي و در رديف افرادي چون خيامي‌ها، رسول وهاب‌زاده، مراد اريه، حبيب ثابت، جعفر اخوان، منصور ياسيني، حاج محمدتقي برخوردار، لاجوردي‌ها و ديگران، از ثروتمندان سرشناس دوران متأخر پهلوي به‌شمار مي‌رفت. صرفنظر از يهوديان و بهائيان شناخته شده چون مراد اريه و حبيب ثابت، برخي از اين ثروتمندان سرشناس دوران پهلوي يهودي‌تبارند. من از دو منبع آشنا و نزديک به ايرواني‌ها شنيدم که اين خاندان نيز يهودي‌تبار است.

....

http://www.shahbazi.org/Oligarchy/05.htm

من به چشم خود ديده‌ام که چگونه و با چه روش‌هايي همه راه‌ها را به روي نخبگان دانا و پرتلاش و دلسوز انقلاب مي‌بندند تا «نااهلان انقلابي‌نما» پرچم را به دست گيرند و «تاج محل» را به «شهياد» بدل کنند. زماني اين همه را به حساب کاستي‌ها و کژفهمي‌ها و سوء مديريت مديران ناپخته برخاسته از انقلاب مي‌گذاشتم. امروز اين نگاه را ندارم. داستان ما داستان همان «انبار»ي است که مولانا در مثنوي هوشمندانه بيان کرده است:

ما درين انبار گندم مي‌کنيم
گندم جمع آمده گم مي‌کنيم

مي‌نينديشيم آخر ما به هوش
کين خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست
وز فنش انبار ما ويران شدست

اوّل اي جان دفع شر موش کن
وآنگهان در جمع گندم جوش کن

http://www.shahbazi.org/blog/Archive/8707.htm#مولوي_و_فساد_ديوان‌سالاري_ما




نام:   ali
ای-میل:  
15:54 25 اردیبهشت 1388
Propaagaandaa-ye Naazi - JJ2 :a

http://www.youtube.com/watch?v=qI3NpjOM-ZU&feature=related

نام:   ali
ای-میل:  
15:54 25 اردیبهشت 1388
Payaami keh dar zir gozaashtam , edaameh kaament-haa-ye zeyl-e maghaal-e aaghaa-ye Esfehaani , dar mored-e laabi esrael va Ah Nej , mebaashad.a

نام:   ali
ای-میل:  
15:53 25 اردیبهشت 1388
Propaagaandaa-te amrikaayee - JJ2 :a

http://www.youtube.com/watch?v=pjLfyooJQEc

Propaagaandaa-ye Showravi - JJ2:a

http://www.youtube.com/watch?v=FRcBt904OJ0

...Keh albateh hameh tekraar-e baazi ghadimi bood - vali pardeh jadid-tar va ghadri pishrafteh-tar va tkniki-tar....a

Ki-yaa posht-e JJ1 va JJ2 boodan? Posht-e Bolshevik-haa?!Posht-e enghelaab-e Faraanseh?! Posht-e Maazini , Napoleon, va.....??!!Tashkil-e esrael , kontrol-e enghelaab-e Iran va....taalebaan o ben laadan o naft o ghaarat o esaarat-e be-entehaa o bas gostardeh o toolaani va ....?!a

نام:   رفتنى
ای-میل:   raftani2009
22:14 20 فروردین 1388
مننميتونمبةفارسى جيزىبنفيسم

نام:   cheyako
ای-میل:  
16:16 11 فروردین 1388
مصاحبه اختصاصی پایگاه تلاطم با مدیر ویلاگ آیت الله بروجردی.
http://talatomzi.blogsky.com/1388/01/10/post-534/

نام:   مسلم
ای-میل:  
02:58 3 اسفند 1387
از سال 1357 درس نگرفتید. هیچ. لا اقل از اسماعیل هانیه دفاع نکنید که مردم فلستین به روز ما نیفتند. حزب الله را باید در نطفه خفه کرد. آن فیلسوف آلمانی درست گفت : خدا مرد. خدا را باید کشت.

نام:   عبدالواجد حقجو
ای-میل:   @wajid
20:21 19 بهمن 1387
درزندكي من يك خاطره بسيارغمكين درباره عشق ميباشد

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
12:24 15 بهمن 1387
رهبری و احمدی نجات که باند حاکم قدرت و ثروت و سیاست یک طرف .." با همه امکانات" ..." با همه امکانات" که به هیچ قیمتی حاضر به ترک میدان نیستند / یک طرف ---" روباها "-................طرف دیگر / .. خاتمی که در سه سال و اندی پیش موقع رفتنش کسی برایش " دست تکان" ندادو به قول " اهل حوض " / حالا با " یک لا قبا " آمده در مقابل این " قدرت و هیبت " بایستد. --- سمور -..........ولی کی سموری در مقابل روباهها پیروز میدان است . سمور ما با چه " پنجه و دندانی" می تواند بر خیل عظیم " روباهها " مکا رو قدرتمند پیروز میدان شود . شاید با سیاست " روباهها " بیایید" کارگزارشان" شود . نه !! فکر نمی کنم / " روباه باج به سمور نمی دهند"! . ...بذار بیایید / بلکم " تیکه و پاره اش " کنند تا برای همیشه " فتنه خاتمی و دروغ اصلاحات " برای همیشه تمام شود و تکلیف روشن . اسد ممد بیا . در امر خیر حاجت هیچ استخاره نیست . بیا اسد ممد بیا .......تمام -- بدرود

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
12:23 15 بهمن 1387
در گریه الوداع گفت : همین بودم . رفت هم از قدرت و هم از دلها و یادها ." سمور" ما هشت سال فقط یک کار و بلد بود اونم " ریس جمهور " بودن / و چه فرصتی داد به طرف مقابل . طرف مقابل کار خودش را کرد . "احمدی نجات " را اورد --معجزه هزاره دوم و سوم- قلب تپنده محرومان - در خط امام و رهبری - ولای تمام - خدمتگزار محرومان - ریس جمهور " سیار و سیال " ......و خلاصه خیلی کارها رو " خوب " بلد بود .شد روباه مثل ما . ...................روبا ها با اینکه حیواناتی هستند با غریزه و مستعد / ولی خیلی کارها رو بابا روباهه باید یادش میداد / خیلی چیزها رو یادش دادن / خیلی کارها رو هم براش انجام دادن .. خلاصه باند " بابا روباهه " رو آباد کرد و آزاد .. پنجه باز گذاشت بر" مرغها و خروسها و جوجه ها و انگورهای .......مزرعه / که خانه اش پنجره داشت رو به مزرعه پدری .!!!

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
11:06 15 بهمن 1387
" اسد ممد بیا انگلیسی ها ضرب المثلی دارنند که: روباه ها" خیلی کارها رو خوب " بلد هستند ولی سمور ها " یک کار خیلی خوب " بلد هستند . .....خیلی کارها ---خوب ----------- یک کار --- خیلی خوب ..توازن منطقی دارن نه ؟!!-- حالا به مل چه ؟!-- ربطش.............چندروزیست اینجا ( داخل ) بحث داغ ---خاتمی : بیام؟! --- خاتمی : نیام ؟!.." در گرفته " و رسانه ها اعم از همه رقم آتش بیار این "در".تا بازاز انتخابات داغ شه و " مشق دوباره دمکراسی " / مشق شب بزرگترها و کو چکترها . کنار ما هم همسایه " قدیم دشمن " ما هم "مشق دمکراسی " می کنند / منتهی با خط و رسم دیگری . پرت نشیم !! " اسد ممد" و سید خندان اصلاحات /یک طرف و شیخ اصلاحات و کثر امثالهم / " کری" می خوانند برای" اصول گراها" . جماعتی کمثله ما هم نگاهی دارند و نظری بدون تدبیری . "اسد ممد" ماکه انجا "سمور " مثل ماست که ثابت کرده فقط "یک کار خوب" بلد بود اونم ریس جمهور شدن است .ریس جمهور شد و هر حرفی که یک ریس جمهور باید بزند --زد . هر جای که یک ریس جمهور باید برود ---رفت .مبادی اداب بود و دیپلمات تام .شد با کلاس ترین ریس جمهور " ملای " جهان که تنه میزد به ریس جمهوران " مکلای " جهان . اخر رفتنم بعداز هشت سال گفت : من فقط "تدارکاتچی " بودم / که نمی دونم چه ربطی به ریس جمهوری داره در این دنیا / عمله بی جیره ظلم . همه میدانیم در زمان تصدی پر " شوکت و قدرت " ایشان / با ان " تساحل و تسامح " و " جامعه مدنیش " چه اورد بر سر " امیدو جوانهاو نخبه ها و مردم " ان روز گاران . --->

نام:   حسن از قم
ای-میل:  
11:30 13 بهمن 1387
باسلام و درود .........درود و افتخار بر تو فرزاد کمانگر و " همه فرزندان غیرتمند " این مرز و بوم که در هر کجای این دنیا از "سیاه چاله های ارتجاع " تا سرزمین های دور / با هر عقیده و مرام "الویت زندگیشان" برای این مردم "ازادی و اگاهی و عزت " است .شماهای که چون ما دچار " روزمرگی " نیستید و با پروش این " ارزشهای والا " در خودتان / به این مرتبه از "آزادگی و عزت و باور " رسیده اید ........به شما ها "حسودیم میشود . حسرت " شما بودن " در رویاهایم است . ما فقط این " چیزها " را می خوانیم و گاهی " می شنویم و میبینیم / " احساسی داریم و ابرازی" . ما کجا و شما کجا. به اینها توجه و فکر کنید ....:ایا تا به حال به دلیلی هر چند معمولی چند ساعت یا چند روزی در بازداشت یا " زندان " بوده اید . می دانید " زندان " چطور جایست در این " کشور" . اضافه کنید ..شکنجه .. تحقیر .. دوری از امکانات اولیه زندگی حتی محروم بودن از " نوشیدن اب!!و خوابیدن چند ساعت!!" بدون هیچ ارتباط با هیچ کسی " روزها و ماهها . هم صحبتی به عنوان " بازجوی و بازپرسی و دادگاه " با " مغرضانی " که نه " لفظ و معنی " حرف و باور و عقیده شما رامی فهمند و اگر هم بفهمند / طبق " آموزهایشان" خود را به " خریت تام " میزنند و حرف خودشان را. تا کی امثال" کمانگیرها" تاوان "من و شما " را بدهند . تا کی عده ای خاص از "بهترین و مستعدترین " فرزندان این مردم " بهای نپرداخته من و شما" را بپردازند . ما پول داوریم و حقوق بگیریم و د ر" کانون گرم " خانواده به زندگی مشغول . "کسی" فقط برای " کسانمان " باشیم و ای خوش !! . این " سعادت " و " به روزی " را شاکر و مقبول !!. لابد امثال " فرزان " هم چون " کله شان " بوی قرمه سبزی میدهد و خربزه می خورند با لرزش . بکشند/ هان ؟!! لابد ما باید " مشکلات " خودمان را داشته باشیم . حالا!!با" کبابی و ربابی " . واقعا این که بهش " زندگی " میگن از دید " اونا " این ارزشهاست و ازنگاه ما این . واقعا این "زندگی و روزمرگی" من وشما " ارزش و بهای" این چنین باید . برداشت ماها از " ارزشها و عزت و غیرت و سعادت " چیست ؟!!. اگر صحیح است ؟!پس چرا امثال " فرزادها " ان چنینند و انجاهاما اینچنین ؟1درست ماییم و غلط اون / یا بر عکس ؟1 بهای این " آگاهی و باور " چقدر است؟!.بعضی " همه چیز " خود را دادنند حتی " جان". از " جان " دادن تا شعار داد من چقدرراه است. کمی فکر کنیم . هر کس با هر امکاناتی و توانی باید در این "راه " قدم گذاشته و قدمی بردارد /هر طور که می داند و می تواند . اگر مذهبی هستید /در مقابل خدایتان مسولید و اگر نیستید در مقابل مردم . ولی بی تکلیف کسی نباید باشد ............کرد ویران خانه بهر گنج ........وزهمان گنجش کند مهمورتر........................آب راببرید و "جو"را پاک کرد .........بعداز ان در "جو" روان کرد آب خورد . بدرود




نام:   محمود آذری
ای-میل:   puyansiahkal@yahoo.com
21:07 10 بهمن 1387
مطلب پیش رو نوشته رفیق عباس هاشمی از معدود بازماندگان دوره جنگ چریک شهری سازمان چریکهای فدایی خلق ایران است که بر حسب مضمون پاسخی است به خانم مریم سطوت از کادرهای سازمان اکثریت در ازای نگارش خاطراتش و نظرخواهیش از رفیق عباس هاشمی که بدینوسیله برای درج در سایت شما ارسال میشود.



نامه‌ی سرگشاده به "مریم سطوت"
(پاسخ علنی به یک نامه)

سلام متقابل! امیدوارم سرگشاده بودن پاسخ من به نامه‌ات باعث رنجش نشود. علت این‌است که اولا " داستان" را روی سایت گذاشته‌اید. دوم اینکه امری خصوصی در آن نیست. سوم هم اینکه همچنان از داشتن رابطه امتناع می‌کنم و بالاخره این‌که طرح آن را با خوانندگان داستان‌هایت مثبت می‌دانم!
راستش انتظار نداشتم دیگر بار از من نظر بخواهی. چون هم دردیدار تصادفی‌مان در نشست "جمهوری‌خواهان لاییک" در پاریس (سال ٢٠٠١) و هم در دیداری که آخرین بار برای همین موضوع داشتیم، من صراحتا گفته بودم: ١ـ « از وقتی که شنیده‌ام به ’مذاکره با فرح پهلوی ‘رفته‌ای نمی‌توانم حتی همان سلام و علیک گهگاهی را با تو داشته باشم. » ٢ـ و در آخرین دیدار (سال قبل) که عینا به منظور نظرخواهی درباره‌ی " داستان‌"هایت خواهان دیدار شده بودی و نظرم را راجع به این داستان‌ها پرسیده بودی گفتم «ساختگی و فاقد حقیقت‌اند و به نظرم برای ارضاء مقاصد ویژه‌ی سیاسی و شخصی مینویسی. به همین خاطر برایم جالب نیست و دنبال نمی‌کنم.»
حالا بخش ١٢ آن‌ را به نام "سرگشتگی" برای من فرستادی و این یادداشت را روی‌اش گذاشته‌ای:
« هاشم عزیز سلام. نمی‌دانم داستان‌های مرا دنبال می‌کنی یا علاقه‌ای به آن نداری. ولی این شماره‌ی آخر را برایت می‌فرستم. برایم نظرت مهم است. لطفا با دید یک داستان این نوشته را بخون و نه بیوگرافی. ممنون از اینکه وقت می‌گذاری.»
درست نمی‌فهمم چرا من انتخاب شده‌ام!؟ به ویژه که گفته‌ای " با دید یک داستان این نوشته را بخوان و نه بیوگرافی" داستان که داستان است! باز اگر گفته می‌شد، پرسناژها : A فلانی‌است، B فلانی، و من تخیلات‌ام یا نکاتی را راجع به آن واقعه نوشته‌ام، نظر تو چیست؟ می‌توانست قابل فهم باشد. اما من دیگر چه می‌توانم در مورد داستان‌هایت بگویم در حالی‌که قبلا نظرم را صراحتا شنیده بودی!؟ باشد، حال که نظر مرا می‌خواهی، نظرم را در مورد «داستان ـ خاطره» نویسی، سبکی که بدان علاقه نشان داده‌ای می‌گویم. گر چه خودم را چندان صالح نمی‌دانم ولی چند نکته‌ی مهم را که فکر می‌کنم ضروری‌ست برایت می‌نویسم:
من فکر می‌کنم «داستان ـ خاطره»‌نویسی می‌بایست ناظر بر حفظ هویت و اصالت هر دو جنبه‌ی «داستان» و «خاطره» باشد. یکی ساخت قصه یا داستان است و دیگری امانت‌داری خاطرات. به ویژه اگر خاطرات جنبه‌ی تاریخی، سیاسی و اهمیت ویژه‌ای داشته باشد، می‌بایست توجه ویژه بدان مبذول داشت و در حّد وسواس "امانت‌داری" کرده و اصالت اقوال را حفظ نمود. این بدین معنی‌ست که گفته‌های این و آن عینا در گیومه گذاشته و هر کجا ابهام و ناروشنی و تردید وجود دارد ذکر گردد. دو دیگر این که در چنین «داستان ـ خاطره»‌هایی لااقل هویت و اسامی پرسناژ‌های شهید داستان که خاطره حول آنها می‌چرخد روشن باشد. نکته‌ی دیگر این است که مطلقا نمی‌بایست افکار، نظرات و قضاوت‌های امروزمان را جایگزین دیروز کنیم و یا تخیلات ‌مان را در گیومه بگذاریم و به هر شکل شبه ایجاد کنیم.
با این توضیحات اگر به داستان تو نگاه کنیم آن را فاقد بسیاری از این جنبه‌ها می‌بینیم. البته این هم واقعیتی‌ست که گذشت زمانی طولانی (بالغ بر سی سال) دقت اقوال را کاهش می‌دهد، لذا کار را با دشواری مواجه می‌کند و جنبه‌ی «خاطره»‌ای آن هم به داستان‌پردازی می‌گراید و این می‌شود که می‌بینیم!
بی‌تردید نوشتن خاطرات سیاسی (علی‌ا‌لخصوص) امری ضروری‌ست و پژوهشگران و نسل‌های آتی بدان نیاز مبرم دارند. تو هم که علاقه‌مند به آن هستی. به ویژه می‌بینم به کژاندیشی‌ها و کژرفتاری‌ها و خشونت و جنایت حساسیت نشان داده‌ای، پیشنهاد می‌کنم تا دیر نشده و از حافظه‌ات دور نشده، خاطرات بعد از انقلاب‌ات را هم بنویس، از همکاری با جمهوری‌اسلامی و موّدت‌تان با قدرت حاکمه، و اگر این قسمت را دوست نداری، قسمت مهاجرت به شوروی و رفتار "رهبران" با برخی اعضای "مسئله‌دار" که موجب پریشانی، خودکشی و بیماریهای روانی علاج‌ناپذیر شده‌اند و یا ضد کمونیست شده و به همکاری با دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم پرداخته‌اند، بنویس.
از چشم یک نویسنده در این اعمال هم جنایت نهفته است. جنایتی بدون خون! از آپارات تشکیلاتی‌تان، از دسته‌بندی‌ها، قدرت‌طلبی‌ها و خشونت‌ی که علیه مخالفین "باند رهبری" اعمال می‌شد بنویس. این‌ها هم نوعی قتل هستند. و میدانی که جزء معدود کسانی هستی که لااقل به دلیل موقعیت ویژه‌ی شوهر‌ت "ماشاالله" (مهدی فتاپور) در جریان مستقیم همه‌ی این اعمال و کژی‌ها بوده‌ای و با وجود آثار و اسنادی که هنوز باقی‌ست، برای نوشتن خاطراتی که اهمیت تاریخی و سیاسی‌ی به سزایی دارند چیزی کم نداری. امروز تو دیگر یک عضو ساده و حاشیه‌ای یا "مسئله‌دار" نیستی. یا به قول خودت "یک دختر جوان"! تو حالا پنجاه را پشت سر داری و از عناصر "رهبری اکثریت"، و سرشار از خاطره‌ای. این خاطرات را بنویس و به نظر من چه بهتر که جنبه‌ی داستانی نداشته باشد و فقط خاطره باشد. زیرا وقایعی که از آن گذشته‌ای نیازی به عنصر تخیل و ایماژیناسیون ‌های عجیب و غریب ندارد و هر واقعه‌اش سرشار از سوررئالیزم و اعجاب است. به خودت نگاه کن: در سال‌های آخر عمر ستم‌شاهی برای آزادی و رهایی خلق به چریک‌های فدایی خلق پیوستی با انقلاب، جانب ارتجاع مذهبی را گرفتی! از ارتجاع مذهبی گریختی به شوروی رفتی کنار حکومت شوروی موضع گرفتی و به مخالفین آن در تشکیلات اجازه‌ی انتقاد نمیدادی! از شوروی گریختی به اروپا آمدی. با «شهبانو فرح» دیدار کردی...! شگفتا فی‌الحال خود حکایتی هستی و نمیدانی! راه دور نرو همین‌ها را بنویس خاطرات چریکی‌ات در مقابل این همه خاطره‌ی واقعی و مهم که در آن نقش داشته‌ای بسیار ناچیزند. اگر بنویسی بیشتر میفهمی چه می‌گویم. من ایمان دارم جنایتی که در قتل «رفیق عبدالله پنجه‌شاهی» اعمال شده است و تو از آن ناراحتی، یک هزارم آنچه که «رهبری اکثریت» مرتکب شده است نیست! منظورم لو دادن مخالفین و همکاری با کمیته‌هاست.
تو مخالف خشونت، جنایت، قتل و بی‌عدالتی هستی؟! این‌ها را بنویس . نکند هنوز نمیدانی که «رهبری اکثریت» که تو هم یار و یاورش بوده‌ای چه کرده‌است؟! یا نکند «عبدالله پنجه‌شاهی» خونش با هزاران انقلابی دیگر فرق داشته است که اینچنین برای شما (البته برای "پژوهشگران جمهوری اسلامی" هم) برجسته شده است؟!
البته نه اینکه بخواهم اهمیت آن واقعه را کم کنم (جنایت، جنایت است اما خرد و کلان دارد. شما به خُرد چسبیده‌اید و کلامی از کلان نمی‌گویید). به هر رو هم تو میدانی و هم اسناد گواهی می‌دهند، خود اولین کسی هستم که راجع به طرح این جنایت با این و آن صحبت کرده و آن‌را محکوم کرده‌ام. این ماجرا یعنی طرح علنی آن در تشکیلات، مربوط به سال اول پس از انقلاب است که هدف من ترغیب اعضاء به محکومیت آن بود. اما درست این ماجرا با شکل‌گیری‌ی گرایش «اکثریت» و طرح همکاری آن با جمهوری اسلامی هم‌زمان شد و مسئله‌ی مرگ و زندگی هزاران «عبدالله پنجه‌شاهی» جلوی چشممان قرار گرفت، خود به خود موضوع این جنایت جایش را به چاره‌جویی و گرد‌آوری قوا برای مبارزه‌ای نظری با گرایش فاجعه‌باری که در حال اتفاق بود داد.
امروز هم که نگاه می‌کنم علی‌رغم اهمیت‌ی که این واقعه دارد و بی‌چون و چرا باید محکوم شود، اشتباهات پس از انقلاب سازمان را مبنی بر همکاری با جمهوری اسلامی هزار بار خونبار‌تر از آن می‌بینم و اهمیت بررسی آن را هزار بار مهم‌تر می‌دانم و شاید صاحب یک ریشه باشند. به همین جهت خاطرات واقعی خود شما اهمیت بسیار دارند. اگر آن عمل را عده‌ای با محدودیت‌های آن‌زمان توجیه کرده‌اند، اعمال خوشونت‌بار درون حزبیِ تشکیلاتی علنی، آن هم در خارج از مرزها نشان از چه دارد؟! این ها را بنویس تا دیر نشده. اگر باز این‌ها را هم دوست نداری لااقل از خاطره‌ی «مذاکره با فرح پهلوی» بنویس تا مردم بفهمند بعضی از «فداییان خلق»، "آنچه خوبان همه دارند به یک‌جا دارند!"
من تا حدی تو را می‌شناسم. اصفهان‌ات را به خاطر دارم. گرچه کوتاه با هم بوده‌ایم اما داستان‌ات خیلی از واقعیت‌ها و حتی از خودت دور است. همانطور که گفتم طول زمان و تخیل را در آن دخیل می‌بینم. به همین خاطر پیشنهاد می‌کنم راه دور نرو و به ذهنت فشار نیاور علی‌الخصوص که شما‌ها با گذشته‌ی چریکی تصفیه حساب‌هایتان را کرده‌اید. از سال‌های اخیر که به خاطر داری بنویس، نترس. حتی اگر نصف شهامت و روحیه‌ای را که در آن شرایط مخفی از خودت و "زبان"ات تشریح کرده‌ای به خرج دهی هم قهرمانی بزرگ میشوی و هم داستان‌هایت " بست سِلِر" خواهند شد. نترس بنویس. اما واقعیت را بنویس!
بیست و دوم ژانویه ٢٠٠٩
هاشم


بازگشت


Webmaster:   استفاه از مطالب روشنگرى با ذكر ماخذ آزاد مىباشد